بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram

 

تاریخی/شبهه 63

اینکه گفته شده یزید دستور قتل امام حسین رو داده و به اهل بیت بی احترامی کرده کجاست؟

امام حسین,حسین,شبهه,شبهه تاریخی,قتل,معاویه,یزید,اهل بیت,بی احترامی,عمرسعد

دیگر کجا باید باشد که نیست؟ معاویه و یزید و مکرها، ظلم‌ها، جنایات‌ و امام کشی آنها، چگونه باید در عصر خودشان ظهور پیدا می‌کرد که نکرده است و چگونه باید در مستندات تاریخی درج می‌شد که نشده است؟

البته شما کاربر گرامی که سؤال را ارسال نمودید و سایر کاربران محترم توجه داشته باشند که یکی از روش‌های ایجاد تشکیک در هر باور تاریخی و فرهنگی، به ویژه اگر مبتنی بر اعتقادات باشد و نقش در باورها داشته باشد، بحث و جدل در حواشی متفاوت نیست، بلکه یک جا "اصل، ریشه و پایه" را منکر شده و یا در صحت آن ایجاد تردید می‌کنند و البته با پاسخش هم کاری ندارند.

وگرنه فرض کنید که کسی از به صورت مستند، خبر از دستور قتل ندارد، آیا خبر از چوب خیزران هم ندارد و این بی‌حرمتی نیست؟! [البته مستندات دستور قتل نیز در ادامه، در اختیار شما کاربر گرامی قرار خواهد گرفت].

دقت فرمایید که برخی گمان دارند حکم قتل امام حسین علیه‌السلام توسط یزید لعنة‌الله علیه، اگر هم بوده، لابد تلویحی بوده است و می‌شود چنان که خودش انکار کرد و گناه را به گردن دیگران انداخت، او را تطهیر کرد. البته بدانید که قصد از تطهیر یزید و یزیدی‌ها، اصلاً به خاطر علاقمندی به او نیست که نزد همه منفور است، بلکه به خاطر بغض به امام حسین (ع) و راه او، و نیز تنفر از شیعیان، پیروان، رهجویان و عاشقان روزافزون آن حضرت می‌باشد.

در هر حال اولین وکیل مدافع خودش بود، گفت: من نگفته بودم اینطوری آنها را بکشند، کار عبیدالله و عمر سعد و شمر بود ...، بعدها نیز بسیاری سعی کردند همین جمله را تکرار کنند، شاید که او تطهیر شود، اما نشد و نخواهد شد و چنین جنایتی هرگز پنهان نخواهند ماند. چرا که اساس نهضت حسینی و شهادت آن بزرگوار به این خاطر بود که خط اسلام یزیدی و اسلام حسینی علیه السلام، برای همیشه در تاریخ مشهود، علنی و جدا باشد.

الف – یزید وقتی جانشین معاویه شد، سریعاً نامه‌ای به والی مدینه نوشت و ضمن دستور به اخذ بیعت عمومی، در نامه‌ای به پیوست (به قول امروزی‌ها محرمانه) نوشت: «أمّا بَعد، فَخُذ حُسَیناً وعبداللّه بنَ عمرو وعبداللّه بنَ الزُبَیر بِالبَیعَة أخذاً شدیداً لَیسَت فیهِ رُخصة حَتّى یبایعوا ، والسلام» یعنی:  اما بعد، از حسین، عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر، بعیتی بسیار شدید و محکم بگیر و به رخصت مده، مگر این که بیعت بگیری. (تاریخ طبرى: 5 /  338)

در سندی دیگر تصریح شده که یزید ملعون قید کرد: « إذا أتاك كتابی هذا، فأحضر الحسین بن علی وعبداللّه بن الزبیر فخذهما بالبیعة لی، فإن امتنعا فاضرب أعناقهما وابعث إلی برؤوسهما... »

یعنی: وقتی این نامه به تو رسید، حسین بن علی و عبدالله بن زبیر را احضار کن، از آنها برای من بیعت بگیرد، پس اگر امتناع کردند، گردنشان را بزن و سرهای‌شان را برای من بفرست. (تاریخ یعقوبى: 2 / 241)

ب – یزید پس از نصب ابن زیاد به ولایت کوفی، طی نامه‌ای به او نوشت:َ

«... قَدْ بَلَغنِی أنّ أهل الكُوفَة قَد كَتبُوا إلی الحُسین فی القُدوم عَلَیهم و أنّه قَد خَرَجَ مِن مَكّة مُتوجّهاً نحوَهم وَ قَد بَلی بِهِ بلدِكَ مِن بین البُلدان وَ أیامُك مِن بین الأیام، فإن قَتَلتُهُ و إلا رجَعتُ إلی نسبك عَبید، فاحذر أن یفوتك» (تاریخ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، شریف رضی، 1414 ق. چاپ اول، ج 2، ص 241)

یعنی: به من خبر رسیده كه اهل كوفه به حسین [علیه السلام]، نامه نوشته اند [مبنی بر دعوت و] برای اینكه نزد آنان آید، و او نیز به قصد اجابت دعوت از مكه به سوی آنان [و مردم كوفه] حركت كرده است و به راستی شهر و (محل حكومت) تو از بین شهرها و ایام تو از بین ایام، به این امتحان مبتلا شده است. اگر او را كشتی (كه مقصود حاصل است) وگرنه [اعلام می كنم كه تو پدر و مادر درستی نداری و] نسبتت را به پدرت عبید برمی‌گردانم (و نسب سابقت را كه ولدالزنا هستی به گوش همگان می‌رسانم). پس بترس از اینكه فرصت را از دست دهی.

بلاذری نیز شبیه این نامه را نقل كرده است. طبرانی هم با سند خود روایت كرده است كه یزید در نامه‌ای به ابن زیاد نوشت: «... اگر حسین را نكشی به نسب سابق خود برخواهی گشت.» (انساب الاشراف، احمد بلاذری، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، ج 3، ص 160)

ج - هیثمی با تصریح به صحّت سند این نامه روایت می‌كند، ابن عساكر در «تاریخ مدینه دمشق»، ذهبی در «سیر اعلام النبلاء»، ابوالفرج ابن جوزی حنبلی در «الرد علی المتعصّب العنید» و سیوطی در «تاریخ الخلفاء»، همه نوشته‌اند: یزید در نامه‌اش به ابن زیاد دستور داد كه امام حسین (علیه السلام) را به قتل برساند (المعجم الكبیر، ابو القاسم طبرانی، مكتبة ابن تیمیه، مصر، 1404 ق، ج 3، ص 115 و ص 116، حدیث 2846)

د – ابن زیاد خودش اذعان دارد که به امر یزید اقدام به کشتن امام حسین علیه‌السلام نموده است. او پس از حوادث کربلا گفته بود:

«وَ أمّا قتلی الحسین، فإنّه أشار إلی یزید بقتله أو قتلی فاخترت قتله ...» (الكامل فی التاریخ، علی بن محمد بن اثیر جزری ، ج 4، ص 140)

یعنی: و اما درباره قتل حسین توسط من، همانا بنا بر اشاره‌ی یزید انجام گرفت. او مرا بین قتل حسین (ع) یا قتل خودم مختار کرد و من نیز قتل او را برگزیدم.

ﻫ – یکی از بهترین مستندات، اقرار پسر یزید است. پس از مرگ یزید، پسرش «معاویة بن یزید، ملقب به معاویه دوم» به خلافت رسید. می‌گویند جوان صالحی بود و چهل روز بیشتر نیز خلافت نکرد. او مردم را جمع کرد و بالا منبر رفت و گفت:

« إنّ هذه الخلافة حبل اللّه وإنّ جدّی معاویة نازع الأمر أهله ومن هو أحقّ به منه علی بن أبی طالب، وركب بكم ما تعلمون... ثم قلّد أبی الأمر وكان غیر أهل له ونازع ابن بنت رسول اللّه (صلى اللّه علیه وآله) ... . (الصواعق المحرقة: 336)

ترجمه: همانا این خلافت، ریسمان الهى است و جدّم معاویه آن را به ناحق از على بن ابى طالب گرفت و آن چه را مى‌خواست انجام داد... سپس نوبت به پدرم رسید كه او نیز اهلیت تصدّى خلافت را نداشت و با فرزند دختر رسول اللّه (صلى اللّه علیه وآله) به دشمنى پرداخت...»

سپس به شدت به گریه افتاد و افزود:

«إنّ من أعظم الأُمور علینا علمنا بسوء مصرعه وبئس منقلبه، وقد قتل عترة رسول اللّه (صلى اللّه علیه وآله)، وأباح الخمر وخرّب الكعبة... فشأنكم أمركم. واللّه لئن كانت الدنیا خیراً... ولئن كانت شرّاً فكفى ذرّیة أبی سفیان ما أصابوا منها» (الصواعق المحرقه، احمد بن حجر هيثمي مكّي، چاپ یکم، ص 134)

ترجمه: از بزرگترین امور (و مصائب) بر ما كه می‌دانیم جایگاه بد و محل رجوع بدی (در جهنم) در انتظار اوست؛ [این است که] و او (یزید) عترت پیامبر را كشت و خمر (شراب) را مباح و كعبه را تخریب كرد. پس خودتان می‌دانید و این حكومت، (من به شما كاری ندارم)؛ اگر دنیا (آن چه به دست آوردید) خیر بود (مال خودتان) و اگر شر است، فرزندان ابو سفیان را آنچه بدان رسیده‌اند كافی است.

منبع:x-shobhe

بازگشت به صفحه ی شبهات تاریخی

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved