نسخه چاپی

https://www.aviny.com/fa/news/57802

شناسه خبر: 57802
۱۴۰۵-۷-۵ ۰۹:۱۵
دومین سالروز شهادت «سیدالشهدای مقاومت»

کاریزمای نهادی، راز جاودانگی سید حسن نصرالله در الگوی فرماندهی

دبیرکل شهید حزب الله لبنان، ابعاد شخصیتی کاریزماتیک خود را به ساختاری شبکه‌ای و نهادی تبدیل کرد تا با شهادت وی از بین نرود و با شکل‌گیری تحولات جدید به روند تجدید پذیری خود ادامه دهد.

با گذشت دو سال از شهادت سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان، حقیقتی عمیق‌ از عمق رهبری ایشان در حزب الله لبنان آشکار شده است: کاریزمای سید حسن نصرالله از پدیده‌ای فردی به نهادی راهبردی و یکپارچه تبدیل شده که ترورناپذیر است. حال تنها پرسشی که در این مسیر مطرح است، این است که چگونه می‌توان تداوم این اندیشه را تضمین کرد.

نهاد کاریزماتیک سید در حزب الله

سید نصرالله تنها یک فرمانده نظامی نبود؛ او اندیشمندی راهبردی بود که توانست ایدئولوژی مقاومت را بنیان بگذارد که از مرزهای جغرافیایی و فرقه‌ای فراتر می‌رود. وی دریافت که رویارویی با اشغالگری اسرائیل، نه نبردی دینی یا نژادی، بلکه مبارزه با اشغالگری و جنایت است. همین امر به او امکان داد مسئله فلسطین را از موضوعی عربی و ملی به مسئله‌ای انسانی و جهانی تبدیل کند. سید از گفتمانی وحدت‌بخش بهره برد و جبهه‌ای متحد از مقاومت شکل داد که از شکاف‌های سیاسی و ایدئولوژیک فراتر می‌رفت.

ویژگی سخنرانی‌های سید حسن نصرالله این بود که صرفاً خطابه‌ای پرشور نبود، بلکه به موضوعی علمی و تحلیلی برای بررسی و واکاوی تبدیل شد و ابعاد مختلف آن باید در کلاس‌های دانشگاهی و مؤسسات پژوهش راهبردی در سراسر جهان، تدریس شود. سخنرانی‌های سید علاوه بر پرداختن به عرصه ظاهری و صحنه‌آرایی مواضع و زبان بدن، بر مفاهیم «انطباق مفهومی» و «اعتبار بازدارندگی» استوار بود؛ به این معنا که کلام، بازتابی روشن از توازن نیروها در میدان بود و صداقت به مؤثرترین قدرت نرم در برابر رقیب تبدیل می‌شد. «لحن صدا» و لبخند مداوم در تاریک‌ترین لحظات جنگ، به موضوعاتی مهم از مدیریت جنگ اعصاب و تأثیرگذاری روانی بر افکار عمومی دوست و دشمن تبدیل شد.

کاریزمای نهادی در حزب الله چگونه شکل گرفت؟

دبیرکل شهید حزب الله به ایجاد کاریزمای فردی بسنده نکرد، بلکه کوشید آن را به منظومه‌ای یکپارچه از گفتار، عمل و نهاد تبدیل کند. او دریافته بود که رهبری حقیقی به یک فرد محدود نمی‌شود، بلکه در ساختن منظومه‌ای فکری و نهادی معنا می‌یابد که پس از رفتن او نیز توان ادامه مسیر را داشته باشد. این درک عمیق از نقش رهبری در جنبش‌های آزادی‌بخش، از تأثیرپذیری او از اندیشه رهبران تاریخی حکایت دارد؛ رهبرانی که توانستند جنبش‌هایشان را از حرکت‌هایی متکی بر کاریزمای فردی به جنبش‌های آزادی‌بخش نهادمند با ایدئولوژی‌ای ریشه‌دار تبدیل کنند.

ساختار نهادیِ انعطاف‌پذیر حزب الله، پدیده‌ای ناگهانی نبود، بلکه حاصل چشم‌انداز راهبردی‌ای بود که سید حسن نصرالله سال‌ها برای آن تلاش کرده بود. او دریافته بود که مقاومت تنها یک کنش نظامی نیست، بلکه کنشی فرهنگی و ایدئولوژیک نیز هست که هدفش آزادسازی آگاهی عمومی است. از همین رو، برای به‌روزرسانی گفتمان مقاومت، متناسب با تحولات سیاسی و اجتماعی منطقه تلاش کرد و در عین حال استقلال تصمیم‌گیری سیاسی را برای حزب حفظ می‌کرد.

سخنانی که یک اتاق عملیات بود

در عرف سنتی نظامی و اطلاعاتی، بازدارندگی با حجم زرادخانه و محاسبات صرفاً مادیِ قدرت استوار است؛ اما تجربه منحصر به‌ فردی که سید شهدای امت، رقم زد، «بازدارندگی روانی» را در سخنرانی های او به سلاحی موازنه‌ شکن تبدیل کرد؛ سلاحی که پیش از محاسبه حرکت تانک‌ها و موشک‌ها، در مراکز تصمیم‌گیری و اتاق‌های عملیات به‌ دقت سنجیده می‌شد. قدرت نرم او صرفاً متنی سیاسی و آراسته یا تلاشی برای برانگیختن احساسات زودگذر نبود، بلکه بر چیزی تکیه داشت که در روان‌شناسی سیاسی «بازدارندگی مبتنی بر اعتبار» نامیده می‌شود.

این حقیقت ساده و عمیق، سخنرانی های او را به واقعیت‌هایی محیطی و روان‌شناختی تبدیل کرد که کارشناسان اطلاعاتی صهیونیستی و غربی نه به‌عنوان خطابه‌هایی پرشور، بلکه همچون «اطلاعات موثق» و قابل اجرا در میدان تحلیل می‌کردند. پژوهشی از مؤسسات صهیونیستی با عنوان «مدیریت تبلیغات اسرائیل در جنگ دوم لبنان»، به قلم اودی لیبل که در روزنامه «یدیعوت آحرونوت» منتشر شده، نشان داد که سخنرانی‌های سید حسن نصرالله در زمینه نبرد و مدیریت آن، بالاترین میزان اعتبار را کسب کرده بود.

در مراکز پژوهش رویکردهای جنگ روانی، سخنرانی‌های سید، عنصری مکملِ میدان نبرد نبود، بلکه «اتاق عملیاتی مستقل» محسوب می‌شد. این موضوع ثابت کرد که صداقت در گفتار که متکی بر کنشی استوار در میدان باشد، می‌تواند از سخت‌ترین سامانه‌های امنیتی عبور کند و یقین به شکست را در دل دشمنان بکارد. این، بالاترین جلوه بازدارندگی روانی است که در آن سخنان دشمن، تعیین‌ کننده می‌شود و صفحه تلویزیون به نخستین صحنه برای ترسیم خطوط رویارویی و تثبیت قواعد بازی بدل می‌گردد.

جنگ روانی «خانه عنکبوت»

وقتی سید حسن نصرالله پس از آزادسازی جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ عبارت مشهور «اسرائیل از خانه عنکبوت سست‌تر است» را بیان کرد، بخشی از راهبرد روان‌شناختی و دقیق برای درهم‌شکستن سلطه روانی رژیم صهیونیستی را نشان داد. تل‌آویو در آن زمان برای ترساندن دشمنانش و جلوگیری از شکل گیری مقاومت، «اسطوره برتری مطلق» خود را تبلیغ می‌کرد، اما سید حسن نصرالله دریافت که این برتری بیش از آنکه نظامی باشد، به عوامل روانی وابسته است. از همین رو بر شکستن این اسطوره تمرکز کرد و توانایی اسرائیل برای ایستادگی در برابر مقاومت مستمر را زیر سؤال برد.

در جنگ ژوئیه ۲۰۰۶، این مفهوم در عمل جلوه‌گر شد و مقاومت لبنان بیش از یک ماه در برابر نیرومندترین ماشین نظامی منطقه ایستادگی کرد. شهید نصرالله با سخنرانی‌هایی حساب‌ شده خود ظاهر می‌شد، از حملات دقیق در عمق «اسرائیل» خبر می‌داد و با خونسردی و استواری خود، روحیه جامعه صهیونیستی را متزلزل و محاسبات سرکردگان تل آویو را آشفته می‌کرد.

این نوع جنگ روانی، بازتاب تأثیرپذیری او از مفهوم «درهم‌شکستن سلطه روانی» است که بر فرو ریختن هیبت و بازسازی آگاهی عمومی تکیه دارد. این رویکرد پس از شهادت او نیز ادامه یافت؛ حزب‌الله به استفاده از راهبردی اطلاعاتی و پیشرفته ادامه داد که هدف اصلی آن بهره‌گیری گسترده از جنگ روانی و شبکه‌های اجتماعی بود. در این نهاد، جنگ روانی دیگر صرفاً ابزاری تاکتیکی نیست، بلکه به بخشی جدایی‌ناپذیر از دکترین رزمی مقاومت تبدیل شده که تداوم تأثیرگذاری آن را حتی پس از غیبت معمار نخستین این راهبرد تضمین می‌کند.

تجدید پذیری اندیشه‌های شهید نصرالله

پس از شهادت سید حسن نصرالله، مقاومت فلسطین و حزب‌الله با چالش‌های بزرگی در حفظ تداوم اندیشه و رهبری مقاومت روبه‌رو هستند. سید نصرالله میراثی از اندیشه راهبردی و تاکتیک‌های نوآورانه بر جای گذاشت. او می‌دانست که رهبری حقیقی به یک فرد محدود نمی‌شود؛ بلکه در ساختن منظومه‌ای فکری و نهادی معنا می‌یابد که پس از رفتن او نیز بتواند به کار خود ادامه دهد. ازاین‌رو، برای ایجاد ساختارهای سازمانیِ انعطاف‌پذیر و سازگار با تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی تلاش کرد تا تداوم مقاومت پس از او تضمین شود.

با این حال، این میراث با چالش‌های گوناگونی روبه‌روست؛ مهم‌ترین آن‌ها تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی، به‌ویژه عادی‌سازی روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی است؛ روندی که هدفش منزوی‌کردن مقاومت و تضعیف محور آن است. مقاومت همچنین با چالش‌های داخلیِ مرتبط با پیچیدگی‌های صحنه فلسطین و شکاف‌های سیاسی روبه‌روست؛ مسائلی که از رهبری جدید می‌خواهد پروژه سید نصرالله برای یکپارچه‌کردن صفوف و عبور از اختلاف‌های ایدئولوژیک را ادامه دهد.

ویژگی متمایز میراث دبیرکل شهید حزب الله، توانایی آن برای نوسازی است. مقاومت تنها کنشی نظامی نیست، بلکه کنشی فرهنگی و ایدئولوژیک نیز هست که هدفش آزادسازی آگاهی عمومی است. از همین رو، سید برای به‌روزرسانی گفتمان مقاومت متناسب با تحولات سیاسی و اجتماعی منطقه تلاش کرد. نخستین گام این نوسازی، تقویت وحدت ملی فلسطین و گسترش ائتلاف‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، همراه با حفظ استقلال تصمیم‌گیری سیاسی است. همچنین باید راهبردهای تازه‌ای در جنگ روانی و رسانه‌ای تدوین شود که بر تحولات فناورانه و رسانه‌های دیجیتال تکیه داشته باشد تا با سلطه رسانه‌ای صهیونیستی و غربی مقابله کند.

سید نصرالله نشان داد که رهبری حقیقی به یک فرد محدود نمی‌شود، بلکه در اندیشه‌ای تجدید پذیر تجلی می‌یابد که با زمان و مکان سازگار شده و الهام‌بخش نسل‌های تازه برای ادامه مسیر آزادی و عدالت باشد. به این ترتیب ترور شهید سید حسن نصرالله به پدیده رهبری کاریزماتیک وی در تمامی ابعادش پایان نداد، بلکه آن را از شخص به نهاد و از کاریزمای فردی به منظومه‌ای یکپارچه تبدیل کرد. این مکتب، همانطور که احساسات پرشور را خطاب قرار می‌دهد، از استدلال عقلانی غافل نمی‌ماند و تحلیل سیاسی را نیز از بُعد اعتقادیِ ریشه‌دار جدا نمی‌کند.

فهرست