شهید آوینی

در صحنه سياست و مبارزه عليه تهاجم فرهنگي

مبارزات سياسي اين شهيد بزرگوار از هنگامي شروع شد كه اساس دين را با روي كار آمدن رضا خان در خطر ديد. بنابراين در منابر و سخنرانيها مردم را از توطئه آگاه مي نمود؛ بويژه در مورد كشف حجاب كه از نخستين برنامه هاي ضد اسلامي و زمينه ساز نشر منكرات و مفاسد در سطح جامعه و در نهايت نفوذ و سلطه هرچه بيشتر اجانب و بيگانگان برهمه شئون ميهن اسلامي بود، به شدت مخالفت مي كرد . هنگامي كه رضا خان بناي مخالفت با روحانيون را گذاشت. باز هم او در صف اول مبارزه قرار داشت. تفنگ بدستهاي رضاشاه مانع از منبر رفتن و سخنراني وي مي شدند و به قول خود شهيد ، كار اين مزاحمت ها و اخلالگري ها به جايي رسيد كه او ناگزير بر روي زمين مي نشست و مردم را موعظه مي كرد. در جواب اعتراض مأمورين هم پاسخ مي داد كه « مرا از منبر رفتن منع كرده اند، نه از سخن گفتن بر روي زمين . »

شهید آیت الله دستغیب,پوستر,علما,تصویر سازی,عباس گودرزی,شهادت,امام جمعه شیراز,شهید ,منافقین,بیست آذر,نقاشی دیجتال,

برای دریافت تصویر با کیفیت روی آن کلیک نمایید

در اواخر سال 1341 كه با طرح لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي ، زمزمه مخالفت از قم به رهبري امام امت برخاست و نخستين اعلاميه رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي از قم بدست شهيد دستغيب رسيد ، صريحاً اعلام نمود : « كلاً و دربست در اختيار اسلام هستم . » از آن به بعد لحظه اي آرام نگرفت و حركت خود را دقيقاً با كم و كيف حركت امام تنظيم نمود و از هرگونه تندروي و كندروي بشدت پرهيز مي كرد. از آنجا كه همكاري ديگر علماء نيز ضروري بود، ايشان به خانه فرد فرد علماء آن روز رفت و با هر زبان و برنامه اي كه بود ، جز دو سه نفر بقيه را راضي به شركت در مجلس هفتگي عمومي در شبهاي جمعه در مركز مبارزات ( مسجد جامع شيراز ) نمود و با سخنراني هاي افشاگرانه و آتشين خود مردم را روشن و آماده مبارزه با طاغوت مي نمود. نوار سخنراني هاي ايشان در سطح كشور پخش مي گرديد و برخي از سخنرانيها بقدري مؤثر و نافع بود كه به دستور حضرت امام تكثير و در سطح وسيعي توزيع مي شد. در اسناد ساواك آمده است كه ايشان پس از تصويب طرح شش ماده اي اظهار داشته « امروز مي خواهم بگويم اسلامي در خطر است.

بي حرمتي به شما مي كنند. انتخابات زنان چه معنا دارد؟ ارمغانهايي كه اروپاييان براي ما آورده اند غير از بي عفتي و بي عصمتي چيز ديگري نيست. خانمي كه هميشه جلوي ميز توالت است چطور مي تواند در انتخابات شركت كند؟! مگر مرد در ايران كم است يا قحط است كه بخواهند زن به مجلس شوراي ملي ببرند؟ مي گويند « ارتجاع سياه » ، « مفتخورها » . حلقومت گنديده باد. علماء جانشين پيغمبرند مردم نگذاريد به علماء توهين كنند. آنها عمامه را سوزاندند تا آثار پيغمبر را از بين ببرند. شما امروز دست هر روحاني و سيدي را كه ديديد ، ببوسيد. وا... بوسيدن دست سيد از بوسيدن ضريح شاه چراغ بهتر است. دست سيد را بوسيدن تجليل از علماء و تجليل از دين است. خرد باد دهان كسي كه بگويد روحاني مفتخور است و خرد با قلم كسي كه بنويسد روحاني آماده خور است علماء اسلام چشم مردم هستند. تا مي آييم درباره شاه و دولت صحبت كنيم ما را جلب مي كنند. مي گويند فلان كس كه پاي منبر نشسته بود جاسوس اطلاعات و سازمانهاي زهرماري بود. اين جاسوسان پست ترين افراد اجتماع هستند. خداوند قسم خورده روز قيامت آنها را حلق آويز كند ».

شهيد دستغيب پيوسته بر دامنه مبارزاتش مي افزود تا آنجا كه به شهادت اسناد ساواك در تاريخ 1/1/42 اعلام مي دارد كه تاكنون دوبار از آيت ا... حكيم اجازه جهاد خواسته ام اما جوابي نرسيده است همچنين در تاريخ 8/1/42 مأمورين اطلاعاتي گزارش مي دهند كه ايشان بر منبر افراد را تشويق و تحريك به جهاد و كفن پوشي مي نمايد و بالاخره در مورخه 10/1/42 سرلشگر پاكروان حكم تبعيد وي را صادر مي كند. اما از آنجا كه سياست حمايت از بي فرهنگيهاي بيگانگان كشور را بسوي نابودي مي كشانيد ، ايشان عمدتاً با تكيه بر فرهنگ اسلامي به مبارزه عليه تهاجم فرهنگي اجنبي مي پرداخت. اسناد ساواك در اين زمينه چنين گزارش مي دهد: « مدرسه منصوريه و مدرسه قوام و غيره ، حكومت يا اوقاف درب آن را بسته و نمي گذارد طلبه ادامه درس بدهد. من دل پرخوني از دست اين فرهنگ و فرهنگيان دارم. شما را بخدا بگوييد چرا زني كه دين ندارد و يا بهتر بگويم بهايي است ، معلم ديني يا تاريخ بشود؟ اين فرهنگ نيست.

خانه فساد است. رئيس دانشگاه كه يهودي باشد و زنش بهايي ، آيا اولاد شما ديندار مي شوند؟! مي خواهند مملكت را بدست يهوديان بسپارند ، چرا با تهديد و ارعاب حقايق را نگوييم؟ ما زنده باشيم و بگذاريم اسراييل و جاسوسانش در فرهنگ كشور اسلامي حكومت كنند؟ نه ، اين عملي نيست. ما مي جنگيم با آنها با مراجع تقليد جنگ دارند. ما در جنگ هستيم با مخالفين اسلام ، ما طرف هستيم با هيئت حاكمه فاسد كه دارد كمك مي كند به بهايي هايي كه دشمن دين و استقلال مملكت مي باشند. اينها جاسوساني هستند كه در بلاد مسلمان پراكنده كرده اند و كتابهاي آنها را در بين مسلمين پراكنده نموده اند. تمام پستهاي حساس مملكت را بدست آنها داده اند. شما هم مي گوييد مسلمانيم و هم كمك به آنها مي كنيد كه دو هزار نفر آنها بروند لندن و عليه مسلمانان و علماء جلسه بگيرند. همه دلشان از دست شما هيئت حاكمه فاسد خون است . »

پس از دستگيري حضرت امام در 15 خرداد 1342 . شب هنگام مأمورين شاه و رنجرهاي مخصوص گارد ، از تهران به شيراز آمده و به خانه ايشان حمله كردند. ساعت حدود 3 بعد از نيمه شب بود و جمعيت مردم كه احتمال چنين يورش وحشيانه اي را مي دادند از سر شب در منزل و كوچه و مسجد مجاور مانده بودند و در برابر يورش مأمورين مقاومت نمودند و عده اي نيز ايشان را به منزل همسايه بردند. مأمورين با شكستن شيشه ها و در و پنجره ، به ضرب و شتم مردم بي دفاع حتي زنها و كودكان پرداختند و عده زيادي را مجروح كردند. خانم ها را بسختي كتك زده بودند، بطوري كه جاي ضرباتشان حتي پس از گذشت 15 سال هنوز بر بدن علويه خانم همسر شهيد باقي بود.

پس از گذشتن دو روز و تعطيل عمومي شيراز و كشتار عده اي از آن جمله همشيره زاده ايشان شهيد خليل دستغيب و بازداشت حدود 500 نفر از وابستگان و ارادتمندان معظم له توسط فرمانداري نظامي ، ايشان به مقامات دولتي پيغام فرستادند كه اگر بخاطر دست يافتن به من مردم را اينطور اذيت مي كنيد ، من حاضرم به دو شرط خود را معرفي نمايم. اول اينكه همه كساني كه زنداني شده اند، آزاد شوند و دوم اينكه حاضر به تهران رفتن و محاكمه شدن نيستم. پاسخ دادند هر دو شرط را مي پذيريم ولي چون شخص شاه مكرر دستور داده و بازخواست نموده ، چاره اي از تهران رفتن نيست ولي بخاطر راحتي ، شما را با هواپيما مي فرستيم. سپس استاندار وقت به اتفاق رئيس ساواك به خدمت ايشان رفتند و نامبرده را با يك فروند هواپيماي اختصاصي به تهران اعزام و مستقيماً روانه زندان عشرت آباد كردند. در سال 1343 نيز يكبار ديگر مزدوران رژيم مانند دفعه قبل نيمه شب به منزل ايشان ريختند و باز مستقيماً او را به تهران و زندان قزل قلعه منتقل كردند كه پس از ازادي مدت 3 روز ميهمان حضرت امام خميني ( سلام ا... عليه ) بود.

اين شخصيت بزرگوار در حركت دادن به مبارزات مردم مسلمان فارس عليه رژيم مزدور شاه نقش بسيار مهم و مؤثري داشت. افشاگريهاي بي پرواي او در مورد جشن هنر فسادانگيز شيراز، حركتهاي اسلامي مردم فارس را عمق بيشتري مي بخشيد و سخنرانيها و حضورش در تظاهرات و راهپيمايي ها و مبارزات امت مسلمان منطقه، پشتوانه محكمي براي مردم ستمديده بود. يكي از اين اقدامات ابراز مخالفت شديد با برنامه جشن هنر شيراز در سال 1356 بود. برنامه ساليانه جشن هنر توسط دربار در شهر شيراز تشكيل مي شد و با صرف بودجه اي هنگفت گروهي از خارجيان نيز در آن شركت مي نمودند و انواع فحشاء را مرتكب مي شدند. در ماه مبارك رمضان نمايشنامه اي با عنوان «خوك - بچه - آتش» درست كردند كه ضمن آن رسماً عمل جنسي را در ملاء عام انجام مي دادند و برنامه مزبور ده روز يا دو هفته ادامه داشت.

فرداي نخستين روز پس از نماز عصر ، چنان از اين برنامه انتقاد نمود كه مأمورين در بيرون شبستان ضبط صوتها را توقيف مي كردند و نوار آن را مي گرفتند. عصر همان روز از طرف مقامات دولتي پيغام فرستادند شما كوتاه بياييد و ما خودمان جلوگيري مي كنيم. مبادا در شهر آشوب شود. اما براي دومين روز نيز برنامه تكرار گرديد ، لذا فرداي آن روز مجدداً با تهديد صريح و اتمام حجت ، سخنراني مبسوطي بدين مضمون ايراد نمود: « اگر يكبار ديگر اين ماجرا تكرار شد ، وظيفه مردم است خودشان بريزند و بساطشان را بهم بزنند. هرجه هم پيش آمد ، بعهده دولت است و سببش را مأمورين فراهم كرده اند. از هم اكنون من مجرم را معرفي مي كنم.

خود مقامات حكومتي مجرمند كه مردم را اينگونه تحريك مي كنند و باعث آشوب و نا امني مي شوند » اما گزارشات ساواك هم در مورد بيانات ايشان بسيار جالب و خواندني است: « يك چيزي شنيدم ، جشن خوك ، جشن خوك ، عجب اسمي هم دارد. آنها كه به اينجا مي روند نر و ماده با هم از خوك پست ترند زن و مرد هم مانند خوكها مي رقصند آنهايي كه مي روند براي تماشاي آن ، ميمون و خوك هستند خدا لعنت كند كساني را كه در اين جشن شركت مي كنند موسس آنها هم خوك است. لعنت باد بر آنها ، تا كي اين مملكت و اين جوانها را مي خواهيد گمراه كنيد و به دست استعمار بدهيد و منحرف كنيد خدا لعنت كند افتتاح كننده جشن هنر را . » پس از اين بيانات آتشين، بسرعت شوراي امنيت استان تشكيل و برنامه جشن هنر شيراز فوراً تعطيل گرديد.

در سال 1357 نيز ساواك با اذعان به وقاحت برنامه ، اقدام به درج گزارشي به شرح زير در بولتن ويژه كرد: « برنامه جشن هنر شيراز نمايشنامه اي تحت عنون « خوك - بچه - آتش » را به معرض نمايش درآورد كه صحنه هايي از آن بر خلاف عفت عمومي بود. سيد عبدالحسين دستغيب كه از روحانيون افراطي طرفدار خميني است ، روز 11/4/37 در مجلسي كه با شركت قريب شش هزار نفر در مسجد جامع شهر شيراز برگزار شد ، طي سخناني كه جنبه تحريك آميز و خلاف مصالح مملكتي داشته از برنامه هاي جشن هنر شيراز انتقاد و اظهار نمود : براي سومين بار اخطار مي كنم كه امسال نبايد جشن هنر يا بي هنر در شيراز برگزار گردد. آنها مي خواهند با برگزاري اين جشن مردم را از راه دين منحرف سازند .»

  سخنرانی های آیت الله دستغیب - تصویری

سخنرانی های آیت الله دستغیب - صوتی
 

در واقعه ديماه 1356، در برابر مقاله توهين آميزي كه نسبت به حضرت امام در روزنامه اطلاعات به چاپ رسيده بود ، بشدت به موضعگيري پرداخت. در گزارش مورخه 24/10/36 مأمورين ساواك اظهارات ايشان بدين شرح درج گرديده است : « خميني مرجع تقليد چند ميليون شيعه مي باشد و چون روزنامه اطلاعات به وي تهمت هايي زده طبق قانون عاملين اين امر بايستي تحت تعقيب قرار گرفته و از يك تا سه سال زنداني شوند . »

در همان سال ايشان مدتي در منزل خود در محاصره ساواك بسر برده و هنگام اوج گيري مبارزات و پس از كشتار 5 دمضان در مسجد نو شيراز توسط رژيم سفاك ، به مدت 2 هفته مسجد جامع ، دژ استوار مبارزات تعطيل شد. با شروع حكومت نظامي و پس از حادثه خونين 17 شهريور 1357، مأمورين شبانه به منزل ايشان رفته و او را در حال بيماري و تب بازداشت ، ابتدا به كميته شهرباني و پس از آن به زندان اعزام كردند. اما ، پس از چندماه زنداني و تبعيد ، وي در ميان استقبال با شكوه مردم به شيراز بازگشت.

شهيد والا مقام محراب در دوران تبعيد امام در نجف اشرف، چندين نوبت به ملاقات ايشان شتافت. اخبار ايران و مبارزات جاري را به عرض ايشان رساند و با كسب رهنمودهاي ارزشمند امام به ايران مراجعت مي نمود. وجود شهيد دستغيب هميشه منشاء خير و بركت بود. آقاي هاشمي رفسنجاني در اين مورد مي گويد : « در غياب امام كه دسترسي گاهي به امام مشكل بود مشورت مي كرديم بعضي مسائل را در داخل با آقايان . يكي از شخصيتهايي كه هميشه مورد مشورت بود و نظراتش هم هميشه مفيد بود براي ما ايشان ( شهيد دستغيب ) بودند . »

حضرت آيت ا... دستغيب جهت روشن كردن افكار مردم به شهرهاي مختلف از جمله فسا ، مرودشت ، كوار، داراب ، فيروزآباد، اصطهبانات، ني ريز ، سوستان ، اقليد ، آباده و ... مسافرت مي نمود و موجب تحولات عظيم در اجتماعات مردمي مي گرديد.

يكي از زيباترين حركتهاي با عظمت ايشان در سال 1357 كه موجب رعب و وحشت رژيم سرسپرده گرديد ، بدين شرح در گزارش 10/10/57 ساواك منعكس گرديده است: « برابر اطلاع واصله: مورخه 26/9/59 آيت ا... دستغيب در بيمارستان نمازي شيراز اظهار نمود كه از تاريخ فوق حكومت نظامي اسلامي است و ظرف 48 ساعت حكومت نظامي اسلامي ، هيچكس جهت دادخوات و يا رسيدگي به كارهاي خود به ادارات مراجعه نكند. به خود من مراجعه كنيد تا مشكلتان را حل كنم . »

با اوج گيري انقلاب اسلامي و نزديك شدن لحظه پيروزي نهايي ، در 22 بهمن 57 ايشان با رئيس شهرباني تماس گرفت و به او فرمود كه خود را تسليم كند و به فكر جان خود و مردم باشد و چون سقوط نزديك است خود و ديگران را به كشتن ندهد. البته يگانهاي ارتش و مخصوصاً ژاندارمري يكي پس از ديگري تسليم شدند. با اينكه هنوز پيروزي انقلاب اعلام نشده بود. اما منزل آن شهيد بزرگوار از سران نظامي و درجه داران و افسران مرتباً پر و خالي مي شد.

التفات به ارتش و سپاه پاسداران و سركشي به سربازخانه ها و صحبت به افراد ، همچنين شركت در مراسم صبحگاهي شهرباني و همگامي با قواي انتظامي و نظامي در اوايل پيروزي انقلاب ، موجب گرديد كه ارتش در منطقه فارس بزودي انسجام خود را بازيابد.

شهيد ايت ا... دستغيب پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ، نمايندگي مردم فارس در مجلس خبرگان را عهده دار گرديد و در پي درخواست اهالي شيراز با امضاء طوماري به طول 80 متر، از سوي حضرت امام به امامت جمعه شيراز منصوب شد.

 

من اطاع الخميني فقد اطاع ا...

آلبوم تصاویر آیت الله دستغیب

شهيد بزرگوار، حضرت آيت ا... دستغيب چنان عظمت وجودي حشرت امام و اتصال ايشان به مبداء وحي را دريافته بود كه اطاعت از ايشان را همان اطاعت از خداوند سبحان مي دانست و سرپيچي از فرمان امام را نافرماني خداي تعالي ، او عارفانه مي گفت : « من اطاع الخميني فقد اطاع ا...» و بنابر همين اعتقاد از همان آغاز نهضت اسلامي تا پايان عمر عمواره پشت سر ايشان حركت مي كرد و از نظر خاص و عام سخت ترين مدافع ولايت فقيه بود.

در ماجراي وقايع خرداد 1342 ، آنقدر به مقاومت ادامه داد تا بالاخره هنگامي كه از طرف دستگاه مأمورين رده بالا و افسران عاليرتبه به شيراز آمدند و خواستند با ايشان ملاقات كنند. حاضر نشد و فرمود هرچه آقايان قم بگويند ، حرف ما هم همان است. رئيس ساواك وقت سرلشگر پاكروان مستقيماً به شيراز آمد، اما شهيد دستغيب او را نپذيرفت. پاكروان پيغام فرستاد كه غرض شما از اين هياهو و سروصدا چيست؟ بياييد بنشينيد ، تفاهم كنيد. ايشان فرمود: برويد با قم و امام امت تفاهم كنيد. ما پيرو ايشان هستيم هر چه بفرمايند ما هم اطاعت مي كنيم.

شهيد دستغيب معتقد بود كه مسئله امام ، مسئله شخص ساده اي نيست كه انسان فكر كند حالا ايشان يك مرجعي هست كه حرفي مي زند و ما هم بايد انجام دهيم. مسئله خيلي بالاتر از اينهاست. در بسياري از مسائلي كه ما خدمت امام مي رفتيم اصلاً مسائلي كه امام مي گفت احساسمان اين بود كه اما شايد از خودش نيست كه اين حرفها را مي گويد و چيزهايي بود كه فوق تصور بوده ، در بسياري از جزئيات كه امام را در جريان نگذاشته بوديم حرفي كه مي زد تطبيق داشت با طرح نظامي كه طرح كرده بوديم .»

ايشان همانقدر كه نسبت به مقام امامت و رهبري تولي داشت ، در رابطه با هر عنصري كه در جهت خلاف امام بود ، بشدت تبري مي ورزيد. چنانكه خود مي فرمود : « هنگامي كه در مجلس خبرگان قانون اساسي ديدم بني صدر خبيث در رابطه با ولايت فقيه كه اساس نظام الهي جمهوري اسلامي است. آن هتاكي ها را نمود ، برخود واجب دانستم به دفاع از ولايت فقيه برخيزم و مطالبي را از تربيون مجلس بيان نمايم . » نمونه ديگري از تبري وي ، تنفر شديد از گروه گرايي و گروهكها بود كه همواره در سخنانش آنها را نصيحت مي فرمود و به تبعيت از حق فرا مي خواند.

همسر شهيد در مورد علاقه و ارادت ايشان به حضرت امام مي گويد : « هرگاه حاج آقا با امام امت ديدار داشتند ، در بازگشت بيش از حد خوشحال و شاداب بودند. هميشه خودشان را موظف مي دانستند كه اخبار راديو و تلويزيون و بخصوص صحبتهاي امام امت را گوش كنند و يادداشت نمايند. ايشان در سخنراني هاي خود صحبتهاي امام را محور سخنراني قرار مي دادند . »

هنگامي كه به محضر امام شرفياب مي گرديد ، همجون عبدي در مقابل مولايش و عاشقي در برابر معشوق به زمين مي نشست و در يكي از ملاقاتها با امام فرموده بود : « در محضر امام مرا ياراي سخن گفتن نيست. لذا بايستي مطالب لازم را خلاصه و فشرده كنم . » هم او بود كه خطاب به يكي از نمايندگان مردم شيراز در مجلس اظهار داشت: « پسرجان ! بايد باورت بيايد كه حضرت امام نايب امام زمان سلام ا... عليه است. تصور كن با امام زمان چگونه بايد رفتار كرد؟ احترام به امام ، احترام به امام زمان سالم ا... عليه است. احترام به امام زمان ، احترام به خداوند متعال است. مي خواهي عزت پيداكني ، عزت در تبعيت از امام است . » جمله معروف « بي عشق خميني نتوان عاشق مهدي شد » نيز از همين شهيد است. در اواخر عمر احوال ايشان طوري شده بود كه وقتي صحبتي از امام به ميان مي آمد ، چندين بار پشت سرهم مي گفت امام ، امام ، امام ، چه امامي و سپس آهي مي كشيد مثل اينكه آن چيزي را كه از امام يافته بود ، نمي توانست بيان كند. هيچگاه اسم امام را تنها نمي برد و اظهار مي داشت كه پيروي از ايشان باعث افتخار من است. او اين اطاعت را قولاً و عملاً نشان مي داد و هرگز ديده نشد كه در برابر امام و فرامينش و يا دولتي كه مورد تأييد حضرت امام باشد ، به اجتهاد و رأي و استنباط خويش استناد جويد.

به تعبير رهبر كبير انقلاب او متعهد به اسلام و جمهوري اسلامي بود و تا روزهاي آخر عمرش چه در خطبه ها ، چه در سخنرانيها و چه در مصاحبه ها و چه در مقالاتي كه مي نوشت وظيفه خود را و اجتماع را و گويندگان را در تقويت ولايت فقيه مي دانست و مي گفت اگر مي خواهيد به رژيم طاغوتي برنگرديد بايد ولايت فقيه را تقويت كنيد. حكومت ا... به پرچمداري ولايت فقيه است. حضرت امام ايشان را از مفاخر اسلام مي دانست.

جنگ تحميل در آيينه قبل شهيد

با شروع تجاوز دشمن به ميهن اسلامي ، او با بيانات بسيار رسا جوانها را تشويق به شركت در جبهه ها مي كرد و در بسيج نيروهاي خالص به جبهه و تامين امكانات و تداركات براي رزمندگان تلاش مستمر و پيگير داشت. گاه مي فرمود : « اگر مؤمن واقعي مي خواهيد پيدا كنيد به رزمندگان ما نگاه كنيد كه اگر به زبان اظهار ايمان مي كنند ، در عمل هم نشان مي دهند كه غير خدا را فداي خدا مي كنند » و گاهي از آنها تعبير به « انصار ا... » مي نمود. در يكي از خطبه هاي نماز جمعه ، وي جنبه هاي نبرد را نمونه جنگ هاي صدر اسلام ذكر نمود و جنگ تحميل دولت بعث عراق عليه ايران را وسيله اي براي آشكار شدن انسانيت افراد و صبر و تحمل و بردباري و شهامت آنها ناميد. با فرا رسيدن موسم حج اطلاعيه زير از سوي ايشان صادر گرديد :

« مردم متدين و شريف استان فارس با توجه به وضع حساس فعلي مملكت و تجاوز ناجوانمردانه عراق به كشور اسلامي ما سزاوار است از رفتن به حج صرف نظر كرده و با حضور يكپارچه خود در صحنه مبارزه ، كمكهاي لازم را به ارتش نيرومند و عاليقدر جمهوري اسلامي ايران برسانيد. ما فعلاً در حال مبارزه با كفر هستيم و اين مصداق واقعي جهاد در راه خداست كه صراحتاً قرآن مجيد او را والا و برتر از هر عمل ديگر فكر كرده و بدانيد كه انشاء ا... به ثواب حج هم خواهيد رسيد ضمناً از رؤسال كاروانهاي محترم تقاضا مي شود در صورت امكان وسائلي را كه براي سفر حج آماده كرده بودند ، در اختيار برادران و خواهران خود كه زير فشار ظالمانه عمال بعث عراق قرار گرفته اند، بگذارند »

شهيد دستغيب همچنين با احساس مسئوليتي فوق العاده نسبت به چگونگي هدايت دفاع مقدس و لزوم مشاركت علماء خصوصاً حضرت آيت ا... خوبي كه در عراق سكونت داشت ، تلگرافي بدين مضمون خدمت ايشان ارسال نمود:

« نظر شريف مستحضر است در شرايط كنوني كه صدام خائن محارب با اسلام و مشغول كوبيدن مساكن و كشتار مردم بي دفاع مسلمان ايران است و از راه تزوير خود را مسلمان و حامي اسلامي معرفي مي نمايد. واجب است ملت شريف و ارتش مسلمان عراق را آگاه فرماييد كه وظيفه شرعي ايشان جهاد در راه اسلام و مخالفت با صدام بوده و لازم است ارتش عراق به ارتش جمهوري اسلامي ملحق گردد تا به خواست خداوند حكومت اسلامي در عراق به رهبري حضرت امام خميني مستقر گردد . »

 

Copyright © 2003-2020 - AVINY.COM - All Rights Reserved
logo