بخش شهید آوینی حرف دل موبایل تالار گفتگو اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس صوتی تصویری لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین

نقی

 




مادر چگونه فرزندش را شناخت...

پيكر يكي از شهدا به ‌نام احمدزاده را كه براساس شواهد دوستانش پيدا كرده بوديم و هيچ پلاكي و مدركي نداشت تحويل خانواده‌اش داديم. مادر او با ديدن چند تكه استخوان، مات و مبهوت فقط مي‌گفت: اين بچه‌ من نيست حق هم داشت او درهمان لحظات تكه ‌پاره‌هاي لباس شهيد را مي‌جست كه ناگهان چيزي توجه‌اش را جلب كرد. دستانش را ميان استخوان‌ها برد و خودكار رنگ و رو رفته‌اي را درآورد. با گوشه چادر، بدنه خودكار را پاك كرد. سريع مغزي خودكار را درآورد و تكه كاغذي را كه داخل بدنه آن لوله شده بود خارج ساخت. اشك در چشمانش حلقه زد. همه متعجب شده بودند كه چه شده، ديديم برروي كاغذ لوله شده نام احمدزاده نوشته، مادر آن را بوسيد و گفت: اين دست‌ خط پسر من است. اين پيكر پسرمه، خودشه.

 

زندگینامه و خاطره ای از شهیده مريم فرهانيان

این شهیده بزرگوار با اوج‌گیری مبارزات مردم در جریان انقلاب اسلامی در تظاهرات و راهپیمایی‌های مردمی علیه حکومت شاهنشاهی شرکت کرد و با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران به جمع این خیل عاشق پیوست و دوره‌های آموزشی را با موفقیت به پایان رساند.و با آغاز جنگ تحمیلی درشهر آبادان را ترک نکرد و دوشادوش برادران رزمنده به دفاع ازخاک کشورش پرداخت .

 

مجموعه‌ی وصیت نامه‌های شهدا درباره‌ی حجاب

 «به پهلوى شكسته فاطمه زهرا(س) قسمتان می دهم كه، حجاب را حجاب ‏را، حجاب را، رعایت كنید.»             (شهید حمید رستمى) ....

 

زنان و خرمشهر

سرزميني كه بيش از 5 هزار زن جانباز دارد. براي يافتن الگو به كدام بيراهه ميرود. در اين كشور دختران و زنان حماسه هايي آفريده اند كه برخي مردان نيز ظرفيت حتي شنيدن آن را ندارند. زنان مقاومت 34 روزه مي توانند نمونه اي باشند براي دختر و زن مسلمان ايراني....

 

ده خاطره از ده مادر شهید

همه چیز را آماده کرده بودند؛کت وشلوار براش سفارش داده بودند؛ برای اتاق ها پرده ی نو دوخته بودند؛ حتی میوه ها را هم شسته بودند توی حیاط گذاشته بودند. دیگر جز منتظر ماندن کاری نمانده بود. انتظاری که هیچ وقت تمام نشد...

 

 زندگینامه و دو خاطره از شهیده نسرین افضل

این شهیده در آخرین شب فروزندگی‌اش، با وجود تب شدید و بیماری از همسرش خواست که او را به مجلس دعای توسل برساند؛ با وجود پافشاری همسرش برای استراحت، در مراسم دعا حضور یافت و به گفته دوستانش آن شب مثل همیشه او به شدت منقلب بود...

 

 

 


Copyright � 2003-2012 - AVINY.COM - All Rights Reserved