بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram

 

احکام و حقوق/شبهه 100

عزاداری - در سایتی مطلبی خواندم که استدلال‌هایی رو آورده در تایید (جایز شمردن) هر نوع عملی که برای عزاداری امام حسین (علیه السلام) باشه. نظر و پاسخ این ادعا‌ها چیست‌؟ ممنون میشم راهنمایی کنید.

شهادت,امام حسین,کربلا,عاشورا,حسین,عزاداری,شبهه,شبهات,قمه زنی,جرح

در اسلام [که منطبق با عقل و فطرت است]، هیچ امر   و شأنی وجود ندارد که هر کاری در آن مجاز باشد، چه رسد وقتی به نام امام حسین علیه‌السلام انجام شود. احکام برای بیان حدود در هر امری است.

عزاداری برای امام حسین علیه‌السلام، از همان دقایق نخست پس از شهادت آغاز شد و هنوز هم بسیار پرشور ادامه دارد و از همان آغاز نیز هدف مخالفت و دشمنی از یک سو و هجوم خرافه‌ها و ... از سوی دیگر قرار گرفت؛ و البته این همه توجه و حساسیت دوست و دشمن – عالِم و عوام و ...، به خاطر اثرات ویژه‌ی زنده نگه‌داشتن یاد و خاطره ماجرا و فاجعه کربلا، درس‌ها و عبرت‌های آن، و نیز اثر مثبت آن در اصلاح اندیشه‌ی دینی – تمایز بین اسلام یزیدی و اسلام ناب محمدی صلوات الله علیه و آله – بصیرت و مقابله با ظلم در طول زمان می‌باشد.

بی‌تردید اگر عزاداری در فاجعه‌ی عاشورا، چنین آثار مثبت و سازنده‌ای نداشت، به هیچ وجه هدف حملات دشمنان قرار نمی‌گرفت. بی‌تردید، اسلام ولایی همیشه خطر است. معرفت و محبت و مودت اهل بیت (که در قرآن کریم از آن به عنوان اجر و نتیجه رسالت یاد شده)، همیشه برای دشمنان، ظالمان، مستکبران، طواغیت و فراعنه زمان، آدم‌کشان و اهل فسق و فجور، همیشه خطر، خار چشم و استخوان در گلو است.

*- جانسون، رییس جمهور اسبق امریکا، در دهه هشتاد کتابی نوشت که تحت عنوان "فرصت‌ها را از دست ندهیم" به فارسی نیز ترجمه و منتشر شد. در این کتاب توضیح داده است که «در سال 2000، قدرت به دست اسلام می‌افتد. سپس تشریح کرده است که منظور من، اسلام اعراب نیست. آنها آن قدر نماز بخوانند که کف دست‌ها و سر زانوهایشان زخم شود و پینه ببندند، بلکه منظور من، این پدیده‌ی جدید، به نام "ولایت" و "اسلام ولایی" است، به مرکزیت جمهوری اسلامی ایران» و البته بعد در فصول مختلف، طرح‌های لازم جهت مقابله و پیشگیری از نفوذ این قدرت را در زمینه‌های متفاوت اقتصادی، فرهنگی، نظامی، حتی مانورها و ... طرح کرده است.

الف – در هر حال اسلام حقیقی یا همان اسلام ناب محمدی صلوات الله علیه و آله که همان "اسلام ولایی" است، دینِ "معرفت و عشق" است. معرفتش مبتنی بر "عقل" است و عشق و محبتش، مبتنی بر "فهم و گرایش قلبی" می‌باشد.

از این رو، در اسلام، که تمامی شئون فردی و اجتماعی انسان را شامل می‌گردد، هیچ کاری که مبتنی بر "عقل" نباشد جایز نیست و هیچ کاری که از روی اخلاص برای خدا نباشد، مقبول و مرضی نیست. افراط و تفریط هر دو خروج از صراط مستقیم است و به فرموده‌ی امیرالمؤمنین علیه‌السلام: "آدم احمق، یا افراط می‌کند و یا تفریط".

ب – بهترین و والاترین عبادت نماز است. اما آیا حدود و احکام ندارد؟ آیا نماز به هر شکلی و هر میزانی و در هر وقت و شرایطی جایز و مورد قبول است؟ تازه نماز از واجبات است، اگر نماز مستحبی باشد که احکام بیشتری بر آن مترتب می‌گردد، تا آنجا که اگر پدری از نماز مستحب فرزندش ناراضی باشد، نباید بخواند.

ج – عزاداری برای فاجعه کربلا و مصیبت‌های وارده بر ابا عبدالله الحسین و خاندان و یاران با وفای ایشان (علیهم‌السلام) نیز از این قاعده مستثنی نمی‌باشد، پس نمی‌توان حکم کلی داد که هر کاری در آن و به این نام جایز است. چنان چه نباید به هیچ قیمتی این عزاداری‌های روشنگر، آدم ساز، جهت دهنده و پویا، کمرنگ شود. عزاداری برای امام حسین علیه‌السلام از شعائر الله است و باید معظم داشته شود.

د – عزاداری نیز باید مبتنی بر "عقل و عشق" باشد. پس هم معرفت و شعور لازم دارد و هم عاطفه و احساس و اخلاص. هر کدام از این دو بال که انسان گرفته شود، پرواز ابتر می‌ماند و موجب سقوط می‌شود. مثل کسانی که یا به نام قرآن کریم، اهل بیت علیهم‌السلام را کنار گذاشتند، یا به نام عشق به اهل بیت علیهم‌السلام، ارتباط‌شان با وحی و قرآن کریم، بسیار کمرنگ یا حتی بی‌رنگ شده است. هر دو به گمراهی می‌افتند.

ﻫ – با توجه به نکات فوق، بر هر عقل سلیمی که "افراط و تفریط" نداشته باشد، دنبال نفس خویش نباشد، اخلاص داشته باشد و بغض و کینه و دشمنی نداشته باشد، روشن می‌شود که از یک سو باید عزاداری‌ها با شکوه، عظمت، شور، هیجان، عاطفه و احساسات قلبی هر چه تمام‌تر برگزار گردد؛  و هم هر کاری در آن، به ویژه اگر حرام باشد، بدعت باشد، موجب وهن (اهانت به اسلام) باشد، به جای تبلیغ، ضد تبلیع باشد و ...، جایز نیست.

*- دقت شود که معیار و ملاک حلال و حرام نیز میل شخصی و احساسات افراد نیست، بلکه "فقه" است که "فقیه" واقف و بیان کننده‌ی آن است.

*- برخی گمان می‌کنند که اگر فقیه یا فقها گفتند: "قمه نزنید و حرام است"، اگر قمه بزنند خیلی هنر کرده و بُرده‌اند و بیشتر مورد توجه و رضایت الله و امام حسین علیه‌السلام قرار می‌گیرند، و یا اگر فقها گفتند: هنگام سینه زدن اگر لخت نشوید بهتر است،  اگر آنها لخت شوند، دیگر مستقیم به بهشت رفته در جوار ایشان جای می‌گیرند! در حالی که بدون استثناء هر کس که به فقه بی‌توجه شد و به اجتهاد خود عمل کرد، پیرو هوای نفس خویش است، هر چند که نامش نماز، روزه، حج ... یا عزاداری برای سیدالشهداء علیه‌السلام باشد.

نکته:

مقام معظم رهبری: من در دو، سه سال قبل از این، راجع به قمه‌زدن مطلبی را گفتم و مردم عزیز ما، آن مطلب را با همه وجود پذیرفتند و عمل کردند. اخیراً مطلبی را کسی به من گفت که خیلی برایم جالب و عجیب بود. برای شما هم آن مطلب را نقل میکنم. کسی که با مسائل کشور شوروی سابق و این بخشی که شیعه‌نشین است - جمهوری آذربایجان - آشنا بود، میگفت: آن زمان که کمونیستها بر منطقه آذربایجان شوروی سابق مسلّط شدند، همه آثار اسلامی را از آن‌جا محو کردند. مثلاً مساجد را به انبار تبدیل کردند، سالنهای دینی و حسینیه‌ها را به چیزهای دیگری تبدیل کردند و هیچ نشانه‌ای از اسلام و دین و تشیّع باقی نگذاشتند. فقط یک چیز را اجازه دادند و آن، قمه زدن بود! دستورالعمل رؤسای کمونیستی به زیردستان خودشان این بود که مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار کنند، قرآن بخوانند، عزاداری کنند، هیچ کار دینی نباید بکنند؛ اما اجازه دارند قمه بزنند! چرا؟ چون قمه زدن، برای آنها یک وسیله تبلیغ بر ضدّ دین و بر ضدّ تشیع بود. بنابراین، گاهی دشمن از بعضی چیزها، این گونه علیه دین استفاده میکند. هرجا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد. 1/1/1376

مقام معظم رهبری: ما چند سال پیش این‌جا راجع به قمه‌زنی - امری که «بیّن الغىّ» است - مطالبی گفتیم؛ بزرگانی صحبت کردند، نجابت کردند، قبول کردند و مردمِ زیادی هم پذیرفتند؛ یک وقت دیدیم از گوشه‌هایی سروصدا بلند شد که آقا شما با امام حسین مخالفید! معنای «سفینةالنجاة و مصباح الهدی» این است که ما عملی را که بلاشک شرعاً محل اشکال است و به عنوان ثانوی هم حرام مسلّم و بیّن است، انجام دهیم؟ باید این روشنگری‌ها را بکنیم تا نسل جوان ما به اسلام بیشتر علاقه‌مند شود. گرایش جوان‌ها را به اسلام میبینید. این گرایش، گرایش عاطفی است. این گرایش، بسیار ارزشمند است؛ اما مثل موجی است که ممکن است بیاید و برگردد. ما اگر بخواهیم این موج همچنان استمرار داشته باشد، باید پایه‌های فکری جوان‌ها را محکم کنیم.

 

x-shobhe

بازگشت به صفحه ی شبهات احکامی و حقوقی

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved