بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک
 

عکس ها ونماد ها فرقه بهاییت

1) نقش روی انگشتر

نقش اسم اعظم که بر روی نگین انگشتر و یا تابلو، دیده می‌شود، توسط عبدالبهاء طرح گردیده‌است. این طرح شامل سه خط افقی است که نشان دهنده عالم حق (عالم خداوند)، عالم امر (عالم پیامبران) و عالم خلق (عالم انسان) است.  خط عمودی که این سه خط را قطع می‌کند نشاندهنده مظهر ظهور یا پیامبر است که عالم خداوند را به عالم انسان مرتبط می‌سازد. دو ستاره در اطراف نشان دهنده باب و بهاءالله هستند.چهار حرف «هـ» نشانگر بهاءالله و دو خطی که به شکل «ب» هستند، نشانگر باب می‌باشند.

 

2)ستاره ۵پر

شوقی افندی، ذکر کرده‌است که نشان و علامت دیانت بهائی، ستاره ۵ پر است. بر طبق حروف ابجد، باب برابر ۵ است و بهاء برابر ۹. از این رو ستاره ۹پر نیز به عنوان یکی از نشان‌های دیانت بهائی ذکر می‌شود.
 

یکی از الواح به دستخط باب

3)ستاره نه پر

4)یابهاء‌الابهی، اسم اعظم در دیانت بهائی

 مفهومی از دعا و استمداد دارد و به معنای «ای روشن‌ترین روشنائی‌ها» است. طرح اصلی یا بهاءالابهی که در اغلب منازل بهائیان وجود دارد، از مشکین قلم خطاط معروف بهائی بوده‌است.

5)توبه نامه علی محمد شیرازی (باب)

توبه نامه باب
ناصرالدين ميرزاي وليعهد گزارشي از اين جلسه براي پدرش محمد شاه قاجار فرستاده كه در آن آمده است:
«قربان خاك پاي مباركت شوم. . . اول حاج ملامحمود پرسيد مسموع مي شود تو مي گويي من نايب امام زمان هستم و بابم و بعضي كلمات گفته اي كه دليل بر امام بودن، بلكه پيغمبري توست. (باب) گفت: بلي، حبيب من، قبله من، من نايب امام هستم و باب امام هستم و آنچه گفته ام و شنيده اي راست است و اطاعت من بر شما لازم است. . . به خدا قسم كسي كه از صدر اسلام تاكنون انتظار او را مي كشيد منم. . . بعد از آن پرسيدند از معجزات و كرامات چه داري؟ گفت اعجاز من اين است كه از براي عصاي خود آيه نازل مي كنم و شروع كرد به خواندن اين فقره: بسم الله الرحمن الرحيم، سبحان الله و القدوس السبوح الذي خلق من السموات و الارض كما خلق هذا العصا آيه من آياته(او) اعراب كلمات را به قاعده نحو غلط خواند و تأ سماوات را به فتح خواند. گفتند مكسر بخوان آنگاه و الارض را مكسور خواند. اميرارسلان عرض كرد اگر اين قبيل فقرات از جمله آيات باشد، من هم توانم تلفيق كرد و عرض كرد: «الحمدالله الذي خلق العصا كما خلق الصباح و المسأ». باب بسيار خجل شد. بعد از آن مسائلي چند از قصه و ساير علوم پرسيدند و جواب گفتن نتوانست. چون مجلس گفتگو تمام شد، جناب شيخ الاسلام احضار كرد و باب را به چوب مضبوط زده و تنبيه معقول نموده و توبه كرد و بازگشت و از غلطهاي خود انابه و استغفار كرد و التزام پا به مهر سپرد كه ديگر از اين غلطها نكند. امر، امر همايون است. . . »( 1)
بر اساس مدارك و نوشته هاي موجود در پايان اين مجلس «سيدعلي محمد باب» كه تاب مجازات را نداشت، دست از ادعاي خود كشيد و توبه نامه اي رسمي به خط خود نوشت.
از توبه نامه پا به مهري كه ناصرالدين شاه در گزارش به پدرش محمدشاه ياد مي كند نشاني در دست نيست اما يك نامه از «علي محمد باب» به ناصرالدين ميرزا وليعهد باقي مانده كه اصل آن در كتابخانه مجلس شوراي ملي است. ( 2)
 

-------------------------------

 (1)«كشف الغطأ» اثر ميرزا ابوالفضل گلپايگاني، صص 204-201

(2)در كتاب بهائيان نوشته سيدمحمد باقر نجفي صفحه 224، در مورد اين توبه نامه چنين آمده است: «آنچه مسلم است، صورت اصلي دستخط علي محمد شيرازي، درقاب عكسي، در سالن قديمي كتابخانه مجلس شوراي ملي آويزان بوده است. مطلعان و كساني كه به كتابخانه مجلس رفت و آمد داشته و دارند، اذعان مي دارند كه خود صورت دستخط علي محمد شيرازي را كه در قاب عكسي در سالن كتابخانه مجلس شوراي ملي آويزان بوده، كراراً ديده اند و در زمان مسؤولان وقت، آن را برداشته، به كجا برده و يا تحويل داده اند، معلوم نيست! مؤلف اين كتاب درآبان 1353، تحقيقات جامعي در كتابخانه مجلس شوراي ملي به عمل آورد ولي مسؤولان از توبه نامه مذكور اطلاعي نداشتند و از آنجايي كه احتمال داده مي شد در صندوق كارپردازي مجلس گذارده شده باشد، كوشش به عمل آورد تا به محتويات صندوق مذكور، دستيابي پيدا كند. ولي بعدها معلوم شد كه توبه نامه در صندوق كارپردازي موجود نيست!. . از آنجايي كه صاحب اصلي اين سند، ملت ايران مي باشند، مي بايست تحقيق و بررسي هايي از مسؤولان كتابخانه در سنوات مختلف خاصه در سال هاي 1315 به بعد صورت پذيرد، تا از سند مذكور اطلاع دقيق و يا در صورت اثبات مفقود شدن آن پرده ها از يك دستبرد جنايتكارانه بالا رود و نقشه هاي زعماي بهائي ايران به عنوان خدمت به كتابخانه مجلس و در لباس كتابدار و مسؤول كتابخانه معلوم همگان گردد!. . . »
همچنين نورالدين چهاردهي در صفحات 89 و 90 كتاب «بهائيت چگونه پديد آمد»، چاپ دوم تابستان 1369، كه توسط چاپ و انتشارات آفرينش منتشر شده مي نويسد:
«در كتاب بيان الحق تأليف سيدعباس علوي، توبه نامه سيدباب را تأييد كرده است»
وي در ادامه مي نويسد:
«در ايام محمدرضا(ي) مخلوع در ميدان بهارستان اغتشاشي بر پا، بهائيان مجلس را به آتش كشيده كه توبه نامه سوخته شود خساراتي وارد آمده اما توبه نامه محفوظ ماند»
و در صفحه 178 كتاب در مورد وضعيت فعلي اين سند مي نويسد:
«ارباب كيخسرو در ايامي كه در كرمان به سر مي برد به معلمي اشتغال داشت و همسر دوم وي از خاندان بهائي بود. در اوقاتي كه در مجلس شوراي ملي بود بهائيان با وي تماس گرفته و حاضر شدند مبلغ دوازده هزار تومان كه در آن سنوات ثروت معتنابهي بود به ارباب كيخسرو داده و اصل سند توبه نامه باب را كه در صندوقي در كتابخانه مجلس مضبوط بود ابتياع كنند و خيلي اصرار و سماجت كردند بر ما معلوم نيست علت استنكاف ارباب ]كيخسرو[ به چه سبب بود. فرمان مشروطيت و نطق افتتاحيه مظفرالدين شاه نيز در جعبه اي در كتابخانه مجلس محفوظ است ]كه[ فرمان مشروطيت به خط قوام السلطنه است. در زماني كه رياست مجلس به عهده مهندس رياضي بود استاد بوذري كه از اساتيد به نام خط است احضار و به وي گفت توبه نامه باب مفقود شده است، استاد نشانه صندوقي را داد و پس از آوردن صندوقچه توبه نامه باب در آن موجود بود كه اكنون نيز در كتابخانه مجلس جمهوري اسلامي نگهداري مي شود و آقاي حائري كه مردي دانشمند و متدين و از خاندان علماي بزرگ تشيع است، بيش از ديگران صلاحيت رياست كتابخانه مجلس را دارا مي باشد و آثار ارزنده در فهرست كتب خطي كتابخانه منتشر ساخته است».
 

 

 از دیرباز، پژوهشگران بسیاری در پی یافتن مدرک و مستندی درباره توبه‌نامه معروف علی محمد شیرازی خطاب به ناصر الدین شاه قاجار بوده‌اند. وجود متن این توبه‌نامه در یکی از معتبرترین کتب بهائیت که به دستور عبدالبهاء (عباس افندی) نوشته شده است، می‌تواند مدرکی دیگر برای صحت درستی استناد به این متن باشد.

این کتاب در پاسخ به کتابی با نام «نقطة الکاف: در تاریخ ظهور باب و وقایع هشت سال اول از تاریخ بابیه» منسوب به حاجی میرزا جانی کاشانی و با سفارش عباس افندی نوشته شد.

محیط طباطبایی درباره دلایل جمع‌آوری این کتاب می‌نویسد: کشف الغطاء به دستور و نظارت عبدالبهاء (عباس افندی) و به دستیاری میرزا ابوالفضل گلپایگانی و ادیب طالقانی و نعیم سدهی و سمندر قزوینی و مهدی گلپایگانی (از فعالان و مبلغان بهائیت) در رد نقطه الکاف، از سال 1330 تا 1334 ق. تنظیم و تدوین و در عشق آباد روسیه به چاپ رسید و آماده انتشار شد.

اما سقوط فلسطین به دست انگلیسی‌ها و پیدایش مصالح تازه‌ای که بر اثر انقلاب روسیه قوت گرفته بود سبب شد که هزاران نسخه آماده انتشار از آن نابود گردد.

می‌توان در توضیح این مسئله گفت پس از فروپاشی امپراتوری تزاری، عباس افندی (عبدالبهاء) پیشوای وقت این فرقه، قبله‌اش را از پایتخت تزار به لندن تغییر داد و آثار این چرخش سیاسی نیز به زودی خود را نشان داد.

اعطای لقب و نشان از وی لندن به عباس افندی و ثناگویی رسمی وی از جرج پنجم، جلوه بارز این چرخش بود. جلوه دیگر این چرخش، اقدام افندی به جمع کردن و محو نسخه‌های کتاب «کشف الغطاء عن حیل العداء» (چاپ روسیه) بود که به دستور خود افندی و به قلم میرزا ابوالفضل گلپایگانی (و برخی از دیگر مبلغان مشهور بهایی) در رد کتاب «نقطة الکاف» نوشته شده بود که در آن تعریضاتی به سیاست انگلیس صورت گرفته بود.

اما، چون چاپ این کتاب مصادف با پیروزی قشون انگلستان در حیفا و قبول اطاعت و خدمتگزاری جمیع بهائیان نسبت به حکام انگلیسی در منطقه زیر نفوذ انگلستان بود، عبدالبهاء (عباس افندی) صلاح ندید که این کتاب با دارا بودن این مایه‌های ضدانگلیسی و در حالی که زد و بندهایی صورت گرفته بود، انتشار یابد.

از این رو دستور داد پس از جمع‌آوری نسخه‌های کشف الغطاء آن را بسوزانند و تنها تعداد انگشت‌شماری از آن در کتابخانه‌هایی در انگلستان و فرانسه و ایران و آن هم در کتابخانه‌های خصوصی و محرمانه بهائیان از این فرمان جان سالم به در بردند.

در عین حال، نسخه هایی از این کتاب در برخی کتابخانه ها و در برخی سایت های اینترنتی موجود است و از جمله موضوعات مورد توجه در این کتاب درج توبه‌نامه معروف علی محمد شیرازی (معروف به باب) پایه‌گذار اصلی فرق بابیت و بهائیت است که خبرگزاری آینده روشن به بازنشر آن اقدام می کند.

آن‌چه می‌خوانید از صفحات 204 و 205 این کتاب است که در سال 1919 در عشق آباد منتشر شده است:

«صورت دست‌خط حضرت نقطه اولی به ناصر الدین شاه در اوقات ولیعهدی او در تبریز که بر علما جوابی نوشته‌اند:

فداک روحی الحمد لله کما هو اهله و مستحقه که ظهورات فضل و رحمت خود را در هر حال بر کافه عباد خود شامل گردانیده فحمداً ثم حمداً که مثل آن حضرت را ینبوع رأفت و رحمت خود فرموده که بظهور و عطوفتش عفو از ندگان و ستر بر مجرمان و ترحم به دعیان فرموده اشهد الله و من عنده که این بنده ضعیف را قصدی نیست که خلاف رضای خداوند عالم و اهل ولایت او باشد اگرچه بنفسه وجود ذنب صرف است ولی چون قلبم موفق به توحید خداوند جل ذکره و به نبوت رسول او ولایت اهل ولایت اوست و لسانم مقر بر کل ما نزل من عند الله است امید رحمت او را دارم و مطلقاً خلاف رضای حق را نخواسته‌ام و اگر کلماتی که خلاف رضای او بوده از قلم جاری شده غرضم عصیان نبوده و در هر حال مستغفر و تائبم حضرت او را و این بنده را مطلق علمی نیست که منوط به ادعایی باشد استغفر الله ربی و اتوب الیه من ان ینسب الی امر و بعضی مناجات و کلمات که از لسان جاری شده دلیل بر هیچ امری نیست و مدعی نیابت خاصه حضرت حجه الله علیه السلام را محض ادعای مبطل است و این بنده را چنین ادعایی نبوده و نه ادعای دیگر. مستدعی از الطاف حضرت شاهنشاهی و آن حضرت چنان است که این دعاگو را به الطاف و عنایت سلطانی و رأفت و رحمت خود سرافراز فرمایند. والسلام.»

تصویر این دو صفحه از کتاب «کشف الغطاء» :



منابع:
بهائیان، محمد باقر نجفی
«از تحقیق‌ و تتبع‌ تا تصدیق‌ و تبلیغ‌ فرق‌ بسیار است» ، محیط‌ طباطبایی، گوهر، سال‌ 4، ش‌ 2، اردیبهشت‌ 1355
کشف‌ الحیل، آیتی

مرجع :آینده روشن

6) شخصیتهای موثر در تاریخ و شناخت بهائیت

گرچه دربادي امرهيچ تناسبي ميان انديشه هاي مسلک شيخيه و دعاوي علي محمد « باب » وميرزاحسينعلي « بهاء »وجود ندارد ، اما به علت اين واقعيت مسلم تاريخي که سيد علي محمد شيرازي آغاز گر فتنه بابيت که بعداً بهائيت از درون آن جوشيد از شاگردان سيد کاظم رشتي رهبر دوم مسلک شيخيه بوده است و بنيان بسياري از دعاوي اوليه علي محمد شيرازي بر انديشه هاي شيخيه شکل گرفته است و ميرزا حسينعلي نوري ملقب به بهاءالله نيز با توجه به اهميت دعاوي اين دوتن براي شکل گيري هسته اوليه نهضت منحرف و پوشالي خود شيخ احمد احسائي و سيد کاظم رشــــتي را « نورين نيرين لقب ميدهد و آنها را مبشّران ظهـــور خودش و باب مي خواند و نخستين گروندگان به بابيه همه از پيروان وطرفداران شيخيه بشمار ميرفتند بنابراین در شناخت فرقه بهاییت ابتدااً جريان شيخيه را مورد نقد ونظر قرار دهيم



شيخ احمد احسائي بنيانگذار انديشه و مسلک شیخیه
 



سيد کاظم رشتي (1212 - 1259 ق.)
جانشين شــيخ احمد احســائي رهبر دوم مسلک شیخیه

 

 



سید علی‌محمد شیرازی ملقب به باب


طاهره قره العين قزويني

 اين زن در تاريخ بابي گري و بهائيگري از جمله در دو سر فصل مهم بابيه نقش عمده و فعالي را ايفا ميکند
 1)واقعه بدشت .وي در اجتماع بدشت که نقطه انفکاک و جدائي بابيان از مسلمانان است «بدون حجاب، با آرايش و زينت » به مجلس وارد شد و حاضران رامخاطب ساخت که امروز «روزي است که قيود تقاليد سابقه شکسته شد » و رسماً به نسخ اسلام و پايان راه مسلماني تصريح کرد

2)ترور شهيد ثالث: در ماجراي قتل يکي از بزرگان شيعه و مخالفين شيخ احمد احسائي علامه ملا محمد تقي برغاني معروف به شهيد ثالث شاهد حضوري پر رنگ و مؤثر از اين زن هستيم.
 



ميرزا يحيي صبح ازل

 



میرزا حسینعلی نوری  ( بنیانگذار فرقه ی بهائیگری )

ميرزاحسينعلي نوري ملقب به بـهاءالله که بهائيان شهرت خود را از وي گرفته اند و او را عنوان پيامبر آئين خود مي شمارند

شوقي افندي رباني (عید البهاء) ملقب به ولي امرالله در يازدهم اسفندماه سال ۱۲۷۶ شمسي و ۲۷ رمضان ۱۳۱۴ هجري قمري در عکا متولد شد. او فرزند ضيائيه دختر بزرگ عبدالبهاپدرش ميرزا هادي افنان برادر زاده خديجه بيگم همسر اول سيد علي محمد باب بود .شوقي تا ۱۱ سالگي را در عکا محل زندگي وتبعيدگاه جد مادر خود بهاءالله بسر برد . با سقوط حکومت عثماني در سال ۱۹۰۸ ميلادي عبدالبهاء به همراه خانواده خود جهت تامين تحصيلات نواده‌هايشان به شهر حيفا که در ۱۲ کيلومتري عکا واقع شده، نقل مکان کردند. ، شوقي تحصيلات خود را در حيفا در کالج دفرر انجام داد و سپس به دانشگاه بيروت رفت و درنهايت دانشگاه آکسفورد انگلستان را براي ادامه تحصيلات انتخاب کرد. و ظاهراً موفق به اخذ مدرک از این دانشگاه نشد

 




عبدالبهاء در حال دریافت لقب سر از دولت انگلیس

عباس افندی و نوه دختری و(جانشین ) وی شوقی افندی

شوقی افندی



مقبره احتمالي باب ،کوه کرمل ،حيفا (فلسطين اشغالي)

نمايى ازمقبره بهاءالله در نزديکى عکّا

7) نگاهی گذرا به نقش دولت های استعماری و مستکبر از پیدا و پنهان بهاییت +عکس مشرق الاذکار

فرقه ضاله بهاییت، کمتر از 170 سال سابقه دارد. این فرقه از زمان پیدایش تاکنون، بدون پشتیبانی خارجی هیچگاه زنده و فعال نبوده است و به ترتیب، روسیه، انگلیس، آمریکا و رژیم ‌صهیونیستی در این مدت از این فرقه حمایت کرده‌اند.

به گزارش «تابناک»، ایجاد ادیان و فرقه های ساختگی، یکی از ترفندهای مرسوم دولت‌های استعمارگر برای به انحراف کشیدن جریان صحیح دینداری بوده است. در حقیقت، هدف کلی این بوده که فرق دست‌ساز در نهایت جایگزین ادیان الهی شده یا دست کم چهره ادیان الهی را مشوش سازند.

نگاهی گذرا به نقش دولت های استعماری و مستکبر زوایای بیشتری را از پیدا و پنهان این فرقه انحرافی را روشن می سازد:

1 ـ روسیه:
سفارت روسیه از آغاز فتنه بابیه و پیدا شدن فرقه بابیه و بهاییه از رهبران این فرقه حمایت می‌‌کرد؛ برای نمونه، دالگورکی، سفیر روسیه در تهران، برای نجات بهاء اله از زندان پادرمیانی کرد و فرستاده خود را با وی همراه نمود تا به سلامت از ایران خارج شود.

2 ـ انگلستان:
پس از انتقال رهبری بابیت و بهاییت به عراق و سپس فلسطین، رهبران این فرقه به تبعیت استعمار انگلیس درآمدند. در اواخر جنگ جهانی اول، وزیر امور خارجه انگلیس در نوامبر 1917م. اعلامیه خود را بر مبنی بر تشکیل وطن ملی یهود در فلسطین صادر کرد و در همین ایام، جمال پاشا، فرمانده کل دولت عثمانی، به دلیل حمایت عبدالبهاء از انگلیس و دادن آذوقه به ارتش انگلیس، تصمیم به قتل وی و انهدام مرکز بهاییت در عکا و حیفا گرفت.
وزیر خارجه انگلیس با واکنش تند و جدی به سالار سپاه انگلیس دستور داد تا با جمیع قوا در حفظ و صیانت حضرت عبدالبهاء بکوشد و بر اثر همین حمایت عبدالبها از انگلیس، فلسطین به دست سپاه انگلستان افتاد و زمینه پدید آمدن رژیم صهیونیسم به وجود آمد؛ به گونه ای که پس از پایان جنگ جهانی اول، به پاس خدماتی که عبدالبهاء برای استعمار انگلیس انجام داده بود، طی مراسمی لقب سِر(Sir)  و بزرگ‌ترین نشان خدمتگذاری، نایت هود(Knight Hood) را دریافت کرد.


مشرق الاذکار فرانکفورت آلمان
 

3 ـ آمریکا:

بر اثر حمایت‌های آمریکا، بهاییان به ستون پنجم و یکی از ابزارهای استکباری آمریکا پس از جنگ جهانی اول مبدّل شد.

بنا بر آمار منتشره در سایت رسمی محفل ملی بهائیان آمریکا، تعداد کل بهاییان آمریکا، رقمی در حدود 155 هزار نفر است که شامل ایرانی‌های بهایی در آمریکا هم می‌شود. همین منابع، تعداد کل بهاییان دنیا را رقمی در حدود شش میلیون نفر اعلام می‌کنند و این بدان معناست که بهاییان آمریکا در حدود 5/2 درصد کل بهاییان جهان را تشکیل می‌دهند.

با توجه به این امر، جای این پرسش هست که چرا در حالی که تنها 5/2 درصد بهاییان، مقیم آمریکا هستند، 70 تا 80 درصد کرسی‌های نه نفره بیت‌العدل اعظم در قبضه آمریکایی‌هاست؛ آن هم آمریکایی‌هایی که نه بهایی‌زاده بوده و نه سابقه درخشانی در بهاییت داشته‌اند.

4 ـ رژیم صهیونیستی:

بهائیت از آغاز پیدایش خود با یهود همکاری داشت، به گونه ای که دکتر احمد شلبی در بیان عقاید این فرقه در کتاب «مقارنة الادیان الیهودیه» می‌‌نویسد: هیأت بین المللی حیفا در نامه‌ای به محفل روحانی ملی بهاییان ایران، در اول ژوئیه 1952 رابطه شوقی افندی را با حکومت اسرائیل اعلام داشت.


مشرق الاذکار سیدنی استرالیا
 

«بندر حيفا»، مهمترين شاهرگ اقتصادي اسراييل غاصب و کوتاهترين مسير به سوي خزانه هاي اين رژيم است. اين بندر که علاوه بر موقعيت جغرافيايي، از لحاظ نظامي و اقتصادي نيز چهره اي جهاني يافته، به دليل وجود مکان هاي گردشگري در آن هم اهميت چشمگيري دارد. اما در اين ميان، معبد بهائيان با تمام جاذبه هاي توريستي و جهانگردي، موقعيتي منحصر به فرد را در قلب حيفا پدید آورده است.
خليج نيم دايره اي حيفا ميزبان گردشگران و زایراني است که با نشان ستاره داود بر گردن و دست ها، ديوارهاي ضخيم اين قلعه را به نظاره نشسته اند. درخشش دوازده هزار آجر طلايي بر فراز گنبد همراه با بازتاب نور هجده پنجره الوان، کوه کرمل را در اقيانوسي از نور فرو مي برد که جلوه ي آن، گردشگران بسياري را به سوي خود مي کشاند؛ قالي هاي بسيار نفيس ايراني که يکي از کلکسيون هاي فرش دنيا را تشکيل مي دهد، براي تشريف فرمايي رسمي يکي از رؤساي دولت آذين مي شود؛ رييس جمهور اسراييل، اسحاق بن زوي. در سال 2000 ميلادي، شمار جهانگرداني که به اسراييل آمدند، از 2/4 ميليون نفر فراتر رفت و در سال 2005 با برقراري آرامش نسبي، ورود آنان افزايش يافت. 54 درصد اين گردشگران از اروپاي غربي، 28 درصد آمريکايي و 10 درصد بقيه آسيايي هستند.(2) اين تنها يکي از ارتباط هاي دوسويه بهائيسم و صهيونيسم در يک منفعت مشترک است.
 

بندر حیفا اسرائیل

 

 بهاءالله بنیانگذار فرقه ضاله بهائی به پیروانش دستور می‌دهد که در هر شهری ساختمانی به بهترین صورت ممکن به نام خداوند ساخته شود و در آن به ذکر پروردگار پردازند. به این بناها مشرق‌الاذکار گفته می‌شود. همچنین بهاءالله گذاشتن تصاویر را در مشرق‌الاذکار نهی کرده‌است. مشرق‌الاذکارها در دین بهائی مختص بهائیان نیست و هر کس با هر دین و اعتقادی، می‌تواند در آن به هر نوعی که علاقه و اعتقاد دارد، به دعا با خالق خویش بپردازد.


 
مشرق الاذکار پاناما
 

عبدالبهاء مبیّن آثار دین بهائی در مورد مشرق‌الاذکار چنین می‌گوید:

«مشرق‌الاذکار مغناطیس تأیید پروردگار است، مشرق‌الاذکار اساس عظیم حضرت آمرزگار است. مشرق‌الاذکار رکن رکین آیین کردگار، مشرق‌الاذکار تأسیس سبب اعلاء کلمة‎الله، مشرق‌الاذکار تهلیل و تسبیحش مفرح قلوب هر نیکوکار، مشرق‌الاذکار نفحات قدسش روح بخش کل ابرار، مشرق‌الاذکار نسیم جان‌پرورش حیات بخش عموم احرار و... است.»
 

 مشرق الاذکار پاناما

ساختمان مشرق‌الاذکار باید نوعی بنا شود که دارای 9 در باشد که به 9 خیابان باز شود و در اطراف مشرق‌الاذکار باید تأسیساتی چون موسسات فرهنگی، بهداشتی، محل نگهداری بینوایان و عاجزان (دار العجزه)، محل مشورت و ملاقات، یتیم خانه و موسسات تحقیقات علمی و ... بنا گردد. مشارق‌اذکار هر یک طرحی مخصوص به خود دارند و بهائیان بر این باورند که مشارق اذکار جهانیان را از ادیان و نژادهای گوناگون، دعوت به عبادت خالق عالمیان می‌نمایند و نمودار عشق بشر به خداوند یگانه هستند.


مشرق الاذکار دهلی نو هند
 

نخستین مشرق‌الاذکار در سال 1908 در عشق‌آباد در آسیای مرکزی در روسیه ساخته شد (ترکمنستان کنونی). تا سال 1938 که مقامات کشوری (دولت کمونیست) آن را تصرّف کردند بهائیان آن منطقه از آن استفاده می‌کردند. در سال 1948 توسط زلزله شدیدی بنایش متزلزل شد و به آن صدمه زیادی وارد آورد که به تخریبش انجامید (1963).
 
 
مشرق الاذکار شیکاگو آمریکا
 

نخستين مشرق الاذکار مغرب زمين در سال 1953 در آمريکا در شمال شيکاگو در ويلمت کنار درياچه ميشيگان ساخته شد. گنبد مشبّک و تزئينات نمای آن تلفیقی از معماری شرقی و غربی است.
بعداً دیگر مشرق الاذکارها در کامپالا در کشور يوگاندا (افريقا) و سيدنی در استراليا – فرانکفورت در آلمان در شهر پاناما و آپيا در ساموآی غربی ساخته شد. جديدترين مشرق الاذکاری که ساخته شد در سال 1986 در شهر دهلی نو در هندوستان است. معماريش از گل نيلوفر آبی الهام گرفته که مرکب از 27 گلبرگ است که با سنگ مرمر ساخته شده و هر يک از نُه طرفش سه گلبرگ دارد و نُه در بزرگ به تالار مرکزی به ظرفيّت 2500 نفر باز شده ارتفاعش کمی بيش از 40 متر است و سطحش شفّاف است و در زمينی به مساحت 26 جريب در کنار پايتخت هندوستان نشسته است.
 
 
مشرق الاذکار دهلی نو هند
 
منبع: بولتن

 

8) ساختمان مقر بیت العدل اعظم

9)اعضای بیت العدل اعظم

حیفا، اسرائیل- ۲۲ آوریل ۲۰۰۸ - فرآیند انتخاباتی جهانی که در ۱۰۰ هزار شهر و روستا در سراسر جهان آغاز شد با اجتماع نمایندگان در حیفا برای انتخاب هیأت اداری بین المللی دیانت بهائی در ۲۹ آوریل به انجام رسید. نمایندگان ۱۷۰ ملّت برای انتخاب ۹عضو بیت العدل اعظم که مقّر آن در مرکز جهانی بهائی در شهر حیفا واقع شده ابداع رأی نمودند. این انتخابات هر پنج سال یکبار صورت می گیرد. ویژگی شاخص انتخابات بهائی در اینست که نه فردی به عنوان نامزد یا کاندیدا در آن فعالیت می کند، و نه مبارزات و گفتگوهای انتخاباتی در مورد انتخاب فرد بخصوصی مطرح میگردد.

نمایندگانی که در همایش بین المللی بهائی شرکت میکنند همگی اعضای هیأت های ملّی اداری بهائی از سراسر دنیا می باشند و برای انتخاب ۹ نفری که به نظر آنان برای عضویت مؤسّسۀ عالی دیانتشان شایسته ترین می باشند با آراء مخفیانه رأی می دهند.بر اساس آثار دیانت بهائی رأی دهندگان باید سعی نمایند تا نفوس مؤمنۀ سلیمۀ فعاله را انتخاب نمایند.بیت العدل اعظم الهی برای بهائیان بالاترین مرجع دینی می باشد. این مرجع توسعۀ جامعۀ جهانی بهائی را با توجّه به شرایط متغیر دنیا هدایت کرده، تسهیلاتی برای زیارت بهائیان فراهم نموده، سرپرستی اراضی مقدّسۀ بهائی را به عهده داشته و امور مالی جامعۀ بین المللی بهائی را اداره می نماید. مردان بهائی که سن آنان ۲۱ یا متجاوز از آن باشد واجد شرایط برای انتخاب شدن به عضویت بیت العدل اعظم می باشند. در سایر مؤسّسات محلی، ملّی، بین المللی و قاره ای هم زنان و هم مردان بهائیان می توانند خدمت کنند. فرآیند انتخابات بیت العدل از سال پیش و زمانی که بهائیان ۱۰۰ هزار منطقه در سراسر دنیا در همایش های منطقه ای جمع شدند تا نمایندگانی را برای شرکت در همایش ملّی خود انتخاب کنند آغاز گشت. محفل روحانی ملّی هر کشوری در چنین گرد همائی هائی انتخاب می شود.

اعضای این شوراهای ملّی به عنوان انتخاب کننده در همایش بین المللی بهائی در سطح جهانی که از ۲۹ آوریل تا ۲ ماه می در حیفا برگزار شد گرد هم آمدند.
همچنان که انتظار می رفت حدود ۱۲۰۰ نماینده در این همایش شرکت نمودند و آن عده از نمایندگان که قادر به شرکت در این همایش نبودند رأی خود را از طریق پست ارسال داشتند.
تأسیس بیت العدل اعظم الهی بر طبق فرمودۀ حضرت بهاءالله، بنیان گذار دیانت بهائی، صورت گرفت.
 

اعضای بیت العدل اعظم از چپ به راست عبارتند:
فرزام ارباب، کایزر بارنز، پیتر کان، هوپر دانبار، فریدون جواهری، پال لمپل، پیمان مهاجر، شهریار رضوی، و گوستاوُ کُرِییا.

 

 

 
 Copyright © 2003-2014 - AVINY.COM - All Rights Reserved