مروری بر بعد اقتصادی حجّ

تألیف:محمدتقی رهبر

هر یك از احكام و شرایع ـ حتّی عبادی آنها ـ دارای آثار معیشتی، دنیوی و اقتصادی است; چرا كه شرایع اسلامی تأمین كننده سعادت انسان در دنیا و آخرت و مدافع مصالح و منافع جامعه بشری در همه ابعاد به هم پیوسته حیات است. و با توجّه به این نكته، كه مصالح دنیوی و امور معیشتی ضرورتی است ـ كه هر چند به عنوان مقدمه ـ برای دستیابی به سعادت ابدی بشر، غیر قابل اجتناب است، از این رو فرموده اند: «مَنْ لا مَعاشَ لَهُ لا مَعادَ لَهُ».
این ویژگی; یعنی «عنایت به معیشت و اقتصاد جامعه اسلامی در حج»، به دلیل جهانشمولی اش، بیشتر جلب نظر می كند و اسلام با نگرش ویژه خود به مسأله حجّ ونقش تعیین كننده آن در عزّت و عظمت امّت و با توجّه به ضرورت توانمندی اقتصادی در دستیابی به استقلال و اقتدار مسلمین برای امور معیشتی و اقتصادی و تجاری در موسم، راهكارهایی را گشوده است كه آیات و روایات فقه و سیره اسلامی بیانگر آن می باشد.
كنگره جهانی حج، دربرگیرنده منافع مسلمین است و زائران كشورهای اسلامی دراین كنگره، از آن منافع بهره مند می شوند; چنانكه آیه كریمه بیانگر است: {وَ أَذِّنْ فِی النّاسِ بِالْحَجِّ یأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلَی كُلِّ ضَامِرٍ یأْتِینَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ * لِیشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ یذْكُرُوا اسْمَ اللهِ فِی أَیامٍ مَعْلُوماتٍ عَلَی ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ اْلأَنْعامِ فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِیرَ}1
«در میان مردم آهنگ حج را صلا ده تا پیاده یا سواره، بر شتران لاغر (رهوار) از سرزمین های دور به سوی تو آیند و شاهد منافع خود باشند و در روزهای معین خدا را یاد كنند كه آنان را از گوشت حیوانات روزی داده است. پس بخورید از آنها و به مستمندان نیازمند بخورانید.»
این آیات، به نكاتی در فلسفه حج اشاره دارد:
ـ یاد خدا كردن و روحیه ایمانی و معنوی را تقویت نمودن.
ـ شاهد منافع خود بودن كه به دلیل اطلاق و عدم تقیید به قید خاص، شامل منافع مادّی و معنوی است و منافع اقتصادی را نیز شامل می شود.
ـ متعاقب آن، از گوشت قربانی و خوردن و خورانیدن و اطعام به مستمندان سخن گفته است.
ابن عباس در تفسیر آیه كریمه می گوید:«منافع الدنیا والآخرة، أمّا منافع الآخرة فرضوان الله تعالی، وأمّا منافع الدنیا فما یصیبون من منافع البُدن والذبائح والتجارات».2
«منافع یاد شده در آیه; عبارت است از منافع دنیا و آخرت; منافع آخرت خشنودی خداوند است و منافع دنیا آن چیزی است كه مردم از گوشت قربانی و تجارت به دست می آورند.»
همانگونه كه آیه كریمه: {لَیسَ عَلَیكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ...}3 بیانگر است، متعاقب توصیه به تقوا به عنوان ره توشه آخرت در این سفر روحانی در آیه قبل، به حج گزاران تذكّر می دهد كه ضمن انجام عبادت و ذكر خدا و تحصیل ره توشه تقوا مانعی وجود ندارد كه از منافع اقتصادی و معیشتی نیز بهره گیرند.
مرحوم طبرسی گوید: مفاد این آیه رخصت دادن به كسب و تجارت، پس از انجام مناسك حج است و این در روایات ائمه معصوم(علیهم السلام) آمده است.4
و نیز عیاشی از امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه فوق چنین روایت كرده است: «یعْنِی: الرِّزْقَ إِذَا أَحَلَّ الرَّجُلُ مِنْ إِحْرَامِهِ وَ قَضَی نُسُكَهُ فَلْیشْتَرِ وَ لْیبِعْ فِی الْمَوْسِمِ».5
مقصود از طلب فضل خداوند، تحصیل روزی است، هنگامی كه شخص از احرام خارج شد و اعمال حج را به پایان برد، در موسم به خرید و فروش بپردازد.
شایان گفتن است: از همان آغاز كه امّ القرای توحید تأسیس شد در دعای حضرت ابراهیم(علیه السلام) آمده كه ضمن نیایش با خدای خود گفت: {...وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ یشْكُرُونَ}6 و بدین گونه از خداوند خواست خاندان خود و ساكنان این سرزمین مقدّس را از ثمرات روزی دهد و در آن بیابان خشك و سوزان، نعمت های خویش را ارزانی دارد تا آنان سپاسگوی حقّ باشند. و از اینجا استفاده می شود كه مسأله رزق و معیشت در سرزمین حرم و جوار كعبه نیز جایگاه مهمّ خود را در حیات مادّی و معنوی امّت موحد دارد و حضرت خلیل آن را در دعای خود منظور داشته است. و چنین شد و اراده خداوندی بر این تعلّق گرفت كه آن وادی بی حاصل و بی آب و علف همیشه آباد و پر رونق باشد و از نعمت های فراوان برخوردار گردد. قرآن از این عنایت خداوندی كه همواره استمرار داشته و خواهد داشت، بدینگونه سخن می گوید:{أَوَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً یجْبی إِلَیهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَیءٍ}7 «آیا حرم امنی در اختیار آنان ننهادیم كه همه نوع ثمرات و كالاها بدان سوی برده می شود.» وگرنه چگونه باور كردنی است شهری كه در میان سنگ های سخت و صخره های سیاه و كوه های دست اندر گریبان محاصره شده بتواند بار انداز ارزاق و كالاهای گوناگون از سراسر جهان باشد.

تلفیق دنیا و آخرت
در پاسخ به این پرسش كه اگر حج یك عبادت و سیر و سفر الی الله است، چگونه می توان مقاصد مادّی را در آن جای داد؟ باید گفت: هر گاه دنیا با آخرت هماهنگ و در جهت «رضای حقّ» و «مصلحت خلق» باشد، در بینش اسلامی نه تنها مذموم و نكوهیده نیست بلكه مطلوب و ضروری است. شریعت اسلام آمیزه ای است از تكالیف و احكامی كه «معاش» و «معاد» را ملحوظ داشته، باملاحظه این نكته كه معیشت مقدمه سعادت آخرت است. در حج نیز مقاصد دنیوی و اخروی با همین فلسفه لحاظ شده است و بلكه عنایت به مسائل معیشتی، بازرگانی و اقتصادی در حج، پررنگ تر از دیگر احكام شریعت به چشم می خورد و همانگونه كه ملاحظه می كنیم و صراحتاً در آیات و روایات مورد توجّه قرار گرفته است.
پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) می فرماید: «مَنْ أَرَادَ الدُّنْیا وَ اْلآخِرَةَ فَلْیؤُمَّ هَذَا الْبَیتَ».8
«كسی كه خواهان دنیا و آخرت است، باید آهنگ این خانه كند.»
و نیز می فرماید : «حُجُّوا تَسْتَغْنُوا»;9 «حج به جای آورید تا بی نیاز گردید.» شاید رمز و نكته كلام نبوی این باشد كه: اصولاً حج بار مالی قابل توجّهی را می طلبد و افزون بر آن، مشكلات را در بردارد كه طبیعی این سفر است و گاه می شود علاقه به ثروت و وسوسه های نفسانی و شیطانی آدمی را از بذل و خرج در این سفرِ دشوار باز می دارد و آنگاه خانه خدا كه برای مصلحت خلق سرپا است، خلوت می شود و شكوه امّت اسلامی كم رنگ می گردد.
لذا خداوند آن را با منافع دنیوی نیز همراه ساخته و وعده خیر و استغنا به زائران داده است تا از سنگینی هزینه ها نهراسند و به هر بهایی، حج خانه خدا كنند.
در عمل و تجربه نیز چنین بوده كه حج نه تنها زیان مالی به بار نیاورده، بلكه سبب توسعه رزق و استغنا و بی نیازی بوده است; همانگونه كه در كلام گهربار پیامبر گرامی دیدیم و امام علی بن الحسین(علیهما السلام) می فرماید: «حُجُّوا وَ اعْتَمِرُوا تَصِحَّ أَبْدَانُكُمْ وَ تَتَّسِعْ أَرْزَاقُكُمْ وَ تُكْفَوْنَ مَئُونَاتِ عِیالِكُمْ».10
«حج و عمره به جای آورید تا بدن هایتان سالم بماند و روزیتان گشاده گردد و مخارج خانواده تان تأمین شود.»

امیرالمؤمنین(علیه السلام) طی خطبه ای با اشاره به نقش حج در نفی فقر و زدودن گناه می فرماید:«حَجُّ الْبَیتِ وَ اعْتِمَارُهُ فَإِنَّهُمَا ینْفِیانِ الْفَقْرَ وَ یرْحَضَانِ الذَّنْبَ».11
«حج و عمره خانه خدا فقر را از میان برمی دارد و گناهان را پاك می كند.»
جالب آنكه برخی روایات علاوه بر بیان آثار مثبت حج در تأمین حوایج مادّی و گشادگی روزی و رفع نیازمندی و فقر، به آثار منفی ترك حج نیز اشاره شده و صراحتاً بیان می كند كه اگر كسی با داشتن توان مالی و استطاعت، این فریضه عظیم را ترك كند، باید از عواقب این گناه و تهی دستی هراسان باشد. پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) در خطبه الغدیر فرمود:
«مَعَاشِرَ النَّاسِ حُجُّوا الْبَیتَ فَمَا وَرَدَهُ أَهْلُ بَیت إِلاَّ اسْتَغْنَوْا وَ لا تَخَلَّفُوا عَنْهُ إِلاَّ افْتَقَرُوا».12
«ای مردم، برای حج رهسپار بیت الله شوید; زیرا هیچ خاندانی بر آن وارد نشدند مگر آنكه بی نیاز گشتند و تخلّف ننمودند مگر آنكه فقیر و تهی دست شدند.»
از قول امام صادق و امام كاظم(علیهما السلام) نیز در روایتی آمده است: «الْحَاجُّ لا یمْلِقُ أَبَداً قُلْتُ وَ مَا اْلإِمْلاقُ؟ قَالَ: اْلإِفْلاسُ، ثُمَّ قَالَ: وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاق».13 حج گزار هرگز تهی دست و ورشكسته نگردد.
بدین ترتیب حج افزون بر آثار معنوی، از پاداش دنیوی و نعمت های مادّی نیز برخوردار است و بی نیازی و استغنا و بركت و سلامت همراه می آورد.

تجارت ضمن عبادت
در سفر حج به كسب و تجارت اجازه داده شده و چنانكه اشاره كردیم فلسفه آن بالا بردن توان مالی حج گزاران و در نتیجه تقویت عموم مسلمانان از رهگذر این كنگره جهانی است و تجارت و كسب در سفر حج خود عاملی است در برگزاری این فریضه جهانشمول و تأمین معاش گروهی از زائران كه اگر كسب و تجارت نكنند، قادر به تأمین هزینه سفر خود نیستند. از این رو، رخصت داده شده كه زائران از سود تجارت و داد و ستد و امثال آن در چهارچوب شرع و به تناسب شؤون بهره گیرند تا بدین وسیله استطاعت مالی و توان افراد بالا رفته و اجتماع حج فزونی گیرد.
معاویة بن عمار می گوید: از امام صادق پرسیدم كسی كه به قصد تجارت رهسپار مكه می شود یا شتران خود را كرایه می دهد، حج او ناقص است یا تمام؟ حضرت در پاسخ فرمود: حج او تمام است; (عَنْ مُعَاوِیةَ بْنِ عَمَّار قَالَ قُلْتُ لاَِبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) الرَّجُلُ یخْرُجُ فِی تِجَارَة إِلَی مَكَّةَ أَوْ یكُونُ لَهُ إِبِلٌ فَیكْرِیهَا حَجَّتُهُ نَاقِصَةٌ أَمْ تَامَّةٌ قَالَ لا بَلْ حَجَّتُهُ تَامَّةٌ ).14

محمد بن سنان می گوید: امام علی ابن موسی الرضا(علیهما السلام) در پاسخ به سؤالاتی چند كه طی نامه ای برای من نوشتند، از فلسفه حج نیز سخن گفتند و پس از ذكر اسرار عبادی و عرفانی و آثار معنوی و فرهنگی و تربیتی و تاریخ آن، به اقتصاد و آثار معیشتی نیز اشاره كردند. در بخشی در این نامه آمده است:«وَ مَعَ مَا فِی ذَلِكَ لِجَمِیعِ الْخَلْقِ مِنَ الْمَنَافِعِ... وَ مَنْفَعَةِ مَنْ فِی شَرْقِ اْلأَرْضِ وَ غَرْبِهَا وَ مَنْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ مِمَّنْ یحُجُّ وَ مِمَّنْ لَمْ یحُجَّ مِنْ تَاجِر وَ جَالِب وَ بَائِع وَ مُشْتَر وَ كَاسِب وَ مِسْكِین وَ قَضَاءِ حَوَائِجِ أَهْلِ اْلأَطْرَافِ وَ الْمَوَاضِعِ الْمُمْكِنِ لَهُمُ اْلإِجْتِمَاعُ فِیها كَذلِكَ {...لِیشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ...}».15
«یكی از علل وجوب حج منافعی است كه از این رهگذر به همه خلق می رسد، و نیز منافعی است كه نصیب كسانی كه در شرق و غرب و خشكی و دریا هستند می شود; چه آنهایی كه حج می گزارند و یا آنان كه به حج نیامده اند; اعم از تاجر یا واردكنندگان، فروشنده یا خریدار، پیشه ور یا مستمند. و همچنین حج تأمین كننده نیازهای ساكنان اطراف و امكنه ای است كه می توانند در موسم اجتماع كنند تا بدین وسیله شاهد منافع خود باشند.»

به موجب این روایت آثار اقتصادی حج منحصر به حج گزاران نیست بلكه میلیون ها انسان كه در گوشه و كنار جهان اسلام به سر می برند و هزاران خانواده در حرم و خارج حرم و حوالی مكه و كسانی كه در اقصی نقاط، به نوعی با منافع حج سر و كار دارند از بركات حج بهره مند می شوند. از كشاورزی كه محصول تولید می كند، هنرمندی كه آثار هنری و دستی می آفریند، دامداری كه دام می پرورد، راننده ای در حمل و نقل مشاركت دارد، بازرگانی كه آذوقه و نیاز زائران را به صورت كلی و جزئی فراهم می سازد و سایر اصناف و اهل حرفه كه در پدید آوردن امكانات این سفر سهیم اند، همگی از منافع حج بهره می برند.

در بازار اقتصادی حج میلیون ها انسان; از خرد و كلان تغذیه می شوند، نیاز سالانه خود را تأمین می كنند، حتی فقرایی كه قدرت كار ندارند از احسان و انفاق حاجیان و ذبیحه زائران بهره می برند و اگر این امكانات و همین گوشت قربانی با برنامه ای دقیق پیاده می شد و به مصرف نیازمندان در هر شهر و اقلیمی می رسید، هزاران تن گوشت پاك و پاكیزه قربانی به هدر نمی رفت و به گرسنگان دنیا می رسید. علاوه بر این، وجوهات شرعیه و برّیه و صدقه و انفاق، اعانه بسیار ارزشمندی برای نیازمندان خواهد بود و نیز سوغات سفر كه نباید منحصر به نزدیكان و اقوام باشد بلكه سهم مساكین و محرومان نیز به گونه ای در آن لحاظ گردد تا از این رهگذر به آشنا و بیگانه مساعدتی هرچند اندك عاید گردد و موجب تحبیب قلوب و پیوند اجتماعی افزون باشد.
امام صادق(علیه السلام) در روایتی دیگر به بیان آثار اقتصادی و معیشتی حج پرداخته و در پاسخ به هشام بن حكم كه فلسفه وجوب حج را می پرسد، چنین می فرماید: «فَجَعَلَ فِیهِ اْلإِجْتِمَاعَ مِنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لِیتَعَارَفُوا وَ لِیتَرْبِحَ كُلُّ قَوْم مِنَ التِّجَارَاتِ مِنْ بَلَد إِلَی بَلَد وَ لِینْتَفِعَ بِذَلِكَ الْمُكَارِی وَ الْجَمَّالُ وَ لِتُعْرَفَ آثَارُ رَسُولِ اللَّهِ(صلی الله علیه وآله) وَ تُعْرَفَ أَخْبَارُهُ وَ یذْكَرَ وَ لا ینْسَی وَ لَوْ كَانَ كُلُّ قَوْم إِنَّمَا یتَّكِلُونَ عَلَی بِلادِهِمْ وَ مَا فِیهَا هَلَكُوا وَ خَرِبَتِ الْبِلادُ وَ سَقَطَتِ الْجَلَبُ وَ اْلأَرْبَاحُ وَ عَمِیتِ اْلأَخْبَارُ وَ لَمْ تَقِفُوا عَلَی ذَلِكَ...».16
«مقرر شد تا مردم از شرق و غرب به این سرزمین بیایند و یكدیگر را بشناسند و همه گروه ها از تجارت و حمل و نقل كالا از شهری به شهر دیگر بهره گیرند. و چارپادار و شتربان سود برند و آثار و اخبار پیامبر خدا شناخته شود و در خاطره ها تجدید گردد و فراموش نشود و اگر قرار بود هر جمعیتی تنها از كشورها و شهرهای خودشان و حوادث و مسائل منطقه ای سخن بگویند مردم نابود می شدند و شهرها ویران می گردید و بازرگانی و سود آوری تعطیل می شد و اخبار و حوادث در پرده ابهام می ماند و كسی برآنها آگاهی نمی یافت.»
چنانكه ملاحظه می كنیم: امام صادق(علیه السلام) در این روایت به آثار جهانشمول حج توجه داده و مسائلی را یادآور شده اند:
1 ـ اطلاع و آگاهی از آثار پیامبر خدا كه در این سرزمین پربركت پا به عرصه وجود نهاد و بزرگترین مكتب آسمانی را پی افكند و آثار جاودانش خاطره وحی و رسالت و مجاهدت ها را در اذهان تداعی می كند كه این موضوع از بعد فرهنگی جای تشریح و بیان دارد.
2 ـ آشنایی مسلمانان با یكدیگر در این كنگره عظیم جهانی توحید و تبادل نظر در مسائل جهانی مسلمین و خروج از حصار تنگ نژاد و سرزمین و رنگ و سایر مشخصه های اقلیمی و پیوستن به اقیانوس بی كران امت اسلامی و جهان انسانی و چنگ زدن به ریسمان الهی كه جهان اسلام را به صورت یك پیكر درآورده تا در جهت حل مشكلات و دردها و رنج ها و رایزنی و چاره اندیشی بپردازند ـ از بعد اجتماعی و سیاسی جای بحث فراوان دارد.
3 ـ فراگیر بودن منافع حج نسبت به عموم مسلمین و بلكه عموم مردم جهان، از حج گزار و غیر آنها كه از این دریای متلاطم و چشمه فیاض، هر گروهی حسب حال و استعداد خود به نوعی بهره گیرند.
4 ـ تأكید بر این كه مردم نباید با تنگ نظری و محدودنگری، تنها به مصالح و منافع خود و منطقه جغرافیایی خاص خود بیندیشند كه این نوع تفكر، جهان را به ویرانی می كشد و سرنوشت انسان ها را تباه می سازد و این با فلسفه و بینش جهانشمول اسلام و انسان دوستی و نگرش فراملیتی و برون مرزی آن در تضاد است.
اسلام آیین بشریت است. پس در اجتماع عظیم حج باید مصالح همه انسان ها و همه كشورها مدنظر قرار گیرد تا منافع آن فراگیر شود و {...قِیاماً لِلنّاسِ...} تحقق پذیرد و آبادی شهرها و حیات انسان ها به این است كه چرخ های اقتصادی به گردش درآید و همه انسان ها از این رهگذر سود برند، فقر و تهیدستی از جامعه رخت بربندد، عمران و آبادانی بیاید و تمدن اسلامی نیرومند شود. بدین ترتیب، موسم حج، سایر كشور و انسان ها را نیز تغذیه می كند و افراد بسیاری در پرتو آن ارتزاق می كنند و بدین ترتیب تعاون بین الملل اسلامی در حج تحقق می پذیرد.

مسأله جهانی شدن و جهانی سازی
از مسائلی كه در عصر ما در پهنه سیاست و فرهنگ و اقتصاد مطرح است مسأله جهانی سازی و جهانی شدن است. هرچند این بحث مجالی مناسب تر و میدانی گسترده تر می طلبد تا صاحب نظران و نظریه پردازان در آن به بحث و گفتگو بنشینند اما در اینجا به تناسب موضوع و با در نظر داشتن نكات ارزشمند و شایان تأمل كه در سخن امام صادق(علیه السلام) دیدیم با نگرشی اجمالی به موضوع، تا آنجا كه به منافع حج در بعد اقتصادی مرتبط است می نگریم.
چنانكه اشاره شد موضوع جهانی سازی از مسائلی است كه امروزه در سطح بین الملل مورد مذاكره و مشاجره است. در جهان غرب گروه هایی به نقد این اندیشه پرداخته و به مبارزه با این سیاست استعماری برخاسته اند، در حالی كه سیاست های حاكم كه در اندیشه كنترل و قبضه كردن توان اقتصادی و به دنبال آن سیاسی و فرهنگی همه كشورها هستند، بر آن پای می فشارند و آن را به عنوان راه كاری برای سلطه بیشتر جهانی خود برگزیده اند. چنانكه می دانیم: دولت آمریكا سردمدار این تفكر است، تفكر تك قطبی كردن جهان به مركزیت غرب و سركردگی آمریكا. روند جهانی سازی بر آن است كه تا هویت و اعتبار كشورها، به ویژه جهان سوم را بیش از پیش محو و نابود سازد و وابستگی شدیدتری را پی ریزی كند. در روند جهانی سازی، نه تنها اقتصاد بلكه قومیت، ملیت، فرهنگ و سیاست ملل، تحت سلطه لگدكوب ابرقدرت ها می شود، و این یك فاجعه بزرگ دیگر برای دولت ها و ملت های جهان سوم به ویژه كشورهای اسلامی است و در این طرح استكباری، جهان اسلام به دلیل ذخائر كلان طبیعی بیشتر هدف توطئه می باشد.
تنها راه مقابله با این سیاست استكباری وحدت امت هاست و بازیابی هویت دینی، ملی، تاریخی و تكیه بر منافع مشترك و روآوردن به پیمان های منطقه ای در ابعاد مختلف فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی و مشتركات دینی، و قطع وابستگی ها و گسستن غل و زنجیرهایی است كه غرب به سركردگی آمریكا بر كشورها نهاده است.
بنابراین جهانی سازی یك طرح استكباری است، در حالی كه جهانی شدن زیر لوای توحید و وحدت امت، در فلسفه اجتماعی اسلام منظور گردیده و حج می تواند نقش مؤثر در تحقق آن داشته باشد.
قرآن كریم، كعبه و حج را {...قِیاماً لِلنّاسِ...} ; یعنی عامل برپایی و پایداری و استقلال مردم خوانده است. و امت اسلام با تكیه بر این ستون استوار الهی می تواند دریای انسان های مؤمن را به یكدیگر پیوند دهد و روح واحد را بر آنها حاكم سازد. این قوام و استواری كه قرآن بدان اشارت فرموده است، شامل دین و دنیای مردم می شود. در این خصوص روایتی است از امام صادق(علیه السلام) كه در پاسخ به ابان ابن تغلب كه معنای آیه فوق را می پرسد، می فرماید: «جَعَلَهَا اللَّهُ لِدِینِهِمْ وَ مَعَایشِهِمْ»17 «خداوند كعبه را قائمه ای برای دین مردم و معیشت و زندگی آنان قرار داد.»
بدین ترتیب حج از منظر اقتصادی و معیشتی نیز در قوام امت تأثیر به سزا دارد. با این بیان:
1 ـ فعالیت های اقتصادی می تواند به برگزاری این مراسم عبادی، سیاسی یاری رساند.
2 ـ مردم بسیاری در پرتو حج امرار معاش می كنند و چرخ های اقتصادی به حركت در می آید و عمران و آبادانی را به همراه می آورد.
3 ـ قدرت اقتصادی مسلمانان می تواند در صحنه بین المللی، آنان را مقتدر سازد و از وابستگی و طفیلی بودن در همه زمینه ها برهاند.
4 ـ از این رهگذر می توان تولید كار و اشتغال نمود و از حجم بیكاری كاست و علاوه بر آن زمینه بسیاری از مفاسد اخلاقی را از میان برد.
5 ـ حج فرصتی است كه مسلمانان می توانند فراورده های صنعتی، محصولات كشاورزی و سنّتی و سایر تولیدات خود را در این بازار بین المللی اسلامی عرضه كنند و به صورت نمایشگاه بازرگانی در معرض دید جهانیان قرار دهند و مشوّق یكدیگر به تولید و تكاپوی اقتصادی باشند و با همكاری یكدیگر كشورهای اسلامی را به رشد و توسعه هدایت كنند و تبادل اطلاعات نمایند و از تجارب یكدیگر بهره گیرند.

وضع كنونی بازار حرمین
با تأسف، كشورهای اسلامی از چنین فرصتی غفلت ورزیده و سرزمین وحی را با مظاهر صادرات بیگانگان پوشش داده اند. بازار مكّه و مدینه امروزه به نمایشگاه صنعتی و تجاری غرب و شرق تبدیل شده است. در آنجا محصولات كشورهای اسلامی كمتر به چشم می خورد و عمده سوداگران اصلی این بازار غیر مسلمانان و حتّی از دشمنان اسلام هستند كه انبوه ثروت و ارز مسلمین را به تاراج می برند و به كمپانی ها و كارخانه ها و جیب سرمایه داران بیگانه می ریزند درست همان وضعی كه در كشورهای اسلامی می گذرد. تولیدات و صادرات خارجی بازار مسلمین را پر می كند و بازار تولیدات داخلی به هر دلیل كساد می شود و وابستگی و دنباله روی روز افزون می گردد. جا دارد كه كشورهای اسلامی و دولت ها و ملّت ها و برنامه ریزان اقتصاد بیدار شوند و به این امر بیندیشند و در بازار مصرف تجدید نظر كنند و تا آنجا كه ممكن است از فراورده های خودی مصرف كنند و از تجمّل و تنوّع گرایی در مصرف به ساده زیستی و معیشت عادلانه برگردند و در بالا بردن سطح علم و هنر و حرفه و تولید بكوشند تا استقلال اقتصادی به دست آورند و بازار حج می تواند در این بیداری و تحوّل نقش آفرین باشد.

تذكار چند نكته مهم
1 ـ هدف اصلی و علّت غایی در هر عبادتی ـ از جمله حج و عمره ـ همانا توجّه به خدا و طلب قرب او و تحصیل آخرت است. این مقصد اساسی را هرگز نباید با اغراض دنیوی و اهداف مادّی كمرنگ ساخت. بنابراین، هرگاه از آثار مادی و كسب و تجارت و اقتصاد و معیشت سخن به میان می آید، جنبه آلی دارد نه استقلالی; زیرا در اسلام، مادیات مقدمه معنویات است و دنیا مقدمه آخرت. از این رو در روایات آمده است: «الْحَجُّ وَ الْعُمْرَةُ سُوقَانِ مِنْ أَسْوَاقِ اْلآخِرَةِ اللَّازِمُ لَهُمَا مِنْ أَضْیافِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنْ أَبْقَاهُ أَبْقَاهُ وَ لا ذَنْبَ لَهُ وَ إِنْ أَمَاتَهُ أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ ».18
«حج و عمره دو بازارند از بازارهای آخرت، آن كس كه به این دو تمسك جوید در زمره میهمانان خدا است اگر او را زنده بدارد گناهی برای وی باقی نگذارد و اگر بمیراند او را در بهشت برین جای دهد.»
به همین دلیل از كسانی كه حج را وسیله تفرّج و تجارت و تكدّی قرار داده اند نكوهش شده است. پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) در روایتی كه از آینده روزگار خبر می دهد، درباره كسانی كه حج را وسیله مقاصد مادّی قرار داده اند، با لحن انتقادی فرموده است: «یأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ یكُونُ فِیهِ حَجُّ الْمُلُوكِ نُزْهَةً وَ حَجُّ اْلأَغْنِیاءِ تِجَارَةً وَ حَجُّ الْمَسَاكِینِ مَسْأَلَةً ...».19
«برای مردم زمانی می رسد كه حج زمامدارانشان برای تفریح و تفرّج و حج توانگران برای تجارت و زراندوزی و حج مستمندان برای سؤال و تكدّی گری است.»
در بدو امر چنین به نظر می رسد میان روایاتی كه از كسب و تجارت در حج نكوهش كرده و روایاتی كه تكسّب و تجارت را مجاز می دانند و بلكه بدان توصیه می كنند، تناقض وجود دارد. این نكته مورد توجّه فقها و محدّثین ما بوده است و به حلّ آن پرداخته اند. محدّث بزرگ مرحوم شیخ حرّ عاملی در مقام جمع این روایات می گوید: «روایت پیامبر(صلی الله علیه وآله) (كه حجّ اغنیا را تجارت می داند) بر بطلان حج دلالت ندارد و در مقام نكوهش نیست بلكه صرفاً جنبه اخباری دارد و یا در مقام نكوهش كسانی است كه به قصد تفرّج و تجارت به حج می روند و یا بیانگر كراهتِ آمیختن سفر حج به تجارت و امثال آن می باشد، هر چند اعمال حج در چنین وضعیتی مجزی است و با انجام آن تكلیف ساقط می شود.»
در هر حال مسلّم است كه هر عبادتی، اگر با انگیزه مادّی و بدون قصد تقرّب انجام شود، نه تأثیر معنوی دارد و نه مسقط تكلیف است و حج نیز چنین است. فلسفه بنیادین حج آهنگ خدا و آخرت و انقطاع از خلق و پیوستن به حقّ است و ابراهیم وار از همه تعلقات رهیدن و از زندان طبیعت خلاص شدن. بنابراین بر حج گزاران است كه این سفر معنوی و الهی را با مقاصد دنیوی و مادّی نیالایند و معنویت حج را كمرنگ نكنند. وظیفه روحانیون و راهنمایان است كه زائران خانه خدا و مسافران دیار وحی را پیش از سفر و در سفر، به فلسفه حج توجّه دهند و تفهیم كنند زائری كه پس از عمری انتظار توفیق حج یا عمره به دست آورده، دریغ است لحظه های شیرین و گرانقدر این سفر روحانی را خرج بازار و خیابان و سرگرمی به داد و ستد و سود و سودا كند و كالایی حمل كنند و با خفّت و ذلّت در بازارها و به شیوه دوره گردها بفروشند! به خصوص آنكه برخی حركات زننده در انظار حجّاج كشورهای دیگر برای زائران ما سرشكست و موجب وهن است و باید از آن جدّاً پرهیز كرد و با فروش تسبیح و زعفران و غیره حیثیت حاجیان ایرانی را لكه دار نكرد; زیرا آنچه در باب تجارت در حج گفته شده، خارج از این شیوه عمل است.
غرض از این تذكّر این نیست كه بُعد اقتصادی حج نادیده گرفته شود كه مثل معروف «هر سخن جایی و هر نكته مقامی دارد.»
2 ـ كسب و تجارت در حج و عمره برای برخی از زائران و غیر زائران امری ضروری است كه در روایات هم بدان مثال زده شده; زائرانی كه قوام معیشت و تأمین زندگی شان به خرید و فروش و استفاده از این بازار بستگی دارد. بسیاری از زائران كه در حوالی مكّه و مدینه زندگی می كنند و در موسم حج حاضر می شوند، مردمی هستند فقیر و توشه سفر آنان همان است كه در موسم، در خرید و فروش به دست می آورند و یا ذخیره مخارج خانواده خود در طول سال می كنند. برای آنها كسب و تجارت موضوعیت دارد و برخی رانندگانی هستند كه اجیر می شوند و در ضمن خدمت به حجاج مناسك حج را نیز انجام می دهند. برخی خدمه ای هستند كه به بركت خدمت، توفیق مناسك را نیز به دست می آورند. آمار اینگونه زائران به صدها هزار بالغ می گردد و همه ساله چنین زائرانی در موسم حضور دارند. شارع مقدس اسلام راه را بر اینان نبسته علاوه بر اینكه خدمات این گروه زائران به زائران دیگر نیز در برگزاری حج و خدمات لازم كمك و یاری می رساند و در مجموع خدمات متقابل این گروه ها در سفر پر مشقت حج اجتناب ناپذیر است و منافی با عبادت و قصد تقرّب هم نیست و لذا فقهای عظام در باب «حج خدمه» بابی از فقه گشوده و مسائل آن را تبیین كرده اند و اشكالی در اعمال و مناسك این قشر از زائران وجود ندارد.

بازار مشترك اسلامی
3 ـ در باب اقتصاد حج به مسأله مهمتری باید توجّه كرد و آن اینكه منافع اقتصادی حج در زمان حاضر، فراتر از منافع خُرد و كوچك اقتصادی است.
حج موقعیتی است كه به تجارت كلان و خدمات عمده دیگر نیاز دارد. كه دولت ها یا تجّار كشورها و شركت ها و كارخانه ها در آن نقش دارند. اگر كالاهای عمده از كشورهای اسلامی به بازار حج و در جهت تأمین تداركات آن حمل و نقل گردد، تأثیر بسیار عمیقی در اقتصاد كشورهای اسلامی خواهد داشت. عمده نیاز زائران می تواند از كشورهای اسلامی و به وسیله شركت ها و بخش های اقتصادی مسلمین و دولت های اسلامی تأمین گردد و در این صورت روا نیست كالایی كه امكان تهیه آن از كشورهای اسلامی وجود دارد، از كشورهای دیگر تهیه شود. مانند گوشت و مرغ كه عمدتاً (در موسم) از كشورهای غربی خریداری و مصرف می شود كه علاوه بر جنبه اقتصادی خالی از شبهات شرعی هم نیست. اگر كشورهای اسلامی با برنامه ای سنجیده و حساب شده با یكدیگر همكاری داشته باشند، می توانند بسیاری از این نوع كالاها را خود تهیه و با آرم و نشان كشور اسلامی عرضه نمایند. در چنین صورتی است كه آثار كلان اقتصادی حج در مجموعه جامعه اسلامی نمودار می گردد و میلیون ها نفر از دست اندركاران تولید بهره می برند و توان اقتصادی مسلمین كه زیربنای بسیاری از مسائل دیگر است، بالا می رود. تشكیل بازار مشترك اسلامی در حج بهترین فرصتی است برای كشورهای مسلمان تا این پیوند و مشاركت اقتصادی در طول سال ها پابرجا بماند و بدان وسیله با فقر و بیكاری كه دو عامل عمده مفاسداند مبارزه شود. تأثیر چنین پروژه ای بر سایر ابعاد زندگی مسلمین چون بعد فرهنگی و سیاسی غیر قابل انكار است. در عصری كه دشمنان اسلام برای جهانی سازی كشورها با هدف وابستگی دائم ملّت ها تلاش می كنند، مسلمین می توانند برای جهانی شدن مكتب و آرمان خود با اهداف انسانی و الهی با یك عزم عمومی گام بردارند و وحدت امّت را پایه ریزی كنند. جمعیت ها و تشكّل های بین الملل اسلامی می بایست در این راستا حركت كنند و به صرف شعار و اجلاس و تعارفات بسنده نكنند.

قربانی از منابع اقتصادی حج
همه ساله در موسم حج میلیون ها رأس دام طبق سنّت اسلامی و احیای خاطره ابراهیم و اسماعیل با هدف معنوی و معیشتی قربانی می شود. قربانی علاوه بر جنبه معنوی آن، كه نمادی از فداكردن و فدا شدن در مسیر رضای الهی و وسیله تحصیل تقوا و تقرّب و نزدیكی به خدا و ذبح كردن و سربریدن تعلّقات مادّی در راه رسیدن به معنویت و عرفان است، آثار مادّی و اقتصادی شایان توجّهی را همراه دارد. اگر تنها دو میلیون دام گوسفند و گاو و شتر هر سال در منا و موسم قربانی شود و معدل گوشت خالص هر یك را 30 كیلوگرم فرض كنیم این مقدار معادل شصت میلیون كیلوگرم گوشت خواهد بود و اگر هر كیلو گوشت تنها دو هزار تومان فرض شود به رقمی معادل صد و بیست میلیارد تومان خواهد رسید! چنین سرمایه عظیمی همه ساله می تواند بخش قابل توجّهی از خوراك مستمندان و نیازمندان را در سراسر جهان تأمین كند. مع الأسف فلسفه قربانی در گذشته از این بابت چنانكه شایسته آن مراسم عظیم است، مورد توجّه قرار نگرفته و سالیان دراز عمده این منبع پاك و مقدس اسلامی طعمه حریق گردیده و جز بخش كوچكی از آن به مصرف نرسیده است.

اقدامات بانك توسعه اسلامی
خوشبختانه در سنوات اخیر بانك توسعه اسلامی كه با سرمایه كشورهای اسلامی عضو سازمان كنفرانس اسلامی تأسیس شده و جمهوری اسلامی ایران نیز عضو فعّال آن می باشد، مسؤولیت كشتارگاه های محدوده جغرافیای منا و نقاط نزدیك به آن را عهده دار گردیده و با در اختیار گرفتن كشتارگاه های تحت اختیار سازمان جهت جلوگیری از هدر رفتنِ گوشت قربانی اقدامات مؤثری نموده است. و سازمان حج و زیارت با هماهنگی بعثه مقام معظّم رهبری، تشویقِ حجاج ایرانی به استفاده از تسهیلات بانك جهت انجام قربانی را تجربه نمود كه این تجربه در سال گذشته نتیجه بسیار خوبی داشته است; به طوری كه تمامی گوشت های 70032 رأس گوسفند ذبیحه توسّط 5/80% حجّاج ایرانی در میان فقرا و نیازمندان توزیع شد و بر اساس هماهنگی به عمل آمده میان بانك توسعه اسلامی و كمیته امداد امام خمینی(قدس سره) به زودی 000/20 لاشه گوشت قربانی جهت توزیع در میان فقرا و محرومان داخل كشور جمهوری اسلامی به ایران انتقال خواهد یافت و در سال آینده نیز این تعداد به 000/70 لاشه خواهد رسید. بدین ترتیب آرزوی دیرینه این سنّت حسنه اسلامی، در حال جامه عمل پوشیدن است و مشكل تضییع قربانی مرتفع می گردد و از رهگذر حج، قشرهای وسیعی از نیازمندان جهان زیر پوشش این منبع غذایی قرار می گیرند.
مشكلی كه در این میان وجود دارد محدودیت زمانی و مكانی و امكانات ذبح قربانی و جمع آوری آن طی یك روز عید قربان است كه از این بابت شایان ذكر است بنابه اظهار رییس بانك توسعه، حدود 300 هزار حاجی خارجی شافعی مذهب قبل از ایام تشریق در محدوده جغرافیایی شهر مكّه و شهروندان سعودی كه سالانه جمعیت زیادی از حجاج را تشكیل می دهند و در مكّه و اطراف آن قربانی می كنند و تعداد زیادی با گرفتن روزه از انجام قربانی معاف می شوند. مع الوصف رقم بسیار بالای قربانی طی یك روز و در منطقه محدود، خالی از دشواری نیست و بسیار می شود كه زائران ایرانی كه در روز عید موفق به انجام قربانی نمی شوند و به روز یازدهم می انجامد ناچارند از احرام خارج نشوند. جای آن دارد كه علما و فقهای عظام نسبت به ضرورت امر ترتیب اعمال منا در این مقطع باز نگری كرده و راهكارهای فقهی مناسبی ارائه فرمایند تا زائران ایرانی بتوانند با آرامش كامل و بدون نگرانی اعمال خود را انجام دهند.

روایات و فلسفه قربانی
باری فلسفه قربانی چنانكه در آیات و روایات بدان تصریح شده، اطعام مساكین و گرسنگان است همانگونه كه آیه كریمه: {فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ...}20 و آیه {فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِیرَ...}21 دستور می دهد كه چون قربانی ذبح شد و بر زمین افتاد از آن بخورید و به مستمندان و فقیران و گدایان بخورانید. و روایت نبوی: «إِنَّمَا جَعَلَ اللَّهُ هَذَا الاَْضْحَی لِتَشْبَعَ مَسَاكِینُكُمْ مِنَ اللَّحْمِ فَأَطْعِمُوهُمْ»22 «خداوند این قربانی را از آن جهت مقرّر داشت تا مستمندان شما از آن به حدّ كافی بهره برند پس آنان را اطعام كنید.» اطعام گرسنگان را در فلسفه قربانی ملحوظ داشته، نه هدر دادن آن را. به خاطر همین حكمت تعدد قربانی نیز مطلوب است چنانكه از پیامبر(صلی الله علیه وآله) نقل شده كه 63 شتر به عدد سال های عمر مباركشان در منا با دست خود نحر نمودند و به علی(علیه السلام) دستور دادند شتران دیگری را قربانی كند تا به صد شتر برسد كه مفهوم این روایات توسعه دادن هر چه بیشتر كمك های انسانی به نیازمندان از رهگذر مناسك حج است.
به طور خلاصه، قربانی سرمایه كلان و ارزشمند اقتصادی و معیشتی است برای گرسنگانی كه در سراسر جهان با فقر و تهی دستی دست به گریبانند و از كمبود غذا رنج می برند.

مبارزه با استثمار
نكته دیگری كه در اقتصاد حج شایان تأمل است اینكه: نباید موسم حج و بازار اقتصادی آن و یا نذورات و تبرّعات و سایر منابع مالی و معیشتی به صورت ابزار ثروت اندوزی در دست معدودی پولدار و استثمارگر باشد. این موضوع علاوه بر آنكه در طرح های جامع اقتصادی اسلام همه جا نقش بنیادین ایفا می كند. در حج نیز به دلیل اهمیت ویژه اش لحاظ گردیده است. با چنین فلسفه اقتصادی است كه ائمه دین(علیهم السلام) مردم را توجّه می دادند كه هدایا و نذورات كعبه را اگر به مصرف نیازمندان نمی رسد و به جیب پولداران و متولّیان وابسته سرازیر می گردد، از دادن آن خودداری كنند و اساساً نذوراتی كه نه در جهت مصلحت مردم فقیر و یا مصالح اسلام است مشروعیت ندارد.
سكونی از امام صادق(علیه السلام) و آن حضرت از قول امیرالمؤمنین(علیه السلام) نقل كرده كه فرمود:«لَوْ كَانَ لِی وَادِیانِ یسِیلانِ ذَهَباً وَ فِضَّةً مَا أَهْدَیتُ إِلَی الْكَعْبَةِ شَیئاً لاَِنَّهُ یصِیرُ إِلَی الْحَجَبَةِ دُونَ الْمَسَاكِینِ».23
«اگر دراختیارمن دو وادی باشدكه سیل طلا و نقره درآن جاری شود وموج بزند، چیزی از آن را به كعبه هدیه نمی كنم; چرا كه به دست پرده داران و متولیان می رسد نه به دست نیازمندان و فقیران.»
و نیز در روایتی كه از پیامبر(صلی الله علیه وآله) و ائمه معصوم(علیهم السلام) رسیده، آمده است: «إِنَّمَا لا یسْتَحَبُّ الْهَدْی إِلَی الْكَعْبَةِ لاَِنَّهُ یصِیرُ إِلَی الْحَجَبَةِ دُونَ الْمَسَاكِینِ».24
«هدیه دادن قربانی برای كعبه استحباب ندارد; زیرا به دست پرده داران و نگهبانان و متولیان می رسد نه بیچارگان و مستمندان.»
مفهوم این روایات این است كه قربانی و نذورات و هدایا و هر منفعت اقتصادی دیگر در رابطه با حج، همانا یاری رساندن به نیازمندان و زدودن فقر و گرسنگی از چهره جامعه اسلامی است و اگر قرار باشد سود اینها به جیب ثروت اندوزان ریخته شود از آن باید خودداری كرد و معلوم است كه در عصر امام صادق(علیه السلام) و ائمه هدی(علیهم السلام) تولیت كعبه در دست چه كسانی بوده است. خلفای اموی، مروانی و عباسی كه نه تنها شایستگی پرده داری و تولیت كعبه را نداشتند; بلكه از آن كانون مقدس به نفع مقاصد شوم نفسانی و استثماری بهره می گرفتند و هدایا عنوان اعانت به ظلم را داشته كه در قرآن به صراحت ممنوع و حرام گردیده است. این ملاكی است كه پایه گذاران حج به دست داده اند و برای همیشه باید سرمشق عمل مسلمین باشد; حج برای خدا، خدمات مالی برای قرب خدا و كمك به نیازمندان جامعه و مبارزه با هر نوع استبداد و استثمار و زراندوزی دشمنان مردم.
-----------------------------------
پی نوشت ها:
1 . حج : 27 و 28
2 . تفسیر ابن كثیر، ج3، ص214
3 . بقره: 98 ; «باكی نیست بر شما كه در جستجوی فضل پروردگار خود باشید.»
4 . مجمع البیان، ج2، ص527
5 . البرهان فی تفسیر القرآن، ج1، ص431 از تفسیر عیاشی.
6 . ابراهیم: 37
7 . قصص: 57
8 . وسائل الشیعه، ج8، ص4
9 . همان، ص7
10 . وسائل الشیعه، ج8، ص41 ; كافی، ج4، ص252
11 . نهج البلاغه، خطبه 110
12 . احتجاج طبرسی، ص64 ; مستدرك الوسائل، ج8، ص 43
13 . وسائل الشیعه، ج8، ص75
14 . وسائل الشیعه ج 8، ص 40
15 . علل الشرایع، ج2، ص 405 ; عیون اخبار الرضا ج 2، ص 90
16. علل الشرایع، صص 406 ـ 405
17 . وسائل الشیعه،ج 8 ،ص 41
18 . من لا یحضره الفقیه، ج2، ص144
19 . وسائل الشیعه، ج8، ص41
20 . حج: 36
21 . حج: 27
22 . مناسك الحجّ والعمره، ص226، ابن قیم الجوزیة ; من لایحضره الفقیه، ج2، ص200
23 . علل الشرایع، ص408 ; وسائل الشیعه، ج13، ص255
24 . وسائل الشیعه، ج8، ص358 ; من لایحضره الفقیه، ج2، ص193

منبع:سایت حج

Logo
https://www.aviny.com/news/83/10/27/04.aspx?&mode=print