بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram

 

اعتقادی/شبهه 194

می‌گویند: شاید منظور از ظهور امام زمان (عج) استعاری باشد و اصلاً یک فردی به اسم امام زمان ظهور نکند...بلکه مردم به شعور کافی برسند که از ظلم و فساد دست بکشند...

«شاید» که دلیل و برهان و استدلال نمی‌شود تا (چنان چه در متن سؤال آمده بود)، برای عقل شبهه ایجاد کند و نفی آن دلیل بخواهد. هر کس که در هر موضوعی به شما گفت: «شاید چنین باشد» - در پاسخ بفرمایید: «شاید هم نباشد» - پس بحث تمام است، چرا که دو طرف امکان مساوی است.

نباید عادت دهیم که مقابل هر حقیقتی یک «شاید» بیاورند و هیچ دلیلی هم اقامه نکنند، بعد مخاطب برای نفی یا اثبات بدود به دنبال دلیل و برهان و سند. این به تعبیر امروزی، نوعی سر کار گذاشتن و فیلم کردن است. همیشه باید از مدعی دلیل خواست، نه این که هر حرفی را پذیرفت و سپس دنبال دلیل و مدرک در نفی آن تلاش نمود.

الف - برای ایجاد شک، شبهه و تردید در اعتقاد به مهدویت و ظهور منجی الهی [که تردیدی در آن نیست]، خیلی چیزها می‌گویند و البته فقط می‌گویند، ولی هیچ منطق، دلیل، استدلال یا بینه‌ای پشت گفته‌هایش وجود ندارد.

(به قرار مسموع) استاد دانشگاه که اتفاقاً معارف اسلامی نیز تدریس می‌کند، به دانشجویان گفته است: «بشر با رشد عقلی و علمی خودش به سوی صلح جهانی می‌رود، پس اگر قرار بود امام زمانی برای برپایی عدل و استقرار صلح بیاید، باید هفتصد سال پیش می‌آمد!»

خُب، نمی‌توان مدعی شد و با ساده‌انگاری دل را به این خوش کرد که لابد این استاد، عقل، شعور، منطق، علم و اطلاع در معارف اسلامی و نیز مطالعه در تاریخ هفتصد سال پیش و جنگ‌افروزی‌های بدتر از قرون وسطایی امروزی نداشته است، اما می‌توان به جرأت اذعان نمود که «هدف» دارد.

ب – در هر حال، یا گوینده هیچ اعتقادی به خدا، معاد، قرآن، اسلام، نبوت، ولایت و امامت ندارد، آن وقت نباید اصلاً در خصوص مهدویت اظهار نظر کند و نباید در این خصوص با او بحث کرد، چرا که اعتقاد به مهدویت و ظهور منجی الهی و برقراری حکومت عدل جهانی، در امتداد اعتقادات مذکور می‌باشد. قیام امام، فرع بر وجود امام است، و حکومت امام، فرع بر مقوله ولایت و امامت است، و همه فرع بر نبوت است و نبوت نیز فرع (در طول) اعتقاد به توحید و معاد می‌باشد. چنان چه اغلب ائمه طاهرین علیهم‌السلام، حکومت نداشتند، اما همیشه صاحب ولایت و امامت بوده و هستند. چنان چه رسول اکرم صلوات الله علیه و آله، با معرفی امامان حسن و حسین علیهما‌السلام به یک قاعده کلی اشاره کردند، مبنی بر این که آنها امام هستند، خواه در حال قیام و یا قعود.

ج – و یا گوینده اعتقاد دارد، اما این شبهه نیز در ذهنش پیش آمده که نکند استعاره باشد؟! در این صورت باید فکر کند که آیا پیامبر اکرم و ائمه طاهری صلوات الله علیهم اجمعین، بلد نبودند بگویند که همه این حرف‌ها استعاره است، یا صراحت بیان نداشته و اینها گمان کرده‌اند که شاید استعاره باشد؟! فکر کند که آیا وارونه نشان دادن یا بیان کردن حقایق، هدایت است؟! خُب این گمان‌ها و حرف‌ها که افترای به آنان می‌باشد! و بفرموده خدا در قرآن کریم: کیست ظالم‌تر از آن که افترا ببندد؟!

د – استعاره نیز تعریف دارد، مشخصه دارد. وقتی وجود یک شخص را به نام، کنیه، شکل، قیافه، اخلاق، سلاله و اصل و نسب معرفی می‌کنند، وقتی شرایط و چگونگی ظهور و قیام و سپس حکومتش را تعریف می‌کنند، وقتی در خطبه غدیر برای او بعیت می‌گیرند، وقتی با صراحت و قاطعیت تمام منکرین خروج او را کافر می‌شمارند که دیگر استعاره نیست.

وقتی پیامبر عظیم‌الشأن اسلام می‌فرماید: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ ماتَ مَيْتَةً جاهِلِيَّةً - کسی که بميرد و امام زمان خويش را نشناخته باشد، در واقع به مرگ جاهليّت مرده است - وسائل الشيعه، ج 16، ص 246»، معلوم می‌شود که هیچ زمانی خالی از امام نیست و همه باید امام زمان خودشان را بشاسند و بدیهی است که اگر نشناسند، به جای او، از امامان باطل تبعیت خواهند کرد، لذا به مرگ جاهلیت می‌میرند. این که دیگر استعاره نیست.

هدف:

هدف اصلی، از یک سو دور کردن مسلمانان (اعم از شیعه و سنّی) از اعتقاد به مهدویت، ظهور، قیام و استقرار حکومت جهانی به رهبری ایشان است، چرا که دور شدن از این باور اعتقادی، سبب ناامیدی و تسلیم می‌گردد. و از سوی دیگر هدف‌شان این است که رهبری، منجی‌گری، هدایت به سوی رشد و کمال و سعادت امریکا و انگلیس جایگزین شده و پذیرفته شود. و تمامی جنایات آنها، تحت عنوان حرکت به سوی صلح جهانی توجیه و تطهیر گردد، چنان چه امروزه در توجیه جنگ‌افروزی‌ها، آدم‌کُشی‌ها، نسل‌کَشی مسلمانان و جنایات خود می‌گویند: «این هزینه‌ای است که بشریت باید برای رسیدن به لیبرال دموکراسی ایده‌آل، پرداخت نماید». طواغیت نیز به دنبال حکومت جهانی با تعابیری چون جهانی شدن، یا جهانی سازی (Globalism ) – (New world order) هستند، اما به رهبری ظالمانه و مستکبرانه‌ی خودشان. پس وقتی در اصلش هیچ شک، شبهه و اختلافی (حتی بین کفار) نیست، منتتهی فقط بدل می‌زنند، دیگر چه استعاره‌ای؟!

تأسف‌آور آن که یک عده ذلیل، استعمارزده، غرب پرست و خود زن، این توجیه را می‌پذیرند که امریکا و انگلیس (فراماسون و صهیونیسم بین‌الملل) تمام جهان را برای صلح به جنگ بکشند و این خونریزی‌ها را تطهیر می‌کنند، اما در مقابل مسئله مهدویت و قیام ایشان می‌گویند: «یعنی واقعاً او می‌جنگد و خونریزی می‌شود! آیا این خشونت نیست؟!»

پس، همیشه در برخورد با شبهات، به ویژه از نوع «شایدها و اگرها»، به غیر از پاسخ، به اهداف طراحان و گویندگان نیز با بصیرت دقت نماییم.

منبع : X-shobhe

بازگشت به صفحه ی شبهات اعتقادی

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved