بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram

بيانات رهبـر معظم انقلاب در جمع شوراهاى تامين سراسر كشور

25 / 11 / 79

بسم الله الرحمن الرحيم

 

خيلـى خـوش آمديد, برادران عزيز و مسئولان زحمتكـش و محترم ايـن امر بسيار مهم! بنـده به عنـوان برادر شما- بـرادرى كـوچك ولـى گرانبار از مسئوليتـى عظيـم- از همه شما به خاطـر ايـن زحمات و رنجهايـى كه متحمل مـى شـويد, كه جناب آقاى مـوسوى لارى بخشـى از آنها را به اشـاره بيان كـردنـد, تشكـر مـى كنـم. البته ''و مـا عندالله خير وابقـى'', تشكر من و امثال مـن چيز ارزشمندى نيست, اعتبـارى محض است اما آنچه كه پيـش خـداست, حقيقـى محض است هـم بهتـر است و هـم مانـدگارتـر. ان شاالله كه مشمـول تشكـر الهى و پاداش الهى باشيد.

مقوله ''امنيت'' به نظر مـن, در درجه اول حقوق مردم است. احساس خود مردم هم همين است يعنى اگر محيط ناامـن باشد, هيچ خواسته و خـوشـى براى مردم باقـى نمـى ماند. لذا شما ديده ايد كه گاهـى در بعضـى از ادوار تاري , مردم تـن به قلدرى يك قلدر با همه رنجها و سختيهايـش داده انـد, بـراى ايـن كه امنيت را دراختيــار آنها بگذارد. پـس امنيت ايـن قدر مهم است. امنيت يك مقوله اى است هـم كاملا واقعى و ملمـوس, هـم بسيار گسترده. واقعى است, يعنى وقتـى امنيت هست, ممكـن است كسـى آن را احساس نكنـد, مثل سلامتى وقتـى هست, انسان آن را احسـاس نمـى كنـد اما به مجـرد ايـن كه- خـداى نكرده- سـرتان درد گرفت, آن وقت مـى فهميـد كه سلامتـى يعنـى چه. امنيت نيز چنيـن چيزى است. فـرمـود:''نعمتـان مجهولتـان الصح و الامان''.

به مجرد اينكه گـوشه اى از امنيت مخدوش بشـود, اثر او در زندگـى مردم منعكـس مـى شـود. امنيت امرى كاملا عينى و واقعى است. امنيت را با ذهنيات نمى شود درست كرد. ايـن فلسفه بافيهاى ذهنى كه گاهى مشاهـده مـى شـود, باب محافل روشنفكـرى است كه بنشيننـد راجع به ابعاد ذهنى يك مسئله بحث كنند يا باب- حداكثر- جلسات كارشناسـى است. مردم, خود امنيت را مى خواهند, واقعيت امنيت را مى خـواهند, آن هـم در همان پهنه گسترده يعنى چه؟ يعنـى مردم امنيت در محيط كار, امنيت در خـانه, امنيت بـراى بچه هايشـان در مـدرسه, امنيت بـراى بچه هايشان در ميـدان فـوتبال, امنيت بـراى جاده ها, امنيت بـراى روستـاها, امنيت بـراى شهرهـا, امنيت بـراى خيابـانها را مـى خـواهند. ببينيد! بارى است كاملا سنگين و بسيار جـدى, و ايـن متـوجه شماهاست البته عوامل ناامنى به ايـن چند دستگاهى كه ذكر شـد, اصلا بـرنمـى گـردد. بعضـى از عوامل ناامنـى اصلا مـربـوط به دستگاههاى ديگـر است, اما شما مجبـوريـد كه جمعش كنيـد. اشتغال وقتى نباشد يا كـم باشد, يعنى وقتى بيكارى در جامعه باشد, ايـن خـودش يكـى از عوامل ناامنـى است اعتياد وقتـى باشـد, از عوامل ناامنى است رواج مـوادمخدر كه باشد, از عوامل ناامنى است سياست بازيهاى جاه طلبانه و غيرمسئولانه كسانى باشـد, از عوامل ناامنـى است دخالت دشمـن خارجى و تحريكات خارجـى باشد, از عوامل ناامنى است. هيچكـدام از اينها به شمـا ربطـى ندارد.

اما كسى كه بايد شانه استـوار و مستحكـم خـودش را زير ايـن بار بـدهد, شماييد بايد به ميدان بياييد و با ناامنـى با همه ابعاد آن مبارزه كنيد. يك بخـش خاصـى مـورد تـوجه نيست. امنيت هـم حق عمـومـى است, مال همه است همه مـردم در داخل كشـور, در سرتاسـر كشـور, اقوام مختلف, زبانهاى مختلف, عادات مختلف, اديان مختلف, چه برسد به سلايق مختلف سياسى, فرق نمـى كند. حتـى آن كسـى كه با يك نهاد مهمـى, بـا اساس نظام مخالف است, شما در محيط زنـدگيـش بايد امنيتـش را تامين كنيد. تنها عنصرى كه از ايـن چتر عمـومى خارج است, خـود مجـرم است در حال ارتكاب جـرم يا در جهت ارتكاب جرم, ماعداى او همه كسانى كه هستند- مشمول ايـن چتر عمومى اند و شما بـايستـى ايـن چتـر را بلنـد كنيـد بـر سـر تمـام ايـن ملت بگسترانيد.

اين خيلى چيز اساسى و مهمى است. يك نكته ايـن است كه بـراى ايجاد امنيت بايـد هـدفگذارى كنيـد, براساس هـدفگذارى برنامه ريزى كنيـد, و بـراساس بـرنامه ريزى عمل كنيد, بعد عمل خـودتان را اندازه گيرى كنيد, آن هـم انـدازه گيرى زبانى و چكـى نه انـدازه گيرى با شاخص يعنـى مشخص كنيد. در مقام حرف, همه مـى تـوانند بگـوينـد كه ما امنيت را برقرار كرديـم يا ناامنـى مستقر است اما ''عمل'' و شاخص. با آمارهاى دقيق و صحيح براى خودتان مشخص كنيد اول بـراى خـودتان مشخص كنيد تا بفهميـد كه در كجـاى راهيـد, در كجـاى ميـدانيـد.

يك نكته ايـن است كه بـراى مقابله با ناامنـى بايـد هـوشيارى و قاطعيت و سـرعت اقـدام و پيگيرى خستگـى ناپذيـر و نگاه يكسان به همه عوامل ناامنى داشت. فرقى نمى كند, اگر هـوشيارى نباشد, دچار غفلت مى شويـد ناامنـى وارد خانه شما مـى شـود و شما وجـود او را احساس نمى كنيد. ناهوشيارى اوليـن مصيبت است. اگر قاطعيت نداشته باشيـد, دچار تـرديـد و تزلزل در اقـدام بشـويـد, خـود شما عامل ناامنـى مـى شـويد. چـون دستگاهـى كه مسئول امنيت است, اگر دچار تزلزل شد, بزرگتريـن مشوق بـوجـود آورندگان ناامنى مى شـود. پـس قاطعيت هم يك امر لازم است. و بعد پيگيرى, پيگيرى! ايـن آن بلايى است كه مـن در خيلى جاها مى بينـم. خوب شروع مى كنند, اما تا چند قدم بعد ناگهان مى بينيد كه قدمها سست شد, بعد هم توقف گاهى هـم برگشت! اينها عيب است. ايـن جـورى نمى شود ناامنى را برطرف كرد. آن اهميتـى كه نـاامنـى دارد و آن نياز مبـرمـى كه به امنيت در جامعه هست, با چنيـن روشـى سازگار نيست. بايستـى پيگيرى كـرد و نگاه يكسان داشت. آن كسـى كه مـوجد ناامنى است, فرق نمى كند, هر كه مى خـواهد باشد- چه در كسوت يك آشوبگر حرفه اى (اوباش و الوات و اينها) باشـد, چه در كسوت يك عنصر اتـو كشيـده سياسـى, چه در كسوت حزب اللهى, چه در كسوت يك عضـو عالـــى رتبه وابسته به فلان دستگاه, اگر عامل ناامنى است- بايد دستگاهى كه مربـوط به اوست, او را دنبال بكند و تا آخـر پيگيرى كنـد. اگر ايـن ''قاطعيت'', ''پيگيرى'', ''هـوشيارى'' و ''بى ملاحظه گى'' در اجراى حق و عدالت وجـود داشته باشد, آن وقت اقتدار نظام مثل يك خـورشيدى مى درخشد چـون مجـروح كـردن امنيت, مجـروح كـردن اقتـدار نظام است.

آن روزى كه در حـول و حـوش قضاياى تيـرماه سـال گذشته- قضـاياى تاسف بار و گريهآور تيرماه سال گذشته- نگاه مى كرديم مى ديديـم آن مطبوعاتـى كه آن روز بـودند, مـن به بعضى از مسئوليـن عالى رتبه كشـور نشان دادم, گفتـم اينها چيست؟ ايشان گفتند كه اين, هميـن زير سال بردن اقتدار نظام است هميـن بود. تيترهايى انتخاب مى شد و زده مـى شد به روزنامه ها, كه معنايـش تشـويق به ناامنى و لازمه واضح و روشـن او ناتـوانـى دستگـاه از استقـرار امنيت بـود. چه دشنـامـى از ايـن بـالاتـر؟! چه ضـربه اى از ايـن بـدتـــــــر و ناجـوانمردانه تر؟ ايـن خودش عامل ناامنى مى شود. برخورد با عامل ناامنـى بايستـى قاطع, هـوشمندانه, بخردانه, از مـوضع فراتر از همه بازيهاى جناحـى اى كه متـاسفـانه در دست و بـال خيليها رايج است, باشد.

آقاى لارى اشاره كـردنـد به مساله امنيت ملـى- كه بنـده اول سال گفتم وحدت عمومى را هـم گفتـم مـن وحدت ملـى, امنيت عمـومى, يا وحدت عمـومى, امنيت ملـى, به وحدت, مردم جـواب مى دهند, مردم در ميدانند. عزيزان من! مردم از ما جلواند مـن صريح به شما بگويم. من به خـودم نگاه مـى كنـم و به آن مقـدارى كه شعاع ديـد مـن در مسـائل كشـور به مـن اجـازه مـى دهـد كه نگاه كنـم- مـردم از ما جلـواند. نگاه كنيد اين بيست ودو بهمـن امسال را! ايـن همه عليه نظام, عليه انقلاب, عليه بيست ودو بهمـن, عليه امـام, از آن سـال تا ايـن سال در دنيا حرف زده شده با هدف خطاب و تحت تاثير قرار دادن مخاطب ايرانـى. آنجايـى كه جاى حضورمردم است, حضـور مردم, استـوار, مقتـدر, عازم, بـى ملاحظه از همه قشـرهـا, بـاز آمـدنـد خيابانها را پـر كردنـد و مثل يك شط خروشان همه ايـن زباله ها و زياديها را شستند و با خـودشان بردند. مردم چنيـن اند, مردم اهل وحـدت اند مـىآينـد همه در مظهر وحـدت شـركت مـى كننـد. متاسفانه دسته جـات سياسـى و جناحهاى سياسـى و رساشان و تعداد معدودى آدم با ادعا, كـم عمل و حرف ناپذير! حق ناپذير. خواستيم آقايان را, آمدند,جلسات متعدد, صحبت, با اين, با آن, با آن, ''كان لم يكـن شـى, مذكـورا'' انگار هيچ حرف با اينها زده نشد! ايـن هـم وحدت ملـى است. يكـى از عوامل ايجـاد امنيت هميـن اتحـاد مـردم است. درايـن سعى كنيـد ايـن وظيفه شمـاست. همه عنـاصــر مسئول وظيفه دارند, عناصـر تبليغاتـى وظيفه دارند, ائمه جمعه وظيفه دارنـد, صـدا و سيمـا وظيفه دارد. اينها همه وظيفه دارنـــــــد, منتها ميدان,ميدان عمل درايـن زمينه در بخش عمده اى هم دست شماست. تلاش كنيـد درايـن مـورد, فـرقـى نبـايـد بـاشـد.

به نظر من, آنچه كه مـن امروز احساس مى كنـم, زمينه اساسـى اى كه وجـود دارد-غيراز ايـن چيزهايـى كه از قبيل قاچاق و عوارضـى كه درايـن زمينه وجـود دارد كه در بعضى از مرزها و جاهاى گوناگـون هست- عمـده آن چيزى كه بايـد آماج ذهـن و فكـر و عمل شما قـرار بگيـرد, مسئله بـرانـدازى است مسئله بـرانـدازى! آن كسـانـى كه خودشان در صدد ايـن امر خباثتآميز هستند, خيلى هـم سعى دارند و دنبال مى كنند و پول خرج مى كنند و در صدد هستند ايـن را از ذهـن مسئوليـن- حـالا مـردم را درايـن زمينه خيلـى مـورد خطـاب قـرار نمـى دهنـد, مسئوليـن رده هاى مختلف از رده هـاى بـالا تـا رده هـاى پاييـن- دور كنند كه ملتفت نشـونـد كه قضيه چيست, تا بتـواننـد كارشان را انجام بـدهند. لذا هركسـى كه بحث بكنـد از تلاش بـراى براندازى, هركسـى كه بحث بكنـد از اينكه عليه انقلاب و عليه ملت ايران تـوطئه وجـود دارد, هركسى صحبت از دشمـن خارجـى بكند, يك جنجـال عظيمـى راه مـى انـدازنـد كه آقا شما(...). خب, وقتـى كه مسئولان سياسـى, مسئولان امنيتـى دستگاههاى ضدنظام جمهورى اسلامـى در آمريكا و در اروپا در گفتارهاى خـودشان تصريح مـى كنند, پـول مى دهند بـراى ايجاد راديو, و تصريح مـى كننـد در راديـو كه ايـن براى مقابله با نظام است- ايـن را تصادفا بنـده خـودم شنيدم از يكـى از هميـن راديـوهايى كه مى دانيد با پـول سرويسهاى امنيتـى آمـريكا بـوجـود آمـد. تصـريح مـى كننـد-تصـريح هـم نكننـد, همه مى فهمند-كه ما مى خواهيم با نظام مبارزه كنيـم, تصريح مى كنند كه مى خواهيم با اساس نظام و استـوانه هاى نظام مقابله كنيـم, تصريح مى كنند كه بايد قانون اساسى نظام تعويض بشـود, تصريح مى كنند كه بايـد بـراندازى انجام بگيـرد منتها محبت مى كنند, لطف مـى كننـد مـى گـوينـد بـرانـدازى بـايـد آرام انجـام بگيـرد!

وقتى خـودشان تصريح مى كنند, چرا ما بايد چشممان را ببنديـم؟ چه كسـى ما را تشـويق مى كند و تحسيـن مى كند, اگر دشمـن خـودمان را نبينيم وبه فكر مقابله با او نباشيـم؟! آن وقت دشمـن فرضى درست كنيم! در داخل كشور جناحها همديگر را عمده كنند ايـن جناح عليه آن جناح, آن جناح عليه ايـن جناح. اينها بشوند دشمـن عمده! آيا اين عقلايى است؟ ايـن لازمه اداره درست كشـور است؟ يكـى از وظايف اصلى شما حفظ همديگر است.

دستگاهها بايد همـديگر را حفظ كننـد. نگذاريد دستگاهها يكـديگر را تضعيف كننـد و نگذاريـد ديگـران از بيرون دستگاهها را تضعيف كننـد. شمـا ببينيـد اگـر چنـانچه نيـروى انتظامـى خـوب كـــار بكند,وزارت كشـور خـوب كار بكند, سپاه خـوب كار بكنـد, اما مثلا فرض كنيـد كه قـوه قضائيه نتـواند خـوب كار بكنـد, كار به پايان ـد. اگـر قـوه قضـائيه خـوب كـار بكنـد, وزارت كشـور خـوب كــار بكند, سپاه خوب كار بكند, نيروى انتظامى نتـواند خوب كار بكند, بازهـم كار به سامان نمى رسد. اگر اينها خوب كار بكنند, آن عنصر ديگر نتـواند خوب كار بكند. اين چند نفر و ايـن چند عنصر تشكيل دهنده و بـوجـود آورنده امنيت بايد همه با هـم خـوب كار بكنند. خـوب كاركـردن اينها نياز دارد به ايـن كه تضعيف نشـونـد. چـرا قوهقضائيه را ايـن قدر تضعيف مى كنند؟ مـن نمى فهمـم چه انگيزه اى درايـن كـار هست, يك روز هـم نيـروى انتظامـى را بشـــدت تضعيف مـى كردند. چرا؟ يك روز هـم وزارت اطلاعات را بشـدت تضعيف كردند, خـرد و خمير كردنـد وزارت اطلاعات را اينها به ضـرر امنيت كشـور است. دستگاهها بايد همديگر را حفظ كنند, همـديگر را نگه دارند, تقـويت كننـد بـا عوامل تضعيف كننـده دستگاههاى مختلف مقابله و برخورد كنند.

بنده معتقـدم كه نظام جمهورى اسلامـى در بخشهاى مختلف نشان داده است كه قدرت اقدام دارد. هـم در زمينه هاى اقتصادى ايـن طور است, هـم در زمينه هاى اجتماعى ايـن طـور است, هـم در زمينه هاى سياسـى اين طـور است و هـم در زمينه هاى بيـن المللـى ايـن طـور است. بنيه نظام, استخوان بندى ايـن نظام, استخـوان بندى مستحكمى است. مهمتر از اين, مسئله اين است كه پشتوانه مردمى ايـن نظام يك پشتـوانه عظيـم و بـى نظير است. مـن به جـد اعتقاد دارم و قرائن و شـواهد فراوان هـم ايـن را نشان مـى دهـد اطلاعاتـى كه ما از نقاط مختلف دنيا داريـم. گمان مى كنـم كه مـى تـوان به طـور كلـى گفت, حداقل ايـن طـور مـى تـوان گفت كه اگـر ما كشـورهاى دنيا را و دولتها و حكـومتها را در سراسر عالـم تقسيم كنيـم به كسانى كه از حداكثر كمك مردم و حمايت مـردم بـرخـوردارنـد از مقـدارى از كمك مـردم برخـوردارنـد از حـداقل كمك مردم بـرخـوردارنـد و از كمك مـردم بـرخـوردار نيستنـد. يعنـى اگر به چهار بخـش تقسيم كنيـم, نظام جمهورى اسلامـى جزو ستاره دارهاى رديف اول است يعنـى از حـداكثـر حمـايت مـردم بـرخـوردار است. ايـن گـونه اجتمـاعات, ايـن گــونه تشـويقهايى كه مردم مـى كنند, ايـن گـونه محبتهايى كه مردم ابراز مى كنند, اين پيوند عواطف و ايمان ميان مردم و مسئوليـن را بنده در جايـى از دنيا سراغ ندارم. حالا ممكـن است گـوشه و كنارى هـم باشد, اما تا آن جا كه مـن اطلاع دارم, با ايـن استحكام جايى را سراغ ندارم. پـس ببينيد دو عامل عمـده در ايـن جا در اختيار ما است: يكـى استحكام هندسه نظام, استخـوان بندى اساسـى و تشكيلاتـى نظام كه يكى از قويترين و منطقى تريـن استخـوان بنديهاست يكى هـم پشتـوانه مردمـى. يك چيز ديگـر هـم ايـن جا اضافه شـده است و آن احساس مسئوليت خـدايـى است. يعنـى شما خيلـى اوقات است كه اگـر چنانچه ايـن پرونده را كه رويـش كار مى كنيد, حالا ساعت- مثلا فرض كنيـد- فلان وقت شب است ببنـديـد, و بقيه اش را بـراى فــردا صبح بگذاريد و به خانه برويد, نه هيچ كس مـى فهمـد, نه هيچ كـس شما را ملامت مـى كند. تنها چشـم ناظرى كه شما از آن انـديشناكيـد, چشـم ناظر پروردگار عالـم است. مى گـوييد براى خاطر خدا ايـن را تمام مـى كنـم. ايـن احساس نظارت الهى, احساس مسئوليت در مقابل خدا و انگيزه ايمانـى در دلهاى شمـا مسئوليـن, بسيـار چيز گـرانبها و عزيزى است. ايـن را هـم عنصـر سوم به حسـاب بيـاوريـد.

ايـن سه عنصر مى تـوانند همه مشكلاتـى را كه در سر راه يك حكـومت است, برطرف كنند مشكلات اقتصادى را مـى تـوانند برطرف كننـد. مـن گاهـى در ايـن سفرهايـى كه به استانها مى كنم, مـى بينـم كه آن جا بعضـى از استانـدارها, مسئوليـن, برنامه هاى خيلـى خـوب, تلاشهاى خيلـى خـوب در بخشهاى استانـى مـى كننـد. در داخل دولت و رده هاى بالاى دولت هـم تلاشهاى فراوانى هست. اگر با روشـن بينى- كه مـوجب مـى شود هر كارى به وقت انجام بگيرد و تاخير نشـود- و با پيگيرى و بـا بكار گـرفتـن عناصـر شايسته و مناسب خيلـى از ايـن كارها دنبال بشـود, مشكلات اقتصادى مـردم را هـم مـى تـوانند حل كننـد.

مساله اشتغال, مساله مبارزه بـا ايـن فسـادهايـى كه در گـوشه و كنـار وجـود دارد اينها چيزهـايــى است كه از عهده مسئولان نظام برمىآيد و مـى تـوانند ايـن كار را انجام دهنـد. به خـداى متعال بايد توكل كننـد و تـوكل كنيـد و تـوكل كنيـم همه مان. از خـداى متعال كمك بخـواهيـم, به هـدايت او اميـدوار باشيـم, به كمك او اميـدوار بـاشيـم و وارد ميـدان كـار بشـويـم.

هيچ كـس نبايستـى به خودش اجازه بدهد كه از نيرو و تـوان خـودش چيزى كـم بگذارد. همه تلاش و همه نيـرو را بـايـد گذاشت. عزيزان مـن! امروز بار سنگين مسئوليتى بر دوش ماست كه اگر بتوانيم اين بار سنگيـن را به سلامت به منزل برسانيـم, در تاري كشـور ما يك تاثير طولانى و ماندگار خواهد گذاشت. مساله ايـن است. مساله فقط اداره امـروز كشـور- كه حـالا امـروز را بگذرانيـم و به فـــردا برسانيـم- نيست. ايـن كشور, كشـورى است كه از زير بار استبـداد حكـومتهاى فاسد دورانهاى طـولانـى خارج شده و با حضـور مردم, با پيام اسلام و با مجاهـدتهاى خستگـى ناپذيرى كه انجام گـرفته است, يك دوران جـديـدى را آغاز كرده است.

ايـن دوران جديد به دلايل گوناگون- كه خـود شما با آن دلايل آشنا هستيد- دچار مشكلات است. مشكلات يعنى چالشهاى فراوان. ايـن مشكلات مخصوص ما هم نيست هر حكومت ديگرى هم در اين شرايط, ايـن چالشها را دارد.

منتها خيلـى از حكـومتها عقب مى زنند, عقب گـرد مـى كننـد, تسليـم مى شوند و شكست مى خـورند زميـن گير مى شـوند. اما حكـومت اسلامـى و نظام جمهورى اسلامى به فضل پروردگار توانسته با هميـن آرمانها و با همين روحيه و با هميـن پشتيبانـى عظيـم مـردمـى به همه ايـن معارضات فائق بيايـد و ايـن راه را بيست و دو سال با قـدرت طـى كند. امروز هم در كمال نشاط و تندرستى و شادابى است. عظمت ايـن نظام در ايـن جاست- يعنـى در نهايت تنـدرستـى و شادابـى آن است منتها بايد مبارزه را ادامه بـدهـد, بايد هـوشيارانه به مبارزه ادامه بـدهـد و ايـن, ان شـاالله تحقق خـواهـد داشت.

اميـدوارم كه خـداى متعال همه شماها را مشمـول لطف وتفضل خـودش قرار بدهد به شما كمك كند همه دلهاى ما را با نـور هدايت خـودش روشـن كند امام بزرگوار و شهداى عزيز و عظيم القدر انقلاب را- كه همه چيز را مرهون آنها هستيـم- در درجات عاليه خـودش قرار بدهد و به همه شماها- ان شاالله- اجر بدهد تا بتوانيد ايـن راه را با قدرت طـى كنيد. بنده مجددا از همه شما عزيزان تشكر ميكنـم, هـم بخاطـر تلاشها و زحمات شبـانه روزيتان و هـم بخاطـر ايـن كه زحمت كشيديد و تشـريف آورديـد و تـوانستيم ساعتـى را با هـم باشيـم.

والسلام عليكـم و رحمه الله و بـركاته

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved