حدیث

7204

ابن شهر آشوب :
كانَ النَّبىّ صلی الله علیه و آله قَبْلَ الْمَبْعَثِ مَوْصُوفاً بِعِشْرِينَ خَصْلَةً مِنْ خِصَالِ الْأَنْبِيَاءِ لَوِ انْفَرَدَ وَاحِدٌ بِأَحَدِهَا لَدَلَّ عَلَى جَلَالِهِ فَكَيْفَ مَنِ اجْتَمَعَتْ فِيهِ كَانَ نَبِيّاً أَمِيناً صَادِقاً حَاذِقاً أَصِيلًا نَبِيلًا مَكِيناً فَصِيحاً عَاقِلًا فَاضِلًا عَابِداً زَاهِداً سَخِيّاً كَمِيّاً قَانِعاً مُتَوَاضِعاً حَلِيماً رَحِيماً غَيُوراً صَبُوراً مُوَافِقاً مُرَافِقاً لَمْ يُخَالِطْ مُنَجِّماً وَ لَا كَاهِناً وَ لَا عَيَّافا

رسول اكرم صلی الله علیه و آله پيش از مبعوث شدن، بيست خصلت از خصلت‏هاى پيامبران را دارا بودند، كه اگر كسى يكى از آنها را داشته باشد، دليل عظمت اوست؛ چه رسد به كسى كه همه آنها را دارا باشد، آن حضرت پيامبرى امين، راستگو، ماهر، اصيل، شريف، استوار، سخنور، عاقل، با فضيلت، عابد، زاهد، سخاوتمند، دلير و با شهامت، قانع، متواضع، بردبار، مهربان، غيرتمند، صبور، سازگار، و نرم‏خو بودند و با هيچ منجّم (قائل به تأثير ستارگان)، غيب‏گو و پيش‏گويى هم‏نشين نبودند.

مناقب (ابن شهر آشوب) ج 1، ص 123

7205

امام على عليه السلام :
مَن کَرُمَت عَلَیهِ نَفسُهُ هانت عَلَیهِ شَهوَتُهُ
هر که برای خود احترام قائل باشد خواهشهای نفسانیش در نظر او بی ارزش می شود.

نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 555 ، ح 449
 

7206

حضرت فاطمه (س):
أَزْهَدُ النَّاسِ مَنْ تَرَكَ الْحَرَامَ أَشَدُّ النَّاسِ اجْتِهَاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ.

زاهد ترین مردم کسی است که حرام را وانهد، کوشاترین مردم تارک گناهان است.

تحف العقول ص 489
 

7207

امام على عليه السلام :

عَظِّموا أقدارَكُم بِالتَّغافُلِ عَنِ الدَّنِيِّ مِنَ الأُمورِ.

با بی ‏توجهى به امور پست، بر ارزش خود بيفزاييد.

تحف‏ العقول  ص 224
 

7208

امام على عليه السلام :
رِضا المَرءِ عَن نَفسِهِ بُرهانُ سَخافَةِ عَقلِهِ
از خود راضی بودن نشانه سبک عقلی است.

تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 307 ، ح 7064

7209

قال الصادق عليه السلام :
 لَوْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى عِبَادَةٌ تَعَبَّدَ بِهَا عِبَادُهُ الْمُخْلَصُونَ أَفْضَلَ مِنَ الشُّكْرِ عَلَى كُلٍّ لَأَطْلَقَ لَفْظَةً فِيهِمْ مِنْ جَمِيعِ الْخَلْقِ بِهَا فَلَمَّا لَمْ يَكُنْ أَفْضَلُ مِنْهَا خَصَّهَا مِنْ بَيْنِ الْعِبَادَاتِ وَ خَصَّ أَرْبَابَهَا فَقَال‏ وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُور
اگر نزد خداوند عبادتى بهتر از شكرگزارى در همه حال بود كه بندگان مخلصش با آن عبادتش كنند ، هر آينه آن كلمه را درباره همه خلقش به كار مى برد ، اما چون عبادتى بهتر از آن نبود از ميان عبادات آن را خاص قرار داد و صاحبان آن را ويژه گردانيد و فرمود : «واندكى از بندگان من سپاسگزارند» .

مصباح الشریعه ص 24 و ص 25

7210

قال رسول الله صلى الله عليه و آله :
اَلطّاعِمُ الشاكِرُ لَهُ مِن الأجرِ كَأجرِ الصائمِ المُحتَسِبِ ، و المُعافَى الشاكِرُ لَهُ مِن الأجرِ كَأجرِ المُبتَلَى الصّابِرِ ، و المُعطَى الشاكِرُ لَهُ مِن الأجرِ كَأجرِ المَحرومِ القانِعِ؛

سيرِ سپاسگزار اجرش همانند روزه دارى است كه براى خدا روزه مى گيرد ، تندرستِ سپاسگزار همانند آن اجرى را دارد كه بيمارِ شكيبا و بخشنده سپاسگزار همان اجر را دارد كه تنگدست قانع .

کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 94 ، ح1

7211

قال الحسين عليه السلام :
شُكرُكَ لِنِعمَةٍ سالِفَةٍ يَقتَضى نِعمَةً آنِفَةً؛

شكر تو بر نعمت گذشته، زمينه ساز نعمت آينده است.

نزهة الناظر و تنبیه الخاطر ص80

7212

قال على عليه السلام :
أكثِر أن تَنظُرَ إلى مَن فُضِّلتَ عَلَيهِ، فإنَّ ذلِكَ مِن أبوابِ الشُّكرِ؛

به كسى كه بر او برترى داده شده اى بسيار بنگر، زيرا اين كار يكى از انگيزه هاى شكرگزارى است.(به ضعیف تر از خودت بسیار نگاه کن که موجب شکرگزاری ات از خداوند می گردد)

نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 460 ، نامه 69
 

7213

قال الصادق عليه السلام :
ما مِن عَبدٍ أنعَمَ اللّه  عَلَيهِ نِعمَةً فَعَرَفَ أنَّها مِن عِندِ اللّه  إلاّ غَفَرَ اللّه  لَهُ قَبلَ أن يَحمَدَهُ؛

هيچ بنده اى نيست كه خداوند به او نعمتى دهد و او آن را از جانب خدا بداند مگر آن كه، پيش از سپاسگويى او، خداوند بيامرزدش.

کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 427 ، ح 8

X