شهید آوینی


دل نمك «قوز بالای قوز»
 کارگردان: امیر قویدل


داستان «دل نمك» می توانست داستانی خیلی خوب باشد، اما به اعتقاد بنده چند اشكال عمده وجود داشت كه كار نتوانسته بود به نتیجه خوبی منتهی شود. یكی از اشكالات اساسی غیر قابل جبران، سرنوشت «ایوب» است كه به نحوی «خودكشی» منتهی می شود. خودكشی، خودكشی است و هرگز معنای نیست طلبی و فناخواهی عرفانی پیدا نمی كند و معنای سمبلیك به خود نمی گیرد، مگر آنكه قرائن را به گونه ای فراهم كنیم كه « كشتن خود » مفهوم طبیعی خود را از دست بدهد و معنایی رمزآمیز بیابد. وقتی فیلم صورتی واقع گرا و نسبتاً رمانتیك دارد و زمینه به گونه ای فراهم شده است كه هیچ واقعه ای در فیلم هویتی غیر واقعی پیدا نمی كند، چگونه می توان انتظار داشت كه خودكشی ایوب مفهومی سمبلیك و عرفانی بیایبد وتماشاگر در جواب این سؤال كه « ایوب چه شد؟ » بگوید: « به فنای فی الله رسید! »؟

دیگر اینكه ضعف كارگردانی مانع از آن شده بود كه عمق مفاهیم آشكار شود و فی المثل، داستان می خواست كه به عشق مجازی بین مرد و زن تقدسی دراماتیك ببخشد، اما تصویر عاجز بود و صدای دف را نیز به هدر می داد.

و اما قوز بالای قوز، مونتاژ فیلم « دل نمك » بود كه چیزی را بر آن تحمیل می كرد كه در آن وجود نداشت. شهرت مخملباف خیلی ها را تحت الشعاع گرفته بود تا آن حد كه از درك خوب و بد بازمانند و بعضی ها را هم شرم و یا ملاحظات اخلاقی دیگر، از ابراز حق باز می داشت. مونتاژ فیلم عصبی و تند و بی محابا بود، حال آنكه اصلاً كارگردانی فیلم روح دیگری داشت. مونتاژ را فیلم باید تعیین كند نه آنكه مونتاژ برای فیلم تعیین تكلیف كند. احساس می شد كه سكانس ها بیهوده پس و پیش شده اند تا فیلم حالتی متفكرانه پیدا كند، اما این كار « ابهام » را كه باید در عمق فیلم و در كیفیت سیر دراماتیك آن نهفته باشد، به ساختار تكنیكی فیلم كشانده و قوزی روی قوزهای قبلی بنا كرده است!

 

 

Copyright © 2003-2020 - AVINY.COM - All Rights Reserved
logo