بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram
 
 


 

هشتم : مناجات اهل ارادت

به نام خداى بخشاینده مهربان

سُبْحانَک ما اَضْیقَ الْطُّرُقَ عَلى مَنْ لَمْ تَکنْ دَلیلَهُ وَما اَوْضَحَ الْحَقَّ

منزهى تو! چه اندازه تنگ است راهها بر کسى که تواءش رهنمون نباشى و چه اندازه حقیقت روشن است

عِنْدَ مَنْ هَدَیتَهُ سَبیلَهُ اِلهى فَاسْلُک بِنا سُبُلَ الْوُصُولِ اِلَیک وَسَیرْنا

براى کسیکه تو راهش را نشانش داده اى خدایا پس ما را به راههاى رسیدن به درگاهت بدار و از

فى اَقْرَبِ الطُّرُقِ لِلْوُفُودِ عَلَیک قَرِّبْ عَلَینَا الْبَعیدَ وَسَهِّلْ عَلَینَا

نزدیکترین راهى که به تو رسند ما را ببَر دور را بر ما نزدیک گردان و راههاى سخت و

الْعَسیرَ الشَّدیدَ وَاَلْحِقْنا بِعِبادِک الَّذینَ هُمْ بِالْبِدارِ اِلَیک یسارِعوُنَ

و دشوار را بر ما آسان و هموار ساز و ملحقمان دار به آن بندگانت که در پیشى گرفتن به سویت شتاب کنند

وَبابَک عَلَى الدَّوامِ یطْرُقُونَ وَاِیاک فِى اللَّیلِ وَالنَّهارِ یعْبُدُونَ وَهُمْ

و یکسره بطور مداوم در خانه ات را مى کوبند و در شب و روز تو را پرستش کنند و آنها

مِنْ هَیبَتِک مُشْفِقُونَ الَّذینَ صَفَّیتَ لَهُمُ الْمَشارِبَ وَبَلَّغْتَهُمُ

از هیبتت ترسانند آنانکه آبخورشان را پاک کردى و بخواسته هایشان رسانیدى

الرَّغاَّئِبَ وَاَنْجَحْتَ لَهُمُ الْمَطالِبَ وَقَضَیتَ لَهُمْ مِنْ فَضْلِک الْمَاءرِبَ

و به دادن آنچه جویایش بودند کامرواشان ساختى و حاجتهاشان را از فضل خویش برآوردى

وَمَلاَْتَ لَهُمْ ضَماَّئِرَهُمْ مِنْ حُبِّک وَرَوَّیتَهُمْ مِنْ صافى شِرْبِک فَبِک

و دلهاشان را سرشار از دوستى خویش کردى و از آب زلال معرفتت سیرابشان کردى پس بوسیله

اِلى لَذیذِ مُناجاتِک وَصَلُوا وَمِنْک اَقْصى مَقاصِدِهِمْ حَصَّلُوا فَیا مَنْ

تو به لذت مناجاتت نائل گشتند و از ناحیه تو بالاترین مقاصدشان را بدست آوردند پس اى

هُوَ عَلَى الْمُقْبِلینَ عَلَیهِ مُقْبِلٌ وَبِالْعَطْفِ عَلَیهِمْ عاَّئِدٌ مُفْضِلٌ

کسى که بر آنانکه به سویش رو کنند رو آورى و با توجه بدانها مهرورزى و نعمت بخشى و اى آنکه نسبت به

وَبِالْغافِلینَ عَنْ ذِکرِهِ رَحیمٌ رَؤُفٌ وَبِجَذْبِهِمْ اِلى بابِهِ وَدُودٌ عَطُوفٌ

بى خبران و غافلان از ذکر خود رحیم و مهربانى و با جلب آنان به درگاهت دوستدار و مهرورزى از تو

اَسْئَلُک اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ اَوْفَرِهِمْ مِنْک حَظّاً وَاَعْلاهُمْ عِنْدَک مَنْزِلاً

خواهم از کسانى قرارم دهى که بهره بیشترى از تو دریافت داشته و مرتبه والاترى را حائز گشته

وَاَجْزَلِهِمْ مِنْ وُدِّک قِسْماً وَاَفْضَلِهِمْ فى مَعْرِفَتِک نَصیباً فَقَدِ انْقَطَعَتْ

و از دوستیت نصیب بیشترى عایدش شده و در معرفتت سهم زیادترى بهره اش داده اند زیرا که توجه من از همه جا

اِلَیک هِمَّتى وَانْصَرَفَتْ نَحْوَک رَغْبَتى فَاَنْتَ لا غَیرُک مُرادى وَلَک

بسوى تو منقطع شده و اراده و آرزویم به جانب تو گشته است پس مراد من تنها تویى نه دیگرى

لا لِسِواک سَهَرى وَسُهادى وَلِقاَّؤُک قُرَّةُ عَینى وَوَصْلُک مُنى

و شب زنده دارى و بى خوابیم فقط بخاطر تو است نه غیر تو و دیدارت نور چشم من است و وصل تو

نَفْسى وَاِلَیک شَوْقى وَفى مَحَبَّتِک وَلَهى وَاِلى هَواک صَبابَتى

آرزوى جان من و بسوى تو است اشتیاقم و در وادى محبت تو سرگشته ام ، و در هواى تو است دلدادگیم

وَرِضاک بُغْیتى وَ رُؤْیتُک حاجَتى وَجِوارُک طَلَبى وَقُرْبُک غایةُ

و خوشنودى تو است مقصودم و دیدار تو است حاجت من و نعمت جوارت مطلوب من است نزدیکى و قرب به تو منتهاى

سُؤْلى وَفى مُناجاتِک رَوْحى وَراحَتى وَعِنْدَک دَواَّءُ عِلَّتى وَشِفاَّءُ

خواسته من است و در مناجات با تو است خوشى و راحتیم و پیش تو است داروى دردم و شفاى

غُلَّتى وَبَرْدُ لَوْعَتى وَکشْفُ کرْبَتى فَکنْ اَنیسى فى وَحْشَتى وَمُقیلَ

جگر سوخته ام و تسکین حرارت دلم و برطرف شدن دشواریم پس اى خدا بوده باش تو انیس و همدمم در حال وحشتم و گذرنده

عَثْرَتى وَغافِرَ زَلَّتى وَقابِلَ تَوْبَتى وَمُجیبَ دَعْوَتى وَوَلِىَّ

از لغزشم و آمرزنده گناهم و پذیرنده توبه ام و اجابت کننده دعایم و سرپرست

عِصْمَتى وَمُغْنِىَ فاقَتى وَلا تَقْطَعْنى عَنْک وَلا تُبْعِدْنى مِنْک یا

نگهداریم و توانگرى ده از نداریم و مرا از خویش جدایم مکن و از درگاهت دورم منما اى

نَعیمى وَجَنَّتى وَیا دُنْیاىَ وَآخِرَتى یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

تو نعیم و جنت من و اى دنیا و آخرتم اى مهربانترین مهربانان


نهم : مناجات دوستان

به نام خداى بخشاینده مهربان

اِلهى مَنْ ذَاالَّذى ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِک فَرامَ مِنْک بَدَلاً وَمَنْ ذَاالَّذى

خدایا نیست که شیرینى محبت تو را چشیده باشد و جز تو آهنگ دیگرى را بکند و کیست که به مقام

اَنِسَ بِقُرْبِک فَابْتَغى عَنْک حِوَلاً اِلهى فَاجْعَلْنا مِمَّنِ اصْطَفَیتَهُ

قرب تو انس گرفته باشد و درصدد روگرداندن از تو باشد خدایا قرار ده ما را از زمره کسانى که

لِقُرْبِک وَوِلایتِک وَاَخْلَصْتَهُ لِوُدِّک وَمَحَبَّتِک وَشَوَّقْتَهُ اِلى لِقاَّئِک

براى قرب و دوستیت برگزیده اى و براى عشق و محبتت خالصش گردانده و به دیدارت شائقش کرده و به قضا

وَرَضَّیتَهُ بِقَضاَّئِک وَمَنَحْتَهُ بِالنَّظَرِ اِلى وَجْهِک وَحَبَوْتَهُ بِرِضاک

و قدرت راضیش ساخته و به دیدن رویت به او نعمت بخشیده و به خوشنودى خویش مخصوصش گردانده

وَاَعَذْتَهُ مِنْ هَجْرِک وَقِلاک وَبَوَّاْتَهُ مَقْعَدَالصِّدْقِ فى جِوارِک

و از غم هجران و فراقت پناهش داده و در جایگاه راستى در جوار خویش جایش داده و

وَخَصَصْتَهُ بِمَعْرِفَتِک وَاَهَّلْتَهُ لِعِبادَتِک وَهَیمْتَ قَلْبَهُ لاِِرادَتِک

به معرفت خویش مخصوصش کرده و براى پرستش و عبادتت او را لایق کردى و در ارادت خویش دل شیدایش کردى

وَاجْتَبَیتَهُ لِمُشاهَدَتِک وَاَخْلَیتَ وَجْهَهُ لَک وَفَرَّغْتَ فُؤادَهُ لِحُبِّک

و براى مشاهده جمالت انتخابش کردى و رویش را براى خودت از اغیار خالى کردى و دلش را براى محبت خویش فارغ کردى

وَرَغَّبْتَهُ فیما عِنْدَک وَاَلْهَمْتَهُ ذِکرَک وَاَوْزَعْتَهُ شُکرَک وَشَغَلْتَهُ

و تنها بدانچه نزد تو است راغبش کردى و ذکر خویش را بدو الهام کردى و سپاسگزاریت را بدون نصیب کردى

بِطاعَتِک وَصَیرْتَهُ مِنْ صالِحى بَرِیتِک وَاخْتَرْتَهُ لِمُناجاتِک

و به طاعت خود سرگرمش ساختى و او را از بندگان شایسته ات گرداندى و براى مناجات خویش انتخابش کردى

وَقَطَعْتَ عَنْهُ کلَّشَىْءٍ یقْطَعُهُ عَنْک اَللّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَاءْبُهُمُ

و بریدى از او هر چه را که موجب بریدنش از تو گردد خدایا قرار ده ما را از کسانى که شیوه شان در زندگى

الاِْرْتِیاحُ اِلَیک وَالْحَنینُ وَدَهْرُهُمُ الزَّفْرَةُ وَالاْنینُ جِباهُهُمْ ساجِدَةٌ

شادمانى با تو و زارى به درگاه تو است و روزگارشان آه و ناله است پیشانیهاشان در برابر عظمتت به خاک

لِعَظَمَتِک وَعُیونُهُمْ ساهِرَةٌ فى خِدْمَتِک وَدُمُوعُهُمْ ساَّئِلَةٌ مِنْ

افتاده و از دیدگانشان در خدمتت یکسره بیدار است و سرشکشان از

خَشْیتِک وَقُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَةٌ بِمَحَبَّتِک وَاَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَةٌ مِنْ مَهابَتِک

ترس تو ریزان و دلهاشان به محبتت آویزان و قلبهاشان از هیبتت از جا کنده شده است

یا مَنْ اَنْوارُ قُدْسِهِ لاِبْصارِ مُحِبّیهِ راَّئِقَةٌ وَسُبُحاتُ وَجْهِهِ لِقُلُوبِ

اى که انوار قدسش براى دیدگان دوستانش در کمال درخشندگى است و پرتوافکنیهاى جمالش براى قلوب

عارِفیهِ شاَّئِفَةٌ یا مُنى قُلُوبِ الْمُشْتاقینَ وَیا غایةَ امالِ الْمُحِبّینَ

عارفان زداینده (چرکیها) است اى آرمان دل مشتاقان و اى منتهاى آرزوى دوستان

اَسْئَلُک حُبَّک وَحُبَّ مَنْ یحِبُّک وَحُبَّ کلِّ عَمَلٍ یوصِلُنى اِلى قُرْبِک

از تو خواهم دوستى خودت و دوستى دوستدارانت و دوستى هر عملى که مرا به قرب تو واصل گرداند

وَاَنْ تَجْعَلَک اَحَبَّ اِلَىَّ مِمّا سِواک وَاَنْ تَجْعَلَ حُبّى اِیاک قاَّئِداً اِلى

و تو را در پیش من محبوبتر از ماسواى تو قرار دهد و از تو خواهم که دوستیم را نسبت به تو جلودارم قرار دهى تا

رِضْوانِک وَشَوْقى اِلَیک ذائِداً عَنْ عِصْیانِک وَامْنُنْ بِالنَّظَرِ اِلَیک

مرا به رضوانت بکشاند و اشتیاقم را به سویت چنان کنى که بازدارنده از نافرمانیت باشد و بر من منت نِه به اینکه بر من توجهى

عَلَىَّ وَانْظُرْ بِعَینِ الْوُدِّ وَالْعَطْفِ اِلَىَّ وَلا تَصْرِفْ عَنّى وَجْهَک

فرمایى و با دیده دوستى و عطوفت بر من بنگرى و رو از من مگردانى

وَاجْعَلْنى مِنْ اَهْلِ الاِْسْعادِ وَالْحِظْوَةِ عِنْدَک یامُجیبُ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

و مرا از جمله سعادتمندان و بهره مندان نزد خود قرار دهى اى پاسخ دهنده اى مهربانترین مهربانان


دهم : مناجات توسل جویان

به نام خداى بخشاینده مهربان

اِلهى لَیسَ لى وَسیلَةٌ اِلَیک اِلاّ عَواطِفُ رَاْفَتِک وَلا لى ذَریعَةٌ

خدایا وسیله اى به درگاهت ندارم جز عواطف مهرت و به سویت دست آویزى ندارم

اِلَیک اِلاّ عَوارِفُ رَحْمَتِک وَشَفاعَةُ نَبِیک نَبِىِّ الرَّحْمَةِ وَمُنْقِذِ الاُْمَّةِ

جز آنچه معروف است از رحمتت و شفاعت پیامبرت پیامبر رحمت و نجات ده امت

مِنَ الْغُمَّةِ فَاجْعَلْهُما لى سَبَباً اِلى نَیلِ غُفْرانِک وَصَیرْهُما لى وُصْلَةً

از غم و اندوه پس اى خدا همان دو را وسیله رسیدنم به آمرزشت قرار ده و سببى براى رسیدنم

اِلىَ الْفَوْزِ بِرِضْوانِک وَقَدْ حَلَّ رَجاَّئى بِحَرَمِ کرَمِک وَحَطَّ طَمَعى

به سعادت خوشنودیت گردان زیرا که بار امیدم در حریم کرمت فرود آمده و مرکب طمعم به

بِفِناَّءِ جُودِک فَحَقِّقْ فیک اَمَلى وَاخْتِمْ بِالْخَیرِ عَمَلى وَاجْعَلْنى مِنْ

آستانه جود تو زانو زده پس اى خدا به آرزوى من جامه عمل پوشان و پایان کارم را بخیر گردان و

صَفْوَتِک الَّذینَ اَحْلَلْتَهُمْ بُحْبُوحَةَ جنَّتِک وَبوَّاءْتَهُمْ دارَ کرامَتِک

در زمره آن دسته از برگزیدگانت قرارم ده که در وسط بهشتت فرودشان آوردى و در خانه بزرگوارى خویش جاشان دادى

وَاَقْرَرْتَ اَعْینَهُمْ بِالنَّظَرِ اِلَیک یوْمَ لِقاَّئِک وَاَوْرَثْتَهُمْ مَنازِلَ الصِّدْقِ

و دیده آنها را در روز دیدار به همان نظر کردنشان بسویت روشن کردى و جایگاههاى راستى را در جوار خویش بدیشان

فى جِوارِک یا مَنْ لا یفِدُ الْوافِدُونَ عَلى اَکرَمَ مِنْهُ وَلا یجِدُ

سپردى اى که واردین بر کریمتر از او وارد نشوند و قاصدان

الْقاصِدُونَ اَرْحَمَ مِنْهُ یا خَیرَ مَنْ خَلا بِهِ وَحیدٌ وَیا اَعْطَفَ مَنْ اَوى

مهربانتر از او نیابند اى بهترین کسى که شخص در تنهایى با او خلوت کند و اى مهربانترین کسى که شخص آواره

اِلَیهِ طَریدٌ اِلى سَعَةِ عَفْوِک مَدَدْتُ یدى وَبِذَیلِ کرَمِک اَعْلَقْتُ کفّى

به درگاهش جا و مسکن گیرد به سوى عفو وسیعت دست (نیاز) دراز کرده و به ذیل کرم تو چنگ (حاجت ) انداخته ام

فَلا تُولِنِى الْحِرْمانَ وَلا تُبْلِنى بِالْخَیبَةِ وَالْخُسْرانِ یا سَمیعَ الدُّعاَّءِ

پس مرا محروم برمگردان و به زیان و خسران دچارم مساز اى شنواى دعا

یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

اى مهربانترین مهربانان


یازدهم : مناجات نیازمندان

به نام خداى بخشاینده مهربان

اِلهى کسْرى لا یجْبُرُهُ اِلاّ لُطْفُک وَحَنانُک وَفَقْرى لایغْنیهِ اِلاّ

خدایا شکست مرا جز لطف و مهر تو چیزى جبران نکند و نداریم را جز

عَطْفُک وَاِحْسانُک وَرَوْعَتى لا یسَکنُها اِلاّ اَمانُک وَذِلَّتى لا یعِزُّهاَّ

توجه و احسان تو برطرف نسازد و هراس و وحشتم را جز امان تو آرام نکند و خواریم را جز

اِلاّ سُلْطانُک وَاُمْنِیتى لا یبَلِّغُنیهاَّ اِلاّ فَضْلُک وَخَلَّتى لا یسُدُّها اِلاّ

سلطنت تو به عزت مبدل نسازد و جز فضل تو چیزى مرا به آرزویم نرساند و فقر و احتیاجم را جز احسان تو

طَوْلُک وَحاجَتى لا یقْضیها غَیرُک وَکرْبى لا یفَرِّجُهُ سِوى رَحْمَتِک

پر نکند و حاجتم را جز تو برنیاورد و گره از گرفتاریم جز رحمت تو نگشاید و درماندگیم را

وَضُرّى لا یکشِفُهُ غَیرُ رَاْفَتِک وَغُلَّتى لا یبَرِّدُها اِلاّ وَصْلُک

جز مهر تو برطرف نکند و سوز دلم را جز وصل تو فرو ننشاند

وَلَوْعَتى لا یطْفیها اِلاّ لِقاَّؤُک وَشَوْقى اِلَیک لا یبُلُّهُ اِلا النَّظَرُ اِلى

و شعله درونم را جز لقاء تو خاموش نسازد و بر آتش اشتیاقم جز نظر به جلوه ات چیزى آب

وَجْهِک وَقَرارى لا یقِّرُّدُونَ دُنُوّى مِنْک وَلَهْفَتى لا یرُدُّها اِلاّ

نریزد و قرارى ندارم جز در نزدیکى تو و حسرت و افسوسم را جز نسیم جانبخش رحمتت باز مگرداند

رَوْحُک وَسُقْمى لا یشْفیهِ اِلاّ طِبُّک وَغَمّى لا یزیلُهُ اِلاّ قُرْبُک

و دردم را جز طبابت تو درمان نکند و اندوهم را جز قرب تو نزداید

وَجُرْحى لا یبْرِئُهُ اِلاّ صَفْحُک وَرَینُ قَلْبى لا یجْلُوهُ اِلاّ عَفْوُک

و زخمم را جز گذشت تو التیام نبخشد و زنگ دلم را جز عفو تو پاک نکند و اندیشه هاى

وَوَسْواسُ صَدْرى لا یزیحُهُ اِلاّ اَمْرُک فَیا مُنْتَهى اَمَلِ الاْمِلینَ وَیا

باطل درونم را جز فرمان تو برطرف نکند پس اى منتها آرزوى آرزومندان و اى سرحد

غایةَ سُؤْلِ السّاَّئِلینَ وَیا اَقْصى طَلِبَةِ الطّالِبینَ وَیا اَعْلى رَغْبَةِ

نهایى خواسته درخواست کنندگان و اى آخرین مرحله مطلوب طلب کنندگان و اى بالاترین خواهش

الرّاغِبینَ وَیا وَلِىَّ الصّالِحینَ وَیا اَمانَ الْخاَّئِفینَ وَیا مُجیبَ دَعْوَةِ

خواهشمندان و اى سرپرست شایستگان و اى امان بخش ترسناکان و اى اجابت کننده دعاى

الْمُضْطَرّینَ وَیا ذُخْرَ الْمُعْدِمینَ وَیا کنْزَ الْباَّئِسینَ وَیا غِیاثَ

درماندگان و اى ذخیره نداران و اى گنج مستمندان و اى فریادرس

الْمُسْتَغیثینَ وَیا قاضِىَ حَواَّئِجِ الْفُقَراَّءِ وَالْمَساکینَ وَیا اَکرَمَ

فریادخواهان و اى برآرنده حاجات فقیران و بیچارگان و اى بزرگوارترین

الاْکرَمینَ وَیا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ لَک تَخَضُّعى وَسُؤالى وَاِلَیک

بزرگواران و اى مهربانترین مهربانان به درگاه تو است فروتنى و خواسته ام و به سوى

تَضَرُّعى وَابْتِهالى اَسْئَلُک اَنْ تُنیلَنى مِنْ رَوْحِ رِضْوانِک وَتُدیمَ

تو است زارى و ناله ام از تو خواهم که مرا به نسیم جانبخش خوشنودیت برسانى و نعمتهایى را که

عَلَىَّ نِعَمَ امْتِنانِک وَها اَنَا بِبابِ کرَمِک واقِفٌ وَلِنَفَحاتِ بِرِّک

از روى امتنان به من دادى ادامه دهى و من هم اکنون به در خانه کرمت ایستاده و خود را در معرض

مُتَعَرِّضٌ وَبِحَبْلِک الشَّدیدِ مُعْتَصِمٌ وَبِعُرْوَتِک الْوُثْقى مُتَمَسِّک

وزش نسیمهاى رحمتت قرار داده و به رشته محکمت چسبیده و به دستاویز محکمت چنگ زده ام

اِلهى اِرْحَمْ عَبْدَک الذَّلیلَ ذَاالّلِسانِ الْکلیلِ وَالْعَمَلِ الْقَلیلِ وَامْنُنْ

خدایا ترحم کن به این بنده ذلیلت که زبانش کند و عملش اندک است و بر او

عَلَیهِ بِطَوْلِک الْجَزیلِ وَاکنُفْهُ تَحْتَ ظِلِّک الظَّلیلِ یا کریمُ یا جَمیلُ

بوسیله احسان فراوانت منت بنه و او را در زیر سایه پایدارت بِبَر اى بزرگوار اى زیبابخش

یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

اى مهربانترین مهربانان


دوازدهم : مناجات عارفان

به نام خداى بخشاینده مهربان

اِلهى قَصُرَتِ الاْلْسُنُ عَنْ بُلُوغِ ثَناَّئِک کما یلیقُ بِجَلالِک وَعَجَزَتِ

خدایا زبانها قاصر است از رسیدن به ثناى تو آنطور که شایسته جلال تو است و عقلها

الْعُقُولُ عَنْ اِدْراک کنْهِ جَمالِک وَانْحَسَرَتِ الاْبْصارُدُونَ النَّظَرِ اِلى

عاجز است از ادراک کنه جمالت و دیده ها تار و بى فروغ ماند از نظر کردن به سوى انوار

سُبُحاتِ وَجْهِک وَلَمْ تَجْعَلْ لِلْخَلْقِ طَریقاً اِلى مَعْرِفَتِک اِلاّ بِالْعَجْزِ

ذاتت و قرار ندادى براى خلق خود راهى به سوى شناسائیت جز به اظهار عجز

عَنْ مَعْرِفَتِک اِلهى فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذینَ تَرَسَّخَتْ اَشْجارُ الشَّوْقِ

از شناسائیت خدایا پس ما را از کسانى قرار ده که درختهاى شوق

اِلَیک فى حَداَّئِقِ صُدُورِهِمْ وَاَخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِک بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ

بسوى تو در بوستانهاى سینه شان ریشه محکم کرده و سوز محبتت سراسر دلشان را فراگرفته

فَهُمْ اِلى اَوْکارِ الاْفْکارِ یاْوُونَ وَفى رِیاضِ الْقُرْبِ وَالْمُکاشَفَةِ

پس آنها به آشیانه هاى اندیشه ها جاى گیرند و در چمنزارهاى قرب به تو و مکاشفه

یرْتَعُونَ وَمِنْ حِیاضِ الْمَحَبَّةِ بِکاْسِ الْمُلاطَفَةِ یکرَعُونَ وَشَرایعَ

مى چرند و از حوضهاى محبت به جام ملاطفت (آب حیات ) بنوشند و در کنار نهرهاى

الْمُصافاتِ یرِدُونَ قَدْ کشِفَ الْغِطاَّءُ عَنْ اَبْصارِهِمْ وَانْجَلَتْ ظُلْمَةُ

صفا وارد گشته اند در حالى که پرده از پیش دیدگانشان برداشته شده و تاریکى شبهه و

الرَّیبِ عَنْ عَقاَّئِدِهِمْ وَضَماَّئِرِهِمْ وَانْتَفَتْ مُخالَجَةُ الشَّک عَنْ

تردید از صفحه عقاید و نهادشان زائل گشته و یکسره خلجان شک و ریب از

قُلُوبِهِمْ وَسَراَّئِرِهِمْ وَانْشَرَحَتْ بِتَحْقیقِ الْمَعْرِفَةِ صُدُورُهُمْ وَعَلَتْ

دلها و درونشان بیرون رفته و دریچه هاى سینه شان بواسطه استوار شدن معرفت بازگشته و همتهاشان

لِسَبْقِ السَّعادَةِ فِى الزَّهادَةِ هِمَمُهُمْ وَعَذُبَ فى مَعینِ الْمُعامَلَةِ

براى پیشى گرفتن در خوشبختى در اثر پارسایى بلند گردیده و نوشیدنیهاشان در چشمه کردار

شِرْبُهُمْ وَطابَ فى مَجْلِسِ الاُْنْسِ سِرُّهُمْ وَاَمِنَ فى مَوْطِنِ الْمَخافَةِ

شیرین و گوارا شده و درونشان در محفل انس با تو پاکیزه گشته و راهشان در جاهاى هولناک

سِرْبُهُمْ وَاطْمَاَنَّتْ بِالرُّجُوعِ اِلى رَبِّ الاْرْبابِ اَنْفُسُهُمْ وَتَیقَّنَتْ

امن گشته و جانهاى ایشان در بازگشت بسوى رب الارباب مطمئن گردیده و روانشان

بِالْفَوْزِ وَالْفَلاحِ اَرْواحُهُمْ وَقَرَّتْ بِالنَّظَرِ اِلى مَحْبُوبِهِمْ اَعْینُهُمْ

به فیروزى و رستگارى یقین پیدا کرده و دیدگانشان به واسطه دیدار محبوب روشن گشته

وَاسْتَقَرَّ بِاِدْراک السُّؤْلِ وَنَیلِ الْمَاءْمُولِ قَرارُهُمْ وَرَبِحَتْ فى بَیعِ

و به واسطه رسیدن به مقصود و نائل شدن به آرزوهاى خویش قرارى یافته و سوداگرى ایشان بواسطه فروختن

الدُّنْیا بِالاْخِرَةِ تِجارَتُهُمْ اِلهى ما اَلَذَّ خَواطِرَ الاِْلْهامِ بِذِکرِک عَلَى

دنیا به آخرت کاملاً سودمند گشته است خدایا چه اندازه لذیذ است یاد تو در دلها که بوسیله الهام خطور کند

الْقُلُوبِ وَما اَحْلَى الْمَسیرَ اِلَیک بِالاْوْهامِ فى مَسالِک الْغُیوبِ وَما

و چقدر شیرین است سیر بسوى تو با مرکب اندیشه ها که در راههاى غیب صورت مى گیرد و چقدر

اَطْیبَ طَعْمَ حُبِّک وَما اَعْذَبَ شِرْبَ قُرْبِک فَاَعِذْنا مِنْ طَرْدِک

گوارا است طعم دوستى تو و چه شیرین است شربت قرب تو پس اى خدا ما را از راندن

وَاِبْعادِک وَاجْعَلْنا مِنْ اَخَصِّ عارِفیک وَاَصْلَحِ عِبادِک وَاَصْدَقِ

و دور کردنت پناه ده و قرارمان ده از مخصوص ترین عارفانت و از شایسته ترین بندگانت و راستگوترین

طاَّئِعیک وَاَخْلَصِ عُبّادِک یا عَظیمُ یا جَلیلُ یا کریمُ یا مُنیلُ

فرمانبردارانت و خالص ترین پرستش کنندگانت اى عظیم اى با جلالت اى بزرگوار اى عطابخش

بِرَحْمَتِک وَمَنِّک یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

به رحمت و احسانت اى مهربانترین مهربانان


سیزدهم : مناجات یاد کنندگان حق

به نام خداى بخشاینده مهربان

اِلهى لَوْ لاَ الْواجِبُ مِنْ قَبُولِ اَمْرِک لَنَزَّهْتُک مِنْ ذِکرى اِیاک عَلى

خدایا اگر پذیرفتن فرمانت واجب نبود تو را پاکتر از آن مى دانستم که من نام تو را به زبان آرم گذشته

اَنَّ ذِکرى لَک بِقَدْرى لا بِقَدْرِک وَما عَسى اَنْ یبْلُغَ مِقْدارى حَتّى

از اینکه ذکرى که من از تو کنم به اندازه فهم من است نه به مقدار مقام تو و تازه مگر چه اندازه امید است

اُجْعَلَ مَحَلاًّ لِتَقْدیسِک وَمِنْ اَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَینا جَرَیانُ ذِکرِک عَلى

قدرم بالا رود که محل تقدیس (و به پاکى ستودن ) تو قرار گیرم و از بزرگترین نعمتهاى تو بر ما همان جریان داشتن ذکر تو بر

اَلْسِنَتِنا وَاِذْنُک لَنا بِدُعاَّئِک وَتَنْزیهِک وَتَسْبیحِک اِلهى فَاَلْهِمْنا

زبان ما است و همان اجازه اى است که براى دعا کردن و به پاکى ستودنت به ما دادى خدایا پس ذکر

ذِکرَک فِى الْخَلاَّءِ وَالْمَلاَّءِ وَاللَّیلِ وَالنَّهارِ وَالاِْعْلا نِ وَالاِْسْرارِ وَفِى

خویش را به ما الهام کن در خلوت و جلوت و شب و روز و آشکار و نهان و در

السَّرّاَّءِ وَالضَّرّاَّءِ وَآنِسْنا بِالذِّکرِ الْخَفِىِّ وَاسْتَعْمِلْنا بِالْعَمَلِ الزَّکىِّ

خوشى و ناخوشى و ما را به ذکر خفى و پنهانت ماءنوس کن و به کار پاکیزه و کوشش خداپسند

وَالسَّعْىِ الْمَرْضِىِّ وَجازِنا بِالْمیزانِ الْوَفِىِّ اِلهى بِک هامَتِ

وادار و پاداش ما را به سنگ تمام بده خدایا دلهاى شیدا همه سرگشته

الْقُلُوبُ الْوالِهَةُ وَعَلى مَعْرِفَتِک جُمِعَتِ الْعُقُولُ الْمُتَباینَةُ فَلا

و تشنه تواءند و خِرَدهاى متفرق و جدا همه در مورد شناسایى و معرفت تو متفق گشته اند و از اینرو

تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ اِلاّ بِذِکراک وَلا تَسْکنُ النُّفُوسُ اِلاّ عِنْدَ رُؤْیاک اَنْتَ

دلها جز به یاد تو آرام نگیرند و جانها جز به مشاهده جمالت تسکین نیابند تویى که در هر جا

الْمُسَبَّحُ فى کلِّ مَکانٍ وَالْمَعْبُودُ فى کلِّ زَمانٍ وَالْمَوْجُودُ فى کلِّ

تسبیحت گویند و در هر زمانى پرستش کنند و در هر آن موجود بوده اى و به هر

اَوانٍ وَالْمَدْعُوُّ بِکلِّ لِسانٍ وَالْمُعَظَّمُ فى کلِّ جَنانٍ وَاَسْتَغْفِرُک مِنْ کلِّ

زبان تو را خوانند و در هر دلى تو را به بزرگى یاد کنند و از تو آمرزش خواهم از هر

لَذَّةٍ بِغَیرِ ذِکرِک وَمِنْ کلِّ راحَةٍ بِغَیرِ اُنْسِک وَمِنْ کلِّ سُرُورٍ بِغَیرِ

لذتى جز لذت تو و از هر آسایشى جز انس با تو و از هر شادمانى بجز

قُرْبِک وَمِنْ کلِّ شُغْلٍ بِغَیرِ طاعَتِک اِلهى اَنْتَ قُلْتَ وَقَوْلُک الْحَقُّ یا

قرب تو و از هر سرگرمى به جز فرمانبرداریت خدایا تو فرمودى و گفته ات حق است ((اى

اَیهَا الَّذینَ امَنُوا اذْکرُوا اللّهَ ذِکراً کثیراً وَسَبِّحُوهُ بُکرَةً وَاَصیلاً

کسانى که ایمان آورده اید خدا را یاد کنید یاد کردن بسیار و تسبیح او گوئید در بامداد و پسین ))

وَقُلْتَ وَقَوْلُک الْحَقُّ فَاذْکرُونى اَذْکرْکمْ فَاَمَرْتَنا بِذِکرِک وَوَعَدْ تَنا

ونیز فرمودى وگفته ات حق است ((مرا یاد کنید تا من هم شما را یاد کنم )) پس تو ما را به یاد کردنت دستور فرمودى وبه ما وعده دادى

عَلَیهِ اَنْتَذْکرَنا تَشْریفاً لَنا وَتَفْخیماً وَاِعْظاماً وَها نَحْنُ ذاکرُوک کما

که براى شرافت و عزت و عظمت بخشى به ما تو هم ما را یاد کنى و ما هم اکنون مطابق فرمانت تو را

اَمَرْتَنا فَاَنْجِزْ لَنا ما وَعَدْتَنا یا ذاکرَ الذّاکرینَ وَیا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

یاد کنیم پس تو هم به وعده خویش وفا کن اى که از یادکنندگانت یاد کنى و اى مهربانترین مهربانان


چهاردهم : مناجات معتصمان

به نام خداى بخشاینده مهربان

اَللّهُمَّ یا مَلاذَ اللاَّّئِذینَ وَیا مَعاذَ الْعاَّئِذینَ وَیا مُنْجِىَ الْهالِکینَ وَیا

خدایا اى پناه پناه جویان و اى پناه ده پناهندگان و اى نجات دهنده هلاک شدگان و اى

عاصِمَ الْباَّئِسینَ وَیا راحِمَ الْمَساکینِ وَیا مُجیبَ الْمُضْطَرّینَ

نگهدار بیچارگان و اى مهرورز مسکینان و اى اجابت کننده درماندگان

وَیا کنْزَ الْمُفْتَقِرینَ وَیا جابِرَ الْمُنْکسِرینَ وَیا مَاءوَى الْمُنْقَطِعینَ وَیا

و اى گنج فقیران و اى جبران کننده دل شکستگان و اى جاى ده دور از وطنان و اى

ناصِرَ الْمُسْتَضْعَفینَ وَیا مُجیرَ الْخاَّئِفینَ وَیا مُغیثَ الْمَکرُوبینَ وَیا

یاور آنانکه ناتوانشان شمرده اند و اى پناه ده ترسناکان و اى فریادرس غمدیدگان و اى

حِصْنَ اللاّجینَ اِنْ لَمْ اَعُذْ بِعِزَّتِک فَبِمَنْ اَعُوذُ وَاِنْ لَمْ اَلُذْ بِقُدْرَتِک

قلعه محکم پناهندگان اگر من به عزت تو پناه نیاورم پس به که پناه برم و اگر به قدرت تو

فَبِمَنْ اَلوُذُ وَقَدْ اَلْجَاَتْنِى الذُّنُوبُ اِلىَ التَّشَبُّثِ بِاَذْیالِ عَفْوِک

دست پناهندگى دراز نکنم پس به که پناهنده شوم (خدایا) گناهان مرا ناچار کرده که به دامان عفوت چنگ زنم

وَاَحْوَجَتْنِى الْخَطایا اِلىَ اسْتِفْتاحِ اَبْوابِ صَفْحِک وَدَعَتْنِى الاِْساَّئَةُ

و خطاها مرا نیازمند کرده که از تو بخواهم درهاى چشم پوشیت را به رویم بگشایى و بدیها

اِلَى الاِْناخَةِ بِفِناَّءِ عِزِّک وَحَمَلَتْنِى الْمَخافَةُ مِنْ نِقْمَتِک عَلَى الْتَّمَسُّک

مرا بدینجا کشانده که به آستان عزت تو بار اندازم و ترس از انتقام مرا واداشته که

بِعُرْوَةِ عَطْفِک وَما حَقُّ مَنِ اعْتَصَمَ بِحَبْلِک اَنْ یخْذَلَ وَلا یلیقُ بِمَنِ

به رشته محکم مهر تو چنگ زنم و براستى آنکس که به ریسمان تو چنگ زند سزاوار خوارى نیست و آنکس

اسْتَجارَ بِعِزِّک اَنْ یسْلَمَ اَوْ یهْمَلَ اِلهى فَلا تُخْلِنا مِنْ حِمایتِک وَلا

که به عزت تو پناهنده شود تسلیم کردنش و یا واگذاردنش شایسته نیست پس اى خدا ما را از حمایت خویش وامگذار و

تُعْرِنا مِنْ رِعایتِک وَذُدْنا عَنْ مَوارِدِ الْهَلَکةِ فَاِنّا بِعَینِک وَفى کنَفِک

از رعایت خود باز مدار و از پرتگاههاى هلاکت بازدار زیرا ما در تحت توجه تو و در کنف حمایت تو

وَلَک اَسْئَلُک بِاَهْلِ خاَّصَّتِک مِنْ مَلاَّئِکتِک وَالصّ الِحینَ مِنْ بَرِیتِک

و از آن توئیم از تو خواهم به حق خاصان درگاهت از فرشتگان و شایستگان از بندگانت

اَنْ تَجْعَلَ عَلَینا واقِیةً تُنْجینا مِنَ الْهَلَکاتِ وَتُجَنِّبُنا مِنَ الاْفاتِ

که براى ما سپرى قرار دهى که ما را از مهالک نجات دهد و خودت ما را از آفات دور کنى

وَتُکنُّنا مِنْ دَواهِى الْمُصیباتِ وَاَنْ تُنْزِلَ عَلَینا مِنْ سَکینَتِک وَاَنْ

و از مصیبتهاى بزرگ ما را محفوظ دارى و از آرامش خود بر ما فرود آرى و

تُغَشِّىَ وُجُوهَنا بِاَنْوارِ مَحَبَّتِک وَاَنْ تُؤْوِینا اِلى شَدیدِ رُکنِک وَاَنْ

چهره هاى ما را به انوار محبت خویش بپوشانى و در پایگاه محکمت ما را جاى دهى و ما را

تَحْوِینا فى اَکنافِ عِصْمَتِک بِرَاْفَتِک وَرَحْمَتِک یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

در کرانه هاى عصمت خویش بدارى به حق عطوفت و مهرت اى مهربانترین مهربانان


 
 
 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved