next page

fehrest page

back page

احكام وقف

مسئله 2198- اگر كسى كه رشيد است و مى‏تواند در مال خود تصرّف كند (محجور و سفيه نيست) با قصد و اختيار چيزى را در راه خدا وقف كند از ملك او خارج مى‏شود و براى آن كار متعيّن مى‏شود.

مسئله 2199- لازم نيست صيغه وقف را به عربى بخوانند، بلكه اگر مثلاً بگويد اين ملك را مسجد نمودم وقف صحيح است بلكه صيغه وقف هم لازم نيست پس اگر به قصد وقف ملكى را مسجد نمايد وقف صحيح است. و محتاج به قبول هم نيست ولى تحويل مورد وقف به كسى كه براى او وقف شده لازم است، و اگر تحويل ندهد گرچه صيغه هم خوانده باشد وقف محقق نمى‏شود بنابراين تا در آن ملك نماز خوانده نشده آن ملك مسجد نمى‏شود و اگر چيزى را بر اولاد صغير خود وقف كند و به قصد اينكه آن چيز ملك آنان شود از طرف آنان نگه‏دارى نمايد وقف صحيح است.

مسئله 2200- وقف لازم نيست هميشگى يا از موقع خواندن صيغه باشد بلكه مى‏تواند بگويد اين مال تا ده سال وقف باشد يا بعد از مردن من وقف باشد.

مسئله 2201- اگر مالى را براى اشخاصى كه بعضى از آنها به دنيا آمده‏اند وقف كند وقف صحيح است و آنها كه به دنيا نيامده‏اند بعد از آمدن به دنيا با ديگران شريك مى‏شوند و همچنين اگر مالى را فقط براى كسانى كه به دنيا نيامده‏اند وقف كند نيز صحيح است.

مسئله 2202- اگر چيزى را بر خودش وقف كند مثل آنكه دكانى را وقف كند كه عايدى آن را بعد از مرگ او خرج مقبره‏اش نمايند صحيح است و نيز اگر مثلاً مالى را بر فقرا وقف كند و خودش فقير شود مى‏تواند از منافع وقف استفاده نمايد.

مسئله 2203- اگر براى چيزى كه وقف كرده متولّى معيّن كند بايد مطابق قرارداد او رفتار نمايند و اگر معيّن نكند اختيار با حاكم شرع است مگر آن كه بر افراد مخصوصى وقف كرده باشد كه در اين صورت در استفاده از وقف اجازه حاكم شرع لازم نيست.

مسئله 2204- اگر متولّى وقف ملك را اجاره داده باشد و بميرد، اجاره باطل نمى‏شود، ولى اگر كسانى كه ملك بر آنها وقف شده آن را اجاره دهند و بميرند در صورتى اجاره صحيح است كه ديگران آن را اجازه دهند.

مسئله 2205- اگر متولّى وقف بميرد يا خيانت كند و يا از عهده اداره وقف برنيايد بايد مراجعه به حاكم شرع شود تا حاكم شرع متولّى يا ناظر معيّن نمايد.

مسئله 2206- فرش يا چيز ديگرى را كه براى جايى وقف كرده‏اند مى‏شود براى آنچه وقف شده در جاى ديگر مصرف كنند مگر اينكه وقف مخصوص آنجا باشد.

مسئله 2207- هر جا كه حاكم شرع فروش يا تبديل وقف را صلاح بداند مى‏تواند وقف را تبديل نمايد و يا بفروشد نظير اينكه مالى را كه وقف كرده‏اند بدون استفاده بماند و يا به طورى خراب شود كه نتوانند استفاده‏اى را كه مال براى آن وقف شده از آن ببرند، يا بين كسانى كه مال را براى آنان وقف كرده‏اند اختلاف پيدا شود و خوف آن برود كه مال يا جانى تلف شود.

مسئله 2208- اگر ملكى را مثلاً براى تعمير مسجدى وقف نمايند، چنانچه آن مسجد احتياج به تعمير ندارد با اذن حاكم شرع عايدات آن، در غير تعمير، يا تعمير مسجد ديگر و مانند اينها مصرف مى‏شود.

مسئله 2209- اگر ملكى را وقف كند كه عايدى آن خرج چند چيز شود، در صورتى كه نداند كه براى هر يك چه مقدار معيّن شده، بايد با اذن حاكم شرع تعيين مقدار شود.

مسئله 2210- مؤسّساتى كه داراى شخصيت حقوقى است اگر افرادى كه آن مؤسّسه را تشكيل داده‏اند آن را از ملك خود بيرون كنند، و يا چيزى را به آن مؤسّسه تمليك كنند، ملك آن مؤسّسه مى‏شود و بايد مطابق اساسنامه آن مؤسّسه عمل شود و وقف نيست و احكام وقف را ندارد.

مسئله 2211- متولّى وقف مى‏تواند فرش مسجد يا كتابهاى كتابخانه و مانند اينها را كه آن مسجد و آن كتابخانه احتياج ندارد يا بلا استفاده مانده است تبديل نمايد و يا بفروشد و اگر آن مسجد يا كتابخانه و مانند آنها متولّى ندارد با اجازه حاكم شرع مى‏توانند آن كار را انجام دهند.

مسئله 2212- اگر جايى را وقف كنند زير زمين به اندازه متعارف و بالاى ساختمان به اندازه متعارف خود به خود وقف مى‏شود مگر اينكه تعيين كند كه چه مقدار وقف است بنابراين مى‏تواند زيرزمينى را دستشويى و طبقه اوّل آن را مسجد و طبقات ديگر را ملك شخصى يا كتابخانه يا غير اينها قرار دهد.

 

احكام وصيّت

مسئله 2213- وصيّت آن است كه انسان سفارش كند بعد از مرگش براى او كارهايى انجام دهند، يا بگويد بعد از مرگش چيزى از مال او ملك كسى باشد يا براى اولاد خود و كسانى كه اختيار آنان با اوست قيّم و سرپرست معيّن كند و كسى را كه به او وصيّت مى‏كنند وصى مى‏گويند.

مسئله 2214- كسى كه وصيّت مى‏كند بايد رشيد باشد و از روى قصد و اختيار وصيّت كند و اگر مى‏خواهد نسبت به اموالش وصيّت كند بايد حاكم شرع او را از تصرّف در اموالش جلوگيرى نكرده باشد.

مسئله 2215- كسى كه اسباب قتل خود را فراهم كرده است مثلاً عمداً سمّى خورده است اگر بعد از آن راجع به اموالش وصيّت كند صحيح نيست ولى اگر قبل از خودكشى وصيّت كرده صحيح است چنانكه راجع به غير اموالش چه قبل از آن عمل و چه بعد از آن اگر وصيّت كند صحيح است.

مسئله 2216- اگر انسان وصيّت كند كه چيزى به كسى بدهند، در صورتى آن كس آن چيز را مالك مى‏شود كه آن را قبول كند.

مسئله 2217- وقتى انسان نشانه‏هاى مرگ را در خود ديد، بايد اگر امانتى نزد او هست به صاحبش برگرداند و اگر به مردم بدهكار است يا واجبى نظير نماز و حجّ و خمس و زكات و مانند اينها بر ذمّه اوست بايد بپردازد يا وصيّت كند، و اگر مالى نزد كسى دارد يا در جايى پنهان كرده بايد اطلاع دهد و نيز در صورتى كه فرزند صغير دارد و حقّ آنان در معرض خطر است بايد براى آنان قيّم معيّن نمايد.

مسئله 2218- وصى بايد شيعه و بالغ و عاقل و مورد اطمينان باشد.

مسئله 2219- اگر كسى چند وصى يا چند وصى و ناظر براى خود معيّن كند بايد با نظر يكديگر به وصيّت او عمل نمايند و اگر اختلاف در ميان آنها افتاد بايد به حاكم شرع مراجعه نمايند.

مسئله 2220- اگر انسان به واسطه گفتن يا انجام دادن كارى از وصيّت خود برگردد وصيّت باطل مى‏شود، همينطور اگر وصيّت خود را تغيير دهد وصيّت اوّلش باطل مى‏شود و بايد به وصيّت دوّم او عمل نمايند.

مسئله 2221- اگر كسى در مرضى كه به آن مرض مى‏ميرد مالش را به كسى ببخشد يا بفروشد بخشش و فروش او صحيح است.

مسئله 2222- انسان بيش از ثلث اموالش نمى‏تواند وصيّت كند و چنانچه زيادتر از ثلث وصيّت نمايد زيادى آن محتاج به اذن ورثه است، خواه قبل از مردن اذن دهند يا بعد از مردن.

مسئله 2223- اگر انسان بعد از مردن كسى بفهمد كه او را وصى خود كرده در صورتى كه مشقّت نداشته باشد بايد وصيّت او را انجام دهد و مى‏تواند ديگرى را از طرف خود وكيل نمايد.

مسئله 2224- اگر وصى بميرد يا ديوانه شود يا كافر شود يا نتواند كارهاى ميّت را انجام دهد حاكم شرع يك نفر را به جاى او معيّن مى‏كند.

مسئله 2225- وصى امين است و اگر بگويد به وصيّت عمل كردم قول او پذيرفته مى‏شود و چنانچه مال در دست او تلف شود اگر زياده روى يا كوتاهى ننموده باشد ضامن نيست.

مسئله 2226- واجبات مالى نظير بدهكارى و خمس و زكات و حجّ از اصل مال برداشته مى‏شود گرچه ميّت براى آنها وصيّت نكرده باشد امّا واجبات بدنى نظير نماز و روزه از اصل مال برداشته نمى‏شود و سزاوار است كه ورثه ميّت را برى الذمّه نمايند گرچه مال هم نداشته باشد.

مسئله 2227- هرگاه كسى وصيّتهاى متعدد براى كارهاى مختلف بنمايد و نگفته باشد از ثلث بردارند بايد واجبات مالى او را نظير بدهى از اصل مال بردارند و واجبات بدنى او را نظير نماز و روزه از ثلث مال بردارند و اگر ثلث زياد آمد به بقيه وصيّت عمل نمايند ولى اگر وصيّت كرده باشد كه از ثلث بردارند بايد اوّل واجبات مالى او را از ثلث بدهند و اگر زياد آمد واجبات بدنى او را بدهند و اگر زياد آمد به بقيه وصيّت عمل نمايند.

مسئله 2228- اگر كسى بگويد كه ميّت وصيّت كرده فلان مبلغ به من بدهند يا بگويد من وصى ميّتم كه مال او را به مصرفى برسانم يا ميّت مرا قيّم بچه‏هاى خود قرار داده، چنانچه از گفته او اطمينان حاصل شود بايد به او بدهند و اگر اطمينان حاصل نشود بايد مراجعه به حاكم شرع شود.

مسئله 2229- اگر وصيّت كند چيزى به كسى بدهند و آن كس پيش از وصيّت كننده بميرد وصيّت باطل مى‏شود، و اگر بعد از وصيّت كننده و پيش از آنكه قبول كند يا رد نمايد، بميرد، مال منتقل به ورثه او مى‏شود در صورتى كه ورثه آن وصيّت را رد نكنند.

 

كسانى كه از ميّت ارث مى‏برند

 ارث دسته اوّل: پدر و مادر و اولاد ميت، و با نبودن اولاد، اولاد اولاد هر چه پايين روند.

مسئله 2230- اگر وارث ميّت يك پسر يا يك دختر باشد، همه مال ميّت به او مى‏رسد و اگر چند پسر يا چند دختر باشند مال به طورى بين آنان قسمت مى‏شود كه هر پسرى دو برابر دختر ببرد.

مسئله 2231- اگر ميّت اولاد نداشته باشد، نوه پسرى او گرچه دختر باشد سهم پسر ميّت را مى‏برد و نوه دخترى او گرچه پسر باشد سهم دختر ميّت را مى‏برد بنابراين مال را سه قسمت مى‏كنند يك قسمت را به نوه دخترى و دو قسمت را به نوه پسرى مى‏دهند و نوه دخترى يا پسرى اگر متعدد باشند هر كدام سهمى كه به آنها مى‏رسد طورى قسمت مى‏كنند كه هر پسرى دو برابر دختر ارث ببرد.

مسئله 2232- اگر شخصى بميرد و وارث او پدرش باشد همه مال ميّت به او مى‏رسد و همچنين است اگر وارث او مادرش باشد، و اگر پدر و مادر هر دو باشند يك قسمت مال ميّت به مادر و دو قسمت آن به پدر مى‏رسد به شرطى كه ميّت دو برادر پدرى يا چهار خواهر يا يك برادر و دو خواهر پدرى نداشته باشد چون اگر اينها موجود باشند مادر شش يك مال را مى‏برد و بقيه به پدر مى‏رسد.

مسئله 2233- اگر ميّت اولاد داشته باشد، هر كدام از پدر و مادر يك ششم مال را مى‏برند مگر در سه صورت:

 اوّل: صورتى كه وارث ميّت پدر و مادر و يك دختر باشد كه در اين صورت مال را پنج قسمت مى‏كنند پدر و مادر هر كدام يك قسمت و دختر سه قسمت آن را مى‏برد به شرطى كه ميّت دو برادر يا چهار خواهر يا يك برادر و دو خواهر نداشته باشد چون اگر اينها موجود باشند مال را شش قسمت مى‏كنند پدر و مادر هر كدام يك قسمت و دختر سه قسمت مى‏برد، و يك قسمت باقى مانده را چهار قسمت مى‏كنند يك قسمت را پدر و سه قسمت را دختر مى‏برد.

 دوّم: صورتى كه وارث ميّت پدر يا مادر و يك دختر باشند كه در اين صورت مال را چهار قسمت مى‏كنند يك قسمت آن را پدر يا مادر و بقيه را دختر مى‏برد.

 سوّم: صورتى كه وارث ميّت فقط پدر يا مادر و چند دختر باشند كه در اين صورت مال را پنج قسمت مى‏كنند يك قسمت را پدر يا مادر و چهار قسمت را دخترها به طور مساوى بين خودشان قسمت مى‏كنند.

 ارث دسته دوّم: جد يعنى پدر بزرگ و جده يعنى مادر بزرگ و برادر و خواهر ميّت است و اگر برادر و خواهر نداشته باشد اولادشان ارث مى‏برند، در صورتى كه از دسته اوّل كسى نباشد.

مسئله 2234- اگر وارث ميّت فقط يك برادر يا يك خواهر باشد همه مال به او مى‏رسد و اگر چند برادر يا چند خواهر پدر و مادرى يا پدرى تنها، يا مادرى تنها باشند مال به طور مساوى بين آنان قسمت مى‏شود و اگر برادر و خواهر با هم باشند هر برادرى دو برابر خواهر مى‏برد مگر برادر و خواهر مادرى كه فقط اينها به طور مساوى مال را بين خود تقسيم مى‏كنند و با بودن برادر و خواهر پدر و مادرى برادر و خواهر پدرى ارث نمى‏برند.

مسئله 2235- اگر ميّت برادر و خواهر پدر و مادرى يا پدرى تنها و يك برادر و يا خواهر مادرى داشته باشد مال را شش قسمت مى‏كنند يك قسمت آن را به برادر يا خواهر مادرى و بقيه را به برادر و خواهر پدر و مادرى يا پدرى مى‏دهند و اگر چند برادر و خواهر مادرى باشند مال را سه قسمت مى‏كنند يك قسمت آن را برادر و خواهر مادرى به طور مساوى بين خودشان قسمت مى‏كنند و بقيه را به برادر و خواهر پدر و مادرى يا پدرى مى‏دهند و هر برادرى دو برابر خواهر مى‏برد.

مسئله 2236- اگر ميّت خواهر و برادر نداشته باشد سهم ارث آنان را به اولادشان مى‏دهند و سهم برادرزاده و خواهرزاده مادرى به طور مساوى بين آنان قسمت مى‏شود و از سهمى كه به برادرزاده و خواهرزاده پدرى يا پدر و مادرى مى‏رسد هر پسرى دو برابر دختر مى‏برد.

مسئله 2237- اگر وارث ميّت جد يا جده باشد تمام مال به او مى‏رسد، خواه پدرى باشد يا مادرى، و اگر جد و جده باهم باشند چنانچه هردو مادرى باشند مال را به طور مساوى تقسيم مى‏كنند و اگر پدرى باشند جد دو برابر جده مى‏برد، و اگر هم پدرى و هم مادرى باشند يك قسمت به جدّ و جدّه مادرى مى‏رسد كه به طور مساوى تقسيم مى‏كنند و دو قسمت ديگر به جدّ و جدّه پدرى مى‏رسد كه جد دو برابر جده مى‏برد، و اگر يك جد يا جده پدرى و يك جد يا جده مادرى باشد دو قسمت را جد يا جده پدرى و يك قسمت را جد يا جده مادرى مى‏برد.

مسئله 2238- اگر وارث ميّت جد يا جده، يا هر دو با برادر يا خواهر يا هر دو، يا برادرزاده يا خواهرزاده يا هر دو باشد در همه اين صورتها جد حكم يك برادر و جده حكم يك خواهر را دارد، ولى مانع از ارث برادرزاده و خواهرزاده نمى‏شود.

 ارث دسته سوّم: عمو و عمه و دايى و خاله و اولاد آنان هستند در صورتى كه از طبقه اوّل و دوّم كسى نباشد.

مسئله 2239- اگر وارث ميّت يك عمو يا يك عمه باشد همه مال به او مى‏رسد و اگر چند عمو يا چند عمه باشند مال به طور مساوى بين آنان قسمت مى‏شود و اگر عمو و عمه هر دو باشند و همه پدر و مادرى يا همه پدرى باشند عمو دو برابر عمه مى‏برد و اگر همه مادرى باشند به طور مساوى بين آنان قسمت مى‏شود. و با بودن عمو و عمه پدر و مادرى و دايى و خاله پدر و مادرى عمو و عمه پدرى و دايى و خاله پدرى ارث نمى‏برند.

مسئله 2240- اگر وارث ميّت عمو و عمه پدر و مادرى و عمو و عمه مادرى باشد، اگر از خويشان مادرى يك نفر باشد سدس )يك ششم( مال به او تعلق دارد و اگر بيشتر از يك نفر باشد ثلث مال به او تعلق دارد كه به طور مساوى بين خود قسمت مى‏كنند، و بقيه به خويشان پدر و مادرى تعلق دارد و مرد دو برابر زن مى‏برد.

مسئله 2241- اگر وارث ميّت فقط يك دايى يا يك خاله باشد همه مال به او مى‏رسد و اگر هم دايى و هم خاله باشند، خواه پدر و مادرى باشند يا مادرى يا پدرى، مال را به طور مساوى بين خود قسمت مى‏كنند.

مسئله 2242- اگر وارث ميّت دايى و خاله پدر و مادرى يا خاله و دايى مادرى باشند، خويشان مادر يك ششم )سدس( مى‏برند اگر يك نفر باشند، و اگر متعدد باشند ثلث مال را به طور مساوى بين خود قسمت مى‏كنند و بقيه به خويشان پدر و مادرى تعلّق دارد كه به طور مساوى بين خود قسمت مى‏كنند.

مسئله 2243- اگر وارث ميّت عمو و عمه‏ها با دايى و خاله‏ها باشند مال سه قسمت شده دو قسمت به عمو و عمه‏ها و يك قسمت به دايى و خاله‏ها مى‏رسد كه اين يك سهم را به طور مساوى بين خود تقسيم مى‏كنند و عمو و عمه‏ها اگر پدرى يا پدر و مادرى باشند آن دو سهم را طورى تقسيم مى‏كنند كه عمو دو برابر عمه ببرد، و اگر مادرى باشند به طور مساوى بين خود قسمت مى‏كنند.

مسئله 2244- اگر ميّت عمو و عمه و دايى و خاله نداشته باشد، مقدارى كه به عمو و عمه مى‏رسد به اولاد آنان، و مقدارى كه به دايى و خاله مى‏رسد به اولاد آنان داده مى‏شود.

 

ارث زن و شوهر

مسئله 2245- اگر زن دائم بميرد و اولاد نداشته باشد نصف همه مال را شوهر او مى‏برد و اگر اولاد داشته باشد يك چهارم مال او را شوهر مى‏برد. و اگر مرد بميرد و اولاد نداشته باشد زن دائم او يك چهارم مال او را مى‏برد و اگر اولاد داشته باشد يك هشتم مال را مى‏برد. و زن از مطلق ما يملك زوج ارث مى‏برد. ولى از خانه مسكونى قيمت آن را ارث مى‏برد و از عين خانه ارث نمى‏برد. اما اگر زن از ميّت بچّه دارد، سزاوار است از عين خانه به او ارث دهند.

مسئله 2246- اگر ميّت بيش از يك زن دائم داشته باشد يك چهارم مال يا يك هشتم مال به طور مساوى بين آنان قسمت مى‏شود، گرچه شوهر با هيچ يك از آنان يا بعض آنان نزديكى نكرده باشد، ولى اگر در مرضى كه به آن مرض از دنيا رفته زنى را عقد كرده و با او نزديكى نكرده است، آن زن از او ارث نمى‏برد و حقّ مهر هم ندارد، ولى اگر زن در حال مرض شوهر كند و به همان مرض بميرد شوهرش گرچه با او نزديكى نكرده باشد از او ارث مى‏برد.

مسئله 2247- اگر زن را طلاق رجعى بدهند و در بين عدّه يكى از زن يا شوهر بميرد، از يكديگر ارث مى‏برند.

مسئله 2248- اگر شوهر در حال مرض عيالش را طلاق دهد و پيش از گذشتن يك‏سال قمرى در همان مرض بميرد، اگر زن شوهر ديگر نكرده باشد و طلاق به تقاضاى او نباشد از مرد ارث مى‏برد.

مسئله 2249- آنچه كه مرد براى استفاده زن گرفته است نظير لباس و زيور آلات و مانند اينها، بعد از مردن شوهر، جزو مال شوهر است.

مسئله 2250- قرآن و انگشتر و سلاح و لباس ميّت چنانچه مورد استعمال ميّت باشد مال پسر بزرگتر است.

مسئله 2251- چيزهايى كه از اصل مال برداشته مى‏شود نظير قرض و مانند آن بايد از آن چهار چيز هم به نسبت بردارند.

مسئله 2252- مسلمان از كافر ارث مى‏برد ولى كافر از مسلمان ارث نمى‏برد ولى اگر كافر بميرد و وارث مسلمان نداشته باشد كافر از او ارث مى‏برد و اگر همه ورّاث مسلمان كافر باشند ارث او مال حاكم شرع است.

مسئله 2253- اگر كسى يكى از خويشان خود را عمداً يا به شبه عمد بكشد از او ارث نمى‏برد ولى اگر از روى خطا باشد از او ارث مى‏برد ولى از ديه قتل ارث نمى‏برد.

مسئله 2254- در صورتى كه ميّت بچه‏اى داشته باشد كه در شكم مادر است اگر در طبقه او وارث ديگرى نباشد بايد صبر كنند، هرگاه زنده به دنيا آمد همه ارث به او مى‏رسد ولى اگر در طبقه او وارث ديگرى هم باشد بايد هنگام تقسيم، سهم دو پسر را براى او كنار بگذارند و چنانچه مثلاً يك پسر يا يك دختر به دنيا آمد زيادى را ورثه بين خودشان تقسيم مى‏كنند و چنانچه بيشتر از دو پسر به دنيا بيايد سهم او از ورثه ديگر گرفته مى‏شود.

مسئله 2255- حقوقى را كه به خانواده افراد بازنشسته مى‏دهند اگر از زمان خدمتشان پس‏انداز شده باشد جزو تركه ميّت است و به همه ورثه مى‏رسد و آنچه را از طرف خود اداره به عنوان اعانت و كمك مى‏دهند به هركس بدهند مال اوست.

مسئله 2256- اگر دو نفر يا چند نفر كه از هم ارث مى‏برند به سبب حادثه‏اى نظير غرق يا زلزله يا تصادف اتومبيل و مانند اينها بميرند و معلوم نباشد كداميك از آنها جلوتر مرده است هر يك از ديگرى نسبت به آنچه كه قبل از مردن داشته‏اند ارث مى‏برند و آنچه را كه از يكديگر ارث برده‏اند به ورثه آنان منتقل مى‏شود.

مسئله 2257- كسى كه مفقود الاثر شده است راجع به ارث بردن او يا تقسيم اموال او بايد به حاكم شرع مراجعه شود تا حاكم شرع تعيين وظيفه نمايد، همينطور اگر يكى از خويشان او بميرد در سهم ارث او بايد به حاكم شرع مراجعه شود.

مسئله 2258- اگر زنى بميرد و وراثى غير از شوهر نداشته باشد همه مال او به شوهر مى‏رسد و اگر مردى بميرد و وراثى غير از زن نداشته باشد يك چهارم مال به زن مى‏رسد، و بقيه مال حاكم شرع است، و اگر كسى بميرد و اصلاً وارث نداشته باشد همه ارث او مال حاكم شرع است.

next page

fehrest page

back page

 
 
https://old.aviny.com/Ahkam/ResalehMazaheri/resale35.aspx?&mode=print
Copyright © 2003-2013 - AVINY.COM - All Rights Reserved