بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram

بيانات رهبرانقلاب در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهورى

11 / 5 / 80

بسم الله الرحمن الرحيم

جـلـسـه ى بـسـيار مهم و نمايشگر يك نقطه ى حساس در حركت تاريخ جـمـهورى اسـلامـى است. اين مجلس و مراسمى كه امروز انجام گرفت, حـاكـى از يك حقيقت زنده و درخشان در نظام جمهورى اسلامى است, و آن حـقـيقت مردم سالارى دينى و حاكميت احكام نورانى اسلام و حضور و انـتخابگرى آحاد ملت است. از خداى متعال مسالت مى كنيم كه به بـركـت نـام و ياد حضرت صديقه ى طاهره, فاطمه ى زهرا (سلام الله عـلـيـها)- كـه ايـام شـهادت آن بـزرگوار نزديك است- و به بركت مـجـاهـدتـها و ايثارگرى هايى كه در طول ساليان گذشته تا امروز بـراى اعـلاى كـلـمه ى اسلام و برافراشتن اين پرچم نثار شده است, ايـن آغـاز را, آغازى مبارك و منشا بركات و آثار خير قرار دهد, هـم بـراى مـردم عـزيزمان كه در انتخابات شركت كردند و وظيفه ى خـودشان را انجام دادند, و هم براى رئيس جمهور محترم كه اعتماد مـردم را كـسـب كـردنـد و دوره ى جـديـدى از مـسئوليت را بردوش گرفتند.
در مـنـطـق اسـلام, اداره ى امـور مردم و جامعه, با هدايت انوار قـرآنـى و احكام الهى است. در قوانين آسمانى و الهى قرآن, براى مـردم شان و ارج معين شده است, مردم هستند كه انتخاب مى كنند و سـرنـوشـت اداره ى كـشـور را به دست مى گيرند. اين مردم سالارى, راقـى تـرين نوع مردم سالارى يى است كه امروز دنيا شاهد آن است, زيـرا مـردم سـالارى در چـارچوب احكام و هدايت الهى است, انتخاب مـردم اسـت, اما انتخابى كه با قوانين آسمانى ومبراى از هرگونه نـقـص و عـيـب, تـوانـسـتـه است جهت و راه صحيحى را دنبال كند.
آنـچـه كه در دنيا به نام دمكراسى و مردم سالارى شناخته مى شود, در هـمه ى آنها چارچوب وجود دارد. در دمكراسى هاى غربى, چارچوب عـبـارت است از منافع و خواست صاحبان ثروت و سرمايه داران حاكم بـر سـرنـوشت جامعه, تنها در آن چارچوب است كه راى مردم اعتبار پـيـدا مى كند و نافذ مى شود, اگر مردم چيزى را كه برخلاف منافع سـرمايه داران و صاحبان قدرت مالى و اقتصادى- و براثر آن, قدرت سـيـاسى- است بخواهند, هيچ تضمينى وجود ندارد كه اين نظام ها و رژيـم هـاى دمكراتيك, تسليم خواست مردم شوند. يك چارچوب محكم و نـاشـكـنـنده بر همه ى اين خواست ها و دمكراسى ها حاكم است. در كـشـورهـاى سـوسـيـالـيستى سابق- كه آنها هم خودشان را كشورهاى دمـكـراتـيك مى ناميدند- اين چارچوب, حزب حاكم بود. در خارج از چـارچـوب تـمـايلات و سياست ها و انگيزه هاى حزب حاكم, راى مردم هـيـچ تـوانـايى و كاربردى نداشت. به هر حال چارچوب وجود دارد.
