بيچاره نيروهاي تازه وارد گردان .تمام بلاهايي را كه قبلا قديمي تر ها سر
ما اورده بودند ما روي انها پياده مي كرديم.
دو كلمه كه مي خواستند حرفي
بزنند و چيزي بگويند از هر طرف محاسره مي شدند كه ،شما صحبت نكن،
جزو امار
نيستي.
هنوز اسمت را به اشپزخانه نداده اند و در واقع از سهميه ما
استفاده مي كني .بنده هاي خدا تا بخواهند راه بيفتند ودر مقابل اين برخورد
ها ضد ضربه بشوند پوست مي انداختند .
از کتاب فرهنگ جبهه جلد
سوم (شوخ طبعی ها) نوشته سید مهدی فهیمی