شهید آوینی

 

به مناسبت یازدهمین سالگرد رحلت جانگداز یادگار امام و مشاور عالی و رازدار امانت‌های حضرت امام (ره) حاج سید احمد خمینی

تشریفات در تفكر ما رسوخ كرده است !
سيد احمد خميني

با شروع جنگ كشورمان یكپارچه شور و احساس شد. شعارها قوت بیشتری گرفت. مرگ بر آمریكا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر شوروی، جنگ با صدام، مبارزه با متحجرین خلیج فارس مبارزه با سرمایه داران زالو صفت، همه و همه موجب می شد كه مردم شور و حال بیشتری در استمرار راه خود پیدا كنند. امام (ره) راه را مشخص كرده بودند: «یا رهایی و یا شهادت».

فشار، سختی، شهادت و ایثار، ازبین رفتن اموال وانفس برای مردم توجیه بسیار منطقی داشت. مردم همه مشكلات را پذیرفتند و راه سخت مبارزه را انتخاب كردند فقر بر رفاه برتری پیدا كرد، چرا كه امام فرموده بود یك موی كوخ نشین ها بر همه كاخ نشین ها برتری دارد. بودند افراد بسیاری كه فرزندان خود را به رزمگاه بردند و برای شهادت سایر فرزندان خود از امام طلب دعا داشتند چه بسیار نوجوانان پر شوری كه سن شناسنامه ای خود را زیاد كرده تا بتوانند در جبهه های نبرد با دشمن حاضر شوند. روحانیان مجاهد بعداز پیروزی انقلاب جذب نظام شدند و هر كدام در گوشه ای جذب نظام شدند و هر كدام در گوشه ای مشغول كار شدند و زحمات زیادی كشیدند و می كشند.

 ضد انقلاب با كمك استكبار دست به ترور روحانیون بزرگوار زد. انفجار حزب جمهوری اسلامی، نخست وزیری و ترور شخصیت های سیاسی و مذهبی و ترور ائمه جمعه از موارد قابل اشاره است. ناچار روحانیون مسئول به محافظ پناه بردند و حفاظت خود را به آنها سپردند نطفه جدایی از مردم بسته شد. دیگر محافظین اجازه نمی دادند شخصیتهای روحانی میان مردم بروند.

بزرگترین ضرر ترورهاجدا كردن مسئولین روحانی از مردم بود. این جدایی كم كم كار خود را انجام داد و مسئولین روحانی براحتی نمی توانستند حرف دل مردم را بشنوند. از طرف دیگر پاسدار و حفاظت داشتن از خود ژستی شد و تشریفات خلق و خوی خلقی بودن روحانیان مبارز را تغییر داد. دیگر روحانیون مسئول مانند مردم جنوب شهر در صف اتوبوس نمی ایستند. منازلشان با منازل پا برهنه ها همخوانی ندارد. خورد و خوراك آنها مثل مردم نیست. مسافرت ها، وضع زن و بچه بكلی تغییر كرده است و بالاخره تجمل جای درویشی را گرفت. فریاد امام و رهبر انقلاب بلند شد. بعضی ها ظاهر قضیه را كمی تغییر می دهند تا آب از آسیاب بیفتد. خیال می كنند تشریفات فقط ماشین بنز است كه در آن می نشیند در حالی كه تشریفات تنها این نیست. تشریفات در تفكر ما رسوخ كرده است.

اگر برخی از روحانیانی كه قبل از انقلاب در غم و شادی مردم شریك بودند، همانها كه سخنگوی انقلاب بودند، اگر زود به فكر علاج نیفتند خطری كه احساس می شود ممكن است جدی گردد. این كه روحانی وقتی حرف از مستضعف می زند، می گویند شعار می دهی، به علت این است خود عمل نمی كند، و الا اگر كه خود عمل می كرد او شعار بی محتوی نمی دانست اگز چه به حرف او گوش ندهند.

به نظر من یكی از علل دلسردی حزب الله عزیز در مقابل مفاسد اجتماعی همین است. این مسئله در غیر روحانی هم هست ولی چون یك طلبه هستم قسمت روحانی اش را گفتم و یك غیر روحانی وكیل یاوزیر قسمت های دیگرش را بگوید. این اساس است دیروز سختی های مبارزه با مردم تقسیم می شد و مردم گرم مبارزه بی امان می شدند ولی امروز امتیازهای حكومت با مردم تقسیم نمی شود. لذا حزب الله حساسیت و دلگرمی سابق را ندارد البته بحث بر سر حزب اللهی ای كه اعتقادش محكم نیست كه او با خدایش و امامش پیمان بسته است كه تا همیشه در مقابل سختی ها و فریب ها بایستد و هرگز قدمی كوتاه نیاید.

از طرف دیگر حرفهای ملایم بعضی از مسئولین نظام در برابر غرب بخصوص آمریكا و سرمایه داران زالوصفت زمینه را برای مؤمنینی كه در فراز و نشیب انقلاب دنبال امام و نظام بودند مهیا می سازد تا مورد طمع دشمن قرار گیرند. رادیو های بیگانه با بزرگ كردن ملایمت ها جو حاكم بر نظام را به گونه ای ترسیم می كنند كه گویی نظام و فرزندان امام از خط و روش امام جدا شده اند و راه دیگری را می پیمایند. پرخاش روزنامه هابه یكدیگر، افشا گری بدون تحقیق، حمله به مسئولین مورد اعتماد مردم به جو عدم اعتماد مردم دامن می زند.

 اعمال برخی از مسئولین از قبیل نشستن با سرمایه داران فراری درآمریكا كه با این سخن امام كه روحانیت متعهد به خون سرمایه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنها سر آشتی نداشته و نخواهد داشت و دفاع تبلیغی سراسری از این حركت نادرست از حمله چیزهایی است كه حزب اللهی را دلسرد می كند. عدم هماهنگی با بعضی از مواضع رهبری كه در زمان امام هم اتفاق می افتاد و عدم مبارزه تبلیغی سراسری و یا حتی موردی موجب می شود كه عده ای از فرزندان انقلاب در حوزه ها و دانشگاهها و محافل سیاسی معتقد شوند كه این عدم هماهنگی خود سیاست مورد قبولی است كه به امام در زمان امام صدمه می زد و به رهبری معظم در این زمان. اینها همه و همه مورد سؤال حزب الله است و این كم خطری نیست.

 اثرهای این موضع گیری ها و رفت و آمد های بی حساب در دانشگاهها و حوزه ها كارخانه ها و كوچه و بازار بخصوص محافل سیاسی بازتاب گسترده ای دارد كه ممكن است در دراز مدت زیانهای غیر قابل جبران به دنبال داشته باشد. باید كاملاً توجه داشت كه برای رسیدن به رفاه اقتصادی شكست سیاسی و اعتقادی نخوریم كه در مقایسه با آن رفاه، در سایر زمینه ها ضرر بیشتری عایدمان شود .من صرفاً به یكی دو مورد روشن اشاره كردم و خواستم بگویم همه چیز را به گردن آمریكا انداختن و همه ضعف ها را به پای فاكتور خارجی نوشتن و درزیر چتر این این شعارها از عیوب خود غافل بودن ساده لوحانه است.

امروز همه ما موظفیم سیاستهای اقتصادی دولت را پشتیبانی بكنیم و دفاع از دولت وظیفه اصلی شرعی همه است ولی صرف این كه طرحی از طرف چند اقتصاددان تهیه شده و تنی چند از كسانی كه مسائل اقتصادی را می فهمند آنرا تأیید كرده اند، نباید موجب شود تا آخر بر آن پافشاری كنیم. ما باید از جنگ و طرح های كارشناسان جنگی و نتیجه جنگ این تجربه و درس را بیاموزیم كه باید كارشناسان دولت حتماً برای طرح های خود زمان درنظر بگیرند و با شجاعت و صراحت با مردم حرف بزنند و بگویند كه تا فلان زمان نتیجه این سیاست اقتصادی چیست كه در صورت عدم موفقیت فوراً فكر اصلاحی كرد والا كار به جایی می رسد كه یك مرتبه متوجه می شویم كه هیچ راهی جز تسلیم در برابر مشكلات نداریم. نتیجه این كه با وضع اقتصادی مردم و تجمل گرایی روحانیان مبارزه و عدم كار فرهنگی درست و موضع گیری های بعضی از مسئولین ملایمت های بی مورد دیگر نباید توقع داشته باشیم همان شور و حال اول انقلاب باقی باشد و مردم درمقابل تنش های سیاسی و فرهنگی سر از پا نشناسند و وارد عرصه كار زار مبارزه با مفاسد اجتماعی و میادین مبارزاتی شوند.

حاج سید احمد خمینی

Copyright © 2003-2019 - AVINY.COM - All Rights Reserved
logo