شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:  
ایمیل:  اختیاری
شهر:    
درج مطلب
 
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
119
نام: رهام
شهر: تهران
تاریخ: 8/18/2003 7:14:44 PM
کاربر مهمان
  شهيدان سر از خاك بيرون كنيد ، نگاهي به اوضاع گردون كنيد
اون موقع اگه دوست داشتيد و اگه دلتون خواست
يه نيم نگاهي هم به شهر تهرون كنيد
نه نه ، اشتباه گفتم چشماتونو ببنديد و سرتونو برگردونيد
نه بازم اشتباه گفتم ، نگاه كنيد خيلي هم نگاه كنيد
چون اگه نگاههاي شما و به خاطر حرمت خون شما نبود اين شهر تا حالا نابود شده بود
و عذاب الهي اون رو زير و رو كرده بود
لاله هاي سرجدا
من نمي دانم اينجا شهر شهيدان است يا شهر شهين هاي لپ قرمزي
با آرايش هاي آنچناني و بدنهاي نيمه برهنه
آي رفقاي بي ادعا و بي نشون
مگه شما براي دفاع از آب و خاك و ناموس همين مردم تيكه تيكه نشديد
كه اگر آن رشادتها و مشتي گري هاي شما نبود
الان بايد همين خانمها و دختر خانمهاي عشق ِ برهنگي و آقا پسرهاي لطيف و ماماني را
با يه اسم عربي صدا مي زدي؟!!!!!!
ميدونيد كه چي ميخوام بگم؟؟؟
پس يه خورده حيا كنيم و اين رو بدونيم كه :
جنگ تمام نشده است ، جبهه ها عوض شده اند
آخه ما چه جوري ميخواهيم جواب اون مادري رو بديم كه
با رختشوئي و كلفتي در خونه اين و اون
با هزار بدبختي تنها جگر گوششو بزرگ كرد و فرستاد جبهه ، اون وقت بعد سالها
فقط يه مشت استخون براش آوردند و گفتند بيا اينم همون پسري كه منتظرش بودي
خداي من
ديگر اينجا بوي عطر شهيدان نمي دهد
فضاي شهر مملو است از بوي ادكلان چارلي
بلند صلوات بفرست

118
نام: رهام
شهر: تهران
تاریخ: 8/18/2003 7:13:47 PM
کاربر مهمان
  بعضي وقتها كه دلم يه حالي پيدا ميكنه
توي خلوت دلم ، با يكي نجوا ميكنم ، دردامو بهش ميگم ، ازش گلايه ميكنم
ميگم اي عزيز من دنياي من تو چشماته ، شب و روز من توئي اين دل من خاطرخواته
هر كيم يا هر چيم دلم به عشق تو خوشه ، نياد اون ساعتي كه دلم به فكرت نباشه
دلبرم?تاج سرم ? قربونتم? قربون اون مرامتم ?شيفته کلامتم
سائل يک نگاتم ?هميشه من خاک پاتم
اصلا ميدوني که چرا خاطر خواتم خاک پاتم همه جا و هر کجا دنبالتم
واسه اينه که خدا ?خداي فرشته ها ?خداي نوشته ها
روز اول که گل منو سرشت ? روي قلبم با خط درشت نوشت :
يا حسين
آقا جون چند روزيه دلم گرفته بهونه ?مي ريزه اشک چشام رو صورتم دونه دونه
دوست دارم روزا بيام کنار دستت بشينم ?واسه شادي دلت سوره کوثر بخونم
دوست دارم مرواريداي اشکموبيارم خدمتتون هديه کنم
ناقابله بفرمائيد
متبرکش کنيد

117
نام: رهام
شهر: تهران
تاریخ: 8/18/2003 7:13:01 PM
کاربر مهمان
  سوداي بي تو بودن و روي تو را نديدن ، درد جدائي از تو و بي تو نفس كشيدن
داره ذره ذره آبم ميكنه
داره ذره ذره آبم ميكنه
داره ذره ذره آبم ميكنه
داره ذره ذره آبم ميكنه
داره ذره ذره آبم ميكنه
............................
آنان كه دريا را ديده اند ، زان پس آب را بزرگتر مي نويسند
..............................
من به سياه ترين نقطه چشمان تو ميگويم آبي
كي ميدونه اين جمله يعني چي؟
116
نام: رهام
شهر: تهران
تاریخ: 8/18/2003 7:10:54 PM
کاربر مهمان
  آنجا كه پس از سالها چشم انتظاري براي اولين بار نگاهم در نگاهت گره ميخورد
و بغض ديرينه عشقم بسان آتشفشاني منفجر ميشود و شروع به فوران ميكند
و گَّل آتش روي سرمان ميرقصد و آنجا كه صداي هق هق گريه تو
روي لاله هاي گوشم خوشترين نواي دنياست
همانجا ، بله ، همانجا براي من بهشت برين است
و گلستاني را كه ساليان مديدي است به آب ديدگانم پروريده ام در آن مكان مقدس تقديم تو خواهم كرد
مهربانا : تمامي وجود تو براي من تداعي كننده بهشت است و
هر يك از اعضاي وجود ذي جود تو قطعه اي از اين ميعادگاه الهي است
و بهشت گمشدهء من همان آغوش گرم و با طراوت و عطراگين توست
و حجره بهشتي ام دل دريايي توست كه روزگاري است در اين درياي طوفاني غوطه ورم
و به دنبال آن صدفي ميگردم كه مرواريد چشمان تو رادر بطن خود جاي داده است
و نغمه بهشتي ام نواي روحاني توست . در آن هنگامه كه با تمام وجود فرياد ميزني دوستت دارم
نه يكبار.... نه صد بار نه.....بلكه تا آنجا كه در توان توست
مي بينم كه فرياد ميزني
د......و.....س....ت.....ت.....دارم
د......و.....س....ت.....ت.....دارم
د......و.....س....ت.....ت.....دارم
د......و.....س....ت.....ت.....دارم
د......و.....س....ت.....ت.....دارم
امضاء: کربلائی رهام
115
نام: علی
شهر: تهران
تاریخ: 8/18/2003 5:50:53 AM
کاربر مهمان
  آقا جان تو خود گفتی كه اگر از حال ما غافل شوی مشكلات ما را احاطه میكند
آقا جان به فریادمان رس مشكلات همه ی زندگیمون را بر باد داده است
اللهم عجل لولیك الفرج
اللهم اجعلنا من انصاره و اعوانه
آمین
114
نام: گمنام
شهر: تهران
تاریخ: 8/18/2003 1:24:21 AM
کاربر مهمان
  آقاجان کی می آیی دنیا بر ازظلم شده تو نیامدی
113
نام: مجید
شهر: تهران
تاریخ: 8/17/2003 5:28:11 PM
کاربر مهمان
  رفیقانم رها كردندو رفتند
مرا تنها گذاشتندو رفتند
112
نام: اميرطوسي
شهر: مشهد
تاریخ: 8/17/2003 3:33:43 PM
کاربر مهمان
  دوست عزيز سلام من و دوستانم تيز با تو در دانشگاه همدرديم .......صداي جبهه بلنده ... ميگه چفيه بي وفا شد ... رمز سربند يا زهرا ... مثل اينكه بر ملا شد ... ديگه حالت دوكوهه ... شبيهه كرب و بلا شد ... وقتي گفتيم از شلمچه ... جواب ما ناسزا شد...جاي هر خون شهيدي ... مجلس گناه به پا شد ... گوييا سر حسين هم دوباره رو نيزه ها شد ...بسيجي خسته نباشي ... دشمنت حاجت روا شد ... صورت غريب رهبر ... شبيه مادر ما شد ........ ما مسئوليم كه به هر طريقي شده حافظ ميراث شهيد و شهادت باشيم خدا اون روزي رو نياره كه نتونيم جلوي شهدا سر بلند كنيم
111
نام: زهرا
شهر: تهران
تاریخ: 8/17/2003 3:13:44 PM
کاربر مهمان
  بنویسید بر كفنم گدای فاطمه منم
110
نام: داوود قادری
شهر: تهران
تاریخ: 8/16/2003 4:00:49 PM
کاربر مهمان
  به یاد کمیل- شهید محسن مطلق
<<ابتدا <قبلی 17 16 15 14 13 12 11 10 9 8 7 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved