بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک
 
 
جملات قصار رهبر معظم انقلاب اسلامی

مذهبى

بزرگان دين‏‏ رابطه‏ انسان با خدا‏‏ ايام‏‏‏ ولايت فقيه
ائمه‏ اطهار تقوا، تزكيه، تهذيب‏ محرم، عاشورا، اربعين  
پيامبر اكرم (ص) دعا، مناجات عرفه  
اميرالمؤمنين (ع) قرآن ماه رمضان، شب قدر  
فاطمه زهرا (س) نهج‏ البلاغه شعبان  
امام حسن (ع) صحيفه‏ سجاديه عيد غدير  
امام حسين (ع) مسجد، اذان، نماز عيد فطر  
امام سجاد (ع) امر به معروف و نهى از منكر مبعث  
امام باقر (ع) حج عيد نوروز  
امام صادق (ع) حزب‏اللَّه    
امام كاظم (ع) نماز    
امام رضا (ع)  اداى تكليف    
امام جواد (ع)      
امام هادی (ع)      
امام حسن عسکری(ع)      
امام زمان (عج)      
فاطمه‏ معصومه(س)      
حضرت زينب (س)      



بزرگان دين

ائمه‏ اطهار

اين بزرگواران يك واحدند، يك شخصيتند. شك نمى‏شود كرد كه هدف و جهت آنها يكى است. پس ما به‏جاى اين‏كه بياييم زندگى امام حسن مجتبى‏ (عليه‏السّلام) را جدا، و زندگى امام حسين (عليه‏السّلام) را جدا، و زندگى امام سجاد (عليه‏السّلام) را جدا تحليل كنيم - تا احياناً در دام اين اشتباه خطرناك بيفتيم كه سيره‏ى اين سه امام، به خاطر اختلاف ظاهرى با هم، متعارض و متخالفند - بايد يك انسانى را فرض كنيم كه دويست و پنجاه سال عمر كرده، و در سال يازدهم هجرت قدم در يك راهى گذاشته، و تا سال دويست و شصت هجرى، اين راه را طى كرده است.

زندگى ائمه (عليهم‏السّلام) را، ما بايد به عنوان درس و اسوه فرا بگيريم؛ نه فقط به عنوان خاطره‏هاى شكوهمند و ارزنده.

همه‏ى كارهاى ائمه (عليهم‏السّلام) - غير از آن كارهاى معنوى و روحى كه مربوط به اعلاء نفس يك انسان و قرب او به خداست، «بينه و بين ربّه» - يعنى درس، حديث، علم، كلام، محاجّه با خصوم علمى، با خصوم سياسى، تبعيد، حمايت از يك گروه و رد يك گروه، در اين خط است؛ براى اين است كه حكومت اسلامى را تشكيل بدهند. اين، مدعاست.

پيامبر اكرم (ص)

بيدار كردن مردم، بيدار كردن دنيا، بيدار كردن بشريت، كار بزرگ پيامبر اكرم و دعوت نبوى بود.

شايد بتوان گفت بزرگترين بركات اين ولادت عظيم - ولادت پيامبر اكرم - عبارت از هديه كردن توحيد و عدالت به جوامع بشرى بود.

شما درباره‏ى اميرالمؤمنين مطالب زيادى شنيده‏ايد؛ همين قدر كافى است عرض شود كه هنر بزرگ اميرالمؤمنين اين بود كه شاگرد و دنباله‏رو پيامبر بود.

مباركترين مولودى كه در طول تاريخ متولد شده است، وجود مقدس نبى‏مكرم اسلام (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم) است.

نبى مكرم اسلام جداى از خصوصيات معنوى و نورانيت و اتصال به غيب و آن مراتب و درجاتى كه امثال بنده از فهميدن آنها هم حتّى قاصر هستيم، از لحاظ شخصيت انسانى و بشرى، يك انسان فوق‏العاده، طراز اول و بى‏نظير است.

يك شخصيت عظيم، با ظرفيت بى‏نهايت و با خُلق و رفتار و كردار بى‏نظير، در صدر سلسله‏ى انبيا و اوليا قرار گرفته است.

پيامبر اكرم معلم بشر و برافرازنده‏ى پرچم تعليم و تربيت و تكريم كار و تلاش بود. آن بزرگوار فرياد عدالت و تكريم انسان و برداشتن تبعيضها در جامعه و اهتمام به معنويت و فضيلت روحى و معنوى را در جهان بلند كرد.

اين ولادت‏[ولادت پيامبر اكرم‏] براى تاريخ بشريت، طليعه‏ى رحمت الهى بود. در قرآن از وجود پيغمبر به عنوان «رحمة للعالمين» تعبير شده است. اين رحمت، محدود نيست؛ شامل تربيت، تزكيه، تعليم و هدايت انسانها به صراط مستقيم و پيشرفت انسانها در زمينه‏ى زندگى مادى و معنويشان هم هست.

اميرالمؤمنين (ع)

آن حضرت [اميرالمؤمنين‏] تجسم آيات قرآن در ميان مسلمين و تجسم عدلِ مطلق و «اشدّاء على الكفار و رحماء بينهم» بود.

اگرچه به پيروى از اميرالمؤمنين مفتخريم، ليكن خجليم از اين‏كه با اين انتساب، نمى‏توانيم مايه‏ى آبرو و عزتى براى آن بزرگوار باشيم. خيلى فاصله است بين ما و عملكرد و رفتارهاى ما با درسى كه اميرالمؤمنين به ما داد.

اميرالمؤمنين (عليه‏السّلام) جزو شخصيتهاى نادرى است كه ... نه فقط در ميان شيعيان، بلكه در ميان همه‏ى مسلمانان و بلكه در ميان انسانهاى آزادانديش غيرمسلمان، محبوب بوده است.

اميرالمؤمنين (عليه‏السّلام) يكى از مظلومترين چهره‏هاى تاريخ است.

بيشترين دشمنان را، على (عليه‏السّلام) داشته؛ اما بيشترين ستايشگران را هم -حتى كسانى كه به دين و راه او اعتقادى نداشتند - آن بزرگوار داشته است.

على (عليه‏السّلام) ظلم‏ستيز بود و با ظلم و ظالم در هر سطح و با هر كيفيتى مى‏جنگيد. راه او، راه ما و كسانى است كه ادعاى پيروى از اميرالمؤمنين دارند.

فاطمه زهرا (س)

آن بزرگوار محدثه بود، يعنى فرشتگان بر او فرود مى‏آمدند، با او مأنوس مى‏شدند و سخن مى‏گفتند.

اين زندگى جهادى فاطمه‏ى زهرا(عليهاالسّلام)است كه بسيار عظيم است و فوق‏العاده است و حقيقتاً بى‏نظير است، و يقيناً در ذهن بشر چه امروز و چه در آينده يك نقطه درخشان و استثنايى است.

حضرت فاطمه‏ زهرا(عليه االسّلام) به عنوان يك بانوى بزرگ اين فرصت و قدرت را بازيافت تا خود را به بلندترين مرتبه كمال انسانى به اوج نقطه برساند.

دخت گرامى رسول اكرم معماى ناشناخته‏ى ذهن و معارف بشرى است و آن حضرت را فقط با پيامبر اسلام و اميرالمؤمنين مى‏توان مقايسه كرد.

در واقع فاطمه‏ى زهرا فجر درخشانى است كه از گريبان او، خورشيد امامت و ولايت و نبوت درخشيده است.

علو درجه‏ى معنوى و ملكوتى ام‏الائمة النجباء حضرت فاطمه‏ى زهرا(سلام‏اللَّه‏عليها) براى ذهن قاصر ما قابل درك نيست.

مقام حضرت فاطمه‏ى زهرا در خور آن است كه عقول برجسته‏ى انسانهاى بزرگ در آن بينديشند.

[فاطمه‏ى زهرا] آسمان بلند و رفيعى است كه در آغوش آن، ستاره‏هاى فروزان ولايت قرار گرفته است.

زندگى اميرالمؤمنين و فاطمه‏ى زهرا نمونه است.

امام حسن (ع)

امام حسن مجتبى‏ كارى كرد كه جريان اصيل اسلام در مجراى ديگرى، جريان پيدا بكند؛ منتها اگر نه به شكل حكومت - زيرا ممكن نبود - لااقل دوباره به شكل نهضت جريان پيدا كند.

دوران امام مجتبى‏(عليه‏الصّلاةوالسّلام) و حادثه‏ى صلح آن بزرگوار با معاويه، يا آن چيزى كه به نام صلح ناميده شد، حادثه‏ى سرنوشت‏ساز و بى‏نظيرى در كل روند انقلاب اسلامىِ صدر اول بود.

صلح امام حسن، صددرصد منطبق بر استدلال منطقى بود.

امام حسين (ع)

اگر عشق به امام حسين و ذكر مصائب اين بزرگوار نبود، معلوم نبود كه نهضت ما با اين كيفيت به پيروزى برسد.

امام حسين (عليه‏السّلام) عظيم‏ترين مبارز و مجاهد تاريخ اسلام است.

ماجراى امام حسين، نجاتبخشى يك ملت نبود، نجاتبخشى يك امت نبود، نجاتبخشى يك تاريخ بود.

محبت مردم به حسين‏بن‏على (عليه‏السّلام) ضامن حيات و بقاى اسلام است.

حسين‏بن‏على (عليه‏السّلام) مظهر عزت راستين و نمودار كامل افتخار حقيقى است؛ هم در چشم ما مردمِ اسير در دستگاه مادى عالم، و هم براى رستگاران عالم ملكوت.

حركت امام حسين، حركت عزت بود؛ يعنى عزت حق، عزت دين، عزت امامت و عزت آن راهى كه پيغمبر ارائه كرده بود.

نوجوانها و جوانها هم دخترها هم پسرها و بقيه‏ى اشخاص در دوره‏هاى مختلف، طهارت و صداقت و سلامت و نشاط حسين‏بن‏على را الگوى خود قرار دهند.

امام سجاد (ع)

از دعاهاى معتبر - بخصوص صحيفه‏ى سجاديه - با توجه به معانى و مفاهيمش حتماً استفاده كنيد، ولو كم؛ اينها انسان را در همه‏ى ميدانها قوى مى‏كند و در دل و روح و باطن خود احساس قدرت و قوّت مى‏كند؛

شخصيت امام سجاد (عليه‏السّلام) از آن شخصيتهاى دست نيافتنى است. نه اين‏كه فقط در عمل دست نيافتنى است، حتّى در ذهن هم دست نيافتنى است. از آن خورشيدهاى تابانى است كه ما فقط مى‏توانيم شعاعش را از دور ببينيم.

امام باقر (ع)

اين بزرگوار كه حدود هجده سال دوران امامتشان طول كشيد، الگوى كامل تلاش و مبارزه و مجاهدت خستگى‏ناپذير و پُر از مشكلات براى اشاعه‏ى دين و كلمه‏ى حق و راه انداختن جريان فكرى درست در دنياى آن روز بود.

زنده‏كردن سخن حق در دنياى مادّى و منحط و گمراه كننده و غرق در فساد كارى است كه امام باقر(عليه‏السّلام) يك‏تنه به كمك معدودى از اصحاب خود، در دنياى بزرگ آن روز اسلام انجام مى‏داد.

امام صادق (ع)

ما نمى‏توانيم عظمت ... امام صادق(ع) و بقيه‏ى اوليا را حتّى درست تصور كنيم؛ ذهن ما كوچكتر از آن است كه بتواند عظمت شخصيت آن بزرگمردان را در خود بگنجاند و تصور كند.

امام كاظم (ع)

امام موسى‏بن‏جعفر(عليه‏السّلام) نيز همه‏ى زندگى خود را وقف اين جهاد مقدس [تحقق بخشيدن به هدف پيامبر معظّم اسلام(صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله)] ساخته بود؛ درس و تعليم و فقه و حديث و تقيه و تربيتش در اين جهت بود.

امام رضا (ع)

اساس كار وجود مقدس على‏بن‏موسى‏الرّضا(عليه‏الصّلاةوالسّلام) كار فرهنگى و تبليغى بوده است؛ در اين سفر حضرت به خراسان هم ببينيد چقدر مباحثات و مناظرات انجام گرفته است.

على‏بن‏موسى‏الرضا (عليه‏آلاف‏التحيةوالثناء) با يك سياست الهى به جنگ دشمن رفت.

امام جواد (ع)

جوادالائمه (علیه السلام) مظهر مبارزه ی با باطل و کوششگر برای حکومت الله بود.

امام هادی (ع)

در نبرد بين امام هادى (عليه‏السّلام) و خلفايى كه در زمان ايشان بودند، آن كس كه ظاهراً و باطناً پيروز شد، حضرت هادى (عليه‏السّلام) بود.

شيعه در دوران حضرت هادى و حضرت عسگرى (عليهماالسّلام) در آن شدت عمل روزبه‏روز وسعت پيدا كرد و قوى‏تر شد.

در شهر سامرا عده‏ى قابل توجهى از بزرگان شيعه در زمان امام هادى (عليه‏السّلام) جمع شدند و حضرت توانست آنها را اداره كند و به وسيله‏ى آنها پيام امامت را به سرتاسر دنياى اسلام برساند.

امام حسن عسکری (ع)

شيعه در دوران حضرت هادى و حضرت عسگرى (عليهماالسّلام) در آن شدت عمل روزبه‏روز وسعت پيدا كرد و قوى‏تر شد.

هر كس تصور كند كه ائمه (عليه‏السّلام) از زمان امام حسين تا زمان امام حسن عسگرى يك روز از حركت به سمت ايجاد حكومت علوى منصرف شدند، اشتباه كرده است.

امام زمان (عج)

اعتقاد به مهدويت و وجود مقدس مهدى موعود (ارواحنافداه)، اميد را در دلها زنده مى‏كند.

انتظار، يعنى دل سرشار از اميد بودن نسبت به پايان راه زندگى بشر.

جامعه‏يى مى‏تواند پذيراى مهدى موعود (ارواحنافداه) باشد كه در او آمادگى و قابليت باشد.

دورانى خواهد رسيد كه قدرت قاهره‏ى حق، همه‏ى قله‏هاى فساد و ظلم را از بين خواهد برد و چشم‏انداز زندگى بشر را با نور عدالت منور خواهد كرد؛ معناى انتظار دوران امام زمان اين است.

روز نيمه‏ى شعبان، روز اميد و ايمان به آينده، روز مجاهدان پاكباز و صادق و روز نگاه به آينده‏ى روشن و تلاش براى آن است.

شيعه‏ خوب كسى است كه حضور امام زمان را حس كند و خود را در حضور او احساس نمايد. اين، به انسان اميد و نشاط مى‏بخشد.

عيد بسيار بزرگ و مسعود ميلاد حضرت خاتم‏الاوصيا، حضرت ولىّ‏عصر و صاحب‏الزمان (ارواحناله‏الفداوعجّل‏اللَّه تعالى‏له‏الفرج) را به همه‏ى شيعيان عالم و به همه‏ى كسانى كه در هر نقطه‏ى عالم، از ستم و ظلمات حكومتهاى طاغوتى رنج مى‏برند و اميدى مى‏طلبند، تبريك عرض مى‏كنم.

قطب عالم امكان و ملجأ همه‏ى خلايق، اگر چه غايب است و ظهور نكرده؛ اما حضور دارد.

كسى كه در انتظار آن مصلح بزرگ است، بايد در خود زمينه‏هاى صلاح را آماده كند و كارى كند كه بتواند براى تحقق صلاح بايستد.

يكى از مهمترين روزهاى سال، همين روز نيمه‏ى شعبان است كه هم مصادف با ولادت ذى‏جود مسعود حضرت بقيةاللَّه (ارواحنافداه) شده است، و هم شب و روز نيمه‏ى شعبان - با قطع نظر از ولادت اين بزرگوار در اين شب و روز - از ليالى و ايام متبرك هستند.

كسى كه در انتظار آن مصلح بزرگ است، بايد در خود زمينه‏هاى صلاح را آماده كند و كارى كند كه بتواند براى تحقق صلاح بايستد.

فاطمه‏ معصومه(س)

در اين شهر عزيز، سه نقطه‏ى برجسته در ميان اين همه نقاط روشن، چشم را به خود جلب مى‏كند: اول، حرم مطهر و مضجع شريف حضرت فاطمه‏ى معصومه است؛ آن بزرگوارى كه سرچشمه‏ى جوشان و خروشان انقلاب، نخستين بار از كنار مرقد او جوشيد و بركاتش به همه‏ى عالم و بخصوص به دنياى اسلام رسيد.

حضرت زينب (س)

ببينيد اين زينب كبرى(سلام‏ اللَّه ‏عليها) دختر همين فاطمه‏ى زهرا (سلام‏اللَّه‏عليها)، به مقتدرترين سلاطين زمان خودش، در وقتى كه خود او اسير در دست آن سلطان ظالم و سفاك است، مى‏گويد كه هر كار مى‏توانى بكنى، بكن؛ اما نخواهى توانست ما را از صحنه‏ى تاريخ بيرون ببرى و راه ما را محو و پاك كنى تا بشريت نتواند اين راه را برود.

بخش عمده‏يى از حماسه‏ى بزرگ ماندگار عاشورا متعلق به حضرت زينب كبرى(سلام‏اللَّه‏عليها) است.

حضرت زينب، آن كسى است كه از لحظه‏ى شهادت امام حسين، اين بار امانت را بر دوش گرفت و شجاعانه و با كمال اقتدار، آن‏چنان كه شايسته‏ى دختر اميرالمؤمنين است، در اين راه حركت كرد.

دختر والاى اميرالمؤمنين، زينب كبرى(سلام‏اللَّه‏عليها) جزو شخصيتهاى بارز دنياى اسلام بوده است.

زينب تالى تلو مقام امامت است.

گاهى رنج و زحمت زنده نگهداشتن خون شهيد، از خود شهادت كمتر نيست. رنج چندين ساله‏ى زينب كبرى از اين قبيل است.


رابطه‏ انسان با خدا

تقوا، تزكيه، تهذيب

اخلاص و تقوا و رابطه‏ى با خدا را سرلوحه‏ى كار خود قرار دهيد.

اگر دو عامل «صبر و استقامت» و «استعانت و كمك گرفتن از خدا» نباشد، راه طى نخواهد شد.

انسان همواره در معرض ابتلاء و امتحان قرار دارد و تنها با رعايت و حفظ تقوا مى‏تواند به خود مصونيت بخشد.

جهاد، مقاومت و صبر؛ بدون برخوردارى از نفس تزكيه شده امكان‏پذير نيست.

ما بايد اصلاح، تقوا و دل‏نبستن به دنيا را سرلوحه‏ى اعمال و رفتار خود قرار دهيم.

دعا، مناجات

آن چيزى كه اين حركت را در ايران اسلامى، اين‏طور مستقيم به سمت هدف تا امروز هدايت كرده است، همين ايمان و ارتباط شما با خداست ، اين روحيه‏ى دعا و تضرعى است كه در نيروهاى بسيج هم هست.

انسان با دعا كسب قدرت مى‏كند؛ نيروى قلبى و روحى خودش را كه پشتوانه‏ى نيروى جسمى است، افزايش مى‏دهد.

اين بزرگوار در آن حدّ اعلاى نورانيّت و رقّت و توجه و حضور، [در دعاى كميل‏] از بهترين و زيباترين كلمات براى رساندن عاليترين مفاهيم دعا و تضرع استفاده كرده.

اين صحيفه‏ى سجاديه را اگر چنانچه مطالعه بكنيد، اگر جنبه‏ى دعايى اين كلمات را شما نديده بگيريد، هر دعايى مثل يك درس عالى از معارف اسلامى و قرآنى است.

با دعا است كه اراده‏ى نيرومند و پولادين ، كارآيى پيدا خواهد كرد.

با دعا و توكل و تدبير و شناختن دشمن، ان‏شاءاللَّه كيد دشمن را بايستى از بين برد.

براى يك انسان مؤمن بزرگترين افتخار است كه در مقابل عظمت خداى خود اشك بريزد ، به حال خود گريه كند، بر گناهان خود و بر عمرى كه در گناه گذشته است، تأسف بخورد.

تضرّع و دعا و توجه و از خداى متعال در نيمه‏ى شب درخواستن، در كسب موفقيت خيلى مؤثر است.

تلاشها و تدبيرها و برنامه‏ريزيها، همه‏اش خوب است، امّا پشتوانه‏ى اينها، تضرّع و دعاست كه وقتى كه مشكلات مى‏آيد، انسان بايستى دعا كند.

در اين دعاهايى كه از ائمه (عليهم‏السّلام) به ما رسيده است، درسهاى بزرگى از معارف اسلام هست.

دعا و تضرع در برابر عظمت خداوند متعال، بزرگترين افتخار براى انسان مؤمنى است كه از هيچ كس و هيچ قدرتى در دنيا نمى‏هراسد.

يكى از سلاحهاى ما دعا است. «لايملك الا الدعاء» ما سلاح دعا و تضرع و بكاء را داريم.

قرآن

آينده اين ملت، انقلاب و جهان به قرآن وابسته است.

استمرار انقلاب اسلامى به دليل رسوخ و نفوذ عميقى است كه قرآن در ميان جامعه‏ى ما دارد.

اگر بخواهيد قرآن در خانه‏ها، بين بچه‏ها، بين بزرگها، بين زن و مردها رواج پيدا كند، بايستى قهرمانان قرآنى را احترام كنيد. اين است كه ما به اينها احترام مى‏كنيم. اينها حامل قرآنند، اينها عزيزند. زبان اينها عزيز است، لبها و دلهاى اينها عزيز است؛ چون با قرآن مأنوس است. جان ما به قربان قرآن!

امروز شعار دنياى اسلام بايد بازگشت به قرآن و عمل به آن باشد.

انديشه كردن در قرآن كليد نجات انسان و تقرب به خداست.

بچه‏هايتان را قرآنى كنيد؛ همچنان كه هستند. شما جوانان عزيز كه دلهاى پاك و نورانيتان با قرآن، آشناست، اين را قدر بدانيد. آن كسانى كه اين توفيق را پيدا كرده‏اند كه قرآن را حفظ كنند، آن محفوظ خودشان را قدر بدانند؛ خيلى قيمت دارد، خيلى عزيز است. آن وقت با قدر دانستن، آن حركت ادامه پيدا خواهد كرد و راه به سمت نور سرچشمه‏ى قرآن، ديگر تمام نخواهد شد. آن وقت امت اسلامى به بركت قرآن، خواهد توانست در جاى خودش قرار بگيرد.

پيروزى انقلاب اسلامى، قرآن را به ما باز گرداند و راه قرآن را به روى ما باز كرد.

ترجمه‏ى شعرى قرآن اصلاً كار موفقى نيست.

ترجمه‏ى قرآن بايد رواج پيدا كند.

جامعه‏ى اسلامى با نزديك شدن به فهم قرآن رشد مى‏كند و استحكام مى‏يابد.

جامعه‏ى اسلامى با نزديك شدن به قرآن استقلال پيدا مى‏كند.

چيزى كه به ما ايمان لايزال مى‏دهد و دل و پاى ما را محكم مى‏سازد قرآن است.

حفظ قرآن را ترويج كنيد.

حفظ قرآن، فهميدن مفاهيم و ترجمه‏ى كلمه كلمه‏ى قرآن، براى كسانى كه به زبان عربى آشنايى ندارند، لازم است. وقتى كه كلمات قرآن را فهميديد، آن وقت تدبر لازم است. حتى آن كسى كه الفاظ عربى را هم خوب بلد است، اگر تدبر نكند، بهره‏ى كمى از قرآن خواهد برد.

در قرآن، تدبّر لازم است - تدبر، يعنى انديشيدن در مفاهيم قرآنى - اين سخن عميقى است، اين سخن بزرگى است؛ بايد در آن تدبر كرد.

شما براى اين درس قرآن، اهميت ويژه قايل بشويد، تا اين نوجوان به قرآن گرايش پيدا كند؛ بخصوص در سن كودكى بايد قرآن را حفظ كنند، بايد قرآن در سينه‏ها باشد، تا در دلها نفوذ كند، تا در محيط جامعه تحقق پيدا كند.

عزت و قدرت در سايه‏ى تقوا و تمسك به قرآن و نترسيدن از غير خدا ممكن است.

عزيزان من قرآن، ضامن سعادت ماست؛ قرآن، ضامن بقاى جمهورى اسلامى و همه چيز ماست. خوشا به حال ملت ما اگر قرآن و عترت را با هم داشته باشند؛ كوشش كنيد با هم داشته باشيد. ملتهاى ديگر هم خدا كند گرايش پيدا كنند، تا قرآن و عترت با هم باشند كه اين دو از هم جدا شدنى نيستند.

قرآن اساس اسلام و اساس هر حركت و نهضت و بناى جديد انسانى است.

قرآن درياى متلاطم فيض و رحمت و هدايت الهى است. اگر با قرآن مأنوس بشويم، خيلى از بابهاى هدايت به روى ما باز خواهد شد.

قرآن كتاب معرفت و بركت است.

كتاب انقلاب ما قرآن است.

گوينده‏ى آن، ذات اقدس الهى است. كلمات آن هم مال ذات اقدس الهى است - يعنى الفاظش، نه فقط مفاهيمش - لذا بايستى در آن دقت كرد، بايد آن را فهميد، بايد در آن غور كرد. اينها حاصل نمى‏شود، مگر با انس با متن قرآن.

معرفت، نجات، سلامت، رشد و تعالى و تقرب انسان به سوى خداى متعال از دستاوردهاى قرآن كريم است.

مقدمه‏ى عمل به قرآن فهم آن و مقدمه‏ى فهم قرآن، فهم معانى و تدبر در آن است.

من عقيده‏ام اين است كه حفظ قرآن، بايد از بچگى شروع بشود.

وقتى قرآن وارد جامعه مى‏شود، حضور قرآن، حلاوت خود را به كامها مى‏چشاند. امروز قرآن در كشور ما سيطره دارد. قدم اول، ياد گرفتن متن قرآن است؛ و اين بايد روز به روز زياد بشود. اگر بخواهيم همه، قرآن را ياد بگيرند، عده‏يى بايد در اوج قرار بگيرند - مثل همه چيز ديگر - همين طور كه اگر بخواهيد ورزش، همگانى بشود، بايستى عده‏يى قهرمان را جلوى چشم مردم نگه داريد.

نهج ‏البلاغه‏

اميرالمؤمنين اين خطبه‏ها را با بهترين بيانها و با بهترين و زيباترين تعابير و پر از هنرهاى بديعى بيان كرده‏اند.

نهج‏البلاغه گنجينه‏ى عظيمى است كه به اين زوديها حتى نمى‏توان به موجودى آن پى برد و بعد از شناخت است كه نوبت بهره‏بردارى از آن فرا مى‏رسد.

هر كدام از اين خطبه‏هاى نهج‏البلاغه كه انسان مقدارى در آنها ژرف‏نگرى مى‏كند و قدرى ذهن و استعداد و ذوق خود را در وقت مناسب و در هنگام اقبال دل و اقبال ذوق به كار مى‏اندازد، عوالم عجيبى را از معارف مى‏يابد.

صحيفه‏ سجاديه

از دعاهاى معتبر - بخصوص صحيفه‏ى سجاديه - با توجه به معانى و مفاهيمش حتماً استفاده كنيد، ولو كم؛ اينها انسان را در همه‏ى ميدانها قوى مى‏كند و در دل و روح و باطن خود احساس قدرت و قوّت مى‏كند.

اگر «اللّهم»ها و جمله‏هاى خطابى و انشايى صحيفه‏ى سجاديه را به جمله‏هاى خبرى تبديل كنند، يكى از پُرمطلب‏ترين كتابهاى حديث شيعه در زمينه‏ى بيان معارف الهى مى‏شود؛ چه در زمينه‏ى اعتقادى، چه در زمينه‏ى عبادى، چه حتّى در زمينه‏ى سياسى و اجتماعى.

شما بايد در اين صحيفه‏ى سجاديه غور كنيد. من گمان مى‏كنم كه صحيفه‏ى سجاديه از لحاظ احتواء بر معارف عاليه‏ى اسلامى در همه‏ى بخشها، كمتر از نهج‏البلاغه نيست.

صحيفه‏ى سجاديه يك دوره معارف ناگفته‏ى اسلامى است. واقعاً گاهى معارفى كه در دعاهاى ما وجود دارد، در هيچ روايتى نيست؛ اگر هم باشد، به اين وضوح و با اين تأثير نيست.

مسجد، اذان، ائمه‏ى جمعه و جماعات

اذانِ با توجه، به دلها اميد مى‏دهد.

اسلام امريكايى، چيزى به نام اسلام است كه در خدمت منافع قدرتهاى استكبارى و توجيه‏كننده‏ى اعمال آنهاست؛ بهانه‏يى براى انزواى اهل دين و نپرداختن آنان به امور مسلمين و سرنوشت ملتهاى مسلمان است؛ وسيله‏يى براى جدا كردن بخش عظيمى از احكام اجتماعى و سياسى اسلام از مجموعه‏ى دين و منحصر كردن دين به مسجد است (و مسجد نه به عنوان پايگاهى براى رتق و فتق امور مسلمين - چنان‏كه در صدر اسلام بوده است - بلكه به عنوان گوشه‏يى براى جداشدن از زندگى و جدا كردن دنيا و آخرت).

از بزرگترين كارهاى امام عزيز ما ايجاد و تأسيس نماز جمعه بود.

تا وقتى ائمه محترم جمعه و مردم قدر نماز جمعه را مى‏دانند، ... بلاشك در جامعه‏ى اسلامى خوف تزلزل نيست.

تريبون نماز جمعه در حفظ قوام معنوى و حصار ايمنى جامعه داراى نقشى فوق‏العاده است.

امامت جمعه به معناى نمايندگى كل روحانيت و نظام اسلامى است.

انقلاب از خانه‏ى مذهب - يعنى مسجد و مدرسه‏ى دينى - آغاز شد و جهتگيرى مذهبى در انقلاب روزبه‏روز افزايش پيدا كرد و نقش مذهب و ارزشهاى معنوى، آن‏قدر قوى شد كه كسانى را به‏ميدان انقلاب كشاند كه معمولاً در هيچ انقلابى، اين‏گونه آدمها به ميدان نمى‏آيند.

اين‏جانب همه‏ى مردم - بخصوص جوانان - را به پُر كردن مساجد و حضور در نمازهاى جمعه و جماعت و گرم نگهداشتن مراسم عزادارى سالار شهيدان حسين‏بن‏على توصيه مى‏كنم.

بانگ اذان، دلهاى افسرده را روشن مى‏كند.

بهترين جايى كه اين گروههاى مقاومت بسيج دارند، همين مساجد است.

چندى پيش، من راجع به اذان سفارش كردم و البته گفتم كه صبحها با بلندگو در همه‏جا اذان نگويند، تا مردم از خواب بيدار نشوند. مثل اين‏كه بعضى از مؤمنين، اين قسمت دومش را بيشتر از قسمت اول گوش كردند! آنچه كه مقصود ما بود، اين بود كه در سحرها، هر جايى يك بلندگو صدا نكند؛ ولى معنايش اين نبود كه به هنگام سحر، صداى اذان در شهرى مثل تهران به گوش نرسد! نه، در جايى مثل تهران، اقلاً در چند مسجد از مساجد مهم، خوب است كه با بلندگو اذان پخش بشود؛ حتّى اذان صبح. در شهرهاى كوچك هم به فراخور وسعت آن شهر، مى‏بايست اذان صبح در چندجا پخش بشود. اما در ظهر و شب اذان بگويند؛ هم اذان بلندگو، هم جلوى مساجد، هم داخل مساجد و هم در خيابانها، تا مردم به اذان گفتن عادت كنند.

حضرات ائمه‏ى محترم جمعه و جماعات و گويندگان مذهبى نيز تا سرحد امكان بايد براى پُربار كردن و محتوا بخشيدن به اين مراسم تلاش كنند و اين كانونهاى معنويت و صفا را گرم نگهدارند.

در اين كشورهاى اسلامى كه امروز ائمه‏ى جمعه و جماعاتشان، تشكيلات به وجود مى‏آورند و مسجدها رونق پيدا مى‏كنند و كانون تحرك مى‏شوند، تا ديروز مسجدها متعلق به يك مشت پيرمرد از كار افتاده بود. امروز آن مسجدها، جاى جوانان و كانون جنبشهاست. اين را شما كرديد. اين را حركت شما و قائد عظيم‏الشأنتان - آن مرد الهى - بود كه انجام داد.

در نقاط مختلف جهان، دشمنان اسلام به مساجد - كه پايگاه حريت انسان و جايگاه رابطه‏ى او با خدا و مركزى براى كسب آگاهى از شيطنتهاى شياطين زر و زور است - با بغض و كينه‏يى عميق مى‏نگرند و تا آن‏جا كه بتوانند، با وجود و حضور و فعاليت آنها ستيزه مى‏كنند. هم‏اكنون مسجدالاقصى، قبله‏ى دوم مسلمين - كه بحمداللَّه پايگاه بيدارى و مبارزه نيز شده است - مورد جسارت صهيونيستهاى پليد قرار گرفته، و در فرانسه و هند نيز مسجد در معرض اهانت و تخريب واقع شده است.

سفارش ديگرى كه من مى‏خواهم بكنم، اين است كه همه‏ى خانواده‏ها و همه‏ى مردم - مخصوصاً جوانان - به نماز و مسجد و عبادت و جلسات قرآن اهميت بدهند. هرچه امروز اين كشور از عظمت و عزت و قدرت به دست آورده است، در سايه‏ى قرآن و اسلام و نماز و عبادت و ذكر خداست. هم بايد به درس و كار توجه شود، وهم به تدين؛ كه تدين پشتوانه‏ى همه‏ى اينهاست. با نماز و مسجد و عبادت و جلسات دينى و جلسات قرآن بايد انس پيدا كنيد.

شعاير اسلامى و مساجد و نمازهاى جمعه و عزاداريها، از جمله عواملى است كه در پيروزى انقلاب و تداوم آن، نقش تعيين‏كننده‏يى داشته است. ملتهاى مسلمان اكنون در همه جاى عالم، با بهره‏گيرى از تجربه‏ى ملت ايران، به مساجد و شعاير دينى اهتمام خاصى نشان مى‏دهند. نهضت فلسطين و بسى نهضتهاى ديگر، امروزه از مساجد و نمازهاى جمعه و جماعت، نيرو و توان مى‏گيرد. سزاوار است كه ملت عزيز ايران، نقش اين شعاير را همواره به ياد داشته باشد.

طبق بينش ما، يادگارهاى اسلامى عزيزند. مى‏شد اسلام به مردم بگويد برويد در زمين صافى بايستيد و نماز بخوانيد و عبادت كنيد؛ در صورتى كه به عمارت مسجد دستور داده است؛ «انّما يعمر مساجد اللَّه». آباد كردن مسجد ملاك است و تجسم و تجسد خارجى اين كار مورد نظر اسلام مى‏باشد؛ چون تأثير بسزايى دارد. در مورد شخصيتها هم همين‏طور است.

مساجد به شكل شايسته غبارروبى شود و خدمت به مسجد، كارى مردمى و همگانى شمرده شود.

مسجدها در وقت نماز، سرشار و مالامالِ از انسانهاى ذاكر و ساجد و راكع باشد.

امر به معروف و نهى از منكر

امر به معروف و نهى از منكر را اقامه كنيد.

امر به معروف و نهى از منكر كه يكى از اركان اساسى اسلام و ضامن برپاداشتن همه‏ى فرايض اسلامى است، بايد در جامعه‏ى ما احيا شود.

امر به معروف و نهى از منكر هم جزو مهمترين مسائلى است كه جوانها بايد به آن اهتمام كنند.

جوانان در محيط خودشان، امر به معروف و نهى از منكر كنند.

در امر به معروف، مرحله‏ى قبل از عمل، قلب انسان است. اگر انسان بخواهد صادقانه به معروف امر كند، بايد خود به آن معروف دلبسته باشد؛ والّا صادقانه نخواهد بود.

همه‏ى آحاد مردم بايد وظيفه‏ى امر كردن به كارهاى خوب و نهى كردن از كار بد را براى خود قايل باشند.

حج

حجِ امروزِ ما با حجى كه آرزوى ماست، انصافاً هنوز خيلى فاصله دارد.

كسانى كه به حج مى‏روند و مى‏آيند واقعاً بايد مثل كسانى باشند كه «يوم ولدته امّه»؛ پاكيزه‏ى پاكيزه شده باشند.

حج يك آبشار جارى و يك شط عظيم شستشوى معنوى و روحى است.

حج برترين جايگاه برائت از مشركين شناخته شده است.

حج مظهر توحيد، و كعبه خانه‏ى توحيد است.

حج مى‏تواند دلبستگيهاى اسارت‏آفرين را از دلها بشويد.

حج مى‏تواند روح توحيد را در دلها زنده كند.

حج و اجتماع عظيم بر گرد خانه‏ى توحيد، بايد مظاهر شرك را نفى كند.

فرياد برائت مسلمانان در حج، فرياد برائت از استكبار جهانى است.

حج يك واجب استثنايى و يك مراسم عجيب و پُر رمز و راز است.

حج، يك حركت عبادى خالصِ عميق - خضوع، خشوع، ذكر، عبادت، تضرع و توسل - و با حالت اجتماع است. در كنار هم قرار دادن اين دو چيز، مسئله را خيلى پُرمعنا مى‏كند.

حزب‏اللَّه

اين مملكت، مملكت حزب اللهى‏هاست؛ آينده متعلق به حزب‏اللهى‏هاست؛ نه اين‏كه مال آنهاست، نه، متعلق به ملت ايران است؛ اما مؤمنين، انقلابيون و حزب‏اللهى‏ها هستند كه هرجا مشكل اصلى‏يى پيدا شود، بايد آن را حل كنند و به فضل پروردگار بن‏بستها را خواهند شكافت.

نماز

انسان هميشه به نماز محتاج است و در عرصه‏هاى خطر، محتاجتر.

حقيقتاً اين نمازهايى كه ما مى‏خوانيم، در واقع اداى بندگان خدا را درمى‏آوريم. بنده به خودم كه مراجعه مى‏كنم، اين‏طورى مى‏بينم، چون بندگان برجسته‏ى خدا طور ديگرى نماز مى‏خوانند؛ تسبيح كه مى‏كنند، تسبيح از دل و جانشان برمى‏خيزد؛ سجده كه مى‏كنند، در واقع دلشان سجده مى‏كند.

مديران دستگاههاى ادارى و دولتى، خود متصدى اقامه‏ى نماز در آن دستگاهها شوند.

نماز برترين چيزى است كه مى‏تواند همه‏ى افراد جامعه‏ى مسلمان را به تهذيب اخلاقى و تعالى روحى و معنوى برساند.

نماز تسلّابخش و آرامشگر دلهاى مضطرب و خسته و به ستوه آمده، و مايه‏ى صفاى باطن و روشنى روان است.

نماز جمعه يكى از پايه‏هاى اساسى حفظ نظام اجتماعى و مهمترين عامل حفظ روحيه و ايمان مردم است.

همگان نماز را كه داروى شفابخش روح و مايه‏ى صفا و آرامش و نورانيت است، بر همه‏ى كارهاى ديگر مقدم دارند و در هيچ شرايطى خود را از آن محروم نسازند و هرگز به بهانه‏ى مشغله و گرفتارى، اين حضور رهايى‏بخش در محضر آفريدگار رحيم و كريم و عزيز را از دست ندهند.

اداى تكليف

بارها امام مى‏فرمود كه ما كار را براى رسيدن به «نتيجه» نمى‏كنيم؛ بلكه مأمور به انجام «تكليف» هستيم. ... آن كس كه براى انجام تكليف كار مى‏كند، پيروزيش به اين نيست كه به مقصود خود دست پيداكند؛ بلكه زمانى احساس پيروزى مى‏كند كه موفق شود به تكليفش عمل كند. ما براى اداى تكليف حركت مى‏كنيم، حتّى براى پيروزى هم تلاش نمى‏كنيم. البته، پيروزى را دوست مى‏داريم، هيچ كس نيست كه از پيروزى بدش بيايد، هيچ‏كس نيست كه براى پيروزى كار نكند؛ اما هدف نهايى چيزى است كه حتّى از پيروزى هم بالاتر مى‏باشد و آن جلب رضاى خدا و اداى تكليف است.


ايام

محرم، عاشورا، اربعين

امام بزرگوار ما به بركت محرم و با همين تحليل و منطق، خون را بر شمشير پيروز كرد. اين يك نمونه است كه شما ديديد.

اهميت اربعين در آن است كه با تدبير الهى در اين روز خاندان پيغمبر و ياد نهضت حسينى براى هميشه جاودانه شد.

حادثه‏ى كربلا بايد زنده بماند.

حكومت و حاكميت و اعلاى كلمه‏ى اسلام و ايجاد اميد به بركت اسلامى در دل مستضعفان عالم، آثار محرم است.

اين‏جانب همه‏ى مردم - بخصوص جوانان - را به ... گرم نگهداشتن مراسم عزادارى سالار شهيدان حسين‏بن‏على توصيه مى‏كنم.

درسى كه اربعين به ما مى‏دهد، زنده نگهداشتن ياد حقيقت و خاطره‏ى شهادت در مقابل طوفان تبليغات دشمن است.

روح نهضت ما و جهتگيرى كلى و پشتوانه‏ى پيروزى آن، همين توجه به حضرت ابى‏عبداللَّه(عليه الصّلاةوالسّلام) و مسايل مربوط به عاشورا بود.

عاشورا اسلام را نگه داشت.

قمه‏زدن هم از آن كارهاى خلاف است. ... كار غلطى است كه عده‏يى قمه‏ها را بگيرند و به سرهاى خودشان بزنند. ... كجاى اين، عزادارى است؟! اين جعلى است. اينها چيزهايى است كه از دين نيست. بلاشك خدا راضى نيست. ... اين قطعاً خلاف است. امام حسين به اين معنا راضى نيست.

كسانى كه از خاندان وحى و نبوت اسير شدند، عزيزترين و شريفترين انسانهاى تاريخ اسلام بودند.

واقعه‏ى كربلا در روز عاشورا يك فصل عظيم از تاريخ ماست.

يكى از بزرگترين نعمتها براى جامعه‏ى شيعى ما، نعمت خاطره و ياد حسين‏بن‏على، محرم و عاشورا است.

ماه محرم، ماه تعليم مجاهدت فى‏سبيل‏اللَّه به وسيله‏ى برترين خلايق، حضرت اباعبداللَّه (عليه‏السّلام) است.

احترام عاشوراى حسينى و محرم براى مردم ما يك فريضه و امر بزرگ و مهم به‏شمار مى‏رود.

عرفه‏

اگر كسى معناى دعا، مثلاً دعاى ابوحمزه‏ى ثمالى، يا دعاى امام حسين در روز عرفه را بفهمد و توجه بكند ... امكان ندارد از اين دعاى به اين بلندى خسته بشود؛ يعنى اين گفتگويى كه در اين دعا انجام گرفته، بين اين بنده‏ى برگزيده و شايسته و بامعرفت، و خدا، اين‏قدر پُرجاذبه و نافذ و حقيقى است - يعنى بيان كننده‏ى آن خواستهاى فطرى انسان است - كه امكان ندارد كسى هيچ وقت از آن خسته بشود. من توصيه‏ام به جوانها اين است كه عبادت را با توجه انجام دهند.

بعدازظهر روز عرفه يكى از ساعات بهشت است.

در حقيقت بركات عظيم روز عرفه آن را به معناى يك روز عيد و بركت و رحمت از طرف پروردگار به ما معرفى مى‏كند.

دعاى امام حسين در عرفه، يا همين دعاى ابى‏حمزه، يا آن مناجات شعبانيه، اينها در زبان عرب، جزو زيباترين متنهاى ادبى است.

روز عرفه را قدر بدانيد.

روز عرفه، روز دعا و توسل و تضرع است.

روز عرفه يك فرصت است.

يادم است هنوز بالغ نبودم كه اعمال روز عرفه را بجا مى‏آوردم.

ماه رمضان، شب قدر

دعاهاى ماه رمضان، به انسان نورانيت مضاعفى مى‏بخشد.

روزه، توجه به خداى متعال، ذكرها و دعاهايى كه در اين ماه غالباً دلها به آنها متمايل و متوجه مى‏شوند، جزو سفره‏ى ضيافت الهى است؛ از اين سفره حداكثر استفاده را بكنيد.

كنترل اهواى نفسانى در رمضان، آسانتر از هميشه است.

ماه رمضان، بهار خودسازى انسان و انس با خداست.

ماه رمضان در هر سالى، قطعه‏يى از بهشت است كه خدا در جهنم سوزان دنياى مادّىِ ما، آن را وارد مى‏كند و به ما فرصت مى‏دهد كه در اين ماه، خود را بر سر سفره الهى وارد بهشت كنيم. بعضى همان سى روز را وارد بهشت مى‏شوند؛ بعضى به بركت آن سى‏روز، همه سال را، بعضى همه عمر را، بعضى هم از كنار آن غافل عبور مى‏كنند، كه مايه تأسف و خسران است.

ماه رمضان، فرصت عروج و اعتلاى روح انسان است.

ماه مبارك رمضان ماه ضيافت و رحمت الهى است.

من همه‏ى شما عزيزان را به توجه به دعا در اين ايام، توجه به نماز، اقبال به روزه و استفاده‏ى از روزها و شبهاى ماه رمضان دعوت مى‏كنم.

ماه رمضان، ماه كفّ‏نفس و خويشتندارى است.

ماه رمضان، ماه ذخيره‏سازى تقواست.

روزه به ما كمك مى‏كند تا باتقوا شويم.

به بركت روزه و توجه و خشوعى كه لازمه‏ى روزه است، فرصت و توفيق كار نيك براى انسان وجود دارد.

از اول شب قدر، از هنگام غروب آفتاب، سلام الهى - «سلام هى حتّى مطلع الفجر» - شروع مى‏شود، تا وقتى كه اذان صبح آغاز مى‏گردد. اين چند ساعتِ اين وسط، سلامِ الهى و امن الهى و خيمه‏ى رحمت خداست كه بر سراسر آفرينش زده شده است. آن شب، شب عجيبى است؛ ... اين شب را قدر بدانيد و آن را به دعا و توجّه و تفكّر و تأمّل در آيات خلقت و تأمّل در سرنوشت انسان و آنچه كه خداى متعال از انسان خواسته است و بى‏اعتبارى اين زندگى مادّى و اين كه همه‏ى اين‏چيزهايى كه مى‏بينيد، مقدّمه‏ى آن عالمى است كه لحظه‏ى جان دادن دروازه‏ى آن عالم است، بگذرانيد.

امروز كه خداى متعال اجازه داده است كه شما زارى، تضرع و گريه كنيد، دست ارادت به سوى او دراز كنيد، اظهار محبت كنيد، اشك صفا و محبت را از دل گرم خودتان به چشمهاى خودتان جارى كنيد. اين فرصت را مغتنم بشماريد؛ ... اين فرصت، فرصت زندگى و حيات است كه براى بازگشت به خدا در اختيار من و شماست؛ و بهترين فرصتها ايامى از سال است، كه از جمله‏ى آنها ماه مبارك رمضان، و در ميان ماه مبارك رمضان، شب قدر است!

شب قدر، فرصتى براى مغفرت و عذرخواهى است؛ از خداى متعال عذرخواهى كنيد.

شعبان

ماه شعبان يكى از فرصتهاى مغتنمى است كه در اختيار ماست.

ماه شعبان، ماه دعا و ماه عبادت است.

رجب، بيشتر ماه نماز است؛ شعبان، بيشتر ماه دعا و روزه است.

ماه شعبان دالان و دهليز ماه رمضان است.


عيد غدير

روز عيد غدير، ولايت اسلامى - يعنى رشحه و پرتوى از ولايت خدا در ميان مردم - تجسم پيدا كرد و اين چنين بود كه دين كامل شد.

علت اهميت عيد غدير، مسئله‏ى ولايت است.

عيد غدير، حقيقتاً يكى از عظيمترين اعياد اسلامى است.

غدير در محتوا و روح حقيقى خود فقط متعلق به شيعيان نيست، بلكه به همه‏ى دنياى اسلام تعلق دارد؛ چون حادثه‏ى غدير برخاسته‏ى از روح و مضمون حقيقى اسلام است.

عيد فطر

روز عيد فطر، روز طهارت و پاكيزگى است.

روز عيد فطر، عيد عبادت و عيد مغفرت است.

روز عيد فطر، مظهر اجتماع و اتحاد و برادرى مردم با داشتن دل به سوى خداست.

اين روز براى همه‏ى مسلمانان جهان عيد است.

مبعث

بعثت نبى اكرم (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم) حركت عظيمى در تاريخ بشر بود كه نجات انسانها، تهذيب نفس و اخلاق بشر و مقابله با مشكلات و مصائب بشرى در همه‏ى دورانها را دنبال مى‏كرد.

بزرگداشت مبعث، بيش از آنچه صرفاً تجليل از يك خاطره‏ى گرامى باشد، مطرح كردن درسهاى بزرگ بعثت پيغمبر است، كه امروز همه‏ى بشريت - بخصوص جامعه‏ى مسلمانان - به آنها نياز دارد.

عيد نوروز

عيد سعيد نوروز ... سرآغاز بهار طبيعت و بهار جسم و جان انسان است.

عيد نوروز كه عيد تازگى و طراوت و شادى زمين و زمان است، را ... به همه‏ى ملت شريف و عزيزمان ... تبريك عرض مى‏كنم.

عيد نوروز وسيله‏يى براى احساس همبستگى ملتهاى متعدد است.

 


ولايت فقيه

امروز حكومتهاى دنيا، غالباً آلوده است. ما خدا را شكر مى‏كنيم كه نسخه‏ حكومت اسلامى را در اين‏جا پيدا كرديم. به نظر ما حكومت با قانون اساسى ما، راقيترين نوع حكومتهاست؛ يعنى حكومتى كه با نظام ولايت فقيه معرفى مى‏شود. بعضى از اين مسئله تحاشى مى‏كنند!

در حكومت اسلامى - يعنى حكومت فقيه عادل و فقيه متقى - هم حضور مردم هست، هم حضور معنويت و ارزشهاى اسلامى و حضور تقوا هست؛ اين، بالاتر از همه است.

مسئله‏ى ولايت فقيه، اساس نظام و ستون فقرات نظام است.

ولايت فقيه عادل، يعنى حكومت كسى كه دين و اسلام را مى‏شناسد و مى‏داند چگونه بايد بر مردم حكومت كرد؛ و نيروى تقوا هم به او كمك مى‏كند كه از اين خط منحرف نشود.

ولايت فقيه، مترقيترين چيزى است كه مى‏توان به يك جامعه‏ى بشرى پيشنهاد كرد.

ولايت فقيه، يك فرهنگ و يك جريان است.

ولايت فقيه، جايگاه مهندسى نظام و حفظ خط و جهت نظام و جلوگيرى از انحراف به چپ و راست است؛ اين اساسى‏ترين و محورى‏ترين مفهوم و معناى ولايت‏فقيه است.

نقش ولايت‏فقيه اين است كه در اين مجموعه‏ى پيچيده و در هم تنيده‏ى تلاشهاى گوناگون نبايد حركت نظام، انحراف از هدفها و ارزشها باشد؛ نبايد به چپ و راست انحراف پيدا شود.

پاسدارى و ديده‏بانىِ حركت كلى نظام به سمت هدفهاى آرمانى و عالى‏اش، مهمترين و اساسى‏ترين نقش ولايت‏فقيه است.

 

 
 Copyright © 2003-2014 - AVINY.COM - All Rights Reserved