بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram


خطبه هاي نماز جمعه تهران
به امامت رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله العظمي خامنه اي
28/02/80


خطبه دوم

بسم الله الرّحمن الرّحيم

الحمدلله رب ّ العالمين والصّلاه والسّلام علي سيّدنا و نبيّنا ابي القاسم المصطفي محمّد و علي اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداه المهديّين المعصومين سيّما علي ّ اميرالمؤمنين و الصّدّيقه الطّاهره سيّده نسأالعالمين والحسن والحسين سيّدي شباب اهل الجنّه و علي بن الحسين و محمّدبن علي و جعفربن محمّد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمّدبن علي و علي بن محمّد و الحسن بن علي والخلف القائم المهدي حججك علي عبادك و امنائك في بلادك و صل ّ علي ائمّه المسلمين و حماه المستضعفين و هداه المؤمنين
همه ي برادران و خواهران عزيز نمازگزار را به رعايت تقوا، رعايت امر و نهي الهي و برحذر بودن از عذاب خدا و اميدواري به رحمت و نعمت و تفضل او توصيه مي كنم.
در خطبه ي دوم، موضوعي كه لازم است به آن اشاره ي كوتاهي بكنم، مسائل جاري فلسطين است. سالگرد اشغال اين سرزمين موجب اين شده است كه دشمنان، بغض و كين توزي خودشان را با مردم فلسطين مضاعف كنند. از صهيونيستهاي حاكم بر فلسطين، انتظاري نيست. از اولي كه آنها آمدند، با همين جنايتها و شدت عملها شروع كردند و تا امروز هم آن را ادامه دادند؛ تا وقتي هم باشند، وجود آنها جز شر و فساد، چيزي به وجود نخواهد آورد. از ملتهاي مسلمان در همه جاي دنيا انتظار مي رود كه ملت فلسطين را فراموش نكنند؛ هميشه در مقابل چشم خود، اين ملت را قرار بدهند و از حال آنها غافل نمانند؛ نمي شود ملتهاي مسلمان از حال يك ملت مسلمان غافل بمانند.
از دولتهاي مسلمان اين توقع وجود دارد كه امكانات لازم را به منظور دفاع، به آن ملت بدهند. از دولتهاي مسلمان همچنين انتظار مي رود كه بر كساني كه در دنيا از منافع صهيونيستها حمايت مي كنند، فشار سياسي وارد كنند؛ اين كار را مي توانند در روابط دوجانبه شان، در مجامع بين المللي، در گفتارهاي عمومي و در مذاكرات خصوصي انجام دهند. علاوه بر اين - همان طور كه عرض شد - حالا كه مهاجم و متعرض حاضر نيست از جنايت خود دست بكشد، اقلاً ملت فلسطين - كه حق با اوست و از حق خود دارد دفاع مي كند - بتواند از خودش دفاع كند.
انتظار از دولتهاي غير مسلمان - عمدتاً دولتهاي اروپايي - اين است كه در مقابل جناياتي كه عليه يك ملت - عليه مرد، عليه پيرمرد، عليه زنان، عليه نوجوانان، عليه بچه ي چندماهه و شيرخوار - دارد انجام مي گيرد، سكوت نكنند؛ چرا سكوت مي كنند؟ چه طور با وجود اين همه جنايت، باز از آن دولت غاصب و اشغالگر حمايت مي كنند؟ مگر ادعا نمي كنند كه طرفدار حقوق انسان هستند؟ اگر اين حرف، دروغ و فريب و بازي سياسي و وسيله يي براي چاپيدن ملتها نيست، اين جا ميدان امتحان آن است. اين جا حقوق انسان دارد پامال مي شود؛ موضع بگيرند، حرف بزنند، كارهاي اسرائيل را تقبيح كنند و روي او فشار بياورند. همچنان كه براي چند مجرم يهودي كه در فلان جاي دنيا به خاطر يك جرم جاسوسي محاكمه مي شوند، بسيج مي گردند و وظيفه ي خودشان مي دانند كه دخالتي بكنند و حرفي بزنند - در حالي كه آن جا مجازات مجرم و كار قانوني دارد صورت مي گيرد - اين جا هم كه يك ملت دارد مظلوم واقع مي شود، دخالت كنند؛ چرا دخالت نمي كنند؟ براي دولتهاي اروپايي و غيره ننگ است كه تحت تأثير عوامل صهيونيست و كمپانيهاي وابسته ي به صهيونيستها و ثروتمندان صهيونيست باشند. ما به امريكا چيزي نمي گوييم و از او توقعي نداريم؛ او نه خواهد كرد و نه مي تواند بكند؛ چون هيأت حاكمه ي امريكا در مشت صهيونيستها قرار دارد.
موضوع دوم، آمدن كاروان شهداست؛ اين موضوع مهمي است. نه فقط اين دفعه؛ هر دفعه كه اين كاروانها مي آيند، مي بينيد كه مردم ما واقعاً قدرشناسند. اين كه من عرض مي كنم، به عنوان قدرشناسي خودم عرض مي كنم؛ والاّ مي دانم شما مردم منتظر توصيه نيستيد و خودتان احترام مي كنيد. اگر امروز اين ملت عزت و اقتدار و امنيتي دارد و اگر دانشگاه و كارخانه و دولت و دستگاههاي گوناگون كشور اين فرصت را دارند كه به كارهاي روزمرّه ي معمولي خودشان برسند؛ اين به بركت همين جنازه هاي از راه رسيده يي است كه در تفحصها پيدا شده اند. اينها رفتند دشمن را بيرون كردند؛ اينها رفتند عزت ملي را تأمين كردند؛ اينها رفتند ننگ تسلط چكمه پوشان دشمن بر مرزها را از چهره ي اين ملت عزيز ستردند و پاك كردند؛ بنابراين قدرشناسي از اينها لازم است. هركسي در اين كشور زندگي مي كند، بايد خودش را مديون شهداي عزيز بداند. اين كارواني كه مي آيد، جزيي از اين مجموعه ي عظيم شهداست؛ همه ي ما وظيفه داريم به اينها احترام كنيم.
مسأله ي اصلي يي كه امروز در نظر دارم عرض كنم، مسأله ي انتخابات است، كه مسأله ي بسيار مهمي است. انتخابات را يك حادثه ي كوچك نگيريد. همه ي انتخاباتهاي كشور همين طور است؛ اما انتخاب رياست جمهوري مهمتر است.
انتخابات رياست جمهوري، مظهر آزادي و قدرت انتخاب و رشد ملت ايران است. براي يك ملت - مثل بعضي از ملتهايي كه شما مي بينيد با همه ي باد و بروتي كه دارند - ننگ است كه در انتخابات رياست جمهوري اش، سي وپنج درصد يا چهل درصد حايزان شرايط شركت كنند؛ پيداست كه مردم به نظام سياسي خود نه اعتماد دارند، نه اعتنا مي كنند و نه اميد دارند. با بعضي از شهروندان امريكايي، قبل از همين انتخابات اخيرشان مصاحبه كرده بودند و گفته بودند به چه كسي رأي مي دهيد؟ گفته بودند چه فايده، چه فرقي مي كند؛ به هيچ كس! همين طور هم شد؛ عملاً سي وچند درصد شركت كردند. در ايران اسلامي، هفتاد درصد، هفتادوپنج درصد، هشتاد درصد واجدان شرايط شركت كردند؛ اين خيلي افتخار است؛ اين نشاندهنده ي آن است كه اين ملت سر پاي خودش ايستاده و دارد به مسائل خودش نگاه مي كند و مي خواهد در اين مسأله تصميم بگيرد.
حضور مردم در انتخابات، يكي از مهمترين مظاهر اقتدار ملي است. اين كه ما ابتداي سال عرض كرديم كه امسال را سال اقتدار ملي بدانيد و دنبال آن باشيد، وظيفه ي همه ي ماست كه اين كار را بكنيم؛ منتها هر كدام به سهم خودمان. يكي از پايه هاي اقتدار ملي همين است كه مردم پاي صندوقهاي رأي بروند و رأي بدهند و رئيس جمهور را انتخاب كنند. البته سلايق مردم مختلف است؛ نامزدها هم متعددند؛ هر كدام از آنها هم سليقه و نظري دارند و مردم هم به يك نفر رأي مي دهند؛ اين مسأله ي بعدي است. مسأله ي اول اين است كه همه در اين آزمون عمومي ملت ايران شركت كنند و نشان بدهند كه ملت ايران زنده است و به سرنوشت كشورش علاقه دارد. تحليلگران گوناگون در اطراف دنيا، روي اين موضوع حساب مي كنند؛ خيلي از آنها مي دانند و بعضي هم ديده اند و بعضي نيز در پرونده ها خوانده اند كه در اين مملكت، از اول مشروطيت تا قبل از انقلاب - كه حدود شصت سال فاصله بود - جز موارد بسيار معدودي، مردم به صندوقهاي رأي مجلس اعتنا نكردند. زمامداري كشور هم كه در اختيار خانواده ي دست نشانده بود. آنها مي بينند كه امروز مردم ايران وارد ميدان مي شوند و خودشان مسؤولان كشور را انتخاب مي كنند؛ اين شرف و عزت بزرگي براي ملت ايران است.
نكته ي بعدي اين است كه آحاد ملت ما بايد بدانند آنچه بكارند، مي دروند. بعضي ممكن است در رأي گيري شركت نكنند؛ بعد بگويند چرا فلان كار نشد. شما بايد شركت مي كرديد و آن كسي را كه فكر مي كنيد مي تواند اين كار را انجام دهد و مي پسنديد، انتخاب مي كرديد تا آن طور كه مي خواهيد، بشود. نمي شود ما در انتخابات شركت نكنيم؛ بعد نتيجه ي انتخابات احياناً آن طور كه ما مي پسنديم، نشود؛ سپس بگوييم چرا نشد! بله، وقتي انسان شركت نكند، همين است. همه بايد شركت كنند؛ اين يك وظيفه است؛ هم وظيفه ي اسلامي است، هم وظيفه ي ميهني و ملي است و حفظ عزت و شوكت كشور به اين وابسته است، هم وظيفه ي سياسي است - آن كساني كه فهم و تشخيص سياسي دارند، وظيفه دارند وارد بشوند - هم وظيفه ي اخلاقي است؛ حقوق مردم اقتضأ مي كند كه در اين ميدان وارد بشوند؛ كارهايي كه بايد در اين كشور انجام بگيرد، اقتضأ مي كند كه انسان در اين ميدان وارد بشود. انتخابات را مغتنم بشماريد و قدر بدانيد و در آن شركت كنيد؛ حادثه ي بسيار مهمي است.
در قانون اساسي ما، رئيس جمهور مقام والايي است. در قانون اساسي، هم وظايف سنگيني بر دوش رئيس جمهور گذاشته شده - كه در اصول مختلف آن مطرح گرديده است - هم اختيارات و امكانات زيادي در اختيار رئيس جمهور است. در مجموعه ي نظام قانون اساسي ما، اين اختيارت و امكانات و وظايف، منحصر به فرد است. رئيس جمهور اختيارات فراواني دارد: قوه ي مجريه و بودجه ي كشور و وزارتخانه هاي گوناگون در اختيار اوست.
حقاً و انصافاً جا دارد كه آحاد مردم نسبت به اين قضيه احساس مسؤوليت كنند. خوشبختانه كساني كه وارد اين ميدان شده اند، افراد متعددي هستند و مي توانند سلايق مختلفي را به خودشان جذب كنند. در اين جا افراد بايد با دقت و تعقل و محاسبه وارد شوند و از خداي متعال هم بخواهند كه آنچه كه خير و صلاح اين ملت است، به آنها توفيق دهد تا انجام دهند. افرادي كه از تأييد شوراي نگهبان عبور كرده اند، قانوناً صالح هستند. البته صلاحيتها يك اندازه نيست؛ صالح داريم، اصلح داريم؛ تشخيصها مختلف است؛ يكي چيزي را ملاك قرار مي دهد و كسي را اصلح مي داند و كسي چيز ديگر را ملاك قرار مي دهد؛ اشكالي ندارد؛ اينها نبايد موجب اختلاف شود. مبادا به خاطر علاقه مندي يك دسته به يك نامزد رياست جمهوري و دسته ي ديگر به يك نامزد ديگر، بين آحاد مردم شقاق و اختلافي پيدا شود. چه مانعي دارد؟ قانون همين را خواسته است كه مردم طبق سلايق خودشان بگردند و انتخاب كنند.
البته كسي كه در اين ميان، حايز اكثريت آرأ خواهد شد، رئيس جمهور همه ي ملت ايران است؛ فقط رئيس جمهور آن كساني كه به او رأي داده اند، نيست؛ يعني همه ي ملت ايران بايد او را رئيس جمهور بدانند و خودشان را موظف بدانند كه مقام رياست جمهوري او را حفظ كنند و شأن او را نگهدارند. البته او هم بايد متقابلاً خود را موظف بداند كه حقوق همه ي آحاد مردم را - چه آنهايي كه به او رأي دادند، چه آنهايي كه به او رأي ندادند، چه آنهايي كه رقيب انتخاباتي او بودند - رعايت كند. ساز و كار قانوني، اين است. البته آن كسي كه انتخاب شود، مورد حمايت رهبري هم خواهد بود؛ از اول انقلاب هم تا حالا همين گونه بوده است. رئيس جمهور مورد حمايت رهبري است، براي اين كه بتواند كارهاي خودش را انجام دهد. تا آن جايي كه خلاف قانون نباشد، به او كمك مي شود تا بتواند كارهاي خودش را انجام دهد و پيشرفت كند.
وظايف فراواني برعهده ي رئيس جمهور است؛ عمده ي اين وظايف دو چيز است. البته از همه ي ظرفيتها و قابليتها و استعدادهايي كه در اين كشور وجود دارد، بايد استفاده شود. همه ي نيازهاي اين كشور - نيازهاي امروز، حتّي زمينه ي نيازهاي فردا - بايد در تصميم گيريها ديده بشود. بايد عدالت، محور و اساس باشد. بايد امنيت همه جانبه مورد توجه باشد؛ امنيت اجتماعي، امنيت اقتصادي، امنيت فرهنگي، امنيت آبرويي. مردم در نظام جمهوري اسلامي بايد احساس كنند كه جان و مال و فرزندان و ناموس و فكر و عقيده و سرمايه گذاري و فعاليت اقتصادي شان برخوردار از امنيت است. بهداشت مردم، عزت و هويت ملي مردم، ارتقاي علمي كشور، كارآمدي دستگاه اداري و فسادزدايي از آن، در قانون اساسي وجود دارد؛ اينها وظايف مهمي است كه بايد وجهه ي همت قرار گيرد. البته همه ي اين وظايف در چهار سال رياست جمهوري قابل عمل نيست؛ خيلي از اينها در بلند مدت محقق مي شود و در دوره هاي متعدد، افرادي بايد اين كارها را پي بگيرند تا به نتايجي برسد؛ منتها جهتگيري بايد اينها باشد.
در ميان اينها دو چيز از همه مهمتر است كه ان شأالله در فرداي رأي گيري، هركسي با انتخاب اكثريت مردم، بسلامت و با عافيت و امنيت و آرامش رأي آورد و رئيس جمهور قانوني اين كشور شد، در برنامه ريزيها بايد به اين دو چيز اهميت بدهد: يكي از اين دو چيز عبارت است از گشايش اقتصادي و ايجاد غنا در كشور - رفع مشكلات و اصلاح امور اقتصادي - ديگري ارتقأ فرهنگ ديني.
مسائل اقتصادي خيلي مهم است. ما از اقتدار ملي صحبت كرديم؛ همه هم قبول دارند - يعني آحاد ملت و مسؤولان كشور، اقتدار ملي را شعار و پرچمي مي دانند كه بايد همه به آن توجه كنند - حقيقتش هم همين است؛ چون اقتدار ملي، اقتدار زيد و عمرو نيست؛ اقتدار يك ملت و يك كشور است. اين اقتدار چگونه به دست مي آيد؟
فرض بفرمائيد يك ركن اقتدار ملي، اقتدار اقتصادي است؛ يعني كشور از لحاظ اقتصادي بتواند پول ملي خودش را تقويت كند؛ در بازارهاي اقتصادي دنيا حضور تأثيرگذار داشته باشد؛ در بهبود وضع اقتصادي كشور از امكانات خودش استفاده كند؛ فقر را در كشور ريشه كن و يا حداقل كم كند و بتواند به عنوان يك كشور ثروتمند و غني، در مقابل چشم دنيا، كارايي نظام خودش را نشان دهد؛ اين مي شود اقتدار اقتصادي، كه مسؤولان اقتصادي كشور موظفند اين كارها را انجام دهند. اقتدار اقتصادي همچنين به معناي اين است كه در كشور بيكاري وجود نداشته باشد؛ اشتغال وجود داشته باشد؛ توليد صنعتي و كشاورزي در حد مطلوب باشد؛ از منابع و معادن كشور به نحو بهينه استفاده شود؛ اين هم اقتدار اقتصادي است كه بخشهاي گوناگون نسبت به آن مسؤوليت دارند.
اقتدار سياسي هم، پايه يي از اقتدار ملي است. اقتدار سياسي چيست ؟ اقتدار سياسي اين است كه كشور و دولت بتوانند در ميدان سياست در دنيا حضور فعال داشته باشند؛ به آنها تحميل سياسي نشود؛ كسي نتواند به آنها زور بگويد؛ كسي نتواند در اوضاع سياسي آنها دخالت كند؛ كسي نتواند در اوضاع داخلي كشور آنها انگشت ايذأ دراز بكند. اقتدار سياسي - كه بخشي از اقتدار ملي است - اين است كه گروهها و مجموعه هاي سياسي در داخل كشور - چه آنهايي كه اسم حزب و گروه دارند، چه آنهايي كه اسم گروه و حزب ندارند؛ خيلي از مجموعه هاي دانشجويي و روحاني و ساير مجموعه هاي گوناگون در كشور ما سياسي اند؛ گرچه حزبي هم ندارند - بتوانند آگاهيهاي سياسي و تشخصيهاي درست سياسي پيدا كنند تا در مواقع لازم قادر باشند پشت سر دولت بايستند. اقتدار سياسي اين است كه ملت، پشتيبان دولت و تصميمات مسؤولان كشور باشد؛ اين گوشه يي از اقتدار سياسي است.
اقتدار فرهنگي هم همين طور است؛ يعني از لحاظ فرهنگي، فرهنگ كشور اثرگذار باشد و اثرپذير نباشد و تهاجم فرهنگي به شكل صحيحي دفع شود.
همه ي اينها متوقف به اين است كه دستگاه اداره كننده ي اينها از توانايي مالي برخوردار باشد؛ متوقف بر اين است كه آحاد مردم در كشور - كه مي خواهند پشتيبان دولت باشند - احساس گشايش اقتصادي كنند؛ پس مسأله ي اقتصادي در امنيت و فرهنگ و عزت و برجستگي حرف سياسي در كشور و در حضور جهاني تأثيرگذار است. مسأله ي اقتصادي بسيار مهم است. در اسلام پرداختن به امور اقتصادي مردم جزو اوجب واجبات حكومتهاست. پيغمبر اكرم - طبق روايت - فرمود: «كاد الفقر ان يكون كفرا». مضمون اين حرف، آن است كه ما آمده ايم به مردم ايمان بدهيم؛ اگر نتواني نانشان را براحتي به دستشان برساني، ايمانشان از آنها گرفته خواهد شد؛ واقع قضيه هم همين است. مسأله ي فقرزدايي و روان كردن كار اقتصادي در كشور، از جمله ي مسائل بسيار مهم است؛ مسأله يي است كه هر كس ان شأالله رئيس جمهور شد، بايد گشايش و پيشرفت امور اقتصادي كشور و بر طرف كردن مشكلات مردم را سرلوحه ي برنامه هاي خود قرار دهد.
دوم هم ارتقاي فرهنگ و فكر و عمل ديني است؛ كه اين - همان طور كه در خطبه ي اول عرض كرديم - سرچشمه يي نيروزا براي همه ي فعاليتهاست. اگر ايمان مردم مستحكم شد، از آنها موجوداتي آسيب ناپذير، خستگي ناپذير، فعال و پرنشاط به وجود مي آورد؛ اما وقتي ايمان ضعيف شد، همه ي آفتها به دنبالش مي آيد. پس تقويت ايمان مردم هم يكي از دو كار اصلي يي است كه دولت و رئيس جمهور آينده - كه بعد از انتخابات تعيين خواهند شد - بايد به آن همت گمارند.
البته عرض كرديم، چهار سال زمان كمي نيست؛ اما اين طور هم نيست كه همه ي كارها را بشود در چهار سال انجام داد؛ نه، بايد همت كنند - اين نكته را بارها با مسؤولان در ميان گذاشته ايم - كه در همين زمينه هاي اقتصادي، يك موضوع، دو موضوع، سه موضوع را از اول مورد اهتمام قرار دهند - مثلاً ايجاد اشتغال - و آن را به نتيجه برسانند. ابتداي سال عرض كرديم كه امسال را سال ايجاد اشتغال مفيد بدانيم؛ اين نكته ي خيلي مهمي است. نبايد نيروي جوانها هدر رود. علاوه بر اين، براثر نبودن كار و اشتغال و درآمد، نبايد به حق جمع كثيري از مردم - كه دچار اين آفتند - ظلم شود و از خيرات جامعه محروم شوند؛ چون بيكاري، فاصله ي بين طبقات و فاصله ي بين فقير و غني را روزبه روز بيشتر مي كند. عده يي را روزبه روز بيشتر به ته دره هاي فقر مي راند؛ در مقابل، عده يي هم از راههاي گوناگون به طرف قله هاي ثروت پيش مي روند؛ اين كه نمي شود. اگر هر دولتي همت بگمارد - نه اين كه از بقيه ي چيزها غافل باشد - و تكيه گاه اصلي اش را مثلاً مسأله ي اشتغال يا سروسامان دادن به توليد صنعتي و كشاورزي در كشور قرار دهد، يقيناً مردم در طول چهار سال اثرش را مي بينند.
البته اين مسأله ي فساد هم كه ما گفتيم، بسيار مهم است؛ مردم عزيز ما بدون اين كه بنده هم بگويم، اين را مي دانند؛ اما من هم تأكيداً عرض مي كنم، اگر در جامعه يي پول و ثروت باشد، اما بد خرج شود، بدتر از اين است كه ثروت نباشد؛ چون هم محروميتها به جاي خود باقي خواهد ماند، هم عده يي با آن ثروتهاي ناصحيح به دست آمده ي ناحق و توأم با فساد، فساد را به وجود مي آورند. تهيدست بودن قشرهايي از جامعه، خودش فسادآور است - فساد و اعتياد و هرزگيهاي گوناگون بر اثر فقر پيش مي آيند - ثروتمند شدن عده يي از راه فاسد هم خودش باز مرداب فساد ديگري زير پاي مردم است؛ لذا با فساد بايد مبارزه شود.
البته من از مسؤولان قواي سه گانه كه به اين مسأله پاسخ گفتند، تشكر مي كنم؛ ولي بايد جدي دنبال بشود. به ص رف گفتن بنده و قبول كردن رؤسا، مطلب تمام نمي شود. من در آن نامه، به رؤساي محترم سه قوه نوشتم كه مبارزه ي با فساد، دشمن تراش است. هر كس بخواهد با فساد مبارزه كند، يك صف طولاني دشمن جلويش به وجود مي آيد. اين دشمنان چه كساني هستند؟ فاسدها و لشكرهايشان؛ چون فاسدهاي دانه درشت، لشكرهايي هم دارند؛ اينها در مقابل مي ايستند و انواع كارشكنيها را مي كنند. كارشكني هم، همه اش اين نيست كه كسي چاقو بكشد و به كسي حمله كند؛ امروز از چاقوكشيدن خطرناكتر هم هست: تهمت مي زنند، شايعه درست مي كنند، كار فرهنگي مي كنند و به كساني كه از اين حرفها بزنند و بخواهند اين اقدامات را بكنند، برچسبهاي نادرست و ناحق مي زنند؛ بايد با اينها مقابله كرد و صريح و صادق وارد ميدان شد. بايد آن تلاش و فعاليت اقتصادي انجام بگيرد؛ بايد به آن ارتقاي فرهنگ ديني و ايماني همت گماشته شود؛ بايد مبارزه ي با فساد از همه طرف - چه از طرف رئيس جمهوري كه ان شأالله مردم انتخاب خواهند كرد، چه از طرف بقيه ي قوا - دنبال بشود؛ طوري بشود كه ان شأالله مردم حركت به سمت صلاح را حس كنند.
چند توصيه هم به نامزدهاي محترم رياست جمهوري عرض كنيم. در مقام قضاوت و نظردادن درباره ي اين افراد، ما به همه نگاه يكساني داريم. البته انسان در دلش يكي را درجه ي يك مي داند، يكي را درجه ي دو مي داند؛ اين مسأله ي قلبي و شخصي است؛ ولي نگاه ما به اين مجموعه ي ده نفري كه امروز در ميدان هستند، و به حسب قانون، صلاحيتشان ابراز شده، نگاه برابري است و هيچ كس را بر ديگري ترجيح نمي دهيم. البته بنده هم مثل شما بايد بگردم و در بين اينها اصلح را تشخيص دهم و شخصاً به او رأي دهم؛ شما هم بايد كار را خودتان بكنيد. اگر مي توانيد، تشخيص بدهيد؛ اگر نمي شناسيد، از ديگري كه مي تواند امين باشد، سؤال كنيد.
به هرحال ما به آقايان محترمي كه در اين ميدان هستند، اين چند توصيه را عرض مي كنيم: در تبليغاتشان ارزشهاي نظام را نديده نگيرند؛ همديگر را تخريب نكنند و از دادن آمارهاي سست بپرهيزند. اگر قرار شد به مردم آماري بگويند و حرفي بزنند، آمارهاي دقيق ارائه كنند. با مردم با كمال صداقت حرف بزنند؛ هرچه عقيده شان هست، به مردم بگويند. اگر بخواهند در دل مردم اثر بگذارند، اين صداقت، بيشتر در دل مردم اثر مي گذارد. آن چيزي كه حقيقتاً عقيده و نيت آنهاست، آن را به مردم بگويند؛ اختيار با مردم است كه چيزي را انتخاب كنند. وحدت ملي را خدشه دار نكنند؛ طوري نباشد كه به خاطر جذب يك دسته يا يك گروه، حرفي بزنند كه وحدت ملت خدشه دار شود. وعده هايي كه معلوم است نمي توانند به آنها عمل كنند، به مردم ندهند. آنچه كه در چارچوب قانون اساسي است و امكانات مملكت از امكان آن حكايت مي كند، آن را به مردم بگويند. بله، به مردم قول بدهند كه اگر رأي آوردند، با همه ي قوا و قدرت خودشان و با اتكال به خدا و با اتكاي به مردم، مديريت عالي و كلان كشور را در دست مي گيرند و پيش مي برند؛ «خذها بقوّه »؛ با قوت اين مأموريت را به دست بگيرند و پيش بروند و در هيچ جا ضعف نشان ندهند. تبليغات پرخرج هم نكنند؛ يكي از كارهايي كه بنده - چه در تبليغات انتخابات مجلس، چه در انتخابات رياست جمهوري - هميشه نگران آن هستم، اين است. نه خودشان تبليغات پرخرج كنند، نه به طرفدارانشان اجازه بدهند. بعضيها ممكن است بگويند به ما ربطي ندارد؛ اين كار پرخرج را ديگران مي كنند. شما بگوييد نكنند. خوشبختانه آن طوري كه اطلاع پيدا كردم، ساعتهاي فراواني براي نامزدها وقت گذاشته اند كه از طريق تلويزيون و راديو با مردم حرف بزنند. شايد سيزده، چهارده ساعت هر كدام از اين حضرات وقت دارند كه با مردم حرف بزنند؛ خيلي خوب، اين بهترين تبليغات است. راديو و تلويزيون همه جا وجود دارد؛ چه نيازي هست كه براي تبليغات گوناگون رنگيني كه بعضي جاها مي كنند، پول زيادي مصرف شود كه احياناً بعضيها هم نتوانند خودشان آن خرج را بكنند و مجبور باشند از كساني بگيرند و خداي نكرده وامدار شوند؟
از خداي متعال مي خواهيم كه اين آزمايش را براي ملت ما يكي از بهترين و شيرين ترين و زيباترين و مباركترين آزمايشها قرار بدهد. از خداي متعال مي خواهيم، آنچه كه به خير و صلاح و نفع ملت و كشور و مورد رضاي اوست، با سهولت هرچه تمامتر تحقق پيدا كند.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
انّا اعطيناك الكوثر. فصل ّ لربّك و انحر. ان ّ شانئك هو الأبتر.
والسّلام عليكم
و رحمه الله و بركاته

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved