قبل از هر پاسخی دقت فرمایید که این جملهی
«در کجای قرآن آمده ...؟»، اخیراً توسط
سایتها و سایر امکانات و ابزار تبلیغاتی
وهابیت بسیار رایج شده است و شیعیان و اهل
سنتی که خود را اهل اسلام میدانند و به همین
دلیل میخواهند استناد به قرآن کریم نماید،
باید بسیار مراقب این حقهی انحرافی باشند.
فرهنگ ازدواج در هیچ
مکتب و دینی چون اسلام، مورد توجه جدی قرار
نگرفته است. خواستگاری یعنی درخواست ازدواج.
لذا فرقی نمیکند که پسر از دختر درخواست
ازدواج کند و یا دختر از پسر چنین درخواستی
داشته باشد. اما باید به نکات ذیل توجه داشت:
الف – خواستگاری، مرحلهی پس از پسند و
انتخاب فرد مناسب برای همسری است. لذا دختر یا
پسر باید ابتدا و قبل از دیدن یک چهره،
ملاکهای خود برای انتخاب همسر را خوب بشناسند
و خوب انتخاب کنند. پس از این مرحله اگر فردی
را برخوردار از این ملاکها دیدند، پیشنهاد
ازدواج هیچ منعی ندارد. چه از سوی پسر به دختر
باشد و چه از سوی دختر به پسر...
بدیهی
است که «خودسازی» مقدم است. به قول معروف «از کوزه
همان تراود که در اوست» و به قول حکما «معطی شیء
نمیتواند فاقد شیء باشد». یعنی کسی که چیزی را ندارد،
نمیتواند آن را به دیگران بدهد. پس اگر کسی خود را
نساخته باشد، نمیتواند در ساختن دیگران که به وسیلهی
همان «امر به معروف و نهی از منکر» صورت میپذیرد گام
مؤثری بردارد...
هر کسی
برای خود خوشایندها، امیدها و آرزوهایی دارد که گاهی
آن قدر پر رنگ میشود که همهی عقل، ذهن و وجود را
متوجه خود میکند، تا جایی که انسان میخواهد همه چیز
را به همان رنگ و در همان جهت ببیند. در چنین شرایطی،
اگر خوشایندها عقلی و الهی نباشد، آیات، روایات،
براهین عقلی، روشهای تربیتی، تذکری و ... هیچ کدام
مؤثر، کارساز و راهگشا نمیافتد، چون او همه را در
جهت و یا برای همان خواستهی اولیه خود میبیند و
میخواهد...
«الْخَبيثاتُ لِلْخَبيثينَ وَ الْخَبيثُونَ لِلْخَبيثاتِ وَ
الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ أُولئِكَ
مُبَرَّؤُنَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَريمٌ»
(النور - 26)
ترجمه: زنان بد كار و ناپاك شايسته مردانى بدين صفتند و مردان زشتكار
ناپاك شايسته زنانى بدين صفتند و بالعكس زنانى پاكيزه و نيكو لايق
مردانى چنين و مردانى پاكيزه و نيكو لايق زنانى به همين گونهاند و اين
پاكيزگان از سخنان بهتان كه ناپاكان دربارهشان مىگويند منزهند و از
خدا به ايشان آمرزش مىرسد و رزق آنها نيكو است.
آیهی مبارکهی فوق بیان یک امر تکوینی نیست که خلاف
آن اتفاق نیافتد، بلکه یک بیان یک امر تشریعی و عقلی
است...
جالب است این دسته از به اصطلاح اساتید که تا دیروز اجازه نمیدادند دانشجو
در مباحث خود از آیات قرآن کریم و احادیث بهرهمند شده و به آنها
استناد نماید و با تمسخر میگفتند: «در دانشگاه فقط حرف علمی بزنید«،
امروز برای القای سخنان غیر علمی خود، با تفسیر به رأی، به قرآن کریم
متوسل شده و از آن سوء استفاده میکنند (؟1). لذا مبحث را باید از دو
منظر مورد بحث قرار داد: اول: غرض آن دسته از به اصطلاح اساتید در
ارائهی چنین مباحثی با این نتیجهگیری عجیب. دوم – بحث علمی...
اگر چه باید اذعان داشت که وضعیت امنیت فردی و
اجتماعی در آلمان بسیار بهتر از ایتالیا میباشد، ولی اگر فقط و فقط به
اخبار مندرج در همین سایت (آرشیو اخبار) مراجعه نمایید، مشاهده خواهید
نمود که شکنجهی کودکان بیسرپرست توسط کشیشها و راهبهها در
صومعهها، تجاوز به کودکان، نوجوان گروه کر، کودکان ناشنوا و بیسرپرست
تحت پوشش و حمایت کلیسا و صدها جنایت هولناک دیگر در همین آلمان اتفاق
افتاده است...
باید اذعان داشت که هر دو طرف
صورت مسئله غلط است. نه در خارج چنین است که هیچ کس متلک نگوید و در
ایران چنین است که «هر کسی» به خود اجازهی متلک بدهد.
متلک گفتن بیدیگران، [اعم از این که به مرد بگویند یا به زن، به بد
حجاب بگویند و یا به محجبه و در خارج بگویند یا در ایران]، ریشه در
کاستیها و ناهنجاریهای متفاوت و متعددی دارد که از آن جمله میتوان
به ضعف فرهنگ، ضعف اخلاق، ناهنجاری رفتاری، ضعف شخصیت، جهل، خود کم
بیبینی، ترسویی و ... اشاره نمود که البته گاهی ممکن است شرایط محیطی
زمینهی مساعدی برای متلک گفتن (مثل بدحجاب) ایجاد نماید و گاهی ممکن
است هیچ زمینهی محیطی هم وجود نداشته باشد. چنان چه برخی نسبت به هر
موضوعی متلک میگویند. اگر چه مسئله یک مبحث یا موضوع سیاسی، ادبی،
هنری، اجتماعی یا اقتصادی باشد.
فزایش
روزافزون نرخ بیکاری یکی از معضلات همه کشورهای جهان
است که پس از بروز بحران اقتصادی در آمریکا و اروپا و
بالتبع در سایر کشورها سرعت فزایندهتری پیدا کرده
است، لذا نه تنها اختصاص به کشور ما ندارد، بلکه ایران
بیش از سایر کشورها توانسته است این بحران را مهار
نماید. پس، بحران بیکاری یک معضل فراگیر است که باید
در جهت کنترل و ایجاد اشتغال تدابیر گستردهای در
زمینهها و عرصههای متفاوت صورت پذیرد. اما، در هر
حال در تفکر اسلامی بر خلاف اندیشههای ماکیاولی و
توسعه یافته در مکاتب و فرهنگهای دیگر (مانند:
امپریالیسم، کاپیتالیسم، صهیونیسم، فمینیسم و ...)
هیچگاه بخشی از جامعه (در شرایط عادی) به خاطر منافع
و حرصهای بخش دیگر قربانی نمیشوند و در شرایط بحران
نیز حقوق و جان ضعیفتر برای بقای قویتر پایمال
نمیگردد...
منظور از تربیت اجتماعی
همان ارتقای «سطح فرهنگ جامعه» است که همهی
عوامل فردی و اجتماعی در آن تأثیر دارد و
همهی ابزارهای مستقیم و غیر مستقیم آموزشی و
تبلیغاتی باید جهت تحقق آن به کار گرفته شود و
نمیتوان میدان عملیات را به یک یا دو حوزه و
روش را به چند گونهی معین و راهکارهای
آموزشی و تبلیغاتی را به چند ابزار (مانند:
دولت، صدا و سیما، آموزش و پرورش و ...) محدود
نمود...