شهید آوینی

 

‌‌ ‌ جاده


‌‌شلمچه، روز سوم عملیات كربلای پنج
‌‌طلایه‌داران سپاه صبح سررسیده‌اند و ظلمت را تا پنهان‌ترین زوایای دیار عدم بازپس مي‌رانند. جهان در انتظار عدالت است.

خون حیات از شریان‌های جاده‌ها در تن پرقدرت سپاه عشق پخش مي‌شود و از قلب تا سرانگشت‌ها به یكدیگر پیوند مي‌خورد. حیاتِ شاخه و برگ و گل از ریشه است و اگر ساقه نباشد، ریشه را با شاخ و برگ و گل پیوندی نیست.

لحظه‌ای نبود كه جریان رفت و آمد قطع شود، و از خدا بخواهیم كه اینچنین لحظه‌ای هرگز نباشد. مگر نه این است كه حیات عدالت و عشق به همین نبرد وابسته است و از همین مطلع است كه نور حق در وسعت زمان و مكان متجلی مي‌گردد؟ در اثنای صحبت ما با آن طلبه‌ی خوشروی جوان، یك بیل مكانیكی به كندی لاك‌پشت از جاده عبور كرد و پیوسته با آن، تداركاتي‌های جهاد اصفهان سر رسیدند. به‌راستی چگونه این شریان جاده‌ها از قلب سپاه عشق به سرانگشت‌های آن پیوند خورده است؟

بیست و دوم دی ماه، روز سوم عملیات، در كنار میدان امام رضا تپه‌ای از خاك وجود داشت كه لحظه به لحظه كوچك‌تر مي‌شد. اگر تسخیر دژ اول عراق در محور شلمچه شگفت‌آور است، نگهداری آن با شگفتی بیش‌تری همراه است. اما عصر ما عصر شگفتي‌هاست و اگر كسی مي‌خواهد قدرت سپاه اسلام را ببیند بدینجا بیاید.

در كنار میدان امام رضا تابلویی بود كه همه‌ی پیام ما را به تاریخ در خود نوشته داشت: «با وضو وارد شوید.» رمز و راز قدرت ما در ایمان است و ذره به ذره‌ی خاك مطهر این كربلا بر آن شهادت مي‌دهد. هیچ مانعی در برابر ایمان تاب نمي‌آورد.

اگر تسخیر دژ اول عراق دشوار بود، نگهداری آن دشوارتر است؛ و درست در همین‌جاست كه وظیفه‌ی مهندسی _ رزمی بیش از پیش آشكار مي‌گردد. روز سوم عملیات، پیش از آنكه رژیم بعث فرصت هرگونه ضدحمله‌ای پیدا كند، شبكه‌ای از راه‌های تداركاتی و مجموعه‌ی مستحكمی