شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:  
ایمیل:  اختیاری
شهر:    
درج مطلب
 
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
137906
نام: الهام
شهر: ارومیه
تاریخ: 2/27/2017 8:34:25 PM
کاربر مهمان
  خوشبختی همون لحظه ایست که احساس میکنی خدا کنارت نشسته وتو به احترامش از گناه فاصله میگیری ...تو اوج گرفتاریام هستم اما امروز بعد کلی گریه کردن حالم خوبه نمیدونم شاید قراره همه چیز ب نفع من تموم شه خدایاااا تنها امیدم تویی تنها پناهم تویی کمک حالم باش تنهام نذار خدایاااااااااا خودت یجوری حاجت دلمو روا کن قول میدم قد دارن خوبی باشم خدایااا تورو ب فاطمه زهرااا خودت کارموسروسامون بده یا علی .رویا جان کیف احوال ؟؟خبر مبری ازت ندارم روبراهی ؟؟
137905
نام: جواد آبزن
شهر: استان گلستان گنبدکاووس
تاریخ: 2/27/2017 2:58:30 PM
کاربر مهمان
  خداوندا ایام فاطمیه است
از فاطمه اکتفاء ب نامش نکنیم
137904
نام: ابوالفضل
شهر: یزد
تاریخ: 2/27/2017 12:31:12 PM
کاربر مهمان
  ممنون ازمطالب زیبا خسته نباشیدلطفامداحی مادر چرارنگ ازرخ ماهت پریده"رادر سایت بگذارید.یااگر هست پیدانکردم لطفاجهت جستجوراهنمایی کنید.ممنون
137903
نام: یاغی که آدمش کردند( مهدی)
شهر: زاهدان
تاریخ: 2/27/2017 10:06:27 AM
کاربر مهمان
  ازموقع ازدواجم به این طرف لطف آقا امام زمان (ع) را درسراسرزندگی به عینه مشاهده نمودم .
سال 1381 ه ش چندوقتی از ازدواجم نمی گذشت در خانه ی آپارتمانی که طبقه اول جلوی درب و صحن مسجد طالقانی بودمستقرشدیم . بعداز ظهر یک روز پاییزی تنهادرمنزل بودم و برروی تخت خوابم برد ، احساس سرمای عجیبی به سراغم آمد و ناخودآگاه ازروی تخت پائین آمدم و برروی زمین درازکشیدم و پاهایم رابه طرف آفتاب درازکردم . هنوز چنددقیقه ای نگذشته بود که از طرف قبله که منتهی به دیواربود ، 3نفرهم زمان وارد شدند یک نفر سمت راست جوانی باموهاو محاسنی سیاه رنگ و نفرسمت چپ پیرمردی باموها و محاسنی بلند و سفیدرنگ و آقای وسطی که ایشان هم جوان بودند لیکن صورتشان را به یادنمی آورم اما خوب به یاد دارم لباس تن ایشان لباس رزم بود ، پوتین ایشان کرم رنگ بود . به اتاق واردشدند.
آقا با محاسن و موی سفید باصدایی ملایم آمیخته به محبت ، بهم گفتند: مهدی بلند شو امامت آمده باحالت چهاردست و پا به سمت ایشان درحرکت شدم و مکرر یا امام زمان (ع) یا امام زمان (ع) راتکرارمی کردم . نفر سمت راستی با اشاره دست که انگارحفاظ نامرئی ایجادنمودند ، اجازه نزدیک شدن را ندادند . درهمین حین آقایمان (ع) فرمودند چرانمازخودراترک کردی و نمی خوانی ، فقط سعی داشتم خود رابه پای آقا برسانم که باحفاظ نامرئی که ایجاد شده بود ، امکانش وجود نداشت ، درهمین اثنا بیدار شدم و دیدم به چهاردست و پا هستم و هیچ کس دراتاق نیست . به مدت چند هفته این واقع یادم نیامد تااینکه بعد یادم آمد که باخودعهدکردم همیشه نمازم رابخوانم. ضمناً این راهم بگویم که قبل از ازدواج توبه کرده بودم و نجسی را برای همیشه کنارگذاشتم بودم ، دیگردنبال دعواهم نبودم . به واقع سرم به لاک خودم بودو همیشه ازکردارگذشته ام ، حالت ترس مرادربرمی گرفت. خیلی به دنبال آن سیدروحانی گشتم تاازاوحلالیت بطلبم اما بی فایده بود. حق الناس های دیگر راهم به طرق مختلف و به زعم خویش ردکردم.
