دونالد ترامپ در یک سخنرانی تلویزیونی در پربینندهترین ساعات شب آمریکا کشور چین را به مداخله در نتایج انتخابات ریاستجمهوری 2020 که به پیروزی جو بایدن منجر شده بود متهم کرد.
این سخنرانی وسواس فکری مداوم دونالد ترامپ نسبت به شکستش در برابر جو بایدن در انتخابات 2020 را آشکار ساخت، اما از طرف دیگر مخالفانش هشدار میدهند که سخنرانی ترامپ احتمالاً نخستین گامها برای مداخله در انتخابات میاندورهایِ کنگره است.
رئیسجمهور آمریکا در این سخنرانی 25 دقیقهای در روز پنجشنبه که خود پیشتر تبلیغات زیادی برای آن کرده بود، تردیدهای زیادی را درباره سلامت فرآیند انتخابات در آمریکا مطرح کرد.
او گفت که «هیچ کشوری نمیتواند بدون برگزاری انتخابات عادلانه و صادقانه بزرگ باشد.» ترامپ همچنین گفت که این سیستم به شکلی «فاجعهبار» فاقد استانداردهای عدالت و اعتماد است و در برابر نفوذ قدرتهای خارجی آسیبپذیر نشان میدهد.
این اظهارات ترامپ در حالی مطرح شده که دونالد ترامپ به دلیل آغاز جنگی ناکام در ایران به شدت مورد انتقاد قرار گرفته و برخی پیشبینیها از احتمال شکست حزب او در انتخابات میاندورهای حکایت دارد.
انتقاد از نظام انتخاباتی در آمریکا و شک درباره مهندسی نتایج و تلاش برای معکوس کردن نتایج تنها محدود به دونالد ترامپ و حزب جمهوریخواه نیست.
سیاستمداران حزب دموکرات هم در برهههای زمانی مختلف اذعان کردهاند که فرایندهای رأیگیری در انتخابات دموکراتیک نیست و میتواند توسط حزب مخالف دستکاری شود.
کارشناسان مسائل انتخابات آمریکا میگویند فرایندهای رأیگیری در این کشور به گونهای است که به جای آنکه مردم سیاستمداران را انتخاب کنند این سیاستمداران هستند که مردم را انتخاب میکنند.
به گفته این تحلیلگران ساختار انتخابات آمریکا به دلیل ویژگیهایی چون سیستم «کالِج الکترال» (آرای الکترال به جای رای مستقیم مردم)، نفوذ لابیها و قدرت پول، و ساختار دو حزبی انحصاری که مانع از حضور احزاب مستقل میشود، غیردموکراتیک است.
سیستم کالج الکترال (Electors)
در انتخابات ریاستجمهوری، مردم مستقیماً رئیسجمهور را انتخاب نمیکنند، بلکه به 538 «الکترال» رای میدهند. در این نظام رأیگیری فرایندهایی تعبیه شده که اعضای کالج الکترال حتی میتوانند بر خلاف رای مردم رای بدهند.
قدرت پول و لابیگری
هزینههای نجومی در کارزارهای انتخاباتی و نقش کمیتههای اقدام سیاسی (Super PACs) باعث شده است که سرمایهداران و شرکتهای بزرگ (نه اراده مردم) جهتگیریهای سیاسی را تعیین کنند.
انحصار سیستم دوحزبی
ساختار سیاسی آمریکا عملاً به دو حزب دموکرات و جمهوریخواه محدود شده است. قوانین ایالتی به گونهای تنظیم شده که راه را برای ورود نامزدهای مستقل و احزاب ثالث به مناظرهها و مناصب قدرت مسدود میکند.
مهندسی حوزههای انتخابیه (Gerrymandering)
حزب حاکم در هر ایالت میتواند مرزهای حوزههای انتخاباتی را به نفع خود تغییر دهد تا شانس پیروزی رقبای خود را کاهش دهد.
نقش ابرنمایندهها (Superdelegates)
در انتخابات درونحزبی، بخشی از اعضای حزب بدون رای مستقیم مردم و به صورت انتصابی در تعیین نامزد نهایی ریاستجمهوری نقش دارند.
با توجه به وجود چنین فرایندهایی است که سیاستمداران هر دو حزب در سالهای گذشته تلاش کردهاند از ابزارهای غیردموکراتیک خودشان برای پیروزی مقابل حزب رقیب نهایت بهره را ببرند.