|

با سلام به حرف دلی های سایت
شهید آوینی
از تمامی دوستان حرف دلی دعوت می شود با نوشتن دل
نوشته های خود
در ایام ولادت منجی عالم بشریت ،
در تکمیل قسمتی از ویژه نامه سایت به نام
دلنوشته های منتظران
ما را یاری رسانید.
1- yas8454 از شهر زاویه
گفتم که خدا مرا مرادی
بفرست
توفان زده ام راه نجاتی
بفرست
فرمود که با زمزمه یا مهدی
نذر گل نرگس صلواتی
بفرست
2- میم
بسم الله الرّحمن
الرّحیم
تا سر زلف پریشان تو چین در چین است
زیر هر چینی از آن جای دل غمگین است
بی مه روی بتان شب همه شب تا به سحر
دامن و دیده ام از اشک پر از پروین است
باغ حسن تو چه باغیست که پیوسته در او
سنبل و نرگس و ریحان و گل و نسرین است....
3-
امیر مهدی از شهر بوشهر
تقدیم به دوستای حرف دلی
***************
نازم آن رعنا قدت را،خال روی لبت را
با غم غیبت چه سازی روزهایت را شبت را
ای گل نرگس کجایی؟دردمندان را دوایی
گوشه چشمی نمایی این مریضان غمت را
**************
4- شهاب از شهر
امید به رحمت خدا
.:: یَا مَن یُسَمَّی
بِالغَفوُرِالرَّحیمِ ::.
اَلسَّلامُ عَلَيكَ يا بَقِيَّةَ اللَّهِ فى اَرضِهِ
اَلسَّلامُ عَلَيكَ يا ميثاقَ اللَّهِ الَّذى اَخَذَهُ
وَوَكَّدَهُ اَلسَّلامُ عَلَيكَ يا وَعدَ اللَّهِ
الَّذى ضَمِنَهُ ،سلام بر تو اى بجاى مانده از طرف خدا
در روى زمين ، سلام بر تو اى پيمان محكم خدا كه از
مردم گرفت و سخت محكمش كرد ، سلام بر تو اى وعده ی خدا
كه تضمينش كرده ،
اَلسَّلامُ عَلَيكَ حينَ تَقوُمُ اَلسَّلامُ عَلَيكَ
حينَ تَقعُدُ اَلسَّلامُ عَلَيكَ حينَ تَقرَءُ
وَتُبَيِّنُ اَلسَّلامُ عَلَيكَ حينَ تُصَلّى
وَتَقنُتُ اَلسَّلامُ عَلَيكَ حينَ تَركَعُ وَتَسجُدُ
اَلسَّلامُ عَلَيكَ حينَ تُهَلِّلُ وَتُكَبِّرُ
اَلسَّلامُ عَلَيكَ حينَ تَحمَدُ وَتَستَغفِرُ
اَلسَّلامُ عَلَيكَ حينَ تُصبِحُ وَتُمسى اَلسَّلامُ
عَلَيكَ فِى اللَّيلِ اِذا يَغشى وَالنَّهارِ اِذا
تَجَلّى...
و رحمت وسيع حقّ ، و آن وعده اى كه دروغ نشود سلام بر
تو هنگامى كه بپا مى ايستى ، سلام بر تو هنگامى كه مى
نشينى ، سلام بر تو هنگامى كه (فرامين حقّ را) مى
خوانى و تفسير مى كنى سلام بر تو هنگامى كه نماز مى
خوانى و قنوت می گیری ، سلام بر تو هنگامى كه ركوع و
سجده بجاى می آورى ، سلام بر تو هنگامى كه ذکر*لا اله
الا اللّه * و *اللّه اكبر* می گوئى ، سلام بر تو
هنگامى كه خدا را ستايش می كنى و از او آمرزش می خواهى
، سلام بر تو هنگامى كه بامداد كنى و شام كنى ، سلام
بر تو در شب هنگامى كه تاريكيش فرا گيرد و در روز
هنگامى كه پرده برگيرد...(فرازی از زیارت حضرت صاحب
الزّمان(عج) معروف به زیارت آل یس)
* * *
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم
این که میگویند آن خوشتر ز حسن
یار ما این دارد و آن نیز هم
یاد باد آن کو به قصد خون ما
عهد را بشکست و پیمان نیز هم
دوستان در پرده میگویم سخن
گفته خواهد شد به دستان نیز هم
چون سر آمد دولت شبهای وصل
بگذرد ایّام هجران نیز هم
هر دو عالم یک فروغ روی اوست
گفتمت پیدا و پنهان نیز هم
محتسب داند که حافظ عاشق است
و آصف ملک سلیمان نیز هم
5- نوکر اقا از شهر
کرمان
الا ای آخرین آوای سرمد
کجایی مهدی آل محمد
بیا آقا همه چشم انتظارند گل زهرا
دگر طاقت ندارند
خدایا با ظهور آیه ی نور بده شادی
به دلهای پر از شور
دلم می میرد از داغ جدایی بیا یابن
الحسن آقا کجایی
6- ش.لام از شهر ماهشهر
دلم برای غریبی امام زمان می سوزد که عاشقان دروغینی
مثل ما دارد برای خدا بیشتر که بندگانی بد مثل مادارد
نمک خورده و ...ولی آرزو دارم تو ای جوان خوب ایرانی
همیشه دعای گوی مولایت بدون منت گذاشتن باشید موفق
باشید.
7- حسین کریم آبادی
از شهر گرگان
به نام خداوند ماه و مهر یه روز مونده به نیمه شعبان
سال 1389 و چه زیبا میشود هر کس تنها ارزویش در این
روز مبارک این باشد که تا نیمه شعبان سال اینده ان شائ
لله اقا امام زمان عج تشریف بیاورند
من حاضرم قسم بخورم که اگر همه ملت مسلمان امسال ماه
رمضان فقط دعایشان فرج اقا باشد اقا حتما حتما میاد
چون خدا خودش گفته و تضمین کرده که دعای انسان روزه
دار حتما قبول و براورده میشه. پس همه باهم توی این
ماه بیاییم فقط برای فرج اقا دعا کنیم و چیز دیگه ای
از خدا نخواهیم چون این دعا خودش به تنهایی همه چیز
است هر چی که فکرشو کنید برای سلامتی و فرج اقا همه
20صلوات نذر گل نرگس.التماس دعا
8- امیر مهدی از
شهر بوشهر
***************
گفتم که شیعانت در رنج و عذابند
گفتا به حال ایشان هر لحظه اشکبارم
گفتم که چشم شیعه گریان بود به راهت
گفتا که من همیشه به دیده اشک دارم...
**************
9- مرتضی از شهر
تهران
خستگان عشق را ایام درمان
خواهدآمد
غم مخورآخر طبیب دردمندان خواهدآمد
ز غم هجرمکن ناله وفریادکه دوش
زده ام فالی وفریادرسی می آید
دل دردمندمارا که اسیرتوست یارا
به وصال مرهمی نه که زانتظارخستیم
10- بوی سیب از شهر مطلع
الفجر
با عرض سلام و تبریک به مناسبت
ولادت منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج)
دلم گرفته و هر سوي خانهام ابريست
دلم گرفته و گريه دواي دردم نيست
حريف ني لبك و سوز دل نميگردم
ولي درون دلم بذر صبر پروردم
خداست شاهد اين حرف و عشق ميداند
كه روز جمعه نگاهم به جاده ميماند
به آتشي كه دلم را هميشه سوزانده است
دواي درد عدالت كنار در ماندهست
دري است فاصله من و يك سبد رويا
دري است فاصله من و يوسف زهرا
دلم گرفته، دقايق هنوز در راهند
و عاشقان شقايق هنوز در راهند
دلم گرفته، كسي نيست، جاده بيرنگ است
دلم گرفته و اين قلب ساده بيرنگ است
هميشه ماندهام اينجا، هميشه ميمانم
عبور ميكند آيا كسي؟ نميدانم!
اللهم عجل لولیک الفرج
دعا بفرمایید
11- شهاب از شهر
امید به رحمت خدا
*امام زمان(عج):
خداوندا ! وعده اي را كه به من داداه اي ،
برآورده كن و امر قيام مرا تمام فرما .
قدمهايم را ثابت بدار و در سايه قيام من ، جهان
را پر از عدل و داد كن .
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 13.)
.*.*.*.*.*. عيد بزرگ نيمه ي شعبان مبارك و التماس دعا
.*.*.*.*.*.
سلامتی وجود نازنین مهربانترین مولای عالم، حضرت حجّت
ابن الحسن المهدی (روحی له الفداء) و ان شاء الله ،
تعجیل در امر فرجشان ، صلوات.
.* اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَ عَجِّل فَرَجَهُم *.
اَللّهُمَّ عَجِّل لِمَولانَا الغَریبِ الفَرَجَ.
1- شهاب از شهر
امید به رحمت خدا
.:: اَلسَّلامُ عَلَیکَ
اَیُّهَا القائِم المُنتَظَرُ المَهدیّ ::. .*. عید بزرگ نیمه شعبان بر تمامی آسمانیان و زمینیان مبارک باد
.*. نرگس آن شب انتظار یاسمن را می کشید ابر نازی سایه ی سرو چمن را می کشید
سیب سرخ عاشقی خندید بر شاخ درخت لاله بر تن کرده از بیجاده و یاقوت رخت
ماه در شام غمش می دید خواب می زند سنجاق عشقش به زلف آفتاب
با اقاقی های عاشق ایستاده صف به صف دسته ای سوزانده بود و دسته ای هم کف به دف
از زمین سامره باد یمانی تا وزید یوسف از فرط شعف انگشت دستش را برید
هیچکس جز چشم نرگس این تجلّی را ندید ناگهان رخساره ی سلطان گل ها شد پدید
هاتف شوریده زد بر سینه داغ عاشقی خوانده خیر مقدمش در کوچه باغ عاشقی
مژده ای یاران عاشق یار خوش عهدی ست این! گل بیفشانید امشب ، حضرت مهدی ست این!
پرده ای انداخته بر صورتش رنگین کمان بسته از عمام خود بر گاهوار او رمّان
از صلای کاکلش هم سیم و هم زر ریخته لوح محفوظ خدا بر گردنش آویخته
بر تنش مریم لباسی از زبرجد دوخته بر لبش روح القدس آیات حق آموخته
لب مگو معجونی از شهد شراب و سلسبیل می چکد از لعل مستش شیر خرمای نخیل
حضرت داوود تصنیف جدیدی ساز کرد حُسن ایمان نبی تا مهد او پرواز کرد
موجی از سینا به سینای جمال او شتافت خواست فرود آید هزاران موج دریا را شکافت
خضر آب زندگانی را رها کرد و نخورد پیش قطره قطره ی آب دهانش کاسه برد
این خبر آفاق را پر کرد و از هر شهر و کو آمدندی بر تماشای آن جمال ماه رو
روز و شب نرگس به صحن باغ می خواند این دعا یاسمن را از حسودان چمن پنهان نما
حق ورا از لطف از چشم حسودش دور کرد غنچه را در هاله ای از نور خود مستور کرد
رفت و رفت از دیده ی چشم انتظاران حلقه ی عشاق شد بی روی یار مهربان
سیب جایش را به برگ زرد پاییزی سپرد سوخت جان لاله و از غصّه ی هجرش فسرد
من از تبار عشق و از نسل گلم به بوستان فاطمه چون بلبلم منم که مشهور به خوش عهدی ام
بلبل ناز فاطمه مهدی ام منم که داده ام صفا بر صفا به اذن من گرفته عالم بقا
بلبل اگر به باغچه سر می زند به سوسن و بنفشه سر می زند به عشق روی من غزلخوان شده
مرا ندیده باز گریان شده من همه جا در همه دم حاضرم بر همه اعمال شما ناظرم
شاعر گمنام *این شعر زیبا رو با صدای حاج سیّد مجید بنی فاطمه بشنوید:
http://www.aviny.com/Voice/Madiheh/hazrat_mahdi/hazrat_mahdi.aspx
*ناز قدم گل نرگس مهدی فاطمه(عجّل الله فرجه و روحی و ارواح
العالمین لتراب مقدمه الفداء) صلوات خوشگله رو بفرست. اَلّلــهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّـــدٍ وَ آلِ مُحَمَّـــدٍ وَ
عَجِّـــل فَرَجَـــهُم وَ فَرَجَــنَا بِـــهِم.
2- سارای منتظر از
شهر مشهد الرضا
السلام علیک یا بقیه الله! کجاست آن صبح صادقی که فرا رسیدنش را می دادند نوید
که در زیر این گنبد نیلگون و سپهر گردون جایی باید باشد آخرین اختران شب را منزلگاه
جایی باید باشد که سترده گردد پرده ی سیاه شب جایی باید که سفینه ی غم لنگر اندازد و پهلو گیرد
هنگامی که آن آزاد مردانِ راه رستگاری نمایاندند. چه کسان بسیاری که به هواخواهی شان گام فرا نهادند
چه فریادها که از گلو و جانها برخاست به جانبداری اش سروده های زمان((از یکصد شاعر زمان))انتشارات پارسا چاپ اول
1378ص316-317 فیض احمد فیض شاعر بزرگ و انقلابی پاکستان
و امروز ((منتظر،چشم به راهی است فریادگر))، فریادگری در سکوت،
فریادگری در ظلمت،فریادگری در بیداد، فریادگری در تباهی، فریادگری در محرومیت،
فریادگری در تبعیض، فریادگری در.... کتاب منتظر ؛چشم به راهی فریادگر!!!!
3- یگانه از
شهر آرزوها
یا ارحم الراحمین مهدی فاطمه سلامون علیک سلامون علیک
سرور ما همه سلامون علیک سلامون علیک ای امید ما همه سلامون علیک سلامون علیک
سیدی یک نظر سوی ما کن قسمت ما همه کربلا کن و...همه ی ما رو حاجت
روا کن یا صاحب الزمان عج یا باب الحوئج حضرت ابوالفضل ع تا کی ...
یا امام رضا ع تو که خودت شاهده من بودی ...خوب میدونی که چی شده و
چی میشه ...یعنی میشه امام رضا ع یعنی خدا قبول کرده که...خودت بگو
چیکار کنم خدایا خودت گفتی که بخواهید تا اجابت کنم اما ...میدونم از روسیاهی
خودم که ...اما خدایا ... میگن امام حسین ع پسرش حضرت علی اکبر ع خیلی خیلی دوست داره هر کس
به جان اون قسمش بده و اونو واسطش قرار بده نه نمیگه /از ته دلم
میخوام که /امام حسین ع عموی مهربانم شما رو به علی اکبرت قسم میدم
که هر کس هر چی میخواد بهش بده و حرف دل منم اخر سر قاطی اونا دیگه
...کم اوردم تقدیر یک عمر ما رو بازیچه ی تو بودیم و هر چی گفتی چه دوست داشته
باشیم . چه نداشته باشیم قبول کردیم چی میشه یه بار هم تو هم چه
دوست داشته باشی چه نداشته باشی به حرف دل ما اهمیت بدی ...قبول
کنی ...ببین خودت این یه بار رو میتونی قبول کنی که تمام عمر ما رو
اسیر خودت کردی ما رو همین طور دور خودت میچرخونی خدایا به جان
خودت راضی ام به رضای تواما خودت گفتی بخواهید تا اجابت کنم ببین
از کی من منتظرم ...نه تنهامن بلکه خیلی های دیگه ...ای روزگار اگه
میخواستی که من بگم ...ببین و تماشا کن ...بد جوری دارم پرپر میشم
...
4- مجنون مهدی(عج) از
شهر عشق
سلام آقاجان!
آقاجان پیشاپیش تولدت راتبریک می گویم....این روزها شادتر ازهرروز دیگر
هستم...این روزها چقدرنزدیکتر شده ام به عشق شما....
محبت شما ودست نوازش شما را برسرخویش احساس می کنم....
اي تمام آرزوها واسطوره ها وحقيقتهاي آفرينش هستي درنام تو....
اي تمام امواج قدرتمندعشق درنام تو...
اي آفتاب بيكرانه مهر ازچشمانت تابان...
شرمندگي كسي رابپذيركه نه سزاوارمهرتوست ونه تاب آن داردكه ازجمال
دلربايت دست بشويد...
شرمندگي كسي كه درتلالورازآلودمهراسرارآميزت محصورچشمهاي توست...
وشگفت آنكه درعين حال درتاريكي بي پايان نفس ظلماني خويش اسيرم...
شرمندگي كسي كه درگيرايي بي پايان پرازاحسان ومحبت توبارها خودراگم
كرده است وبازبه فرودست هاي تيره گناه بازگشته است...
شرمندگي كسي كه يكسال ديگرنيز گذشت وهنوزقدمي ناچيز هم نتوانسته بسويت
بردارد....
5- سپیده از
شهر آمل
يا ابا صالح مدد كن حال ما
........ يا ابا صالح بيا بر جان ما
يا امام عصر جانا تو بيا ........ كن ظهوري بر سر دنياي ما
تا كه اين ظلمت شود نابودو دور.... تا كه نوري آيد از الطاف نور
تو بيا اين دشمني خاموش كن........ تو بيا راه جهالت نور كن
تو بدان چشم انتظاران منتظر...... تو بدان صاحب دلان در كوي دل
چشم بر نور امامش بسته اند ...... منتظر بر روي ماهت گشته اند
تو بيا بر گمرهان هادي بشو ...... تو بيا بر روي ما نادي بشو
نادي پيك خدا مهدي تويي ...... آن امام و يوسف زهرا تويي
پس بيا مهدي بر اين دنياي تار... .... گر كه آيي ميرود آن ليل و خار
گرتو آيي نور آيد بر جهان ....... گر تو آيي مي شود ظلمت نهان
6- ایمان از
شهر توکل به خدا
عاشقان عیدتان مبارک
آنگاه كه هستي آفرين گل آدمي بسرشت و فرزندان آدم بر زمين منزل گزيدند
تبار او با گذشت روزگار رو به فزوني نهاد اما در اين ميان ايزد دادار
نيكان و پاكان خود را از بين همين مردمان برگزيد تا دستگير خلقش بوده و
آنان رهنمون گر راه هدايت باشند كه از ميان اين نيك مردان گل سر سبد
هستي را به عنوان آخرين هدايتگر خود بر مردمان قرار داد كه سلسله جنبان
راه هدايت تا هميشه روزگار باشد، پس از افول زندگاني پر از نور آن چراغ
هدايت مشعل راه نجات به دست سكان داران كشتي نجات سپرده شد، دوازده
ستاره پرفروغ كه به نوبت در ظلمات ، نمايانگر راه نجان و هدايت و سيراب
گر تشنگان معرفت بودند، افسوس كه شب پره ها را تاب نور افشاني خورشيد
نبود و هر از چند گاهي چراغي را خاموش كرده تا دوازدهمين نور روشنگر
خدايي به خواست پروردگار در پس ابر نهان شد تا تشنگان را بر او چند
نياز افتد كه چون ماهي بيرون افتاده از آب براي وصالش بي تاب و بي قرار
شوند مشتاقانه چشم بر پديدار شدن او داشته باشند تا به راستي و پاكي او
را ياري كرده و گردن طاعت بر او فرو آورند.
7- saghy از
شهرtr
ای آخرین حجت خدا!اگر خداوند تو را نمی آفرید،امید و عدل نیز آفریده
نمی شد.
اگر خداوند تورا را نمی آفرید حق آمدنی نبود و باطل رفتنی نبود.
خوش آمدی که آمدنت رحمتی بر جهانیان گشت و حضورت حتی در پس پرده غیبت
گرمابخش وجود سرمازده همگان شد.
میلادت مبارکای تک سوار همیشه سبز!
یا حق
8-
saghy از
شهرtr
السلام علیک یا صاحب الزمان(عج) گل
نرگس گل نرگس گل نرگس گل نرگس
دوباره پای گنه کارم به بزم عشق تو واگشته
قلم به تیغ شکسته دل که دیده پر زحیا گشته
از قطره قطره ی اشک من ببین که بوی تو می اید
که دست خسته و ارزانم به سمت و سوی تو می اید
اقا بیا اقا بیا اقا بیا بیا
مهدی (عج)بیا دورت بگردم بیا تا دست خالی
برنگردم
اللهم عجل لولیک الفرج
9-
آميتيدا از
شهر قم
اي تو روح و روانم يادت آرامش جانم
بر غم دوري تو تا به كي زنده بمانم
مانده ام مولا محزون و خسته چشم به
راهت در خون نشسته
العجل مولا مولا مولا العجل مولا مولا مولا
كنج اين غربت و غم گريم بر حال
زارم
تشنه ام بر نگاهت در راهت جان
سپارم
اي آرزوي خوبان عالم حسن تو حسن
حضرت خاتم
اشكم روي دو ديده اي آخرين سپيده
ياس خوشبوي نرگس وقت دعا رسيده
ديده به راهم اي گل طه چشم انتظارم يوسف
زهرا
العجل مولا مولا مولا
10- مینا دلشکسته از
شهر تهران
به کدامین واژه مبارک خطابت کنم ای هم نام آفریدگار وای مسندنشین احمد
مختار، مولایم یا صاحب الزمان،وقتی که آوای غم از دوردستها شنیده می
شود و من احساس میکنم تنهای تنهایم،یک نفر آن سوی دیوار محبت به رویم
لبخند میزند و روح محبتش را در من میدمد،قابل ستایشی...فقط به عشق
دیدنت زنده ماندن را بسیار دوست میدارم.....
11- سپيده از
شهر
تبريز
گفته بودم چو بيايي غم دل با توبكويم
چه بكويم كه غم از دل برود چون تو بيايي
آقاي من ؛مولاي من روز تولد امسالت جمعه است روز خودت . پس كي مي خواي
بياي .منتظريم
تولد منجي عالم بشريت مبارك.
12-
tahm_ir از
شهر ایران
بیا ای عزیز دلبند که ما دلشکستگانیم . منتظر برای دیدار چشم براهت
ماندگانیم / یا مهدی ادرکنی .
13-
ر.نعمتی از
شهر تهران
اللهم عجل لولیک الفرج و سهل مخرجه و اوسع منهجه
ای منتظران گنج نهان می آید
آرامش جان عاشقان می آید
بر بام سحر طلایه داران ظهور
گفتند که صاحب الزمان می آید
14-
انسیه از
شهر تنهایی وانتظاروامیدو...یاالله
دل شود امشب شکوفا در زمین می زند لبخند شادی بر
زمین
آسمان ِ دل تبسم می کند روی ماهت را تجسم می کند
ای مسیح آل پیغمبر سلام انتهای سوره ی کوثر سلام
ای کتاب راز های مرتضی یادگار حضرت خیرالنسا
ای صفات تو صفات انبیا حاصل جمع ِ تمام اولیا
ای قدم هایت صراط المستقیم حافظ آیات قرآن کریم
ای امام صالحان در روی خاک اکفیانی اکفیان روحی فداک
السلام ای آفتاب پشت ابر السلام ای اوج قله ، کوه
صبر
السلام ای آخر هر دلخوشی عاقب از غم تو ما را
می کُشی
السلام ای فخر آدم در زمین یادگار حضرت روح
الامین
تو تمام چارده نور مبین جلوه ی زیبای ربُ
العالمین
تو حدیث ناب عترت در زمین زاده حیدر
امیر المومنین
تو همان نوری که از روز ازل کرد خالق
روی ماهت بی بدل
تو سرشت ناب از نسل علی نور رب در جلوه
ی تو منجلی
عمر تو تاریخ ساز عالم است مبداء آن از
رسول خاتم است
ترسم آخر من نبینم روی تو
صورت زهرائی و دلجوی تو
تو کجائی شیعه می خواند تو را پس نمی گوئی
جوابش را چرا
کی می آیی دل تمنایت کند تا که روزی
بوسه بر پایت کند
کی می آیی عقده از دل وا کنم روضه خوانی
پیش تو آقا کنم
کی می آیی کربلا را تاب نیست در میان خیمه
دیگر آب نیست
وای بر طفل رباب و اضطراب خیمه خیمه
جستوی جرعه آب
آب نَبوَد تا که سیرابش کند جرعه
ای نوشاند و خوابش کند
کربلا و یک بیابان اشک و آه
شیرخواره در میان قتلگاه
نام تو آمد در آنجا بر زبان کی می
آیی حضرت صاحب زمان
ای خوش آن روزی فرج برپا شود با دو دست
فاطمه امضا شود
(کمال مومنی)
مولانا
ای غایب از این محضر ...... از مات سلام الله
وی از همه حاضرتر ...... از مات سلام الله
ای نور پسندیده ...... وی سرمه هر دیده
احسنت زهی منظر ...... از مات سلام الله
ای صورت روحانی ...... وی رحمت ربانی
بر مومن و بر کافر ...... از مات سلام الله
چون ماه تمام آیی ...... و آنگاه ز بام آیی
ای ماه تو را چاکر ...... از مات سلام الله
ای غایب بر حاضر ...... بر حال همه ناظر
وی بهر همه گوهر ...... از مات سلام الله
ای شاهد بی نقصان ...... وی روح ز تو رقصان
وی مستی تو در صدر ...... از مات سلام الله
وی جوشش می از تو ...... وی شکر نی از تو
و از هر دو تویی خوش تر ...... از مات سلام الله
*****اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم*****
15- شهاب از شهر
امید به رحمت خدا
|
*یاابن الحسن(روح فداک)
سرخوشم، این ناگهان مستی ز بوی جام کیست؟
شعله میریزد زبانم، بر زبانم نام کیست؟
کوچههای روشن دل در صدای او رهاست
میرود منزل به منزل، این طنین گام کیست؟
آن جنون لاابالی ، وحشی صحرای وهم
در پناه کیست امروز؟ ای عزیزان! رام کیست؟
از پی هم مهر و قهر و مهر و قهر و مهر و قهر
دانهها پاشیده اینجا، پیش پایم دام کیست؟
شام هر شام این شرار شعله شعله از کجاست؟
صبح هر صبح این نسیم نو به نو پیغام کیست؟
|
.:: اَینَ المُعِزَّ
الاَولِیَاءِ وَ مُذِلُّ الاَعدَاء ::.
به دنبال تو می گردم ، تو ای تنهای تا هرگز
تو ای گمشته ی در اندیشه ی فردای تاهرگز منم جهل مرکب! آن که در آغاز خود ماندست
بیا ذات مرا معنا کن از دانای تا هرگز بدون چلچراغ چشمهایت راه تاریک است
بیا فانوس روشن کن. بیا زیبای تاهرگز نمی دانم چه روزی با حقیقت می خوری پیوند
تو ای مرموز، ای کاووس، ای رویای تا هرگز تو را من با تمام
انتظارم جستجو کردم
ولی پیدا نشد آن عشق نا پیدای تا هرگز تو ای آن کس که تنها از فراز کوه می آید
بگو صبحی نشسته پشت این شبهای تا هرگز
|
|