137902
نام: m
شهر: خرم آباد
تاریخ: 2/26/2017 8:10:17 PM
کاربر مهمان
  یا حمید به حق محمد
ویا عالی به حق علی
ویافاطر به حق فاطمه
یامحسن به حق حسن
ویاقدیم الحسان به حق حسین

چهارتا برگه یه سری دعا کنارش
137901
نام: آیسان
شهر: تبریز
تاریخ: 2/26/2017 6:40:49 PM
کاربر مهمان
  فقط تز خدا یه چیز میخوام عگه بده یه عمر نوکرشم
137900
نام: فرزانه
شهر: ارومیه
تاریخ: 2/25/2017 9:57:29 PM
کاربر مهمان
  سلام
من خیلی ناراحت هستم از همه حتی از خودم و این زندگی و این دنیا. نمیدونم هدف از خلقت من از این دنیا چیه؟ وقتی به خاطرات اشتباهی که کردم و باعث خود خونواده بود دیگه نمیتونم محبت و توجه جلب کنم برای هر کاری که می کنن منت سرم می ذارن دیگه خسته شدم کسی رو ندارم. اینقدر با هم دعوا میکنن 30ساله روی یه روز خوش ندیدم یکی به دادم برسم بریدم به خدا من آدم با اعتقادی بودم ولی این همه مشکل و مسئله و مشکل مالی و تنهایی و بی مهری کشیدم که دارم اعتقادمم از دست میدم دارم کفر میگم خدام منو ببخش این بنده گناهکارتو فقط یه آرزو دارم اونم مرگه. از زندگی بریدم تو به خداتون یکی به من یه راهی نشون بده.
137899
نام: سید
شهر: بهبهان
تاریخ: 2/25/2017 7:13:10 PM
کاربر مهمان
  سلام به همه عزیزان.
سلام عزت نفس از عشق مشهد.هرکس که خدا مرحمش نباشه تنهاست.هرکس که با امام زمانش درد دل نکنه تنهاست.
یه مثال براتون میزنم .حضرت یوسف 12 برادر داشت اما انداختنش تو چاه.این حضرت فرمود من 12 برادر داشتم و فکر میکردم که مثل کوه پشتم هستن و نمیدونستم اولین امتحانم دوری برادرانم باشد.
خب ما هم همینجور هستیم تا وقتی که به اهل یت و خدا تکیه نکینم ضرر میکنیم یه مثل معروف است که میگه آدم از طرفی می افتد که به خدا تکیه نکرده باشد.خدا برا ما راه و چاه رو نشون داده تا طرف خدا میریم تنها نیستیم یعنی خداوند و اهل بیت مستمع درد دلای ما هستند...
خب کلا حرف من این است که از خدا یاری بخواهید...
حالا میخوام یه راهی برای کل بچه های حرف دل بگم...بزرگواران برای ترک گناه اکثرا میدونیم که چهل روز یک گناه رو انجام ندیم خیلی تاثیر داره اما یه راه ساده تر...
بزرگواران حضرت فاطمه مادر تمام بچه شیعه هاست مادری که شب تا صبح دعا می کرد تا ما عاقبت به خیر بشیم مادری که قبل از اومدن به این دنیا بزرگترین امتحان رو پس داده و خدا فرستادش تا برای ما بهترین مادر باشه اگر ما بخوایم ترک گناه کنیم فقط کافی هر روز در یک وقت معین پنج دقیقه یه چیزی مناجاتی.روضه ای.چیزی که ادم رو تکون بده گوش کنیم بعد به حضرت زهرا بگیم مادر جان من فلانه گناهم رو میخوام ترک کنم کمکم کن....مثل یک بچه که وقتی جایش درد میکنه گریه میکنه و دست مادرش رو میزاره اون جایی که درد میکنه.خب ما هم باید هی دست مادرمون زهرا رو بگیریم مثلا بزاریم رو چشممون یا زبونمون یا فکرمون...بزرگواران من خودم انجام میدم شما رو هم دعوت میکنم انجام بدید سر چند وقت میبینید که چقد تغیر کردید...............
جناب مدیر سایت شما چطور دیگه سخنرانی های استاد محسن قنبریان رو تو سایت نمیزارید.
یه پیشناهد برای همه دارم که حتما سخنرانی های استاد قنبریان رو از سایت خودشون دانلود و گوش کنند
137898
نام: غریبه ک همه زخماش از اشناهاش خورده
شهر: خرابه ها
تاریخ: 2/25/2017 7:12:51 PM
کاربر مهمان
  خداا از ارزوهام خواسته هام ناامید شدم از دعا کردن ناامید شدم چقد دعا کنم نذر کنم نیاز کنم مگ خواستم چیه چقد بزرگه ک این همه سختی ودرد سرزنش وزخم زبون باید بکشم کوووو بزرگیت کووووو که بگم ایناهااااااااااااا خداام ایناهااا دردمو درمون کرد بسمه دیگ بسمه دیگ تحملشوو ندارم تحمل حرفای طعنه دارو نگاهای پر حرفو ندارم در حالیک بی گناهم خدااااا ب کی بگم؟؟؟؟کمکم کن بد درمونده ام
137897
نام: هادی
شهر: گیلان
تاریخ: 2/25/2017 4:34:46 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد(ص )
سلام
پروردگارا دعای مؤمنین و مؤمناتی را که مشابه دعای من است
اجابت کن آمین
خداوندا دعای همه دوستان این سایت را به استجابت برسان آمین
التماس دعا
برحمتک یا اَرحم الرّاحمین
اللهم صل آل محمد و آل محمد(ص )
13791 13790 13789 13788 13787 13786 13785 13784 13783 13782 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved