درود بر جوانانی که اولاً برای قبول یا رد هر
اصلی، در پی حجتهای عقلی هستند و نه امواج
روزگار و ثانیاً سعی دارند که «عقل» را بر
«نفس» حاکم کنند. و درود بر آن دسته از
جوانانی که در جستجوی فلسفهی حجاب هستند، آن
هم در عصری که دیگر حجاب از یک مسئلهی فردی
خارج شده و حتی نقش سیاسی خود را در جبههی
دوست و دشمن به عرصهی ظهور گذاشته است. و
البته لابد انتظار نمیرود که در یک فرصت
کوتاه، به کلیهی دلایل عقلی «حجاب» و آن هم
به صورت مبسوط و تفصیلی اشاره گردد. لذا با
توجه به این که مهمترین دلیل همان است که
خداوند متعال بیان نمود و در آخر بحث بدان
میپردازیم، ذیلاً فقط به چند محور به صورت
اختصار اشاره میگردد:
الف – حجاب مفهومی عام دارد، لذا آن چه در
قرآن یا احادیث در این مورد بیان شده است،...
مسئلهی «امر به معروف» که از سنخ «امر» کردن
است و باید امرانه باشد و نه نصیحت یا توصیه
به نیکی و خوبی و نیز «نهی از منکر» از سنخ
بازدارندگی قاطع است و نه تذکر و گوشزد، نه
تنها مختص اسلام نیست، بلکه اساساً مقولهای
نیست که کسی بخواهد یا بتواند آن را قبول
نداشته باشد. چرا که همگان با رعایت [کم و
بیش] آن زندگی را سامان میبخشند، جوامع را
پدید میآورند و مدارج رشد را طی میکنند. لذا
جامعهای متمدن است که «امر به معروف و نهی از
منکر» به صورتی قاطع و همگانی در آن رعایت شود
و جامعهای رشد یافتهتر، تکامل یافتهتر،
مدنیتر و مرفهتر است که بیشتز از سایرین این
دو اصل اساسی حیات بشری را شناخته و اعمال
کرده باشد...
اگر چه همیشه به دانشجویان [در سرتاسر عالم] القا شده است که شما تافتهی
جدابافتهای هستید [و البته بدین جهت که اولاً جویای علم میباشند و ثانیاً
آیندهساز خواهند بود، ارزشمند میباشند]، ولی دست کم باید قبول کرد که به
لحاظ خلقت (مرد و زن) و گرایشات و کششها و قوانین مترتب فردی و اجتماعی،
هیچ فرقی با سایر آحاد مردم ندارند. لذا اگر «اختلاط جنسی» آزاد باشد، برای
همگان آزاد است و اگر محدود به حدود و چارچوبهایی باشد، دانشجو و غیر
دانشجو ندارد و محیط دانشگاه برای اختلاط جنسی، با اتاق شخصی، هتل، پارک و
... فرق و امتیازی ندارد. اینک به نکات ذیل توجه فرمایید:...
لازم است به نکات ذیل دقت شود:
الف - تصویر چهره از معصوم (ع) فی نفسه مورد اشکال واقع نگردیده است که
سؤال کنیم، چرا و بر اساس کدام حدیث یا روایت. ذیلاً به چند پاسخ مراجع
عظام نسبت به این سؤال اشاره میگردد:
سؤال: حکم شرعی عکس های منسوب به ائمۀ معصومین علیهم السلام چیست؟
حضرت آیت الله العظمی خامنهای: این کار فی نفسه از نظر شرعی اشکال ندارد،
به شرط این که مشتمل بر اموری که از نظر عرف اهانت و بی احترامی محسوب می
شود، نبوده و با شأن این بزرگواران منافات نداشته باشد. [اجوبة
الاستفتائات، 1196]
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی: به طور کلٌی ترک نصب آنها مناسبتر
با شئون آن بزرگواران است.
حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (ره): مانعی ندارد، هر چه انتساب آنها
به معصومین علهیم السلام اعتباری ندارد...
قبل از پاسخ مستقیم سؤال دقت شود که نباید ذهن خود را زیاد معطوف به
«چرایی» احکام بنماییم. البته علت این توصیه «چرا» نداشتن احکام یا خوف از
پرسش و پاسخ نیست، بلکه سبب این است که «چرایی» احکام فقه اسلام، یا به قول
و معروف فلسفهی احکام، مانند چرایی و فلسفهی هر علم دیگری، مستلزم سالیان
مدید تحصیل تخصصی در این رشته است. اما ذهن که به دنبال چرایی میرود،
میخواهد در یک ایمیل، یا حداکثر یک یا دو صفحه پاسخ، به این چرایی آن به
صورت قاطع دست یابد. به همین دلیل شاهدیم که اشخاص یا سایتهای مخالف اسلام
و شبههافکن نیز برای گمراه کردن اذهان عمومی، بر «چرایی» احکام تکیه
میکنند! چرایی که به خاطر نامحدود بودن احکام، هیچ پایانی ندارد...
قبل از پاسخ مستقیم سؤال دقت شود که نباید ذهن خود را زیاد معطوف به
«چرایی» احکام بنماییم. البته علت این توصیه «چرا» نداشتن احکام یا خوف از
پرسش و پاسخ نیست، بلکه سبب این است که «چرایی» احکام فقه اسلام، یا به قول
و معروف فلسفهی احکام، مانند چرایی و فلسفهی هر علم دیگری، مستلزم سالیان
مدید تحصیل تخصصی در این رشته است. اما ذهن که به دنبال چرایی میرود،
میخواهد در یک ایمیل، یا حداکثر یک یا دو صفحه پاسخ، به این چرایی آن به
صورت قاطع دست یابد. به همین دلیل شاهدیم که اشخاص یا سایتهای مخالف اسلام
و شبههافکن نیز برای گمراه کردن اذهان عمومی، بر «چرایی» احکام تکیه
میکنند! چرایی که به خاطر نامحدود بودن احکام، هیچ پایانی ندارد...
خواهشمند است به نكات ذيل كاملاً دقت
فرماييد:
اولاً اهل سنّت نه به خاطر سجده به مُهر و نه به هيچ خاطر ديگري شيعيان را
مشرك نميدانند و اين تهمتها فقط از ناحيهي «وهابيّت» صادر ميشود كه جزء
مذاهب اسلامي محسوب نميگردد. بلکه گروهی ساخته و پرداخته دولت وقت
انگلستان است.
ثانیاً هيچ اختلاف فقهي دليل بر شركت نيست. لذا شيعيان نيز اهل سنّت را به
خاطر اختلافات فقهي (احكام) مشرك نميخوانند. اگر قرار باشد هر اختلاف فقهي
دليل بر شرك باشد، مذاهب چهارگانه اهل سنّت نيز بايد يك ديگر را مشرك
بدانند! و حال آن كه چنين نيست.
بدیهی است دین و مذهبی که مکرر امر به تعقل،
تفکر، تدبر و نیز تعلیم و تعلم مینماید و در حد والایی برای علم ارزش قائل
است، هیچگاه انسان را به تقلید بیمنطق دعوت نمینماید.
تقلید در احکام با انتخاب دین و عمل به احکام
آن کاملاً متفاوت است. انتخاب دین امریست که
باید از روی دلیل و منطق صورت پذیرد و به هیچ
وجه تقلیدی نیست. لذا در اولین بند هر
رسالهای قید شده که «اصول دین» تحقیقی است و
نه تقلیدی و مسلمان باید به اصول دین خود یقین
داشته باشد.یعنی باید اعتقاد او به توحید،
نبوت ... معاد، از روی دلیل باشد و نه از روی
تقلید کور از مجتهد یا والدین یا جامعه و ...
مطلبی که ارسال فرمودید، یک سؤال است و شبهه نیست. اما در عین
حال توجه جنابعالی را به پاسخ ذیل جلب مینماییم:
قبل از هر مطلب دیگری دقت فرمایید که حکمتهای
احکام الهی و آثار آنها محدود به یک یا دو یا
چند موضوع مشخص نیست، چرا که نه تنها علم
خداوند حکیم محدود نیست، بلکه انسان نیز مخلوق
کوچک و محدودی نیست، بلکه به تعبیر امام علی
علیهالسلام، عالم صغیر و یا به تعبیرهای
دیگر، همان عالم کبیر است و بدیهی است که
همهی اجزای این عالم (انسان) اعم از مادی و
غیر مادی (مثل روح و جسم) با یک دیگر و تک تک
اجزای مادی و غیر مادی عوالم بیرون از وجود
خود مرتبط است، لذا احکامی که خداوند بر انسان
مترتب فرموده است، با توجه به تأثیر و تأثر
همه وجوه آن میباشد...
ساختن حرم برای امنیت، رفاه، عبادت و زیارت زوار، که در هیچ یک از
مذاهب اسلام مزموم شمرده نشده است، بسیار متفاوت است با ساختن مسجد بر
روی قبر. چنان چه احکام مسجد با حرم یا هر ساختمان زیارتی و عبادتی
دیگری ـ مثل حسینه – متفاوت است. لذا تا کنون جایی بر روی قبر مسجدی
ساخته نشده است...
برای دریافت و اطلاع از فقه برادران اهل تسنن، نیازی نیست که کسی
خود را سنی جا بزند، هم چنان که برای دریافت فقه تشیع نیازی به این
مسئله نیست. اما در عین حال نظر جنابعالی را به چند نکتهی مهم جلب
مینماییم.
الف - دست روی دست گذاشتن در موقع نماز در هیچ یک از مذاهب اسلامی واجب
نیست. شافعی، حنفیه و حنابله تکتف را مستحب میدانند و مالکیه دست باز
بودن را بهتر از دست بسته بودن میدانند، امامیه تکتف را مبطل نماز
میدانند. بدیهی است اگر آنان سند محکمی دال بر سنت رسول خدا داشتند،
آن را واجب اعلام مینمودند و نه مستحب.ا
روایت سهل بن سعد به سند بخاری نیز دال بر این است که «مردم به بستن
دستها امر میشدند»، اما از ناحیهی چه کسی؟ معلوم نیست! و از سیاق
جمله معلوم است که حکومت وقت به آنها «امر» میکرده است...
حکم و فتوا در چارچوب اسلام و احکام اسلامی صادر میشود و نه
چارچوب مکاتب دیگر مثل« لیبرال دمکراسی آمریکایی و مانیفست صهیونیسم
بینالملل و یا قوانین فراماسونی» و تشخیص صحت آن نیز با تطابق با
موازین شرعی سنجیده میشود و نه با میل و پسند دیگران. لذا معلوم است
کسانی میگویند: «حکم قتل سلمان رشدی نه حکم است و نه فتوا، پس درست
نیست»! نه تنها چیزی از حکم و فتوا نمیدانند، بلکه اساساً با اسلام
آشنایی ندارند و فقط خواستهاند حرفی در تکذیب و ایجاد شبهه زده باشند.
اما جهت اطلاع بیشتر شما محقق گرامی و سایر عزیزان، مباحث ذیل ایفاد
میگردد:
- حکم و فتوا توسط فقیه مجتهد (مرجع تقلید) صادر میگردد... ادامه مطلب...
اگر چه میتوان با ذکر یک یا دو حدیث (چنان چه خواسته شده) پاسخ را
ایفاد نمود، اما نظر به اهمیت موضوع و نیز ضرورت اطلاع از مبانی دیگر
جهت شناخت بیشتر، خوب است قبل از ذکر روایات به چند نکتهی بسیار مهم
توجه شود:
الف ـ به هیچ وجه به دنبال آن نباشیم که همه چیز و آن طور که ما
میخواهیم در قرآن کریم قید شده باشد. چرا که اولاً وحی کلام خداوند
است و نه کلام ما، و ما نمیتوانیم به خداوند دیکته کنیم که چه بگوید و
چگونه بگوید! بلکه آن خالق حکیم که هادی مخلوقات است، خود احسن الکلام
را برای هدایت به کار میبرد و به همین دلیل قرآن کریم را به عربی فصیح
نازل نمود و فرمود:
وَ كَذلِكَ أَنزَلناهُ حُكماً عَرَبِيًّا وَ لَئِنِ اتَّبَعتَ
أَهواءَهُم بَعدَ ما جاءَكَ مِنَ العِلمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن
وَلِيٍّ وَ لا واقٍ. (الرعد – 37)
و این چنين حکم (قرآن) را به زبان عربى نازل كرديم و
اگر پس از دانشى كه به تو رسيده است، از پى خواستههاى
(نفسانی) آنان بروى، در برابر خدا كارساز و
نگهدارندهاى نخواهى داشت...
یکی از دوستان من که مرجع تقلید ایشان آیت الله صانعی است
دلیل فتوای ایشان مبنی بر عدم حرمت تراشیدن ریش را این طور بیان میکند
که در صدر اسلام به دلیل نبود وسایل تراشیدن ریش این کار باعث زخمی شدن
صورت میشد ولی اکنون با وسایلی مانند ژیلت دیگر دلیلی برای حرمت
تراشیدن ریش وجود ندارد. آیا این نظر درست است و در مجموع چه دلایلی
برای حرمت تراشیدن ریش وجود دارد ؟
پاسخ: ابتدا دقت بفرمایید که آقای صانعی مرجع
تقلید نیست و تقلید از ایشان نیز جایز نیست...
اولین پاسخ این است که چون: این احکام را خداوند علیم و حکیم که انسان و
جهان را خلق نموده و به خیر و شرّ آنان علم دارد وضع نموده است و حکمت
نهایی همهی احکام الهی نیز رشد فرد و جامعه به سوی کمال و تقرب به کمال
مطلق «الله جل جلاله» است.
اما بعد، بدیهی است که اسلام دین کاملی است، لذا به اندازهی تمامی اعمال
بالقوه و بالفعل بشر احکام (چه باید کرد و چه نباید کرد) دارد. حال اگر کسی
بخواهد به احکام و فلسفهی احکام عالم شود، لازم است در رشتهی «فقه» تحصیل
نماید و چون این تحصیل برای همگان ممکن نیست، فرمودهاند که یا «مجتهد»
شوید و خود بفهمید که حکم شرعی چیست و چرا؟ و یا آن که «مقلد» شوید و از
مجتهدی که میداند تقلید نمایید. درست مثل این است که میگویند: برای حفظ
سلامتی و حصول بهبودی سلامتی مجدد به هنگام بیماری، یا پزشک باشید و یا به
پزشک مراجعه نمایید...
اگر چه چنین سخنی در اذهان عمومی مطرح نشده است، اما اگر بیان شود نیز نه
تنها غلط یا بدعت نیست، بلکه عین احکام اسلام در مذاهب تشیع و نیز تسنن
است.
اگر چه بسیاری سعی دارند این معنا را القاء کنند که مبحث «ولایت فقیه»
اولین بار توسط حضرت امام خمینی (ره) مطرح گردیده است و پیش از ایشان
چنین مبحثی مطرح نبوده است، اما این ادعا به هیچ وجه صحیح نمیباشد،
بلکه حضرت امام (ره) این مبحث را به صورت تدوین شده تدریس فرمودند.
مبحث «ولایت فقیه» از همان موقعی مطرح شد که
مبحث «ولایت و امامت» مطرح شد. در زمان هر
امامی - چه به حکومت رسیده باشند و چه نرسیده
باشند – والیانی از ناحیهی امام منصوب
میشدند که اطاعت از آنان، همان اطاعت از امام
(ع) بود...