نسخه چاپی

https://www.aviny.com/fa/news/57838

شناسه خبر: 57838
۱۴۰۵-۷-۲۷ ۱۴:۳۰

فیلم کوتاه تهران زیر ذره‌بین؛ از تجلیل پهلوی تا تلخی اعتیاد

جشنواره فیلم کوتاه تهران با استقبال مخاطبان و آثاری با رویکردهای متفاوت همراه بود؛ از ستایش رسیدن به هدف و روایت معضلات اجتماعی تا تصویرسازی نوستالژیک از دوران پهلوی و خانواده‌های آسیب‌دیده.

جشنواره فیلم کوتاه تهران در حالی سپری شد که برخی سانس‌ها به سانس فوق‌العاده رسیدند و سالن‌ها نیز با استقبال مخاطبان روبه‌رو بودند؛ به‌طوری‌که برخی تماشاگران روی پله‌ها می‌نشستند.
اثری در ستایش رسیدن
فیلم «گوره» که در زبان گیلکی به معنای نعره است، روایتی نمادین از تلاش برای رسیدن به هدف را به تصویر می‌کشد. این اثر از فیلمنامه خوبی برخوردار بود و بازی‌های قابل قبولی داشت. «گوره» ساخته مژگان اشرفی‌زاده است.
داستان این فیلم درباره دختری مجرد است که در روستا، در کنار پدر و مادرش زندگی می‌کند و منتظر ازدواج است.
چه اصراری به خانواده کثیف داریم!
فیلم «ملکه» به سراغ یک معضل اجتماعی رفته و داستان زنی معتاد را روایت می‌کند. بازی بازیگر نقش اول قابل‌قبول بود؛ بااین‌حال، نقطه اوج فیلمنامه نتوانست آن‌طور که باید، برای مخاطب روشن و قابل‌درک باشد.
اما مسئله اصلی، پایان‌بندی اثر است؛ پایانی تلخ و مسئله‌دار که گویی هرچه تصویر خانواده کثیف‌تر و سیاه‌تر باشد، اثرگذاری بیشتری خواهد داشت. درحالی‌که پرداختن به آسیب‌های اجتماعی، لزوماً به معنای تخریب تصویر خانواده نیست و نمایش تلخی‌ها نیز به‌تنهایی نمی‌تواند به عمق‌بخشی یک روایت منجر شود. 
«ملکه» نتوانست میان نمایش آسیب‌های اجتماعی و ترسیم تصویری درست از این معضل، تعادل برقرار کند.
ادایی‌ترین فیلم
«اسکلت دوست‌داشتنی من» یکی از ضعیف‌ترین و بلاتکلیف‌ترین آثار این دوره از جشنواره باشد؛ فیلمی که ایده‌اش را قربانی ادا کرده و حتی از روایت یک قصه ساده مادر و فرزندی هم عاجز مانده است و اصلا پیشنهاد نمی‌شود با خانواده دید.
در ستایش پهلوی و اسلام رحمانی
فیلم «صومعه‌سرا» اثری در ستایش دوران پهلوی بود که با تکیه بر مفهوم «اسلام رحمانی» و این گزاره که «دل پاک مهم است»، روایتی خاص از آن دوران ارائه می‌داد. بااین‌حال، فیلم از آن سوی بام افتاده بود و تصویری ایده‌آل از دوران پهلوی، به‌ویژه در زمینه‌هایی چون شناسنامه‌گرفتن، تحصیل و ورود به دانشگاه، ترسیم می‌کرد؛ تصویری که با آمار و واقعیت‌های تاریخی فاصله دارد. فرم و کارگردانی و دکوپاژ اثر هم حرف درباره‌اش زیاد بود.
دو داستان از معضل 
«شب‌زده» اثر نیلوفر فولادی و «متروک» اثر علی خالدی هر دو یک معضل اجتماعی را به تصویر کشیدند. اولی، داستان فردی است که اعتیاد را ترک کرده، اما کسی او را نمی‌پذیرد. فیلم تلاش می‌کند اعتیاد را از زاویه نگاه یک معتاد روایت کند؛ اثری که هم داستان دارد و هم بازی محمد صابری در آن قابل قبول است؛ فردی که خودش این مسیر را تجربه کرده است.
«متروک» نیز داستان دو برادر است که یکی می‌خواهد دیگری را به اعتیاد بکشاند تا برای مادرشان کاری انجام دهد. این اثر هم فیلم‌نامه خوبی دارد و با پایانی دور از انتظار، ذهن مخاطب را درگیر خود می‌کند و البته پایه داستان همان تفاوت میان فرزندان از سوی پدر و مادر است.

فهرست