امـتياز نظام اسلامى در اين است كه اين چارچوب, احكام مقدس الهى و قـوانـيـن قـرآنى و نور هدايت الهى است كه بر دل و عمل و ذهن مـردم پـرتوافشانى و آنها را هدايت مى كند. مساله ى هدايت مردم يـكـى از آن مـسـائل بسيار مهمى است كه در نظام هاى سياسى رايج دنـيـا- بـخصوص در نظام هاى غربى- ناديده گرفته شده است. معناى هـدايـت مردم اين است كه بر اثر تعليم و تربيت درست و راهنمايى مـردم بـه سـرچـشمه هاى فضيلت, كارى بشود كه خواست مردم در جهت فـضايل اخلاقى باشد و هوس هاى فاسدكننده يى كه گاهى به نام آراء و خـواسـت مـردم مـطـرح مـى گردد, از افق انتخاب مردم دور شود.
امـروز شـما ملاحظه مى كنيد در بسيارى از دمكراسى هاى غربى, زشت تـريـن انـحـرافات- انحرافات جنسى و امثال آن- به عنوان اين كه خـواسـت مـردم است, صبغه ى قانونى پيدا مى كند و رسمى مى شود و بـه اشـاعـه ى آن كـمـك مـى گردد, اين غيبت عنصر معنوى و هدايت ايـمانى را نشان مى دهد. در نظام اسلامى- يعنى مردم سالارى دينى- مـردم انـتـخاب مى كنند, تصميم مى گيرند و سرنوشت اداره ى كشور را بـه وسيله ى منتخبان خودشان در اختيار دارند, اما اين خواست و انـتخاب و اراده در سايه ى هدايت الهى, هرگز به بيرون جاده ى صـلاح و فلاح راه نمى برد و از صراط مستقيم خارج نمى شود, نكته ى اصـلـى در مردم سالارى دينى اين است, اين هديه ى انقلاب اسلامى به مـلـت ايـران اسـت, اين تجربه ى جديد و جوانى است, اما تجربه ى قـابـل تـامـل و پيگيرى و قابل تقليدى است براى همه ى كسانى كه دلـشـان براى فضيلت ها و جامعه ى پاك و پاكيزه ى انسانى مى تپد و از جـرايم و رذايل اخلاقى و رواج زشتى هاى خلقيات بشرى رنج مى برند.
مـلت ايران در طول قرن هاى متوالى همواره در مقابل خود حاكمانى را مـشـاهـده كـرده بـود كـه يا خود يا اجدادشان به ضرب شمشير, حـكـومـت را بـه دسـت آورده بودند و با اتكا به قبضه ى شمشير و سـرنيزه ى قدرت, آن را براى اعقابشان گذاشته بودند. حكومت و حق حـاكـمـيـت بـر مردم, بدون خواست و ميل و انتخاب مردم, مثل مال شـخـصى حاكمان به فرزندان و اعقابشان, تا نسل هاى متعدد به ارث مـى رسيد. در اين دوره هاى اخير- يعنى از اواسط دوره ى قاجار و سـرتاسر دوره ى پهلوى- عنصر زشت ديگرى وارد عرصه ى حاكميت كشور شـد و آن عـنـصر دخالت بيگانه بود. انگليسى ها رضاخان پهلوى را بـا انتخاب و گزينش خودشان سركار آوردند و پشتيبانى كردند, بعد پـسـر او را سـركـار آوردند, و بعد پس از كودتاى 28 مرداد, نقش آفـرين مسائل ايران و قدرت حكومت در كشور ما امريكايى ها بودند و مـلـت در اين ميان هيچ كاره بود. يك ملت در اساسى ترين مسائل زنـدگـيـش, در امـر تـعلـيـم و تربيتش, در امر اقتصادش, در امر سـيـاسـتش, در ارتباطات جهانى اش, در نظم معمولى زندگى اش, هيچ گـونـه اختيارى نداشته باشد و كسانى بر سرنوشت او و بر اين همه حـكـومـت كـنـند كه براى تصدى اين مسئوليت, هرگز از مردم اجازه نـگـرفـتـه بـاشند. ما هرگز حضور مردم و راى آنها را- جز در يك دوران كـوتـاه, آن هـم به صورت بسيار ناقص- تجربه نكرده بوديم, ايـن اسلام و انقلاب و مجاهدت و ايثار اين ملت و عظمت و شخصيت كم نـظير امام بزرگوار بود كه زمينه ساز لطف و رحمت الهى شد و اين هديه ى بزرگ به ملت ايران داده شد.
ايـن مـراسـم, هـشـتـمين مراسمى است كه در آن رئيس جمهور منتخب مـردم, به طور رسمى رئيس جمهور مى شود و اختيار اداره ى كشور و زمـام امور قوه ى مجريه را در دست مى گيرد, اين را انقلاب به ما داد. الـبته دستگاه هاى تبليغاتى دنيا با تبليغات بسيار رذيلانه سـعى مـى كنند اين گونه وانمود كنند كه حضور مردم و مردم سالارى نـظـام اسـلامـى, از انـتـخابات سال 76 به اين طرف است, يعنى مى خـواهند گذشته ى انقلاب را نفى كنند! اين هم ادامه ى همان دشمنى هـايـى است كه هميشه با اين انقلاب داشته اند. نه, ما ملت ايران در ايـن بيست و دو سال, هشت مرتبه پاى صندوق انتخاب رئيس جمهور رفـتـه ايـم و بـا راى خود, او را انتخاب كرده ايم و نشان داده ايـم كه در كشور ما به بركت نظام اسلامى, محور تصميم گيرى, مردم انـد و چـارچـوب تـصـميم گيرى- هم براى مردم و هم براى مسئولان- احـكـام و شـريعت اسلامى است, اين وظايف سنگينى را بر دوش همه ى ما مى گذارد.
مـن از رئـيـس جمهورى عزيزمان تشكر مى كنم كه اين مطالب را- كه حـاكـى از احـساس مسئوليت است- در نطق خودشان بيان كردند. بله, مـطـلـب هـمين است, رئيس جمهور و يكايك اعضاى تصميم گير در اين نـظـام, مـسئولند. اعتبار آنها عبارت از اين است كه به وظيفه ى خـود در مـقـابـل خـدا, مـردم و قانون اساسى عمل كنند. در نظام اسـلامـى, اعـتبار همه ى مسئولان به اين است كه خود را كمربسته ى ديـن خـدا و مـجرى قوانين و متعهد به قانون اساسى بدانند, مردم ايـن را مـى خـواهـنـد و انـتـخاب كرده اند. اگر كسى قدم را كج بـگـذارد و از ايـن راه منحرف شود- چه خود رهبرى باشد, چه رئيس جـمـهور بـاشد, چه ديگر مسئولان- قبل از آن كه ساز و كار اجرايى بـراى كـنـار گذاشتن آنها به كار بيفتد, چون فاقد شرط مى شوند, خـودشـان منعزل و كنار رفته اند. بنابراين مسئوليت, سنگين است.
اگـر مـا بخواهيم سعادت اين مردم را تامين كنيم, بايد در اجراى احـكـام الـهى كـوشـا بـاشيم. سعادت دنيا و آخرت مردم در اجراى احـكـام الـهى و اسـلامـى است, اين آن چيزى است كه مى تواند اين كـشور و اين ملت را به آرمان هاى والا و برجسته خود برساند, اين آن چـيزى است كه مى تواند اين كشور را در مقابل مطامع روزافزون قـدرت هاى بزرگ مصونيت ببخشد, اين آن چيزى است كه مى تواند اين مـلـت را با همان ايمان و شورى كه در پيروزى انقلاب و دوران جنگ تـحـمـيـلى و در همه طوفان ها نشان دادند, در صحنه نگهدارد. آن عـاملى كه مى تواند ملت ايران را- با فقدان بسيارى از تجهيزاتى كـه قـدرت هـاى بـزرگ از آن برخوردارند- اين طور محكم و باثبات نـگهدارد, ايمان دينى است. بايد ايمان دينى را در مردم حفظ كرد تـا ايـن مـردم بتوانند مقاومت خود را حفظ كنند و بايستند و از مـسـئـولان پشتيبانى كنند و در مقابل خطرها سينه سپر نمايند. ما مـسئولان, بدون حمايت مردم چيزى نيستيم و نمى توانيم كارى بكنيم ارزش و اقـتـدار و تـوانـايى ما در صحنه بين المللى و در مقابل طـوفـان هـا, بـه پشتيبانى مردم است و اين نظام بحمدالله امروز مـردمـى تـريـن نـظـام دنياست. نسبت و ارتباط بين مسئولان و اين مـردم, ارتـبـاطـ ايمان, عاطفه و اعتماد است, اين ارتباط و اين گـونـه رابـطـه و پـيوند, در دنيا نظير ندارد. اگر بخواهيم اين مـردم از دولـت هـا و مسئولانى كه مى آيند و مى روند و از نظامى كـه بـه وسيله خود اين مردم سر كار آمده است, حمايت كنند, بايد ايـمـان مـردم را حـفـظـ كـنـيم و جلوى تهاجم به ايمان مردم را بگيريم.
مـن بـه رئـيـس جـمهور عزيزمان دو, سه توصيه عرض مى كنم. البته ايـنـها حـرف هـايى است كه در خلوت و جلوت, بين بنده و ايشان و ديـگر مسئولان بارها گفته شده است, بنابراين اينها را براى تذكر بـه خـودم و شما مسئولانى كه در اين جا حضور داريد, عرض مى كنم.
يـك مساله اين است كه در موقعيت حساس كنونى, كار مجموعه دستگاه دولـت بـايـد بـى وقـفه شروع شود و بدون اندكى لنگى و سستى, با جـديـت كـامـل ادامه پيدا كند. اين چند ماهى كه معمولا از هنگام انـتـخـابات- يا حدود انتخابات- تا تشكيل دولت جديد, وقفه گونه يـى كـه در امـور پيدا مى شود, خيلى خسارتبار است, حتى المقدور بـايد اين زمان را كوتاه كرد. اميدواريم ان شاءالله مجلس شوراى اسـلامـى هـم نـهايت همكارى را با رئيس جمهور محترم بكند و هرچه زودتـر كـابـيـنـه دولت تشكيل شود و به كارهاى مهمى كه بر عهده آنهاست, بپردازند.
مـا در مـوقـعيت حساسى هستيم. به اعتقاد من امروز فوريترين كار ايـن اسـت كـه بـه مـسـائل اقتصادى و مساله معيشت و در راس همه مـساله اشتغال, با جديت پرداخته شود, هيچكدام از اينها معضلات و گـره هـاى كـورى نـيـسـتـند كه دست هاى توانا و فكرهاى كارآمد, نـتـوانـنـد آنـها را حـل كنند, همه اينها كارهاى ممكن و روانى هـسـتـنـد, مـنـتها تلاش, جديت, ابتكار و پشتكار لازم است تا اين كـارهـا انجام بگيرد. امروز اگر اندكى سستى و كوتاهى بشود, دير خـواهد شد, فرصت كوتاه است, فرصت هاى دولت ها مثل برق مى گذرد, چـهار سـال بـسـرعـت گـذشت, اين چهار سال هم بسرعت خواهد گذشت, بـنـابـرايـن بايد اولويت را در نيازها جستجو كرد و با آگاهى و شـتـاب لازم و تـدبـير مقتضى, آن نيازها را برآورده ساخت, امروز اين چيز لازمى است.
شـما اگر به تبليغات جهانى- كه بى گمان از مركزيت هاى حساب شده سـيـاسـى و امـنـيتى هدايت مى شود- نگاه كنيد, مى بينيد يكى از نـقـاطـ امـيد دشمنان ما براى فلج كردن نظام اسلامى, همين مساله اقـتـصـاد اسـت. مـا مـنابع ثروت و درآمد و نيروى كار فراوان و زمـيـنـه هاى متعددى براى شكوفايى اقتصادى داريم, ما مى توانيم بـسيارى از كارها را انجام دهيم, ما مى توانيم چهره زشت فقر را از كـشـور بـزدايـيم, مسئولان دولتى پيش و بيش از هر كار به اين مـساله همت بگمارند. بخش اقتصادى دولت در واقع بزرگترين بخش از بـدنـه دولـت اسـت. چه مسئولان ستادى اقتصادى, چه مسئولان اجرايى بـخـش هـاى گـونـاگون توليدى و خدماتى, همه بايد يك جهت و يكدل مـشـغول كـار شـونـد, در ايـن قـضـيه هيچگونه درنگى جايز نيست.
اعـتـقـاد مـن ايـن اسـت كه با زمينه هاى فراوانى كه ما داريم, مـسـئـولان خـواهند توانست در مدتى نه چندان طولانى, به همه آحاد مـلـت بـقـبـولانـنـد و نشان دهند كه در وضع معيشتى و وضع عمومى اقـتـصـادى, دگـرگـونـى حاصل شده است, اين مژده را بدون اين كه دايـما بر زبان جارى كنند, در عمل به مردم بدهند. اين عمل صالح بـزرگـى اسـت كـه مـسئولان اجرايى كشور بايد به آن بپردازند. به وسـوسـه هاى دشمن اعتنايى نكنيد. شكى نيست كه امروز دستگاه هاى اسـتكبارى جهانى از طرق مختلف در فكر قبضه كردن همه منابع ثروت و امـكـانات در همه جاى دنيا هستند, اگر لازم باشد يك وقت تبليغ خـلافـى بـه صورت وسوسه در دل هاى كسانى بيفكنند, حرفى ندارند و ايـن كـار مـى كنند. شما به واقعيت هاى كارى خودتان نگاه كنيد, بـا جـديـت و تكيه بر بيناتى كه قانون اساسى براى ما معين كرده اسـت- كـه بـه احـكام اسلامى و مقررات اسلامى متكى است- در زمينه هـاى پـولـى و مـالى و توليدى و خدماتى و همه آن چيزهايى كه به اقـتـصـاد مـردم وابسته است, نوآورى و تلاش كنيد, خداى متعال به اين تلاش بركت خواهد داد.
مـسـئـله دوم, توجه به فرهنگ عمومى كشور است. من به دوستان- از جـمـلـه بـه رئيس جمهور محترم- قبلا اين را عرض كرده ام. يكى از چـيـزهـايـى كـه دشـمن به طور جدى در كشور تبليغ مى كند, مسئله ابـاحـيـگـرى اسـت, ابـاحيگرى اعتقادى و عملى, يعنى پابنديها و تـقـيـدات و تـكيه گاه هايى كه يك انسان را در حركت خود به سمت هـدف مشخصى عازم و مصمم مى كند, از او گرفتن و او را سرگردان و لـنـگ كـردن, اين را بايد جدى بگيريد. يكى از سياست هاى دشمنان اسـلام اين است كه ايمان مردم را بگيرند و اعتقاد آنها به انقلاب را سـلب كنند, چند سالى است كه اين را در تبليغاتشان شروع كرده انـد. بـنده از همان اوايلى كه اين تبليغات در رفتارهاى دشمنان كـشـور, اجـرايـى و عـملياتى شده بود- حدود ده, يازده سال پيش- مـتوجه اين نكته شدم و به همه, به خصوص به مسئولان فرهنگى هشدار دادم و گـفـتـم ايـنها مى خواهند اصل اعتبار انقلاب را زير سوال بـبـرنـد, انقلابى كه يكى از افتخارات تاريخ بشرى در زمان ماست, انـقـلابـى كـه يـك مـلت با دست خالى و به بركت ايمان, آن هم در مـقـابل يك دژ على الظاهر تسخيرناپذير استكبار در اين منطقه آن را بـرپـا كـرد و مـوفـق شد, انقلابى به نام خدا, انقلابى در راه ارزش هـاى اسـلامـى, انـقـلابـى كه ملت هاى مسلمان را به اسلامشان امـيدوار و به هويت اسلاميشان دلگرم كرد, انقلابى كه در همه نقاط جـهان ملت ها را خودباورى بخشيد و آنها احساس كردند كه يك ملت- آن وقـتـى كـه عـزم و اراده اى از خـود نـشان دهد- مى تواند بر بـزرگـتـريـن موانع پيروز شود و فائق بيايد. دشمنان مى خواستند پـيام آزادى, معنويت, ارزش و فضيلت و كرامت انسانى يى را كه در ايـن انقلاب بود, نديده بگيرند, اين كارى بود كه به صورت برنامه ريـزى شده و با انواع و اقسام طرق تبليغاتى آن را دنبال كردند.
الـبـتـه متاسفانه يك عده غافل- به صورت پادو در داخل- هم همان هـا را تـبـلـيـغ كردند و هنوز هم مى كنند! اين براى آن است كه پـشـتـوانـه فـكرى- كه در واقع تكيه گاه اراده و عزم راسخ مردم اسـت- از آنـها گـرفته شود و مردم احساس كنند پشتشان خالى است.
مـگـر بدون ايمان و اعتقاد و بدون باور به آن راهى كه انسان در آن قـدم گـذاشـته, مى شود آن راه را ادامه داد؟ همه بايد مسائل فـرهـنگى را جدى بگيرند. مظهر اين تهاجم, همان اباحيگرى است كه از راه خـدشـه در اعتقادات, تشويق جريان هاى خلاف اخلاق در جامعه و تـشـويـق و تـرويج انواع و اقسام فسادها ايجاد مى شود, اينها چـيـزهـايى است كه مسئولان كشور بايد به آن خيلى توجه كنند, فقط مخصوص مسئولان فرهنگى نيست.
فـسـاد انـواع و اقـسامى دارد, فسادهاى مالى و اقتصادى از جمله آنـهاسـت. يـكـى از بزرگترين مسئوليت هاى مسئولان كشور- از جمله رئـيـس جمهورى محترم- تعقيب مفاسد مالى و اقتصادى است, كه بايد در بـرنـامه دولت قرار بگيرد. البته قوه قضائيه و قوه مقننه هم در ايـن زمـيـنـه مـسئولند, خوشبختانه همكارى هايى هم دارند مى كـنـنـد. اين مبارزه بايد جدى بشود و خود را در مرحله عمل نشان دهـد. مـبارزه ى با مفسده ى اقتصادى و مالى يكى از چيزهايى است كـه بـه گـشـايـش اقتصادى كشور هم كمك خواهد كرد. يكى از موانع پـيـشـرفـت اقـتصادى كشور, وجود گلوگاه هاى فساد است كه به شدت بـايد از آنها ترسيد و با آن مقابله و مبارزه كرد, كار سختى هم هـسـت. مـن در جريان آن نامه هشت ماده اى كه نوشتم, هم به رئيس جـمهور محترم, هم به رئيس محترم قوه قضائيه و هم به رئيس محترم مـجـلـس گـفـتم كه بدانيد مبارزه ى با فساد, يك مبارزه ى جدى و واقـعى اسـت, تـهاجـم خواهند كرد و فشار خواهند آورد, كار سختى اسـت, بـراى مـقابله ى با شيوع فساد اقتصادى و مالى, بايد لباس مبارزه به تن كرد.
يـك جريان فساد هم فسادهاى اخلاقى و رواج منكرات است, با اين هم بـايـد مـقابله و مبارزه كرد. ما خوب مى دانيم, اين جزو تعاليم اسـلام اسـت كـه بـا زبـان و تبيين بايد مردم را با فضايل اخلاقى آشـنـا كرد و از منكرات دور نگهداشت, اين به جاى خود درست, اما بـا شيوع منكرات و با تظاهر به آن بايد مقابله كرد. اسلام مرتكب مـنـكـر را نصيحت و هدايت مى كند, اما حد هم براى او مى گذارد.
بـا صـرف زبـان و توصيه نمى شود كارى كرد. قدرت نظام بايد جلوى سـيـر فـحـشـا و فساد را بگيرد. اجازه ندهيد كه هوس هاى يك عده مـعدود و يك گروه كوچك و اندك در داخل جامعه, موجب اغواى ذهن و فـكـر دخـتـر و پسر جوان و مرد و زن مومنى شود كه هيچ انگيزه ى فـسـادى ندارند. شما بايد جلوى آن گونه افراد را بگيريد, همه ى مـسئولان بخش هاى مختلف كشور در اين زمينه مسئولند. اجازه ندهيد عـده اى با تكيه ى به نام آزادى- كه واقعا بايد بر عنوان مظلوم آزادى گـريست كه چه سوءاستفاده هايى از اين نام مى شود- منكرات و فـحـشـا و بـى بندوبارى را در جامعه رايج كنند, عكس العمل آن ايـن اسـت كـه عـده اى بـه نـظـام بدبين شوند, مثل اول مشروطه.
يـكـى از عواملى كه موجب شكست مشروطيت در ايران شد, اين بود كه مـتـديـنـيـن بعد از مدتى احساس كردند كانه كار دارد به سمت بى ديـنى پيش مى رود. جنجال زياد مطبوعاتى كه آن وقت همه ى انگيزه ى خـودشـان را ايـن قـرار داده بـودنـد كه به مقدسات دينى حمله كـنـند- البته كسانى كه در مشروطيت با اساس دين و مظاهر دينى و اعـتقادات دينى و روحانيت و با اين طور چيزها در مجامع به صورت قلمى و شعارى مقابله و اهانت مى كردند عـده زيادى نبودند, اما جنجالشان زياد بود- موجب شد كه متدينين و عـلـما كه در صفوف اول مبارزه مشروطيت بودند, به تدريج دلسرد شـدنـد و كـنار نشستند. وقتى اين طور شد, نهضت شكست مى خورد, و مـشـروطـيـت شـكـسـت خـورد. بـعد از پانزده, شانزده سال از عمر مـشروطيت, ديكتاتورى رضاخانى به وجود آمد, اين خيلى عبرت انگيز اسـت. رضـا خـان قـلدر و چكمه پوش كجا, شعار مشروطيت كجا, چقدر ايـنـها بـا هـم فـاصـله دارند! چرا اين طور شد؟ چون اطمينان و اعـتماد مردم مومن سلب شد, كنار نشستند و از صحنه بيرون رفتند.
مـسـئـولان نـبـايـد بگذارند چنين حالتى در مومنين به وجود آيد.
الـبـتـه ايـن هـيـچ مـجـوز آن نـيست كه كسانى به بهانه اين كه اطـمـيـنـانشان سلب شده, قانون شكنى كنند, قانون شكنى جرم است.
تـخـلف از قانون و خروج از مدار قانونى براى مقابله با هر چيزى كـه بـه نظر انسان منكر مى آيد- بدون اجازه حكومت- خودش يك جرم اسـت, مـگـر نـهى از مـنـكر زبانى, كه بارها گفتيم نهى از منكر زبـانـى جـايز و واجب و وظيفه همه است و در هيچ شرايطى هم ساقط نـمـى شود, اما آن جايى كه نوبت اجرا و عمل برسد, همه بايد طبق قـوانين عمل كنند, هيچ چيزى مجوز اين نيست كه بگويند چون نيروى انـتـظـامـى و قـوه قـضاييه عمل نكرد, خودمان وارد ميدان شديم, نـخـيـر, آن روزى كـه لازم باشد مردم براى حادثه يى خودشان وارد عمل شوند, رهبرى صريحا به خود مردم خواهد گفت.
يـك توصيه هم به بقيه مسئولان و فعالان سياسى عرض كنم, مخصوصا به كـسـانـى كـه تـريـبـون هايى در اختيارشان هست- هر تريبونى, از مـنـبرها و روزنامه ها و صدا و سيما و مجلس و نمازجمعه و امثال ايـنها بگيريد تا هر تريبونى در هر گوشه كشور- مراقب باشيد كه- تـهيـج سـياسى براى كشور مضر است. فضا بايد آرام و متعادل باشد تـا دولـت و مـسـئولان بتوانند به وظايف خود عمل كنند. در شرايط مـتـهيـج و متشنج سياسى, آسان ترين كارهاى جارى هم دشوار خواهد شـد. هـيچ كس به تهيج سياسى كمك نكند. يكى از بدترين عيوب براى فـعالان سياسى اين است كه درصدد انشقاق و جدايى و بهانه گيرى از يـكـديـگـر باشند. وحدت كلمه را حفظ كنيد. يكى از بدترين كارها ايـن اسـت كـه مسئولان موظف نظام, به وسيله اشخاص ديگر- صرفا به خـاطـر اين كه تريبونى در اختيارش قرار گرفته- مورد تخريب واقع شـونـد. انتقادكردن غير از تخريب كردن است. انتقاد, خوب و نعمت اسـت. اگر دولت يا مسئولان ديگر, مورد انتقاد قرار نگيرند, عيوب خـودشـان را نمى فهمند, انتقاد در واقع هديه كردن عيوب آنها به خـود آنـهاسـت. مـمـكن است گاهى انتقاد درست باشد, ممكن هم هست نـادرسـت بـاشد, اما انتقادكردن غير از تخريب كردن است. نه قوه مـجريه و دولت را تخريب كنيد, نه قوه قضاييه را تخريب كنيد, نه قـوه مـقـنـنـه را تـخريب كنيد, بخصوص كسانى كه خودشان جزو اين مـجـمـوعـه هـستند, تخريب آنها يك عيب مضاعف است. بايد يكپارچه بـاشـيد, كما اين كه هدف و خاستگاه فكرى شما يكى است, اين معنى نـدارد كـه اگـر كمبود و ضعفى در كار دولت و در بخشى ايجاد شد, كـليت دولت مورد اهانت قرار بگيرد, يا اگر كسى به يك حكم قضايى اعـتمادى ندارد, قوه قضاييه را تخريب كند. بدترين رفتار با قوه قـضـايـيـه يـك كـشور همين است كه كسى به خاطر نپسنديدن صدور و اجـراى حـكـمـى از صدها و هزاران حكم, بنا كند كل قوه قضاييه و دادگـسـتـرى كشور را زير سوال بردن و مورد اهانت قراردادن. يكى هـم يـك حـكـم ديـگر را قبول ندارد, ديگرى هم حكم سومى را قبول نـدارد, ايـن كه مجوزاهانت نمى شود. اهانت كردن و تخريب كردن و زيـرسـوال نـاشايست بردن قوه مقننه- چه مجلس و چه شوراى نگهبان كـه جزو قوه مقننه است- برخلاف مصالح ملت و ناسپاسى نسبت به راى ملت است, همه بايد مراقب باشند.
امـروز وظـيـفـه بـزرگى بر دوش مسئولان است و آن اين است كه اين نـعمـت عـظـيـم خـداوندى را كه به آنها داده شده- نعمت خدمت به مـردم- شكرگزارى كنند و متوجه باشند كه دشمن پشت سر است. آينده هـم آيـنـده خوبى است, حرم در پيش است و حرامى در پس. اگر حركت بـكـنيد, به اهداف والا خواهيد رسيد, اما اگر خداى نكرده سستى و تـنـبـلـى و كـندى و بدعملى كنيم, مورد تهاجم دشمن قرار خواهيم گـرفـت, حـد وسـطـ نـدارد. امروز تلاش همه جانبه, وظيفه مضاعف و بزرگى است كه بر دوش همه ماست.
امـيدواريم خداوند متعال الطاف خودش را مثل هميشه شامل حال اين مـلـت بـزرگ قـرار دهـد, روح مـطهر امام بزرگوار را- كه بانى و مـهنـدس ايـن بناى شامخ است- با اوليايش محشور كند, شهداى عظيم الـشـان و عظيم القدر ما و همه ايثارگران, جانبازان, آزادگان و خـانـواده هـايـشان را- كه بزرگترين حق را به گردن ملت ايران و بـخـصـوص به گردن مسئولان دارند- با پيغمبر و آل او محشور كند و ان شـاءالـله اين روز و اين مرحله جديد از مسئوليت اجرايى كشور را بـراى مـلت ما و كسانى كه مسئوليتى برعهده گرفته اند, مبارك قرار بدهد.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved