شهید آوینی

با سلام به حرف دلی های سایت شهید آوینی

همانند سال گذشته از تمامی دوستان دعوت می شود با نوشتن حرف دل های خود در ایام سالگرد شهادت سید شهیدان اهل قلم در تکمیل قسمتی از ویژه نامه سایت به نام حرف دل با شهید آوینی ما را یاری رسانند.

برای مشاهده حرف دل ها در سال های گذشته بر روی لینک روبرو کلیک کنید:

«زیباترین حرف دل ها در سال:1388 - 1389 - 1390 - 1391»

زیباترین حرف دل های سال 1390
1- محمود.ن از شهر زنجان

سلام آقا سید مرتضی.عکس شما رو یا کلامی از شما رو که میبینم یا میشنوم یا برادر شهیدم میافتم.و انوقت دلم میگیرد.تنهاچاره ام گوش دادن به مناجات امیر امومنین هست که حاج مهدی سماواتی میخونه. آقا مرتضی بعضی وقتها فکر می کنم که این آدمها نیستند که قدسی میشوند، مقاطع زمانی مقدس هستند.آخه خیلی از آدمهایی که من میشناختم در زمان جنگ زیاد باهم فرق نداشتند(آنموقع من نوجوانی بیش نبودم)ویک تعدادیشون به ملکوت پر کشیدند. و آنهایی که ماندند خیلیهاشون غرق در زندگی شدند. یک تعداد ادای آنموقع هارو در میارند اما از چشماشون معلومه که فیلم بازی می کنند. و تعدادیشون هم آنقدر چندش آور که آدم میترسه نزدیکشون بشه. نمی دونم شاید یک تداد هم باشند که نسلشون در حال انقراض هست.آدمهایی که امروز برایشان حال و هوای آنروزها را ندارد و گمنام میسوزندو میخندندو میمیرند.وبعضی وقتها فکر می کنم که این آدمه هستند که به زمان خصلت قدسی میبخشند. آقا سید مرتضی به هم ریختم.کاش بشه منهم برم روی مین.دنیا آدمه رو الک می کنه.آدمهای یک دست وهم اندازه و روزمره از الک رد میشند.و آدمهای که از سوراخهای هم اندازه الک رد نشدن، اسمشون را میگذارند کلوخه .نمیدونم این خوبه یابد. اما از روز مره بودن و خوردن وخوابیدن و ماندن بیزارم. سید مرتضی آوینی سید شهیدان اهل قلم.تو و تمام دوستانت را دوست دارم.چون تو وتمام دوستانت دوستان امامند.چون تو ودوستانت قاموس انسانیت را با خون خود دوباره از سر نوشتید.

2- سوگند از شهر امان از جدایی

سلام سید شهیدان اهل قلم آسید مرتضی
سالگرد عروج آسمانیتو تبریک میگم و تو رو به جان مادر پهلو شکستت قسمت میدم که فردای قیامت ما رو تنها نذاری و دست ما رو بگیری. شب اول قبرم منتظرتم مطمئنم تنهام نمیذاری و مطمئنم که تمامی عاشقاتو تنها نمیذاری و به دادمون میرسی.
آقا سید قبلا حاجتمو دادی یعنی میدونم واسطه شدی به درگاه خدا و مادرت حضرت زهرا که خدا حاجت روام کرد. حالا من روسیاه و شرمنده شهدا یه حاجت دارم که میخوام شما پیش خدا جونم و بی بی پهلو شکسته و باب الحوائج قمر بنی هاشم واسطه شی که خدا یه فرزند صالح و سالم بهم بده (آقا سید تو رو به جدت ناامیدم نکن و دعا یادت نره )
شادی روح تمامی شهدا بخصوص شهید آوینی صلوات

سلام شهدا
رفته بودم سفری سمت دیار شهدا
که طوافی بکنم گرد مزار شهدا
به امیدی که دل خسته هوایی بخورد
متبرک شود از گرد و غبار شهدا
هر چه زد خنجر احساس به سرچشمه چشم
شرمگینم که نشد اشک نثار شهدا
خشکی چشم عطش خورده از آنجاست که من
آبیاری نشدم فصل بهار شهدا
چون نشد شمع که سوزد دل سنگم شب عشق
کاش می شد که شود سنگ مزار شهدا
آخرین خط وصایای دل من اینست
که به خاکم بسپارید کنار شهدا

3- بی نام از شهر غریبستان

سلام
میدونم می دونی که اصلاٌ خبر نداشتم سالگرد شهادتته
و واسه استخاره اومدم تو این سایت
اما حالا که می دونی کمکم کن
حالا که خواستی ببینم که سالگرد شهادتته کمکم کن
از خدا بخواه کمکم کنه
خودم که دیگه روم نمی شه بهش رو بندازنم
اینقدر که روسیاهم
ازش بخواه کمکم کنه
خودت می دونی راجع به چی حرف می زنم
خواهش می کنم
آقای آوینی
تو که زنده ای
می دونم
مگه سر قرار ننوشتی اومدم نبودی دیدار به قیامت
کمکم کن
خواهش می کنم
تو رو خدا

4- ناشناس از شهر اصفهان

چند سال پیش که با تو آشنا شده ، شاید همان چهره نورانی و خندانت را که دیدم عاشقت شدم ، هر روز بیشتر و بیشتر می شد تا آنجا که تمام کتابهایت را خریدم ، چند تاییش را هم توفیق خواندن پیدا کردم ،
اما شرمند آقا سید ، در عمل کم آوردم.
وجودم را عصیان گرفته است و امان از غفلت ، تو گویی به قول خودت کربلایت را که تشنه خونت بود پیدا کردی و مزدت را هم گرفتی ، مزدی که سالها دنبالش می گشتی ، آری همان شهادتت را می گویم .
آقا مرتضی مظلومیتت را در این عصر بیش از پیش می شود دید. حرفهای خوبت را برای رستگاری انسانها که افسوس کسی نیست که گوش دهد و عمل کند ...
آقا مرتضی از کسی شنیده بودم که در خواب با او وعده ای کرده بودی و در بیداری به وعده خود عمل کردی هر چند گویا توفیق پیدا نکرده بود.
آقا سید من هم مشتاق دیدار شمایم ، هرچند می گویند بندگان صالح دیدار با گناهکارانی چون من را صلاح نمی دانند ولی اگر بنده را هم لایق دانستی سری بزن و دستگیرمان باش از این دنیاگرایی و روزمرگی ها.
به امید دیدارت آقا سید

5- حسین از شهر تهران

سلام آقا سید مرتضی
حالم خیلی خرابه
خودت بهتر میدونی چمه
کمکم کن
راستی
به قول خودت
آمدم نبودی
البته بودی
من ندیدمت
وعده ما بهشت

6- سعید از شهر قم

اقا سید سلام
هروقت که عکس شما رو میبینم اول شاد و مشعوف میشم اما بعد به یه غم و اندوهی دچار میشم.
شاد میشم از این بابت که انقلاب چه کسانی رو تحویل این جامعه دادو این جامعه نفهمید چه کسانی بودن
اما غمگین میشم به این دلیل که چه کسی رو از دست دادیم.سید مستندهای شما رو که میبینم,روایت فتح رو میبینم,صداتون رو که میشنوم,کتاباتون رو میخونم پیش خودم میگم اخه شما کی بودی
مگه میشه ادم اینقدربالابره که همه چیزش بشه خدا و اسلام و دفاع از اینها.همیشه کتابهای شما رو با حرص و ولع میخونم
واقعا زیبا مینوشتید و فکر میکردید.ای کاش بودی و این دوران هم هادی ما میشدی
البته با مقالات شما کسی دیگه حق گمراه شدن در فتنه و هرج و مرج رو نداره اما حضور شما یه چیز دیگه است.
سید دوست دارم
تو رو به پهلوی شکسته مادرت زهرا سلام الله علیها برای ما دعا کن
مگر غیراز این است که شهیدان زنده هستن؟
سید به قول خودت شهیدان مانده اند و مارفتیم
میدونم که مارو میبینی و حرفهای مارو میشنوی و اگاه تر از ما به خودماهستی بالاخره شما اولیاالله هستید و دعای شما کاری است دعاکن سید که عاقبت به خیر بشیم
دعاکن که همون طور که شما عمار امام خمینی بودی ماهم عمار و یار امام خامنه ای باشیم.
سید دعاکن شهید بشم.........

7- غلامرضا از شهر اصفهان

سلام بر تو ای شهید بزرگوار
از گذشته به شما علاقه داشته ام و حال بیشتر
علاقه ای از جنس حکومت
همان حکومتی که امام عزیزمان (ره) فرمود :شما به فکر حکومت بر دل ها باشید نه حکومت بر بدن ها.
امروز جمله کلیدی شما را در مورد هنر خواندم روزنامه جوان1/20 را می گویم . ولی می دانم که از این جمله چیزی نمی دانم ونمی دانند
بگذیرم
ای سید عزیز برای امام زمانمان خیلی خیلی دعا کن
از دست چون من چه ها که نمی کشد
قلم با این هنرش در مقابل سنگینی سینه ها کم می آورد ...
به امید دیدار
هم این جا وهم آن جا
می بینی نمی توانم رها کنم
یاعلی

8- مریم از شهر تهران

سلام آقایِ شهید
من رو چه به درد و دل کردن با شماها ؟!
انقدر کثیف شدم و آلوده که می دونم حتی به حرفهام هم گوش نمی دین
اما خُب چیکار کنم دلِ ادمیزاد هر وقت بگیره دنبال ِ یه سنگ ِ صبور می گرده برای ِ درد و دل
دلم پره سید
دلم خیلی پره !!!
از کثیف بودن ِ خودم !
شرمم میشه از خدا بخوام تا کمکم کنه
شرمم میشه بازم برم در ِ خونه ائمه
حتی شرمم میشه با شما حرف بزنم
اما دل این چیزا حالیش نیست ...
من خیلی چیزاهارو با ندونم کاریام خراب کردم
خیلی چیزهارو
نذار آبروم بره
نذار خانوادم به خاطر ِ من غصه بخورن
تو رو به آبرویِ جدت قسمت میدم شفاعت ِ منو بکن !
سید تو رومو زمین ننداز
یا علی

9- اشک از شهر رفسنجان 

آقا سید سلام.
دلتنگ تو امروز شدم تا فردا
فردا شد و باز هم تو گفتی فردا
امروز دلم مانده و یک دنیا حرف
یک هیچ به نفع دل تو تا فردا
خیلی دلتنگت هستم.برام دعا کن.

10- کمیل از شهر اصفهان

سلام
آقا سید مرتضی من همیشه بیادشما هستم ای کاش شما هم به یاد ماگناهکاران باشی که هستی شهادت پاداش شما است
ما همیشه شرمنده شما وبیشترشرمنده جانبازان هستیم چون شما رفتید ولی آن ها ماندن که مارابه شما برسانند ولی صدحیف که ما لایق رسیدن به شما نیستیم آن ها هم از فراق یارانشان وهم از کارهای ما می سوزند

*****

سلام بر سید اهل قلم که واقعا این اسم برای شما برازنده است سید جون چیکار کردی که از سنی و شیعه وایرارنی و خارجی همه عاشقت شدن همه از رفتن شما ناراحتند از طرفی هم از اینکه رفتی واین اوضاع آلوده را ندیدی خوشحالند
جدی کسی که عاشق خدابشه به همه جامی رسه
سید جان حالا که خداوند دست شما راگرفته شما هم دست ما حرف دلی ها رابگیر همه ی ما عاشقیم ولی ما راه راگم کرده ایم راه را به ما نشان بده نشان نمی دی حداقل راهنمای کن طلبکار نیستیم ولی انتظار داریم دعا کن اول برای فرج آقاامام زمان(عج) تازود تشریف بیارند اول برای بقیع صحن سرا بسازند بعد ما حضوری به محضر استادمون برسیم اگه وقت کردی برا ما هم دعاکن یاحیدر مدد

11- مهاجرفراموش شده از شهر تهران

ای کاش اکنون زمانه میتوانست قلم بابصیرت دیگری رابدنیابیاوردافسوس که زمانه اکنون نازاست قلمی که بوی خداگیردبامرکب عشق دردفترالهی انسان رابه پروازدراوردوچه زودفراموش میشوندپرستوهای درخون تپیده وچقدرزیادن مدعیان دروغین دفاع ازارزشهای اسلامی که درهرجارخنه کرده اند...

12-صادق از شهر بیرجند 

با چیزهای خیلی ساده گاهی خدا تلنگرهای بزرگی به آدم می‌زنه به خودت می‌آیی و می‌بینی چه قدر بی خدا زند‌گی کرده‌ای ...

اما من با تلنگرهاي خيلي بزرگ هنوز يه ذره فكر نكردم
سالهاست که در سکوت شب ها به جبهه ها
می نگرم و به جدايی بين خود و خاکريزها می انديشم
به مناطق جنگي فكر مي كنم كه زندگي دوباره اي به من داد همان جايی که روزي بهترين ماوا وگذرگاه مردانی مردی بود که هنوز خاک پايشان طوطيای چشم مان و رد گام هايشان يادآور حضور سبزشان درميدان خون و شهادت است.
اما سيد
شايد گفتنش بيهوده باشد ميداني ،‌ميداني كه اينجا از کربلا غريب ترست،
چون حتي زينب نمانده که رسوا کند، عباسي نمانده که به ياري بطلبد و تاريخ نويسي نداشته تا غربت خونبارتان را بر صفحات تاريخ حک کند.
از اين مناطق تا کربلا راهي نيست بوي حسين و يارانش به مشام مي رسد
اما ...
اما دزدان نيمه شب راه را برآن بسته اند.
سيد ...
مردان خاکي از اين ديار رفتند
و چه زود هم رفتند
اما کوله پشتي آنها بر زمين مانده و خاکي .
نمی دانم چرا سنگيني آن را بر دوش خود احساس نمي کنم ؟
اصلا کوله پشتي را نمي بينم چه رسد به ...
راستي سيد مرتضي اينجوري بگوييم
خودت دوري یاران و رفقايت را تحمل نکردي .
خودت رفتي و امانت سنگين بر دوش من گذاشتي .
فقط این سخن را ميگويم
تا جوابي باشد به همه سخن هاي نابجا و بي اساس دشمنان اسلام و مسلمين :
کربلا رفتن خون می خواهد !
پس اي شهيد مددي...
تا زندگی از سر بگیرم.

13- امیر از شهر زیر آسمون خدا 

5 ساله دارم میام پیشت و برمیگردم.هنوز نشناختمت.
خیلی باهات حرف زدم و درد و دل کردم،یه ندایی بده که منو دیدی.
ازت خیلی چیزها خواستم که برام ردیفشون کنی،دست تو بازه و به وقتش جور می کنی.
اما حاجی، صبر من کمه
زودتر به دادم برس رفیق

14- سجاد ایوز از شهر تهران

آقا مرتضی!
دریاب این نسل جدید ناسی را.
همه چیز زیر سوال رفته.
دریاب.

15- ملیحه از شهر گرگان

سلام آقا سید
امشب دلم خونه
چشام پر اشکه
از همه نا امیدم
هیچکی نمیتونه دردمو دوا کنه
تو رو به قداست نام شهدای گمنام
راهنماییم کن چیکار کنم
باهام حرف بزن
هر طور که خودت صلاح میدونی
تو خواب یا بیداری
بخاطر بدیهام ازم رو بر نگردون
قسمت دادم آقا سید باهام حرف بزن
آخه مگه شهدا زنده نیستن
به دادم برس
بگو چیکار کنم که نجات پیدا کنم
تو رو به آبروی شهدا قسم کمکم کن

16- عطیه از شهر تهران

سلام سید !
خیلی ها فکرمیکنند اگرقیافه شان مثل شما باشد یا همه ی نوشته های شما را ازحفظ باشند مثل شما میشوند
اما من فکرمیکنم مثل شما بودن یعنی مثل دریا بودن
آبی وصاف ورها

17- ف.اکبرزاده از شهر تهران

به قول خودت حاجی
شما زنده اید وزمان ما را با خود برده است
درد دل که زیاده اما چیزی که بیشتر از همه دل رو به درد میاره دوری از گوهرهای نابی مثل شماست
حاجی دستمون خالیه ومعاصی زیاد به حق اخلاص وصفاتون برای ما هم دعا کنید

18- محمد از شهر شیراز

سلام
درود به روح این مرد بزرگ شهید اوینی
من برای اولین بار تو زندگیم استخاره کردم ، زیاد اعتقاد نداشتم ، اولین بار با نیت قلبم استخاره گرفتم بد اومد زیاد جدی نگرفتم و پشت سر هم استخاره گرفتم ، تو دلم گفتم اگر استخاره حقیقت داشته باشه مجدد استخاره قبلی برام میاد ، دقیقا همون اومد .
خدایا دوست دارم که چنین بنده های عزیزی همانند شهید اوینی داری .

19- ... از شهر مهدی

سلام آقا مرتضی
نه،آقا سید،نه سید، حالاشد...ببخش خودمونیم
سیدجان ایام فاطمیه با شهدا کجا قرار دارید
در دیار خودتان یا نه در کوچه های مدینه
اما سید خوش به حالتا
چرا؟میگم
آخه دوربین بهشت دیگه فرق داره... اونم برای مادر وقتی می خواهی بگویی... ما که لیاقت شنیدن صدات رو برای همیشه نداشتیم... شهدا گفتن ما خاطر خواهشیم
خدا گفت وقت پروازه...رفتی...اما سید این ایام فاطمیه در روضه مادر، به شهدا بگو داعامون کنن... بگو برای مهدی فاطمه دعا کنن...
بگو به خدا بگن امن یجیب ها تعجیل کنند
بگو...سید هواممون دیگه نفس نداره...
مقصد آسمانیها

20-عبدا... از شهر رفسنجان

بسم الله نور النور
آقا سید بزرگوار ما:
چند روز نبودم که پیام تبریک سالروز عروج آسمانی یتان را پیشکش کنم، مزد ولایت مداری را تو خود می دانی ولا غیر، آنگاه که در پی اطاعت امر پیر مراد خود از شیار های تپه های رملی فکه پایین می رفتی ، داغ غم هجرانت دل او را سخت آزرد، که چه زیبا نشانی را هدیه تان فرمودند:
سید شهیدان اهل قلم.
وهمچنین سلام خدا بر تو ای صیاد دلها ، تقارن شهادتتان در ظهن حقیر من نمی گنجد.
جانم به فدای سید الشهدا(ع) که؛ هنوز اصحاب آخرالزمانی امام زمان عجل الله ، با اذن او پای در میدان کربلا میگذارند.

21-عبدالزهرا از شهر غریبستان

ببسم الله النور
سلام خدا بر شهیدان
و سلام بر سید اهل قم
...
سید من تو حکمت این خونه موندم...
یه مدت خاصی افرادی میان و پایبند می شوند ولی چند وقت بعدش دیگه نمیان یا اگر هم میان دیگه حال نوشتن رو مثل سابق ندارن...
خودم و یکسری دیگه از دوستان از جمله این افراد هستیم...
اما در مورد احساس خودم می گم:
تو اون مدت به قدری اینجا تو قلبم جا باز کرده که الان پایبندشم و ارادتم به این خونه خیلی زیاده...
با اینکه خیلی کم مهمونش می شم ولی میزبانی شما، هر کجا هم که برم باز بر می گردوندم همینجا...
...
سید
تموم شد...!به همین راحتی...
تموم شد...
چه باورم بشه و چه باورم نشه...همه چیز تموم شد...
سید واقعا تموم شد؟؟؟؟؟
التماس دعا
یا زهرا.

22-پريا از شهر تهران

سلام آقا مرتضي. امشب اين شما بودي كه من رو خواندي!وقتي اومدم اينجا حالم دگرگون شد.ياد يك دوست عزيز شهيدم افتادم . اميدوارم با شما همسفره باشه. ايشون هم از اونهاييه كه فكر كنم خودتون پيداش كردين.تورو خدا مارو هم دعا كنين.آقا مرتضي فقط شهداي گمنام نيستن كه نياز به تفحص دارن.بعضي وقتها ما آدمهاي زنده بيشتر از اونها نياز داريم يكي بياد پيدامون كنه دستمونو بگيره از زير خاك بكشدمون بيرون. البته زمين تا آسمون فرق هست بين اين خاك و اون خاك! اين خاكي كه بايد آدمهاي زنده رو از زير سنگينيش نجات بدين جسم خاكيه كه گاهي انقدر سنگين ميشه كه عين وزنه 100 كيلويي آويزون پاي روح ميشه و نميزاره پرواز كنه!مرسي كه هنوز هم دست از تفحص برنداشتين چون اگه غير از اين بود، امروز و الان من اينجا توي اين سايت مشغول نوشتن اين حرفها براتون نبودم!
شاد باشين

23-سیده آمنه از شهر آنکارا

موضوع:حرف دل با شهید آوینی. دیر است؟ خب اشکالی ندارد که ... دیر باشد خب! هر کس یک زمانی نوشتنش می آید .ما هم آخر صف هستیم ،یعنی همیشه بودیم . شهید سید مرتضای آوینی آدم دوست داشتنی ست . اکثر بچه مذهبی ها هم دوستش دارند بچه مذهبی های وب هم . دیگران هم .حرفهایش هم که سطح بالا و از جنس عالم عرفان آن هم عملی ست .باشد همه ی اینها درست.
اما برای من شهید سید مرتضای آوینی به این دلیل عزیز و دوست داشتنی ست که تمام باورهایش بوی عمل می دهند .کاری به کتاب هایش ندارم . نه به انفطارش نه به فتح خونش . ونه به تعریف آقا از او که گفته بودند صدای نجیبی دارد .برای من او قبل از اینکه شهید سید مرتضای آوینی باشد فقط یک آوینی است . جذابیت او این است که او اول فقط یک آوینی بوده یک آوینی. و تو نمیدانی چقدر سخت است که فقط یک آوینی ساده باشی و بعدش بشوی شهید سید مرتضای آوینی!

24-پرستو  از شهر ...

به نام خدا
آقا سید!! این روزها آموخته ام که مومن منتظر با استفامتش است که پایدار می ماند و البته به لطف خدا...به قول سهراب چه اهمیت دارد ؛ گاه اگر می رویند، قارچهای غربت
امان از دل زینب
اللهم عجل لولیک الفرج به حق زینب

25- زهرا از شهر تهران

سلام آقای شهید.من خواهری دارم که چند سالیه دچار مشکل روحی شدیدی شده تو رو به خدا دعا کنید خوب بشه

26- رضا دریابر  از شهر جنت شهر(نگین سبز استان فارس) 

امروز برای شهدا وقت نداریم
ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم
با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است
ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم
چون فرد مهمی شده نفس دغل ما
اندازه ی یک قبله دعا وقت نداریم
در کوفه تن غیرت ما خانه نشین است
بهر سفر کرببلا وقت نداریم
تقویم گرفتاری ما پر شده از زر
ای داغ دل لاله تو را وقت نداريم

27- عزیزی از شهر تهران

سید خوشا به سعادتت رفتن لیاقت می خواهد که شما داشتید و رفتید ولی ما ماندیم با همه نا جوانمردیها و بی ارزشیها ای کاش آنانیکه به حساب خودشان مرد هستند وبه خود میبالند و دائم مردانگیشان را بر سر دیگران می کوبند دمی با شما می نشستند اما لیاقت لحظه ای نشستن و آرمیدن در کنار شما راهم نداشتند ،دلم مالامال از درد است زندگی ام در لبه پرتگاه است نمی دانم گناهم چیست که که اسیر نامردان شدم از جدت برایم کمک بخواه دعایم کن سید.

28- بنده خدا از زمین

بنام خدا
سلام سید
مثل اینکه قسمت شد امشب را
امشب را که بزرگ تاریخ زدم روی یک تکه کاغذ تا بزنم به دیوار جلوی چشمم
اینجا هم ثبت کنم
سید سلام
امروز 27 فروردین سال 1390 بود
کم کم دارد روز تمام می شود
و با تمام شدنش تمام غفلت های من هم قرار است تمام شود
سید
برایم دعا می کنی؟؟؟
من به دست هایم
به پاهایم به چشمهایم گفته ام که وقت خواب تمام شده
گفته ام راه سختی در پیش دارند
سید سختی کشیدن در این راه با من
دعا هم از شما
قبول سید؟؟؟؟
سید
دلم راه نمی آید
سخت شده سنگ شده
حواسم بش نبود زرد شده
حالا که میخواهم سبزش کنم نرمش کنم برایم دعا یم کنی سید؟؟؟
سید
بابا جان
دست پدرانه ات را برسرم بکش تا بشوم دختر سیدآوینی
دختری که راه پدرش را ادامه می دهد
سید
بابا
27 فروردین 1390 را به یاد بسپار
امروز من شروع شده ام
همتم بدرقه ی راه کن ای طایر قدس
که دراز است ره مقصدو من نوسفرم

*********

بنام خدا
سلام سید
سلام بابا
این روزها بیشتر دوست دارم از شما بدانمو برای خود شما بنویسم
راستی سید
نوشته هایت به دل آدم سوز می دهد
نفسم می گیرد وقتی می خوانم
حس می کنم ظرفیتش را ندارم
سید برام دعا می کنی؟؟؟
سید شما که به خدا نزدیکتری
بش بگو
این بنده ی بینوا به سوی تو آمده
ذکر لبش
یاد دلش
همه تمنای توست
به خدا بگو
من تا آخرین لحظه منتظرت می مانم
من همه تلاشم را می کنم تا به من بگویی بنده
بنده ی من
سید
شما بگویی خدا بشتر قبول می کند
التماس دعا بابا جان

29- محمد رضا بختیاری از شهر تهران-چهاردانگه

سلام سید خواهشی دارم یه عزیز دارم که حدود ۳۰سال رفت، اگه دیدیش بهش بگو محمد گفت غم ندیدنت نبودنت خوردم کرده یه شب فقط یه شب بیا راستی اسم عزیز من شهید حسین بختیاری هست که تاریخ ۲۰/۲/۱۳۶۱ خونین بال پر کشید رفت.

منبع: حرف دل سایت شهید آوینی

Copyright © 2003-2016 - AVINY.COM - All Rights Reserved
logo