شهید آوینی
عدم استرحام و ذلت ناپذيرى

يا على لإن أدخل يدى فى فم التنين الى المرفق احب الى من أن اسأل من لم يكن ثم كان (1) .

اى على اگر ناچار شوم دست خود را تا آرنج در دهان اژدها فرو برم اين عمل نزد من محبوبتر است از اينكه از كسى كه چيزى نبوده و دارا شده است چيزى را درخواست كنم . (پيامبر اكرم (ع))

«نفى استرحام» از اصولى است كه در سيره اجتماعى رسول خدا (ص) و ائمه هدى (ع) رعايت مى شده و به هيچ وجه زير پا گذاشته نشده است . آنها هرگز «استرحام» نكردند. استرحام يعنى ترحم طلبيدن ، گردن كج كردن ، التماس كردن، زارى كردن در برابر مخلوق و ناله زدن پيش خلق؛ خود را خرد كردن، ضعيف و زبون ساختن و زير پا گذاشتن آن شرافت و كرامت ذاتى انسان. اسلام آمده است به انسان عزت بخشد؛ انسان را از حضيض ذلت به اوج عزت بكشد.

او را از خاك به افلاك ببرد؛ انسان ملكى را ملكوتى كند، و طى اين طريق با عزت است و عدم استرحام در مقابل مخلوق. و از همين رو مى‏بينيم پيشوايان حق در سخت‏ترين اوضاع ضعف نشان ندادند، هرگز خود را زبون نساختند و جز در مقابل حضرت حق ترحم نطلبيدند و به پيروان خود آموختند كه چنين باشند ، كه عزت مؤمن در بى نيازى او از مردم است ، چنانكه نبى اكرم (ص) فرمود:

«عزالمؤمن استغناؤه عن الناس.»1

اين سخن بدان معنا نيست كه انسانها بى نياز از يكديگرند و كسى را به كسى حاجتى نيست‏2، بلكه بدين معناست كه در مناسبات اجتماعى و در برخوردها و طلب احتياجات و رفع نيازها، عزت انسان حفظ شود و تن به استرحام ندهد؛ همان گونه كه پيامبر عزت وكرامت فرمود:

«اطلبوا الحوائج بعزة الانفس.» 3

خواسته‏هاى خود را با حفظ عزت نفس بخواهيد.

مؤمن استرحام نمى‏كند، گردن در مقابل اين و آن كج نمى كند ، خود را حقير نمى سازد ، براى هيچ مؤمنى جايز و روا نيست كه خود را خوار سازد؛ 4 و هيچ انسانى را شايسته نيست كه كرامت انسانى خود را فداى خواسته‏هاى