صدای انفجار، شیشههای ساختمان را میلرزاند و آسمان با رد سرخ موشکها شکافته میشود. در چنین موقعیت ملتهبی، غریزه طبیعی هر انسانی پناه گرفتن در امنترین جای ممکن است، اما درست در همین ثانیههای پر از بیم و امید، صدای دیگری در پشت صحنه طنینانداز میشود: «صدا... دوربین... حرکت!» این تصویری واقعی و بیرتوش از روزهای ساخت فصل اول سریال «سرو، سپید، سرخ» است؛ مجموعهای که در زمان جنگ رمضان، دقیقاً زیر موشکباران و تهدیدهای مستقیم دشمن کلید خورد. در شرایطی که کشور در وضعیت حساس نظامی قرار داشت، یک تیم هنری، جانشان را کف دست گرفتند، قابهای خود را بستند و اجازه ندادند چرخ تولید روایت متوقف شود. همان روزها، پخش ضربتی این اثر روی آنتن تلویزیون، مثل یک پاتک فرهنگی عمل کرد و مردم وسط اخبار جنگ، قصهای از جنس مقاومت را تماشا کردند.
نکته مهم درباره این پروژه این است که سریال بهعنوان سهم خارج از سازمان (صداوسیما) تعریف شده و سازمان هنری رسانهای اوج مسئولیت ساخت و تولید آن را بر عهده دارد. حالا با گذشت چند ماه از آن ماراتن پر از اضطراب، خبرهای رسیده از پشتصحنه نشان میدهد این قطار نهتنها متوقف نشده، بلکه با جدیتی مضاعف و در فضایی آرامتر به راه خود ادامه میدهد. طبق آخرین اطلاعات اختصاصی، فصل دوم سریال «سرو، سپید، سرخ» هماکنون در حال فیلمبرداری است و مراحل تولید خود را پشت سر میگذارد. تیم سازنده که تجربه کار در شرایط بحرانی فصل اول را دارد، اینبار با دست پرتر، ساختاری پختهتر و البته داستانهایی بهمراتب ملتهبتر و با پروداکشنی بزرگتر به میدان آمده است. اگر فصل اول این مجموعه، آزمون این گروه برای اثبات تولید بههنگام در روزهای موشکباران بود، فصل دوم قرار است به یک تثبیت فرمی و روایتی در عرصه درامهای استراتژیک تبدیل شود. ما در این گزارش سراغ پشتصحنه این پروژه رفتهایم تا از جزئیات جدید، کارگردانان، بازیگران، لوکیشنها و خطوط داستانی این فصل رونمایی کنیم؛ فصلی که روند تولید آن اطلاعات جدیدی را از برنامهریزی سازمان اوج برای این مجموعه نشان میدهد.
15 کارگردان و 15 قصه
فصل اول سریال «سرو، سپید، سرخ» بر اساس ساختار اپیزودیک جلو رفت و حالا در فصل دوم نیز همین فرمول تکرار شده است. اطلاعات رسیده از پشتصحنه نشان میدهد که فصل جدید این سریال قرار است در ۱۵ قسمت ساخته شود و طبق برنامهریزی، ۱۵ کارگردان مختلف ساخت این قسمتها را بر عهده دارند. روند تولید پروژه مدتی است که آغاز شده و تا اینجای کار، فیلمبرداری ۵ قسمت از این مجموعه به پایان رسیده است. از میان کارگردانهای این فصل، کار این افراد جلو رفته و اپیزودهای خود را تحویل دادهاند؛ در فصل اول این سریال، لیلی عاج کارگردانی یک قسمت را به عهده داشت و اینبار مریم اسمیخوانی بهعنوان کارگردان زن این فصل، اپیزود جدیدی را ساخته است. اسمیخوانی که پیشازاین چند فیلم کوتاه را کارگردانی کرده بود، در این قسمت به سراغ یک داستان با محوریت زندگی خانوادگی رفته و سجاد بابایی بازیگر اصلی این اپیزود است. دانش اقباشاوی، کارگردان فیلم سینمایی «اسفند» کارگردانی یک قسمت را به عهده داشته و کارش را به اتمام رسانده. حسین مهکام، فیلمنامهنویس و کارگردان سینما نیز در این فصل حضور دارد و اپیزود خود را جلوی دوربین برده است. امیر داسارگر، سازنده «منطقه پرواز ممنوع» نیز یکی دیگر از کارگردانهای این فصل است که قسمت مربوط به خود را فیلمبرداری کرده است.
با پایان فیلمبرداری 4 قسمت، حالا پروژه «سرو، سپید، سرخ» وارد مراحل آمادهسازی فاز دوم شده است. اطلاعات دریافتی «فرهیختگان» نشان میدهد تیم تولید برای قسمتهای بعدی با کارگردانان جدیدی وارد مذاکره شده و در حال حاضر، متنهای مربوط به ۴ کارگردان دیگر به طور کامل آماده شده و آنها منتظرند تا بهزودی کار تولید و فیلمبرداری اپیزودهای خود را آغاز کنند. محسن بهاری، کارگردان فیلم «قمارباز»که الان بر پرده سینماست، متن اپیزودش نهایی شده و در فهرست تولیدات پیشرو قرار گرفته است. سجاد پهلوانزاده که در سالهای اخیر با ساخت مجموعههایی مثل «سقوط» و «حیثیت گمشده» وارد عرصه کارگردانی شده، این بار قرار است یک اپیزود از این سریال استراتژیک را کارگردانی کند. محمدرضا خردمندان سازنده فیلم سینمایی «بیست و یک روز بعد» و سریال تلویزیونی «از سرنوشت» که پیش از این هم نامش در میان تیم سازنده مطرح بود، با آماده شدن متن کارش، در صف تولید فاز جدید قرار دارد. علی ثقفی، نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی «پرویز خان» نیز متن قسمت مربوط به خود را نهایی کرده و منتظر کلید زدن فیلمبرداری اپیزودش است. با اضافهشدن این ۴ نفر به لیست، تکلیف 8 قسمت از این سریال ۱۵ قسمتی روشن میشود. آماده بودن سناریوها پیش از شروع فیلمبرداری این فاز، نشان میدهد که تیم تولید برخلاف فصل اول که کار را با عجله و زیر موشکباران جلو میبرد، اینبار فرصت بیشتری برای صیقل دادن فیلمنامهها و انتخاب عوامل داشته است. با ورود این کارگردانها به فاز عملیاتی، به نظر میرسد تنوع داستانی و ساختاری سریال در فصل دوم بیشتر خواهد شد.
روایت واقعیت
یکی از نکات کلیدی و تمایزهای اصلی فصل دوم «سرو، سپید، سرخ» نسبت به فصل گذشته، تغییر در کیفیت و فضای فیلمنامههاست. تیم تولید در فصل اول به دلیل شرایط خاص کشور و اضطرار در پخش، کار را با عجله و سرعتی مضاعف جلو برد؛ اما در فصل جدید، وجود فرصت و زمان کافی در مرحله پیشتولید باعث شده است که متنها بازنویسی، صیقلخورده و به واقعیتهای میدانی نبرد نزدیکتر شوند. این فرصت به نویسندگان و کارگردانان اجازه داده تا از کلیشهها فاصله بگیرند و جزئیات دقیقتری از فضای واقعی جنگ را منعکس کنند. بر اساس اخبار رسیده از پشتصحنه، این تغییر رویکرد باعث شده برخی قسمتهای فصل دوم، لحن و فضای «جنگیتر» و اکشنتری به خود بگیرند. برخلاف فصل اول که بیشتر بر لایههای اجتماعی و پسزمینه حوادث تمرکز داشت، در این فصل بخش زیادی از قصهها مستقیماً در دل میدان و با محوریت صحنههای نظامی جلو میرود. به همین دلیل، پروژه در این اپیزودها وارد فاز پروداکشنهای بزرگتر، بیگپروداکشن و طراحی صحنههای جنگی سنگین شده است. در میان کارگردانهای این فصل، دو اپیزود بیش از بقیه واجد این ویژگیهای جنگی و پروداکشن سنگین هستند؛ دانش اقباشاوی که فیلمبرداری اپیزود خود را به پایان رسانده، بهواسطه شناخت و تجربهاش در جغرافیا و اتمسفر کارهای جنگی، یکی از بخشهای پروداکشن سنگین این فصل را کارگردانی کرده است. محسن بهاری نیز که متنش آماده تولید است، قرار است یکی دیگر از اپیزودهای جنگی و شلوغ این فصل را با پروداکشنی بزرگ جلوی دوربین ببرد.
نزدیکشدن فیلمنامهها به واقعیت جنگ و توسعه ابعاد تولیدی کار، نشاندهنده تغییر استراتژی سازندگان سریال است. آنها تلاش کردهاند در فصل دوم، وزن درامهای نظامی و میدانی را بالا ببرند تا مخاطب تصویر ملموستر و عینیتری از نبردها را روی صفحه تلویزیون تماشا کند. باتوجهبه آمادهشدن این فاز از کار، باید دید در خروجی نهایی، تقابل این پروداکشنهای بزرگ با قصههای خانوادگی و اجتماعی سریال چطور متوازن خواهد شد. یکی دیگر از ویژگیهای بارز فصل دوم «سرو، سپید، سرخ»، تمرکز ویژه بر موضوعات و سوژههای بکر است. در فاز طراحی و نگارش فیلمنامهها، تأکید اصلی تیم تولید و سازمان اوج بر این بوده که به سراغ پروندهها، رویدادها و لایههایی از حوادث معاصر بروند که در فصل اول هیچ اشارهای به آنها نشده بود یا به دلیل محدودیتهای مختلف، امکان پرداختن به آنها وجود نداشت. در فصل گذشته، بخش عمدهای از اپیزودها بر محورهای مشخص و تجربیات اولیه تمرکز داشت؛ اما در این فصل، ساختار روایتی سریال توسعه پیدا کرده است. این بار تلاش شده پنجرههای جدیدی رو به واقعیتهای ملموس اما کمتردیدهشده جامعه و میدان نبرد باز شود. ورود به این موضوعات جدید، نهتنها دست کارگردانهای جوان را برای خلق درامهای تازه باز گذاشته، بلکه سبد محتوایی سریال را هم نسبت به فصل قبل بهشدت متنوعتر کرده است. این تصمیم هوشمندانه مانع از تکرار ایدهها شده است؛ چراکه بزرگترین آسیب سریالهای چندفصلی، درجازدن در موفقیتهای فصل اول و تکرار همان فرمولهای مضمونی است. سازندگان «سرو، سپید، سرخ» با درک این موضوع، در هر کدام از این ۱۵ قسمت به سراغ زاویهای نو رفتهاند تا مخاطبی که فصل اول را دنبال کرده، با داستانها، چالشها و فضاهای کاملاً جدیدی روبهرو شود. باید منتظر ماند و دید با شروع پخش سریال، این موضوعات ناگفته چقدر میتوانند رضایت مخاطبان و کارشناسان را جلب کنند.
اصرار بر تازهنفسها
همزمان با جدی شدن مراحل پیشتولید فصل دوم «سرو، سپید، سرخ» و باتوجهبه بازخوردهای مثبت فصل اول، این پروژه با استقبال خوبی از سوی اهالی سینما و تلویزیون مواجه شد. اطلاعات رسیده به «فرهیختگان» نشان میدهد تعداد زیادی از کارگردانهای باسابقه و شناختهشدهای که سالهاست با صداوسیما همکاری دارند، تمایل داشتند که در این فصل سهمی داشته باشند و حداقل ساخت یکی از ۱۵ قسمت این مجموعه را بر عهده بگیرند. برای یک پروژه تلویزیونی، حضور نامهای بزرگ و سنتی معمولاً حاشیه امنیت ایجاد میکند و کار را جلو میاندازد، اما نگاه سازندگان در این نقطه مسیر دیگری را انتخاب کرد.سازمان هنری رسانهای اوج و عوامل اصلی سریال، در یک تصمیم راهبردی ترجیح دادند بهجای حرکت در مسیرهای آزمودهشده و تکرار فرمولهای قدیمی، ساختار این فصل را بر پایه توانمندی و نگاه کارگردانهای جوان و نفستازه بنا کنند. این تصمیم که یکی از نکات بسیار مهم و قابلتأمل در کارنامه فصل دوم است، نشان میدهد که اولویت پروژه، کادرسازی و تزریق ایدههای نو به بدنه درامهای استراتژیک بوده است. سازندگان کار معتقد بودند که روایت جنگهای مدرن و چالشهای معاصر، نیاز به یک زاویه دید جدید و متناسب با اقتضائات امروز دارد؛ نگاهی که شاید در چهارچوبها و فرمهای سنتی کارگردانهای قدیمیتر رسانه ملی کمتر یافت شود. ورود چهرههای جوان به این میدان، ریسک تولید را بالا میبرد؛ اما در عوض، تنوع بصری، ریتم تندتر و جسارت بیشتری را به ساختار اپیزودها اضافه میکند. نگاهی به لیست کارگردانهایی که تا اینجای کار اپیزودهای خود را تحویل دادهاند یا در صف تولید ایستادهاند، صحت این استراتژی را تأیید میکند. سازمان اوج با این انتخاب نشان داد که مأموریت خود را صرفاً در تولید یک اثر خلاصه نکرده، بلکه به دنبال ایجاد یک جبهه جدید از فیلمسازان دغدغهمند و جوانی است که بتوانند در آینده نیز بار روایتهای ملی و فرامرزی را به دوش بکشند. حالا باید دید خروجی این اعتماد به نسل جدید، در ماراتن پخش چه بازخوردی از سوی مخاطبان تلویزیون دریافت خواهد کرد.