1. بُعد دینداری
امام صادق(ع)میفرمایند: «برای صاحب الامر، غیبتی طولانی است. در آن دوران، همه باید تقوا پیشه سازند و چنگ در دین خود زنند»[1]. روشن است که این دینداری باید حقیقی باشد، نه ظاهری.
انسان منتظر، باید در دین از هرگونه سستی پرهیز کند و اگر دچار وسوسهای شد، خود را با توبه و بازگشت، تذکر دهد؛ چنانچه قرآن کریم میفرماید: «ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون»[2]؛ «کسانی که پرهیزکار هستند، وقتی وسوسهای از شیطان به آنها برسد، متذکر میشوند و بعد از آن، بینا میگردند».
در زمان قیام امام حسین(ع)نیز افرادی بودند که به فرمودة ایشان: «الدین لعق علی السنتهم»[3]؛ «دین، لقلقة زبانشان بود»؛ اما به هنگام بلاء و امتحان، ماهیتشان نمودار گشت. اما در مقابل، افرادی، دینِ حق و امام آن را شناختند و در رکاب امامِ دین، جان خود را فدا کردند؛ چونان حضرت عباس(ع)که فرمود: «و الله ان قطعتموا یمینی انی احامی ابداً عن دینی»[4].گروه سومی هم مانند حرّ و برادرش زهیر بن قین، بعد از ابتلاء، به فطرت خود بازگشته و تابع دین حق گردیدند.
2.بُعد پارسایی
امام صادق(ع)فرمود: «من سره ان یکون من اصحاب القائم(عج) فلینتظر و لیعمل بالورع...»[5]؛ «کسی که خوشحال میشود که از اصحاب قائم(عج)باشد باید انتظار کشد و کردار با ورع داشته باشد».
در عرف دین، تقوا یعنی انجام واجبات و ترک محرمات؛ اما ورع بالاتر از تقوا است و در آن مرحله، حتی از شبهات نیز دوری میشود؛ چنانکه فرمودند: «من ترک الشبهات نجی من المحرمات»، «کسی که از شبههها دوري کند، از گناهان نجات مییابد». پس دوری از موارد شبههناک، مقدمة ترک معاصی است.
در نهضت عاشورا نیز، این پارسایی و تقوا و دوری از محرمات بود که موجب شد گروهی یارِ جاننثار ابا عبدالله(ع) شوند و در مقابل، عدم تقوا و انجام محرمات و حرامخواری مانع توجه کوفیان به سخنان امام حسین(ع)شد؛ که حضرت در خطاب با آنها فرمود: «ملئت بطونکم من الحرام فطبع الله علی قلوبکم»[6]؛ «شکمهایتان از حرام پر شده است. پس خدا به دلهایتان مهر زده [و کور و کر شدهاید و سخن حق را نمیشنوید و قلبهایتان از سنگ، سختتر شده که سخن حجت خدا در آن فرو نمیرود]».
3: تقیّد مکتبی
انسان منتظر باید همواره هوشیار باشد که شبهات و سنگاندازیهای عقیدتی دشمن، نتواند در عقاید او سستی ایجاد کند و از طرف دیگر، دو واجب مهم دین - یعنی تولّی و تبرّی- را نصبالعین خود کند
پیامبر(ص)میفرمایند: «خوشا به حال منتظرانی که به حضور قائم(عج)میرسند. آنان که پیش از قیام او نیز پیرو اویند، دوستان او را عاشقانه دوست میدارند و با دشمنان او، دشمن و مخالفاند».[7]
در عاشورا، یکی از عرصههایی که حبّ یاران امام را نسبت به اهلبیت پیامبر(ص) و بغضشان را نسبت به دشمنان آنها، نمایان میسازد، رجزهایی است که به هنگام نبرد میخواندند. برای مثال، عمرو بن جناده - نوجوانی که پدرش شهید شده و مادرش او را به میدان فرستاده بود- در مقابل دشمن میگفت: «امیری حسین و نعم الامیر سرور فؤاد البشیر النذیر»[8]؛ «آقای من حسین است و خوب آقایی است؛ او سرور قلب پیامبر است».
عبارت «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدولمن عاداکم» که در زیارت عاشورا و زیارات دیگر آمده است، نشانة تولیّ و تبرّی است؛ یعنی دوستی و ولایتپذیری موالیان ائمه(ع) و تبرّی از دشمنان آنها.
4.امر به معروف و نهی از منکر
آیات بسیاری از قرآن، به این تکلیف مهم اشاره دارند که آیة 104 و 110 سورة آل عمران و همچنین آیة 41سورة حج، از جملة این آیات هستند.
کسی که به امام زمان(عج)اقتدا کرده و تابع ایشان است، باید گذشته از آنکه خود عامل به احکام میباشد، دیگران را نیز به این مهم، ارشاد کند و این، با امر به معروف و نهی از منکر - البته با در نظر گرفتن شرائطش- میسر است.
افرادی که تصور میکنند با دست روی دست گذاشتن و عدم مقابله با ظلم، یا خدای نکرده، کمک کردن به ترویج آن، زمینة ظهور فراهم میشود، سخت در اشتباهند؛ چراکه امام زمان(عج)برای ریشهکنی ظلم و گسترش و تثبیت عدل قیام خواهد کرد و منتظران نیز باید در همین مسیر گام بردارند.
این مهم یکی از اهداف قیام امام حسین(ع)، نیز هست. چنانچه خود فرمود: «ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر»[9]. ما نیز در زیارت ایشان، شهادت میدهیم: «اشهد انک... امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر».
[1]. بحار، ج52، ص135.
[2]. سورة اعراف، آية 201.
[3]. فرهنگ سخنان امام حسين(ع)، به نقل از تاريخ طبري.
[4]. منتهي الآمال، رجز خواني حضرت ابوالفضل(ع).
[5]. بحار، ج52، ص140.
[6]. فرهنگ سخنان امام حسين(ع)، ح190.
[7]. كمال الدين، ج1، باب25، حديث2.
[8]. سخنان حسين بن علي(ع) از مدينه تا کربلا، محمد صادق نجمي.
[9]. همان، وصيتنامة حضرت.