next page

fehrest page

back page

 

واجبات نماز

واجبات نماز يازده چيز است:

اول: نيت، دوم: قيام يعنى ايستادن، سوّم: تكبيرة الاحرام يعنى گفتن الله اكبر در اول نماز. چهارم: ركوع، پنجم: سجود، ششم: قرائت، هفتم: ذكر، هشتم: تشهد، نهم: سلام، دهم: ترتيب، يازدهم: موالات يعنى پى در پى بودن اجزاء نماز.

مسأله : بعضى از واجبات نماز ركن است يعنى اگر انسان آنها را بجا نياورد يا در نماز اضافه كند عمداً باشد يا اشتباهاً نماز باطل مى شود و بعضى از آنها ركن نيست يعنى اگر عمداً كم يا زياد شود نماز باطل مى شود و چنانچه اشتباهاً كم يا زياد شود نماز را باطل نمى كند. و اركان نماز پنج چيز است: اوّل نيت، دوّم تكبيرة الاحرام، سوّم قيام در موقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام متصل به ركوع يعنى ايستادن پيش از ركوع، چهارم ركوع، پنجم دو سجده.

 

نيّـت

مسأله : انسان بايد نماز را به نيت قربت يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم بجا آورد، و لازم نيست نيّت را از قلب خود بگذراند يا مثلاً به زبان بگويد كه چهار ركعت نماز ظهر مى خوانم قربة الى الله.

مسأله : اگر در نماز ظهر يا عصر نيّت كند كه چهار ركعت نماز مى خوانم و معين نكند كه نماز ظهر است يا عصر، نماز او باطل است. و نيز كسى كه مثلاً قضاى نماز ظهر بر او واجب است اگر در وقت نماز ظهر بخواهد نماز قضايا نماز ظهر را بخواند بايد نمازى را كه مى خواند در نيّت معيّن كند.

مسأله : انسان بايد از اول تا آخر نماز به نيت خود باقى باشد پس اگر در بين نماز به طورى غافل شود كه اگر بپرسند چه مى كنى نداند نمازش باطل است.

مسأله : انسان بايد فقط براى انجام امر خداوند عالم نماز بخواند پس كسى كه ريا كند يعنى براى نشان دادن به مردم نماز بخواند، نمازش باطل است خواه فقط براى مردم باشد يا خدا و مردم يعنى هردو را در نظر بگيرد.

مسأله : اگر قسمتى از نماز را هم براى غير خدا بجا آورد نماز باطل است; چه آن قسمت ريائى واجب باشد مثل حمد و سوره و چه مستحب مانند قنوت بلكه اگر تمام نماز را براى خدا بجا آورد ولى براى نشان دادن به مردم در جاى مخصوصى مثل مسجد يا در وقت مخصوصى مثل اول وقت يا به طرز مخصوصى مثلاً با جماعت نماز بخواند نمازش باطل است.

 

تكبيرة الاحرام

مسأله : گفتن «الله اكبر» در اول هر نماز واجب و ركن است و بايد حروف الله و حروف اكبر و دو كلمه «الله» و «اكبر» را پشت سرهم بگويد و نيز بايد اين دو كلمه به عربى صحيح گفته شود و اگر به عربى غلط بگويد يا مثلاً ترجمه آن را به فارسى بگويد صحيح نيست.

مسأله : احتياط واجب آن است كه تكبيرة الاحرام نماز را به چيزى كه پيش از آن مى خواند مثلاً به اقامه يا به دعائى كه پيش از تكبير مى خواند نچسباند.

مسأله : اگر انسان بخواهد «الله اكبر» را به چيزى كه بعد از آن مى خواند مثلاً به بسم الله الرحمن الرّحيم بچسباند بهتر است حرف (ر) اكبر را ضمه بدهد. هر چند احتياط مستحب است كه در نماز واجب متصل نكند.

مسأله : موقع گفتن تكبيرة الاحرام بايد بدن آرام باشد و اگر عمداً در حالى كه بدنش حركت دارد تكبيرة الاحرام را بگويد باطل است و چنانچه سهواً حركت كند بنابر احتياط واجب بايد اول عملى كه نماز را باطل مى كند انجام دهد و بعد از آن دوباره تكبير بگويد.

مسأله : تكبير و حمد و سوره و ذكر و دعا را بايد طورى بخواند كه خودش بشنود و اگر به واسطه سنگينى يا كرى گوش و يا سرو صداى زياد نمى شنود بايد طورى بگويد كه اگر مانعى نباشد بشنود.

مسأله : كسى كه لال است يا زبان او مرضى دارد كه نمى تواند «الله اكبر» را درست بگويد بايد به هرطور كه مى تواند بگويد و اگر هيچ نمى تواند بگويد بايد در قلب خود بگذراند و براى تكبير اشاره كند و زبانش را هم اگر مى تواند حركت دهد.

مسأله : مستحب است قبل از تكبيرة الاحرام بگويد: يا مُحْسِنُ قَدْ اَتَاكَ الْمُسِيَىءُ وَقَد اَمَرْتَ الْمُحْسِنَ اَنْ يَتَجاوَزَ عَنِ الْمُسِيىء أنْتَ الْمُحْسِنُ وَاَناَ المُسِىءُ بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَتَجاوَزْ عَنْ قَبيحِ ما تَعْلَمُ مِنِّى يعنى اى خدائى كه به بندگان احسان مى كنى بنده گنهكار به در خانه تو آمده و تو امر كرده اى كه نيكوكار از گنهكار بگذرد تو نيكوكارى و من گنهكار به حق محمد و آل محمد (صلى الله عليه وآله) رحمت خود را بر محمد و آل محمد بفرست و از بدى هائى كه مى دانى از من سر زده بگذر.

مسأله : مستحب است موقع گفتن تكبير اوّل نماز و تكبيرهاى بين نماز دستها را تا مقابل گوشها بالا ببرد.

مسأله : اگر شك كند كه تكبيرة الاحرام را گفته يا نه چنانچه مشغول خواندن چيزى از قرائت يا ذكرهاى مستحب قبل از آن مثل استعاذه شده به شك خود اعتنا نكند و اگر چيزى نخوانده بايد تكبير را بگويد.

مسأله : اگر بعد از گفتن تكبيرة الاحرام شك كند كه آن را صحيح گفته يا نه بايد به شك خود اعتنا نكند ولى اگر بعد از تكبير و قبل از خواندن چيزى شك كند كه آنرا صحيح خوانده، مستحب است نماز را تمام كند و دوباره بخواند.

 

قيام نماز

مسأله : قيام در موقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام پيش از ركوع كه آن را قيام متصل به ركوع مى گويند ركن است ولى قيام در موقع خواندن حمد و سوره و قيام بعد از ركوع ركن نيست و اگر كسى آن را از روى فراموشى ترك كند نمازش صحيح است.

مسأله : واجب است پيش از گفتن تكبير و بعد از آن مقدارى بايستد تا يقين كند كه در حال ايستاده تكبير گفته است.

مسأله : قيام متصل به ركوع يعنى انسان از حالت ايستاده به قصد ركوع خم شود، بنابر اين اگر ركوع را فراموش كند و بعد از حمد و سوره به نيت سجده خم شود و يادش بيايد كه ركوع نكرده بايد بايستد و به ركوع رود و اگر بدون اينكه بايستد به حال خميدگى به ركوع برود چون قيام متصل به ركوع را بجا نياورده نماز او باطل است.

مسأله : موقعى كه ايستاده است بايد بدن را حركت ندهد و به طرفى خم نشود و به جائى تكيه نكند ولى اگر از روى ناچارى باشد يا در حال خم شدن براى ركوع پاها را حركت دهد اشكال ندارد.

مسأله : اگر موقعى كه ايستاده از روى فراموشى بدن را حركت دهد يا به طرفى خم شود و يا به جائى تكيه كند اشكال ندارد ولى در قيام موقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام متصل به ركوع اگر از روى فراموشى هم باشد بنابر احتياط واجب بايد نماز را دوباره بخواند.

مسأله : واجب است در موقع ايستادن هردو پا روى زمين باشد ولى لازم نيست سنگينى بدن روى هردو پا باشد و اگر روى يك پا هم باشد اشكال ندارد.

مسأله : كسى كه مى تواند درست بايستد اگر پاها را خيلى گشاد بگذارد كه عرفاً قيام بر آن صدق نكند نمازش باطل است.

مسأله : موقعى كه انسان در نماز مى خواهد كمى جلو يا عقب رود يا كمى بدن را به طرف راست يا چپ حركت دهد بايد چيزى نگويد ولى «بِحَوْلِ اللهِ وَقُوَّتِهِ اَقوُمُ وَأَقْعُدْ» را بايد در حال برخاستن بگويد، و در موقع گفتن ذكرهاى واجب هم بدن بايد بى حركت باشد بلكه احتياط واجب آن است كه در موقع گفتن ذكرهاى مستحبى هم بدنش آرام باشد.

مسأله : اگر در حال حركت بدن ذكر بگويد مثلاً موقع رفتن به ركوع يا رفتن به سجده تكبير بگويد چنانچه آن را به قصد ذكرى كه در نماز دستور داده اند بگويد بايد احتياطاً نماز را دوباره بخواند و اگر به اين قصد نگويد بلكه بخواهد ذكرى گفته باشد نمازش صحيح است.

مسأله : حركت دادن دست و انگشتان در موقع خواندن حمد اشكال ندارد اگرچه احتياط مستحب آن است كه آنها را هم حركت ندهد.

مسأله : اگر موقع خواندن حمد و سوره يا ذكر واجب بى اختيار به قدرى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج شود احتياط واجب آن است كه بعد از آرام گرفتن بدن آنچه را در حال حركت خوانده دوباره بخواند.

مسأله : اگر در بين نماز از ايستادن عاجز شود بايد بنشيند و اگر از نشستن هم عاجز شود بايد بخوابد ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى از واجبات نماز را نخواند.

مسأله : تا انسان مى تواند ايستاده نماز بخواند نبايد بنشيند مثلاً كسى كه در موقع ايستادن بدنش حركت مى كند يا مجبور است به چيزى تكيه دهد يا بدنش را كج كند يا خم شود و يا پاها را بيشتر از معمول گشاد بگذارد بايد به هر طور كه مى تواند ايستاده نماز بخواند ولى اگر به هيچ قسم حتى مثل حال ركوع هم نتواند بايستد بايد راست بنشيند و نشسته نماز بخواند.

مسأله : تا انسان مى تواند بنشيند نبايد خوابيده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشيند بايد هرطور كه مى تواند بنشيند و اگر به هيچ قسم نمى تواند بنشيند بايد به طورى كه در احكام قبله گفته شد به پهلوى راست بخوابد و اگر نمى تواند به پهلوى چپ و اگر آن هم ممكن نيست به پشت بخوابد به طورى كه كف پاهاى او رو به قبله باشد.

مسأله : كسى كه نشسته نماز مى خواند اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بايستد و ركوع را ايستاده بجا آورد بايد بايستد و از حال ايستاده به ركوع رود و اگر نتواند بايد ركوع را هم نشسته بجا آورد.

مسأله : كسى كه خوابيده نماز مى خواند اگر در بين نماز بتواند بنشيند بايد مقدارى را كه مى تواند نشسته بخواند و نيز اگر مى تواند بايستد بايد مقدارى را كه مى تواند ايستاده بخواند ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى از واجبات نماز را نخواند.

مسأله : كسى كه مى تواند بايستد اگر بترسد كه به واسطه ايستادن مريض شود يا ضررى به او برسد مى تواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن هم بترسد مى تواند خوابيده نماز بخواند.

مسأله : اگر اطمينان دارد كه تا آخر وقت عذر او برطرف شده و مى تواند ايستاده نماز بخواند به احتياط واجب بايد صبر كند تا آخر وقت كه اگر توانست ايستاده نماز بخواند و اگر ممكن نشد نشسته بخواند، اما اگر احتمال بدهد كه تا آخر وقت عذر او برطرف مى شود بهتر است تا آخر وقت صبر كند.

مسأله : مستحب است در حال ايستادن بدن را راست نگهدارد، شانه ها را پائين بيندازد، دستها را روى رانها بگذارد، انگشتها را بهم بچسباند، جاى سجده را نگاه كند، سنگينى بدن را به طور مساوى روى دو پا بيندازد، با خضوع و خشوع باشد، پاها را پس و پيش نگذارد، اگر مرد است پاها را از سه انگشت باز تا يك وجب فاصله دهد، و اگر زن است پاها را به هم بچسباند.

 

قـرائـت

مسأله : در ركعت اول و دوم نمازهاى واجب يوميه، انسان بايد اول حمد و بعد از آن يك سوره تمام بخواند.

مسأله : اگر وقت نماز تنگ باشد يا انسان ناچار شود كه سوره را نخواند مثلاً بترسد كه اگر سوره را بخواند دزد يا درنده يا چيز ديگرى به او صدمه بزند نبايد سوره را بخواند و اگر در كارى عجله داشته باشد مى تواند سوره را نخواند.

مسأله : اگر عمداً سوره را پيش از حمد بخواند نمازش باطل است و اگر اشتباهاً سوره را پيش از حمد بخواند و در بين آن يادش بيايد بايد سوره را رها كنند و بعد از خواندن حمد سوره را از اول بخواند.

مسأله : اگر حمد و سوره يا يكى از آنها را فراموش كند و بعد از رسيدن به ركوع بفهمد نمازش صحيح است.

مسأله : اگر پيش از آنكه براى ركوع خم شود بفهمد كه حمد و سوره را نخوانده بايد بخواند و اگر بفهمد سوره را نخوانده بايد فقط سوره را بخواند ولى اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده بايد اول حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند و نيز اگر خم شود و پيش از آنكه به ركوع برسد بفهمد حمد و سوره يا سوره تنها و يا حمد تنها را نخوانده بايد بايستد و به همين دستور عمل نمايد.

مسأله : اگر در نماز واجب، يكى از چهار سوره اى را كه آيه سجده دارد و در مسأله «1105» گفته مى شود عمداً بخواند نمازش باطل است.

مسأله : اگر اشتباهاً مشغول خواندن سوره اى شود كه سجده واجب دارد چنانچه پيش از رسيدن به آيه سجده بفهمد بايد آن سوره را رها كند و سوره ديگر بخواند و اگر بعد از خواندن آيه سجده بفهمد بايد در بين نماز بنابر احتياط با اشاره، سجده آن را بجا آورد و به همان سوره كه خوانده مى تواند اكتفا نمايد.

مسأله : اگر در نماز آيه سجده را بشنود و به اشاره سجده كند نمازش صحيح است.

مسأله : در نماز مستحبى خواندن سوره لازم نيست اگرچه آن نماز به واسطه نذر كردن واجب شده باشد ولى در بعضى از نمازهاى مستحبّى مثل نماز وحشت كه سوره مخصوصى دارد اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار كرده باشد بايد همان سوره را بخواند هر چند به نصف آن نرسيده باشد.

مسأله ـ در نماز جمعه و در نماز ظهر روز جمعه مستحب است در ركعت اول بعد از حمد سوره جمعه و در ركعت دوّم بعد از حمد سوره منافقين بخواند و اگر مشغول يكى از اينها شود بنابر احتياط واجب نمى تواند آن را رها كند و سوره ديگر بخواند.

مسأله : اگر بعد از حمد مشغول خواندن سوره قل هوالله احد يا سوره قل يا أيها الكافرون شود نمى تواند آن را رها كند و سوره ديگر بخواند، ولى در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه اگر از روى فراموشى به جاى سوره جمعه و منافقين يكى از اين دو سوره را بخواند تا به نصف نرسيده مى تواند آن را رها كند و سوره جمعه و منافقين را بخواند.

مسأله : اگر در نماز جمعه يا نماز ظهر روز جمعه عمداً سوره قل هوالله احد يا سوره قل يا أيها الكافرون بخواند اگرچه به نصف نرسيده باشد بنابر احتياط واجب نمى تواند آن را رها كند و سوره جمعه و منافقين را بخواند.

مسأله : اگر در نماز، غير سوره قل هوالله احد و قل يا أيها الكافرون سوره ديگرى بخواند تا به نصف نرسيده مى تواند رها كند و سوره ديگرى بخواند.

مسأله : اگر مقدارى از سوره را فراموش كند يا از روى ناچارى مثلاً به واسطه تنگى وقت يا جهت ديگر نشود آن را تمام كند مى تواند آن سوره را رها كند و سوره ديگرى بخواند اگرچه از نصف گذشته باشد يا سوره اى را كه مى خواند قل هوالله احد يا قل يا أيها الكافرون باشد.

مسأله : بر مرد واجب است حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند بخواند، و بر مرد و زن واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند.

مسأله : مرد بايد در نماز صبح و مغرب و عشا مواظب باشد كه تمام كلمات حمد و سوره حتى حرف آخر آنها را بلند بخواند.

مسأله : زن مى تواند حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند يا آهسته بخواند ولى اگر نامحرم صدايش را بشنود بنابر احتياط واجب بايد آهسته بخواند.

مسأله : اگر در جائى كه بايد نماز را بلند خواند عمداً آهسته بخواند يا در جائى كه بايد آهسته خواند عمداً بلند بخواند نمازش باطل است ولى اگر از روى فراموشى يا ندانستن مسأله باشد صحيح است و اگر در بين خواندن حمد و سوره هم بفهمد اشتباه كرده لازم نيست مقدارى را كه خوانده دوباره بخواند.

مسأله : اگر كسى در خواندن حمد و سوره بيشتر از معمول صدايش را بلند كند مثل آنكه آنها را با فرياد بخواند نمازش باطل است.

مسأله : انسان بايد نماز را ياد بگيرد كه غلط نخواند و كسى كه به هيچ قسم نمى تواند صحيح آن را ياد بگيرد بايد هرطور كه مى تواند بخواند و احتياط مستحب آن است كه نماز را به جماعت بجا آورد.

مسأله : كسى كه حمد و سوره و چيزهاى ديگر نماز را به خوبى نمى داند و مى تواند ياد بگيرد چنانچه وقت نماز وسعت دارد بايد ياد بگيرد و اگر وقت تنگ است بنابر احتياط واجب در صورتى كه ممكن باشد بايد نمازش را به جماعت بخواند.

مسأله : احتياط مستحب آن است كه براى ياد دادن واجبات نماز مزد نگيرد ولى براى مستحبات آن اشكال ندارد.

مسأله : اگر يكى از كلمات حمد يا سوره را نداند يا عمداً آن را نگويد يا به جاى حرفى حرف ديگر بگويد مثلاً به جاى (ض) (ظ) بگويد يا جائى كه بايد بدون زير و زِبَر خوانده شود زير و زبر بدهد يا تشديد را نگويد نماز او باطل است.

مسأله : اگر اطمينان داشته باشد كه حمد و سوره و اذكار واجب نماز را به صورت صحيح مى خواند و بعد متوجه شود كه غلط بوده نمازهايى را كه خوانده صحيح است و قضا ندارد هرچند احتياط مستحب آن است كه قضا كند. اما اگر احتمال غلط بودن حمد و سوره و ساير اذكار واجب نماز را مى داده و سهل انگارى كرده و نماز خوانده و بعد متوجه شده كه غلط بوده نمى تواند به نمازهايى كه خوانده اكتفا كند. و اگر به جهت لهجه خاصى كه دارد نتواند نماز خود را به صورت عربى صحيح بخواند به همان مقدار كه قدرت دارد بخواند و صحيح است.

مسأله : اگر زير و زِبَر كلمه اى را نداند بايد ياد بگيرد ولى اگر كلمه اى را كه وقف كردن آخر آن جايز است هميشه وقف كند ياد گرفتن زير و زبر آن لازم نيست و نيز اگر نداند مثلا كلمه اى به (س) است يا به (ص) بايد ياد بگيرد و چنانچه دو جور يا بيشتر بخواند كه يكى از آن دو غلط و داخل در كلام زائد است مثل آنكه در اهدناالصراط المستقيم، مستقيم را يك مرتبه با سين و يك مرتبه با صاد بخواند نمازش باطل است.

مسأله : اگر در كلمه اى واو باشد و حرف قبل از واو در آن كلمه ضمه داشته باشد و حرف بعد از واو در آن كلمه همزه (ء) باشد مثل كلمه سوء بهتر است آن واو را مد بدهد يعنى آن را بكشد و همچنين اگر در كلمه اى الف باشد و حرف قبل از الف در آن كلمه زبر داشته باشد و حرف بعد از الف در آن كلمه همزه باشد مثل جاء بهتر است الف آن را بكشد و نيز اگر در كلمه اى (ى) باشد و حرف قبل از (ى) در آن كلمه زير داشته باشد و حرف بعد از (ى) در آن كلمه همزه باشد مثل جىء بهتر آن است (ى) را با مد بخواند و اگر بعد از اين واو و الف و (ى) به جاى همزه (ء) حرفى باشد كه ساكن است يعنى زير و زبر و ضمه ندارد باز هم بهتر آن است كه اين سه حرف را با مد بخواند مثلاً در ولاالضّالّين كه بعد از الف حرف لام ساكن است بهتر آن است كه الف آن را با مد بخواند.

مسأله : اقوى اين است كه لازم نيست در نماز وقف به سكون و وصل به حركت را مراعات نمايد لذا اگر زير يا زبر يا پيش آخر كلمه اى را بگويد و بين آن كلمه و كلمه بعدش فاصله دهد مثلاً بگويد الرحمن الرحيم و ميم الرحيم را زير بدهد و بعد قدرى فاصله دهد و بگويد مالك يوم الدين. يا اين كه زير يا زبر يا پيش كلمه اى را نگويد و آن كلمه را به كلمه بعد بچسباند مثل آنكه بگويد الرحمن الرحيم و ميم الرحيم را زير ندهد و فوراً مالك يوم الدين را بگويد نماز باطل نيست.

مسأله : در ركعت سوم و چهارم نماز مى تواند فقط يك حمد بخواند يا سه مرتبه تسبيحات اربعه بگويد يعنى سه مرتبه بگويد سُبْحانَ اللهِ وَالْحَمْدُللهِ وَلااِلهَ اِلاّاللهُ وَاللهُ اَكْبَرَ و احتياط واجب آن است كه سه مرتبه تسبيحات اربعه را بگويد و مى تواند در يك ركعت حمد و در ركعت ديگر تسبيحات بگويد و بهتر است در هر دو ركعت تسبيحات بخواند.

مسأله : در تنگى وقت بايد تسبيحات اربعه را يك مرتبه بگويد.

مسأله : بر مرد و زن واجب است كه در ركعت سوّم و چهارم نماز، حمد و تسبيحات را آهسته بخواند.

مسأله : اگر در ركعت سوّم و چهارم، حمد بخواند بنابر احتياط واجب بايد بسم الله آن را هم آهسته بگويد خصوصاً براى مأموم و كسى كه نمازش را فرادا مى خواند.

مسأله : كسى كه نمى تواند تسبيحات را ياد بگيرد يا درست يا صحيح بخواند بايد در ركعت سوّم و چهارم حمد بخواند.

مسأله : كسى كه در دو ركعت اوّل نماز به خيال اينكه دو ركعت آخر است تسبيحات بگويد چنانچه پيش از ركوع بفهمد بايد حمد و سوره را بخواند، و بنابر احتياط مستحب بعد از نماز سجده سهو براى تسبيحات زيادى انجام بدهد و اگر در ركوع بفهمد نمازش صحيح است.

مسأله : اگر در دو ركعت آخر نماز به خيال اينكه در دو ركعت اول است حمد بخواند يا در دو ركعت اول نماز با اينكه گمان مى كرده در دو ركعت آخر است حمد بخواند چه پيش از ركوع بفهمد و چه بعد از آن نمازش صحيح است.

مسأله : اگر در ركعت سوم يا چهارم مى خواست حمد بخواند اما تسبيحات به زبانش آمد، يا مى خواست تسبيحات بخواند حمد به زبانش آمد در چنين صورتى اقوى آن است آن را رها كند و دوباره حمد يا تسبيحات را بخواند، ولى اگر عادتش خواندن چيزى بوده كه به زبانش آمده و در خزانه قلبش آن را قصد داشته مى تواند همان را تمام كند و نمازش صحيح است.

مسأله : كسى كه عادت دارد در ركعت سوم و چهارم تسبيحات بخواند اگر بدون قصد مشغول حمد خواندن شود اقوى آن است كه آن را رها كند و دوباره حمد يا تسبيحات را بخواند.

مسأله : در ركعت سوم و چهارم مستحب است بعد از تسبيحات استغفار كند مثلاً بگويد: اَسْتَغْفِرُاللهَ رَبّى وَاَتوُبُ اِلَيْه يا بگويد: «اللّهُمَّ اغْفِرْلى» و اگر به گمان آنكه حمد يا تسبيحات را گفته مشغول گفتن استغفار شود و شك كند كه حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه، به شك خود اعتنا ننمايد و اگر نمازگزار پيش از خم شدن براى ركوع در حالى كه مشغول گفتن استغفار نيست شك كند كه حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه به شك خود اعتنا كند و تسبيحات را بگويد.

مسأله : اگر در ركوع ركعت سوّم يا چهارم يا در حال رفتن به ركوع شك كند كه حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه به شك خود اعتنا نكند.

مسأله : هرگاه شك كند كه آيه يا كلمه اى را درست گفته يا نه اگر به چيزى كه بعد از آن است مشغول نشده، بنابر احتياط واجب بايد آن آيه يا كلمه را به طور صحيح بگويد و اگر به چيزى كه بعد از آن است مشغول شده چنانچه آن چيز ركن باشد مثل آنكه در ركوع شك كند كه فلان كلمه از سوره را درست گفته يا نه بايد به شك خود اعتنا نكند و اگر ركن نباشد مثلاً موقع گفتن اَللهُ الصَّمَدْ شك كند كه قُل هُوَاللهُ احد را درست گفته يا نه باز هم مى تواند به شك خود اعتنا نكند ولى اگر احتياطاً آن آيه يا كلمه را به طور صحيح بگويد اشكال ندارد و اگر چند مرتبه هم شك كند مى تواند چند بار بگويد اما اگر به وسواس برسد و باز هم بگويد بنابر احتياط واجب بايد نمازش را دوباره بخواند.

مسأله : مستحب است در ركعت اول پيش از خواندن حمد بگويد اَعوُذُبِاللهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيم، و در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصر اگر امام جماعت است «بسم الله» را بلند بگويد و در حال فرادى آهسته بگويد و حمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هر آيه وقف كند يعنى آن را به آيه بعد نچسباند و در حال خواندن حمد و سوره به معناى آيه توجه داشته باشد. اگر نماز را به جماعت مى خواند بعد از تمام شدن حمد امام و اگر فرادى مى خواند بعد از آنكه حمد خودش تمام شد بگويد: اَلْحَمْدُللهِ ربِّ الْعالَمينَ، و بعد از خواندن سوره «قل هوالله احد» يك يا دو يا سه مرتبه «كَذلِكَ اللهُ رَبّى» يا «كَذلِكَ اللهُ رَبُّنا» بگويد و بعد از خواندن سوره كمى صبر كند بعد تكبير پيش از ركوع را بگويد يا قنوت را بخواند.

مسأله : مستحب است در تمام نمازها در ركعت اول بعد از حمد سوره «انا انزلناه» و در ركعت دوّم سوره قل هوالله احد را بخواند.

مسأله : مكروه است انسان در تمام نمازهاى يك شبانه روز سوره «قل هوالله احد» را نخواند.

مسأله : خواندن سوره قل هوالله احد را به يك نفس، مكروه است. چنانكه خواندن حمد هم با يك نفس، مكروه است.

مسأله : سوره اى را كه در ركعت اوّل خوانده، مكروه است كه در ركعت دوم بخواند ولى اگر سوره قل هوالله احد را در هر دو ركعت بخواند مكروه نيست.

 

ركـوع

مسأله : در هر ركعت بعد از قرائت بايد به اندازه اى خم شود كه بتواند دست را به زانو بگذارد و اين عمل را ركوع مى گويند.

مسأله : اگر به اندازه ركوع خم شود ولى دستها را به زانو نگذارد خلاف احتياط است پس احتياط آن است كه دستها را به روى زانو بگذارد گرچه ظاهر اين است كه واجب نيست.

مسأله : هرگاه ركوع را به طور غير معمول بجا آورد مثلاً به چپ يا راست خم شود اگرچه دستهاى او به زانو برسد صحيح نيست.

مسأله : قيام متصل به ركوع واجب و ركن است يعنى اين كه نمازگزار بايد از حالت ايستاده با قصد ركوع براى ركوع خم شود لذا اگر به قصد كار ديگرى خم شود مثلاً براى برداشتن چيزى يا به قصد سجده خم شود و متوجه شود كه ركوع نكرده در اين صورت بايد مستقيم بايستد و بعد به ركوع برود و اگر قبل از ايستادن ركوع به جا آورد چون قيام متصل به ركوع را مراعات نكرده نمازش باطل است.

مسأله : خم شدن بايد به قصد ركوع باشد پس اگر به قصد كار ديگرى مثلاً براى كشتن جانور خم شود نمى تواند آن را ركوع حساب كند بلكه بايد بايستد و دوباره براى ركوع خم شود و به واسطه اين عمل، ركن زياد نشده و نماز باطل نمى شود.

مسأله : كسى كه دست يا زانوى او با دست و زانوى ديگران فرق دارد مثلاً دستش خيلى بلند است كه اگر كمى خم شود به زانو مى رسد يا زانوى او پائين تر از مردم ديگر است كه بايد خيلى خم شود تا دستش به زانو برسد بايد به اندازه معمول خم شود.

مسأله : كسى كه نشسته ركوع مى كند بايد به قدرى خم شود كه صورتش مقابل زانوها برسد و بهتر است به قدرى خم شود كه صورت نزديك جاى سجده برسد.

مسأله : انسان هر ذكرى در ركوع بگويد كافى است ولى بايد از سه مرتبه «سبحان الله» يا يك مرتبه «سبحان ربى العظيم وبحمده» كمتر نباشد.

مسأله : ذكر ركوع بايد دنبال هم و به عربى صحيح گفته شود و مستحب است آن را سه يا پنج يا هفت مرتبه بلكه بيشتر بگويند.

مسأله : در ركوع بايد به مقدار ذكر واجب بدن آرام باشد و در ذكر مستحب هم اگر آن را به قصد ذكرى كه براى ركوع دستور داده اند بگويند بنابر احتياط واجب بايد بدن آرام باشد.

مسأله : اگر موقعى كه ذكر واجب ركوع را مى گويد بى اختيار به قدرى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن، خارج شود بنابر احتياط واجب بعد از آرام گرفتن بدن دوباره ذكر را بگويد ولى اگر كمى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج نشود يا انگشتان را حركت دهد اشكال ندارد.

مسأله : اگر پيش از آنكه به مقدار ركوع خم شود و بدن آرام گيرد عمداً ذكر ركوع را بگويد نمازش باطل است.

مسأله : اگر پيش از تمام شدن ذكر واجب عمداً سر از ركوع بردارد نمازش باطل است و اگر سهواً سر بردارد چنانچه پيش از آنكه از حال ركوع خارج شود يادش بيايد كه ذكر ركوع را تمام نكرده، بايد در حال آرامى بدن دوباره ذكر را بگويد و اگر بعد از آنكه از حال ركوع خارج شد يادش بيايد نماز او صحيح است.

مسأله : اگر نتواند به مقدار ذكر در ركوع بماند، در صورتى كه بتواند پيش از آنكه از حد ركوع بيرون رود ذكر را بگويد بايد در آن حال ذكر را بگويد و اگر نتواند بنابر احتياط در حال برخاستن ذكر را بگويد.

مسأله : اگر به واسطه مرض و مانند آن نتواند در ركوع آرام بگيرد، نماز صحيح است ولى بايد پيش از آنكه از حال ركوع خارج شود ذكر واجب يعنى «سُبْحانَ رَبِّىَ الْعَظيمِ وَبِحَمْدِهِ» يا سه مرتبه «سُبْحانَ اللهِ» را بگويد.

مسأله : هرگاه نتواند به اندازه ركوع خم شود بايد به چيزى تكيه دهد و ركوع كند و اگر موقعى هم كه تكيه داده نتواند به طور معمول ركوع كند بايد به هر اندازه مى تواند خم شود و اگر هيچ نتواند خم شود بايد موقع ركوع بنشيند و نشسته ركوع كند و احتياط مستحب آن است كه نماز ديگرى هم بخواند و براى ركوع آن با سر اشاره نمايد.

مسأله : كسى كه مى تواند ايستاده نماز بخواند اگر در حال ايستاده يا نشسته نتواند ركوع كند بايد ايستاده نماز بخواند و براى ركوع با سر اشاره كند و اگر نتواند اشاره كند بايد به نيت ركوع چشم ها را هم بگذارد و ذكر آن را بگويد و به نيت برخاستن از ركوع چشمها را باز كند و اگر از اين هم عاجز است بايد در قلب نيت ركوع كند و ذكر آن را بگويد.

مسأله : كسى كه نمى تواند ايستاده يا نشسته ركوع كند و براى ركوع فقط مى تواند در حالى كه نشسته است كمى خم شود يا در حالى كه ايستاده است با سر اشاره كند احتياط واجب اين است كه يك نماز ايستاده نماز بخواند و براى ركوع با سر اشاره نمايد، ونماز ديگرى هم بخواند و موقع ركوع آن بنشيند و هر قدر مى تواند براى ركوع خم شود.

مسأله : اگر بعد از رسيدن به حد ركوع و آرام گرفتن بدن سر بردارد و دو مرتبه به قصد ركوع به اندازه ركوع خم شود نمازش باطل است، و نيز اگر بعد از آنكه به اندازه ركوع خم شد و بدنش آرام گرفت به قصد ركوع به قدرى خم شود كه از اندازه ركوع بگذرد و دوباره به ركوع برگردد نمازش باطل است.

مسأله : بعد از تمام شدن ذكر ركوع بايد راست بايستد و بعد از آنكه بدن آرام گرفت به سجده رود و اگر عمداً پيش از ايستادن يا پيش از آرام گرفتن بدن به سجده رود نمازش باطل است.

مسأله : اگر ركوع را فراموش كند و پيش از آنكه به سجده برسد يادش بيايد بايد بايستد بعد به ركوع رود و چنانچه به حالت خميدگى به ركوع برگردد نمازش باطل است.

مسأله : اگر بعد از آنكه پيشانى به زمين برسد يادش بيايد كه ركوع نكرده بنابر احتياط واجب بايد بايستد و ركوع را بجا آورد و نماز را تمام كند و دوباره بخواند و اگر در سجده دوم يادش بيايد، نمازش باطل است و بايد آن را از سر بگيرد.

مسأله : مستحب است پيش از رفتن به ركوع در حالى كه راست ايستاده تكبير بگويد و در ركوع زانوها را به عقب دهد و پشت را صاف نگهدارد و گردن را بكشد و مساوى پشت نگهدارد و بين دو قدم را نگاه كند و پيش از ذكر يا بعد از آن صلوات بفرستد و بعد از آنكه از ركوع برخاست و راست ايستاد در حال آرامى بدن بگويد سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حمده.

مسأله : مستحب است در ركوع، زنها دست را از زانو بالاتر بگذارند و زانوها را به عقب ندهند.

 

سجــود

مسأله : نمازگزار بايد در هر ركعت از نمازهاى واجب و مستحب بعد از ركوع دو سجده كند. و سجده آن است كه پيشانى و كف دو دست و سر دو زانو و سر دو انگشت بزرگ پاها را به زمين بگذارد.

مسأله : دو سجده روى هم يك ركن است كه اگر كسى در نماز واجب عمداً يا از روى فراموشى هردو را ترك كند، يا دو سجده ديگر به آنها اضافه نمايد، نمازش باطل است.

مسأله : اگر عمداً يك سجده كم يا زياد كند نماز باطل مى شود و اگر سهواً يك سجده كم كند حكم آن بعداً گفته خواهد شد.

مسأله : اگر پيشانى را عمداً يا سهواً به زمين نگذارد، سجده نكرده است. اگرچه جاهاى ديگر به زمين برسد ولى اگر پيشانى را به زمين بگذارد و سهواً جاهاى ديگر را به زمين نرساند، يا سهواً ذكر نگويد سجده صحيح است.

مسأله : در سجده هر ذكرى بگويد كافى است به شرط آنكه مقدار ذكر از سه مرتبه «سُبْحانَ الله» يا يك مرتبه «سُبْحانَ ربىّ الاَعلى وَبِحَمْدِهْ» كمتر نباشد و مستحب است «سُبْحانَ ربىّ الاَعلى وَبِحَمْدِهْ» را سه يا پنج يا هفت مرتبه بگويد.

مسأله : در سجود بايد به مقدار ذكر واجب بدن آرام باشد و موقع گفتن ذكر مستحب هم بنابر احتياط اگر آن را به قصد ذكرى كه براى سجده دستور داده اند بگويد آرام بودن بدن لازم است.

مسأله : اگر پيش از آنكه پيشانى به زمين برسد و بدن آرام بگيرد عمداً ذكر سجده را بگويد يا پيش از تمام شدن ذكر عمداً سر از سجده بردارد نماز باطل است.

مسأله : اگر پيش از آنكه پيشانى به زمين برسد و بدن آرام گيرد سهواً ذكر سجده را بگويد و پيش از آنكه سر از سجده بردارد بفهمد اشتباه كرده بايد دوباره در حال آرام بودن، ذكر را بگويد.

مسأله : اگر بعد از آنكه سر از سجده برداشت بفهمد كه پيش از آرام گرفتن بدن، ذكر را گفته يا پيش از آنكه ذكر سجده تمام شود سر برداشته نمازش صحيح است.

مسأله : اگر موقعى كه ذكر سجده را مى گويد يكى از هفت عضو را عمداً از زمين بردارد نماز باطل مى شود ولى موقعى كه مشغول گفتن ذكر نيست اگر غير پيشانى جاهاى ديگر را از زمين بردارد دوباره بگذارد اشكال ندارد.

مسأله : اگر پيش از تمام شدن ذكر سجده سهواً پيشانى را از زمين بردارد نمى تواند دوباره به زمين بگذارد و بايد آن را يك سجده حساب كند، ولى اگر جاهاى ديگر را سهواً از زمين بردارد بايد دو مرتبه به زمين بگذارد و ذكر را بگويد.

مسأله : بعد از تمام شدن ذكر سجده اوّل بايد بنشيند تا بدن آرام گيرد و دوباره به سجده رود.

مسأله : جاى پيشانى نمازگزار بايد از جاى زانوها و از جاى انگشتانش پست تر و بلندتر از چهار انگشت بسته نباشد.

مسأله : در زمين سراشيب كه سراشيبى آن درست معلوم نيست احتياط آن است كه جاى پيشانى نمازگزار از جاى انگشتهاى پا و سر زانوهاى او بيش از چهار انگشت بسته بلندتر نباشد و سزاوار نيست اين احتياط ترك شود.

مسأله : اگر پيشانى را سهواً به چيزى بگذارد كه از جاى انگشتهاى پا و سر زانوهاى او بلندتر از چهار انگشت بسته است، چنانچه بلندى آن به قدرى است كه نمى گويند در حال سجده است مى تواند سر را بردارد و به چيزى كه بلندى آن به اندازه چهار انگشت يا كمتر است بگذارد و مى تواند سر را بر روى آنچه به اندازه چهار انگشت يا كمتر است بكشد، و اگر بلندى آن به قدرى است كه مى گويند در حال سجده است احتياط واجب آن است كه پيشانى را از روى آن بروى چيزى كه بلندى آن به اندازه چهار انگشت بسته يا كمتر است بكشد، و اگر كشيدن پيشانى ممكن نيست بنابر احتياط واجب بايد نماز را تمام كند و دوباره بخواند.

مسأله : بايد بين پيشانى و آنچه بر آن سجده مى كند چيزى نباشد پس اگر مُهر به قدرى چرك باشد كه پيشانى به خود مُهر نرسد سجده باطل است، ولى اگر مثلاً رنگ مهر تغيير كرده باشد اشكال ندارد.

مسأله : در سجده بايد كف دست را بر زمين بگذارد ولى در حال ناچارى پشت دست هم مانعى ندارد، و اگر پشت دست ممكن نباشد بايد مچ دست را بگذارد و چنانچه آن را هم نتواند بايد تا آرنج هرجا را كه مى تواند بر زمين بگذارد و اگر آن هم ممكن نيست گذاشتن بازو كافى است.

مسأله : در سجده بايد دو انگشت بزرگ پاها را به زمين بگذارد و احتياط واجب اين است كه سر دو انگشت بر زمين گذاشته شود و اگر انگشت هاى ديگر را، يا روى پا را به زمين بگذارد يا به واسطه بلند بودن ناخن سر شست به زمين نرسد نماز باطل است. و قرار گرفتن انگشت هاى ديگر پا همراه انگشت بزرگ بر روى زمين مانعى ندارد.

مسأله : كسى كه مقدارى از شست پايش بريده، بايد بقيه آن را به زمين بگذارد و اگر چيزى از آن نمانده يا اگر مانده خيلى كوتاه است، بايد بقيه انگشتان را بگذارد و اگر هيچ انگشت ندارد بايد هر مقدار از پا باقى مانده، به زمين بگذارد.

مسأله : اگر به طور غير معمول سجده كند مثلاً سينه و شكم را به زمين بچسباند و يا پاها را دراز كند اگرچه هفت عضوى كه گفته شد به زمين برسد بايد بنابر احتياط واجب نماز را دوباره بخواند.

مسأله : مُهر يا چيزى ديگرى كه بر آن سجده مى كند بايد پاك باشد. ولى اگر مثلاً مهر را روى فرش نجس بگذارد، يا يك طرف مُهر نجس باشد و پيشانى را به طرف پاك آن بگذارد اشكال ندارد.

مسأله : اگر در پيشانى دمل و مانند آن باشد چنانچه ممكن است بايد با جاى سالم پيشانى سجده كند، و اگر ممكن نيست بايد زمين را گود كند و دُمل را در گودال و جاى سالم را به مقدارى كه براى سجده كافى باشد بر زمين بگذارد.

مسأله : اگر دُمل يا زخم تمام پيشانى را گرفته باشد بايد به يكى از دو طرف پيشانى سجده كند و اگر ممكن نيست به چانه و اگر به چانه هم ممكن نيست بنابر احتياط واجب بايد به هرجاى از صورت ممكن است سجده كند و اگر به هيچ جاى از صورت ممكن نيست بايد با جلو سر سجده نمايد.

مسأله : كسى كه نمى تواند پيشانى را به زمين برساند بايد به قدرى كه مى تواند خم شود و مهر يا چيز ديگرى را كه سجده بر آن صحيح است روى چيز بلندى گذاشته و پيشانى را طورى بر آن بگذارد كه بگويند سجده كرده است ولى اگر مُهر را بالا بياورد و به پيشانى بچسباند سجده صحيح نيست. اما كف دست ها و زانوها و انگشتان پا را به طور معمول بايد به زمين بگذارد.

مسأله : كسى كه هيچ نمى تواند خم شود بايد براى سجده بنشيند و با سر اشاره كند و اگر نتواند بايد با چشمها اشاره نمايد، و در هردو صورت احتياط آن است كه اگر مى تواند مهر را بلند كند و بر پيشانى بگذارد، و اگر با سر يا چشمها هم نمى تواند اشاره كند بايد در قلب نيّت سجده كند و بنابر احتياط واجب با دست و مانند آن براى سجده اشاره نمايد.

مسأله : كسى كه نمى تواند بنشيند، بايد ايستاده نيّت سجده كند و چنانچه مى تواند براى سجده با سر اشاره كند و اگر نمى تواند با چشمها اشاره نمايد (يعنى آن را به قصد سجده مى بندد و به نيّت سر برداشتن باز مى كند)، و اگر اين را هم نمى تواند در قلب نيّت سجده كند، و بنابر احتياط واجب با دست و مانند آن براى سجده اشاره نمايد.

مسأله : اگر پيشانى بى اختيار از جاى سجده بلند شود، چنانچه ممكن باشد نبايد بگذارد دوباره به جاى سجده برسد و اين يك سجده حساب مى شود چه ذكر سجده را گفته باشد يا نه و اگر نتواند سر را نگهدارد و بى اختيار دوباره به جاى سجده برسد روى هم يك سجده حساب مى شود و اگر ذكر نگفته باشد بايد بگويد.

مسأله : جائى كه انسان بايد تقيّه كند مى تواند بر فرش و مانند آن سجده كند و لازم نيست براى نماز به جاى ديگر برود ولى اگر در آن مكان حصير يا سنگ يا چيزى كه سجده بر آن صحيح است وجود دارد و بتواند طورى بر آن سجده كند كه خلاف تقيه نباشد بايد بر آن سجده نمايد.

مسأله : اگر روى چيزى كه بدن روى آن آرام نمى گيرد سجده كند باطل است ولى روى تشك پر يا چيز ديگرى كه بعد از سر گذاشتن و مقدارى پائين رفتن آرام مى گيرد سجده كند اشكال ندارد.

مسأله : اگر انسان ناچار شود كه در زمين گِل نماز بخواند چنانچه آلوده شدن بدن و لباس براى او مشقتى كه معمولاً تحمل نمى شود ندارد، بايد سجده و تشهّد را به طور معمول به جا آورد و اگر مشقّت دارد مى تواند در حالى كه ايستاده، براى سجده با سر اشاره كند و تشهّد را ايستاده بخواند و اگر سجده و تشهّد را به طور معمول هم به جا آورد، نمازش صحيح است.

مسأله : بعد از سجده دوّم در جائى كه تشهّد واجب نيست مثل ركعت سوّم نماز ظهر و عصر و عشا بهتر است لحظه اى بنشيند سپس براى ركعت بعد برخيزد و اين عمل را جلسه استراحت مى گويند.

 

چيزهايى كه سجده بر آنها صحيح است

مسأله : بايد بر زمين و چيزهاى غير خوراكى كه از زمين مى رويد مانند چوب و برگ درخت سجده كرد، و سجده بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى صحيح نيست و نيز سجده كردن بر چيزهاى معدنى مانند: فلزّات، طلا و نقره، عقيق و فيروزه باطل است اما سجده كردن بر سنگهاى معدنى مانند سنگ مرمر و سنگهاى سياه اشكال ندارد.

مسأله : سجده كردن بر برگ درخت مو اگر تازه باشد جايز نيست ولى پس از خشك شدن مى توان بر آن سجده كرد.

مسأله : سجده بر چيزهائى كه از زمين مى رويد و خوراك حيوانات است مثل علف و كاه، صحيح است.

مسأله : سجده بر گلهائى كه خوراكى نيستند صحيح است ولى سجده بر دواهاى خوراكى كه از زمين مى رويد مانند گل بنفشه و گل گاوزبان، صحيح نيست.

مسأله : سجده بر گياهى كه خوردن آن در بعضى از شهرها معمول است و در شهرهاى ديگر معمول نيست و نيز سجده بر ميوه نارس، صحيح نيست ولى سجده بر توتون جايز است.

مسأله : سجده بر سنگ آهك و سنگ گچ صحيح است بلكه به گچ و آهك پخته و آجر و كوزه گلى و مانند آن هم مى شود سجده كرد.

مسأله : اگر كاغذ را از چيزى كه سجده بر آن صحيح است مثلاً از كاه يا چوب ساخته باشند مى شود بر آن سجده كرد و سجده بر كاغذى كه از پنبه تهيّه مى شود اشكال ندارد.

مسأله : براى سجده بهتر از هر چيز تربت حضرت سيدالشّهداء (عليه السلام)مى باشد و بعد از آن خاك، بعد از خاك سنگ و بعد از سنگ گياه است.

مسأله : اگر چيزى كه سجده بر آن صحيح است ندارد، يا اگر دارد به واسطه سرما يا گرماى زياد يا تقيّه و مانند اينها نمى تواند بر آن سجده كند، بايد به لباسش اگر از كتان يا پنبه است سجده كند و اگر لباسش از چيز ديگر است بر همان لباس سجده كند، و اگر آن هم نيست بايد بر پشت دست و چنانچه آن هم ممكن نباشد بنابر احتياط به چيز معدنى مانند انگشتر عقيق سجده نمايد.

مسأله : سجده بر گل و خاك سستى كه پيشانى روى آن آرام نمى گيرد اگر بعد از آنكه مقدارى فرو رفت آرام بگيرد اشكال ندارد.

مسأله : اگر در سجده اوّل مهر به پيشانى بچسبد و بدون اينكه مهر را بردارد دوباره به سجده رود اشكال ندارد و دو سجده حساب مى شود ولى بهتر است مهر را از پيشانى جدا كند.

مسأله : اگر در بين نماز چيزى كه بر آن سجده مى كند گم شود و چيزى كه سجده بر آن صحيح است نداشته باشد چنانچه وقت وسعت دارد و در جاى ديگر چيزى كه سجده بر آن صحيح است وجود داشته باشد بايد نماز را بشكند، و اگر وقت تنگ باشد يا چيزى كه سجده بر آن صحيح است وجود نداشته باشد بايد به لباسش اگر از پنبه يا كتان است سجده كند و اگر از چيز ديگرى است بر همان لباسش سجده كند و اگر آن هم ممكن نيست بر پشت دست و اگر آن هم نمى شود بنابر احتياط به چيز معدنى مانند انگشتر عقيق سجده نمايد.

مسأله : هرگاه در حال سجده بفهمد پيشانى را بر چيزى گذاشته كه سجده بر آن باطل است اگر ممكن باشد بايد پيشانى را از روى آن بروى چيزى كه سجده بر آن صحيح است بكشد و اگر وقت تنگ است به دستورى كه در مسأله پيش گفته شد عمل كند.

مسأله : اگر بعد از سجده بفهمد پيشانى را روى چيزى گذاشته كه سجده بر آن باطل است اشكال ندارد.

 

مستحبّات و مكروهات سجده

مسأله : در سجده چند چيز مستحب است:

1) كسى كه ايستاده نماز مى خواند بعد از آنكه سر از ركوع برداشت و كاملاً ايستاد، و كسى كه نشسته نماز مى خواند بعد از آنكه كاملاً نشست براى رفتن به سجده تكبير بگويد.

2) موقعى كه مرد مى خواهد به سجده برود، اوّل دستها را و زن اوّل زانوها را به زمين بگذارد.

3) علاوه بر پيشانى، بينى را به مُهر يا چيزى كه سجده بر آن صحيح است بگذارد.

4) در حال سجده انگشتان دست را بهم بچسباند و برابر گوش بگذارد، به طورى كه سر انگشتان رو به قبله باشد.

5) در سجده دعا كند و از خدا حاجت بخواهد، يكى از دعاهاى مناسب در سجده اين است:

يا خَير المسئوُلينَ وَيا خَيْرَ الْمُعْطينَ اُرزُقْنى وَارْزُقْ عِيالى مِنْ فَضْلِكَ فَاِنَّكَ ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ.

يعنى: اى بهترين كسى كه از او سئوال مى كنند و اى بهترين عطا كنندگان، روزى بده به من و عيال من از فضل خودت، پس به درستى كه تو داراى فضل بزرگى.

6) بعد از سجده بر ران چپ بنشيند و روى پاى راست را بر كف پاى چپ بگذارد، (و اين را تورّك گويند).

7) بعد از هر سجده وقتى نشست و بدنش آرام گرفت تكبير بگويد.

8) بعد از سجده اوّل بدنش كه آرام گرفت اَسْتَغْفِرُاللهَ رَبّى وَاَتُوبُ اليه بگويد.

9) سجده را طول بدهد و در موقع نشستن دستها را روى رانها بگذارد.

10) براى رفتن به سجده دوّم، در حال آرامى بدن «الله اكبر» بگويد.

11)در سجده ها صلوات بفرستد.

12)در موقع بلند شدن، دستها را بعد از زانوها از زمين بردارد.

13)مردها آرنجها و شكم را به زمين نچسبانند و بازوها را از پهلو جدا نگاه دارند و زنها آرنجها و شكم را به زمين بگذارند و اعضاء بدن را به يكديگر بچسبانند.

و مستحبّات ديگر سجده در كتابهاى مفصّل گفته شده است.

مسأله : قرآن خواندن در سجده مكروه است. و نيز مكروه است براى برطرف كردن گرد و غبار، جاى سجده را فوت كند. و اگر در اثر فوت كردن دو حرف از دهان بيرون آيد نماز باطل است. و غير از اينها مكروهات ديگرى هم در كتابهاى مفصّل گفته شده است.

 

سجده واجب قرآن

مسأله : در چهار سوره از قرآن مجيد آيه سجده است «سوره هاى وَالنَّجم(53) اِقرَأْ(96)  ـ والم تنزيل(32) و حم سجده(41)» وهرگاه انسان آيه سجده را بخواند يا گوش كند بايد فوراً به سجده رود، و اگر فراموش كرد هر زمان يادش آيد سجده واجب است و اگر گوش ندهد بلكه آيه سجده به گوشش بخورد بنابر احتياط واجب بايد سجده كند.

مسأله : اگر انسان موقعى كه آيه سجده را مى خواند، از ديگرى هم بشنود بايد دو سجده انجام دهد.

مسأله : در غير نماز اگر در حال سجده آيه سجده را بخواند يا به آن گوش بدهد بايد سر از سجده بردارد و دوباره سجده كند.

مسأله : اگر آيه سجده را از صدا و سيما يا ضبط صوت يا رايانه بشنود لازم نيست سجده كند، بلى اگر به صورت مستقيم از صدا و سيما پخش شود، مثل اينكه از بلندگو بشنود بايد سجده كند.

مسأله : بنابر احتياط واجب در سجده واجب قرآن، نمى شود بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى سجده كرد ولى ساير شرايطى كه در سجده نماز لازم است در اين سجده واجب نيست.

مسأله : در سجده واجب قرآن بايد طورى عمل كند كه بگويند سجده كرد يعنى نيّت و صورت ظاهرى سجده كفايت مى كند.

مسأله : هرگاه در سجده قرآن پيشانى را به قصد سجده به زمين بگذارد، اگرچه ذكر نگويد كافى است و گفتن ذكر مستحب است و بهتر است بگويد:

لااِلهَ الاّ اللهُ حَقّاً حَقّاً، لااِلهَ الاّ اللهُ اِيماناً وَتَصديقاً، لااِلهَ الاّ الله عبوديّةً وَرِقّاً سَجَدتُ لَكَ يا رَبِّ تَعَبُّداً وَرِقّاً، لامُسْتَنْكِفاً وَلا مُستَكبِراً بَلْ اَنَا عَبْدُ ذَلِيلٌ ضَعيفٌ خائِفٌ مُسْتَجيرٌ.

مسأله : سجده واجب قرآن، تكبيرة الاحرام، تشهّد و سلام ندارد و احتياط مستحب آن است كه پس از سر برداشتن از سجده، تكبير بگويد.
 

تشهّد

مسأله : در ركعت دوّم تمام نمازهاى واجب و ركعت سوّم نماز مغرب و ركعت چهارم نماز ظهر و عصر و عشا بايد انسان بعد از سجده دوّم بنشيند و در حال آرام بودن بدن تشهد بخواند يعنى بگويد: اَشْهَدُ اَنْ لااِلهَ اِلاّ اللهُ وَحْدَهُ لاشَريكَ لَهُ وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ اَللّهُمَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد.

مسأله : كلمات تشهد بايد به عربى صحيح و به طورى كه معمول است پشت سرهم گفته شود.

مسأله : اگر تشهّد را فراموش كند و بايستد و پيش از ركوع يادش بيايد كه تشهّد را نخوانده بايد بنشيند و تشهّد را بخواند و دوباره بايستد و آنچه بايد در آن ركعت خوانده شود بخواند و نماز را تمام كند و اگر در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد، بايد نماز را تمام كند و بعد از سلام نماز، تشهّد را قضا كند، و براى تشهّد فراموش شده دو سجده سهو بجا آورد.

مسأله : مستحبّ است در حال تشهد بر ران چپ بنشيند و روى پاى راست را به كف پاى چپ بگذارد و پيش از تشهّد بگويد: اَلْحَمْدُالله يا بگويد: بِسْمِ الله وَبِالله وَالْحَمْدُللهِ وَخَيْرُ الأسماءِللهِ، و نيز مستحب است دستها را بر رانها بگذارد و انگشتها را به يكديگر بچسباند و به دامان خود نگاه كند و بعد از تمام شدن تشهّد بگويد: وَتَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ و احتياط اين است كه در تشهد دوم اين جمله را به قصد قربت مطلقه بگويد.

مسأله : مستحب است زنها در وقت خواندن تشهّد، رانها را به هم بچسبانند.

 

سلام نماز

مسأله : بعد از تشهّد ركعت آخر نماز، مستحبّ است در حالى كه نشسته و بدن آرام است بگويد: اَلسَّلامُ عَلَيكَ اَيُّها النَّبِىُّ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكاتُهْ و بعد از آن بايد بگويد: اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَة اللهِ وَبَرَكاتُهْ يا بگويد: اَلسَّلامُ عَلَيْنا وَعَلَى عِبادِالله الصَّالِحينَ ولى اگر اين سلام را بگويد احتياط واجب آن است كه بعد از آن اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَة اللهِ وَبَرَكاتُه را هم بگويد.

مسأله : اگر سلام نماز را فراموش كند و موقعى يادش بيايد كه صورت نماز بهم نخورده و كارى هم كه عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى كند مثل پشت به قبله كردن انجام نداده، بايد سلام را بگويد و نمازش صحيح است.

مسأله : اگر بعد از اين كه كارى انجام دهد كه نماز را باطل مى كند يادش بيايد كه سلام نداده نمازش باطل است و اگر بعد از مدتى كه صورت نماز به هم خورده يادش بيايد كه سلام نداده در حالى كه هيچ كارى كه مبطل نماز باشد انجام نداده سلام بدهد و نمازش صحيح است و مستحب است دو سجده سهو به جا آورد.

 

ترتيب

مسأله : اگر عمداً ترتيب نماز را بهم بزند، مثلاً سوره را پيش از حمد بخواند يا سجود را پيش از ركوع بجا آورد، نماز باطل مى شود.

مسأله : اگر ركنى از نماز را فراموش كند و ركن بعد از آن را بجا آورد، مثلاً پيش از آنكه ركوع كند دو سجده نمايد، نماز باطل است.

مسأله : اگر ركنى را فراموش كند و چيزى را كه بعد از آن است و ركن نيست بجا آورد مثلاً پيش از آنكه دو سجده كند تشهّد بخواند بايد ركن را بجا آورد و آنچه را اشتباهاً پيش از آن خوانده دوباره بخواند، و بنابر احتياط مستحب براى هر زياده دو سجده سهو بجا آورد.

مسأله : اگر يكى از واجبات غير ركنى فراموش شود چنانچه آن واجب، واجب مستقل است مثل حمد و سوره در اين صورت اگر بعد از توجه بخواهد برگردد مستلزم زيادى ركن شود مثلاً سوره را فراموش كرده و در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد نمازش صحيح است و احتياط مستحب آن است كه دو سجده سهو بجا آورد و اگر بازگشت مستلزم زيادى ركن نشود بايد برگردد و جزء فراموش شده را بجا آورد و اعمال بعدى را بجا آورد و به احتياط مستحب براى هر جزئى كه اضافه كرده دو سجده سهو بجا آورد. اما اگر واجبى كه ترك شده مستقل نباشد بلكه در ضمن واجب ديگرى باشد مثل ذكر سجده در اين فرض اگر بعد از انجام واجب اصلى (سر برداشتن از سجده) يادش بيايد نمازش صحيح است و مستحب است دو سجده سهو بجا آورد.

مسأله : اگر سجده اوّل را به خيال اينكه سجده دوّم است يا سجده دوّم را به خيال اينكه سجده اوّل است بجا آورد نماز صحيح است و سجده اوّل او سجده اوّل و سجده دوّم او سجده دوّم حساب مى شود.

 

مُـوالات

مسأله : انسان بايد نماز را با موالات بخواند يعنى كارهاى نماز مانند ركوع و سجود و تشهّد را پشت سرهم بجا آورد و چيزهائى را كه در نماز مى خواند به طورى كه معمول است پشت سر هم بخواند و اگر به قدرى بين آنها فاصله بياندازد كه نگويند نماز مى خواند نمازش باطل است گرچه به طور سهوى باشد.

مسأله : اگر در نماز عمداً بين حرفها يا كلمات فاصله بياندازد و فاصله به قدرى نباشد كه صورت نماز از بين برود نمازش باطل نمى شود، و اگر سهواً باشد چنانچه مشغول ركن بعد نشده باشد بايد آن حرفها يا كلمات را به طور معمول بخواند و اگر مشغول ركن بعد شده باشد، نمازش صحيح است مگر در تكبيرة الاحرام كه اگر فاصله بين كلمات آن به قدرى باشد كه از صورت تكبيرة الاحرام خارج شود نماز باطل است.

مسأله : طول دادن ركوع و سجود و قنوت و خواندن سوره هاى بزرگ، موالات را بهم نمى زند.

 

قنــوت

مسأله : در تمام نمازهاى واجب و مستحب پيش از ركوع ركعت دوّم مستحب است قنوت بخواند، و در نماز وتر با آنكه يك ركعت مى باشد، خواندن قنوت پيش از ركوع مستحبّ است. و نماز جمعه در هر ركعت يك قنوت دارد; در ركعت اوّل پيش از ركوع و در ركعت دوّم بعد از ركوع. و نماز آيات پنج قنوت و نماز عيد فطر و قربان در ركعت اوّل پنج قنوت و در ركعت دوّم چهار قنوت دارد.

مسأله : اگر بخواهد قنوت بخواند بايد دستها را مقابل صورت بلند كند و سزاوار نيست كه ترك بشود و مستحب است كف آنها را رو به آسمان و پهلوى هم نگهدارد و غير از شست، انگشتهاى ديگر را به هم بچسباند و به كف دستها نگاه كند.

مسأله : در قنوت هر ذكرى بگويد، اگرچه يك «سُبْحانَ اللهِ» باشد كافى است و بهتر است بگويد:

لا اِلهَ الاّاللهُ الْحَليمُ الْكَريمُ لااِلهَ الاَّ اللهُ العَلِىُّ العَظيمُ سُبْحانَ اللهِ رَبِّ السَّماواتِ السَّبْعِ وَرَبِّ اَلاْرْضينَ السَّبْعِ وَما فيهنَّ وَما بَيْنَهُنَّ وَرَبِّ الْعَرْشِ العَظيمِ وَالْحَمْدُللهِ رَبِّ العالَمينَ.

مسأله : مستحب است انسان قنوت را بلند بخواند، ولى براى كسى كه نماز را به جماعت مى خواند اگر امام جماعت صداى او را بشنود، بلند خواندن قنوت مستحب نيست.

مسأله : اگر عمداً قنوت نخواند قضا ندارد و اگر فراموش كند و پيش از آنكه به اندازه ركوع خم شود يادش بيايد، مستحب است بايستد و بخواند، و اگر در ركوع يادش بيايد، مستحب است بعد از ركوع قضا كند و اگر در سجده يادش بيايد، مستحب است بعد از سلام نماز قضا نمايد.

ترجمه نماز

1 ـ ترجمه سوره حمد

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم يعنى ابتدا مى كنم بنام خداوندى كه در دنيا بر مؤمن و كافر رحم مى كند و در آخرت بر مؤمن رحم مى نمايد.

اَلْحَمْدُللهِ رَبِّ العالَمين يعنى ثنا مخصوص خداوندى است كه پرورش دهنده همه موجودات است.

الرَّحمن الرَّحيم يعنى در دنيا بر مؤمن و كافر و در آخرت بر مؤمن رحم مى كند.

مالِكَ يَومِ الدّين يعنى پادشاه و صاحب اختيار روز قيامت است.

ايّاكَ نَعْبُدُ وَايّاكَ نَسْتَعينْ يعنى فقط تورا عبادت مى كنيم وفقط ازتوكمك مى خواهيم.

اِهْدِنا الصِّراطَ المُسْتَقيم يعنى هدايت كن ما را به راه راست كه آن دين اسلام است.

صِراطَ الَّذينَ اَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ يعنى به راه كسانى كه به آنان نعمت دادى كه آنان پيغمبران و جانشينان پيغمبران هستند.

غَيْرِ الْمَغْضوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَالضّالّين يعنى نه به راه كسانى كه غضب كرده اى بر ايشان و نه آن كسانى كه گمراهند.

 

2  ـ ترجمه سوره قل هوالله احد

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم قُلْ هُوَاللهُ اَحَد يعنى بگو اى محمّد (صلى الله عليه وآله) كه خداوند، خدائى است يگانه.

اَللهُ الصَّمَد يعنى خدائى كه از تمام موجودات بى نياز است.

لَمْ يَلِدْوَلَمْ يوُلَدْ فرزند ندارد و فرزند كسى نيست.

وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفوُاً اَحَد يعنى هيچ كس از مخلوقات، مثل او نيست.

 

3  ـ ترجمه ذكر ركوع و سجود و ذكرهائى كه بعد از آنها مستحب است

سُبْحانَ رَبّى الْعَظيمِ وَبِحَمْدِه يعنى پروردگار بزرگ من از هر عيب و نقصى پاك و منزّه است و من مشغول ستايش او هستم.

سُبْحانَ رَبّى الاعَلى وَبِحَمْدِه يعنى پروردگار من كه از همه كس بالاتر مى باشد از هر عيب و نقصى پاك و منزّه است و من مشغول ستايش او هستم.

سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَه يعنى خدا بشنود و بپذيرد ثناى كسى كه او را ستايش مى كند.

اَسْتَغْفِراللهِ رَبّى وَاَتُوبُ اِلَيْه يعنى طلب آمرزش و مغفرت مى كنم از خداوندى كه پرورش دهنده من است و من به طرف او بازگشت مى نمايم.

بِحَولِ الله وَقُوّتِه اَقوُمُ وَاَقْعُد يعنى به يارى خداوندمتعالوقوه اوبرمى خيزم و مى نشينم.

 

4  ـ ترجمه قنوت

لااِلهَ الاّاللهُ الْحَليمُ الْكَريمْ يعنى نيست خدائى سزاوار پرستش مگر خداى يكتاى بى همتائى كه صاحب حلم و كرم است.

لااِلهَ الاَّ اللهُ العَلِىُّ العَظيمْ يعنى نيست خدائى سزاوار پرستش مگر خداى يكتاى بى همتائى كه بلند مرتبه و بزرگ است.

سُبْحانَ اللهِ رَبِّ السَّماواتِ السَّبْعِ وَرَبِّ اَلاْرْضينَ السَّبْع يعنى پاك و منزّه است خداوندى كه پروردگار هفت آسمان و پروردگار هفت زمين است.

وَما بَيْنَهُنَّ وَرَبِّ الْعَرْشِ العَظيم يعنى پروردگار هر چيزى است كه در آسمانها و زمينها و مابين آنهاست و پروردگار عرش بزرگ است.

وَالْحَمْدُللهِ رَبِّ العالَمينَ يعنى حمد و ثنا مخصوص خداوندى است كه پرورش دهنده تمام موجودات است.

 

5  ـ ترجمه تسبيحات اربعة

سُبْحانَ اللهِ وَالْحَمْدُللهِ وَلااِلهَ اِلاّ اللهُ وَاللهُ اَكْبَر يعنى پاك و منزّه است خداوند تعالى و ثنا مخصوص اوست و نيست خدائى سزاوار پرستش مگر خداى بى همتا و بزرگتر است از اينكه او را وصف كنند.

 

6  ـ ترجمه تشهد و سلام

اَشْهَدُ اَنْ لااِلهَ اِلاّاللهُ وَحْدَهُ لاشَريكَ لَهُ يعنى ستايش مخصوص پروردگار است و شهادت مى دهم كه خدائى سزاوار پرستش نيست مگر خدائى كه يگانه است و شريك ندارد.

وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ يعنى شهادت مى دهم كه محمّد (صلى الله عليه و آله) بنده خدا و فرستاده اوست.

اَللّهُمَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد يعنى خدايا رحمت بفرست بر محمّد و آل محمّد.

وَتَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَارْفَعْ دَرَجَتَه يعنى قبول كن شفاعت پيغمبر را و درجه آن حضرت را نزد خود بلند كن.

اَلسَّلامُ عَلَيكَ اَيُّها النَّبِىُّ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكاتُهْ يعنى سلام بر تو اى پيغمبر و رحمت و بركات خدا بر تو باد.

اَلسَّلامُ عَلَيْنا وَعَلَى عِبادِالله الصَّالِحين يعنى سلام از خداوند عالم بر ما نمازگزاران و تمام بندگان خوب او.

اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَة اللهِ وَبَرَكاتُه يعنى سلام و رحمت و بركات خداوند بر شما مؤمنين باد.

next page

fehrest page

back page

 
 
https://www.aviny.com/Ahkam/Resalehfazel/resale06.aspx?&mode=print
Copyright © 2003-2013 - AVINY.COM - All Rights Reserved