شهید آوینی

 

با سلام به حرف دلی های سایت شهید آوینی

همانند سال پیش از تمامی دوستان دعوت می شود با نوشتن حرف دل های خود در ایام سالگرد شهادت سید شهیدان اهل قلم در تکمیل قسمتی از ویژه نامه سایت به نام حرف دل با شهید آوینی ما را یاری رسانند.

«زیباترین حرف دل ها در سال: 1388 - 1389 - 1390 - 1391»

 

«زیباترین حرف دل ها در سال 1388»

1- . از شهر .

یا جمیل
سلام سید مرنضی
یادت هست روزگاری در مورد دوستانت گفته بودی که بر کرانه ی ازلی وابدی وجود نشسته اند . حالا خودت هم در آن لا زمان و لامکان تاریخ نشسته ای و ماهم خوب در بطن تاریخ غوطه وریم . .
خوب به روز مرگی افتاده ایم وخوب شما را یادمان رفته خیلی بیشتر به همان عادات سخیفه دل بسته شده ایم ،آنقدر که ترک آن عادات سخیفه برایمان سخت است .
سید مرتضی !!!
یادت هست چقدر سخت می کوشیدی که لیبرالیسم و روشنفکری بر تار وپود هنر و تفکر این مرز و بوم سایه نگستراند؟ حالا کجایی تا ببینی حتی خودمان هم مبلغان سرسخت لیبرالیسم شده ایم . حتی گاهی می توان درک رفتارهای همان دشمنانی که سخت کوشیدی تا دستانشان رو شود را نداریم .
یادت هست چقدر گفتی ((وای بر ما اگر اجازه دهیم که روشنفکران وارث انقلاب شوند ))*حالا گاهی خیلی مفتخریم که فلان روشنفکر غرب زده که هیچ دردی از مردمان این مرز و بوم را نمی فهمد برایمان در فلان نشریه هورایی بکشد . حالا مصاحبه ی آدم هایی با برداشتهای عجیب و غریب از انقلاب در نشریات و صدا و سیما – همانی که حضرت امام ( ره) روزگاری آن را دانشگاه خواند – بسیار زیاد شده . آدم هایی که مثل قارچ روئیده اند و نسل های جدید انقلاب فکر می کنند که اینها همه کاره انقلاب بوده اند .
می بینی سید ! خوب حرفهای شما و دوستانتان و پیر و مقتدایمان ـ همان پیرمرد دوستداشتنی جماران ــ را گوش داده ایم .
کلی از جملات شما را حفظ کرده ایم و بسیاری بیشتر از آنها را بر در و دیوار کوبیده ایم . خیالت راحت باشد کتابهایت چندین بار تجدید چاپ شدند . اما هیچ گاه درست بررسی نشد . اندیشه ات انگاری برای عده ی زیادی واپس گرا بوده است . چون هیچ کس کاری به کار اندیشه ات ندارد ، در عوض همه جا عکسی از تو را با ذکر جمله ای نوشته اند .
دلتنگ صدایت شده ام . . . . .
دیگر چه می خواهی سید ؟؟!!!
این همه بعد از شما کار کرده ایم کافی نیست ؟؟!!
خداحافظ سید .
دعا کن خدا ما را هم از شر خودمان حفظ کند .

***

سید جان باز هم سلام . . .
این روزها دلم خیلی گرفته .
نه فقط دل من که دل عالمی گرفته است . این دیگر خاصیت این روزها است و قطعا اثر وضعی نفس همان مردان حقی است که هنوز در عام نفس می کشند و از غم غریبی ارباب عالمیان ناله می زنند وگرنه ما کجا و درک حال حسین (ع) در آن روزها کجا . . . ؟؟!!
سید جان !
این روزها دلم خیلی هوای خواندن چند باره فتح خون را می کند و باز دوباره مانده ام که چه کرده ای که مولا این گونه تو را مَحرم قرار داده اند ، یا بهتر است بگویم مولا شما را مُحرم کرده اند .
خوشا به سعادتت . چه کرده ای که مولا اذن داده اند تا اینگونه از مدینه تا آن سرزمین بلا همراه مولا باشی و همه جا همراهی اش کنی هم نقل کنی آن حماسه را و هم روایت کنی فتح آن خون را.
سید جان . . . !
بارها آن فصل مناظره عقل و عشق را خوانده ام و هنوز هم نفهمیدم که در این منظره عقل و عشق چه خواهم کرد . هنوز هم نمی دانم که می مانم یا می روم ؟؟ !!
هنوز هم بانگ الرحیل بلند است و هنوز هم مولا اذن دخول می دهند و در این میان این دل ماست که هنوز هم تردید می کنیم .
تو خودت راحل این سفر بوده ای و خودت گفته ای که : ((راحلان طریق عشق می دانند که ماندن نیز در رفتن است )).
اما ما چه کنیم ؟؟!!
حالا ما میان این برهوت عقل نابالغ و عشق ناپخته مان گیر کرده ایم . نه عقلی داریم که به این دل فرمان دهد که :
هان !! چه می کنی و چرا شوریده نمی شوی و به راه نمی افتی ؟؟؟
و نه عشقی که به این عقل بانگ زند که :
هان !! چرا دست از سرم برنمی داری و دائم مرا اسیر معادلات روزمره ات می کنی ؟
میبینی سید جان . عاشورائی شدن و به خیل اصحاب حسین (ع) در سال ۶۱ هجری پیوستن سخت است ، آن هم در این وانفسای روزمرگی هایمان که سخت در آن غوطه وریم .
سید جان . . . !!
شما اهلیت یافته اید و اذن گرفته اید و چه خوب همان بانگی که خودت می گفتی : (( و این راه که به سرزمین طف در کرانه فرات می رسد راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان می رسد که الرحیل ، الرحیل )) را شنیده ای و سرمست از پی آن رفتی و حالا ما مانده ایم و این حسابگری های هر روزه نفسمان .
سیدجان دعایمان کن و دستی بر این دلهایمان بکش ، بلکه ما هم آسمانی شویم .
سلام ما را به اربابمان برسان .

2- نسیم  از شهر ناکجا آباد

سلام!
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند

یه روزی یه سنگری بود با کلی همسنگر توش!
حالا هم هست، فقط بعضی رزمنده هاشو برگردوندن خونه هاشون!آخه تو سنگر رزمنده زیاد بوده، خیلیای اینجا منو نمیشناسن، آقا سید که میشناسه مگه نه آقا سید برای خودتون و به نیت خودتون اومدم؟
امروز سالگرد پروازتونه به دیار عشق ! سالگرد خداحافظیتون با دیار خاکی .... و چه پرواز عاشقانه ای داشتید.
سفرتون به خیر . دعا کنید برای این رزمنده های خونتون، برای هممون.... اونایی که قدیم بودن و حالا یا نیستن یا خواننده اند و یا با حضورشون پرچم رو حفظ کردن همه اونایی که اسمشون تو دلمه و زبانم کم می آورد برای گفتنم و چه اون جدیدایی که این چراغ رو پر فروغ میکنن، دعا کنید آقا سید برای خدایی شدنمون، برای شناخت واقعی امام زمانمون، برای ظحور آقامون.

خدا کنه تا همیشه هر چی مینویسیم فقط و فقط اول رضای خدا درش باشه و بعد نیتمون خیر باشه و کمک به همنوعمون. اینجوری خدا هم ازمون راضییه.

یا علی

3- مریم از شهر انتظار بهار و باران

به نام خدا
تقدیم به حرف دل با سید شهدای اهل قلم
سلام آقا سید مرتضی
سلام شهید بزرگوار اهل قلم
مثل همیشه وقتی می خوام بهتون سلام کنم ، اول یه نگاه غریب و شاید آشنا!
بعد از خودم می پرسم رمز این سلام تو چیه ؟ چرا وقتی نگاهم به چهره ی آسمونی شما می افته ، مبهوت می شم. راز این نگاه شما و راز اون صدای شما چی بود که اون موقع ها ، بعد از جنگ با وجود خستگی درس و مشقم شبهای پنجشنبه منتظر شنیدن صدای شما و حضور سرشار از عشقتون به شهیدان می شدم. آقا سید هنوز نمی فهمم . هنوز نه تنها نزدیک تر نشدم بلکه فکر می کنم از اون حس و حال خیلی هم بیشتر فاصله گرفتم.
آقا سید تا بحال فکه نیومدم.یه بار هم به حرمت همه ی دلهای پاکی که اینجا براتون می نویسند، به من هم اجازه بدید بیام و ببینم و درک کنم هر چند...
آقا سید بیشتر از یک سال و نیمه که هر بار دلم گرفته ، یاد این قلعه ی سر سبز شما افتادم و یاران همیشگتون بودن که آرومم کردن ! ممنونم از بودنتون. از دعوتتون و از همه ی راهنمایی هاتون.
سالروز پروازتون مبارک

***

به نام آرام دلها
سلام آقا سید مرتضی
سلام به همگی
دیروز برای کاری تهران بودم ، پوسترهای آقا سید رو توی خیابونا می دیدم. نمی تونم احساسم رو بیان کنم.
ولی از ایشون یاد گرفتم که جز برای خدا کاری نکن و دارم تلاش می کنم که به کار ببندم فرمایشهایی رو که منو به خدا نزدیک کنه . روح ایشان شاد و یادشان گرامی

4- سارای منتظر از شهر مشهدالرّضا

سلام اقا سید!
حال خوشی ندارم حاجی!
نمیتونم (سختمه خیلی) تصور اون لحظه گرچه شیرین بود برات که هیچ نوشیدنی نخوردی و قبول نکردی تا به دست یکی از اولیاءالله شربت بخوری بی گمان سرور همه شهیدان آقامون امام حسین(ع) در اون نزدیکی بهتون به دست خودشون شربت به کامتون ریختند خوش به حالت حاجی!
حس و حالم و نه میتونم بنویسم نه برای کسی بیان کنم خودت بهتر از هر کسی میدونی!
دوست داشتم فردا رو اونجا بودم (قبل از ادامه دادن به نوشتنم تقویم و باز کردم نوشته شد سالگرد شهادت شهید صیاد شیرازی ولی اسم شما رو ندیدم ،تقویمم فال حافظ داره به نیت حضور در کنار حاجی کنار تربت پاکش فال حافظ گرفتم شعری اومد که در پایان خواهم نوشت) دوست داشتم منم تو مراسمتون بودم آخه من اصلا مزارتون و زیارت نکردم برای اولین بار از تصاویری که برادرکوچیکتون توی باغ شهادت آوردند تونستم با این مزار آشنا بشم دوست داشتم بودم و بعد رفتن جمعیت حسابی باهات خودمونی تر حرف میزدم و اشک می ریختم اونوقت تو باز با نجوای عاشقونه حسینیت من و آروم می کردی کاش منم تو اون لحظه کنارت باشم کاش
دیگه نمیتونم حاجی چیزی بنویسم واما شعر زیبای حافظ که معنیش و خودت برام خواهی گفت:

مدامم مست می دارد جعد گیسویت ** خرابم می کند هر دم فریب چشم جادویت
پس از چندین شکیبایی شبی یارب توان دیدن** که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت
                 سواد لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم ** که جان را نسخه ای باشد زلوح خال هندویت
تو گر خواهی که جاویدان جهان یکسر بیارایی ** صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رویت
دگر رسم فنا خواهی که از عالم بر اندازی ** بر افشان تا فرو ریزد هزاران جان زهر مویت
        من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی حاصل ** من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت
زهی همت که حافظ است از دینی و از عقبی**نیاید هیچ در چشمش بجز خاک سرکویت

التماس دعا

5- ملیحه از شهر شیراز

سلام به سید و سالار شهیدان
سلام به آقا سید مرتضی
آقا جان سالروز آغاز جاودانگیت مبارک
به حق پیوستی دست من روسیاهم بگیر
آقا جات یاد رفتن شما یاد رفتن برادری که رفتو قرار شد ۳روز بعد برگرده رو یاد آور شد
آقا جان اگه اون برادرو دیدید بهش بگید
با مرام این رسمشه
خواهر کوچیکت این همه سال چشم براست
بهش بگید از قول اون خواهر که خیلی با معرفتی پسر خیلی
امشب شب شماست آقا نمیدونم چرا به خودم اجازه دادم از شما این درخواستو بکنم
باز هم مبارک باشه آقا سید
پرواز قشنگت

6- ایمان از شهر توکل بر خدا

مي شود با ياد ياري شاد بود

از خرابيها جدا آباد بود

مي شود با خاطرات دلبري

از غم هجران او آزاد بود

مي شود دل رابيادي زنده كرد

همسفر با ياد او دلشاد بود

مي شود از غصه ها پرهيز كرد

همچنان عاشق شده را ياد بود

مي شود دور از هياهو هاي دل

فارغ از غوغا و گير و داد بود

مي شود آلوده بودن يا چنان

پاك چون گل در مسير باد بود

مي شود با يادش آرامش گرفت

يا زهجران در غم و فرياد بود

مي شود هر لحظه با دلبر شدن

گر كه عاشق همچنان فرهاد بود

سلام بر سید و سرور حرف دل ، کسی که با پناه آوردن به خانه اش به آرامشی که باید برسم رسیده ام
نمی دانم باید رسیدن به معبودت را به شما تبریک بگویم یا خیر ، اما می دانم که عاشق و منتظر رسیدن به معبودت بودی ، این شعر را برای تو و به یاد تو سروده و همیشه بیادت هستم

التماس دعا سید مرا از یاد نبر

7- بنده ی خدا از شهر جزیره مجنون

بسم رب الشهدا و الصدیقین
السلام علیک یا ابا صالح المهدی(عج)
سلام ...

با تو هستم ، ای دوست
تو رمز غربت فکه را در چه میدانی ؟

... غروب روز پنج شنبه که داشتیم از قتلگاه به برقازه بر می گشتیم، خیال می کردم آقا سید مرتضی کارش با آنجا تمام شده. منتها، صبح روز جمعه، آمد سراغ مان و گفت: برمیگردیم به قتلگاه.
گفتیم : آقاجون، شما که دیگه اونجا کاری نداری. خندید و گفت: اشتباه می کنید، هنوز کارم در آنجا تمام نشده ... نزدیکی های مقتل همه به ستون در حال حركت بوديم
، به اصغر بختیاری و مرتضی شعبانی می گفت: بچه ها، با دقت تصویر بگیرید، از آن کلاف سیم های خاردار حلقوی .... از این کلاه آهنی ترکش خورده ... از آن قمقمه تیرخورده، می خواهم با تصاویر اینجا، دل های مردم را به آتش بکشم !
کمی بعد، صدای انفجاری بلند شد و ... یا امام زمان !
به قول رفقاي سيد مرتضي ، حتي دوربين سيد مرتضي هم نتونست اون سه كيلومتر موانعي رو كه بر و بچه هاي حاج همت ازش عبور كردن و حماسه والفجر مقدماتي جاودانه شد رو ،به تصوير بكشونه. من هنوز متحير اون لحظه آخر سيدم
تو اون لحظه هاي آخر شهادت اش سيد به چي داشت فكر ميكرد ؟اين جمله سيد هميشه مثل زنگ تو گوشم صدا ميكنه
و هنوز هم در عالم رازيست كه جز به بهاي خون فاش نميشود و شايد هم سيد با ملكوتي شدن اش ميخواست به ما بگه بياييد فكه بياييد فكه و ببينيد كه من توي اين دنياي به اين بزرگي ، فكه رو براي پرواز انتخاب كردم.
جهت شادي ارواح مطهر شهدا و امام شهدا فاتحه اي قرائت بفرماييد .

فكه حكايت عجيبي داره

وقتي قدم به سرزمين فكه ميذاري ، يه غم سنگيني همه وجودتو فرا ميگيره تو والفجر مقدماتي بچه بسيجي ها مي بايست سيزده كيلومتر رمل رو ، با همه وسائل و تجهيزاتي كه داشتن پياده طي كنن بعد از اين 13 كيلومتر ، ميرسن به نقطه اي كه موانع دشمن شروع ميشه اين موانع حدود 3 كيلومتر ميدون مين و سيم خاردار و كليه وسائليه كه مانع از حركت بسيجي ها ميشده همه ديدن كه بسيجي هاي شير دل خميني اين سه كيلومتر مانع رو چطور زير آتش سنگين دشمن پشت سر گذاشتن و بعد از اين بود كه تازه با نيروهاي تازه نفس مصري و سوداني ، اين مزدوران حلقه به گوش امپرياليسم روبرو شدن خيلي ها از تشنگي بي حال شده بودن
خيلي ها پلاك ها رو از گردن اشون پاره كرده بودن
وقتي فرمانده بهشون ميگه چرا پلاك رو از گردنت خارج ميكني با بغض غريبي جواب ميدادن كه مگه مولامون آقا اباعبدالله پلاك به گردن اشون بود
دوست داريم ما هم مثل مولا گمنام شهيد بشيم
بچه هاي تفحص ميگفتن بعد از گذشت بيست سال وقتي چندين متر خاك و رمل رو جابجا ميكرديم
قمقمه هاي پر از آب رو پيدا كرديم
پس چرا همه اونها با لب تشنه شهيد شدن
شايد ميدونستن بعد از بيست سال كساني ميرن به مقتل اونها براي استشفاء كه بيش از اونها تشنه هستن
آه
اي داد از اين غوغاي دل ......

امروز، روز کوچ شقایق رسیده است
هر چند خاک خسته، گلستان خنجر است
بلبل به ناله، داغ به تصویر می کشد
اما زخار واقعه، در خون شناور است
از زخم خشم خنجر و خمیازه های باغ
نادرترین شقایق ما، لاله گستر است
ای باغبانِ سبز تر از دشت آسمان
آیا سبوس، با گل گندم برابر است ؟
لطفی کن ای نسیم و مداوا ی باغ کن
چشم هزار نرگس مجروح، بر در است

درد و دل شهيد سيد مرتضي آويني با مقتدايشان حسين(ع)

حسينا! اماما هر چند ما عاشورائيان قرن پانزدهم ه.ق، کربلا نبوديم،‌ تا به نداي هل من ناصر تو پاسخ بگوييم و حق را ياري کنيم. اما حسينا،‌ ما مي‌دانيم که تاريخ بر محور تو و عاشورا و کربلايت مي‌گردد همه روزها عاشوراست. زمان بر امتحان من و تو مي‌گردد تا ببيند که چون صداي هل من ناصر امام عشق برمي‌خيزد چه مي‌کنيم؟

سلام بر سید مرتضی عزیز و بزرگوار

منه رو سیاه چی دارم که بگم فقط ازتون میخام بچه های حرف دلی رو که با هزار امید و آرزو میان تو این مکان مقدس و با شما درد دل میکنن رو از یاد نبرید و کمکمون کنید که همیشه تو راه راست قدم بگذاریم و درست زندگی کنیم.
آقا سید بزرگوار تو رو خدا به تک تکمون یه نظر بکنید. التماس دعا

8- نیاز از شهر تبریز

درد و دل شهيد سيد مرتضي آويني با مقتدايشان حسين(ع)

حسينا! اماما هر چند ما عاشورائيان قرن پانزدهم ه.ق، کربلا نبوديم،‌ تا به نداي هل من ناصر تو پاسخ بگوييم و حق را ياري کنيم. اما حسينا،‌ ما مي‌دانيم که تاريخ بر محور تو و عاشورا و کربلايت مي‌گردد همه روزها عاشوراست. زمان بر امتحان من و تو مي‌گردد تا ببيند که چون صداي هل من ناصر امام عشق برمي‌خيزد چه مي‌کنيم؟

سلام بر سید مرتضی عزیز و بزرگوار

منه رو سیاه چی دارم که بگم فقط ازتون میخام بچه های حرف دلی رو که با هزار امید و آرزو میان تو این مکان مقدس و با شما درد دل میکنن رو از یاد نبرید و کمکمون کنید که همیشه تو راه راست قدم بگذاریم و درست زندگی کنیم.
آقا سید بزرگوار تو رو خدا به تک تکمون یه نظر بکنید. التماس دعا

9- ایمان از شهر توکل به خدا

سلام بر سید و سرور حرف دل آرامش دهنده روحم آقا سید مرتضی ،
بیستم فروردین ماه سالگرد عروج و شهادت آقا سید مرتضی می باشد دلم در سینه می طپد ، چه حالی داره امشب آقا سید خوشا به سعادتت که به دیار معبود می شتابی 
                                                                                                                   آثار
شهید آوینی، آثاری ماندنی از خود برجای گذاشت. او گرچه در عرصه هنر به کارگردانی، تدوین و نگارش پرداخت، کتاب‏های ارزشمندی نیز نوشت. برخی از آثار او عبارت است از: مجموعه مقالات سینمایی با نام آینه جادو، آغازی بر یک پایان، فتح خون، گنجینه آسمانی، فردایی دیگر، مجموعه مقالات فرهنگ و هنر، شرح نور در تفسیر غزلیات امام خمینی رحمه‏الله .
                                                                                                            هنرمند نمونه
هنر، شیداییِ حقیقت است و هنرمند کسی است که علاوه بر شیدایی حق، قدرت بیان آن را نیز از خداوند متعالی گرفته است. شهید آوینی، دار و ندار خویش را در خدا می‏دید و از آنجا که برای او همه چیز در نسبت با پروردگار معنا و مرتبه می‏گرفت، حکمت او آینه هنرش، و هنر او آینه حکمتش بود. آوینی، از انگشت‏شمار هنرمندانی بود که زیستن و هنرش در یکدیگر آمیخته و یکی شده بود. احساسِ در محضر حق بودن، همچنان که در لحظه‏ای از زندگی او را به حال خویش رها نکرد، در سطر سطر آثارش نیز متجلی است.

منبع: حرف دل سایت شهید آوینی

Copyright © 2003-2019 - AVINY.COM - All Rights Reserved
logo