نسخه چاپی

https://www.aviny.com/fa/news/57818

شناسه خبر: 57818
۱۴۰۵-۷-۱۴ ۱۲:۳۰
بازخوانی یک گزاره راهبردی رهبر انقلاب؛

ایران؛ «ابرقدرت چهارم» در محاسبات مادی، «قدرت اول» در محاسبات الهی

قدرت یک کشور فقط آن چیزی نیست که در ترازنامه اقتصادی یا جدول بودجه‌های نظامی دیده می‌شود، بلکه بخشی از آن در اراده ملتی شکل می‌گیرد که طی دهه‌ها فشار، استقلال خود را حفظ کرده است.

رهبر معظم انقلاب در پیامی اخیرشان با اشاره به جایگاه جمهوری اسلامی در معادلات قدرت جهانی تأکید کردند که «امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا می‌دانند» و افزودند که بر اساس «محاسبات الهی»، کشوری که خود را متعلق به عترت طاهره(ع) می‌داند و برای اقامه حق هراسی ندارد، «قدرت اول جهان» است. این گزاره را نمی‌توان صرفاً یک رتبه‌بندی نظامی یا اقتصادی دانست؛ بلکه در منظومه فکری جمهوری اسلامی، قدرت ایران حاصل برهم‌نهی توان دفاعی، استقلال سیاسی، تجربه چهار دهه مواجهه با فشار خارجی، ظرفیت اجتماعی و سرمایه معنوی جامعه است؛ مؤلفه‌هایی که به‌ویژه در جنگ‌های اخیر، بیش از گذشته در کانون توجه تحلیلگران قرار گرفته‌اند.

یک گزاره؛ دو تعریف از قدرت

در ادبیات روابط بین‌الملل، قدرت معمولاً با شاخص‌هایی مانند اندازه اقتصاد، بودجه نظامی، جمعیت، توان فناوری، ظرفیت هسته‌ای، گستره نفوذ سیاسی و توانایی اعمال قدرت در خارج از مرزها سنجیده می‌شود.

اما گزاره رهبر انقلاب اساساً از چارچوب همین تعریف فراتر می‌رود. در این نگاه، قدرت یک کشور فقط در تعداد تجهیزات نظامی یا حجم تولید ناخالص داخلی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه توان یک ملت برای حفظ استقلال، تحمل فشار، بازسازی ظرفیت‌ها پس از ضربه، دفاع از منافع ملی و حفظ هویت سیاسی و اعتقادی خود نیز بخشی از قدرت ملی است.

به همین دلیل، تعبیر «ابرقدرت چهارم» در این پیام، پیش از آنکه یک رتبه‌بندی رسمی در نظام بین‌الملل باشد، توصیفی از افزایش وزن راهبردی ایران است؛ و تعبیر «قدرت اول» در «محاسبات الهی»، اساساً به معیار متفاوتی از قدرت اشاره دارد.

حتی رسانه‌های معاند و محالف جمهوری اسلامی نیز ناچار شده‌اند این گزاره را به موضوع تحلیل تبدیل کنند. ایران اینترنشنال در تحلیلی که پس از انتشار پیام رهبر انقلاب منتشر کرد، با عنوان «چشم‌انداز قدرت ایران از نگاه خامنه‌ای در آزمون واقعیت»، مشخصاً به همین عبارت «ابرقدرت چهارم» پرداخت و پرسید این جایگاه بر اساس چه شاخصی تعریف شده است.

این پرسش البته خود نشان می‌دهد که بحث درباره جایگاه قدرت ایران دیگر صرفاً یک موضوع داخلی نیست و به موضوعی برای تحلیل رسانه‌های خارج از کشور نیز تبدیل شده است.

۴۷ سال فشار؛ از محاصره تا خودکفایی

برای فهم چرایی تأکید بر قدرت ایران، باید مسیر طی‌شده از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون را در نظر گرفت.

جمهوری اسلامی از نخستین سال‌های حیات خود با مجموعه‌ای کم‌سابقه از فشارهای خارجی مواجه بوده است؛ جنگ تحمیلی، تحریم‌های اقتصادی، فشارهای سیاسی، عملیات‌های امنیتی، ترور شخصیت‌ها و دانشمندان، جنگ رسانه‌ای، محدودیت‌های فناورانه و تلاش برای ایجاد انزوای منطقه‌ای، بخشی از این فشارها بوده‌اند.

در چنین شرایطی، بخشی از ظرفیت‌هایی که امروز از آنها به عنوان مؤلفه‌های قدرت ایران یاد می‌شود، در بستر همین محدودیت‌ها شکل گرفت.

توسعه صنایع دفاعی، توان موشکی، پهپادی، پدافندی، جنگ الکترونیک، صنایع هوافضا، توان دریایی و همچنین توسعه شبکه گسترده صنایع دانش‌بنیان، از جمله حوزه‌هایی هستند که جمهوری اسلامی طی دهه‌های گذشته تلاش کرده در آنها وابستگی خارجی را کاهش دهد.

این تحول از منظر راهبردی اهمیت زیادی دارد؛ چراکه تحریم زمانی می‌تواند یک کشور را از قدرت بازدارد که آن کشور برای تأمین نیازهای حیاتی خود وابسته باقی بماند. تجربه جمهوری اسلامی نشان داده است که بخشی از فشارهای خارجی، همزمان به محرکی برای توسعه ظرفیت‌های بومی تبدیل شده است.

قدرتی که در میدان آزموده شد

جنگ‌های اخیر را نیز نمی‌توان جدا از این روند تاریخی بررسی کرد.

در جریان جنگ ۱۲ روزه و سپس جنگ ۴۰ روزه، توان دفاعی ایران، ساختار فرماندهی، ظرفیت موشکی و پهپادی و توان ادامه عملیات تحت فشار شدید نظامی در معرض آزمونی کم‌سابقه قرار گرفت.

در این میان، تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های معادله تبدیل شد. اهمیت هرمز تنها به جغرافیای ایران محدود نیست؛ این آبراه یکی از مسیرهای حیاتی انتقال انرژی جهان است و هرگونه اختلال در آن می‌تواند بازار انرژی و تجارت بین‌المللی را تحت تأثیر قرار دهد.

آسوشیتدپرس نیز در جریان بحران اخیر گزارش کرد که بسته ماندن تنگه هرمز موجب اختلال در حمل‌ونقل، افزایش قیمت نفت و ایجاد مشکلاتی برای زنجیره‌های تأمین شده و همزمان تلاش‌های دیپلماتیک برای بازگشایی این آبراه ادامه داشته است.

در چنین شرایطی، موقعیت جغرافیایی ایران از یک ویژگی طبیعی به یک مؤلفه راهبردی قدرت تبدیل می‌شود؛ مؤلفه‌ای که حتی قدرت‌های بزرگ نیز در محاسبات امنیتی و اقتصادی خود ناچار به لحاظ کردن آن هستند.

رسانه خارجی که پرسید: «آیا ایران ابرقدرت چهارم است؟»

یکی از نمونه‌های روشن توجه رسانه‌های خارجی به این مسئله، گزارش بِن‌اینتلی‌نیوز، رسانه اقتصادی و تحلیلی مستقر در اروپا، است.

این رسانه در گزارشی با عنوان «آیا ایران چهارمین ابرقدرت است؟» به تغییر محاسبات درباره توان ایران پرداخته و بر نقش جمهوری اسلامی در تحولات تنگه هرمز و رویارویی با آمریکا تمرکز کرده است. نویسنده گزارش معتقد است تحولات جنگ اخیر باعث شده برخی محاسبات پیشین درباره توان ایران برای اعمال قدرت در هرمز مورد بازنگری قرار گیرد.

اهمیت این گزارش در این نیست که یک رسانه خارجی رسماً ایران را در کنار آمریکا، چین و روسیه به عنوان ابرقدرت قرار داده باشد؛ چنین ادعایی دقیق نیست. اهمیت موضوع در آن است که اصل پرسش درباره امکان تعریف ایران به عنوان یک قدرت فراتر از سطح منطقه‌ای، در رسانه‌های خارجی مطرح شده است.

این تفاوت مهمی است که باید در گزارش‌های رسانه‌ای حفظ شود. «ابرقدرت چهارم» یک طبقه‌بندی رسمی و مورد اجماع نظام بین‌الملل نیست؛ اما اینکه چنین تعبیری در فضای تحلیلی خارج از کشور مطرح می‌شود، نشان‌دهنده افزایش توجه به ظرفیت‌های راهبردی ایران است.

قدرت ایران فقط موشک نیست

یکی از خطاهای رایج در تحلیل قدرت ایران آن است که تمام بحث به توان موشکی یا تجهیزات نظامی محدود شود.
موشک، پهپاد، پدافند و توان دریایی بدون تردید بخش مهمی از قدرت سخت جمهوری اسلامی هستند، اما قدرت ملی تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که پشتوانه انسانی، صنعتی، علمی و اجتماعی داشته باشد.

یک سامانه پیشرفته دفاعی باید تولید شود، نیروی متخصص باید آن را طراحی و عملیاتی کند، زنجیره تأمین آن باید برقرار باشد و ساختار فرماندهی نیز باید توان استفاده از آن را داشته باشد.

به همین دلیل، قدرت دفاعی امروز ایران را باید حاصل مجموعه‌ای از ظرفیت‌های انباشته دانست؛ از دانشگاه و صنعت گرفته تا نیروهای مسلح، شرکت‌های دانش‌بنیان، شبکه تولید داخلی و تجربه چند دهه مواجهه با تهدید.

انسجام اجتماعی؛ مؤلفه‌ای که در روزهای سخت خود را نشان می‌دهد

در کنار قدرت سخت، مسئله مهم دیگری نیز وجود دارد: پشتوانه اجتماعی دفاع از کشور.

البته جامعه ایران جامعه‌ای متکثر است و در موضوعات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دیدگاه‌های مختلفی در آن وجود دارد. بنابراین نمی‌توان جامعه ایران را یکدست و فاقد اختلاف نظر توصیف کرد.

اما میان اختلاف سیاسی و دفاع از تمامیت ارضی کشور باید تفاوت قائل شد.

تجربه دفاع مقدس نشان داد که در برابر تهدید خارجی، گروه‌های مختلف اجتماعی می‌توانند بر سر اصل دفاع از کشور به اشتراک برسند. این الگو در بحران‌های امنیتی و جنگ‌های اخیر نیز در اشکال مختلف تکرار شد.

این همان نقطه‌ای است که مفهوم «قدرت ملی» از «قدرت حکومت» جدا می‌شود. کشوری که بتواند در شرایط بحران بخشی از ظرفیت‌های اجتماعی خود را برای دفاع از سرزمین و منافع ملی بسیج کند، از یک مؤلفه مهم قدرت برخوردار است.

معنویت؛ ضلع کمتر دیده‌شده قدرت ایران

اما بخش اصلی سخن رهبر انقلاب دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود.

اشاره به «عترت طاهره(ع)» و «محاسبات الهی» در واقع تعریف دیگری از ریشه قدرت ارائه می‌کند؛ تعریفی که در آن ایمان، اعتقاد، ایثار، شهادت‌طلبی، توکل و آمادگی برای پرداخت هزینه دفاع از حق بخشی از سرمایه قدرت یک ملت محسوب می‌شود.

این مؤلفه در تاریخ معاصر ایران، به‌ویژه در دفاع مقدس، نمودهای فراوانی داشته است.

فرهنگ عاشورا و ادبیات مقاومت در جمهوری اسلامی، صرفاً مفاهیم مذهبی باقی نمانده‌اند؛ بلکه در بسیاری از بزنگاه‌های امنیتی و نظامی به مؤلفه‌های هویتی و انگیزشی تبدیل شده‌اند.

از همین منظر، وقتی رهبر انقلاب از «محاسبات الهی» سخن می‌گویند، در حال ارائه یک فرمول متفاوت برای فهم قدرت هستند؛ فرمولی که در آن، قدرت یک ملت به میزان ترس دیگران از آن محدود نمی‌شود، بلکه به میزان پایبندی آن ملت به اصولی که برای آنها حق می‌داند نیز وابسته است.

چرا دشمن مجبور به تغییر محاسبات شده است؟

در سال‌های گذشته، یکی از اهداف اصلی فشارهای خارجی علیه جمهوری اسلامی، تغییر رفتار ایران از طریق افزایش هزینه‌های اقتصادی، امنیتی و سیاسی بوده است.

اما تداوم سیاست‌های مستقل ایران و توسعه ظرفیت‌های دفاعی و منطقه‌ای نشان داده است که اعمال فشار الزاماً به معنای دستیابی به نتیجه سیاسی مورد انتظار فشاردهندگان نیست.

بِن‌اینتلی‌نیوز در همان گزارش تحلیلی خود درباره جایگاه ایران، به توان تهران برای اثرگذاری بر تنگه هرمز و رویارویی با نیروی دریایی آمریکا توجه ویژه نشان داده است.

این مسئله یک پیام روشن برای محاسبات راهبردی دارد: ایران را نمی‌توان صرفاً با شاخص‌های اقتصادی یا نظامی غربی ارزیابی کرد؛ بلکه باید ظرفیت تحمل فشار و توان ایجاد هزینه برای طرف مقابل را نیز در نظر گرفت.

از همین روست که موقعیت ایران در معادلات منطقه‌ای، حتی برای قدرت‌های بزرگ، به یک متغیر قابل حذف تبدیل نشده است.

از «کشور تحت فشار» تا «کشوری که باید محاسبه شود»

اگر بخواهیم تحولات ۴۷ سال گذشته را در یک خط سیر خلاصه کنیم، می‌توان گفت ایران از کشوری که پس از انقلاب با فشارهای گسترده برای بازگشت به نظم پیشین مواجه بود، به کشوری تبدیل شده که در بسیاری از محاسبات امنیتی منطقه باید به عنوان یک بازیگر تعیین‌کننده لحاظ شود.

این تحول البته به معنای حل همه مشکلات کشور نیست و نمی‌توان مسائل اقتصادی، اجتماعی یا مدیریتی را نادیده گرفت. قدرت ملی زمانی پایدار خواهد بود که توان دفاعی و امنیتی با رشد اقتصادی، رفاه عمومی، سرمایه اجتماعی، پیشرفت علمی و حکمرانی کارآمد همراه شود.

اما همین واقعیت نیز از اهمیت دستاوردهای شکل‌گرفته در حوزه استقلال و دفاع ملی کم نمی‌کند.

«قدرت اول»؛ یک مفهوم فراتر از رتبه‌بندی

بنابراین، عبارت «ابرقدرت چهارم» را نباید به عنوان یک جدول رسمی رتبه‌بندی قدرت‌های جهان تفسیر کرد. حتی رسانه‌های خارجی که به این تعبیر پرداخته‌اند، درباره معیارها و حدود آن اختلاف نظر دارند. ایران اینترنشنال نیز در تحلیل اخیر خود دقیقاً بر مسئله معیارهای سنجش این عنوان تمرکز کرده است.

اما بخش دوم سخن رهبر انقلاب، یعنی «قدرت اول جهان بر اساس محاسبات الهی»، اساساً وارد حوزه دیگری می‌شود.

در این چارچوب، قدرت ایران حاصل جمع استقلال سیاسی، توان دفاعی، ظرفیت علمی و صنعتی، موقعیت ژئوپلیتیکی، تجربه مقاومت، سرمایه اجتماعی و پشتوانه اعتقادی است.

به همین دلیل، فهم این سخن بدون توجه به تجربه تاریخی جمهوری اسلامی ناقص خواهد بود.

ایران امروز صرفاً نتیجه یک جنگ یا یک عملیات نظامی نیست؛ محصول نزدیک به پنج دهه مواجهه با فشار، تحریم، تهدید، جنگ و تلاش برای محدود کردن استقلال کشور است.

اگر دشمنان جمهوری اسلامی در مقاطع مختلف تلاش کردند قدرت ایران را با فشار اقتصادی و نظامی محدود کنند، پاسخ ایران نیز صرفاً در میدان نظامی شکل نگرفت؛ بلکه در ایجاد ظرفیت‌های بومی، حفظ استقلال، توسعه توان دفاعی و بازتولید سرمایه انسانی و اعتقادی خود ادامه یافت.

از این منظر، مفهوم «قدرت اول» در سخن رهبر انقلاب بیش از آنکه یک عدد در جدول قدرت‌های جهان باشد، تعریفی از یک ملت است؛ ملتی که در محاسبات مادی شاید با معیارهای متعارف سنجیده شود، اما در محاسباتی که ایمان، اراده، استقلال و آمادگی برای دفاع از حق را نیز وارد معادله می‌کند، معادله‌ای متفاوت شکل می‌گیرد.

و شاید همین تفاوت میان دو نوع محاسبه، مهم‌ترین بخش سخن رهبر انقلاب باشد؛ اینکه قدرت یک کشور فقط آن چیزی نیست که در ترازنامه اقتصادی یا جدول بودجه‌های نظامی دیده می‌شود، بلکه بخشی از آن در اراده ملتی شکل می‌گیرد که طی دهه‌ها فشار، استقلال خود را به عنوان یک اصل راهبردی حفظ کرده است.

فهرست