بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram

خطبه هاى نماز جمعه تهران
به امامت رهبر معظم انقلاب

16 / 1 / 81

خطبه اول

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمين الحمدلله قاصم الجبارين مبير الظالمين مدرك الهاربين نكال الظالمين صريخ المستصرخين موضع حاجات الطالبين معتمد المومنين.نحمده و نستعينه و نستغفره و نتوكل عليه و نصلى و نسلم على حبيبه و نجيبه و خيرته فى خلقه حافظ سره و مبلغ رسالاته سيدنا ابى القاسم المصطفى محمد و على اله الاطيبين الاطهرين المنتجبين الهداه المهديين المعصومين سيما بقيه الله فى الارضين و صل على ائمه المسلمين و حماه المستضعفين و هداه المومنين.
اوصيكم عبادالله بتقوى الله.
همه ى برادران و خواهران عزيز نمازگزار را و خود را توصيه مى كنم به رعايت تقوا و پرهيزگارى.خداوند متعال وعده مى دهد كه اگر تقوا را پيشه كنيد; يعنى مراقب رفتار خود, گفتار خود, و مواظب حركات خود در زندگى باشيد كه از امر و نهى الهى تخطى نكنيد خداوند هدايت, نور, فرج و رزق خود را و سعادت دنيوى و اخروى را به شما عطا خواهد كرد.اولين و آخرين حرف ما رعايت تقواست.بخصوص شما جوانهاى عزيز كه دلهاى نورانى و پاكتان, آماده ى پذيرش حق و آماده ى رابطه ى با خداى متعال است; اين آمادگى و اين صفا را قدر بدانيد و رابطه ى خود را با خدا مستحكمتر كنيد.
همه ى ما بخصوص كسانى كه مسووليتى بر دوش دارند عقلا وظيفه داريم كه در همه ى حركات, گفتارها, نوشتارها و همه ى موضعگيريها و توصيه هاى خود به كسانى كه از ما توصيه مى پذيرند, خدا را و وظيفه را در نظر داشته باشيم.راه نجات در دنيا و آخرت اين است و بس.بنده در خطبه ى اول لازم مى دانم از مردم عزيزمان بخاطر احترامى كه به حسين بن على (عليه السلام) در عمل و زبان نشان دادند صميمانه تشكر كنم.امسال كه ايام سال نو با ايام عاشورا همزمان بود از مدتى پيش از ايام فروردين دستگاههاى تبليغى دشمن, در مراكزى كه همه ى فكرشان اين است كه مردم ما را, ملت شجاع و مومن ما را از مواضع حقيقى خود منصرف بكنند, همه ى اين مراكز تلاششان را به كار انداختند تا محرم را و عاشورا را در چشم مردم كمرنگ كنند.لكن مردم با حضور خود در مجالس و مراسم عزادارى و بزرگداشت عجيبى كه امسال در مراسم عاشورا نشان دادند يك بار ديگر به همه ثابت كردند كه ملت ايران از روى معرفت و آگاهى راه خود را انتخاب كرده است.امسال آن طورى كه از نقاط مختلف به بنده گزارش شد مجالس و مراسم عزادارى اگر از سالهاى ديگر پرشورتر و پرجمعيت تر نبود خلوت تر هم نبود.اين معنايش اين نيست كه مردم, آغاز بهار, فروردين و اول سال را مورد اعتنا قرار نمى دهند, خير, امسال نوروز ما رخت عزا به تن داشت, امسال اول سال ما عاشورايى بود.خود عاشورا هم يك مراسمى است كه در انسانها شور و تحرك و رويش و تفكر و انديشه به وجود مىآورد.عاشورا يك مراسم خشك و خالى نيست, يك مراسمى است كه در آن فكر, برنامه, هدف, آگاهى بخشى و معرفت دهى هست.مردم از مراسم مربوط به سيدالشهدا (عليه الصلاه والسلام) قدردانى كردند.
بهار هم هست, رويش طبيعت و رويش انسان هم هست, نشاط و شادابى جسمى هم هست, اينها با هم كاملا در رفتار مردم عزيز ما منطبق و متعامل شدند.لذا بجاست از مردم مومن و بزرگوار ما تشكر شود.اين را هم اضافه كنم كه اهميت دادن به نماز در ظهر عاشورا و در ميان مراسم سينه زنى و عزادارى خود يك نقطه ى برجسته ى ديگر بود.ما هميشه از اين كه مى ديديم جوانان ما و مردم ما, سينه زنى روز عاشورا را مى كنند و نمازشان به نزديك غروب مى افتد رنج مى برديم.مردم اهميت نماز و ذكر خدا و ياد الهى را در لابه لاى مراسم عاشورا نشان دادند; لذا جاى سپاسگزارى و تشكر دارد.يك تذكر هم در باب مسائل مربوط به فروردين عرض كنيم:اولا اين تعطيلات طولانى و بى دليل هيچ منطق عقلايى ندارد.وضع خوبى نيست كه اول سال روزهاى متوالى گاهى دو هفته, گاهى بيشتر همه ى چرخهاى فعاليت در كشور از حركت بيفتد.خلاف مقررات هم هست, طبق مقررات تعطيليها محدود است.ما در ايام سال, تعطيلى زياد داريم كه اين به زيان كشور است.در بعضى از كشورهاى دنيا طبق فهرستى كه مشاهده مى كردم, همه ى تعطيلات رسمى در طول سال از پنج, شش روز تجاوز نمى كند.لكن ما تعطيليهايمان بسيار زياد است, علاوه ى بر آن هم عده يى با بى توجهى و بى اعتنايى خود به كار, علم, تحصيل و به اشتغالات روزمره ى زندگى و كارهاى ادارى و سازندگى, بر اين تعطيلات اضافه هم مى كنند آنهم در آغاز سال.
بالاخره در اول سال, اول يك دوره ى جديد مالى و كارى است.توصيه موكد بنده اين است كه هم مسوولين, هم آحاد مردم عزيزمان تصميم بگيرند اين تعطيلات را كم كنند.
اين همه تعطيلات پى درپى زيانهايى به بار مىآورد كه هر چند در اول كار محسوس نيست لكن نتايج آن براى همه زيانبار است.
يك سفارش هم به مناسبت همين آغاز دوره ى جديد مالى و كارى كه اول سال است به مردم عزيزمان عرض مى كنم.مردم عزيزمان در ميدانهاى مختلف امتحانهاى خوبى داده اند لذا لازم است اين تداوم به سمت بهتر شدن و ارتقا زندگى روحى و روابط اجتماعى و فضاى اجتماعى و سياسى جامعه همچنان در طى سال به وسيله ى خود مردم مورد توجه قرار بگيرد.
در روايات ما وارد است كه مومنين با يكديگر تراحم و تعاطف دارند; يعنى به هم رحم مى كنند و با يكديگر عطوفت مى ورزند; اين يك وظيفه ى اخلاقى است, و اين امر در پيشرفت و بناى اجتماعى ما تاثير دارد.به هم رحم كنيد.مردم به هم رحم كنند تا خدا هم به آنها رحم كند.وقتى كه در دل مردم نسبت به يكديگر ترحم و عطوفت و حسن ظن و محبت هست, فضاى جامعه, فضاى بهشت مى شود.و آن گاه كه در دل افراد, با انگيزه هاى سياسى يا شخصى, كينه, بددلى, سوظن وجود داشته باشد, فضاى جامعه فضايى تاريك و تلخ مى شود.با هم همكارى كنيم, با هم كمك كنيم, نسبت به يكديگر گذشت داشته باشيم.مجادلات سياسى براى كشور زيانبار است نه فقط امروز كه دشمن ما را تهديد مى كند, بلكه هميشه مضر است, براى سازندگى و راه انداختن چرخهاى اقتصادى مضر است.اگر بعضيها هر روزى به يك نحوى مساله ى جديدى را درست كنند و افكار عمومى را متوجه به يك مساله ى موهوم بكنند, اينها به ضرر كشور است.امسال همه, بخصوص گويندگان, نويسندگان, سياسيون, منبردارها و تريبون دارها, تصميم بگيرند فضا را, فضاى محبت و عطوفت قرار بدهند, ذهنها و دلها را نسبت به يكديگر تحريك نكنند, در اين مملكت كار زياد داريم, مسوولين كار دارند, دولت كار دارد, دستگاه قضائيه كار دارد, مجلس كار دارد, همه كارهاى مهم و اساسى دارند, همه بايد با همه ى توان, با همه ى وجود تلاش كنيم تا بتوانيم كشور را به سرمنزل امن و سعادت برسانيم و اين كارى است ممكن; اين كارى است ممكن.ما يك ملت بزرگ, داراى عناصر فراوان قدرت در ميان خودمان هستيم, ما ايمان داريم, عزم و همت داريم; ملت ما اين جور است, و اين را در ميدانهاى مختلف نشان داده است, جوانان ما هوش و استعداد و ابتكار دارند, مسوولين ما علاقه و اخلاص و كارايى دارند.ما بايد خيلى زودتر از اين و بهتر از اين مى توانستيم كارهايمان را راه بيندازيم.آنچه كه به اين امر كمك مى كند عبارت است از آرامش فضاى جامعه از لحاظ سياسى و از لحاظ اجتماعى; اين آرامش را حفظ كنيم, اين كمك را به خودمان بكنيم, اين كمك به خود است و اين مصداقى از همان تقوايى است كه در صدر عرايضم عرض كردم تقواى الهى را پيشه كنيم, اين مصداق آن تقواست.خدا را شكر مى كنيم كه دل ملت ما را با معرفت خود و با معرف اوليا خود نورانى كرده است.خدا را شكر مى كنيم كه ملت ما را ملت آگاه و حساسى قرار داده است كه مسائل مهم جهانى براى او مطرح است; مسائل را مى فهمد و نسبت به حوادث جهانى بى تفاوت نيست; اين, قدرت تصميم گيرى اين ملت را بالا مى برد; از اين فرصتهاى بزرگ بايستى استفاده كنيم.
پروردگارا! به محمد و آل محمد و به مقام و مرتبت و منزلت سيد شهيدان و سرور آزادگان عالم, حسين بن على (عليه الصلاه والسلام) كه اين روزها روزهاى عزاى اوست تو را سوگند مى دهيم, ما را هميشه در راه خودت و در راه هدفهاى خود ثابت و پابرجا بدار.
پروردگارا ! عزم و اراده ى ملت عزيز ما را در اين راه پرافتخار و پرعزت, همواره مستقر و مستحكم نگهدار.
پروردگارا ! ملت ايران را بر دشمنانش پيروز كن.
پروردگارا ! بدخواهان ملت ايران را هرجا و در هر لباسى هستند و زير هر پوششى و شعارى, خود را مخفى مى كنند, پروردگارا ! ناكام و ذليلشان بفرما.
پروردگارا ! ملت عزيز ايران را به هدفهاى بزرگ خود برسان.
شهيدان عالى مقام ما را با پيغمبر محشور كن; امام عالى مقام ما را با اوليائش با پيغمبر محشور كن.

بسم الله الرحمن الرحيم
و العصر  ان الانسان لفى خسر  الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات  و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.

خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحيم

والحمدلله رب العالمين والصلاه والسلام على سيدنا و نبينا ابى القاسم المصطفى محمد و على آله الاطيبين الاطهرين المنتجبين سيما على اميرالمومنين و الصديقه الطاهره سيده نسا العالمين والحسن و الحسين سبطى الرحمه و امامى الهدى و على بن الحسين زين العابدين و محمدبن على باقرالعلوم و جعفربن محمد الصادق و موسى بن جعفر الكاظم و على بن موسى الرضا و محمدبن على الجواد و على بن محمد الهادى و الحسن بن على الزكى العسكرى والحجه الخلف القائم المهدى.اللهم صل عليهم صلاه دائمه زاكيه متواتره متواصله و صل على ائمه المسلمين و حماه المستضعفين و هداه المومنين.
مساله ى امروز ما كه مايلم در خطبه ى دوم به آن بپردازم, مساله ى بسيار مهم فلسطين و فاجعه يى است كه اين روزها در سرزمينهاى فلسطينى نشين از كشور عزيز اسلامى فلسطين, جريان دارد.قبل از شروع اين بحث, مجددا همه را به تقواى الهى توصيه مى كنم.در همين بحثى كه مى كنيم, خدا را همه مان در نظر مى گيريم كه آن چه وظيفه ى ماست, آن را بر زبان بياوريم و در عمل بدان, اقدام كنيم.
آنچه كه امروز در سرزمينهاى فلسطينى نشين كشور فلسطين جريان دارد, يك فاجعه ى انسانى كم نظير است; در طول تاريخ فلسطين هم ما شبيه اين را سراغ نداريم با اين شدت, با اين خشونت, با اين قساوت!!! جناياتى كه در فلسطين دارد اتفاق مى افتد, حقيقتا تكان دهنده است.دولت جعلى صهيونيست با امكانات نظامى, با تانك, با سرباز (شنيده ام در حدود سى هزار نيرو و صدها تانك وارد كرده است) وارد شهرها و خيابانها مى شوند و فاجعهآفرينى مى كنند.شهرهاى ((رام الله)), ((نابلس)), ((غزه)), ((خان يونس)), ((بيت اللحم)), ((رفح)) و ديگر مناطق فلسطينى نشين, همه دچار اين مصيبتند.كارى مى كنند كه شبيه اين كار را ما در دوره هاى نزديك به خودمان با اين شدت و خشونت در هيچ جا سراغ نداريم!; خانه ها را ويران مى كنند, با تانك و بلدوزر به جان خانه هاى محقر فلسطينى ها مى افتند چه در اين شهرها, چه در اردوگاهها خانواده ها را آواره مى كنند.مرد و زنى كه دم تيغشان بيايد, مى كشند; هيچ ملاحظه نمى كنند.شنيده ام جوانها را و مردان را از سنين سيزده سال تا پنجاه سال دستگير مى كنند و تعداد زيادى از مردان اين خانواده ها بخصوص جوانان و نوجوانان را دستگير كرده و به مناطقى برده اند كه معلوم نيست كجاست! خبرهايى كه از داخل بازداشتگاهها بعضا به بيرون درز كرده است كه در مطبوعات دنيا منعكس شده, خبر مى دهد كه اينها را شكنجه و آزار مى كنند, و حتى در داخل اين بازداشتگاهها هم به آنها دستبند مى زنند.به مسجدها و كليساها در بيت اللحم حمله كرده اند, از رساندن آمبولانس, از رساندن آذوقه و دارو به مردمى كه مجروح مى شوند جلوگيرى مى كنند, آمبولانسها را تيرباران مى كنند.(آن طورى كه نقل كرده اند) بسيارى از مجروحان اين حوادث براثر خون ريزى و بى دارويى از بين رفته و به شهادت رسيده اند.حتى بيمارستانها و داروخانه ها را مورد تهاجم قرار مى دهند.مراكز و مغازه هايى كه در آن مواد غذايى هست, غارت مى كنند.مردم در ((رام الله)) و بعضى شهرهاى ديگر جرات بيرون آمدن از خانه هاى خودشان را ندارند; زنها, بچه ها; اين خانواده هاى آواره شده; كسانى كه مجبورند چون سقف خانه شان فرو ريخته است, به خانه ى خويشاوندانشان و ديگران بروند, خدا مى داند اينها با چه مصيبتى, با چه سختى زندگى مى كنند.آب و برق را در بعضى از اين شهرها قطع كرده اند.وقاحت را به جايى رسانده اند كه در شهر ((رام الله)) به مقر اقامت گاه رئيس حكومت خودگردان حمله كرده اند و آن جا را تصرف كرده اند.
يعنى همان حكومتى كه خودشان او را به رسميت شناخته اند, خودشان قرارش را بسته اند و خودشان امضا كردند; وضع عجيبى به وجود آورده و صداى دنيا را در آورده اند! سياستمدارانى كه به خاطر رودربايستى از صهيونيستها حاضر نبودند يك كلمه عليه دولت صهيونيستى حرف بزنند, حالا صريحا اعتراض مى كنند.ملتهاى مسلمان در همه جا خشمگينند و دارند مى جوشند.اگر جلوى ملتهاى مسلمان و ملتهاى عرب را حكومتهاشان نمى گرفتند, آن وقت ديده مى شد كه اين يك ميليارد مسلمان چه مى كند و چه مى تواند بكند.مساله اين است كه نماد خونخوارى و وحشى گرى و درندگى و بى اعتنايى به همه ى موازين بشرى, حقوق بشر و ارزشهاى بشرى, در يك طرف (كه همين نظاميان صهيونيستند) و نماد مقاومت قهرمانانه و مظلومانه در يك طرف (كه ملت مظلوم فلسطينند); اينها در مقابل هم ايستاده اند.من وجدان جهانى را به داورى و قضاوت دعوت مى كنم.همه ى حرفهايى كه به عنوان تحليل سياسى, راه حل و به عنوان توصيه مى زنند, در مقابل اين واقعيت, افسانه و موهوم است.واقعيت اين است:يك ملتى در خانه ى خود تحقير مى شود, دستگير مى شود, كشته مى شود, جوانش از او گرفته مى شود, امنيت جان و مال و مسكن اش به وسيله ى غاصبهاى همان سرزمين تهديد مى شود.حالا وجدان جهانى قضاوت كند; اين جا حق با كيست و وظيفه ى انسانها چيست؟ ما به هيچ چيز ديگرى احتياج نداريم; همين واقعيت را مقابل خودشان بگذارند ببينند چه اتفاقى در حال وقوع است؟ در اول كار كه همين صهيونيستها پنجاه وچهار سال قبل سر كار آمدند, نگذاشتند كه دنيا بفهمد كه اينها دارند چه فجايعى انجام مى دهند, اما امروز دنيا دارد مى بيند.البته تلويزيونها و دوربينها قادر نيستند حقيقت را نشان بدهند; فقط يك بخشى از حقيقت, يك تصوير و يك شبحى از حقيقت را نشان مى دهند; حقيقت خيلى بيشتر از اينها و خيلى تلخ تر از اينهاست.واقعيت را از روى همين فيلمهاى تلويزيونى كه در دنيا دارد پخش مى شود (آنجايى كه پخش مى شود) قضاوت كنند.البته صهيونيستها كه بسيارى از دستگاههاى ارتباط جمعى و رسانه ها در قبضه ى قدرت آنهاست, زير نفوذ و يا متعلق به آنهاست, نمى گذارند حقايق روشن بشود, اما مردم جستجو كنند; ملتهاى دنيا جستجو كنند.اين, واقعيت قضيه است.اين, مساله يى است كه اين روزها دارد اتفاق مى افتد, مربوط به تاريخ گذشته نيست, متعلق همين زمانى است كه من و شما اين جا داريم با هم حرف مى زنيم.
به كليساها حمله كرده اند.خب, مسيحيان دنيا حداقل از آن كشيش مسيحى دفاع كنند كه در همين روزهاى گذشته در حين انجام مراسم عبادى خودش كشته شد, او كه در محاصره ى كليسا در ((بيت اللحم)) و حمله ى صهيونيستها به كليسا و كسانى كه در آن كليسا پناه آوردند; جان خود را از دست داد.اين جا مساله, مساله ى اسلامى نيست, مساله ى بشرى است, مساله ى انسانى است; اين جا ملاك قضاوت, انسان بودن است, فهميدن ارزشهاى انسانى است.خب, اين, واقعيت.البته بعضى از دولتها در اروپا و غيراروپا موضع گيرى كرده اند, حالا, هر چند ضعيف هم بوده است ولى بالاخره يك موضعى نشان دادند, يك اخم مختصرى نسبت به اسرائيل كردند.اما موضع امريكا: امريكا در اين قضيه بدترين موضع گيرى را كرد; ديگر از اين بدتر, امكان ندارد.در اين هفت هشت ده روزى كه اين حوادث شدت فوق العاده يى گرفته است, تا به حال رئيس جمهور امريكا دو سه مرتبه صحبت كرده است كه آخرين مرتبه همين صحبت ديروز است كه سخنرانى مفصلى كرده است, تقريبا يك سره در حمايت از عمليات و كارهاى اسرائيل.براى خالى نبودن عريضه, در خلال اين سخنرانى و حمايتهاى فراوانى كه از جنايتكاران صهيونيست مى كند, اين را هم مى گنجاند كه بله دولت اسرائيل در مناطق فلسطينى نشين, شهركهاى يهودى نسازد.خب خودش هم مى داند, همه ى دنيا هم مى دانند كه اين يك توصيه ى دروغين و صورى و سطحى است.
سالهاست مجامع جهانى تصويب كرده اند, مراكز قدرت جهانى و سياست جهانى گفته اند كه اسرائيليها حق ندارند در مناطق فلسطين نشين, شهرك يهودىنشين بسازند.
همين درنده يى كه امروز در فلسطين اشغالى در راس قدرت است, همين شخص, آن وقت وزير مسكن بود, مقابل همه ى اينها ايستاد و گفت من مى سازم و ساخت و تا الان هم ادامه دارد.چه كسى اين حرفها را گوش مى كند؟ خودش هم مى داند كه گوش نمى كنند.يكسره حمايت از صهيونيستها آنهم با منطق ضعيف, با منطق غلط و غيرقابل قبول براى افكار مردم جهان.اين رئيس جمهور كنونى آمريكا متاسفانه از اولى كه سركار آمده تا حالا با هر سخنرانى و با هر اقدام خودش يك ضربه يى به صلح و امنيت جهانى زده است.تصميمهايى كه گرفته است همه بر ضد صلح و امنيت جهانى است; از پيمان حفظ محيط زيست كه يك پيمان جهانى بود در كيوتو و رئيس جمهور قبلى امريكا آن را امضا كرده بود, خارج شد.از پيمان محدود كردن سلاحهاى ضدموشكى خارج شد و كارهاى اتمى و فعاليتهاى ساخت اتميش را توسعه داده و علنا و صريحا هم آن را اعلان مى كند.بعد از قضيه ى بيست شهريور نيويورك, هر مرتبه كه سخنرانى كرده است يا دنيا را تهديد كرده و يا ملتها را تحقير كرده, يا ملت امريكا و ملتهاى غربى را به تنفر از مسلمين و عموم شرقيها دعوت كرده و يا خبر از حملات آينده ى خودش به اين جا و آن جا داده و يا كشورها را به حمله ى اتمى تهديد كرده, حرفها و موضعگيريهاى او دقيقا نقطه ى مقابل صلح و امنيت جهانى است.چه كسى دارد اينها را اداره مى كند؟ جاى تامل و تفكر است.چه كسى دارد اين آدمهاى تازه وارد در ميدان سياست و جاه طلب و بى خبر از معنويت را به سوى اين وضعيتى را كه دارند پيش مىآورند هدايت مى كند؟ خيلى در خور تامل است.از حركات حكومت غاصب اسرائيل دفاع كرده و مى گويد كه اسرائيل دارد از خودش دفاع مى كند; اسرائيل اين كشتارها را انجام مى دهد و او مى گويد اسرائيل دارد از خودش دفاع مى كند و كار او را مبارزه ى با تروريسم به حساب مىآورد.آيا كشتن زن و كودك و جوان, خراب كردن خانه هاى گلى فلسطينيان با بلدوزر, اين دفاع از خود است؟! آن كسى كه از خود دفاع مى كند ملت فلسطين است, آن كسى كه از جور و ستم غاصب اشغالگر به جان آمده است, او همين زن و مرد فلسطينيند كه ديگر به جان آمده و قدرت تحملشان را از دست داده اند و راه چاره را در اين دانسته اند كه بيايند بيرون.كى حاضر است جوانش برود در يك واقعه ى خونين و يك ساعت ديگر به قتل برسد.اينى كه يك مادر, جوان خودش را در آغوش مى گيرد, مى بوسد اما گريه نمى كند.مى گويد من اين را مى فرستم, شما ببينيد بر سر اين مادر, شما چه آورده ايد؟! شما ببينيد بر سر اين ملت چه آورده ايد كه حاضر است به اين نحو جوانش را به ميدان بفرستد و مى گويد اگر صد جوان هم داشته باشم مى فرستم كه اين جور كشته بشوند.شما با اين ملت چه كرده ايد كه يك دختر هفده هجده ساله حاضر است به خودش بمب ببندد و برود در بين دشمنان صهيونيست خودش را از بين ببرد كه آنها از بين بروند; همه ى راهها را جلوى اينها بسته ايد, آن وقت مى گويد دولت اسرائيل دارد از خودش دفاع مى كند, دفاع اين است؟! اين حرف منطقى است؟ اين حرف شايسته ى يك رئيس جمهور است؟ اين حرف شايسته ى آن دولتى است كه خودش را رهبر دنيا مى داند و مى گويد همه ى دنيا بايد از من اطاعت كنند؟ مردم دنيا بيايند از اين برهان سخيف و از اين منطق ضعيف پشتيبانى و اطاعت كنند؟ يك ملت را تحقير كرده ايد, با حيله و خشونت خانه اش را از او گرفته ايد, زندگيش را تباه و سياه كرده ايد, روزانه او را تحقير مى كنيد, از اين شهر به آن شهر كه مى رود, در خانه ى خود, و در كشور خود بايد به وسيله ى بيگانه ها كنترل بشود.يك وقت اگر هجوم بياورند يكى را بكشند, هيات دولتشان مى نشينند تصويب مى كنند كه اين آدمها را هر جا ديديد ترور كنيد.دنيا چنين چيزى را ديگر كجا سراغ دارد؟ غير از اين صهيونيستها؟ آن وقت به اين ملت مى گويد تروريست.و به اين تروريستهاى وقيح و درنده و مفتضح مى گويد:دارند از خودشان دفاع مى كنند.آيا مى شود دولت امريكا موضعى بدتر از اين بگيرد؟ اقدام اسرائيل هم با همين تاييدهاى آمريكا شروع شد.اگر آمريكا تاييد نمى كرد, اگر چراغ سبز نشان نمى داد, اگر قول حمايت نمى داد و اينها جرات نمى كردند اين جور وارد بشوند.پشتشان به حمايتهاى بى منطق امريكا گرم است, لذا دارند اين همه جنايت مى كنند.بنابراين امريكا در همه ى جناياتى كه امروز در فلسطين اتفاق مى افتد شريك است, شريك جرم است. توجه كنيد! انتفاضه ى ملت فلسطين, قيام يك ملت است, ملت فلسطين دست خود را از آستين بيرون آورده است, اين را به گردن اين و آن نيندازيد.يك ملت قيام كرده, شرف او و عزت او و هويت و آگاهى او, او را به ميدان كشانده, حال به اينها مى گوييد تروريست؟! اينها تروريستند؟! اگر دولت اسرائيل ادعا مى كند كه با يك گروه معدودى مواجه هست پس چرا وارد خانه ى مردم مى شوند؟ چرا خانه ها را ويران مى كنند, چرا در كوچه و بازار اين همه جنايتآفرينى مى كنند؟ برويد با همان گروه معدود روبرو بشويد.زن و بچه ى مردم چه گناهى كرده اند؟ منطق غلط اندر غلط, مقدمات غلط, استنتاج غلط; آن وقت اين را يك رئيس, جمهور جلو چشم مردم دنيا بر زبان جارى مى كند, براى خالى نبودن عريضه اين دولت و آن دولت جمهورى اسلامى و عراق و سوريه و ديگران را هم متهم مى كند.اينها امريكا را در چشم مردم جهان منفور مى كند; اينها توجه ندارند.امروز در دنياى اسلام هيچ دولتى منفورتر از دولت امريكا نيست.همين رئيس جمهور امريكا كه در يك سخنرانى با مردم خودش صحبت مى كرد, آن وقتى كه مى خواستند به افغانستان حمله كنند گفت كسانى هستند دچار نفرتند; بله مخصوص مردم افغانستان هم نبود, بعد خودشان آمارگيرى و نظرخواهى كردند, و در مطبوعات هم منتشر شد, در همه ى كشورهاى اسلامى و عربى تقريبا معلوم شد كه اكثريت قاطع مردم از امريكا متنفرند اما اين نفرت بر خلاف آنچه كه او ادعا مى كرد نفرت از علم نيست, نفرت از تمدن نيست.مى گويد اينها با تمدن طرفند, با علم طرفند.نه خير, يا بد فهميده اى يا خلاف واقع بيان مى كنى.مردم از علم, از تمدن متنفر نيستند.مردم كشورهاى اسلامى از مردم آمريكا هم متنفر نيستند.اين تنفر متوجه است به هيات حاكمه ى امريكا, رئيس جمهور امريكا و كسانى كه پشت سر اينها سياستهاى امريكا را تنظيم مى كنند.مردم از اينها متنفرند.خب منطق امروز امريكا اين است كه دنيا را بايد با زور اداره كرد.مى گويند زور داريم, سلاح داريم, دنيا را با زور وادار مى كنيم كه آنچه كه ما مى خواهيم همان را قبول كنند و عمل كنند; اما اشتباه مى كنند, نمى شود, چنين چيزى امكان ندارد.قبل از اينها هم در طول تاريخ در دنيا و حتى در زمان خود ما كسانى بوده اند كه خيال مى كردند آسيب پذيرند, خيال مى كردند با زور و سرنيزه مى شود بر ملت خودشان يا ملتهاى ديگر سوار شد و حكمرانى كرد.دنيا هيتلرها را ديده است, رهبران اوايل كار شوروى را دنيا ديده است, دنيا بعضى از قدرتهاى ديگر را هم اين زمان و قبل از اين زمان ديده است; اينها شكست خوردند.خود امريكاييها در ويتنام همين را تجربه كردند.آن روزى كه بعد از خارج شدن فرانسويها امريكا وارد ويتنام شد, قدرتمندان و سياستمداران امريكا شك نداشتند كه با پيروزى خارج خواهند شد.يك هفت, هشت, ده سال آن جا با قدرت نمايى ظاهرى مردم را كشتند, اذيت كردند, مزارع را نابود كردند, آخر با خجالت و فضاحت در سال 1354 شكست خورده از ويتنام خارج شدند.همه ى دنيا هم گفتند و قبول كردند و اعتراف كردند كه اينها شكست خوردند, ويتنام يكپارچه در اختيار مردم ويتنام ماند و اينها مجبور شدند بيرون بروند.اينها نمى دانند كه قدرتى وجود دارد كه بالاتر از قدرت سلاح آنهاست و آن قدرت ملتهاست, قدرت انسانهاست.هر ملتى كه به يك مبدا و به يك منطق و به يك مبناى فكرى اعتقاد داشته باشد و با عزم راسخ پاى آن منطق بايستد, هيچ قدرتى, چه قدرت اتمى و چه بالاتر و پايين تر از اتم نمى تواند اين ملت را مقهور كند.اينها قدرت ملتها و قدرت خداوند قادر متعال را كه پشت سر اراده و عزم و اقدام ملتهاست دست كم گرفته است ((كلا نمد هولا هولا)); هر گروهى كه براى اهدافى كه به آن ايمان دارند كار كنند, خداى متعال آنها را كمك و مدد خواهد كرد.اگر آنها مومن به خدا باشند, آن وقت در آويختن با آنها و شكست دادن آنها ده برابر مشكلتر هم مى شود; مگر آسان است؟! هر كسى با اين نيرو, نيروى ملتها و انسانها درافتاد خرد مى شود.امريكا هم خرد خواهد شد, اينها مى خواهند قدرت مقاومت ملت فلسطين را نابود كنند و نمى توانند.خب حالا بالاخره چه خواهد شد؟ اين حادثه يى كه امروز اتفاق افتاده است, ظواهرى دارد و بواطنى ظواهرش همين است كه گفتيم.يك گروهى با زور و سرنيزه و تفنگ و تانك و پشتيبانى سياسى امريكا به جان زن و مرد و پيرزن و كودك و غيره افتاده است.آنها را مى كشند, خانه شان را ويران مى كنند, دستبند به دستشان مى زنند, تحقيرشان مى كنند آنها را با اهانت از خانه و زندگيشان دور مى كنند, خانواده ها را آواره مى كنند.اين ظاهر قضيه است.اما باطن قضيه اين است كه همين قدرت بظاهر مسلط, دارد در درون خود ذوب مى شود, دارد آب مى شود, ملت فلسطين تصميم گرفته است سازمانهاى مبارز فلسطينى اعم از سازمان فتح, سازمان حماس, جبهه ى خلق, جهاد, حزب الله و ديگران, دستشان را روى هم گذاشته و تصميم گرفته اند, همه به يك نتيجه رسيده و راه فداكارى را پيدا كرده اند, فهميده اند كه راه نجات فلسطين آماده شدن براى فداكارى است.شهادت را تجربه كرده و فهميده اند كه دشمن در مقابل شهادت و شهادت طلبى و نترسيدن از مرگ ناتوان است, ياسر عرفات هم پيغام داده است كه من آماده ى شهادتم; اين تصميم خوبى است.
اميدواريم كه ايشان از اين تصميم منصرف نشود و پاى اين حرف بايستد, آن كسى كه در راه خدا شهيد مى شود او مى ماند, فكر او و شخصيت او مى ماند; اما آن كسى كه با اختيار خود به سمت فداكارى براى آرمانش نمى رود ممكن است كه جسمش چند صباحى زنده بماند اما شخصيت و هويت او از بين مى رود.شهادت; اين را مردم فلسطين پيدا كرده اند, اميدواريم كه مسوولان حكومت خودگردان هم همان طور كه گفتند پاى اين حرف بايستند و با مردم خودشان در اين راه همراهى كنند, تسليم نشوند, دشمن روزبه روز رو به ضعيفتر شدن است.همه ى اميد تندروان صهيونيست به همين درنده يى بود كه امروز در راس قدرت و در راس دولت و در آن حكومت جعلى و دروغين است, اميدشان به اين بود كه اين با چكمه ى آهنين بيايد و با مشت پولادين و سرنيزه بتواند مردم فلسطين را كه به پا خواسته اند به زانو درآورد و انتفاضه را خاموش كند, لكن از روزى كه اين آمده است روزبه روز انتفاضه شعله ى بيشترى پيدا كرده است, اين آخرين اميدشان بود.در داخل خودشان الان اختلاف هست.آن كسانى كه از راههاى دور آمده بودند تا در اين سرزمين مغصوب و كشور مغصوب, با امنيت, زندگى كنند, حالا دارند برمى گردند خيليهايشان دارند برمى گردند, و ديگر كسى جرات نمى كند بيايد.بى روحيه اند, احساس ضعف مى كنند و بين خودشان اختلاف هست, از آينده ى خودشان نااميدند, افق روشنى در آينده ى خودشان نمى بينند.اين صهيونيستهاى غاصب, سراسيمه و شتابزده اند و كارهايشان و حرفهايشان اين را نشان مى دهد.اگر اين حوادث براى ملت فلسطين تلخ و اندوه بار است, براى دشمن آنها هم خيلى تلخ است.اين آيه ى شريفه ى قرآن چقدر گوياست:((اسن تكونوا تالمون فانهم يالمون كما تالمون و ترجون من الله ما لا يرجون)).اگر شما در اين مبارزه دچار درد و الم مى شويد, دشمن هم دچار درد و الم مى شود; او هم زخم مى خورد, سخت تر از شما.
تفاوت در اين است كه ملت فلسطين افق روشنى در مقابل دارد لكن غاصب صهيونيست اين افق روشن را ندارد.ملت فلسطين افق روشنى دارد كه مى تواند خودش را به آن جا برساند.با تلاش و سعى و كوششى كه همه بكنند.
خب, حالا راه حل چيست؟ ما براى اين قضيه راه حل داريم.اين راه حلهايى كه ارائه مى شود, اينها راه حل نيست.فلسطين در پنجاه سال اخير يك مساله ى مهم دنيا و خاور ميانه بوده است, براى اين كه اين مساله ى مهم, اين مشكل مهم حل بشود, دو جور راه حل هميشه پيشنهاد شده است:يك راه حل غلط, يك راه حل درست.راه حل غلط, اين است كه با همين غاصبى كه نه به ارزشهاى انسانى پايبند است و نه به قوانين بين المللى, و نه به قطع نامه هاى سازمانهاى بين المللى گردن مى نهد, بيايند با همين مذاكره كنند و با او به يك نقطه ى توافق برسند; اين راه حل, راه حل غلطى است; اين به هر شكلش ظاهر بشود غلط است.اسرائيل نشان داده است كه به هيچ امضاى خود پايبند نيست; اگر توافق هم بكنند, امضا هم بكنند, پايبند نمى ماند.بزرگ ترين و قوىترين استدلال بر اين معنا هم همين وضع امروز ((رام الله)) است.خب خودشان نشستند در ((اسلو)) امضا كردند, حكومت خودگردان را به رسميت شناختند; حالا بفرماييد; اين رفتارى است كه دارند با حكومت خودگردان و با طرف مذاكره شان يعنى ياسر عرفات انجام مى دهند; اينها به امضا خودشان پايبند نيستند.هر امضايى كه طرف مقابل به اينها بدهد, پايشان را مى گذارند روى آن امضا, يك قدم مىآيند جلو; طبيعتشان اين است.اين راه حل, راه حل درستى نيست.البته من اين مطلبى كه دارم مى گويم, طرف خطاب من آن كسانى نيستند كه مى خواهند به هر قيمتى شده, اين غده ى سرطانى را حفظ كنند; آنها اين حرف را قبول نمى كنند; ما اين را مى دانيم.لكن طرف خطاب من, دولتهاى عربى, دولتهاى اسلامى, ملتهاى مسلمان, و وجدانهاى بيدار در همه جاى دنياست; من دارم با آنها حرف مى زنم.اين راه حل كه يك طعمه يى در دهن اين متجاوز بيندازند كه او را فربه تر كنند تا قادر بشود كه قدم بعدى را بردارد اين راه حل نيست; اين تجربه ى پنجاه ساله ى فلسطين است.قطعنامه ها صادر شده در سازمان ملل, هر چند امريكا هم كه مدافع صهيونيستها بوده به ظاهر پاى آن قطعنامه ها را امضا كرد, اما اين غاصب به اين قطعنامه ها عمل نكرد و كسى هم نگفت بالاى چشمت ابروست.با اين جور دولتى, با اين جور طرفى, انسان چه مذاكره يى بكند؟!
اين راه, راه حل غلطى است; اين راه حل درستى نيست.
اما براى اين مساله راه حل منطقى وجود دارد.راه حل منطقى يك راه حلى است كه همه ى وجدانهاى بيدار دنيا و همه ى كسانى كه به مفاهيم امروز دنيا معتقدند, ناچارند آن را قبول كنند و آن اين است كه ما يك سال و نيم قبل هم اين راه حل را گفتيم و دولت جمهورى اسلامى بارها در مجامع و در مذاكرات بين الدولى اين را تكرار كرده است.الان هم ما همان را مى گوييم و بر آن هم اصرار مى ورزيم; راه حل نظرخواهى از خود مردم فلسطين; همه ى كسانى كه از فلسطين آواره شده اند البته آنهايى كه مايلند به سرزمين فلسطين و به خانه ى خودشان برگردند اين يك امر منطقى است.اين كسانى كه در لبنان و در اردن و در كويت و در مصر و در بقيه ى كشورهاى عربى سرگردانند, اينها به كشور و به خانه ى خودشان, به فلسطين خودشان برگردند; آنهايى كه مايلند; نمى گوييم كسى را به زور بياورند.و آن كسانى كه قبل از 1948 كه تشكيل دولت جعلى اسرائيل است در فلسطين بوده اند چه مسلمانشان, چه مسيحى شان, چه يهودىشان از اينها نظرخواهى بشود.اينها در يك نظرخواهى عمومى, رژيم حاكم بر سرزمين فلسطين را تعيين كنند; اين دموكراسى است.چطور براى همه ى دنيا دموكراسى خوب است, براى مردم فلسطين دموكراسى خوب نيست؟!
چطور همه ى مردم دنيا حق دارند كه در سرنوشت خود دخالت كنند, اما مردم فلسطين حق ندارند؟! هيچ كس شك ندارد رژيمى كه امروز در فلسطين سركار است, يك رژيمى است كه با زور, با حيله و ترفند و با فشار روى كار آمده است; در اين كسى شك ندارد.صهيونيستها با مسالمت نيامده اند; مقدارى با حيله و ترفند, و مقدارى با زور سلاح و فشار سركار آمدند ; لذا يك رژيم تحميلى است.خيلى خوب, مردم فلسطين جمع بشوند, راى بدهند, نوع رژيمى را كه در اين كشور بايد حاكم باشد, آن را انتخاب كنند; آن رژيم, آن دولت, تشكيل بشود, درباره ى آن كسانى كه بعد از 1948 به سرزمين فلسطين آمده اند, تصميم گيرى كند; هر چه تصميم گرفت.اگر تصميم گرفت بمانند, پس بمانند, اگر هم تصميم گرفت بروند, پس بروند.اين, هم آرا مردم است, هم دموكراسى است, هم حقوق بشر است, هم منطبق با منطق فعلى دنياست.
اين راه حل.خب اين راه حل بايد اجرا بشود.غاصب كه با زبان خوش اين راه حل را قبول نمى كند, اينجاست كه همه ى اطراف قضيه بايد خودشان را مسوول بدانند; هم دولتهاى عربى, هم دولتهاى اسلامى, هم ملتهاى مسلمان در همه ى دنيا, هم بخصوص خود ملت فلسطين و هم مجامع جهانى; هركدام مسووليتى دارند, كه اصرار بورزند اين راه حل منطقى بايد تحقق پيدا كند و مى شود تحقق پيدا كند; بعضيها نگويند آقا! چنين چيزى خواب و خيال است, ممكن نيست; نخير! مى شود.كشورهاى درياى بالتيك بعد از بيش از چهل سال كه جزو شوروى سابق بودند, برگشتند و مستقل شدند.كشورهاى قفقاز بعضى در حدود صد سال قبل از اين كه شوروى تشكيل بشود در اختيار روسيه تزارى بودند, بعد برگشتند و مستقل شدند; الان قزاقستان, آذربايجان, گرجستان و بقيه, مستقلند; خودشان هستند.پس اين ممكن است.اين جور نيست كه اين يك چيز نشدنى باشد; نخير, شدنى است.منتها اراده و عزم لازم دارد, جرات و دليرى لازم دارد; كى أ بايد دليرى به خرج بدهد؟ ملتها يا دولتها؟ ملتها دليرند, ملتها نمى ترسند; ملتها نشان داده اند كه آماده اند.پس دولتها اينجا وظيفه دارند; در راس همه, و مقدم بر همه, دولتهاى عربى.اين نشست سران عرب در بيروت, نشست خوبى نبود; اينها مى توانستند از اين اجلاس استفاده هاى خيلى بزرگى بكنند; فقط به سود فلسطين نبود, به سود خود دولتهاى عرب هم بود.امروز دولتهاى عرب مى توانند جلو بيفتند و محبوبيت و حمايت ملت خودشان را كسب كنند در اين قضيه ى فلسطين.اگر دولتى, حكومتى مورد حمايت مردم خود باشد, ديگر امريكا نمى تواند با او كارى بكند, ديگر از امريكا نخواهد ترسيد, ديگر لازم نمى داند كه ملاحظه ى امريكا را بكند.در اين قضيه, دولتهاى عرب خيلى كارهاى خوب مى توانستند بكنند و مى توانند بكنند.
من اين جور به نظرم مى رسد, از جمله ى كارهاى مهمى كه دولتهاى عرب مى توانند بكنند آنهايى كه صادر كننده ى نفت اند از نفت استفاده كنند.اين حرفى كه غربيها در دنيا به راه انداخته اند كه از سلاح نفت استفاده نكنيد, اين حرف, حرف درستى نيست; نفت مال ملتهاست, بايد به سود خودشان از آن استفاده كنند.امريكاييها از گندم و از محصولات غذايى به عنوان سلاح استفاده كردند, در خيلى جاهاى دنيا هم مى كنند, چرا كشورهاى اسلامى و عربى اين حق را نداشته باشند؟ يك ماه فقط يك ماه بصورت نمادين, به صورت سمبليك, نفت را به همه ى كشورهايى كه با اسرائيل روابط حسنه دارند قطع كنند; امروز دنيا حركت را حركت كارخانه ها را روشنايى را, انرژى را انرژى برق را و حرارت را, اين سه عنصر اصلى زندگى خودش را از نفت ما دارد.اگر نفت ما در اختيار آنها قرار نگيرد, حركت كارخانجات, روشنايى و حرارت متوقف خواهد شد; مگر اين چيز كمى است؟ دولتهاى عرب براى خاطر خودشان اين كار را بكنند.يك ماه; نه اين كه دائم; يك ماه به صورت نمادين به عنوان حمايت از مردم و ملت فلسطين اين كار را بكنند, دنيا تكان مى خورد; اين از كارهايى است كه مى توانند بكنند.
كار ديگرى كه مى توانند بكنند اين است كه تمام روابط و قراردادهاى سياسى و اقتصادى خودشان را با اين دولت صهيونيست قطع كنند; هيچ همكارى نكنند; ملتهاى عرب از اين خوشحال خواهند شد.ملتهاى عرب پشت سر آن دولتهايى قرار خواهند گرفت كه اين اقدام شجاعانه را بكند; واى به حال آن دولتى كه ملتش بفهمد كه اين از پشت سر با اسرائيل رابطه ى اطلاعاتى و امنيتى و اينها دارد.ملتها اين را مى خواهند.
دولتهاى اسلامى هم موظفند; آنها هم وظيفه شان كم تر از دولتهاى عربى نيست; چون اين قضيه قضيه ى عربى نيست; اين قضيه فراتر از اينهاست; يك قضيه ى انسانى است و اسلامى است.دولتهاى اسلامى هم هر كدام كه توانايى هاى نفتى و امثال آن را دارند, همين جور مى توانند عمل بكنند.اين كنفرانسى كه وزراى خارجه در مالزى داشتند, اين هم كنفرانس خوبى نبود.البته اظهار موضعى كردند, اظهار وجودى كردند, اما ضعيف بود; بايستى از اين قوىتر اينها اقدام مى كردند.اين همه دولت اسلامى, اين همه كشور اسلامى, برادران مسلمانشان آن جور گرفتار; بايد اينها اقدام قوىترى مى كردند.
همه ى ملتها هم مى توانند در اثرگذارى بر اين قضيه تاثير داشته و در آن شركت داشته باشند.همه ى ملتهاى مسلمان مى توانند كمك كنند.كمك مالى به فلسطينى ها, مخصوص به دولتها نيست كه فلان دولت بگويد آقا! من ده ميليون دلار, بيست ميليون دلار, پنجاه ميليون دلار داده ام, معلوم هم نيست كجا داده اند, چه جورى داده اند, به كى داده اند.امروز ملت فلسطين محتاج غذاست, محتاج داروست; ملت فلسطين گدا نيست, آقاست, اما زير سلطه ى دشمن است; همه موظفند به او كمك كنند.فرض بفرماييد اگر همه ى دنياى اسلام در كشور ما كشورهاى ديگر هر فردى از افراد مردم فقط هزار تومان به مردم فلسطين كمك كند, ببينيد چه اتفاقى مى افتد.يك ميليارد هزار تومان, چه تاثيرى در مردم فلسطين و زندگى مردم فلسطين مى گذارد.
هر خانواده يى به عدد افراد خانواده, هر كدام هزار تومان در اين كار خير سهيم بشوند (حداقلش اين است; هر كس هم خواست بيشتر بدهد, بيشتر بدهد.) و اين را به ملت فلسطين برسانند, وادار كنند.برايشان آذوقه, دارو, امكانات, هر چه كه براى ايستادگى و مقاومت لازم دارند, برايشان تهيه كنند و بفرستند; اين كار را ملتها مى توانند بكنند; ديگر احتياج نباشد كه فلان دولت بگويد من فلان قدر مى دهم, حالا چقدر مى دهد, چه جور مى دهد, آيا مى دهد يا نمى دهد, بعد هم مورد تهديد يك قدرتى قرار بگيرد.نه, ملتها در اين جهت سهيم بشوند; با ملتها چه كار مى توانند بكنند؟! در كشور ما اگر مردم ما دوست داشته باشند اين كار را بكنند, مى توانند همين هزار تومانها را در همين مراكز امدادى مثل هلال احمر و كميته ى امداد و اين مجامع امدادى كه هست جمع كنند, يك ثروت مفصلى مى شود مى تواند يك كمكى به مردم فلسطين بكند.و بالاتر از كمك مادى, كمك معنوى است; چرا كه فلسطينيان احساس مى كنند كه دل ملتها با آنهاست.اين تظاهراتى كه اين روزها در دنياى اسلام اتفاق افتاد خيلى با ارزش بود.اين حركتى كه امروز شما مى خواهيد بكنيد و تا ميدان فلسطين و مقابل سفارت فلسطين راهپيمايى كنيد, بسيار كار با ارزشى است; اينها خيلى ارزش دارد, اينها خبرش منعكس مى شود, مردم مظلوم فلسطين احساس مى كنند كه ملتها پشت سر اينهايند.البته ملت ما كه بحمدالله در اين زمينه ها هيچ وقت كم نگذاشته است; هر وقت كه براى اين قضيه فرا خوانده شده, حضور پيدا كرده و اعلام موضع كرده است.و بالاخره مجامع جهانى; سازمان ملل بايد فعال بشود.اين مجامع حقوق بشر كه هميشه يا غالبا در خدمت هدفهاى استكبارىاند, اينها ولو يكبار هم شده, برخلاف خواسته دستگاههاى استكبارى, به نفع ملتها وارد بشوند.افكار عمومى را در دنيا به خودشان متوجه كنند, ظالم و متجاوز را محكوم و ملت مظلوم فلسطين را تاييد كنند.اگر اين فشارها انجام بگيرد, آن طرح ايران در مورد فلسطين عملى خواهد بود; متجاوز مجبور خواهد شد.اگر دولتهاى عربى, دولتهاى اسلامى, ملتهاى مسلمان, مجامع جهانى, همه در اين راه فعال بشوند, آن كار, عملى است.هر كسى كه در اين زمينه كوتاهى بكند, مسلما در نظر ملتها, در نظر تاريخ, و بالاتر از همه در پيشگاه خداوند متعال مواخذ است, مسوول است; همه وظيفه داريم.
پروردگارا! به محمد و آل محمد فرج اسلام و مسلمين و بخصوص فرج ملت مظلوم فلسطين را نزديك بفرما.
پروردگارا! به محمد و آل محمد اين ظالمين متجاوز و زورگو و قلدرصفت را با باس و عذاب خود, بر سر جاى خودشان بنشان.
پروردگارا! اسلام و مسلمين را عزت عنايت بفرما.
روز به روز بر عزت و افتخار ملت مسلمان ايران بيفزا.
بسم الله الرحمن الرحيم
انا اعطيناك الكوثر.فصل لربك و انحر.ان شانئك هو الابتر.

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved