شهید آوینی

با سلام به حرف دلی های سایت شهید آوینی

همانند سنوات گذشته از تمامی دوستان دعوت می شود با نوشتن حرف دل های خود در ایام سالگرد شهادت سید شهیدان اهل قلم در تکمیل قسمتی از ویژه نامه سایت به نام حرف دل با شهید آوینی ما را یاری رسانند.

برای مشاهده حرف دل ها در سال های گذشته بر روی لینک روبرو کلیک کنید:

«زیباترین حرف دل ها در سال:1388 - 1389 - 1390 - 1391»

زیباترین حرف دل های سال1391
1- عطیه از کربلا

باسلام وصلوات برمحمد وآل محمد
درود وسلام بردوستان واهالی حرف دل
به بهانه سالروز شهادت سید مرتضی آوینی
احتمالاً زمستان سال 68 بود كه در تالار انديشه فيلمي را نمايش دادند كه اجازه اكران از وزارت ارشاد نگرفته بود. سالن پر بود از هنرمندان، فيلمسازان، نويسندگان و ... در جايي از فيلم آگاهانه يا ناآگاهانه، داشت به حضرت زهرا سلام الله عليها بي ادبي مي‌شد. من اين را فهميدم. لابد ديگران هم همين طور، ولي همه لال شديم و دم بر نياورديم. با جهان بيني روشنفكري خودمان قضيه را حل كرديم. طرف هنرمند بزرگي است و حتما منظوري دارد و انتقادي است بر فرهنگ مردم اما يك نفر نتوانست ساكت بنشيند و داد زد: خدا لعنتت كند! چرا داري توهين مي‌كني؟!
همه سرها به سويش برگشت در رديف‌هاي وسط آقايي بود چهل و چند ساله با سيمايي بسيار جذاب و نوراني. كلاهي مشكي بر سرش بود و اوركتي سبز بر تنش. از بغل دستي‌ام (سعيد رنجبر) پرسيدم: آقا را مي‌شناسي؟
گفت: سيد مرتضي آوینی
برای روح آقاسید بزرگوارووالده محترمشون صلواتی رامرحمت بفرمائید
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

2- ابوطالب از شیراز

الهی! اگر جز سوختگان را به ضیافت خود نمی خوانی، ما را بسوز! آنچنان که هیچ کس را آنگونه نسوخته باشی......(شهید آوینی)
این حدیث رو هم از ما یادگاری داشته باشین:
هر کس بتواند کار حرامی انجام دهد ولی آنرا فقط به خاطر ترس از خدارهاکند،خداوند پیش از آخرت و در همین دنیا بهتر از آنرا به او می دهد.پیامبر اکرم(ص)

3- غریب از تنهایی

سلام سید جان سالگرد شهادتت مبارک انشالله که بتونم حق شمارو که برای ارامش ما رفتید ادا کنم
دیشب موقع شام بود که اسمتو توی اخبار اومد بقض گلومو گرفتم به زور لقمه دهنمو قورت دادم اشک از چشمام سرازیر شد سید جان کمکم کن تورو به مادرت فاطمه زهرا دستمو بگیر امروز هم که دلم خیلی خیلی گرفته فقط دوست دارم یک جای خلوت پیدا کنم با صدای بلند داد بزنم گریه کنم برای خودم که گنهکارم واز قافله جا موندم .
برای خدا که خیلی تنهاست برای اقام امام زمان(عج) که غریبه
برای شما که خونتون پایمال شده
سید جان کمکم کن

4- خواهر از اصفهان

هر سال فروردین که می شود دلم هوایی بهشت زهرا(سلام الله علیها) می شود دلتنگ مزار شما، و چقدر مهربانی که همیشه دیدارت را مهیا کرده ای امسال دلتنگ دیدار خودتانم ...

5- پویان از ممسنی

هر گاه به بدن در خون خفته ات مینگرم جلوه ای از قتلگاه حسین(ع) را میبینم گویی فکه کربلا بوده و تو یار جدا مانده از حسین(ع).
مرتضی عزیز امروز ما همه قلم تو را در دست داریم وبا قلم هایمان تا اخرین قطره جوهر پشت ارمانهای اسلام علوی ایستاده ایم.

6- نمیدونم کی از نمی دونم کجا

سید جان شهادتت مبارک

7- خاک از ایثار

به نام خدا
سلام به همه دوستان حرف دلی
امیدوارم بهره ی کافی رو از این ایام ببرید
روز شهادت سید بزرگوار گرامی
===============
شهادت لباس تک‌سایزی است که باید تن آدم به اندازه آن در آید، هر وقت به سایز این لباس تک سایز درآمدی، پرواز می‌کنی، مطمئن باش !
ســ ــید مـــ ر تــضــی آوینی
===============
التماس دعا
یا علی

8- ذاکر اهل بیت مهدی بهمنی نیا  از اهواز

حاج مرتضی سلام.دلم خیلی حرف دارد دنبال محرم میگردم خون دل می خورم چه زیبا گفتی خون دل خوردن برای امام خامنه ای زیباترست . انشاءالله خواهم نوشت برایت . متنظر باش . ولی بالا غیرتاً یه کاری کن که یه مرد پیدا بشه مشکل رو حل کنه . یا زهرا. آرزومند شهادت با ولایت تا ظهور.

9- بنده ی خدا از جزیره ی مجنون

بسم رب الشهداء و الصدیقین
السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)
سلام بر سرداران و سربازان و قلعه نشینان گرانقدر قلعه ی آقا سید مرتضای آوینی
سید شهیدان قلم فرمودند :
با بهاران روزی نو می رسد
و ما همچنان
چشم به راه روزگاری نو .
اکنون که جهان و جهانیان مرده اند ،
آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سر رسد ؟
و یحی الارض بعد موتها ...
خدایا ، ما را به خیل شهیدان ، متصل بگردان
اللهم ارزقنی توفیق الشهاده فی سبیلک
یا علی مددی

10- فاطمه از زیر آسمان

به بهانه سالروز شهادتت:

- گفتم دلم بیقرار است و نا آرام و تو گفتی «قرار دل عشاق در بی قراری است».

- گفتم این چه سری است که اینچنین سر گشته ایم در برزخ میان عقل و عشق؟ و تو گفتی «این هر دو عقل و عشق را خداوند آفرید تا وجود انسان در حیرت میان عقل وعشق معنا شود.»

یادت هست که چگونه مسحور سخنانت گشته بودم و چقدر دلم میخواست که چون تو بگویم و بنویسم و وقتی از تو پرسیدم که آیا فلسفه خوانده ای؟و تو در جوابم گفتی«باید پذیرفت که تظاهر به دانایی هرگز جایگزین دانایی نمیشود و حتی از این بالاتر دانایی نیز با تحصیل فلسفه حاصل نمیشود.»

یادت هست وقتی در نگاهم شک را دیدی و من شرمسار چشمم را فرو بستم گفتی: «تا شک نباشد کی میتوان به یقین رسید و تا شب نباشد کی میتوان به حقیقت نور واصل شد». گفتمت چرا اینگونه ؟چرا خون ؟و تو گفتی: «در عالم رازی هست که جز به بهای خون فاش نمیشود».

11- ذاکر اهل بیت مهدی بهمنی نیا  از اهواز

سلام سید عزیز
آمدی نبودیم، دعا کن به امید اینکه در بهشت به قرارمان برسیم.

12- محسن تاجيك از عفريته هاي شهر دوزخي (تهران)

شهيد آويني مانده است و ما رفته ايم. ما همان زنده هايي هستيم كه شهيد آويني روزي از آنها گفت...

13- ع ع م  از رشت

ایکاش دغدغه های ذهنی تو را هنر مندان امروز ما داشتند تا در کوچه پس کوچه های شهرمان که راه می رویم غم غریبی در مملکتی که به اسم امام زمان عج بر پا شده تمام وجودمان را به آتش نمیکشید و...بگذار گلایه های همیشگی را ناتمام بگذارم و از تو که خود شاهدترینی بر احوالات ما بر دلتنگی های ما بر ضربه هایی که از دشمنان دوست نمامی خوریم بر تنهایی تحمیل شده غمبار علی ما بر و بر و بر ... خودت خوب می دانی دعایمان کن !ای گواه همیشه تاریخ! اینروزها اوضاع خوبی نداریم ...جای شهدا حسابی خالیست دعایمان کن!

14- محتاج و نيازمند دعا از تهران

سيد بزرگوار
تو نه تعريف بلكه تبلور فداكاري در آشفته بازار رباتهاي انسان نما بودي...
از لحظه توقف قلب مهربانت... گوئي نبض زمان هم كندتر مي زند و فرصتي ميدهد تا افكار و عقايد و نگاره هاي معصومانه ات در تداعي احياء كننده اي آرام بخش قلب پريشانمان باشد...
سيد جان براي تو مي نويسم كه از لحظه اي كه در اين فضاي مجازي با اميد به رحمت حق به دنبال شفاعتت پاي به خانه ات نهادم... هر روز با تصوير گويايت حرف زدم و بعد از شش سال صبر و توكل ، دست به دامان پاك و بهشتيت شدم تا براي رفع مشكل زندگيم مرا نزد ائمه كه همنشينشان در بهشت برزخي و نزد حق تعالي كه از جانبش روزي داري شفاعت كني... اما دريغ....!!!
و امروز كه سالروز عروج ملكوتيت و همراهيت با آسمانيهاست براي تو مي نويسم.... اما با دلي پر دردتر... من رها نشده و به مقصود نرسيده از گرفتاري و مشكل بزرگ زندگيم.... با غم و درد بيماري خواهرم با اشك و آه به استقبال بهار رفتم...
دلشوره هاي من آواز آن پرنده تنهاست كز شاخسار رنج در حسرت بهار ميگريد... با آنكه عطر بهار در كوچه كوچه شهر و در نگاه خاموش تنديسها جاريست و از سكوت پنجره در قيل و قال خانه ميريزد... اما دلم اين گمشده در سايه سار تنهائي! هنوز چشم به راه غزلخواني شقايق هاست.... و مي گويد : تا آنكه غنچه هاي دلت در سرزمين عاطفه نشكوفد!‌هرگز بهار معناي تازه نخواهد يافت! هرگز صداي چلچله ها با تو حديث شكفتن نخواهد گفت...! من به دنبال بهاري هستم كه در آن روح اعجاز حقيقت دارد....! بي كه آئينه و گل فصل تصويري غمگين بهاران باشد و زمين از شميم نفس نرگس و لادن سرمست... من بوده ام كه شكسته بالي فرشتگان را تلخ گريه ساز كرده ام كه از واي واي ماه... ستاره ستاره سوخت و همين است كه من خاكي ترين عاشقان خاك شده ام و دلم در بارگاه گريه بزرگ شده است و جانم امير گريه هاي غمناكان جهان است...
سيد عزيز !
به پروردگارم عرض كن كه من رد شدم... من از اين همه امتحانهاي پي درپي رفوزه شدم... ديگر پند و اندرز و موعظه هم كارساز نيست... شايد من نميدانم... اما ميدانم كه شلاق خورده تيره ترين و سردترين شبهاي جور هستم ، من زخم خورده يلداي ستم هستم... و منتظر اولين شجاع فجر كه عاشقانه خيز بردارم و بسوي شفق بدوم... ولي افسوس... افسوس... كه نه صداي خودم به معبودم رسيد و نه هيچ بنده اي از بندگان خوب خدا چه ائمه اطهار و معصومين و چه شهدا و مؤمنين شفاعتم را نكرد كه اگر كرده بود.... سيد گله دارم گله اي تلخ و جانسوز...

15- صاعقه از دل

...بسم رب المهدی...
گزیده ای از سخنان شهید اوینی سید شهیدان اهل قلم:
مبادا غافل شویم و روزمرگی ما را از حضور تاریخی خویش غافل کند .
هیچ پرسیده ای که عالم شهادت بر چه شهادت می دهد که نامی اینچنین بر او نهاده اند؟
راه کاروان عشق از میان تاریخ می‌گذرد و هر کسی در هر زمان بدین صلا لبیک گوید، از ملازمان کاروان کربلاست.
پندار ما اینست که ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت آنست که زمان ما را با خود برده است و شهداء مانده اند .
آن آزادی که غرب می گوید رهایی از هر تقید و تعهد است و این آزادی که ما می گوییم نیز رهایی از هر تعلقی است .
امام(ره) به ما آموخت که انتظار در مبارزه است و این بزرگترین پیام او بود و پس از او اگر باز هم امیدی ما را زنده می دارد همین است .
زمان بادی است که می وزد هم هست هم نیست . آنان که ریشه در خاک استوار دارند را از طوفان هراسی نیست . جنگ می آمد تا مردان مرد را بیازماید . جنگ آمده بود تا از خرمشهر دروازه ای به کربلا باز شود .
هنر آنست که بمیری پیش از آنکه بمیرانندت و مبدا و منشا حیات آنانند که چنین مرده اند .
ساحل را دیده ای که چگونه در آینه آب وارونه انعکاس یافته است ؟ سرّ آن که دهر بر مراد سفلگان می چرخد این است که دنیا وارونه ی آخرت است .
پرستو را با گرما عهدی است که هر بهار تازه می شود وطن پرستو بهار است و اگر بهار مهاجر است از پرستو مخواه که بماند.
این دشمن با خیل عظیمی از آهن به مصاف ایمان آمده است و بچه‌ها، همان بچه‌های محله‌ی من و تو، کشاورزهای روستا، طلبه‌های گمنام حوزه‌ها، همان بچه‌هایی که اینجا و آنجا در مساجد و نماز جمعه می‌بینی، همان بچه‌ها در برابر تمامیت کفر و ماشین جهنمی جنگش ایستاده‌اند، و تو می‌دانی که پیروزی با کیست.
ای شقایق های آتش گرفته دل خونین ما شقایقی ست که داغ شهادت شما را بر خود دارد آیا آن روز نیز خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید؟ ...
ای شهید؛
ای آنکه برکرانه ی ازلی وابدی عالم وجود برنشسته ای دستی برآر و ماقبرستان نشینان عادات سخیف را نیز ازاین منجلاب بیرون کش.
عجب ازاین عقل باژگونه که ما رادرجست و جوی شهدابه قبرستان ها می کشانَد!
اللهم ارزقنا رویت قائم آل محمد
التماس دعا...یامهدی*

16- حسین از کرمانشاه

کاش مرتضی برای نسل امروز باقی می ماند هر چند که ماندن او در رفتن بود و چه بد است که مرتضی المثنی ندارد ...

17- گمنام از ایران

شهادت هنر مردان خداست
از دانشکده هنر دنیا فارغ التحصیل شدید سید جان! سالروز ورودت را به دانشکده هنرهای عشق بازی تبریک میگوییم کاش ما نیز گمنامان دانشکده معرفتتان باشیم.

18- اینجا خدا نیست از آبادان

خطاب به شهید آوینی :
گر چه نه پلاک و نه جسد میبینیم
بعد از تو هنوز مستند میبینیم
دیگر خبر از روایت فتح تو نیست
هر هفته دوشنبه ها ۹۰ میبینیم .

19- جعفرزارع از ارسنجان

ای شهید سرفراز ای سید والامقام
پیروو دلباخته، درخدمت راه امام
جاودان می مانی ونام بلندت تاابد
لایق تحسین وتمجیدو تعاریف وسلام
راوی دلدادگان کوی ایمانی وعشق
صاحب علم وادب روشنگر عقل وکلام
رحمت ونورخداارزانیت ای مردحق
یاد توتابنده وزندست ای نیکو مرام
گرچه رفتی ودل ماسوخت از دوری تو
هست آثار خوشت برزخم دلها التیام
خدارحمت کند سید شهیدان اهل قلم جناب آقای سید مرتضی آوینی

20- راستین از غریبم

سلام سید مرتضی شهادتت مبارک.چه حسه قشنگیه وقتی بایه شهید درد دل کنی.کاش منم دوست داشته باشی.من چیز زیادی نمیدونم ازت اما خیلی دوستت دارم.کاش یه شب بیای بخوابم.چه حس قشنگیه وقتی باهات حرف میزنم آرومم.سیدی،شهیدی، دستمون رو بگیر ما جوونیم دعا کن عاقبت بخیرشیم.برامون خیلی دعاکن.بازم شهادتت مبارک.خیلی دوستت دارم حاجی.

21- پیام از بهشت

*** شهید سید مرتضی آوینی ***
شيطان حكومت خويش را بر ضعف‌ها و ترس‌ها و عادات ما بنا كرده است
و اگر تو نترسي و از عادات مذموم خويش دست برداري
و ضعف خويش را با كمال خليفه‌اللهي جبران كني،
ديگر شيطان را بر تو تسلطي نيست.
**از کتاب گنجینه آسمانی**

22- مریم از نزدیکی خدا

به نام آسمانی ترین مهربانی
سلام آقا سید
این روزها سرشارم از نمی دانم ها و باید ها و نبایدهای روزگار....... حس غریبی است روزگار من ! اما شما همیشه و همیشه هستید .... ردپایتان راهنمای روزگارم شده است و آنچنان که خودتان گفتید ......
** بنگر حیرت عقل را و جرأت عشق را ، بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند! راحلان طریق می دانند که ماندن نیز در رفتن است... **
من نیز... هستم اگر می روم ... گر نروم نیستم
و شما باز هم گفته اید؛
** هرگز جز برای خدا کاری مکن **
و من به دنبال خدایم شهید مهربان ... دعایم کنید
راستی سید، من با شما حس کردم معنای کلام خدا را
** و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله أمواتاً بل أحیاء عند ربهم یرزقون **
ایمان دارم و حقیقت این است که شهدا مانده اند و زمان مرا با خود می کشاند...
پرواز آسمانی تان مبارک
یا علی

23- م.خ.ب از شیراز

سلام بر سیدی که نظرش هستی ام را دگرگون کرد سلام بر اقایی که حرفهای دلش چنان بیمنتهایت وسخاوتمندانه بر قلبم رسوخ کرد که اوازی نوین ازعشق هدیه ام کرد سلام بر دوست دلیرم که راهش ارزویم شد سلام بر بزرگواری که هم با جان مایه گذاشت وهم با قلم سلام بر تمام عاشقان راه خدا سلام بر شهیدان سلام برمولایم مهدی سلام بر علی وحسین وسلام بر فاطمه...

24- محمدی از شهر زیبایی ها

ای شهید عزیز
سالروز هجرت عاشقانه و سرشار از اندیشه ات هزاران تبریک
و شکر که این محفل نورانی به عشق نگاه خدایی شما بر پاست
و دوستانی ملکوتی که همه تلاش دارند چون شمایان لایق دیدار معبود شوند
و انشاالله نصیب همه ی ما شهادت شود و شهدا برای این رسیدن و اوج
گرفتن ما دعا کنید که شما خوبان دورانید و نپسندید ما غافل و از کاروان جاماندگان باشیم
سید بزرگوار
شهادتت مبارک و این شربت گوارا نوشتان باد
آمین یا رب العالمین
بیایید خدارا به این مهربانان قسم دهیم و آمدن آخرین نگاه ولایت را مسألت نماییم.

25- بازمانده از اصفهان

حرف دلم رو باتو ميگم حاجي!دوستام ميگند خيلي قشنگه بايه شهيد دردودل كني.منكه ۳ساله همدمم شدي.خيلي سخته جوابمو ندي .....؟خيلي سخته

26- عبد الله از بیرق ولایت فقیه

حضرت آقای سید مرتضی آوینی:
هر چند زبانم طهارت آن را ندارد که نام بزرگتان را جاری کند اما با لکنت فراوان می گویم: سلام
شرمنده که روز شهادت تان را در تقویم عوض کردند، آخه ما هنوز تفسیر حرفتان را که گفتید انرژی هسته ای در جیگر ما میباشد را نفهمیدیم و اینگونه است که روز شهادت تان را با روز ملی انرژی هسته ای، همخوان نمی دانیم.
ضمنا از فکه امسال هم ممنون.

27- .محمد علیدادی سلیمانی از کهنوج

.بسم رب الشهدا وصدیقین ..انان رفتند تا ما بمانیم بعد از انان ما چه کردیم؟...

سلام... سلام بر فرزند دلیر روح الله..سلام برخورشیدتابناک منظومه ی شهدا..سلام برمردی ازجنس نور جادوگر عرصه ی عشق شهید مرتضی اوینی..مرتضی جون شهادتت رابه توتبریک نمیگویم بلکه تو را به شهادت تبریک میگویم که اینگونه نام شهادت را میدرخشانی ..امیدوارم در صدم ثانیه های زنگیمان دست شما یار و همراهمان باشد ..

28- علیرضا سعادتی فر از مشهد مقدس

سلام ای سید خدا ای مرد باتقوای سنگرهای جبهه و جنگ یادش بخیر اون وقتها که روایت فتح شما پخش می شد من جلوی تلویزیون میخ کوب میشدم و با دیدن اون تصاویر و اون همه رشادت و دلیری و سادگی آرام آرام اشک می ریختم و خجالت می کشیدم که چرا؟ چرا؟ چرا؟ باید در این دوره و زمانه شهدای ما از یادها یروند و ما نتوانیم جواب محبتهای ایشان را بدهیم به راستی ما بعداز شهدا چه کردیم و آیا راه آنان را ادامه دادیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نه اصلا ادامه ندادیم و از آنها دور شدیم و فاصله گرفتیم مگر آنها نرفتند تا بجنگند و از دین و کشور و ناموس خود دفاع و محافظت کنند پس چرا اکنون در جامعه ما بعضی ها با این سرو شکل و با بی آبرویی ظاهر میشوند و این چنین جامعه را به سوی سقوط و منجلاب می کشند به قرآن وقتی بعضی افراد را میبینم که با بی عفتی و بد حجابی در انزار عمومی حاضر میشوند اشک در چشمانم حلقه میزند و بغضی گلویم را می فشارد ای کاش من هم در آن دوران زندگی می کردم و لیاقت داشتم با آنها شهید شوم. امروز دلم خیلی گرفته بود و جای شما خالی رفتم حرم امام رضا(ع) و کلی با آقا حرف زدم و دردو دل کردم و اشک ریختم. نمی دانم چرا حالم اینقدر خراب است از خودم بی زارم ای کاش میتوانستی بهم کمک کنی ای کاش ای کاش

29- خادم الشهدا از تهران

سلام سید عزیز مرتضی
تو رفتی صیاد رفت چراغی هم
میترسم نه برای رفتنتون
نه برای موندنم
نکنه آقامون دامنشو بتکونه!
سید نکنه اهل کوفه باشیم و بگیم مهدی بیا!
سید دعا کن برامون.
سید گفتی کاری جز روضه خواندن بلد نیستی
من میگم همین که نام سیدالشهدا به قلمت آمد و اینهمه عاشق جمع کرد شدی سید شهیدان اهل قلم.
خودمونی گفتم سید اما حرف دلم با هیچ چیز قابل بیان نیست
جز اشکی که نوشتنی نیست.
یا با فاتحه ای گرد گناه از روی سیاه روح مردمون ببر
یا با دمی مسیحایی زنده مون کن
یا علی.

30- فرهاد از بروجرد

ای شقایق های آتش گرفته...
دل خونین ما شقایقی است که داغ شهادت شما را در خود دارد
آیا آنروز نیز خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید؟!!!

31- یاس از تهران

سلام آقا مرتضی،از دیشب بهم ریختم داری چه میکنی با من ؟ داغونم کردی که!بچه بودم وقتی میومدم بهشت زهرا عکستون رو میدیدم کلی ذوق میکردم به به چه شهیدی وقتی اومدم مشهد تنها بودم داغون بودم دنبال استاد راهنما میگشتم یهو از نمایشگاه کتاب فردایی دیگر و فتح خون و گرفتم انگارمیدونستید چه سوالای داشتم که اینطوری جواباشو تو کتابا پیدا کردم آقا مرتضی دیروزبراسالگرد شهادتتون و روز هنر انقلاب اسلامی کلی گشتم متن پیدا کردم مقوا بریدم حرفاتونو نوشتم تا صبح اما نشد بزنم به دیوار!!!یعنی نذاشتن آقا مرتضی چرا؟دارم از بغض خفه میشم بخدا،چرا اینطوری شد؟

32- خروش! از همین دور و برا

یا لطیف...
این روزها که می گذرد انگار باز دلم هوایی می شود...چشمانم خیره به جایی است در فراسوی سکوت .
سید جان !
بچه ها از تو نوشتند و چه زیبا تو را زمزمه کردند و من هر بار که قلم به دست گرفتم دستانم لرزید...
واژه هایم در کوچه پس کوچه های شکوه تو گم بودند و آسمان باز هم فقر و تنگدستی ام را به رُخم می کشید آخر در مقابل تو که سید شهیدان اهل قلمی ، قلم همچون منی باید بشکند و بسوزد و خاکستر شود.
با کدام واژه باید از تو گفت؟ با کدامین حرف؟
به خودم گفتم :
خروش!
خاک بر سرت.
باز هم که داری از قافله عقب می مانی...
سید جان !
کسی نمی داند .
اما لابد تو خوب می دانی که در این دل وامانده چه می گذرد.
دلی که هر روز بی تاب می شود.. ..انگار آب می شود...
مرتضای عزیز!
دلم می خواهد با چشمان خیسم به انتهای افق نگاه کنم و به لبخند عارفانه ات لبخند بزنم و تمام واژه هایم را در نگاه اشک آلودم بریزم و فدای محبتت کنم و در قتلگاه فکّه، مهمان روح بزرگت شوم
سید جان!
هنوز هم فتح را روایت می کنند. اما انگار روایت تو حتی برای فاتحان هم چیز دیگری بود...
عزیز دلم!
خروش را ببخش که جز دلی تنگ و نگاهی پُر تمنا چیزی برایت ندارد...
مرتضای عشق!
دلم تنگ است برایت... نگاهم کن ...تو را به جان فکّه...

33- مجید قصابیان از تهران

دنیا من را به خود گرفته اما میدانم تو هنگام شهادتت هیچ چیز در این دنیا برای دلبستگی نداشتی
ای شهید
ای شاپرکی که مقصدت نور الهیست
دعایم کن تا این روح و تنی که از گل مرداب نشأت گرفته
و همچون آن در آبهای مرده جستجوی غذا میکند
خشک شود
باشد که از سیاهی رویم برای تو قلمی ...
شهادت شهید قلم مبارک

منبع: حرف دل سایت شهید آوینی

Copyright © 2003-2016 - AVINY.COM - All Rights Reserved
logo