بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram

 

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار گروه كثيرى از اعضاى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى

24/6/1381

بسم اللّه الرحمن الرحيم

اولا به شما برادران و خواهران عزيز، فرماندهان ايثارگر و با اخلاص ‍ سپاه پاسداران انقلاب اسلامى كه از سراسر كشور زحمت كشيديد و تشريف آورديد و همچنين علماى محترم و معززى كه در يگانهاى سپاه به خدمات تعليمى و دينىِ خود مشغول هستند، خوش آمد عرض مى كنم . همچنين حلول ماه مبارك رجب را كه ماه اولياى خداست و اعياد مباركى در اين ماه وجود دارد، به يكايك شما و به خانواده هاى محترمتان تبريك عرض مى كنم .
آنچه در ديدار اين مجموعه ى كم نظير و كمياب كه اين جا حضور داريد، در درجه ى اول به ذهن انسان متبادر مى شود، احساس قدردانى و ستايش ‍ است . اين همان مجموعه يى است كه در كنار برادران شهيدش ، در طول هشت سال بلكه بيشتر، اين كشور را از تهاجم زورگويانه و ظالمانه و متجاوزانه ى دشمنان مصون نگهداشت . نيروهاى مسلح ما اين كارنامه ى درخشان را در پرونده ى خود دارند و اين هرگز كهنه نخواهد شد. شما سپاهيان و همچنين بسيج و ارتش و همه ى نيروهاى فعال ، اگر جز همان حضور هشت ساله ، هيچ نقطه ى درخشان ديگرى در سابقه ى خود نداشتيد، براى افتخار و سربلندى و احساس عزت ، كافى بود. چه تن هاى پاك ، چه جانهاى منور، چه زبانهاى ذاكر، چه دستهاى بخششگر و چه انسانهاى والا و فرشته گون كه در طول اين هشت سال ، از ميان جمع شما، با همه ى وجود خود، اين كشور و اين ملت و ناموس تاريخىِ اين ملت را محفوظ نگه داشتند و پاداششان را هم گرفتند: به ملكوت اعلى عروج كردند؛ بعضى هم به شرف جانبازى نايل آمدند؛ جمع كثيرى هم امروز بحمداللّه در جامعه ى ما هستند كه شماها و بقيه ى برادران مبارز و مجاهدِ دوران دفاع مقدس باشيد. اين اولين احساسى است كه انسان به ذهنش ‍ مى رسد.
نكته اين جاست كه تجليل از سپاه ، تجليل از يك شيئ تاريخى و موزه يى نيست ؛ بعضى اين طور مى خواهند. بعضى مى خواهند از سپاه تجليل و به آن احترام كنند؛ اما مثل شيئى كه متعلق به دوران گذشته است و در موزه نگهدارى مى شود. چنين تجليلى از سپاه ، غلط اندر غلط است ؛ سپاه يك موجود زنده است ؛ متعلق به دوران تاريخىِ ويژه هم نيست . همين هست كه در يك دوران تاريخىِ ويژه كه پاى امتحان به ميان آمد، سپاه امتحان خوبى داد؛ اين يك پله از يك نردبان تكامل و تعالى معنوى است . از اين حوادث ، هميشه براى يك ملت مى تواند پيش بيايد؛ هيچ وقتى نيست كه يك ملت بتواند مطمئن و خاطر جمع باشد كه امتحانِ دشوار براى او پيش نمى آيد. يك انسان هم همين طور است ؛ انسانها هم هيچ وقت نبايد خاطرجمع باشند كه همين الان در صراط بسيار حساس و دقيقِ يك امتحان قرار ندارند؛ اين است كه دايم بايد مراقب بود؛ تقوا يعنى همين ؛ مراقبت دايمى .
جمع سپاه هم همين طور است . اين كه ما هميشه سفارش مى كنيم آمادگيها را حفظ كنيد، فقط آمادگى رزمى نيست ؛ عامل اساسى تر، آمادگيهايى است كه مى تواند آمادگى رزمى را به خدمت بگيرد: دلها، انگيزه ها، ايمانها، معرفتها و عشقى كه همه ى وجود انسان با آن حركت مى كند؛ اين را بايد آماده نگهداشت . اگر اين آمادگى بود، آنگاه آمادگى رزمى به كار مى آيد؛ اگر اين آمادگيها نبود، نه سلاح ، نه تجهيزات ، نه انضباط، نه ساير آمادگيهاى پادگانى و استقرارى و غيره به كار نخواهد آمد؛ اصل ، اين است . و اين همان نقطه يى است كه سپاه را در آن دوره ممتاز كرد و بحمداللّه هميشه اين امتياز را حفظ كرده است و به فضل الهى حفظ خواهد كرد.
چيزى كه شما پاسدار آن هستيد، چيست ؟ سپاه پاسداران انقلاب اسلامى . انقلاب ، يك حرف و يك حركت دفعى نيست ؛ يك حركت مستمر است و اقتضائاتش در زمانهاى مختلف ، متفاوت است . كسانى كه با انقلاب دشمنى مى كنند، با آنچه در بهمن ماه 1357 اتفاق افتاد، دشمن نيستند؛ آن كه گذشت و رفت ؛ آنها با يك موجود زنده ى حى و حاضر دشمن و مخالفند. پس انقلاب تداوم و حضور دارد.
وقتى انقلاب را مثل يك كتاب باز كنيد، در درون آن ، فصول و سطور معرفت وجود دارد؛ معرفت دينى ، معرفت سياسى ، معرفت اخلاقى ؛ همه ى اينها در ذيل كلمه ى انقلاب وجود دارد. در عرصه ى سياسى ، انقلاب تازه ترين و جذابترين سخن را براى بشريت دارد؛ نه فقط براى ملت ايران . بعضى خيال مى كنند اصطلاحات و تعبيرات معرفتىِ فراهم آمده ى در اردوگاه به اصطلاح ليبرال دمكراسى غرب كه وارد كشور مى شود، سوغاتهاى جديد و حرفهاى تازه يى است كه انقلاب آنها را نشنيده است و حالا بايد انقلاب و انقلابيون اين حرفها را بشنوند؛ اين خطاست . انقلاب در خلا متولد نشد. انقلاب اسلامى و اين كتاب قطور معرفتى وقتى تدوين شد كه همه ى اين حرفها در دنيا بود؛ هم حرف و هم تجسم و عينيتش وجود داشت .
علاوه ى بر آنچه امروز اردوگاه غرب و اردوگاهى كه راءس آن امريكاست و مردم از روش و سياست امريكا به باطنِ آنچه در آن اردوگاه هست تعابير معرفتى و مكتب معرفتى پى مى برند، آن روز دستگاه وسيع ديگرى به اسم ماركسيزم و كمونيزم و سوسياليزم وجود داشت كه داعيه ى آن خيلى بيشتر از ليبرالهاى غربى بود. هرچه هم از مبانىِ بايدهاى اسلامى و بايدهاى سياسى يا معرفتى اسلام مى گفتيم ، اينها مى گفتند ((بايد)) چيست ؛ ما ((بايد)) نداريم ؛ ماركسيزم علم است ؛ شما مى گوييد ((بايد)) بشود؟! ما مى گوييم چه بخواهيد، چه نخواهيد، مى شود. تعبير آنها از مسائل ماركسيستى ، اين بود؛ اين قدر آن را مسلّم مى دانستند. در طول صد سال و يا بيشتر، نشسته بودند كلمه كلمه ى چيزهايى را كه بايد پشت سر هم بيايد تا نظام سوسياليستى و بعد نظام كمونيستى در دنيا به وجود بيايد، تدوين كرده بودند؛ مى گفتند بروبرگرد ندارد؛ همين است كه هست ؛ چه شما بخواهيد، چه نخواهيد؛ چه بگوييد ((بايد))، چه بگوييد ((نبايد))؛ روال ماركسيزم به خودى خود پيش مى آيد و همه ى دنيا را مى گيرد. امروز از آن قضاء لايردّ و لايبدّلى كه ماركسيستها تصوير مى كردند، در دنيا هيچ چيز باقى نيست . خودش كه رفت ، اسم و اعتبار و آبرويش هم رفت . امروز همان بايدها و همان قضاء لايردّ و لايبدّل را غربيها نسبت به مفاهيمِ خودشان تكرار مى كنند: چاره يى نيست ؛ جهانى شدن ، سرنوشت ناگزير بشرى است ؛ چه بخواهيد، چه نخواهيد، خواهد شد. البته آنها واقعيتهاى زندگى خود را در وسط يك پرده ى آهنين حبس كرده بودند تا كسى آن را نبيند و از باطن كارشان سر درنياورد؛ لذا جوانهاى بسيارى به همين الفاظ فريب مى خوردند؛ اما اينها باطن كارشان هم آشكار است ؛ درعين حال خجالت نمى كشند و گستاخانه ادعا مى كنند كه آنچه ما مى گوييم ، شدنى است و بروبرگرد هم ندارد! يك عده بيچاره هاى ساده لوح كه به نظر من خوشبينانه ترين تعبير هم همين است كه آدم بگويد ساده لوح اين الفاظ را مى گيرند، به خيال اين كه اينها اصلا قابل خدشه و مناقشه نيست . اين مفاهيم را در محيط فكرى و معرفتى جوان و غيرجوان مى آورند و ترويج مى كنند؛ برايش سينه مى زنند و خودشان را مى كُشند، براى اين كه اين مفاهيم را در ذهن افراد وارد كنند. انقلاب روزى متولد شد كه همه ى اين حرفها بود و انقلاب همه ى اين حرفها را باطل كرد.
دنياى جذابى كه غربيها تصوير مى كنند كه در آن ، حقوق بشر و آزادى و راءى وجود دارد ما در طول دوران پهلوى آن را در زندگى خود ديديم . معناى دمكراسى و حقوق بشرِ آن روز را فهميديم . خود امريكاييها، براى ايجاد وحشتگاههاى ساواك و شكنجه گاهها و ابزارهاى شكنجه و روشهاى شكار جوانهاى مردم و سركوب ملت ، با رژيم پهلوى همكارى كردند؛ اين آن ليبرال دمكراسى يى است كه امروز دارند به مردم دنيا وعده مى دهند و راديوهايشان دارد تبليغ مى كند كه بشتابيد به سوى اين ؛ اى ملتهاى جهان سوم ! از جمله اين را به ما مى گويند. ما اين را در زندگىِ خود آزمايش و تجربه كرده ايم ؛ براى ما نديده نيست . ما حكومت سياه ديكتاتورى پهلوى را كه از پنجه هايش خون مى ريخت و از سر و پايش فساد مى تراويد و در زير سايه ى امريكا و با كمك امريكا و با تكيه ى به آن كشور، همه ى اين جنايتها را مى كرد، از نزديك لمس كرده ايم ؛ اين قضايا براى ما نديده نيست . حقوق بشر امريكايى را اين جا ديده ايم گوشه ى زندانها و در شكنجه گاهها و با گوشت و پوستمان آن را لمس كرده ايم . مگر ملت ايران اين چيزها را فراموش مى كند؟
آنچه انقلاب به عنوان معرفت سياسى در دنيا مطرح كرد، در شرايطى بود كه همه ى اين حرفها در دنيا وجود داشت و پيام انقلاب در دنيا زلزله ايجاد كرد. آنچه آنها را وادار كرده است عليه اين انقلاب موضع بگيرند، آن زلزله است . همه ى ملتها و روشنفكران ، در آن مفاهيمِ پوشالى تشكيك كردند. امروز هم همه ى حرفهايى كه به اصطلاح روشنفكران غربىِ وابسته ى به دستگاه وزارتخارجه و سيا و دستگاههاى گوناگون امريكا بر زبان جارى مى كنند يا در مطبوعاتى كه نام آزاد دارند و به هيچ وجه آزادِ به آن معنا نيستند، مى نويسند و منتشر مى كنند، در نظر نسل جوان و روشنفكران و تيزبينان سراسر دنيا چه در دنياى اسلام ، چه حتى بيرون دنياى اسلام كاملا زير سؤال رفته و مورد ترديد قرار گرفته و بسيارى از آنها به طور قاطع رد شده است . البته سياستمدارها به رو نمى آورند و همين حرفها را از موضع سياسى و با روش قدرتمدارانه تكرار مى كنند؛ اما اسلام و انقلاب اسلامى كار خود را كرد. انقلاب اسلامى در معرفت سياسى يى كه ارائه داد، با استبداد مخالفت كرد. استبداد به راءى ، با هر نامى و از سوى هر كس ، از نظر اسلام ممنوع است . انقلاب اسلامى با استكبار و دست اندازى و دخالت و تجاوز به ملتهاى مظلوم و جنگ طلبى هاى خشن و قهرآميز و قبضه كردن منافع ملتها زير نامهاى خوش ظاهر هم مخالفت كرد. اينها مفاهيمى است كه از دل اسلام جوشيد؛ به عنوان مكتب سياسى نظام اسلامى و جمهورى اسلامى در دنيا تابلو و عرضه شد و همه در مقابل آن سر تعظيم فرود آوردند.
علت رواج نام امام بزرگوار، اينها بود. اين كه در اقصى نقاط دنيا به هر كشورى رفتيد و ديديد مردم در مقابل نام امام خمينى تعظيم مى كنند، علت ، وجود مفاهيمى بود كه ملتها آن را، هم مى فهميدند و با همه ى وجود درك و لمس مى كردند، هم احساس مى كردند كه تنها درمان دردهاشان همين است كه از اين راه بروند. منتها شرايط براى بعضى ملتها فراهم بود و توانستند به اين نسخه عمل كنند؛ بعضى هم نتوانستند و سركوب شدند. خيلى از جاهاى دنيا، در بخشهايى به اين نسخه عمل كردند و اثر گرفتند.
امروز مشكل دنيا، دست اندازى و تجاوز ديكتاتورانه ى قدرتهاى بزرگ است ؛ مگر غير از اين است ؟ قدرتهاى بزرگ اراده مى كنند، يك يا دو كشور را ظرف چهل وهشت ساعت از همه ى فعاليتهاى اقتصادى اش محروم مى كنند و به خاك سياه مى نشانند؛ همچنان كه چند سال پيش ديديد در اندونزى و مالزى اين كارها را كردند. با تسلطى كه بر پول و اقتصاد اين كشورها داشتند، با كشيدن پولهاى خود از اين كشورها، ظرف چند روز، رتبه ى اقتصادى آنها را چهل درجه ، پنجاه درجه پايين آوردند. مردم اين سلطه ى ظالمانه را احساس مى كنند. در جاهايى مثل افغانستان ، مناطق مسلمان نشين اروپا و جاهاى ديگر، مردم ديدند كه يك قدرت مستكبر و زورگو، به بهانه يى وارد كشورى مى شود و هر كارى دلش مى خواهد، مى كند. مردم احساس مى كنند مكتب و انقلابى كه پيام معارضه و مهار كردن چنين قدرتهايى را دارد، بحق است و آن اسلام است و حامل آن ، جمهورى اسلامى است .
مردم در آفريقاى جنوبى از تبعيض نژادى رنج مى بردند. همان روزها با اين كه هنوز حكومت تبعيض نژادى بر سر كار بود، روشنفكران آفريقاى جنوبى نسبت به امام و مبارزانِ اين جا اظهار ارادت مى كردند و در مقابل اينها تعظيم مى كردند. همين كسى كه بعدا از زندان آزاد و رئيس جمهور آن جا شد، آن موقع در زندان بود. بنده براى ديدارى به زيمبابوه رفته بودم ؛ او از داخل زندان به من پيغام داد كه سلام مرا به امام برسانيد. بعد هم با همان روشى كه اينها از امام خمينى ياد گرفته بودند، وارد ميدان شدند و توانستند حكومت را از دست فعالان و حكومت تبعيض نژادى بگيرند و قبضه كنند. كشور همسايه ى آنها و بسيارى از جاهاى ديگر دنيا هم همين طور عمل كردند؛ بنابراين انقلاب زنده است .
يكى از چيزهايى كه از اول انقلاب از طرف دشمنان شروع شد، همين بود كه رواج سكه ى انقلاب را در دنيا انكار كنند؛ بگويند انقلاب منزوى است و كسى آن را قبول ندارد. الان هم همان حرفهايى را مى زنند كه بيست سال پيش مى گفتند. آن روز دروغ بود، امروز هم دروغ است ؛ مفاهيم انقلاب در دنيا زنده است . آنچه را كه ما به آن معتقديم مردم سالارى دينى ، خضوع در مقابل دين حق و ارزشهاى دينى و اخلاقى ، نفرت و معارضه ى با قدرتهاى زورگو، قائل بودن حق براى همه ى انسانها و انسانيت مفاهيمى است كه همه ى ملتها آنها را قبول دارند؛ مى پسندند و مى پذيرند. البته تبليغات دشمنان ، قوى است . من بارها گفته ام ؛ امروز زر و زور و تزوير با هم در اختيار استكبار است و تزويرشان به وسيله ى همين بوقهاى تبليغاتى است .
انقلاب ، زنده و پوياست . پاسدار انقلاب ، پاسدار چنين موجود زنده و پويا و متحرك و پيشرونده يى است . اگر اين نبود، تا حالا انقلاب اسلامى و نظام اسلامى بايد ده كفن پوسانده باشد. اما موجود زنده را نمى شود دفن كرد و از تحرك باز داشت ؛ زنده است و زنده خواهد ماند. ملت ما هم اين مفاهيم را قبول دارد؛ زبدگانِ بى نظر و منصف هم اين مفاهيم را قبول دارند. با اين خصوصيات ، اين انقلاب و اين نظام ، قدرت ايستادگى دارد؛ اين را دشمنان ما هم فهميده اند. تنها اميدى كه آنها دارند، اين است كه اين مفاهيم و اين مبانى در دل مردم و پيش از آنها در دل مسؤولان دچار ترديد و وسوسه شود. سعى مى كنند در دل كسانى كه دستى در گوشه يى از گوشه هاى اين نظام دارند، اين وسوسه ها و ترديدها را ايجاد كنند. ترديد، صفت بسيار بد و چيز خطرناكى است . اين ترديد را با استدلال القاء نمى كنند؛ استدلالى وجود ندارد. امروز نظامى كه مدعى رهبرى دنياست كه در راءسش هم امريكاست جز ظلم ، خونريزى ، خشونتهاى بى نظير، تضييع حقوق و تبعيض ، چيز ديگرى از خود نشان نمى دهد و نمى تواند اطمينانى در دل كسى به وجود بياورد؛ بنابراين استدلالى ندارند. با تبليغات ، با خريدن اشخاص و با شيرين كردن دهن اين و آن ، سعى مى كنند در درون كالبد نظام اسلامى اختلال ايجاد كنند؛ بايد مراقب اين بود. نه تنها شما، بلكه همه ى ما بايد مراقب اين خطر باشيم . هر كس در درجه ى اول بايد مراقب دل خود و سپس مراقب دل مجموعه و مرتبطان به خود باشد. دلهاى سرشار از ايمان و معرفت و روشن بينى ، هرگز مغلوب و مرعوب نمى شوند. براى مرعوب شدن ، مغلوب شدن ، تسليم شدن و وادادگى ، اول بايد در دلها ترديد ايجاد كرد. اين ترديدها هميشه از راه مغز وارد نمى شود؛ گاهى از راه جسم هم وارد مى شود.خواسته ها و هوسهاى جسمانى ، ميل به پول كه در بخشى از دعاى صحيفه ى سجاديه ؛ همان دعايى كه در ايام جبهه ، خيلى از جوانهاى ما آن را مى خواندند: ((الّلهم حصّن ثغور المسلمين ))، آمده است كه فكر مالِ فتون (مال فتنه انگيز) را از دل آنها ببر مالِ فتنه انگيز، جاه طلبى ، مقام طلبى ، راحت طلبى ، عيش طلبى و تجمل طلبى چيزهايى است كه ترديد را از طريق جسم و شهوات ، وارد دل و مغز انسان مى كند؛ مراقب اينها باشيد.
بنده نمى خواهم كسى را به زهد علوى دعوت كنم ؛ زهد علوى بزرگتر از دهان و ذهن ماست (ضمنا من فراموش نكنم ؛ اولِ صحبت مى خواستم بگويم . تشبيهايى كه خواهران عزيزم آوردند، حقيقتا بنده را منكسر مى كند؛ اين كارها را نكنند. امثال بنده را به آن بزرگان در مُلك و ملكوت نبى مكرم اسلام ، اميرالمؤمنين تشبيه نكنيد. بحمداللّه ماها باورمان نمى آيد، اما اصلا ذكرش هم خوب نيست ) اما به قناعت و به اين كه نگذاريد زياده طلبى و افزون طلبى به سمت شما هجوم بياورد، دعوت مى كنم . اينها مراقبت مى خواهد. راحت طلبى ، رفاه طلبى و عيش طلبى ، چيزهايى است كه بتدريج در انسان اثر بد مى گذارد و خود انسان هم اول نمى فهمد؛ يك وقت مى خواهد حركت كند، مى بيند نمى تواند؛ مى خواهد پرواز كند، مى بيند نمى تواند. مراقب باشيد مجموعه را حفظ كنيد؛ ذهنها و دلها و فكرها و ايمانها را مورد پاسدارىِ دقيق قرار بدهيد؛ اين سفارش هميشگى من است . بدانيد در اين صورت ، هيچ عامل و نيرويى زير اين آسمان وجود ندارد كه بتواند بر شما غلبه كند. حرفهايى كه مى زنند، لشكركشى ها و تهديدهايى كه مى كنند، چيزهايى نيست كه بتواند يك ملت مؤمن را كه در ميان خود، مجموعه هاى پولادينِ اين طورى دارد به عقب نشينى وادار كند و آنها را شكست دهد. تاءثير سلاح مخرب ، معلوم است ؛ اما هيچ شكستى براى يك ملت از اين طريق به وجود نمى آيد؛ شكستها اول در دلها به وجود مى آيد؛ آن است كه انسانها را منهزم مى كند.
در اولِ جنگ ، با ضعف تداركاتى يى كه ما داشتيم ، بعضى ها مى گفتند در مقابل صد دستگاه تانك ، صد دستگاه تانك لازم است ؛ بدون آن نمى شود مبارزه كرد. همين جوانهاى ما و همين شماها نشان داديد كه نخير، در مقابل صد دستگاه تانك ، صد دل و صد نفر فداكار لازم است كه جان خود را كف دست بگيرد. صدها تانك به وسيله ى صدها جوانِ دلدار كه يا با يك آر.پى .جى يا سلاح مشابهِ آن جلو رفتند، عقب نشينى كردند اين مكرر اتفاق افتاد آخر هم دشمن را ناكام كردند. دشمنى كه با آن همه تجهيزات و پشتيبانيهاى بين المللى آمده بود كه الان دارند يواش يواش به آن اعتراف مى كنند مجبور شد ناكام از اين مرزها عقب بكشد و ذليل شود. اين موفقيت به خاطر همين شجاعتها و ايمانها بود؛ اينها را بايد زنده نگه داريد.
بحمداللّه سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ، يك موجود زنده ، فعال ، مؤمن و مراقب معنويات و ارزشهاى خود است ؛ اين را قدر بدانيد. زياد وسوسه مى كنند؛ بعضى اهانت مى كنند؛ بعضى به زبانِ تجليل ، اهانت مى كنند؛ بعضى منكر فضيلتها مى شوند؛ اينها نمى تواند واقعيتها را تغيير دهد و ارزش حقيقى يك مجموعه را كه ذره ذره با مجاهدتها جمع شده و تبلور پيدا كرده ، از بين ببرد. اينها يكروزه به دست نيامده است كه بتوانند آن را با نوشتن چند سطر از بين ببرند؛ واقعيتى است كه روى هم جمع و متبلور شده و نابود شدنى نيست ؛ اما بايد خودتان آن را حفظ كنيد و مراقبش ‍ باشيد.
وحدت خود را حفظ كنيد. يكى از چيزهايى كه مورد طمع دشمنان و شبه دشمنان است ، به هم خوردن وحدتِ بين عناصر سپاه است . وحدت و يگانگى و همدلى خود را حفظ كنيد. اگر در جايى اختلافات جزيى وجود داشته باشد، بايد كنار گذاشته شود. جهت حركت را تنظيم كنيد و با شجاعت و قدرت و اتكال به خدا پيش برويد؛ اين وظيفه ى عمده ى شماست و پاسدارى انقلاب از اين راه تاءمين مى شود.
اميدواريم خداوند متعال ان شاءاللّه الطاف و توجهات مخصوص خود و ادعيه ى زاكيه ى حضرت بقية اللّه (ارواحنافداه ) را شامل حال شما كند و همه ى ما و شما را به آرزوى بزرگ خودمان كه مجاهدت در راه خدا و در ركاب حضرت بقية اللّه (ارواحنافداه ) است برساند.

والسّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved