next page

fehrest page

back page

 

احكام نماز مسافر

مسافر بايد نماز ظهر و عصر و عشاء را با هشت شرط شكسته به جا آورد يعنى دو ركعت بخواند:

 

شرط اول: آن كه سفر او كمتر از هشت فرسخ شرعى نباشد

(مسأله 1013) كسى كه رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است، خواه رفتن او كمتر از چهار فرسخ باشد خواه نباشد، بايد نماز را شكسته بخواند. بنابر اين اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ باشد يا بالعكس، بايد نماز را شكسته بخواند.

 

(مسأله 1014) اگر رفتن و برگشتن هشت فرسخ باشد بايد نماز را شكسته بخواند خواه همان روز و شب برگردد يا شب را در محل بماند و فردا و يا پس فرداى آن برگردد.

 

(مسأله 1015) اگر سفر از هشت فرسخ كمتر باشد، يا انسان نداند كه سفر او هشت فرسخ است يا نه; بايد نماز را تمام بخواند و چنانچه شك كند كه سفر او هشت فرسخ است يا نه، در صورتى كه تحقيق كردن برايش مشقّت دارد، بايد نمازش را تمام بخواند و اگر مشقّت ندارد، بايد تحقيق كند كه اگر يك عادل بگويد يا بين مردم معروف باشد كه سفر او هشت فرسخ است، نماز را شكسته بخواند.

 

(مسأله 1016) اگر محلى دو راه داشته باشد، يك راه آن كمتر از هشت فرسخ و راه ديگر آن هشت فرسخ يا بيشتر باشد، چنانچه انسان از راهى كه هشت فرسخ است به آنجا برود، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر از راهى كه هشت فرسخ نيست برود، بايد تمام بخواند.

 

(مسأله 1017) اگر شهر ديوار دارد، بايد ابتداى هشت فرسخ را از ديوار شهر حساب كند و اگر ديوار ندارد، بايد از خانه هاى آخر شهر حساب نمايد ولى انتهاى هشت فرسخ را همان نقطه اى حساب كند كه مى خواهد برود خواه آن نقطه اول شهر يا وسط و يا آخر آن باشد.

 

شرط دوم: قصد هشت فرسخ از آغاز سفر

شرط دوم اين است كه از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد، پس اگر به جائى كه كمتر از هشت فرسخ است مسافرت كند و بعد از رسيدن به آنجا قصد كند جائى برود كه با مقدارى كه آمده هشت فرسخ شود، چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته، بايد نماز را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد از آنجا به مقدار هشت فرسخ مسافرت كند بايد نماز را شكسته بخواند و همچنين است حكم برگشت به وطن اگر هشت فرسخ باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.

 

(مسأله 1018) كسى كه نمى داند سفرش چند فرسخ است، مثلاً براى پيدا كردن گمشده اى مسافرت مى كند و نمى داند كه چه مقدار بايد برود تا آن را پيدا كند; بايد نماز را تمام بخواند. ولى در برگشتن، چنانچه تا وطنش يا جائى كه مى خواهد ده روز در آنجا بماند، هشت فرسخ يا بيشتر باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.

 

شرط سوم: تصميم بر ادامه سفر

شرط سوم آن است كه در بين راه از قصد خود برنگردد. پس اگر پيش از رسيدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد يا مردّد شود، بايد نماز را تمام بخواند.

 

(مسأله 1019) اگر بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود، چنانچه تصميم داشته باشد كه همانجا بماند يا بعد از ده روز برگردد، يا در برگشتن و ماندن مردّد باشد، بايد نماز را تمام بخواند.

 

(مسأله 1020) اگر بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود و تصميم داشته باشد كه برگردد، بايد نماز را شكسته بخواند.

 

(مسأله 1021) اگر براى رفتن به محلى حركت كند و بعد از رفتن مقدارى از راه بخواهد جاى ديگرى برود، چنانچه از محل اولى كه حركت كرده تا جائى كه مى خواهد برود، هشت فرسخ باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.

 

شرط چهارم: از وطن عبور نكند

شرط چهارم اين است كه نخواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد، يا ده روز يا بيشتر در جائى بماند در اين صورت سفر او قطع مى شود. پس كسى كه مى خواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، يا ده روز در محلى بماند، بايد نماز را تمام بخواند.

 

شرط پنجم: سفر براى كار حرام نباشد

شرط پنجم آن كه براى كار حرام سفر نكند و اگر براى كار حرامى مانند دزدى سفر كند، بايد نماز را تمام بخواند. و همچنين است اگر خود سفر حرام باشد، مثل آن كه براى او ضرر داشته باشد، يا زن بدون اجازه شوهر و فرزند با نهى پدر و مادر كه از روى دلسوزى باشد براى منافع شخصى خود سفرى بروند كه بر آنان واجب نباشد، ولى اگر مثل سفر حج واجب باشد، بايد نماز را شكسته بخوانند.

 

(مسأله 1022) سفرى كه اسباب اذيت پدر و مادر باشد حرام است و انسان بايد در آن سفر نماز را تمام بخواند و روزه هم بگيرد.

 

(مسأله 1023) اگر كسى با ماشين غصبى سفر كند، نماز او شكسته است و احتياط مستحب آن است كه هم تمام و هم شكسته بخواند.

 

(مسأله 1024) اگر به قصد تفريح و گردش مسافرت كند حرام نيست و بايد نماز را شكسته بخواند.

 

(مسأله 1025) اگر براى لهو و خوش گذرانى به شكار رود، مسافرت حرام و نمازش تمام است و چنانچه براى تهيه معاش و يا براى كسب و زياد كردن مال به شكار برود، بايد نماز را شكسته بخواند و روزه نگيرد.

 

(مسأله 1026) كسى كه براى معصيت سفر كرده، موقعى كه از سفر به وطن برمى گردد بايد نماز را شكسته بخواند خصوصاً اگر توبه كرده باشد.

 

(مسأله 1027) شخصى كه از سفر معصيت برمى گردد، چنانچه انگيزه رجوعش مقصد مستقلى غير از رجوع به وطن باشد، نماز او نيز شكسته است.

 

(مسأله 1028) كسى كه سفر او سفر معصيت است، اگر در بين راه از قصد معصيت برگردد، چنانچه باقيمانده راه و يا مسافتى را كه بعد از پشيمان شدن از معصيت، مى رود و برمى گردد هشت فرسخ باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.

 

شرط ششم: خانه به دوش نباشد

شرط ششم آن كه از صحرانشين هائى نباشد كه در بيابان ها گردش مى كنند و هر جا آب و خوراك براى خود و حشمشان پيدا كنند مى مانند و بعد از چندى به جاى ديگر مى روند، و صحرا نشين ها در اين مسافرت ها بايد نماز را تمام بخوانند.

 

(مسأله 1029) اگر يكى از صحرا نشين ها براى پيدا كردن منزل و چراگاه حيواناتش سفر كند بايد نمازش را تمام بخواند هر چند سفر او هشت فرسخ باشد.

 

(مسأله 1030) اگر صحرانشين براى زيارت يا حج يا تجارت و مانند اينها مسافرت كند، بايد نماز را تمام بخواند، خصوصاً اگر با همان چادر و اثاثيه سفر كند.

 

شرط هفتم: سفر براى شغل نباشد

شغل و كار او مسافرت نباشد كسانى كه داراى چنين شرطى نيستند به سه گروه تقسيم مى شوند:

1. راننده ها و خلبان ها و كشتيبان ها و ساربان ها و مانند آنها سفر شغل آنها است بايد نماز را تمام بخوانند.

2. كسى كه سفر شغل او نيست ولى سفر مقدّمه شغل او است يعنى براى انجام به طور مرتب سفر كند مانند معلمى كه بايد هر روز يا غالباً به مقدار مسافت شرعى سفر مى كند، و پس از تدريس به وطن بازمى گردد و همچنين است محصل و بيله ورى كه براى خريد و يا فروش بايد به مقدار مسافت شرعى سفر كند سپس برگردد آن گروه نيز بايد نماز خود را تمام بخواند.

3. كسى كه سفر شغل او و يا مقدمه شغل او نيست، ولى براى زيارت هر هفته مرتب سفر مى كند، اين گروه نيز بايد نماز را تمام و روزه را بگيرند خلاصه كسانى كه سفر براى آنان به صورت يك امر عادى درآيد، نماز آنان تمام و روزه را بايد بگيرند.

 

(مسأله 1031) اگر راننده اى براى كار ديگرى مثلاً براى زيارت يا حج هم مسافرت كند، بايد نماز را تمام بخواند و همچنين است اگر اتومبيل خود را براى زيارت كرايه بدهد و در ضمن خودش هم زيارت كند، بايد نماز را تمام بخواند.

 

(مسأله 1032) كسانى كه راهنماى حج و مدير كاروان حجاج و مانند آنها مى باشند، چون سالى يك بار اتفاق مى افتد و در مدت كمى انجام مى گيرد، نماز آنها شكسته است و حكم آنها با حمله دارى كه سال هاى گذشته كه بخش عمده سال را در سفر بودند تفاوت دارد.

 

(مسأله 1033) كسى كه در مقدارى از سال شغلش مسافرت است، مثل شوفرى كه فقط در تابستان يا زمستان اتومبيل خود را كرايه مى دهد، بايد در سفرى كه مشغول به كارش هست نماز را تمام بخواند.

 

(مسأله 1034) راننده و دوره گردى كه در دو سه فرسخى شهر رفت و آمد مى كند، چنانچه اتفاقاً سفر هشت فرسخى برود، بايد نماز را شكسته بخواند.

 

(مسأله 1035) كسى كه به يكى از عناوين سه گانه بايد نماز خود را تمام بخواند اگر ده روز يا بيشتر در وطن خود بماند يا در نقطه اى ده روز قصد اقامه كند بايد در سفر اولى كه بعد از ده روز مى رود، نماز را شكسته بخواند.

 

(مسأله 1036) اگر چنين گروهى شك كنند كه در وطن خود يا جاى ديگر ده روز مانده اند يا نه، بايد نماز را تمام بخواند.

 

(مسأله 1037) كسى كه در شهرها سياحت مى كند و براى خود وطنى اختيار نكرده، بايد نماز را تمام بخواند.

 

(مسأله 1038) كسى كه شغلش مسافرت نيست، اگر مثلاً در شهرى يا در دهى جنسى دارد كه براى حمل آن در يك زمان معين مسافرت هاى پى در پى مى كند، بايد نماز را شكسته بخواند.

 

(مسأله 1039) كسى كه از وطنش صرف نظر كرده و مى خواهد وطن ديگرى براى خود اختيار كند اگر سفرش طولانى است بايد نماز را تمام بخواند.

 

نماز كارمندان هواپيما و قطار تمام و روزه را بايد بگيرند و اگر ده روز يا بيشتر در وطن خود يا جاى ديگر بمانند در غير سفر اول نمازشان تمام است.

 

كسى كه در سال دو يا سه سفر مى رود كه هر كدام سه يا چهار ماه طول مى كشد، و بقيه سال را در وطن است نماز او تمام است.

 

چوپانى كه در سال نه ماه همراه گوسفندان مى رود، بدون آنكه در جائى ده روز بماند، و سه ماه زمستان را در وطن خود به سر مى برد، نماز او تمام و بايد روزه را بگيرد.

 

شرط هشتم: رسيدن به حد ترخّص

شرط هشتم آن كه به حد ترخّص برسد يعنى از وطنش يا جائى كه قصد كرده بود ده روز در آنجا بماند، به قدرى دور شود كه ديوار شهر را نبيند و صداى اذان آن را نشنود ولى بايد در هوا غبار يا چيز ديگرى نباشد كه از ديدن ديوار و شنيدن اذان جلوگيرى كند و لازم نيست به قدرى دور شود كه مناره ها و گنبدها را نبيند، يا ديوارها هيچ پيدا نباشد، بلكه همين قدر كه ديوارها كاملاً معلوم نباشد، كافى است.

 

(مسأله 1040) كسى كه به سفر مى رود اگر به جائى برسد كه اذان را نشنود ولى ديوار شهر را ببيند، يا ديوارها را نبيند و صداى اذان را بشنود، چنانچه بخواهد در آنجا نماز بخواند، بنابر احتياط واجب بايد هم شكسته و هم تمام بخواند.

 

(مسأله 1041) مسافرى كه به وطنش برمى گردد، وقتى ديوار وطن خود را ببيند و صداى اذان آن را بشنود، بايد نماز را تمام بخواند ولى مسافرى كه مى خواهد ده روز در محلى بماند. وقتى ديوار آنجا را ببيند و صداى اذانش را بشنود، بنابر احتياط واجب بايد نماز را تأخير بيندازد تا به منزل برسد. يا نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند.

 

(مسأله 1042) اگر به قدرى دور شود كه نداند صدائى را كه مى شنود صداى اذان است يا صداى ديگر، و يا بفهمد اذان مى گويند ولى كلمات آن را تشخيص ندهد، احتياط جمع ميان تمام و شكسته است.

 

(مسأله 1043) اگر بخواهد در محلى نماز بخواند كه شك دارد به حد ترخص يعنى جائى كه اذان را نشنود و ديوار را نبيند، رسيده يا نه، بايد نماز را تمام بخواند. و در موقع برگشتن اگر شك كند كه به حد ترخص رسيده يا نه، بايد شكسته بخواند. و چون در بعضى موارد اشكال پيدا مى كند بايد يا آنجا نماز نخواند يا هم شكسته و هم تمام بخواند.

 

چيزهائى كه سفر را قطع مى كند

چند چيز است كه سفر را قطع مى كند و بايد نماز را تمام خواند:

 

اول: رسيدن به وطن

(مسأله 1044) مسافرى كه در سفر از وطن خود عبور مى كند، وقتى به جائى برسد كه ديوار وطن خود را ببيند و صداى اذان آن را بشنود بايد نماز را تمام بخواند.

 

(مسأله 1045) مسافرى كه در بين مسافرت به وطنش رسيده، تا وقتى در آنجا هست بايد نماز را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود، يا مقدارى برود و برگردد كه رفتن و برگشتن هشت فرسخ مى شود. وقتى به جائى برسد كه ديوار وطن را نبيند و صداى اذان آن را نشنود، بايد نماز را شكسته بخواند.

 

(مسأله 1046) محلى را كه انسان براى اقامت و زندگى خود اختيار كرده وطن اوست، چه در آنجا به دنيا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، يا خودش آنجا را براى زندگى اختيار كرده باشد.

 

(مسأله 1047) اگر قصد دارد در محلى كه وطن اصليش نيست مدتى بماند و بعد به جاى ديگر رود، اين محل حكم وطن را دارد بنابر اين كارمندان دولت كه براى مدتى معيّن يا غير معيّن براى محلى اعزام مى شوند چون در آنجا مسافر نيستند، حكم وطن را دارد.

 

(مسأله 1048) كسى كه در دو محل زندگى مى كند، مثلاً شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر ديگر مى ماند، هر دو به حكم وطن اوست. و نيز اگر بيشتر از دو محل را براى زندگى خود اختيار كرده باشد، همه آنها حكم وطن او حساب مى شود.

 

(مسأله 1049) در غير وطن اصلى و وطن غيراصلى كه ذكر شد در جاهاى ديگر اگر قصد اقامه نكند نمازش شكسته است چه ملكى در آنجا داشته باشد يا نداشته باشد و چه در آنجا شش ماه مانده باشد يا نه.

 

(مسأله 1050) اگر به جائى برسد كه وطن او بوده و از آنجا صرف نظر كرده نبايد نماز را تمام بخواند، اگر چه وطن ديگرى هم براى خود اختيار نكرده باشد.

 

دوم: قصد اقامت ده روز

(مسأله 1051) مسافرى كه قصد دارد، ده روز پشت سر هم در محلى بماند، يا مى داند كه بدون اختيار ده روز در محلى مى ماند، در آن محل بايد نماز را تمام بخواند.

 

(مسأله 1052) مسافرى كه مى خواهد ده روز در محلى بماند، در صورتى بايد نماز را تمام بخواند كه بخواهد تمام ده روز را در يكجا بماند پس اگر بخواهد مثلاً ده روز در نجف و كوفه يا در تهران و شميران بماند، بايد نماز را شكسته بخواند.

 

(مسأله 1053) مسافرى كه مى خواهد ده روز در محلى بماند، اگر از اول قصد داشته باشد كه در بين ده روز به اطراف آنجا برود; چنانچه جائى كه مى خواهد برود اگر به اندازه اى دور نيست كه مسافرت حساب شود، بايد در همه ده روز نماز را تمام بخواند و اگر به اندازه اى باشد كه عرفا مسافرت حساب شود بايد در تمام ده روز نماز را شكسته بخواند.

 

(مسأله 1054) اگر مسافر قصد كند ده روز در محلى بماند; چنانچه پيش از خواندن يك نماز چهار ركعتى از ماندن منصرف شود. يا مردّد شود كه در آنجا بماند يا به جاى ديگر برود، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى از ماندن منصرف شود; يا مردّد شود، تا وقتى در آنجا هست، بايد نماز را تمام بخواند.

 

(مسأله 1055) مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند، اگر روزه بگيرد و بعد از ظهر از ماندن در آنجا منصرف شود، چنانچه يك نماز چهار ركعتى خوانده باشد، روزه اش صحيح است و تا وقتى در آنجا هست بايد نمازهاى خود را تمام بخواند و روزه ها را هم بگيرد و اگر يك نماز چهار ركعتى نخوانده باشد، احتياط واجب آن است كه روزه آن روز را تمام كند و قضاء آن را نيز بگيرد اما نمازهاى خود را بايد شكسته بخواند و روزهاى بعد هم نمى تواند روزه بگيرد.

 

(مسأله 1056) مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند، اگر از ماندن منصرف شود و شك كند پيش از آن كه از قصد ماندن برگردد، يك نماز چهار ركعتى خوانده يا نه، بايد نمازهاى خود را شكسته بخواند.

 

(مسأله 1057) اگر مسافر به نيّت اين كه نماز را شكسته بخواند; مشغول نماز شود و در بين نماز تصميم بگيرد كه ده روز يا بيشتر بماند، بايد نماز را چهار ركعتى تمام نمايد.

 

(مسأله 1058) مسافرى كه قصد كرده ده روز در جائى بماند، اگر در بين نماز چهار ركعتى از قصد خود برگردد، چنانچه مشغول ركعت سوم نشده، بايد نماز را دو ركعتى تمام نمايد و بقيه نمازهاى خود را شكسته بخواند. و اگر به ركوع ركعت سوم رفته نمازش باطل ولى تا وقتى در آنجا هست بايد نماز را شكسته بخواند.

 

(مسأله 1059) مسافرى كه قصد كرده ده روز در جائى بماند اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى بخواهد به جائى كه كمتر از چهار فرسخ است برود و به محل اقامه خود به عنوان محل اقامت برگردد، بايد نماز را تمام بخواند و اگر به عنوان منزلى كه در بين راه است عبور كند، نماز او شكسته است.

 

(مسأله 1060) مسافرى كه قصد كرده ده روز در جائى بماند، اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى بخواهد به جاى ديگرى كه كمتر از هشت فرسخ است، برود و ده روز در آنجا بماند، بايد در رفتن و در جائى كه قصد ماندن ده روز كرده، نمازهاى خود را تمام بخواند. ولى اگر جائى كه مى خواهد برود هشت فرسخ يا بيشتر است بايد موقع رفتن نمازهاى خود را شكسته بخواند و چنانچه در آنجا قصد ماندن ده روز كرد، نمازش را تمام بخواند.

 

(مسأله 1061) مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى بخواهد به جائى كه كمتر از چهار فرسخ است برود، چنانچه مردد باشد كه به محل اولش برگردد يا نه، يا به كلى از برگشتن به آنجا غافل باشد، يا بخواهد برگردد ولى مردد باشد كه ده روز در آنجا بماند يا نه، يا آن كه از ده روز ماندن در آنجا و مسافرت از آنجا غافل باشد، بايد از وقتى كه مى رود و برمى گردد و بعد از برگشتن; نمازهاى خودرا تمام بخواند.

 

سوم: توقف يك ماه بدون قصد

(مسأله 1062) اگر مسافر بعد از رسيدن به هشت فرسخ سى روز در محلى بماند و در تمام سى روز در رفتن و ماندن مردد باشد، بعد از گذشتن سى روز اگرچه مقدار كمى در آنجا بماند، بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر پيش از رسيدن به هشت فرسخ در رفتن بقيه راه مردد شود; اگر به مقدار چهار فرسخ نرفته باشد از وقتى كه مردد مى شود، بايد نماز را تمام بخواند.

 

(مسأله 1063) مسافرى كه مى خواهد نه روز يا كمتر در محلى بماند اگر بعد از آن كه نه روز يا كمتر در آنجا ماند، بخواهد دوباره نه روز ديگر يا كمتر بماند همين طور تا سى روز، روز سى و يكم بايد نماز را تمام بخواند.

 

(مسأله 1064) مسافرى كه سى روز مردد بوده در صورتى بايد نماز را تمام بخواند كه سى روز در يكجا بماند، پس اگر مقدارى از آن را در جائى و مقدارى را در جاى ديگر بماند، بعد از سى روز هم بايد نماز را شكسته بخواند.

 

مسائل متفرّقه

(مسأله 1065) مسافر مى تواند در مسجدالحرام و مسجد پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و مسجد كوفه نمازش را تمام بخواند و تمام افضل و شكسته احوط است. ولى اگر بخواهد در جائى كه اول، جزء اين مساجد نبوده و بعد از زمان ائمه(عليهم السلام) به اين مساجد اضافه شده نماز بخواند، بايد شكسته بخواند و نيز مسافر مى تواند در حرم حضرت سيدالشهداء(عليه السلام)در شعاع 25 ذراع(تقريباً 11متر) از ضريح مقدس نماز را تمام بخواند.

 

(مسأله 1066) كسى كه مى داند مسافر است و بايد نماز را شكسته بخواند، اگر در غير چهار مكانى كه در مسأله پيش گفته شد عمداً تمام بخواند، نمازش باطل است.

 

(مسأله 1067) اگر فراموش كند كه مسافر است و نماز را تمام بخواند، چنانچه در وقت يادش بيايد، بايد شكسته به جا آورد و اگر بعد از وقت يادش بيايد، قضاى آن نماز بر او واجب نيست. و اگر مى داند كه مسافر است ولى حكم نماز مسافر را فراموش كند احتياط واجب آن است كه در وقت و خارج آن قضاء كند.

 

(مسأله 1068) كسى كه مى داند مسافر است و بايد نماز را شكسته بخواند، اگر فراموش نكند، بلكه غفلت كند و بدون توجه و به طور عادت تمام بخواند نمازش باطل است. در داخل وقت بايد اعاده و در خارج از وقت احتياطاً قضاء نمايد.

 

(مسأله 1069) مسافرى كه نمى داند بايد نماز را شكسته بخواند، اگر تمام بخواند، نمازش صحيح است.

 

(مسأله 1070) كسى كه بايد نماز را تمام بخواند، اگر شكسته به جا آورد، در هر صورت نمازش باطل است.

 

(مسأله 1071) اگر مشغول نماز چهار ركعتى شود و در بين نماز يادش بيايد كه مسافر است، يا ملتفت شود كه سفر او هشت فرسخ است، چنانچه به ركوع ركعت سوم نرفته، بايد نماز را دو ركعتى تمام كند و اگر به ركوع ركعت سوم رفته، نمازش باطل است و بايد شكسته بخواند.

 

(مسأله 1072) مسافرى كه بايد نماز را تمام بخواند اگر به واسطه ندانستن مسأله به نيت نماز دو ركعتى مشغول نماز شود و در بين نماز مسأله را بفهمد، بايد نماز را چهار ركعتى تمام كند و احتياط مستحب آن است كه بعد از تمام شدن نماز، دوباره آن نماز را چهار ركعتى بخواند.

 

(مسأله 1073) مسافرى كه نماز نخوانده، اگر پيش از تمام شدن وقت به وطنش برسد، يا به جائى برسد كه مى خواهد ده روز در آنجا بماند، بايد نماز را تمام بخواند. و كسى كه مسافر نيست; اگر در اول وقت نماز نخواند و مسافرت كند، در سفر بايد نماز را شكسته بخواند.

 

(مسأله 1074) اگر از مسافرى كه بايد نماز را شكسته بخواند نماز ظهر يا عصر يا عشا قضا شود، بايد آن را دو ركعتى قضا نمايد اگرچه در غير سفر بخواهد قضاى آن را به جا آورد. و اگر از كسى كه مسافر نيست يكى از اين سه نماز قضا شود، بايد چهار ركعتى قضا نمايد اگرچه در سفر بخواهد آن را قضا نمايد.

 

نماز قضا

(مسأله 1075) كسى كه نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده بايد قضاى آن را به جا آورد، اگرچه در تمام وقت نماز، خواب مانده يا به واسطه بى هوشى كه به دست خود انجام گرفته و يا مستى نماز نخوانده باشد، ولى نمازهائى را كه كافر مسلمان شده و زن در حال حيض يا نفاس نخوانده قضا ندارد چه نمازهاى يوميّه باشد چه غير آن.

 

(مسأله 1076) اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازى را كه خوانده باطل بوده بايد قضاى آن را بخواند.

 

(مسأله 1077) كسى كه نماز قضا دارد. بايد در خواندن آن كوتاهى نكند ولى واجب نيست فوراً آن را به جا آورد.

 

(مسأله 1078) كسى كه نماز قضا دارد مى تواند نماز مستحبى بخواند.

 

(مسأله 1079) اگر انسان احتمال دهد كه نماز قضائى دارد يا نمازهائى را كه خوانده صحيح نبوده، خوب است قضاى آنهارا به جا آورد.

 

(مسأله 1080) در قضاى نمازهاى يوميّه ترتيب لازم نيست ـ مگر در نمازهائى كه در اداى آنها ترتيب هست مثل نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشا از يك روز ـ اگرچه بهتر مراعات ترتيب است.

 

(مسأله 1081) كسى كه مثلاً چند نماز صبح يا چند نماز ظهر از او قضا شده و شماره آنها را نمى داند يا فراموش كرده مثلاً نمى داند كه سه يا چهار يا پنج نماز بوده، چنانچه مقدار كمتر را بخواند كافى است. ولى بهتر اين است كه به قدرى نماز بخواند كه يقين كند تمام آنها را خوانده است مثلاً اگر فراموش كرده كه چند نماز صبح از او قضا شده است و يقين دارد كه بيشتر از ده تا نبوده، احتياطاً ده نماز صبح بخواند.

 

(مسأله 1082) كسى كه فقط يك نماز قضا از روزهاى پيش دارد، احتياط واجب آن است اوّل آن را بخواند بعد مشغول نماز آن روز شود. و نيز اگر از روزهاى پيش نماز قضا ندارد ولى يك نماز يا بيشتر از همان روز از او قضا شده است، احتياط واجب آن است كه نماز قضاى آن روز را پيش از نماز ادا بخواند مگر اينكه وقت تنگ باشد در اين صورت فقط نماز ادا بخواند.

 

(مسأله 1083) اگر در بين نماز يادش بيايد كه يك نماز يا بيشتر از همان روز از او قضا شده، يا فقط يك نماز قضا از روزهاى پيش دارد چنانچه وقت وسعت دارد و ممكن است نيّت را به نماز قضا برگرداند مثلاً اگر در نماز ظهر پيش از ركوع ركعت سوم يادش بيايد كه نماز صبح آن روز قضا شده در صورتى كه وقت نماز ظهر تنگ نباشد، نيّت را به نماز صبح برگرداند و آن را دو ركعتى تمام كند بعد ظهر را بخواند، ولى اگر وقت تنگ است يا نمى تواند نيّت را به نماز قضا برگرداند مثلاً در ركوع ركعت سوم نماز ظهر يادش بيايد كه نماز صبح را نخوانده، چون اگر بخواهد نيّت نماز صبح كند يك ركوع كه ركن است زياد مى شود، نبايد نيّت را به قضاى صبح برگرداند.

 

(مسأله 1084) نماز قضا را با جماعت مى شود خواند، به شرط اين كه نماز قضاء بر ذمّه امام قطعى باشد چه نماز امام جماعت ادا باشد يا قضا و لازم نيست هر دو يك نماز را بخوانند مثلاً اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر يا عصر امام بخواند اشكال ندارد.

 

(مسأله 1085) مستحب است بچه مميز را يعنى بچه اى كه خوب و بد را مى فهمد به نماز خواندن و عبادت هاى ديگر عادت دهند.

 

نماز قضاى پدر و مادر

(مسأله 1086) اگر پدر و بنابر احتياط مادر نماز خود را به جا نياورده باشند، و مى توانسته اند قضا كنند، بر پسر بزرگترشان كه پس از فوت آنها در حال حيات است واجب است كه بعد از مرگشان به جا آورد، يا براى آنها اجير بگيرد.

 

(مسأله 1087) اگر پسر بزرگتر شك دارد كه پدر نماز و روزه قضا داشته يا نه; چيزى بر او واجب نيست.

 

(مسأله 1088) اگر پسر بزرگتر بداند كه پدرش نماز قضا داشته و شك كند كه به جا آورده يا نه، بنابر احتياط واجب بايد قضا نمايد.

 

(مسأله 1089) اگر معلوم نباشد كه پسر بزرگتر كدام است، قضاى نماز و روزه پدر بر هيچ كدام از پسرها واجب نيست. ولى احتياط مستحب آن است. كه نماز و روزه او را بين خودشان قسمت كنند، يا براى انجام آن قرعه بزنند.

 

(مسأله 1090) اگر ميت وصيت كرده باشد كه براى نماز و روزه او اجير بگيرند بعد از آنكه اجير، نماز و روزه او را به طور صحيح به جا آورد; بر پسر بزرگتر چيزى واجب نيست.

 

(مسأله 1091) اگر پسر بزرگتر بخواهد نماز پدر را بخواند، بايد به تكليف خود عمل كند. مثلاً قضاى نماز صبح و مغرب و عشاء مادرش بلند بخواند.

 

(مسأله 1092) كسى كه خودش نماز و روزه قضا دارد، اگر نماز و روزه پدر هم بر او واجب شود; هر كدام را اول به جا آورد صحيح است.

 

(مسأله 1093) اگر پسر بزرگتر موقع مرگ پدر نابالغ يا ديوانه باشد وقتى كه بالغ شد يا عاقل گرديد، بايد نماز و روزه پدر را قضا نمايد و چنانچه پيش از بالغ شدن يا عاقل شدن بميرد، پسر دوم بنابر احتياط واجب، بايد به جا آورد.

 

(مسأله 1094) اگر پسر بزرگتر پيش از آنكه نماز و روزه پدر را قضا كند بميرد; بر پسر دوم چيزى واجب نيست.

 

نماز جماعت

(مسأله 1095) مستحب است نمازهاى واجب خصوصاً نمازهاى يوميه را به جماعت بخوانند و در نماز صبح و مغرب و عشا، خصوصاً براى همسايه مسجد و كسى كه صداى اذان مسجد را مى شنود بيشتر سفارش شده است.

 

(مسأله 1096) در روايتى وارد شده است كه اگر يك نفر به امام جماعت اقتدا كند، هر ركعت از نماز آنان ثواب صد و پنجاه نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا كنند هر ركعتى ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بيشتر شوند ثواب نمازشان بيشتر مى شود تا بده نفر برسند و عده آنان كه از ده گذشت، اگر تمام آسمان ها كاغذ و درياها مركب و درخت ها قلم و جن و انس و ملائكه نويسنده شوند; نمى توانند ثواب يك ركعت آن را بنويسند.

 

(مسأله 1097) حاضر نشدن به نماز جماعت از روى بى اعتنائى جايز نيست و سزاوار نيست كه انسان بدون عذر نماز جماعت را ترك كند.

 

(مسأله 1098) مستحب است انسان صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند و نماز جماعت از نماز اول وقت كه فرادى يعنى تنها خوانده شود بهتر است. و نيز نماز جماعتى را كه مختصر بخوانند از نماز فرادى كه آن را طول بدهند بهتر مى باشد.

 

(مسأله 1099) وقتى كه جماعت بر پا مى شود مستحب است كسى كه نمازش را فرادى خوانده دوباره با جماعت بخواند. و اگر بعد بفهمد كه نماز اولش باطل بوده; نماز دوم او كافيست.

 

(مسأله 1100) نماز عيد فطر و قربان را در زمان غيبت امام(عليه السلام) مى توان با جماعت خواند و نمازهاى مستحبى را هم نمى شود به جماعت خواند، مگر نماز استسقاء كه براى آمدن باران مى خوانند.

 

(مسأله 1101) موقعى كه امام جماعت نماز يوميه مى خواند، هر كدام از نمازهاى يوميه را مى شود به او اقتدا كرد ولى اگر نماز يوميه اش را احتياطاً دوباره مى خواند، فقط در صورتى كه مأموم احتياطش با امام يكى باشد مى تواند به او اقتدا كند.

 

(مسأله 1102) اگر امام جماعت، قضاى نماز يوميه خود را مى خواند; مى شود به او اقتدا كرد و همچنين اگر نماز قضاى كسى را مى خواند كه نماز از او به طور قطعى فوت شده است.

 

(مسأله 1103) اگر انسان نداند نمازى را كه امام مى خواند نماز واجب يوميه است يا نماز مستحب، نمى تواند به او اقتدا كند.

 

شرائط نماز جماعت

در نماز جماعت چند چيز بايد رعايت شود:

 

اول: نبودن حايل

ميان امام و مأموم و همچنين ميان مأمومين نسبت به يكديگر بايد چيزى كه مانع است نباشد حتى مانند حايل شيشه اى. اگر مأموم زن باشد حايل ميان او و مردم مانع ندارد.

 

(مسأله 1104) هر گاه محراب در درون ديوار مسجد باشد، و امام در آن قرار گيرد نماز كسانى كه پشت سر امام هستند و او را مى بينند صحيح است ولى نماز كسانى كه در دو طرف صف قرار دارند و امام را نمى بينند اشكال دارد. ولى صف هاى طولانى كه پشت سر فردى يا افرادى كه امام را مى بينند قرار دارد صحيح است، هر چند امام را نبينند.

 

(مسأله 1105) اگر صف هاى جماعت تا در مسجد برسد، كسى كه در صحن مسجد مقابل در پشت صف ايستاده نمازش صحيح است و نيز نماز كسانى كه پشت سر او اقتدا مى كنند صحيح مى باشد; ولى نماز كسانى كه دو طرف او ايستاده اند و صف جلو را نمى بينند اشكال دارد.

 

(مسأله 1106) كسى كه پشت ستون ايستاده، اگر از طرف راست يا چپ به واسطه مأموم ديگر به امام متصل باشد و صف جلوتر را مى بيند نماز او صحيح است.

 

دوم: بلند نبودن محل ايستادن امام

(مسأله 1107) جاى ايستادن امام نبايد از جاى مأموم از يك وجب بلندتر باشد.

 

(مسأله 1108) اگر جاى مأموم بلندتر از جاى امام باشد در صورتى كه بلندى به مقدار متعارف زمان قديم باشد مثل آنكه امام در صحن مسجد و مأموم در پشت بام بايستد اشكال ندارد ولى اگر مثل ساختمان هاى چند طبقه اين زمان باشد كه از جماعت دور است اشكال دارد.

 

سوم: نبودن فاصله ميان مأمومين

(مسأله 1109) اگر بين كسانى كه در يك صف ايستاده اند بچه اى باشد مى توانند اقتدا كنند.

 

(مسأله 1110) بعد از تكبير امام، اگر صف جلو آماده نماز و تكبير گفتن آنان نزديك باشد كسى كه در صف بعد ايستاده، مى تواند تكبير بگويد. ولى احتياط مستحب آن است كه صبر كند تا تكبير صف جلو تمام شود.

 

(مسأله 1111) اگر بداند نماز يك صف از صف هاى جلو باطل است، در صف هاى بعد نمى تواند اقتدا كند، ولى اگر نداند نماز آنان صحيح است يا نه، مى تواند اقتدا نمايد.

 

(مسأله 1112) اگر مأموم بعد از نماز بفهمد كه امام عادل نبوده، يا به جهتى نمازش باطل بوده، مثلاً بى وضو نماز خوانده، ولى مأموم كليه واجبات نماز جز قرائت را انجام داده باشد نمازش صحيح است.

 

(مسأله 1113) اگر در بين نماز شك كند كه اقتدا كرده يا نه، چنانچه خود را در حالى ديد و اطمينان پيدا كند كه اقتدا كرده است نماز را به جماعت تمام كند و در غير اين صورت احتياط آن است كه نماز به جماعت تمام و دو مرتبه به طور فرادى بخواند.

 

(مسأله 1114) انسان در بين نماز جماعت، بدون عذر نمى تواند نيت فرادى كند خواه از اول قصد فرادى داشته باشد يا نه.

 

(مسأله 1115) اگر مأموم به واسطه عذرى بعد از حمد و سوره امام نيت فرادى كند لازم نيست حمد و سوره را بخواند، ولى اگر پيش از تمام شدن حمد و سوره نيت فرادى نمايد، بايد مقدارى را كه امام نخوانده، بخواند.

 

(مسأله 1116) اگر در بين نماز جماعت به خاطر عذرى نيت فرادى نمايد، بنابر احتياط واجب نبايد دوباره نيت جماعت كند. و اگر مردد شود كه نيّت فرادى كند يا نه و بعد تصميم بگيرد نماز را با جماعت تمام كند، نماز او اشكال دارد.

 

(مسأله 1117) اگر موقعى كه امام در ركوع است اقتدا كند و به ركوع امام برسد، اگر چه ذكر امام تمام شده باشد; نمازش به طور جماعت صحيح است و يك ركعت حساب مى شود. اما اگر به مقدار ركوع خم شود و به ركوع امام نرسد نماز را به نيت فرادى تمام كند و احتياطاً دوباره بخواند.

 

(مسأله 1118) اگر موقعى كه امام در ركوع است اقتدا كند و به مقدار ركوع خم شود و شك كند كه به ركوع امام رسيده يا نه، نمازش را به نيّت فرادى تمام كند و دوباره بخواند.

 

چهارم: مأموم جلوتر از امام نايستد

(مسأله 1119) مأموم نبايد جلوتر از امام بايستد و احتياط اين است كه مساوى نباشد بلكه كمى عقب تر بايستد.

 

(مسأله 1120) در نماز جماعت بايد بين مأموم و امام پرده و مانند آن كه پشت آن ديده نمى شود فاصله نباشد و همچنين است بين انسان و مأموم ديگرى كه انسان به واسطه او به امام متصل شده است، ولى اگر امام مرد و مأموم زن باشد; چنانچه بين آن زن و امام يا بين آن زن و مأموم ديگرى كه مرد است و زن به واسطه او به امام متصل شده است پرده و مانند آن باشد اشكال ندارد.

 

(مسأله 1121) اگر در نماز، بين مأموم و امام يا بين مأموم و كسى كه مأموم به واسطه او به امام متصل است بيشتر از يك قدم بلند فاصله پيدا شود نمازش قهراً فُرادى مى شود و صحيح است.

 

(مسأله 1122) اگر نماز همه كسانى كه در صف جلو هستند تمام شود; يا همه نيت فرادى نمايند، نماز صف بعد فرادى مى شود و بهتر است قصد فرادى نيز كنند.

 

(مسأله 1123) اگر در ركعت دوم اقتدا كند، قنوت و تشهد را با امام مى خواند و احتياط آن است كه موقع خواندن تشهد نيم خيز بنشيند يعنى انگشتان دست و سينه پا را بزمين بگذارد و زانوها را بلند كند، و بايد بعد از تشهد با امام برخيزد و حمد و سوره را بخواند، و اگر براى سوره وقت ندارد، حمد را تمام كند و در ركوع يا سجده خود را به امام برساند و اگر مى داند كه به امام در ركوع نمى رسد نيت فرادى كند و نمازش صحيح است.

 

(مسأله 1124) اگر موقعى كه امام در ركعت دوم نماز چهار ركعتى است اقتدا كند; بايد در ركعت دوم نمازش كه ركعت سوم امام است بعد از دو سجده بنشيند و تشهد را به مقدار واجب بخواند و برخيزد و چنانچه براى گفتن سه مرتبه تسبيحات وقت ندارد، يك مرتبه بگويد و در ركوع خود را به امام برساند و اگر نرسيد نماز او فرادى مى شود.

 

(مسأله 1125) اگر امام در ركعت سوم يا چهارم باشد و مأموم بداند كه اگر اقتدا كند و حمد را بخواند به ركوع امام نمى رسد، بنا بر احتياط واجب بايد صبر كند تا امام به ركوع رود; بعد اقتدا نمايد.

 

(مسأله 1126) اگر در ركعت سوم يا چهارم امام اقتدا كند، بايد حمد و سوره را بخواند و اگر براى سوره وقت ندارد، بايد حمد را تمام كند و در ركوع خود را به امام برساند، ولى اگر در ركوع به امام نرسيد نماز او فرادى مى شود.

 

(مسأله 1127) كسى كه مى داند اگر سوره را بخواند در ركوع به امام نمى رسد، بايد سوره را نخواند ولى اگر خواند و به ركوع امام نرسيد نماز را به صورت فرادى تمام كند و دوباره بخواند.

 

(مسأله 1128) كسى كه اطمينان دارد كه اگر سوره را شروع كند يا تمام نمايد به ركوع امام مى رسد; احتياط واجب آن است كه سوره را شروع كند، يا اگر شروع كرده تمام نمايد.

 

(مسأله 1129) كسى كه يقين دارد، اگر سوره را بخواند به ركوع امام مى رسد، چنانچه سوره را بخواند و به ركوع نرسد نماز را به صورت فرادى تمام كند و دوباره بخواند.

 

(مسأله 1130) اگر امام ايستاده باشد و مأموم نداند كه در كدام ركعت است مى تواند اقتدا كند، ولى بايد حمد و سوره را به قصد قربت بخواند و اگرچه بعد بفهمد كه امام در ركعت اول يا دوم بوده، نمازش صحيح است.

 

(مسأله 1131) اگر به خيال اينكه امام در ركعت اول يا دوم است، حمد و سوره نخواند و بعد از ركوع بفهمد كه در ركعت سوم يا چهارم بوده، نمازش صحيح است. ولى اگر پيش از ركوع بفهمد; بايد حمد و سوره را بخواند و اگر وقت ندارد، فقط حمد را بخواند و در ركوع خود را به امام برساند و اگر در ركوع نرسيد قصد فرادى كند.

 

(مسأله 1132) اگر به خيال اينكه امام در ركعت سوم يا چهارم است حمد و سوره بخواند و پيش از ركوع يا بعد از آن بفهمد كه در ركعت اول يا دوم بوده، نمازش صحيح است.

 

(مسأله 1133) اگر موقعى كه مشغول نماز مستحبى است جماعت بر پا شود، چنانچه اطمينان ندارد كه اگر نماز را تمام كند به جماعت برسد، مستحب است نماز را رها كند و مشغول نماز جماعت شود. بلكه اگر اطمينان نداشته باشد كه به ركعت اول برسد مستحب است به همين دستور رفتار نمايد.

 

(مسأله 1134) اگر موقعى كه مشغول نماز سه ركعتى يا چهار ركعتى است جماعت بر پا شود. چنانچه وارد ركعت، شده و اطمينان ندارد كه اگر نماز را تمام كند به جماعت برسد، مستحب است به نيت نماز مستحبى نماز را دو ركعتى تمام كند و خود را به جماعت برساند.

 

(مسأله 1135) اگر نماز امام تمام شود و مأموم مشغول تشهد يا سلام اول باشد، لازم نيست فرادى كند.

 

(مسأله 1136) كسى كه يك ركعت از امام عقب مانده وقتى امام تشهد ركعت آخر را مى خواند نيم خيز بنشيند و صبر كند تا امام تشهد نماز را بگويد و بعد برخيزد.

 

شرائط امام جماعت

(مسأله 1137) امام جماعت بايد بالغ و عاقل و عادل و حلال زاده باشد و نماز را به طور صحيح بخواند ونيز اگر مأموم مرد است امام او هم بايد مرد باشد و اقتدا كردن بچه مميز كه خوب و بد را مى فهمد به بچه مميّز ديگر مانعى ندارد و احتياط مستحب آن است كه امام زن نيز مرد باشد.

 

(مسأله 1138) امامى را كه عادل مى دانسته، اگر شك كند به عدالت خود باقى است يا نه، مى تواند به او اقتدا نمايد.

 

(مسأله 1139) كسى كه ايستاده نماز مى خواند، نمى تواند به كسى كه نشسته يا خوابيده نماز مى خواند اقتدا كند. و كسى كه نشسته نماز مى خواند، نمى تواند به كسى كه خوابيده نماز مى خواند، اقتدا نمايد.

 

(مسأله 1140) هر كس نماز خود را به سبب عذرى، ناقص مى خواند نمى تواند امام جماعت براى ديگران باشد مگر در يك مورد و آن اگر امام جماعت به واسطه عذرى با تيمم يا وضوى جبيره اى نماز بخواند، مى شود به او اقتد كرد.

 

(مسأله 1141) اگر امام مرضى دارد كه نمى تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند نمى شود به او اقتدا كرد.

 

(مسأله 1142) بنابر احتياط واجب كسى كه مرض خوره يا پيسى دارد، نبايد امام جماعت شود.

 

احكام جماعت

(مسأله 1143) موقعى كه مأموم نيت مى كند; بايد امام را معين نمايد. ولى دانستن اسم او لازم نيست، مثلاً اگر نيت كند اقتدا مى كنم به امام حاضر نمازش صحيح است.

 

(مسأله 1144) مأموم بايد غير از حمد و سوره همه چيز نماز را خودش بخواند، ولى اگر ركعت اول يا دوم او ركعت سوم يا چهارم امام باشد، بايد حمد و سوره را بخواند.

 

(مسأله 1145) اگر مأموم در ركعت اول و دوم نماز صبح و مغرب و عشا صداى حمد و سوره امام را بشنود، اگرچه كلمات را تشخيص ندهد، بايد حمد و سوره را نخواند و اگر صداى امام را نشنود مستحب است حمد و سوره بخواند ولى بايد آهسته بخواند و چنانچه سهواً بلند بخواند اشكال ندارد.

 

(مسأله 1146) اگر مأموم سهواً حمد و سوره بخواند، يا خيال كند صدائى را كه مى شنود صداى امام نيست و حمد و سوره بخواند و بعد بفهمد صداى امام بوده، نمازش صحيح است.

 

(مسأله 1147) اگر شك كند كه صداى امام را مى شنود يا نه، يا صدائى بشنود و نداند صداى امام است يا صداى كس ديگر بنابر احتياط حمد و سوره نخواند.

 

(مسأله 1148) مأموم بايد در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصر حمد و سوره نخواند و مستحب است به جاى آن ذكر بگويد.

 

(مسأله 1149) مأموم نبايد تكبيرة الاحرام را پيش از امام بگويد بلكه احتياط واجب آن است كه تا تكبير امام تمام نشده تكبير نگويد.

 

(مسأله 1150) اگر مأموم پيش از امام عمداً هم سلام دهد بايد قصد فرادى كند و نمازش صحيح است.

 

(مسأله 1151) اگر مأموم غير از تكبيرة الاحرام و سلام، چيزهاى ديگر نماز را پيش از امام بگويد اشكال ندارد. ولى اگر آنها را بشنود، احتياط مستحب آن است كه پيش از امام نگويد.

 

(مسأله 1152) مأموم بايد غير از آنچه در نماز خوانده مى شود، كارهاى ديگر آن، مانند ركوع و سجود را با امام يا كمى بعد از امام به جا آورد. و اگر عمداً پيش از امام يا مدتى بعد از امام انجام دهد، نماز او فرادى مى شود.

 

(مسأله 1153) اگر سهواً پيش از امام سر از ركوع بردارد، چنانچه امام در ركوع باشد، بايد به ركوع برگردد و با امام سر بردارد و در اين صورت زياد شدن ركوع كه ركن است نماز را باطل نمى كند ولى اگر به ركوع برگردد و پيش از آنكه به ركوع برسد، امام سر بردارد احتياط آن است كه نماز را تمام كند سپس اعاده نمايد.

 

(مسأله 1154) اگر اشتباهاً سر بردارد و ببيند امام در سجده است بايد به سجده برگردد.

 

(مسأله 1155) اگر اشتباهاً سر از ركوع يا سجده بردارد و سهواً يا به خيال اينكه به امام نمى رسد، به ركوع يا سجده نرود، نمازش صحيح است.

 

(مسأله 1156) اگر سهواً پيش از امام به ركوع رود و طورى باشد كه اگر سر بردارد به مقدارى از قرائت امام مى رسد، چنانچه سر بردارد و با امام به ركوع رود نمازش صحيح است.

 

(مسأله 1157) اگر سهواً پيش از امام به ركوع رود و طورى باشد كه اگر برگردد به چيزى از قرائت امام نمى رسد، بهتر است قصد فرادى كند.

 

(مسأله 1158) اگر پيش از امام به سجده رود، بهتر است قصد فرادى كند و اگر در اين مسأله و مسأله پيش صبر كند تا امام به او برسد، يا سر بردارد و با امام به ركوع برود و يا سجده كند، دو مرتبه نماز خود را اعاده كند.

 

(مسأله 1159) اگر امام در ركعتى كه قنوت ندارد اشتباهاً قنوت بخواند، يا در ركعتى كه تشهد ندارد اشتباهاً مشغول خواندن تشهد شود مأموم نبايد قنوت و تشهد را بخواند ولى نمى تواند پيش از امام به ركوع رود، يا پيش از ايستادن امام بايستد بلكه بايد صبر كند تا قنوت و تشهد امام تمام شود و بقيه نماز را با او بخواند.

next page

fehrest page

back page

 
 
https://www.aviny.com/Ahkam/ResalehSobhani/resale10.aspx?&mode=print
Copyright © 2003-2013 - AVINY.COM - All Rights Reserved