بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram

 

اجتماعی/شبهه 22

چرا در روایات و داستان‌های ائمه (ع) می‌خوانیم وقتی پیامبر گرامی اسلام [ص] از دنیا رفتند، حضرت زهرا در فراق ایشان بسیار گریه می‌کردند؟ ایشان که می‌دانستند پیامبر به جای بهتری رفته‌اند؟

 

مگر شدت حزن و اندوه که در گریه و زاری متبلور می‌شود، به خاطر جای بد و اطلاع از عاقبت ناخوشایند متوفاست؟! مگر خود ما از مقام، منزلت، جایگاه و قرب معصومین علیهم السلام خبر نداریم، پس چرا گریه می‌کنیم؟!
انسان، انس و محبت دارد، لذا از محبوب که دور شد، در فراقش محزون می‌شود و چه بسا حزنش به حدی برسد که گریه کند. از پیامبر عظیم‌الشأن پرسیدند: شما که پیامبر خدا هستید، چرا برای فرزندتان ابراهیم گریه می‌کنید؟ فرمودند (مضمون): بله، نبی و رسول هستم، اما پدر نیز هستم.

الف – دقت شود که انسان، عقل، شعور، منطق و علم دارد، اما قلب، احساسات و عواطف نیز دارد و ربات نیست. پس، انسان کامل، از حد کمال همه این صفات برخوردار می‌باشد.

ب – نقش اصلی را «محبت» ایفا می‌کند، نه «شناخت».  انسان دنبال چیزی می‌رود که آن را دوست دارد، و خیلی چیزها را می‌شناسد که دنبالش نمی‌رود. لذا در اجر رسالت نیز «مودت» خواسته شده است. و نیز در کلام وحی فرمود: بگو اگر خدا را دوست دارید، از من تبعیت کنید و نفرمود اگر خدا را می‌شناسید تبعیت کنید. از این رو شاهدیم که در همیشه تاریخ، با محبت نسبت به اهل بیت علیهم‌السلام مخالف شده است، نه با شناخت آنان. چون می‌دانند که این محبتاست که انگیزه حرکت به سوی محبوب ایجاد می‌کند و جهت دهنده است.

ج – علم و معرفت، نه تنها مانع یا از ضایع کننده‌ی احساسات و عواطف انسانی نیست، بلکه مکمل آن است و اگر عواطف نباشد، علم مانند جسم بی‌روح، بی‌خاصیت و بلکه مضرّ می‌شود. مگر خوارج صدر اسلام و زمان کنونی را ندیده و نمی‎بینیم؟!

د – گریه در وفات یا شهادت محبوب، چه گریه حضرت صدیقه کبری علیهاالسلام برای پدر بزرگوارشان باشد و چه گریه‌ی امیرالمؤمنین برای حضرت فاطمه زهراء و یا دیگر ائمه علیهم السلام، و چه گریه‌ی ما برای ایشان یا سایر عزیزانی که وفات می‌کنند، به خاطر نگرانی از جا یا عاقبت بد آنان نیست، بلکه به خاطر هجر و دوری خودمان از محبوب است.

نکته:

*- وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام، جسد مطهره‌ی سیدة النساء، فاطمه زهرا علیهاالسلام را در قبر گذاشتند و طبق روایات صحیح به دستان مبارک پدرشان تسلیم نمودند، با چشمی گریان و قدی خمیده ایستادند، دست به پهلوی خود گذاشتند و فرمودند: «بی‌ستون شدم».

همین جمله‌ی دردناکِ کوتاه، فلسفه حزن و گریه‌ی اولیای الهی را بیان می‌کند. یعنی من و او، دو عاشق، عارف، سالک و مجاهد فی سبیل‌الله بودیم، در این راه به هم تکیه می‌کردیم، اما حالا او رفت و رسید، ولی من باید به تنهایی (بی‌ستون) به این راه ادامه دهم تا برسم.

*- وقتی حضرت جبرئیل امین علیه السلام برای تسلی دل دخت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله بر ایشان نازل شد، جهت تسکین از سوی ایشان مژده داد که «دخترم، در خاندانم، تو اولین کسی خواهی بود که به من ملحق می‌شوی» و ایشان تسکین و تسلی یافت.

یعنی: گریه از هجر و فراق محبوب است و وعده وصالِ نزدیک، تسکین دهنده و تسلی بخش می‌باشد. لذا شاهدیم که خداوند متعال، رحمان و رحیم نیز به بندگان مؤمنش، مژده و وعده‌ی وصال و لقای محبوب می‌دهد، تا تسلی یابند.

 

منبع: x-shobhe

بازگشت به صفحه ی شبهات اجتماعی

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved