اذان و اقامه
س
468 : در روستاى ما مؤذن هميشه اذان صبح را در ماه
مبارك رمضان چند دقيقه قبل از وقت مىگويد تا مردم بتوانند تا وسط يا آخر اذان به
خوردن و آشاميدن ادامه دهند، آيا اين كار صحيح است؟
ج: اگر گفتن اذان، مردم را
به اشتباه نيندازد و به عنوان اعلام طلوع فجر نباشد، اشكال ندارد.
س
469 : بعضى از افراد براى اعلان دخول وقت نماز،
اقدام به گفتن اذان به صورت دسته جمعى در معابر عمومى مىكنند كه الحمدللّه اين كار
اثر زيادى در جلوگيرى از فساد علنى در منطقه داشته و موجب روى آوردن مردم بخصوص
جوانان به نماز اوّل وقت شده است. ولى فردى مىگويد اين عمل در دين اسلام وارد نشده
و بدعت است و گفته او باعث ايجاد شبهه در اين زمينه شده است. نظر شريف حضرتعالى
چيست؟
ج: اذان اعلامى در اوّل وقت نمازهاى واجب يوميه و تكرار آن با صداى بلند
از طرف شنوندگان از مستحبات شرعى مؤكّد است
و اذان گفتن بصورت دسته جمعى در معابر عمومى، اگر موجب بى احترامى، يا سدّ معبر و
يا اذيت ديگران نشود، اشكال ندارد.
س
470 : از آنجا
يى كه اذان گفتن با صداى بلند يك عمل عبادى سياسى
است كه ثواب زيادى دارد، تعدادى از مومنين تصميم گرفتهاند كه بدون بلندگو بالاى
بام خانههاى خود بخصوص براى نماز صبح، اذان بگويند. سؤال اين است كه در صورت
اعتراض بعضى از همسايگان اين عمل چه حكمى دارد؟
ج: اذان گفتن بر بالاى بام بنحو
متعارف اشكال ندارد به شرطى كه موجب اذيت ديگران و نگاه كردن به خانههاى همسايگان
نشود.
س
471 : پخش برنامههاى خاص سحرهاى ماه مبارك رمضان
(به استثناى اذان صبح) از بلندگوى مسجد تا همگان آن را بشنوند، چه حكمى دارد؟
ج:
در جاهايى كه بيشتر مردم در شبهاى ماه مبارك
رمضان براى قرائت قرآن و خواندن دعا و شركت در مراسم دينى و امثال آن بيدار هستند،
اشكال ندارد. ولى اگر سبب اذيت همسايگان مسجد شود جايز نيست.
س
472 : آيا پخش آيات قرآنى قبل از اذان صبح و دعا
بعد از آن با صداى بلند بوسيله بلندگوى مسجد و ساير مراكز بطورى كه از چند كيلومتر
دورتر قابل شنيدن باشد، جايز است؟ با توجه به اين كه اين برنامه گاهى بيشتر از نيم
ساعت طول ميكشد.
ج: پخش اذان بنحو متعارف براى اعلام داخل شدن وقت نماز صبح
بوسيله بلندگو، اشكال ندارد ولى پخش آيات قرآنى و دعا و غير آن از بلندگوى مسجد،
اگر موجب اذيت همسايگان شود توجيه شرعى ندارد بلكه داراى اشكال است و اصولا اذيت
ديگران با پخش تلاوت آيات قرآنى و ادعيه صحيح نيست.
س
473 : آيا جايز است مرد در نماز به اذان زن اكتفا
كند؟
ج: بعيد نيست كه مرد بتواند به اذان زن در صورتى كه تمام فصلهاى آن را از
وى شنيده باشد، اكتفا كند.
س
474 : نظر شريف جنابعال
ـى درباره شهادت سوم اذان كه دلالت بر پيشوا بودن
و ولايت سيد الاوصياء علـى بن ابى طالب
«صلوات الله عليه و عليهم» مىكند، در اذان و اقامه نماز واجب چيست؟
ج: شرعا جزء
اذان و اقامه نيست، ولى گفتن آن اگر به قصد
ورود و جزئيت براى اذان و اقامه نباشد اشكال ندارد. و در صورتى كه فقط براى اقرار و
اعتراف و شهادت به اعتقاد گوينده درباره خليفه پيامبر اكرم «صلى الله عليه و على
اوصيائه المعصومين» باشد گفتن آن بهتر است.
قرائت و احكام
آن
س
475 : نمازى كه قرائت آن بلند خوانده نشده باشد،
چه حكمى دارد؟
ج: بر مردان واجب است حمد و سوره را در نمازهاى صبح و مغرب و عشاء
بلند بخوانند. اگر سهوا يا جهلا آهسته بخوانند نماز صحيح است ولى اگر از روى عمد
باشد نماز باطل است.
س
476 : آيا اگر قصد خواندن قضاى نماز صبح را داشته
باشيم بايد آن را بلند بخوانيم يا آهسته؟
ج: واجب است قرائت حمد و سوره در
نمازهاى صبح و مغرب و عشاء چه اداء باشد و چه قضاء در هر حالى بلند باشد حتى اگر
قضاى آنها در روز خوانده شود و اگر عمدا بلند نخواند باطل است.
س
477 : مىدانيم كه يك ركعت از نماز متشكل از نيت،
تكبيرةالاحرام، حمد، سوره، ركوع و سجده است، و از طرف ديگر در نماز ظهر و عصر و
ركعت سوم نماز مغرب و ركعت سوم و چهارم نماز عشاء آهسته خواندن واجب است. ولى در
نماز جماعتى كه از راديو و تلويزيون مستقيما پخش مىكنند مشاهده مىشود كه امام
جماعت ذكر ركوع و سجده ركعت سوم را بلند مىخواند، با توجه به اينكه آن ركوع وسجده
دو جزء ركعتى هستند كه آهسته خواندن در آن واجب است. اين مسأله چه حكمى دارد؟
ج:
وجوب بلند خواندن در نمازهاى مغرب و عشاء و صبح و وجوب آهسته خواندن در نماز ظهر و
عصر، مختص به قرائت حمد و سوره است. همانگونه كه وجوب آهسته خواندن در غير از دو
ركعت اول نماز مغرب و عشا، فقط مخصوص قرائت حمد يا تسبيحات در ركعت سوم و چهارم
است. ولى در ذكر ركوع و سجده و تشهد و سلام و ديگر ذكرهاى واجب در نمازهاى پنجگانه،
مكلّف بين آهسته يا بلند خواندن مخيّر است.
س
478 : اگر شخص بخواهد علاوه بر هفده ركعت نماز
واجب روزانه، هفده ركعت نماز قضاء احتياطى هم بخواند، آيا قرائت دو ركعت اول و دوم
نمازهاى صبح و مغرب و عشاء را بايد بلند بخواند يا آهسته؟
ج: در وجوب جهر و
اخفات در نمازهاى واجب فرقى بين نماز اداء و قضا وجود ندارد هر چند نماز قضا
احتياطى باشد.
س
479 : مىدانيم كه كلمه «صلاة» به حرف «تاء» ختم مىشود
ولى در اذان «حى على الصلاه» با «هاء» گفته مىشود، آيا اين صحيح است؟
ج: ختم لفظ صلوة به
هاء، هنگام وقف اشكال ندارد بلكه متعيّن است.
س
480 : با توجه به نظر حضرت امام «قدس سره» در
تفسير سوره مباركه حمد مبنى بر راجح بودن لفظ «م
َـلِك»
بر «مال
ِك»، آيا هنگام قرائت اين سوره مباركه،
احتياط در قرائت به هر دو صورت در نمازهاى واجب و غير واجب، صحيح است؟
ج: احتياط
در اين مورد اشكال ندارد.
س
481 : آيا صحيح است نمازگزار هنگام خواندن «غير المغضوب عليهم» آن را بدون عطف فورى، با وقف بخواند و
سپس «ولا الضالين» را قرائت نمايد؟ آيا در تشهد وقف بر
«محمد» «صلى الله عليه و آله» در جمله «اللهّم صلّ على محمد» و سپس قرائت عبارت «آل محمد» صحيح است؟
ج: وقف و فاصله تا مقدارى كه به وحدت
جمله ضرر نزند اشكال ندارد.
س
482 : استفتاء زير از حضرت امام «قدس سره» شده
است:
با توجه به تعدد اقوال در تلفظ «الضاد» در علم
تجويد، شما به كدام قول عمل مىكنيد؟
امام «قدس سره» در پاسخ نوشتهاند: شناخت
مخارج حروف بر اساس نظرات علماى تجويد، واجب نيست بلكه بايد تلفظ هر حرفى به صورتى
باشد كه نزد عُرف عرب صدق كند كه آن حرف را ادا كرده است.
سؤال ما اين است كه
اولا: عبارت «نزد عرف عرب صدق كند كه آن حرف را ادا كرده است» به چه معنى
است؟
ثانيا: آيا قواعد علم تجويد هم همانند قواعد علم صرف و نحو از عرف و كلام
عرب استخراج نشده است؟ در اين صورت چگونه مىتوان قائل به جدا
يى آن دو از ريشه خود شد؟
ثالثا: اگر براى كسى
از طريق معتبر يقين حاصل شود كه حروف را هنگام قرائت از مخارج صحيح خود ادا نمىكند
و يا به طور كلى حروف و كلمات را صحيح تلفظ نمىنمايد و زمينه مناسبى براى يادگيرى
از جميع جهات دارد مثل اين كه استعداد خوبى و يا فرصت مناسبى براى فراگيرى اين علم
دارد، آيا واجب است در حد استعداد، سعى در آموختن قرائت صحيح نمايد؟
ج: ملاك در صحت قرائت موافقت آن با نحوه قرائت اهل لغتى است
كه قواعد تجويد از آنها گرفته شده است. بنابراين اگر اختلاف نظرات علماى تجويد در
كيفيت تلفظ يكى از حروف ناشى از اختلاف آنان در فهم نحوه تلفظ اهل لغت باشد، مرجع
حل اختلاف، خود عرف اهل لغت است. ولى اگر اختلاف نظرات آنان ناشى از اختلاف خود
آنان در كيفيت تلفظ باشد، مكلّف در انتخاب هر يك از آن اقوال مخيّر است. و كسى كه
قرائت خود را صحيح نمىداند بايد در صورت تمكن براى يادگيرى قرائت صحيح اقدام
نمايد.
س
483 : كسى كه از ابتدا و يا بر حسب عادت قصد
خواندن سوره فاتحه و اخلاص را داشت و بسم الله الرحمن الرحيم
را گفت ولى سهوا سوره را تعيين نكرد، آيا بايد از اول، سوره معينى را قصد
نمايد و بعد بسم الله الرحمن الرحيم را قرائت
كند؟
ج: اعاده بسم الله الرحمن الرحيم واجب نيست،
بلكه مىتواند براى خواندن هر سورهاى به آن اكتفا كند.
س
484 : آيا اداء كامل الفاظ عربى در نماز واجب است؟
آيا اگر كلمات بصورت عربى صحيح و كامل تلفظ نشود، نماز محكوم به صحت است؟
ج:
واجب است همه ذكرهاى واجب نماز از قبيل قرائت حمد و سوره و غير آنها به طور صحيح
قرائت شود و اگر نمازگزار كيفيت صحيح تلفظ كلمات عربى را نمىداند واجب است ياد
بگيرد و اگر قادر به يادگيرى نيست، معذور است.
س
485 : آيا بر قرائت قلبى در نماز يعنى گذراندن
كلمات در قلب بدون تلفظ آنها، قرائت صدق مىكند يا خير؟
ج: عنوان قرائت بر آن
صدق نمىكند و در نماز واجب است كلمات تلفظ شوند به طورى كه قرائت بر آن صدق
كند.
س
486 : بنا بر نظر بعضى از مفسرين، تعدادى از
سورههاى قرآن كريم مثل سوره فيل، قريش، انشراح، وضحى يك سوره كامل محسوب نمىشوند.
آنان مىگويند: كسى كه يكى از آن دو سوره مثل سوره فيل را در نماز قرائت كند حتما
بايد بعد از آن، سوره قريش را هم بخواند و همچنين دو سوره انشراح وضحى بايد با هم
قرائت شوند. بنابراين اگر كسى بر اثر جهل به مسأله، سوره فيل يا انشراح را به
تنهايى در نماز بخواند وظيفه او چيست؟
ج:
اگر جاهل به مسأله بوده، نمازهاى گذشته او كه در آنها فقط يكى از سورههاى فيل و
ايلاف ياضحى والم نشرح را خوانده، محكوم به صحت است.
س
487 : اگر شخصى هنگام نماز بر اثر غفلت در ركعت
سوم يا چهارم نماز ظهر، حمد و سوره بخواند و بعد از نماز متوجه شود، آيا اعاده نماز
بر او واجب است؟ و اگر متوجه نشود، آيا نماز وى صحيح است؟
ج: در فرض سؤال، نمازش
صحيح است.
س
488 : طبق نظر امام خمينى «قدس سره» ملاك آهسته
خواندن قرائت در نماز ظهر و عصر، عدم جهر است و ما مىدانيم كه به استثناى ده حرف،
بقيه حروف با صدا هستند، بنابراين اگر نماز ظهر و عصر را آهسته و بدون صدا بخوانيم
هجده حرف صدادار درست تلفظ نخواهند شد، خواهشمند است اين مس
أله را توضيح فرما
ييد.
ج: ملاك اخفات (آهسته خواندن) عدم وجود
جوهر صدا نيست بلكه ملاك آشكار نكردن آن است و در مقابل، ملاك جهر (بلند خواندن)
آشكار كردن جوهر صدا است.
س
489 : افراد خارجى اعم از زن و مرد كه مسلمان
مىشوند و شناختى نسبت به كلمات عربى ندارند، چگونه مىتوانند واجبات دينى خود اعم
از نماز و غيره را انجام دهند؟ و اصولا نيازى به فراگيرى عربى براى اين كار وجود
دارد؟
ج: يادگيرى تكبيرة الاحرام، حمد، سوره، تشهد و سلام نماز و هر چيزى كه
عربى بودن در آن شرط است، واجب مىباشد.
س
490 : آيا دليلى بر اين كه نافلههاى شب و يا
نافله نمازهايى كه بلند خواندن قرائت در
آنها واجب است، بايد بلند خوانده شوند و نافله نمازها
يى كه آهسته خواندن آن واجب است، بايد آهسته
خوانده شوند، وجود دارد؟ اگر جواب مثبت است آيا اگر نافلههاى نمازهاى جهرى آهسته
خوانده شوند و همچنين برعكس، مجزى است؟
ج: قرائت در نافلههاى نمازهاى جهرى
مستحب است بلند باشد و در نمازهاى اخفاتى مستحب است آهسته باشد و اگر بر عكس هم
انجام شود مجزى است.
س
491 : آيا بعد از قرائت سوره حمد در نماز واجب است
يك سوره كامل خوانده شود يا تلاوت مقدارى از قرآن كريم هم كافى است؟ و در صورت اول
آيا بعد از قرائت سوره خواندن بعضى از آيات قرآنى جايز است؟
ج: در نمازهاى واجب
يوميه، قرائت آياتى از قرآن كريم بجاى سوره كامل، مجزى نيست. ولى قرائت بعضى از
آيات به قصد قرآن بعد از قرائت يك سوره كامل، اشكال ندارد.
س
492 : اگر بر اثر سهل انگارى و يا لهجهاى كه
انسان به آن تكلم مىكند، اشتباهى در قرائت حمد و سوره و يا در اعراب و حركات كلمات
نماز رخ دهد مثلا كلمه يولَد به جاى فتح لام، به كسر لام خوانده شود، نماز چه حكمى
دارد؟
ج: اگر عامد يا جاهل مقصر (قادر بر يادگيرى) باشد، نماز باطل است والاّ
نماز صحيح است.
س
493 : شخصى است كه حدود 35 يا 40 سال سن دارد و
پدر و مادرش در دوران كودكى به او نماز ياد ندادهاند و سواد هم ندارد اما سعى كرده
است كه نماز را به صورت صحيح ياد بگيرد، ولى قادر بر اداى صحيح كلمات و ذكرهاى نماز
نيست و بعضى از كلمات را اصلا نمىتواند تلفظ كند، آيا نماز او صحيح است؟
ج: اگر
آنچه را كه قادر بر تلفظ آن است انجام دهد، نمازش محكوم به صحت است.
س
494 : من كلمات نماز را همانگونه كه از پدر و
مادرم آموختهام و در دبيرستان آموزش دادهاند، تلفظ مىكردم. بعد
اً متوجه شدم كه كلمات را اشتباه ادا مىكردهام.
آيا طبق فتواى امام «قدس سره» اعاده نماز بر من واجب است يا آنكه همه نمازها يی را كه به آن صورت خواندهام، صحيح هستند؟
ج:
در فرض سؤال، تمامى نمازهاى گذشته محكوم به صحت است و اعاده و قضاء
ندارد.
س
495 : آيا اگر كسى كه بر اثر ابتلاء به بيمارى
لالى قادر بر تكلم نيست ولى حواس سالمى دارد، نمازش را با اشاره بخواند صحيح
است؟
ج: نماز او در فرض مزبور صحيح و مجزى است.
ذكر
نماز
س
496 : آيا قرائت عمدى ذكرهاى ركوع و سجده بجاى
يكديگر اشكال دارد؟
ج: اگر آنها را به قصد مطلق ذكر خداوند عز و جل بگويد، اشكال
ندارد و ركوع و سجده و نماز همگى صحيح هستند.
س
497 : اگر شخصى سهوا در سجده ذكر ركوع را بگويد و
يا بر عكس، در ركوع ذكر سجده را بگويد و در همان حال متوجه اشتباه خود شده و آن را
اصلاح نمايد، آيا نماز او باطل است؟
ج: اشكال ندارد و نمازش صحيح
است.
س
498 : اگر نمازگزار در هنگام نماز و يا بعد از
فراغت از آن متوجه شود كه ذكر را اشتباه گفته است، چه حكمى دارد؟
ج: اگر از محل
ذكر يعنى ركوع و سجده تجاوز كند، چيزى بر او واجب نيست.
س
499 : آيا يك بار گفتن تسبيحات اربعه در ركعت سوم
و چهارم نماز كافى است؟
ج: كافى است هر چند احتياط اين است كه سه مرتبه گفته
شود.
س500 : تعداد تسبيحات اربعه در نماز
سه مرتبه است ولى فردى سهواً چهار بار گفته
است، آيا نماز او در پيشگاه خداوند مقبول است؟
ج: اشكال ندارد.
س
501 : كسى كه نمىداند تسبيحات اربعه را در ركعت
سوم و چهارم نماز سه مرتبه گفته يا بيشتر و يا كمتر، چه حكمى دارد؟
ج: يك مرتبه
نيز كفايت مىكند و چيزى بر او واجب نيست و تا
به ركوع نرفته مىتواند بنا را بر اقل
ّ گذاشته و تسبيحات را تكرار نمايد تا يقين كند كه
آن را سه مرتبه گفته است.
س
502 : آيا قرائت «
بحول الله و قوته اقوم واقعد» هنگام نماز
در حال حركت جايز است؟ و آيا گفتن آن در حال قيام صحيح است؟
ج: اشكال ندارد و
اصولاً اين ذكر در حالت قيام براى ركعت بعدى
گفته مىشود.
س
503 : مراد از ذكر چيست؟ آيا شامل صلوات بر پيامبر
«صلى الله عليه و آله» و خاندان آن حضرت مىشود؟
ج: هر عبارتى كه متضمّن ذكر
خداوند عزوجل باشد، ذكر محسوب مىشود و صلوات بر محمد و آل محمد «عليهم افضل صلوات
الله» از بهترين ذكرهاست.
س
504 : هنگامى كه در نماز وتر كه يك ركعت است دستها
را براى قنوت بلند كرده و حاجات خود را از خداوند عزّوجلّ طلب مىكنيم، آيا طلب
حاجات به زبان فارسى اشكال دارد؟
ج: دعا در قنوت به زبان فارسى اشكال ندارد بلكه
هر دعائى را در قنوت مىتوان به هر زبانى خواند.
سجده و احكام
آن
س
505 : سجده و تيمم بر سيمان و موزائيك چه حكمى
دارد؟
ج: سجده و تيمم بر آن دو اشكال ندارد. اگرچه احوط ترك تيمم بر سيمان و
موزائيك است.
س
506 : آيا گذاشتن دستها هنگام نماز بر موزائيكى كه
داراى سوراخهاى ريزى است، اشكال دارد؟
ج: اشكال ندارد.
س
507 : آيا سجده بر مهر كه سياه و چرك شده بطورى كه
لايهاى از چرك روى آن را پوشانده و مانع چسبيدن پيشانى روى مهر است، اشكال
دارد؟
ج: اگر چرك روى مهر به مقدارى باشد كه
حائل بين پيشانى و مهر شود، سجده و نماز باطل است.
س
508 : آيا بر زنى كه هنگام سجده بر مهر، پيشانى وى
بخصوص جاى سجده با حجاب پوشيده شده است، اعاده نمازهايش واجب است؟
ج: اگر هنگام
سجده متوجه وجود حائل نبوده، اعاده بر او واجب نيست.
س
509 : زنى هنگام سجده، سر خود را روى مهر گذاشته،
متوجه مىشود كه پيشانى وى به طور كامل با مهر تماس ندارد زيرا چادر يا روسرى وى
مانع از تماس كامل پيشانى با مهر است، لذا سرش را از روى آن بلند كرده و بعد از رفع
مانع دوباره روى مهر گذاشته است، نماز او چه حكمى دارد؟ اگر عمل وى سجده مستقلى
محسوب شود، نمازهائى كه خوانده است چه حكمى دارد؟
ج: واجب است بدون اين كه سر
خود را از زمين بلند كند، پيشانى اش را حركت دهد تا روى مهر قرار بگيرد. و اگر بلند
كردن پيشانى از زمين براى سجده روى مهر بر اثر جهل يا فراموشى بوده و اين عمل را
فقط در يكى از دو سجده يك ركعت انجام مىداده، نمازش صحيح است و اعاده واجب نيست.
ولى اگر اين كار با علم و عمد بوده و يا در هر دو سجده يك ركعت آن را انجام داده
نمازش باطل و اعاده آن واجب است.
س
510 : در سجده بايد هفت عضو از بدن روى زمين باشد،
ولى ما به خاطر وضيعت خاص جسمى كه داريم قادر به انجام اين كار نيستيم زيرا از
معلولين جنگى كه از صندلى چرخدار استفاده مىكنند هستيم و براى نماز يا مهر را به
طرف پيشانى بلند مىكنيم و يا آن را روى دسته صندلى چرخدار گذاشته و بر آن سجده
مىكنيم، آيا اين كار صحيح است يا خير؟
ج: اگر قادر به گذاشتن مهر روى دسته
صندلى چرخدار يا چيز ديگر مانند بالشت يا چهار پايه و سجده بر آن هستيد، بايد سجده
را بدين نحو انجام دهيد و نماز شما صحيح است. در غير اين صورت به هر نحو كه
مىتوانيد هر چند باايماء و اشاره، سجده و ركوع را انجام دهيد و نماز شما صحيح است.
انشاء الله موفق باشيد.
س
511 : سجده بر سنگفرش مرمر مشاهد مشرفه چه حكمى
دارد؟
ج: سجده بر سنگ مرمر اشكال ندارد.
س
512 : آيا جايز است هنگام سجده علاوه بر انگشت
بزرگ پا، بعضى از انگشتان ديگر آن را هم بر زمين بگذاريم؟
ج: اشكال
ندارد.
س
513 : امروزه مهرى براى نماز ساخته شده كه با
شمارش ركعتها و سجدههاى نمازگزار باعث مىشود تا حدى شك او بر طرف گردد. با توجه
به اين كه هنگام گذاشتن پيشانى روى آن، مهر به خاطر دستگاه فلزى كه زير آن نصب شده
است، به سمت پايين حركت مىكند، آيا با اين
توصيف سجده بر آن صحيح است؟ اميدواريم نظر شريف خود را بيان فرما
ييد.
ج: اگر محل گذاشتن پيشانى از چيزهائى باشد
كه سجده بر آن صحيح است و پس از گذاشتن پيشانى ثابت و بى حركت بماند، سجده بر روى
آن اشكال ندارد.
س
514 : هنگام نشستن بعد از سجده كدام پا روى ديگرى
گذاشته مىشود؟
ج: مستحب است بر ران چپ بنشيند و پشت پاى راست را بر كف پاى چپ
بگذارد.
س
515 : در سجده و ركوع بعد از قرائت ذكر واجب، گفتن
چه ذكرى افضل است؟
ج: تكرار همان ذكر واجب و بهتر است به عدد فرد ختم شود، و در
سجده علاوه بر آنچه گفته شد، صلوات و دعا براى حاجتهاى دنيا و آخرت
مستحباست.
س
516 : هنگام شنيدن آيات سجده از بلندگو و راديو كه
به صورت زنده و مستقيم نيست، تكليف شرعى چيست؟
ج: شنيدن آيات سجده از طريق نوار
ضبط صوت باعث وجوب سجده نمىشود ولى اگر هنگام شنيدن آن از راديو يا بلندگو، به
صورت پخش مستقيم و زنده باشد، بنا بر احتياط، سجده واجب است.
س
517 : آيا جواب سلام كودكان اعم از دختر و پسر
واجب است؟
ج: جواب سلام كودكان مميّ
ـز اعمّ از
پسر و دختر مانند جواب سلام زنان و مردان واجب است.
س
518 : اگر كسى سلام را بشنود ولى به دليل غفلت يا
هر سبب ديگر جواب سلام را ندهد بطورى كه زمان كمى فاصله شود، آيا بعد از آن گفتن
جواب سلام واجب است؟
ج: اگر تأخير به مقدارى باشد كه جواب سلام و ردّ تحيت بر آن
صدق نكند، واجب نيست.
س
519 : اگر شخصى به گروهى سلام كند و بگويد «السلام عليكم جميعا» و يكى از آنان مشغول نماز باشد، آيا بر
او هم جواب سلام واجب است حتى اگر ديگران جواب سلام را داده باشند؟
ج: اگر كس
ديگرى جواب آن را بدهد، احتياط اين است كه اقدام به جواب گفتن نكند.
س
520 : نظر جنابعالى درباره ردّ تحيتى كه به صيغه
سلام نباشد، چيست؟
ج: اگر در حال نماز باشد، جواب دادن جايز نيست، ولى اگر در
حال نماز نباشد، اگر كلامى است كه عرف آن را تحيت محسوب مىكند، احتياط، جواب گفتن
آن است.
س
521 : اگر شخصى در يك زمان چند بار سلام كند و يا
چند نفر سلام دهند، آيا يكبار جواب دادن از همه آنها كفايت مىكند؟
ج: در صورت
اول يك جواب كافى است. و در حالت دوم يك جواب به صيغهاى كه شامل همه آنها گردد و
به قصد جواب سلام آنان باشد، كافى است.
س
522 : شخصى هنگام سلام دادن به جاى «سلام عليكم» از لفظ «سلام»
استفاده مىكند، آيا جواب سلام او واجب است؟
ج: اگر عرفا
ً بر آن تحيت و سلام صدق نمايد، جواب دادن واجب
است.
مبطلات
نماز
س
523 : آيا نماز با ذكر شهادت به ولايت
اميرالمومنين على عليهالسلام در تشهد، باطل مىشود؟
ج: امورى كه جزء تشهد
نمازهاى واجب نيست، اگر آن را به قصد اين كه شرعا به عنوان جزئى از تشهد وارد شده
است بگويد، نماز را باطل مىكند هر چند آن امور فى نفسه حق و صحيح
باشند.
س
524 : شخصى در عبادات خود مبتلا به ريا است و در
حال حاضر با نفس خود مبارزه مىكند، آيا اين عمل وى نيز ريا محسوب مىشود؟ و چگونه
مىتوان از ريا دورى كرد؟
ج: واجب است عبادات به قصد قربت به خداوند عزوجل انجام
شوند و براى رهايى از ريا بايد در عظمت
خداوند و ضعف و احتياج خود و ديگران به خداوند تفكر نمايد و همچنين در بندگى خود و
ديگر مردم براى خداوند تبارك تعالى انديشه كند.
س
525 : آيا بر زنان گذاشتن يك دست روى دست ديگر
هنگام نماز واجب است؟
ج: واجب نيست و اگر به صورت تكتف باشد جايز هم
نيست.
س
526 : هنگام شركت در نماز جماعت برادران اهل سنت،
بعد از قرائت سوره حمد توسط امام جماعت، كلمه «آمين» با
صداى بلند و بصورت دسته جمعى گفته مىشود، اين كار چه حكمى دارد؟
ج: اگر مقتضاى
تقيه، گفتن آمين باشد، اشكال ندارد و در غير اين صورت جايز نيست.
س
527 : گاهى هنگام خواندن نماز واجب متوجه كودكى
مىشويم كه در حال انجام كار خطرناكى است، آيا جايز است بعضى از كلمات سوره حمد يا
سوره ديگر و يا بعضى از ذكرها را بلند بخوانيم تا كودك يا كسانى كه در خانه هستند،
متوجه شوند و خطر رفع گردد؟ اگر هنگام قيام نماز دست يا ابرو را براى فهماندن چيزى
به كسى و يا در جواب سؤال او تكان دهيم، آن نماز چه حكمى دارد؟
ج: اگر بلند كردن
صدا هنگام قرائت آيات يا ذكرهاى نماز براى آگاه كردن ديگران، موجب خروج از هي
أت نماز نشود، اشكال ندارد. مشروط بر اين كه قرائت
و ذكر به نيت قرائت و ذكر باشد. ولى حركت دادن دست يا چشم و ابرو اگر به نحوى باشد
كه با استقرار و آرامش و يا هيأت نماز
منافات داشته باشد، موجب بطلان نماز مىگردد.
س
528 : آيا اگر كسى هنگام نماز به خاطر يادآورى حرف
خنده دار يا پيدايش حالت خندهآورى، بخندد،
نمازش باطل مىشود يا خير؟
ج: اگر خنده با صدا (يعنى قهقهه) باشد، نماز باطل
است.
س
529 : آيا ماليدن دستها به صورت بعد از قنوت در
حال نماز، موجب بطلان آن مىگردد؟ و در صورتى كه نماز را باطل كند، آيا معصيت و
گناه محسوب مىشود؟
ج: اشكال ندارد و نماز را باطل نمىكند.
س
530 : آيا بستن چشمها در نماز به اين دليل كه باز
بودن آنها فكر انسان را از نماز باز مىدارد، جايز است؟
ج: به هم گذاشتن چشمها
در نماز مانع شرعى ندارد.
س
531 : من گاهى در هنگام نماز به ياد حالتهاى
ايمانى و معنوى كه در دوران جنگ با نظام كافر بعثى داشتم مىافتم كه باعث افزايش
حالت خشوع من مىشود، آيا اين كار نماز را باطل مىكند؟
ج: به صحت نماز ضرر
نمىزند.
س
532 : آيا ادامه قهر و دشمنى بين دو نفر، تا مدت
سه روز موجب بطلان نماز و روزه آنها مىگردد؟
ج: وقوع دشمنى و قهر بين دو نفر،
نماز و روزه را باطل نمىكند.
شكّيات
نماز
س
533 : كسى كه در ركعت سوم نماز شك كند كه قنوت را
به جاآورده يا خير، چه حكمى دارد؟ آيا نمازش را تمام كند و يا از هنگام شك آن را
قطع نمايد؟
ج: به شك مذكور اعتنا نمىشود و نماز صحيح است و در اين مورد چيزى بر
مكلّف واجب نيست.
س
534 : آيا در نماز نافله به شك در غير از ركعتهاى
آن اعتنا مىشود؟ مثل شك در اين كه يك سجده انجام داده يا دو سجده؟
ج: شك در
اقوال و افعال نماز نافله همان حكم شك در اقوال و افعال نماز فريضه را دارد، در اين
كه اگر از محل آن تجاوز نكرده است به آن اعتنا مىشود و اگر از محل انجام آن تجاوز
كرده است، به آن اعتنا نمىشود.
س
535 : با توجه به اين كه كثير الشك نبايد به شك
خود اعتنا كند، اگر براى او در نماز شكى پيش آمد، وظيفهاش چيست؟
ج: بايد بنا بر
انجام كارى بگذارد كه در آن شك كرده است، مگر آنكه انجام آن موجب بطلان نماز شود كه
در اين صورت بنا بر عدم انجام آن مىگذارد، بدون اين كه در اين مورد فرقى بين
ركعتها و افعال و اقوال نماز باشد.
س
536 : اگر شخصى بعد از چند سال متوجه بطلان
عبادتهايش شود و يا در آن شك كند، وظيفهاش چيست؟
ج: به شك بعد از عمل اعتنا
نمىشود، و در صورت علم به بطلان، واجب است عبادتهاى قابل تدارك را قضاء
نمايد.
س
537 : اگر
شخصى سهوا بعضى از اجزاء نماز را به جاى بعضى ديگر انجام دهد و يا در هنگام نماز
نگاهش به جايى بيفتد يا سهوا
ً حرف بزند، آيا نماز او باطل است؟ وظيفه او
چيست؟
ج: عمل سهوى در نماز موجب بطلان آن نمىشود، ليكن در بعضى از موارد باعث
وجوب سجده سهو مىگردد، مگر آنكه ركنى از نماز را كم يا زياد كند كه موجب بطلان
نماز مىشود.
س
538 : اگر
فردى يك ركعت از نماز را فراموش كند و در ركعت آخر يادش بيايد، مثلا فكر مىكرد كه
ركعت اول نمازش ركعت دوم است لذا ركعت سوم و چهارم را هم به جا آورد، و در ركعت
آخرى متوجه شد كه در ركعت سوم است، وظيفه او چيست؟
ج: واجب است هر ركعتى را كه
به جا نياورده، قبل از سلام نمازبه جا آورد و سپس سلام دهد و در اين صورت اگر
سهواً عمل زا
ئدى انجام داده يا بعضى از واجبات نماز را كه ركن
نيستند، سهواً ترك كرده باشد، بايد دو سجده
سهو هم انجام دهد، و اگر تشهد واجب نماز را در محل خود انجام نداده، بنا بر احتياط
قضاى آن هم واجب است.
س
539 : براى
مكلّف دانستن تعداد ركعتهاى نماز احتياط، كه يك ركعت است يا دو ركعت، چگونه
ممكناست؟
ج: تعداد ركعتهاى نماز احتياط به مقدار كمبود احتمالى در نماز است.
بنابراين در شك بين دو و چهار، دو ركعت نماز احتياط، واجب است. و در شك بين سه و
چهار، يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته، واجب است.
س
540 : آيا
اگر كلمهاى از ذكرهاى نماز يا آيات قرآنى يا دعاهاى قنوت، سهوا
ً غلط خوانده شود، سجده سهو واجب مىشود؟
ج:
واجب نيست.
نماز
قضا
س
541 : من
تا سن هفده سالگى با مسأله احتلام و غسل و
مانند آن آشنا نبودم و از كسى هم درباره آنها چيزى نشنيده بودم و خودم هم معناى
جنابت و وجوب غسل را نمىفهميدم، لذا نماز و روزهام تا اين سن اشكال دارد،
اميدوارم وظيفه مرا بيان فرماييد.
ج: همه
نمازهايى را كه در حال جنابت خواندهايد
بايد قضا كنيد، ولى روزهاى را كه در حال جنابت بدون علم به اصل جنابت گرفتهايد
صحيح و مجزى است و قضا ندارد.
س
542 :
متأسفانه من در گذشته بر اثر نادانى و ضعف اراده مبتلا به عمل شنيع استمناء بودم،
لذا گاهى نماز نمىخواندم كه مدت دقيق آن را به
ياد ندارم. نماز نخواندن من به صورت مستمر نبوده بلكه مربوط به زمانى است كه
جنب بودم و غسل نكردهام كه گمان مىكنم حدود شش ماه باشد. تصميم گرفتهام نمازهايم
در اين مدت را قضا كنم، آيا قضاى آنها واجب است يا خير؟
ج: هر مقدار از نمازهاى
روزانهاى را كه مىدانيد انجام ندادهايد و يا در حال جنابت خواندهايد، قضاى آن
بر شما واجب است.
س
543 : شخصى
كه نمىداند نماز قضا برذمّهاش هست يا خير، اگر نماز مستحبى يا نافله بخواند، بر
فرض كه نماز قضا داشته باشد، آيا به عنوان نماز قضاى او محسوب مىشود؟
ج: نوافل
و نمازهاى مستحب به جاى نماز قضا محسوب نمىشوند، و اگر نماز قضا بر عهده او باشد،
واجب است آن را به نيت نماز قضا بخواند.
س
544 : من
حدود شش ماه است كه به سن تكليف رسيدهام. چند هفته قبل از رسيدن به آن سن فكر
مىكردم تنها علامت بلوغ، تمام كردن پانزده سال هجرى قمرى است. ولى اكنون كتابى
راجع به علامتهاى بلوغ پسران خواندم كه در آن علامتهاى ديگرى براى بلوغ ذكر شده كه
در من وجود دارند ولى زمان پيدايش آنها را نمىدانم. آيا در حال حاضر قضاى نماز و
روزه بر عهده من هست يا خير؟ با توجه به اين كه من گاهى نماز مىخواندم و ماه رمضان
سال گذشته را به طور كامل روزه گرفتهام، وظيفه من در اينباره چيست؟
ج: قضاى
همه نمازها و روزههايى كه يقين به فوت آنها
پس از رسيدن به سنّ بلوغ و تكليف شرعى داريد، واجب است.
س
545 : اگر
شخصى در ماه مبارك رمضان سه بار غسل جنابت كند مثلا در روزهاى بيستم، بيست و پنجم و
بيست و هفتم غسل نمايد، و بعد يقين كند كه يكى از آن غسلها باطل بوده است، نماز و
روزه او چه حكمى دارد؟
ج: روزهاش صحيح است ولى بنا بر احتياط، قضاى نمازها
بطورى كه يقين به فراغت ذمّه پيدا كند، واجب است.
س
546 : شخصى بر اثر جهل به حكم شرعى، مدتى ترتيب را
در غسل رعايت نكرده است، نماز و روزه او چه حكمى دارد؟
ج: اگر غسل را به نحوى
انجام داده كه شرعا باطل است قضاى نمازهائى كه در اين حالت با حدث اكبر خوانده،
واجب است. ولى روزهاش، اگر در آن هنگام اعتقاد به صحت غسل خود داشته، محكوم به صحت
است.
س
547 : كسى كه قصد دارد نماز قضاى يك سال را
بخواند، چگونه بايد آن را انجام دهد؟
ج: مىتواند با يكى از نمازها شروع كند و
به ترتيبى كه نمازهاى پنجگانه يوميه را مىخواند، آن را ادامه دهد.
س
548 : شخصى مدت زيادى نماز قضا بر عهده دارد، آيا
مىتواند آنها را به ترتيب زير بجا آورد؟
1- مثلا بيست بار نماز صبح
بخواند.
2- هر يك از نماز ظهر و عصر را بيست بار بخواند.
3- هر يك از نماز
مغرب و عشاء را بيست بار بخواند و تا يك سال به همين صورت ادامه دهد.
ج: قضاى
نمازها به ترتيب مذكور اشكال ندارد.
س
549 : شخصى از ناحيه سر مجروح شده و قسمتى از مغز
وى آسيب ديده كه بر اثر آن دست و پاى چپ و زبانش فلج گشته است. و همچنين نماز را
فراموش كرده و قادر به يادگيرى آن نيست ولى مىتواند اجزاى نماز را با خواندن از
كتاب و يا شنيدن از نوار، تشخيص دهد. در حال حاضر وى در رابطه با نماز دو مشكل
دارد، يكى اين كه قدرت تطهير محل بول و وضو گرفتن را ندارد، دوم اين كه در قرائت
نماز مشكل دارد. تكليف او چيست؟ و همچنين نسبت به نمازها
يى كه تقريبا
ً به مدت شش ماه از او فوت شده است، چه حكمى
دارد؟
ج: اگر بتواند هر چند با كمك ديگران، وضو يا تيمم بگيرد واجب است نماز را
به هر نحوى كه مىتواند بخواند اگرچه با شنيدن ازنوار يا خواندن از روى نوشته و
مانند آن باشد. و در مورد طهارت بدن، اگر قدرت بر تطهير آن هر چند به كمك ديگران
ندارد، با همان بدن نجس نماز بخواند، صحيح است. قضاى نمازهاى گذشتهاى هم كه از وى
فوت شده، واجب است مگر نمازهايى كه بر اثر
بيهوشى كه در تمام وقت نماز ادامه داشته، از او فوت شده باشد.
س
550 : در
دوران جوانى نمازهاى ظهر و عصر من بيشتر از نمازهاى مغرب و عشاء و صبح قضا شدهاند
كه پشت سر هم بودن و تعداد و ترتيب آنها را نمىدانم. آيا در اين مورد بايد نماز
دورهاى خوانده شود؟ و نماز دورهاى چيست؟ اميدواريم توضيح فرما
ييد.
ج: در نماز قضا مراعات ترتيب واجب نيست و
خواندن مقدارى كه يقين به قضا شدن آن داريد كافى است و دوره كردن و تكرار نماز براى
احراز ترتيب بر شما واجب
نيست.
س
551 : گاهى پس از ازدواج مايعى از من خارج مىشد
كه اعتقاد به نجس بودن آن داشتم. لذا به نيت غسل جنابت غسل كرده و نمازم را بدون
وضو مىخواندم. در رسالههاى عمليه اين مايع، م
َذى ناميده شده است. و اكنون نمىدانم نمازها
يى را كه بدون وضو بىآنكه جنب باشم با غسل جنابت
خواندهام، چه حكمى دارد؟
ج: قضاى همه نمازها
يى كه بعد از خروج آن مايع، بدون وضو و با غسل
جنابت خواندهايد، واجب است.
س
552 : كافرى پس از مدتى اسلام آورده است. آيا قضاى
نماز و روزههايی
كه انجام نداده، واجب است؟
ج: واجب
نيست.
س
553 : بعضى
از افراد بر اثر تبليغات گمراه كننده كمونيستها چندين سال نماز و واجبات خود را ترك
كردهاند ولى بعد از پيام تاريخى امام راحل به سران شوروى سابق پى به اشتباه خود
بردند و به سوى خداوند توبه نمودهاند، آنها در حال حاضر قادر به قضاى همه آن
نمازها و روزهها نيستند، وظيفه آنها چيست؟
ج: بر آنان واجب است نمازها و
روزههاى فوت شده را به هر مقدار كه قدرت دارند قضا و جبران نمايند.
س
554 : شخصى فوت كرده و قضاى روزه ماه مبارك رمضان
و نماز بر عهده اوست و فرزند ذكورى هم ندارد. مقدارى مال بجا گذاشته كه براى قضاى
يكى از نماز و روزه كفايت مىكند. در اين صورت قضاى نماز مقدم است يا روزه؟
ج:
ترجيحى بين نماز و روزه نيست و بر ورثه واجب نيست كه ما ترك وى را صرف قضاى نماز و
روزه او نمايند، مگر آنكه در اين باره وصيت كرده باشد، كه در اين صورت بايد به وصيت
او در اجير گرفتن از ثلث تركه يا تمام آن براى قضاى نماز و روزهاش به هر مقدار كه
كفايت مىكند عمل كنند.
س
555 : من در اكثر اوقات نماز خود را خوانده و در
صورت فوت شدن نماز، آن را قضا كردهام، و اين نمازهاى فوت شده هم مواردى بوده كه يا
من خواب ماندهام و يا بدن و لباسم نجس بوده و در تطهير آنها كوتاهى كردهام. مقدار
نمازهاى قضا شده يوميّه، آيات و قصر را كه
بر عهده من است، چگونه محاسبه نمايم؟
ج: قضاى نمازها
يى كه يقين به فوت شدن آنها داريد، كافى است، و از
اين مقدار هر كدام را كه يقين داريد نماز قصر يا آيات بوده بايد بر وفق يقين
خودآنها را به جا آوريد، و بقيه را به عنوان قضاى نمازهاى يوميه بخوانيد و چيزى
بيشتر از اين مقدار بر شما واجب نيست.
نماز قضاى پدر و
مادر
س
556 : پدرم سكته مغزى نموده و مدت دو سال مريض بود
و بر اثر سكته قادر به تشخيص خوب و بد نبود يعنى قدرت تفكر و تعقل از او سلب شده
بود. در اين دو سال نماز و روزه خود را انجام نداده است. آيا قضاى نماز و روزه او
بر من كه پسر بزرگ خانواده هستم واجب است؟ البته مىدانم كه اگر وى بيماريهاى مذكور
را نداشت، قضاى نماز و روزههاى او بر من واجب بود. اميدوارم مرا در اين مسئله
راهنمائى فرمائيد.
ج: اگر ضعف عقلى وى به حدى كه عنوان جنون بر آن صدق كند
نرسيده و در تمام اوقات نماز در حال اغماء نبوده است، قضاى نمازها و روزههاى فوت
شده او بر شما واجب است، و گرنه چيزى از بابت آن بر شما نيست.
س
557 : اگر شخصى فوت كند، چه كسى بايد كفاره روزه
او را بپردازد؟ آيا بر پسران و دختران وى دادن كفاره واجب است يا شخص ديگرى هم
مىتواند آن را بدهد؟
ج: كفاره روزه كه بر پدر واجب است اگر به نحو تخييرى بوده
است، يعنى وى هم توانايى روزه گرفتن را
داشته و هم اطعام را، در اين صورت اگر بتوان آن را از تَرَكه خارج كرد، از آن
برداشت مىشود. در غير اين صورت بر پسر بزرگتر واجب است روزه را
بگيرد.
س
558 : مرد بزرگسالى به دلايل مشخصى از خانوادهاش
جدا شده و برقرارى ارتباط با آنها براى او مقدور نيست. وى فرزند بزرگ خانواده هم
هست و پدرش در اين مدت فوت كرده است و نمىداند چه مقدار نماز قضا و غير آن بر عهده
پدرش مىباشد و مال كافى هم براى اجير گرفتن در اختيار ندارد و خودش هم به علت سن
زياد نمىتواند آنها را بجا آورد، وظيفه وى چيست؟
ج: قضاى نمازهاى پدر واجب نيست
مگر آن مقدارى كه پسر بزرگتر يقين به فوت آن دارد و بر پسر بزرگتر واجب است نمازهاى
پدرش را به هر صورتى كه امكان دارد، قضا نمايد و اگر از انجام آن حتى از اجير گرفتن
براى انجام آن هم عاجز باشد، معذور است.
س
559 : اگر فرزند بزرگ ميّت دختر و فرزند دوم او
پسر باشد، آيا قضاى نمازها و روزههاى پدر و مادر بر اين پسر واجب است؟
ج: ملاك
واجب بودن قضاى نماز و روزه پدر و مادر اين است كه فرزند مذكر از ديگر اولاد ذكور
ميّت اگر ميّت اولاد ذكور داشته باشد بزرگتر باشد، و در فرض سؤال قضاى نماز و روزه
پدر بر پسر كه فرزند دوم پدر است واجب مىباشد و قضاى نماز و روزهاى كه از مادر
فوت شده نيز واجب است.
س
560 : اگر پسر بزرگ چه بالغ باشد يا غير بالغ، قبل
از پدر فوت كند. آيا قضاى نمازهاى پدر از فرزندان ديگر ساقط مىشود؟
ج: تكليف
قضاى نماز و روزه پدر بر پسر بزرگى واجب است كه هنگام وفات پدر زنده باشد هر چند
فرزند اول يا پسر اول پدر نباشد.
س
561 : من پسر بزرگ خانواده هستم. آيا واجب است
براى خواندن نمازهاى قضاى پدرم، از او تا زنده است تحقيق كنم؟ يا اين كه بر او واجب
است مرا از مقدار آن آگاه نمايد؟ در صورتى كه مرا مطلع نكند، تكليف من چيست؟
ج:
تفحص و سؤال بر شما واجب نيست ولى بر پدر واجب است تا فرصت دارد خودش بخواند و اگر
نتوانست وصيت نمايد. بهرحال پسر بزرگ مكلّف است بعد از فوت پدرش، آن مقدار از نماز
و روزههايى را كه يقين دارد از پدرش فوت
شده است، قضا نمايد.
س
562 : اگر شخصى فوت كند و همه دارا
يى او خانهاى باشد كه فرزندانش در آن سكونت
دارند، و نماز و روزه بر ذمّه او باشد و پسر
بزرگ او هم به علت كارهاى روزانه قادر به قضاى آن نباشد، آيا واجب است اين خانه را
بفروشند و نماز و روزه او را قضا نمايند؟
ج: در فرض مرقوم فروش خانه واجب نيست
ولى قضاى نماز و روزهاى كه به عهده پدر است، در هر حالى بر پسر بزرگتر واجب است
مگر در صورتى كه ميّت وصيت به اجير گرفتن از ثلث تركهاش كرده باشد و ثلث تركه هم
براى انجام همه نماز و روزههاى او كفايت كند كه در اين صورت ثلث تركه بايد براى آن
مصرف شود.
س
563 : آيا اگر پسر بزرگ كه قضاى نماز پدر بر عهده
اوست فوت نمايد، انجام آنها بر ذمه وارث پسر بزرگ است يا اين كه به پسر بعدى پدر
(برادر پسر بزرگ) منتقل مىشود؟
ج: قضاى نماز و روزه پدر كه بر پسر بزرگ واجب
است با فوت وى پس از فوت پدرش بر پسر و يا برادر او واجب نمىشود.
س
564 : اگر پدرى اصلا نماز نخوانده باشد، آيا همه
نمازهاى او قضا دارد؟ و انجام آنها بر پسر بزرگ او واجب است؟
ج: بنا بر احتياط
در اين صورت هم قضاى آنها واجب است.
س
565 : پدرى كه همه اعمال عبادى خود را عمدا
ً انجام نداده است، آيا بر پسر بزرگ قضاى همه
نمازها و روزههايى را كه پدرش انجام نداده
و به پنجاه سال مىرسد، واجب است؟
ج: اگر ترك نماز و روزه بر اثر طغيان باشد،
قضاى آنها بر پسر بزرگ واجب نيست. ولى در اين صورت هم احتياط در قضاى آنها ترك
نشود.
س
566 : اگر قضاى نماز و روزه بر عهده پسر بزرگ باشد
و قضاى نماز و روزه پدر هم برآن اضافه گردد، كدام يك مقدم است؟
ج: در اين صورت
مخيّر است و شروع به انجام هر كدام كند، صحيح است.
س
567 : پدرم مقدارى نماز قضا دارد ولى قدرت انجام
آن را ندارد. آيا بر من كه پسر بزرگ خانواده هستم جايز است در زمان حيات پدرم
نمازهاى فوت شده او را قضا نمايم و يا شخصى را اجير كنم تا آن را انجام دهد؟
ج:
نيابت از شخص زنده براى انجام نماز و روزه قضا صحيح نيست.
نماز
جماعت
س
568 : امام جماعت در نماز بايد چه نيتى بكند؟ آيا
نيت جماعت بايد بكند يا نيت فرادى؟
ج: اگر بخواهد فضيلت نماز جماعت را درك كند
بايد قصد امامت و جماعت كند، و اگر بدون قصد امامت نماز، مشغول آن شود، نماز وى و
اقتداى ديگران به او اشكال ندارد.
س
569 : در اماكن نظامى هنگام برپا
يى نماز جماعت كه در وقت ادارى است، تعدادى از
نظاميان بخاطر شرايط كارى در آن شركت نمىكنند با آنكه انجام آن كارها بعد از وقت
ادارى و يا در روز بعد ممكن است. آيا اين عمل سبك شمردن نماز است؟
ج: شركت در
نماز جماعت، فى نفسه واجب نيست ولى بهتر است در وقت آن براى درك فضيلت نماز اول وقت
و جماعت، كارهاى ادارى بگونهاى تنظيم شود كه آنها بتوانند اين فريضه الهى را بصورت
جماعت و در كمترين مدت بخوانند.
س
570 : نظر جنابعالى درباره انجام كارهاى مستحبى
مثل نماز مستحب يا دعاى توسل و يا ساير دعاهاى طولانى كه قبل يا بعد از نماز جماعت
و يا در اثناى آن در نماز خانه ادارات دولتى برگزار مىشود و بيشتر از نماز جماعت
طول مىكشد، چيست؟
ج: دعاها و اعمال مستحبى زائد بر فريضه الهى نماز جماعت كه از
شعائر اسلامى است، اگر منجر به تضييع وقت ادارى و تأخير در انجام كارهاى واجب شود،
اشكال دارد.
س
571 : آيا اقامه نماز جماعت دوم در نزديكى مكانى
كه نماز جماعت در آن جا با حضور تعداد زيادى از نمازگزاران اقامه مىشود، و صداى
اذان و اقامه آن شنيده مىشود، صحيح است؟
ج: اقامه نماز جماعت دوم اشكال ندارد،
ولى مناسب است مومنين در يك مكان اجتماع كرده و همگى در يك نماز جماعت شركت كنند تا
بر عظمت مراسم دينى نماز جماعت افزوده شود.
س
572 : بعضى از اشخاص هنگام برپا
يى نماز جماعت، اقدام به خواندن نماز فرادى
مىكنند، اين كار چه حكمى دارد؟
ج: اين عمل اگر تضعيف نماز جماعت و اهانت و بى
احترامى به امام جماعتى كه مردم اعتماد به عدالت او دارند، محسوب شود، جايز
نيست.
س
573 : در محلهاى چند مسجد وجود دارد كه در همه
آنها نماز جماعت اقامه مىشود، خانهاى بين دو مسجد واقع شده كه فاصله آن از يك
مسجد ده خانه و از ديگرى دو خانه است، در اين خانه هم نماز جماعت اقامه مىشود، اين
نماز جماعت چه حكمى دارد؟
ج: سزاوار است اقامه نماز جماعت وسيله وحدت و انس باشد
نه اينكه باعث ايجاد جو اختلاف و تفرقه گردد، در هر صورت اقامه نماز جماعت در خانه
مجاور مسجد، اگر باعث اختلاف و پراكندگى نگردد اشكال ندارد.
س
574 : آيا جايز است شخصى بدون اجازه امام جماعت
راتب مسجد كه مورد تأ
ييد مركز اداره امور مساجد است، در آن مسجد نماز
جماعت اقامه كند؟
ج: اقامه نماز جماعت متوقف بر اجازه امام جماعت راتب مسجد نيست
ولى بهتر است كسى مزاحم امام جماعت راتب مسجد هنگام حضور وى در آن مسجد براى اقامه
نماز جماعت نشود، و حتى اگر ايجاد مزاحمت براى او موجب برانگيخته شدن فتنه و مانند
آن شود، حرام است.
س
575 : اگر گاهى امام جماعت سخنى بگويد و يا مزاحى
كند كه خوشايند و مناسب شأن عالم دينى نباشد، آيا با اين كار از عدالت ساقط
مىشود؟
ج: اگر مخالف شرع و منافى مروّت نباشد، ضررى به عدالت
نمىزند.
س
576 : آيا اقتدا به امام جماعت بدون شناخت واقعى
او جايز است؟
ج: اگر عدالت او نزد مأموم به هر طريقى ثابت باشد، اقتدا به او
جايز و نماز جماعت صحيح است.
س
577 : اگر شخصى اعتقاد به عدالت و تقواى فردى
داشته باشد و در همان زمان معتقد باشد كه شخص مزبور در مواردى به او ظلم كرده است،
آيا مىتواند او را به طور كلى عادل بداند؟
ج: تا براى او احراز نشود كه عمل آن
امام جماعت كه او آن را ظلم مىشمارد با علم و اختيار و بدون مجوز شرعى بوده، مجاز
نيست حكم به فسق او نمايد.
س
578 : آيا نيت اقتدا به امام حاضر بدون شناخت نام
و ديدن چهره او صحيح است؟
ج: اگر به عدالت او از هر طريقى اطمينان حاصل شود،
اقتدا به وى صحيح است.
س
579 : آيا اقتدا به امام جماعتى كه مىتواند امر
به معروف و نهى از منكر كند ولى انجام نمىدهد، جايز است؟
ج: مجرد ترك امر به
معروف و نهى از منكر كه ممكن است بر اثر عذر مقبولى نزد مكلّف باشد، به عدالت ضرر
نمىزند و مانع اقتدا به او نيست.
س
580 : به نظر شما معناى عدالت چيست؟
ج: عدالت
عبارت از حالت نفسانى است كه باعث مىشود انسان هميشه تقوا
يى داشته باشد كه مانع از ترك واجبات يا انجام
محرمات شرعى است، و براى احراز آن، حسن ظاهر كه غالبا
ً بيانگر عدالت است، كافى مىباشد.
س
581 : ما تعدادى جوان هستيم كه در تكيهها و
حسينيهها دور هم جمع مىشويم و هنگام رسيدن وقت نماز فرد عادلى را مقدم كرده و
براى نماز به او اقتدا مىكنيم. ولى بعضى از برادران به اين كار اشكال نموده و
مىگويند امام راحل «قدس سره» خواندن نماز پشت سر غير عالم دينى را حرام مىداند،
وظيفه ما چيست؟
ج: اگر براى برادران عزيز براحتى خواندن نماز پشت سر عالم دينى
كه او را شايسته اقتدا مىدانند، و لو با رفتن به مساجد نزديك، امكان دارد، سزاوار
نيست به غير عالم اقتدا كنند. بلكه اقتدا به غير عالم دينى در بعضى از موارد خالى
از اشكال نيست.
س
582 : آيا دو نفر مىتوانند نماز جماعت اقامه
كنند؟
ج: اگر مراد تشكيل نماز جماعتى است كه مركب از امام و يك مأموم باشد،
اشكال ندارد.
س
583 : اگر مأموم در نماز جماعت ظهر و عصر حمد و
سوره را براى تمركز ذهن قرائت كند با اينكه بر او واجب نيست، نماز او چه حكمى
دارد؟
ج: واجب است مأموم در نماز ى كه بايد آهسته خوانده شود مثل نماز ظهر و
عصر، هنگام قرائت حمد و سوره توسط امام، سكوت كند و قرائت براى او جايز نيست حتى
اگر براى تمركز ذهن باشد.
س
584 : اگر امام جماعت با دوچرخه براى اقامه نماز
جماعت برود و همه قوانين عبور و مرور را رعايت كند، چه حكمى دارد؟
ج: اين كار به
عدالت و صحت امامت جماعت ضرر نمىزند، مگر اينكه در عرف منطقه عمل مستهجن و منافى
با شأن امام جماعت و مرو
ّت باشد.
س
585 : اگر انسان نماز جماعت را بطور كامل درك نكند
و به آخر آن برسد و براى درك ثواب آن، تكبيرة الاحرام را گفته و به حالت تجافى
بنشيند و تشهد را با امام بخواند و بعد از سلام او برخيزد و ركعت اول را بخواند،
آيا اين كار را در تشهد ركعت دوم نمازهاى چهار ركعتى هم مىتواند انجام دهد؟
ج:
اين طريق مختص تشهد آخر نماز جماعت و براى درك ثواب جماعت است.
س
586 : آيا جايز است امام جماعت براى نماز اجرت
بگيرد؟
ج: جايز نيست مگر آنكه براى مقدمات حضور در جماعت باشد.
س
587 : آيا جايز است امام جماعت در يك زمان
عهده دار امامت دو نماز (دو نماز عيد يا هر
نمازى) گردد؟
ج: تكرار نماز جماعت براى يكبار به خاطر مأمومين ديگر در نمازهاى
يوميه جايز و بلكه مستحب است. ولى جواز آن در نماز عيد مشكل است.
س
588 : اگر امام جماعت در ركعت سوم يا چهارم نماز
عشاء باشد و مأموم در ركعت دوم، آيا بلند قرائت كردن حمد و سوره بر مأموم واجب
است؟
ج: در فرض سؤال واجب است حمد و سوره را آهسته بخواند.
س
589 : در نماز جماعت بعد از سلام ابتدا آيه صلوات
بر پيامبر تلاوت مىشود و نمازگزاران سه مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد «صلى الله
عليهم اجمعين» مىفرستند، بعد از آن سه بار تكبير مىگويند و سپس شعارهاى سياسى به
صورت دعا و برائت توسط مومنين با صداى بلند داده مىشود، آيا اين كار اشكال
دارد؟
ج: قرائت آيه و ذكر صلوات بر پيامبر و آل او «صلى الله عليهم اجمعين» نه
تنها اشكال ندارد بلكه مطلوب بوده و ثواب دارد، و مواظبت بر شعارهاى اسلامى و شعار
انقلاب اسلامى (تكبير و ملحقات آن) كه يادآور رسالت و اهداف بلند انقلاب
اسلامىاست، هم مطلوباست.
س
590 : اگر شخصى در ركعت دوم نماز جماعت به مسجد
برسد و بر اثر جهل به مسأله، تشهد و قنوت را
كه بايد در ركعت بعد بجا آورد، انجام ندهد، آيا نماز صحيح است؟
ج: نماز صحيح
است. ولى قضاى تشهد و دو سجده سهو هم براى ترك تشهد بر او واجباست.
س
591 : آيا رضايت كسى كه در نماز به او اقتدا
مىشود شرط است؟ و آيا اقتدا به مأموم صحيح است؟
ج: رضايت امام جماعت شرط صحت
اقتدا نيست، و اقتدا به مأموم تا وقتى كه نمازش را به جماعت ادامه مىدهد صحيح
نيست.
س
592 : دو نفر كه يكى امام است و ديگرى مأموم،
اقامه نماز جماعت كردهاند. شخص سومى به تصور اينكه فرد دوم امام است به او اقتدا
مىكند و بعد از نماز مىفهمد كه وى مأموم بوده نه امام، نماز شخص سوم چه حكمى
دارد؟
ج: اقتدا به مأموم صحيح نيست ولى زمانى كه انسان نداند و به او اقتدا كند،
اگر در ركوع و سجود به وظيفه نمازگزار منفرد عمل كرده بدين معنى كه ركنى را
عمداً و يا سهوا
ً كم يا زياد نكرده باشد، نمازش صحيح
است.
س
593 : آيا
كسى كه قصد خواندن نماز عشاء دارد، مىتواند به كسى كه نماز مغرب مىخواند اقتدا
نمايد؟
ج: اشكال ندارد.
س
594 : آيا عدم رعايت ارتفاع محل نماز امام نسبت به
مأمومين، موجب بطلان نماز آنها مىشود يا خير؟
ج: اگر بلندى جايگاه امام نسبت به
جايگاه مأمومين، بيشتر از حدى باشد كه شرعاً
مجاز است، موجب بطلان نماز جماعت است.
س
595 : اگر يكى از صفهاى نماز جماعت بطور كامل از
افرادى تشكيل شده باشد كه نماز شان قصر
(شکسته)
است و نماز همه افراد صف بعدى تمام باشد، اگر افراد صف جلو بعد از خواندن دو
ركعت نماز فوراً براى خواندن دو ركعت بعدى
اقتدا كنند، آيا نماز كسانى كه در صف پشت سر آنها هستند، نسبت به دو ركعت آخر نماز،
جماعت باقى مىماند يا فرادى مىشود؟
ج: با اين فرض كه نماز همه افراد صف جلو
قصر است، صحت نماز جماعت صفهاى بعدى محل اشكال است. احوط اين است كه صفهاى بعدى،
بعد از اينكه افراد صف اول براى سلام نماز نشستند، نماز خود را بصورت فرادى
بخوانند.
س
596 : اگر مأموم در آخر يكى از دو طرف صف اول نماز
ايستاده باشد، آيا مىتواند قبل از مأمومينى كه بين او و امام ايستادهاند، وارد
نماز جماعت شود؟
ج: اگر مأمومينى كه بين او و امام ايستادهاند، بعد از اينكه
امام جماعت شروع به نماز كرد، آماده خواندن نماز باشند، مىتواند به نيت جماعت وارد
نماز شود.
س
597 : كسى كه به ركعت سوم نماز جماعت برسد و به
خيال اينكه امام در ركعت اول است، چيزى نخواند، آيا اعاده نماز بر او واجب
است؟
ج: اگر قبل از ركوع متوجه شود قرائت واجب است، ولى اگر بعد از اينكه داخل
ركوع شد متوجه شود، نماز او صحيح است و چيزى بر او واجب نيست هر چند احتياط مستحب
اين است كه دو سجده سهو براى ترك سهوى قرائت بجا آورد.
س
598 : براى برگزارى نماز جماعت در ادارههاى دولتى
و دبيرستانها نياز شديدى به امام جماعت وجود دارد، و چون غير از من عالم ديگرى در
منطقه وجود ندارد، مجبور هستم يك نماز را در مكانهاى مختلف براى سه يا چهار بار به
عنوان امام جماعت اقامه كنم و چون همه مراجع نماز جماعت دوم را اجازه مىهند، آيا
در بيشتر از آن نيت نماز قضاى احتياطى جايز است؟
ج: اعاده نمازى كه بصورت جماعت
اقامه شده، فقط يك بار براى جماعت ديگر اشكال ندارد ولى تكرار آن بيشتر از يك بار
محل اشكال است، و امامت به نيت نماز قضاى احتياطى هم صحيح نيست.
س
599 : يكى از دانشگاهها اقدام به برگزارى نماز
جماعت براى كارمندان خود در يكى از ساختمانهاى مربوط به دانشگاه كه در مجاورت يكى
از مساجد شهر قرار دارد، كرده است، با توجه به اينكه در همان زمان در آن مسجد نماز
جماعت اقامه مىشود، شركت در نماز جماعت دانشگاه چه حكمى دارد؟ و آيا اجبار و الزام
كارمندان توسط مسؤولين دانشگاه تغييرى در
حكم ايجاد مىكند؟
ج: شركت در نماز جماعتى كه از نظر ما موم واجد شرايط اقتدا و
جماعت است، اشكال ندارد، هر چند نزديك مسجدى باشد كه در همان زمان در آن نماز جماعت
برگزار مىشود، ولى وادار كردن و اجبار كارمندان براى شركت در نماز جماعت توجيه
شرعى ندارد.
س
600 : آيا نماز خواندن پشت سر امام جماعتى كه شغل
قضاوت دارد ولى مجتهد نيست، صحيح است؟
ج: اگر شغل قضاوت او بعد از نصب وى توسط
كسى كه صلاحيت نصب را دارد، باشد مانع اقتدا به او در نماز نيست.
س
601 : آيا كسى كه در نماز مسافر مقلد امام خمينى
«قدس سره» است مىتواند به امام جماعتى
كه در
آن مسأله
مقلد مرجع ديگرى
است، بخصوص در نماز جمعه، اقتدا
نمايد؟
ج: اختلاف در تقليد مانع از صحت اقتدا
نيست، ولى اقتدا در نمازى كه طبق فتواى مرجع تقليد مأموم قصر است و طبق فتواى مرجع
تقليد امام جماعت تمام است، يا بالعكس صحيح نيست.
س
602 : اگرامام جماعت سهوا
ً بعدازتكبيرةالاحرام بهركوع برود، وظيفه مأموم
چيست؟
ج: اگر مأموم بعد از داخل شدن در نماز جماعت و پيش از رفتن به ركوع متوجه
شود واجب است نيت فرادى نموده و حمد و سوره را قرائت كند.
س
603 : اگر تعدادى از دانشآموزان غير بالغ مدارس
بعد از صف سوم يا چهارم نماز جماعت ايستاده باشند و بعد از آنها تعدادى از افراد
مكلّف ايستاده باشند، نماز مكلفين صفهاى بعدى چه حكمى دارد؟
ج: در فرض مذكور
اشكال ندارد.
س
604 : آيا تيمم بدل از غسل نسبت به امام جماعتى كه
معذور است، براى اقامه نماز جماعت كافى است؟
ج: اگر شرعا
ً معذور باشد، مىتواند با تيمم بدل از غسل، امام
جماعت شود و اقتدا به او اشكال ندارد.