Ø�Ø�Ø� Ø�Ù�Û�Ø� Ø�Ù�Û�Ù�Û�    Ø�Ø�Ù? Ø�Ù�   Ù�Ù�Ø�Ø�Û�Ù�    تØ�Ù�Ø�Ø� Ú�Ù?تÚ�Ù�    Ø�Ù�Ù�Ø�ت Ø�Ø�Ø�Û�    Ú�تØ�Ø�Ø�Ø�Ù�Ù�   Ú�Ø�Ù�Ø�Û� Ø�Ú�Ø�   Ø�Ù�تÛ�   ØªØ�Ù�Û�Ø�Û�    Ù�Û�Ù�Ú�Ø�تØ�Ù�   Ø�Ø�تØ�Ø�Ø�Ù�   Ø�Ø�Ù�Ù�Ù�Ø� Ù�Ø�Ù� Ø�Ù?Ø�Ø�Ø�    Ø�Ø�Ø�Û� Ø�Ù�Ù�Ø�Û�Ù�

 

شبهات قرآنی
34-شراب در قرآن مطلقاً حرام نشده، به فایده‌هایی از آن نیز تصریح شده است؟ این ادعا را حتی مسلمانان عرب‌‌زبان نیز مطرح و شایع می‌کنند، آیا چنین است؟
همان‌طور که اشاره نموده‌اید، این ادعا هم زمان با ایران، در میان سایر مسلمانان در کشورهای عربی و ترکیه نیز شایع شده است و همین امر نشان می‌دهد که برای تهاجم فرهنگی و اشاعه‌ی فساد و فحشا در میان مسلمانان، اقدامات هدفدار و سازماندهی شده‌ای صورت می‌پذیرد.

کسانی که بر این ادعا بوده و یا آن را مطرح و ترویج می‌کنند، معمولاً از سه گروه خارج نیستند: الف – افراد ناآگاه به اسلام، قرآن و احکلام. ب – افرادی که به جای تلاش برای تطبیق خود با اسلام، سعی می‌نمایند اسلام و قرآن را با امیال نفسانی خود تطبیق و وفق داده و برای خطاهای خود توجیه قرآنی نیز بیاورند. ج – افرادی که به صورت سازماندهی شده در ایجاد انحراف از اسلام و قرآن در اذهان عمومی تلاش می‌نمایند. دقت شود که معمولاً هر سه گروه اعتقادات و تقیدات محکمی نداشته و اساساً کاری با اسلام، قرآن و احکام ندارند، اما هر سه گروه [در توجیه اغلب انحرافات] به آیات قرآن کریم استناد می‌کنند(؟!)

ادامه مطلب...

33-در وحدانیت خدا شکی نیست، اما چرا در قرآن همه‌ی افعال را جمع «ما» به کار برده است؟ آیه‌ای ندیدم که فعل «من» در آن به کار رفته باشد.
آیات بسیای وجود دارد که در آن فعل مفرد و لفظ «اَنَا – من» به کار رفته است که در بحث به برخی از آنها اشاره خواهد شد. دقت شود: اولاً لفظ «ما» در همه زبان‌ها و ادبیات‌ها، ضمن اشاره به خود، بیانگر نوعی بزرگی یا حکومت نیز می‌باشد. لذا پادشاهان و فراعنه نیز به خود «ما» می‌گفتند و می‌گویند. ثانیاً، سیاق کلام خدا و آیات قرآن کریم چنین است که هر کجا موضوع به «عالم امر» مربوط باشد، لفظ «من» به کار می‌رود و هر کجا موضوع به «عالم خلق» مربوط گردد، لفظ ما به کار می‌رود. به عنوان مثال جهت روشن‌تر شدن موضوع: اگر شما پولی را به چند واسطه برای کسی فرستادید، صحیح است بگویید که «من» این پول را برای تو فرستادم و نیز صحیح است بگویید: ما که این پول را به تو رساندیم... .

ادامه مطلب...

32-نظر دین اسلام در مورد «زمان‌های موازی» چیست و آیا در قرآن کریم در این مورد مطلبی آمده است؟
وجود زمان موازی، مستلزم وجود جهان موازی است. اگر چه سابقه‌ی این نظریه را از قرن 19 مطرح می‌کنند و در دهه‌های اخیر و به بویژه پس از توجه به فیزیک کوآنتوم نظریات متعددی در این زمینه ارائه شده است، اما اسناد تاریخی نشان می‌دهد که سابقه‌ی اینگونه تخیلات حتی به هزاران سال قبل از میلاد می‌گردد. اما در عین حال هم چنان فقط و فقط یک نظریه «یعنی حدس و گمان بدون هیچ پایه‌ی علمی» می‌باشد و حتی شواهد قابل تأملی نیز برای آن ارائه نشده است، چه رسد به دلایل متقن علمی... .

ادامه مطلب...

31-یا شیعه معتقد به دستکاری شدن آیات قرآن است و یا دست کم نظم فعلی آن را قبول ندارد؟ [بنا بر اقوال اهل سنّت] – لطفاً مستند پاسخ دهید.
البته بر اساس جوّ، شایعه، افترا، فتنه و خباثت هر چیزی می‌توان گفت و نسبت داد و از جمله این جوّی که امروزه نسبت به اعتقاد شیعه مبنی بر تحریف یا دستکاری شدن آیات قرآن کریم و یا دست کم قبول نداشتن نظم فعلی آن است. البته این اتهام تازگی ندارد، بلکه در قرون قبل نیز در هر دوره‌ای یک‌بار مطرح شده است و اختلاف افکنان فعلی نیز از آن جهت که معمولاً نه اهل تشیع هستند و نه اهل تسنن و گاه اصلاً مسلمان هم نیستند، بلکه جیره‌خوار وهابیت و یا صهیونیسم هستند، همان جریان‌های گذشته را در کتب تورق کرده و شبهه‌ یا اتهامی قدیمی را کپی و مطرح می‌کنند.

 آنها بر این باورند که در هر حال نسل جدید نه این حرف‌ها را شنیده و نه آن کتب را مطالعه کرده و نه از پاسخ‌هایش مطلع هستند، پس می‌توان بر همان مبانی مجدداً جوّسازی کرد... .

ادامه مطلب...

30-مگر قرآن برای هدایت همگان نیامده است، پس چرا تفسیر؟ نگویید سنت و حدیث وجود دارد، فرض کنید به جز قرآن در اختیار ما نیست و پاسخ دهید.
اگرچنین فرضی نماییم و قرار باشد که حدیث و روایتی در اختیار نباشد، باید نتیجه بگیریم که قرآن کریم قابل رجوع، فهم، قبول و اجرا نمی‌باشد.‌ بی‌تردید، کتاب بدون معلم، قابل فهم نیز نیست، چه رسد به قبول، باور و اجرا.

مضافاً بر این که با تلاوت آیات قرآن کریم، نتیجه می‌گیریم که خداوند متعال به نشدنی‌ها حکم کرده است. چناچه فرموده: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول» فرمود، «اولی الالباب» فرمود، «انما ولیکم الله و رسوله و ...» و جز مردم آن زمان، و آن هم کسانی که نزدیک یا در همان شهر و دیار بودند، کسی نمی‌تواند به رسول رجوع کند. و هم چنین هیچ اجرایی نیز بدون نمونه‌ی مشهود میسر نیست.

اگر فرض کنیم که امروز فقط قرآن در اختیار ماست، می‌شویم مثل وهابی‌ها و دین را هر گونه که خودمان بخواهیم و نفس‌مان بخواهد و یا دیگران دیکته کنند تفسیر به رأی خواهیم نمود. و بعد از خدا می‌پرسیم: شما که در کلام وحی فرموده‌اید که «رسول و کتاب و میزان» را با هم فرستادید و فرمودید «رسول، کناب و نور» را با هم فرستادید و فرمودید در هر چه اختلاف می‌کنید، آن را به خدا و رسول بازگردانید و ...، ما امروز چه کنیم؟! خدایا! تو در قرآن فرمودی نماز را اقامه کنید، اما نفرمودی که چگونه؟ و همین‌طور جزئیات بسیاری از احکام دیگر را نفرمودی و فرمودی که به رسول مراجعه کنید و از بیاموزید و او را تبعیت کنید. حالا ما انسان‌های قرون بعدی و به ویژه قرن بیستم به بعد باید چه کنیم؟... .

ادامه مطلب...

29-شخصی که مدعی علوم قرآنی است‌ می‌گوید به دلیل آیات «یونس 15» و نیز « آل عمران 7» و ...، هر کسی نمی‌تواند قرآن را تفسیر کند و البته قرآن اصلاً نیازی به تفسیر ندارد!
البته که هر کسی نمی‌تواند قرآن کریم را تفسیر کند. تفسیر کار کسی است که قرآن بدو وحی شده (رسول اکرم ص) و یا علوم را سینه به سینه از ایشان گرفته و خود معدن وحی و مخزن اسرار الهی است (ائمه معصومین ع). و آن چه که امروز به نام «تفسیر» بیان یا تألیف می‌گردد، مبتی بر همان تفاسیر بوده و یا تشریح است و نه تفسیر. و اگر بگویند که قرآن کریم نه تفسیر می‌خواهد و نه تشریح و نه تعلیم و نه موشکافی و تعمق و تدبر و ...، پس فقط به درد بوسیدن می‌خورد و نه فهمیدن و عمل کردن. و این همان معنایی است که دشمنان اسلام و قرآن القاء می‌کنند تا اگر دینی هست، فقط بر اساس ظاهر نگری و خرافه‌گرایی باشد تا آنها بتوانند به راحتی تفاسیر سوء خود را بر قرآن کریم حمل نموده و به اذهان عمومی مسلمین القاء کنند.

بدیهی است که این روش برخورد با آیات کریمه‌ی قرآن کریم، خود نوعی تفسیر و البته تفسیر به رأیی است که مبتنی بر جهالت و جسارت نیز هست. پس چگونه با تفسیر به رأی از جانب خود، مدعی می‌شوند که قرآن نیازی به تفسیر ندارد؟! بهتر نیست که ابتدا خود تفسیر و آن هم تفسیر به رأی ننمایند؟... .

ادامه مطلب...

28-یک عالم سنی: خداوند متعال در قرآن کریم (النساء - 59) فرمود: اگر اختلاف کردید به رسولش رجوع کنید. پس ضرورتی برای رجوع به امام که در قرآن نیامده نیست. پاسخ را از قرآن بدهید، چون حدیث را قبول ندارم.
آیه مبارکه‌ی مورد استناد و معنای آن به شرح ذیل است:

« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الأَمرِ مِنكُم فَإِن تَنازَعتُم في‏ شَيءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِن كُنتُم تُؤمِنُونَ بِاللَّهِ وَ اليَومِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً» (النساء، 59)

ترجمه: اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! خدا و رسول و صاحبان امر خود را اطاعت كنيد. و اگر در باره چيزى به نزاع پرداختيد حكم آنرا بخدا و رسول واگذار نمائيد. اگر به خدا و روز جزا ايمان داريد اين برايتان بهتر، و سرانجامش نيكوتر است‏.

و اما در مقام پاسخ به نکات ذیل کاملاً دقت و در مضامین آن تأمل نمایید:

الف - بی‌تردید او یک وهابی بوده و نه یک سنّی. اما چون می‌داند که وهابیت اساساً مذهب نیست، بلکه یک گروه جاسوسی و بنا شده از طرف ماسون‌های انگلیس می‌باشد، خود را عالم سنّی معرفی می‌کند. چرا که علمای اهل تسنن، همگی حدیث را قبول دارند و کتب حدیثی بسیار معتبری دارند که برای فهم آیات و احکام بدانها مراجعه می‌کنند... .

ادامه مطلب...

27-شخصی که مدعی علوم قرآنی است‌ می‌گوید به دلیل آیات «یونس 15» و نیز « آل عمران 7» و ...، هر کسی نمی‌تواند قرآن را تفسیر کند و البته قرآن اصلاً نیازی به تفسیر ندارد!
البته که هر کسی نمی‌تواند قرآن کریم را تفسیر کند. تفسیر کار کسی است که قرآن بدو وحی شده (رسول اکرم ص) و یا علوم را سینه به سینه از ایشان گرفته و خود معدن وحی و مخزن اسرار الهی است (ائمه معصومین ع). و آن چه که امروز به نام «تفسیر» بیان یا تألیف می‌گردد، مبتی بر همان تفاسیر بوده و یا تشریح است و نه تفسیر. و اگر بگویند که قرآن کریم نه تفسیر می‌خواهد و نه تشریح و نه تعلیم و نه موشکافی و تعمق و تدبر و ...، پس فقط به درد بوسیدن می‌خورد و نه فهمیدن و عمل کردن. و این همان معنایی است که دشمنان اسلام و قرآن القاء می‌کنند تا اگر دینی هست، فقط بر اساس ظاهر نگری و خرافه‌گرایی باشد تا آنها بتوانند به راحتی تفاسیر سوء خود را بر قرآن کریم حمل نموده و به اذهان عمومی مسلمین القاء کنند... .

ادامه مطلب...

26-چرا خداوند در «الصافات – 22» می‌فرماید که ظالمین را با همسرانشان به جهنم می‌برد؟ مگر همسران آنها انسان‌های مستقلی نیستند؟ شاید آنها ظالم نباشند؟
ابتدا آیات مبارکه‌ مورد بحث را تلاوت نماییم:
«احشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ أَزوَاجَهُم وَ مَا كاَنُوا يَعبُدُونَ * مِن دُونِ اللَّهِ فَاهدُوهُم إِلىَ‏ صِرَاطِ الجَْحِيمِ»(الصافافات، 22و 23)

ترجمه: (اى فرشتگان عذاب) افرادى را كه ظلم كردند با همرديفانشان و آنچه را كه عبادت مى‏كردند ...
23- جز خداى يكتا- بسوى راه دوزخ هدايت نمائيد.
به نظر می‌رسد با تلاوت مجدد آیه و ترجمه‌ی آن، پاسخ تا حدود بسیاری روشن شده باشد. بسیاری از سؤالاتی که در ذهن ایجاد می‌گردد، به خاطر اکتفا به ظاهر آیات قرآن کریم و نیز ترجمه بر اساس معانی و مفاهیم مصطلح در فرهنگ خودمان است...

ادامه مطلب...

25-وهابی‌ها به ما (شیعیان غیر ایرانی در خارج) طعنه می‌زنند که قراء سبعه (قاریان هفت‌گانه) همه اهل سنت بوده‌اند و شیعه هیچ کاری برای قرآن نکرده است؟ چه پاسخ بدهیم؟
قرآن کریم، وحی الهی است و کتابی است که باید «قرائت» شود و هنگام قرائت نیز باید از شر شیطانی که با تحریک تعصبات ملی، قومی، زبانی و ...، مسلمانان را مقابل یکدیگر قرار می‌دهد و مانع از فهم می‌گردد، به خدا پناه برده شود، چنان چه فرمود:

«فَإِذا قَرَأْتَ القُرآنَ فَاستَعِذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ» (النحل - 98)
ترجمه: و چون قرآن بخوانى از شيطان مطرود به خدا پناه جوى‏.
هم چنین قرآن کریم کتاب وحی است که باید «تلاوت» شود و تلاوت به قرائت با تأمل و تدبر می‌گویند. لذا فرمود کسانی که قرآن را «تلاوت» می‌کنند – یعنی با تدبر قرائت می‌کنند – مؤمن هستند، نه هر کسی که با لحن خوشی قرآن بخواند...

ادامه مطلب...

24-چرا خداوند در «الصافات – 22» می‌فرماید که ظالمین را با همسرانشان به جهنم می‌برد؟ مگر همسران آنها انسان‌های مستقلی نیستند؟ شاید آنها ظالم نباشند؟
ابتدا آیات مبارکه‌ مورد بحث را تلاوت نماییم:
«احشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ أَزوَاجَهُم وَ مَا كاَنُوا يَعبُدُونَ * مِن دُونِ اللَّهِ فَاهدُوهُم إِلىَ‏ صِرَاطِ الجَْحِيمِ»(الصافافات، 22و 23)

ترجمه: (اى فرشتگان عذاب) افرادى را كه ظلم كردند با همرديفانشان و آنچه را كه عبادت مى‏كردند ...
23- جز خداى يكتا- بسوى راه دوزخ هدايت نمائيد.
به نظر می‌رسد با تلاوت مجدد آیه و ترجمه‌ی آن، پاسخ تا حدود بسیاری روشن شده باشد. بسیاری از سؤالاتی که در ذهن ایجاد می‌گردد، به خاطر اکتفا به ظاهر آیات قرآن کریم و نیز ترجمه بر اساس معانی و مفاهیم مصطلح در فرهنگ خودمان است...

ادامه مطلب...

23- چرا گفتگوی شیطان با خدا مستقیماً در قرآن کریم بیان شده است؟
در این عالم هستی، هیچ کاری از سوی هیچ موجودی – به ویژه انسان – بدون توسل به یک وسیله‌ی متناسب با خواسته و هدف صورت نمی‌پذیرد. حتی خوردن یک لقمه نان یا نوشیدن یک جرعه آب. کسب علم، امرار معاش و انجام هر امری نیز فقط با توسل به وسیله‌های متناسب با آن محقق می‌گردد و الا دستیابی ممکن نیست. لذا رد کردن اصل توسل، به طور کلی یک ادعای غیر عقلانی است.
از موضوعات مادی که بگذریم، همه‌ی امور غیر مادی و معنوی نیز چنین است. تعلیم و تعلم و مطالعه، وسیله انتقال و کسب علم است، تزکیه وسیله‌ی رشد روحی است، قرآن کریم وسیله دریافت و اطلاع از وحی است، نماز وسیله‌ی تقرب به خداوند متعال و نگه‌دارنده از زشتی‌ها است، انجام سایر عبادات و حتی مستحبات و پرهیز از محرمات و حتی مکروهات، وسیله‌ی رشد و تقرب بیشتر است. مگر خداوند متعال وحی را بدون وسیله و واسطه فرستاد که کسی بخواهد با استناد به وحی و آیات قرآن توسل را نفی و تکذیب کند. مگر کسی بدون وسیله و واسطه آمده است که بتواند بدون وسیله‌ی و واسطه برگردد؟...

ادامه مطلب...

22- چرا گفتگوی شیطان با خدا مستقیماً در قرآن کریم بیان شده است؟
 آن چه که خداوند متعال در کلام وحی و یا کلام رسولش (ص) و اهل بیت او (ع) بیان نموده است که به مجموع آن «قرآن و سنت» می گوییم، لازمه‌ی هدایت بشر می‌باشد. چنان چه فرمود: من رسول را فرستادم و به همراهش «کتاب» و «میزان» را نیز نازل کردم تا انسان قیام به قسط کند و رشد نماید:

«لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط ...» (الحدید – 25)

ترجمه: ما رسولان خود را با دليلهاى روشن فرستاديم، و با آنها كتاب (آسمانى) و ميزان را (محک و الگو) نازل كرديم، تا مردم قيام به عدالت كنند ... .
حرکت انسان به سوی کمال بر اساس «شناخت» و سپس «ایمان» به شناخت صورت می‌پذیرد. بدیهی است که تا انسان چیزی را نشناسد، نه به سویش گام بر می‌دارد و نه مراقبتی از نزدیک شدن به او را دارد. و شناخت عوامل و راه‌کارهای رسیدن به «محبوب» که می‌تواند به آن «معبود» یا حتی «هدف» نیز گفت، باید با شناخت موانع حرکت و رشد توأم باشد. لذا در اسلام «دشمن‌شناسی» یک اصل عقلی و فطری قلمداد شده است. چنان چه در زندگی مادی نیز سعی داریم ضمن شناخت راه‌های رشد [مثل سلامت بدن]، راه‌های ضد رشد یا موانع رشد [مثل ویروس و بیماری‌] را نیز بشناسیم...

ادامه مطلب...

                          بازگشت به صفحه اصلی

 

 


Copyright � 2003-2012 - AVINY.COM - All Rights Reserved