* من بايکي ازبهائيان همدان که حدود70سال سن داشت بعدازمسلمان شدنم
صحبت کردم، گفتم شماتاکنون خودت هم پي برده اي که بهائيت اعتقادي
نيست که قبول داشته باشي بطلان آن رامي داني پس چگونه تاکنون
اقدامي ننموده اي؟اودستش راروي قران گذاشت وگفت من خيلي وقت است که
مسلمان شده ام دردل خودمسلمان هستم ولي جرات ابرازان راندارم، چون
سني ازمن گذشته است ومي ترسم دراين سن به امرتشکيلات بهائيت زن
وبچه ام مرا رها کرده وآواره شوم وحيثيت اجتماعي چندساله ام توسط
فرقه بهائيت تباه شود،به همين خاطرنمي توانم
مسلماني خودراعلنااعلام کنم !اين صفت نيز از شاخصهاي اساسي فرقه
وتشکيلات بهائيت است که سرسپردگان هيچ وقت جرات خارج شدن از آن را
نداشته باشند .واين يکي از خطر ناکترين ويژگي بهائيت است .
* بله خيلي هاهستند،من تازه مسلمان شده بودم، تاآن موقع به گوش
ماخوانده بودنداگرکسي به
باب ياحسين علي نوري ياديگران اشکالي بگيردوياشبهه اي داشته
باشديامي ميرد! ياسنگ مي
مي شود!!ويااينکه اواره مي گردد !مثل اقاي عبدالحسين آيتي که به
اولقب آواره ( لقب آواره از سوي بزرگان بهائي به خاطراينکه
عبدالحسين آيتي در زمان بهائيگير در راستاي تبليغ بهائيت دائم
السفر بود به وي داده شد .اما از وقتي که وي از بهائيت تبري کرد
تشکيلات بهائيت آوارگي او را به خاطر خروج از بهائيت به خورد فريب
خوردگانش داد )،اين ترس راطوري به وجودماانداخته بودندزماني که ان
پيرمردگفت مسلمان شده ام ومتقاعب ان کتاب مقدس بهائيان راانچنان به
زمين کوبيدکه من ازترس گفتم من که علناهم مسلمانم جرات چنين
کاري راندارم چطورچنين کردي؟درجواب گفت من اصلااعتقادي به بهائيت
ندارم مجبورم در اين سنين پيري بخاطراينکه بچه هايم تنهايم
نگذارندبسوزم وبسازم اين افراديکي دوتانيستند چنين افرادي
زيادندولي مي ترسندهويت دروني وواقعي خويش راابرازکنند.
* همدل پيداکرديم، من همسرم راهمدل خودم ديدم وفهميدم که تنهانيستم
* من دردرون خودم کليدوجرقه اول را زده بودم، زمان جنگ مدت سربازي
راداوطلبانه به منطقه جنگي رفته ودران اوقات خود را سپري مي کردم
وهم دران مدت نمازمسلمانان رامي- خوانده وروزه هم مي گرفتم، ولي
هرگاه به همدان برمي گشتم دوباره مثل بهائيهامي شدم، اما
استعدادگرايش به اسلام وخروج ازبهائيت درمن وجودداشت ان راپرورش
دادم تااينکه باهمراهي همسرسابقم شکوفا شد.
* نه نه، دردوران سربازي من درپايگاه لجستيگي نيروي هوائي تهران
واقع درخيايان پيروزي بودم، مي خواستندماراتقسيم نمايند،يک
روزاقائي امدوگفت براي منطقه جنگي نيرومي خواهيم من نيزطبق
اموزشهائي که دردوران اموزشي ديده بودم وبارفت وامدهائي که بابچه
اي عقيدتي داشتم اين باوردروجودم بارورشده بودکه مسلمانهابرعکس
اموزه هاي بهائيت که به ماالقانمودند انهاخشن مي باشند،نه تنهاخشن
نيستندبلکه طبق اعتقادمسلمانان يک مسلمان مومن واقعي
بايدعاري ازهرگونه خشونت باشد،لذاوقتي داوطلب خواستندمن جزاولين
نفراتي بودم که به منطقه جنگي داوطلبانه اعزام شدم وزماني که به
همدان برگشتم اطرافيانم پرسيدندچرابه جبهه رفتي؟ درجواب گفتم اين
يک اجباربوده وماسربازهستيم وماراتقسيم کردندودست من نبودتا پايان
دوران سربازي که پنج ياشش ماه هم بيشترشدهمه بهائيان فکرمي
کردندمرابه اجباربه جبهه بردندالبته عامل تاثيرگذاروتشويق کننده اي
نيزهمانندحاج اقامحمدشيباني برادراقاي دکتر عباس شيباني فرمانده کل
قرارگاه بودندکه در نتيجه آن فاصله بين من وتشکيلات بهائيت ايجادشد
* دلايل بطلان بهائيت بسيارزياداست ودراين مصاحبه به دليل کمي وقت
وفرصت قابل بيان نيست، امابه چندنکته اساسي وراهگشااشاره مي کنم:1-
بررسي تاريخي ازنحوه تاسيس وشکل گيري وهدايت فرقه اززمان باب
تاکنون2- مطالعه کتاب جاسوس معاصرکينيازدالگورکي که نقش اصلي
رادرپيدايش بابيت وبه دنبال آن بهائيت داشته تاکيدمي نمايم3- نگاه
منصفانه به آثارآقاي عبدالحسين آيتي يکي ازمبلغان برجسته تشکيلات
بهائيت(اواره)وآثارفضل الله مهتدي معروف به صبحي (کاتب عبدالبها ء
شخص اول بهائيت) به نام پيام پدرونيزآثارسرکارخانم مهنازرئوفي
نويسنده حال حاضردرردفرقه بهائيت شامل مرگ معنويت درفرهنگ منحط
بهائيت،چرامسلمان شدم،نامه اي به برادرم،سايه شوم و...4- استفاده
ازسايتهاي اينترنتي درردبهائيت ومطالعه ديگر آثارانديشمندان اسلامي
که درنقدوبطلان بهائيت به رشته تحريردرامده است5-آشنائي بامبحث
فرقه شناسي وقياس آن باتشکيلات بهائيت و...امايک توصيه براي کساني
که به بطلان بهائيت پي برده انددارم وآن اينکه ازحصارخرافاتي که
تشکيلات ايجادنموده خارج شوندوبدانندکه سکوت انهاخيانتي به حقيقت
است وانهامي توانندباشکستن سکوت خودعاقبت خودوخانواده خودراچه
دراين دنياوچه دراخرت نجات بخشندومطمئن باشندکه هيچ گونه اسيبي اعم
ازروحي جسمي وعاطفي برخلاف القائات تشکيلات بهائيت براي انهابه
وجودنمي ايد خلاصه بگويم اين دوستان بدانند خرافات القائي از سوي
تشکيلات بهائيت فقط يک ابزار است در دست سران فرقه ما به راحتي آن
را پشت سر گذاشتيم شما هم نترسيد حرکت کنيد
* چون به بطلان بهائيت رسيدم ،تجربه خودم رادرغلبه برترس بيان مي
کنم:اولين گام اعلام تبري ازبهائيت به صورت رسمي وتشرف به دين مبين
اسلام ورازونيازوعبادت وتوکل به درگاه الهي مي بود. بعدهم ديدم که
ورودمن به جامعه اسلامي نه تنهاهيچ اسيبي به من نمي رساندبلکه
موردحمايت جامعه اسلامي نيزواقع شدم وبدين ترتيب توانستم
برافکارخرافي ووحشتناک که ازسوي تشکيلات درذهنم رسوب کرده بودغلبه
نمايم،گرچه تشکيلات بهائيت درجهت مقابله صدماتي رابرمن واردکرد.
* آسيبها مالي وروحي رواني بود،مثلاشغلم رادرصنف عينک ازدست دادم
وکل خانواده هم ازمهرومحبت خودکاملامحرومم کردندوسايربهائيان نيزبه
امرسران فرقه برخوردسردوبي- روحي بامن داشتند
* بله،صددرصديک فرقه کاملاسياسي است که رنگ ولعاب ديني به ان داده
شده است
* هدف از خلق وآفرينش فرقه بهائيت مقابله بااسلام .وخصوصا ضربه زدن
به مذهب تشيع خاصه اصل امامت وانتظارحيات بخش واميدوارکننده حضرت
ولي عصر(عج)
* بله،سني هااعتقادچنداني به امام مهدي(عج)ندارند،تفسيرهاي ديگري
دراين موضوع دارندو اگرهم اعتقادداشته باشندعده اي ازانهارابه
وسيله عقايدوهابيت عملاازجامعه مسلمين خارج کرده وتحت
استعمارخوددراورده اند
* بله،انهاامدنددرايران که اکثريت شيعه بودند،گفتندشمامنتظرچه کسي
هستيد؟اين،محمدعلي باب،همان موعودشماست که منتظرش هستيد!
درمصروعربستان ياجاهاي ديگراين ادعارا طرح نکردندچون جواب نمي
گرفتنددراينجابا(مهدويت) شروع کردند،اول اين قضيه راطرح
کردندونگفتندمادين جديدهستيم،بعدازاين ادعا،ادعاهائي بزرگتري مطرح
کردندوفتنه خود خودرابه عنوان دين جديد طرح نمودند
*شماوخوانندگان محترم راارجاع مي دهم به احاطه صهيونيسم به
دنيايااستعماردنياتوسط صهيونيسم و اينها براي رسيدن به اين هدف
خودنيازبه ابزارونگهداري ان دارندولذا اسرائيل برايشان امن است
درانجاخيلي خيلي امنيت دارند. ازنظرسياسي درجنگ سي وسه روزه
اسرائيل بالبنان خيلي ها به اسرائيل کمک کردندکه برنده جنگ شوند
ببينيد يهودي ها دراسرائيل به حضرت رسول(ص)وحضرت عيسي(ع) به مقدسات
ديني واماکن مذهبي مثل مسجد وکليسا توهين کردندکه صداي مسيحيان هم
به اعتراض درامدسياسي بودن فرقه بهائيت رامي توان ازاينجانتيجه
گرفت که چطوربه اديان اسلام ومسيحيت ومقدسات آنها اهانت مي کنند
ولي به بهائيت که ادعا مي کند بعدازهمه اديان امده راموردتعرض
قرارنمي دهندومقرش هم دراسرائيل است؟اگرقراراست يهوديان اديان
بعدازخودرانفي وتوهين کنند،چرابه اين فرقه کاري ندارند،چون بهائيان
ادعامي کنندمابعدازهمه اديان هستيم وتمام اديان راقبول داريم!!
همسايه اي داشتيم به نام شهين خانم که يهودي بود،ان زمان نزديک به
سي درصدجمعيت همدان يهودي بودنداويک باربه اسرائيل رفته بودوزماني
که برگشت اينگونه دربين بهائيان سخن مي گفت که:هرگاه سربازان
اسرائيلي مي خواهندبه جنگ بااعراب ويافلسطيني هابروند
دورمقام اعلاي شما(بهائيان)طواف مي کردندتادران جنگ پيروزميدان
شوند اين نهايت سياسي بودن اين فرقه رامي رساندوپسرش هم که
جزءسربازان اسرائيلي بودبراي مدتي که به ايران امده بودطبق چيزي که
قبلابه اوديکته کرده بودنددرجمع بهائيان اين شعاررامي دادکه
مابهائيت راانقدرقبول داريم که براي پيروزشدن درجنگ دورمقام
اعلايشان طواف مي کنيم بهائيان هم که اين رامي
شنيدنداظهارسروروخوشحالي مي نمودندوافتخارمي کردندومي گفتندپس
حقانيت باماست که حتي يهوديان براي پيروزي درجنگ به مقام اعلا(محل
خاک سپاري بانيان باب وبها) متوسل مي شوند عده اي ازجوانان درهمان
جلسات مي پرسيدندمگرمانمي گوئيم جنگ کردن بداست پس چراچنين حرفهائي
رااظهارمي داريد؟درجواب مي گفتندهرچقدرازمسلمانهاهم که بکشيدبازکم
است .
28-شماازکجافهميديدخانمتان مسلمان شده؟ايارفتارش عوض شده بود؟
* بله،رفتارش تغييرکرده بود زماني که
بهائي بوديم به جلسات بهائيان زيادمي رفتيم ولي مدتي بودمي ديدم
خانمم کمتربه جلسات مي رود،من هم که چنين مي ديدم کمترمي رفتم
خانمم درحال مطالعه درمورداسلام بودولي به من نمي گفت گه گاهي
درمورداسلام بايکديگرحرف مي- زديم کم کم طرزپوشش خانمم عوض شده
بودسعي مي کردبيشتردرمجالسي که فقط خانمها
هستندشرکت کندودرجشنهائي که مخصوص جوانهابودشرکتي نداشته باشدهمين
دلائل باعث شدمن ازاوبپرسم چه کتابهائي رامطالعه مي
کني؟اونيزچندکتاب ازشهيدمطهري به من دادوگفت
براي نوشتن رمانم اين کتابهارامي
خوانم وبعدازصحبتهائي که باهم داشتيم معلوم شدايشان هم مثل من پي
برده اندکه فقط جواب سوالات خودرامي توان درکتب اسلامي
جستجونمود،لذااو تصميمش رابه وسيله يک نامه طولاني مطرح وبه من
داده درابتدامن ازاين عمل اوجاخوردم چون انتظارچنين حرکتي
راازاونداشتم ولي من نيزبه راحتي حرفهاي اوراقبول کردم چون درذهن
خودم هم چنين چيزي بودوديگرمي توانستم به همراه همسرم اين
کارراانجام دهم وبه بهائيان اعلام کنيم که ازبهائيت خارج واسلام
اورديم.
29-يک
بهائي راازغيربهائي چطورمي توان تشخيص داد؟ايامشخصه اي دارندکه
انهاراازسايرين متمايزکند؟
*اگردريک جمعي باشندنمي توان تشخيص
دادچون هيچ فرقي درظاهرباسايرين ندارندولي اگر
مثلاکاسب باشندبرخوردشان درظاهرخيلي
خوب است وسعي مي کننددرمعاملات خوب ظاهر
شوند،مثلاشمااگربه اوبگوئيدمن به
عينک سازي ديگري رفتم اماهمين جنس راگران ترازقيمت شمامي دادودليل
ان رابپرسيدکه چراارزان مي دهيدان موقع از فرصت سوءاستفاده کرده
بسيار مرموزانه مي گويد براي اينکه مابهائي هستيم!!
30-اين
راعلنامي گويند؟
* بله، مي گويندمابهائي هستيم منصفيم
وان موقع خريداربخاطرمثلاپانصدتومان ذهنش راعوض مي کندوپيش خودمي
گويداينهاادمهاي خوبي هستندوديگرازباطن مسموم ونقشه
هاي شومشان خبرندارندوفقط ظاهرقضيه رامي بيندکه چطورخوب معامله
وچگونه خوب حرف مي زندديگرنمي دانداينهاهمش سياست است وناخواسته
جذب انهامي شود واين نيز از حقه هاي فريب وجذب نيرو در فرقه بهائيت
است .
31-برخوردبهائيان
باگروههاي ديگر،مثل متصوفه،سيک هايامثلابامسيحيان،به چه صورتي است؟
* با سني هاخيلي خيلي راحت برخوردمي
کنند. هرقدردرباره عقايدشان بايک سني حرف بزند(من اينهاراشنيده ام
وخودم هم زماني که بهائي بودم ديده ام)دراخرسني برمي گرددمي
گويدعقايد خودتان حلال خودتان باشد،براي خودتان سني بهائي شده
نداريم با يهوديان بيشترآبشان دريک جوي مي رودچون به نظرمن بهائيت
زائيده تفکرصهيونيستهاويهوداست ازلحاظ مالي خيلي به هم وابسته اند
روشي که يهوديان وبهائيان درامورمالي به کارمي گيرنديکي است
مثلادرسرمايه داري بهائيان ترجيح مي دهند جانشان رابگيرند اما نه
مالشان راچون همه چيزرادرماديات مي دانند ومي بيننداگرمال داشته
باشندمي تواننددرهمه چيزموفق باشند،درسياست موفق باشندوبه اهداف
بيت العدل کمک کنند اماکسي که ازنظرمالي کمبودداشته باشددرست نمي
تواندنقشه هايش راانجام دهدوکسي رانمي تواندبه فرقه خوددعوت
کنددرکل بهائيات بدش نمي ايدکه دربين تمامي اديان وگروههاتبليغ
ويارگيري رادنبال کند
32-فعاليت
اقتصاديشان بيشتردرچه زمينه هائي است؟
*جديدادرکارعينک سازي زيادواردشده
اند،فکرمي کنم الان 50درصداين کاردرايران ازپخش کننده تاعينک
سازدست انهاست وبيشتردرمشاغل صنعتي،تجاري،وخدماتي وکشاورزي مي
باشند
33-اين
امارراشماازکجاداريدکه بااين اطمينان مي گوئيد؟
-چون من عينک سازبودم،تاسال75پخش عينک داشتم
34-چه
شدازآن کارخارج شديد؟
*نگذاشتندکارکنم،چون اکثرهمکارانم
بهائي بودند ازعينک سازگرفته تاپخش کننده درتهران،مشهد،تبريزهمه
بهائي بودند.
35-درهمين
رابطه سال گذشته خبري داشتيم درروزنامه درباره يک قاچاقچي بهائي که
دستگيرشده بودوازاسرائيل لنزهائي اورده بوددرموردقاچاق
وکارقاچاق دربين بهائيان شمادران زمان که بهائي بوديدايامصاديقي
درذهنتان هست؟
* دراين موردمن چيزي نشنيده بودم
36-اياکالاهاي
اسرائيلي هم به دست شمامي رسيد؟
-نه،من نديدم شايد جديدااين
کارراکرده اند
37-ان
قاچاقچي که دستگيرشده اسرائيلي است!
* من به دليل اينکه ازسال75ازبهائيت
جداشده ام شناخت به روزي ازعناصروابسته مخصوصا خوددستگيرشده ندارم
ولي قبل ازانقلاب همه چيزواردمي کردندچون هويداکه نخست وزيربود پشت
انهابودوباانهاکاري نداشتندولي بعدازان بهائيان تاچندسالي جرات
تجارت نداشتندوتوسط مسلمانهاانجام مي شدواگرهم قاچاق صورت مي گرفت
به حساب مسلمانهانوشته مي شدچون مسلمانهاحداقل هشت نه سال باپول
بهائي هاکالاواردکرده وخودشان پخش مي کردنداگرهم به عنوان قاچاق
دستگيرمي شدندمسلمان جريمه اش رامي داد
38-تشکيلات
براي فردي که بهائي مي شودراه برگشتش رابرگذشته اش چگونه مي
بندد؟به عبارت ديگربرنامه ريزي براي اوقات فراغت وي وجلوگيري ازشک
وترديددريک عضو چگونه مي باشد؟
* براي فردبهائي اصلاوقت وفرصتي باقي
نمي گذارندکه به اين چيزهافکرکند يک بچه بهائي ازپنج سالگي تحت
تعليم بازسازي فکري است .وقتي هويت ساختگي اوشکل گرفت ازطريق شرکت
درجلسات هيات جوانان،مشاغل ودرکميسيونهاولجنه ها و...وقت وزمان
اونيزکنترل مي شودروزجمعه که روزتعطيل است ومي شودقدري
فکرکرد،روزتفريح است ازصبح وبعداز ظهران استفاده مي کننديعني نمي
گذارندکسي درتنهائي خودش قدري فکرکندوناخواسته يک جوان اصلانمي
تواندبرگرددچون تمام اختيارات اورامي گيرندطوري کارراپيش مي برندکه
طرف مستقل نباشدوبه نوعي به مادرياپدرياتشکيلات وابسته باشدنمي
تواندمستقل باشدواگر جواني بخواهدمستقل شوداوراطردمي کنند،هم طرد
روحاني دارندوهم طرداداري طرداداري يعني نمي گذارنددرجلسات شرکت
کند ولي دورادورمواظبش هستندوبه خانواده اش سفارش مي
کنندانقدرازاوبپرسيدکه چراطردشدي که ازشرمندگي دوباره
برگرددوطردروحاني هم داشتندکه البته خيلي وقت است که ان راعملي نمي
کنندچون امارشان خيلي پائين مي ايدطردروحاني به اين صورت بودکه
اگرکسي به يکي ازبزرگانشان ناسزامي گفت يايک صفحه کاغذعليه اومي
نوشت طردروحاني مي شد من وهمسرم زماني که هنوزازهم جدانشده بوديم
سه تاکتاب نوشتيم درروزنامه هامطلب مي نوشتيم،مصاحبه مي
کرديم،بهائيان مي گفتندهرگونه لعن ونفرين وفعاليت نوشتاري،گفتاري
برعليه بانيان فرقه باعث مي شودان فردبه زودي بميردوچندسالي
بيشتردوام نمي اوردوبراي اوطردروحاني اتفاق مي افتدولي ما11سال است
ان کارهاراکرده ايم ولي هيچکدام ازاعتقادات خرافي انهانسبت به
ماعملي نشده است وجالب اينکه حتي طرد روحاني هم نشديم چون
واقعاجرات ندارنداين دستورراعملي کنند
39-يعني
طردروحاني به اين معني است که اتفاقاتي خارج ازاراده انسان پيش مي
ايد؟
* نه،ازبيت العدل دستورداده شده
اگرکسي ناسزائي به باب وبهاءگفت ياکتابي عليه بهائيت
نوشت،اوطردروحاني است وبايداين رااعلام کنيدکه ديگرهيچ نسبتي
باخانواده اش وديگر بهائيان نداشته باشد
40-ولي
اين رااعلام نمي کنند؟
* اصلانمي تواننداعلام کنندچون دران
صورت خيلي تعدادافرادشان کم مي شوددرحدطرد اداري او رانگه مي
دارند.
41-به
نظرشماطرح روحي رابراي گسترش فرقه دردستورقرارداده اند؟
-بله،البته طرح روحي يک توطئه اي
بودبا ابعاد تبليغ ازبهائيت وبه چالش کشانيدن جمهوري اسلامي ايران
که ازسوي لابي صهيونيست ولايه هاي پنهاني بهائيت واردشد
42-طرح
روحي متوجه خودبهائيان است يابراي جامعه خارج ازبهائيان طراحي شده؟
-طرح روحي دراصل يک کارگاه اموزشي
براي بهائيان به منظوربه چالش کشانيدن جمهوري اسلامي ايران وشکستن
هنجارهاي اجتماعي ومذهبي ملت ايران بودکه درعرض3سال عملي شدولي
باهوشياري مردم وعکس العمل مسئولين هدف انهانقش برابماند
43-طرح
روحي تشکيلات چقدرموفق بوده؟
*هيچي!فقط توانستند ارتباطي بابعضي
ازمسلمانان برقرارکنندولي نتوانستندکسي راجذب کنند باهوشياري
مسئولين ومردم شيعه هدف انهاعقيم ماند ليکن سم پاشي بهائيان عليه
اعتقادات شيعيان هيچ وقت تعطيل بردارنيست براين اساس هوشياري
منتظران مهدي موعود راتوصيه مي کنم
44-طرح
روحي ازچه سالي شروع شدوچه مدتي ادامه يافت؟
* حدودچهارسال قبل شروع شدو يک سال
ونيم هم هست که پايان پذيرفته است.حدوددوسال ونيم دوام اورد.
45-من
اين سوال رامي خواستم اخربپرسم ولي الان مي پرسم.بهائيت يعني چه؟
* بهائيت يعني جامعه جميع کمالات
حيواني!خودشان مي گويندماجميع کمالات انساني هستيم ولي من مي گويم
جامع جميع کماللات حيواني اند. جدااين راراست مي گويم، همه
بديهادرانها
وجوددارد آنقدرملون ورنگارنگ هستندکه
جنبه انساني انهاقابل تشخيص نيست مي گوينددر سياست دخالت نمي کنيم
ولي ملت ايران واقفندحکومت ورژيم سابق دراختياربهائيان بود
چقدربرعليه انقلاب موضع گيري وتبليغ منفي کردند درجنگ چه موضع گيري
خطرناکي برعليه کشورداشتندومرتب براي پيروزي دشمن دعامي کردند
اگربه خانه هاي تک تک بهائيان برويدمي بينيد يا راديواسرائيل راگوش
مي کنندياراديوامريکاراکه بدانندخوش خدمتي هايشان به
استعمارواربابان خودچگونه درراديوهامنعکس مي گرددوبه خيال خودشان
صلح اکبرچه زماني اتفاق مي افتد
46-صلح
اکبريعني چه؟
*صلح اکبردربين بهائيان به معني وحدت
اديان وبرداشتن مرزهاست،البته اين ظاهرقضيه است ولي فلسفه صلح
اکبرکه داراي ريشه واساس سياسي است يعني استيلابرکل دنياوحاکميت
وفرمانروائي بر کل کشورهاي دنيا
47-اساساشمادران
زمان که بهائي هم بوديداياشاهدبحثهاي تشکيلاتي هم بوديددرباره
جنگ؟مثلازماني که اعلان خاموشي عمومي به مردم داده مي شداياتشکيلات
به بهائيان دستورمي دادکه خلاف اين راعمل کنيد؟
* دستورداده نمي شدبلکه انهاخودشان
اموخته بودندکه چکارکنندبنابراين خانواده هاي بهائي به توصيه هاي
ايمني راديودرزمان حملات هوائي اصلاگوش نکرده ورعايت نمي کردند،به
هيچ عنوان حتي پرده اتاق رانمي کشيدند
48-حتي
به خاطرحفظ جان خودشان هم حاضرنبودنداين مسائل رارعايت کنند؟
*حتي به اين قيمت،من موردي
رادقيقادرخاطرم هست درجائي بوديم که عده اي حضورداشتند اقاي
سروريان نامي که جزءسران بوده وفوت کرده،اقاي
راشدي وپدرخودم هم بودند،من گفتم چرا پرده هارانمي کشيداعلان وضعيت
قرمزشده بود،همه پرده هارامي کشيدند،پنجره هارابا کاورمشکي مي
پوشاندند،شماچراچنين نمي کنيد؟گفتندپرده راپائين نمي اوريم،فوقش يک
بمب اينجامي افتدولي درهمسايگي ماکه همه بهائي نيستند،مسلمانهاهم
هستند،ان وقت اگريک بهائي در اثر بمبارات بميرد،دويست تامسلمان نيز
همراه او مي ميرد
49-چه
نفرت عميقي دارند!
-بله،نفرت شديدي دارند
50-پس
محبتي که شعارش رامي دهندکجارفت؟اينهاکه نسبت به همسايشان
اينطوربودند!ماموريتهاي جمع اوري خبردرمورداينکه مثلايک موشک
چقدرخرابي داشته،چندنفررا کشته،اياتشکيلات به دنبال چنين اطلاعاتي
بود؟واياچنين افرادي راديده بوديدکه گزارش بدهند؟
*انهاکه جزوسران بودنداين کارراانجام
مي دادندولي اجازه نمي دادندکسي مطلع شوندوياافراد عادي چنين کاري
رابکنند،امابه صورت غيرمستقيم اطلاعات راازافرادمي گرفتندمثلابه من
نوعي مي گفتندشماکه درهمدان هستي،موشک باران که شدچندنفرکشته
شدند؟اين يک بخش کاراست که اتوماتيک وارانجام مي شد شک نکنيدکه
تشکيلات بهائيت لايه هاي پنهاني داردکه کارجمع اوري اخباروارسال به
مرکزخودرادنبال مي کند
51-مثلانمي
گفتندازاتفاقات هرجائي که هستيدگزارش کتبي بدهيد؟
* نه،اين رانمي گفتنداما افراد
اناخواسته بر اساس تعاليم فرقه اي به اين سمت
مي کشانده مي شد واطلاعات راجمع اوري مي کردمثلامن زماني راديوگوش
مي کردم،راديوامريکاوبخصوص راديواسرائيل را،مي گفتم: خبرهاچه زودمي
رسدبه اينها!دوسه تاپوزخندهم دراين موقع ازسران تشکيلات ديده بودم
52-اياديده
بوديدکساني ارتباط تلفني يافکس باراديواسرائيل داشته باشند؟
*بله،دقيقا خودخاله من به نام فريده ايوبي دانشجوي دانشگاه علمي
غيرقانوني بهائيان درايران بود هرروزخدابابيت العدل درحيفاي
اسرائيل ازطريق فکس رابطه داشت وهرجرياني که اتفاق مي
افتادمثلاهمين که من الان باشما صحبت مي کنم رااگريک بهائي
مثل ايشان مطلع شود،قبل از اينکه شمااين
رادرروزنامه مطرح کنيداوبه اسرائيل مي رساندکه فلاني درفلان جاصحبت
کرده وحرف هايش چه بوده،بايدخبربدهند
53-ازبازتاب
چاپ خاطرات خانم رئوفي درروزنامه درمحافل بهائيان اطلاعي داريد؟
* انهاسعي مي کنندهيچ مطالبي
ازمهنازرئوفي يابهزادجهانگيري وهربهائي مسلمان شده ديگري که
مستندحرف مي زند،نخوانند،به هيچ وجهه به
تشکيلات بهائيان اجازه نمي دهندسراغ کتابهاي مابروند اين کتابي هم
که اخيراازخانم رئوفي چاپ شدبه نظرمن بسيار خوب بود اينگونه
اقدامات خالي ازتاثيرنيست،گرچه ممکن است دردرازمدت
تاثيرخودرابگذارد کما اينکه بخشي ازاگاهي هاي مانسبت به بطلان
بهائيت مطالعه کتب کشف الحيل عبدالحسين آينتي وپيام پدر صبحي بود
که هر دو متربيان از بهائيت در زمانهاي خيلي قبل مي باشند وتشکيلات
بهائيت خواندن کتب آنها را منع کرده بود وحال مي بينيد که پس از
سالها اثر خود را گذاشته است وقطعا کتب خانم رئوفي نيز علي رغم
دستورات تشکيلات بهائيت از سوي جوانان بهائي مورد استقبال قرار
خواهد گرفت .
54-شماازسال75که
ازبهائيت جداشديدچه فشارهائي وچه اقداماتي براي بازگرداندن
شماانجام شد؟گويايک بارهم موفق شده بودندخانمتان رابرگردانند؟
*بله من اززماني که باخانم رئوفي
پيمان بستيم که مسلمان باشيم،خانواده من به
رفتارم نگاه مي کردند ووقتي مثلامن نمازمي خواندم براي مسخره کردنم
بچه هاي برادرم که کوچک بودندرابرپشتم سوارمي کردندوباحالت مسخره
مي گفتندبس است،توچقدرنمازمي خواني؟!ولي مي ديدنددرمن اثري نمي
کنداين رفتارهامي گفتندبيائيدباهم بحث کنيم من وخانم رئوفي همين که
دوتاسوال ازانهامي پرسيديم جواب مي دادند:نه،شماسياسي کاري مي
کنيدوماباشمابحث نمي کنيم روي من زياد مانورنمي دادندچون مي
ديدندنتيجه ندارد ولي ازنظرعاطفي مانورمي دادندخانواده ام راازمن
گرفتندوازلحاظ مادي هم خيلي به من ضربه زدند ازديگرفشارهايشان
زدوخوردبرادرهايم بامن بودکه يکدفعه مي امدندومي گفتند راهت اشتباه
است،به حضرت رسول(ص)وامام زمان زمان(عج)-نستجيرباالله-ناسزامي
گفتندواين موقع بودکه باهم درگيرمي شديم من چندبارباپدرو برادرم
درگيرشدم ازلحاظ مادي هم درتنگناقرارمي دادندتامجبورشويم به
انهارجوع کنيم ومنتظربودندخواري ما را ببيننددرخيابان اگرمارامي
ديدندطوري رويشان راازمابرمي گردادندتابه همراهانشان
بفهمانندمابااينهاهيچ نسبتي نداريم وبه ديگران هم گفته
بودنداگرانهارا ديديدازشان فاصله بگيريدودوسه بارپيش امددرخيابان
بهائياني که بامن برخوردمي کردندتحت تاثيرحرفهاي انهاچنان باترس
ازمن فاصله مي گرفتندکه کم مانده بودزيرماشين بروند
55-پس
مهارتي درشستشوي مغزاطرافيانشان دارند؟
* بله،صددرصد يکي ازويژه گيهاي فرقه
اي تشکيلات بهائيت بازسازي فکري وشستشوي مغزي افراد است به من مي
گفتندنامه بنويس وبگوچه اتفاقاتي برايت افتاده وچرامسلمان شدي
والان چه نيازهائي داري دائي ام هنوزهم دنبال
اين موضوع است وبه من مي گويد،تقاضا-
هايت رابنويس پول مي خواهي؟مي خواهي
خارج بروي؟به توپول مي دهيم وخارج مي فرستيمت ولي بگوچه کساني
ازتوحمايت مي کنندکه تابه حال ازمسلمان بودن برنگشته اي؟ايا
ترس است؟ايمان است؟اين رابرايمان
بنويس120سال است که دنبال اين هستند
56-شمابامسلمان
شدن،منبع اقتصاديتان راازدست داديد بعدازمسلماني اياحمايتي
ازشماشد؟در حال حاضرچه شغلي داريد؟
*کم کم به اعتباردوستان مسلمانم
کتابهائي خريدم ودرحال حاضربه کتابفروشي مشغولم ولي معيشتم به سختي
مي گذرد
57-پس
برخلاف تبليغاتي که مي کنندکه براثروعده وعيدياتهديدازبهائيت
برگشته ايد،شماباوجودي که درتنگناي اقتصادي هم هستيدولي انتخابتان
همان است؟
*بله من به علت قطع يکي ازپاهايم
فعالت فيزيکي مثل افرادسالم ندارم ومقصراين جريان راهم خانواده ام
وتشکيلات مي دانم چون زماني که من باموتوربودم واتومبيلي به من
زد،پدرم همان لحظه اي که من بيهوش بودم رضايت دادوخوشحال بودندکه
من پايم راازدست دادم چون به خيال خودشان الان به درستي حرف جمال
مبارک مي رسيدم که هرکس ازمن ببردهمه چيزش راازدست مي
دهد،منتظربودندپايم راازدست بدهم،پولم راهم ازدست بدهم وبرگردم ولي
من پايم راازدست دادم ودرمشقت هم زندگي مي کنم ولي ازاعتقاد اسلامي
خودم دست برنمي دارم
58-يعني
هرحادثه اي که براي متبري پيش بيايدرابه حساب جمال مبارک مي
گذارند؟
* بله کليه بهائيان براساس تعاليم
درون فرقه اي،سيه روزي،فلاکت وبدبختي هرمتبري ازبهائيت که برعليه
اعتقادات ان فرقه مخصوصابانيان وموسسان ان حرفي بزندقلمي ياقدمي
برداردرابه انتظارمي نشينندکه اين يک اعتقادکاملاخرافي است
59-شمادرهمدان
که کتابفروشي داريد،اياهمسايگانتان گذشته شمارامي دانندکه بهائي
بوده ايد؟
-بله
60-برخوردشان
باشماچگونه است؟
* بسيارعالي است خيلي خوب است ازاين
حرکت من خيلي استقبال مي کنند من ازلطف مسلمانان سپاسگزارم
61-دراين
ده سالي که مسلمان شده ايداياکساني راازبهائيت به اسلام دعوت کرده
ايد؟
* بله،پدرم را پدرم درسال77مسلمان
شدولي اوبه دليل فشارتشکيلات بهائيت واعضاءبهائي خانواده مجبوراست
اعتقادقلبي خودراکتمان کند چراکه تمام جواني وانرژي خودراصرف
تشکيلات بهائيت کرده است برادرم هم مسلمان شدوهنوزهم مسلمان است
وزن مسلمان گرفت وبچه هم دارد درحال خودش است وباتشکيلات درگيرنمي
شود،زندگي آرامي داردومعيشت اوتوسط مادرم وبقيه اعضاي بهائي
خانواده تامين مي شود،چون انهاقصددارندبااين
شگرداورامجددا جذب تشکيلات کنند
62-به
طورکلي کسان ديگري غيرازبستگانتان بودندکه ازبهائيت برگشته باشند؟
*بله،خيلي هستند چون شايدانهاتمايلي
به ذکرنامشان نداشته باشندازذکراسامي انهامعذورم
63-اياتابه
حال دررداين فرقه درجائي سخنراني کرده ايد؟
* بله،درهمدان ودرمشهدسخنراني کرده
ام
64-ازدواج
شماتشکيلاتي بودياتمام ازدواج هاي بهائيان تشکيلاتي است؟
*کليه ازدواجهاي بهائيان تشکيلاتي است
65-شماچگونه
باخانم رئوفي(همسرسابقتان)اشناشديدودرباره چگونگي ان ازدواج
اگرمطلبي داريدبيان نمائيد؟
* من باخانم رئوفي اشنانشدم بلکه
تشکيلات ماراباهم اشناکردوبراي اينکه من نفهمم اززن دائي پدرم به
عنوان واسطه استفاده کردند من اصلاقصدداشتم بادختري مسلمان ازدواج
کنم
66-يعني
ازدواج شماتشکيلاتي بود؟ياتمام ازدواجهاي بهائيان تشکيلاتي است؟
* بله،ازدواج ماتشکيلاتي بودمثل کليه ازدواج بهائيان ديگر
67-چه
هدفي ازاين کاردارند؟
* براي اينکه افرادبهائي پراکنده
ورانده نشوند برادرخودمن که مسلمان شده به نام بهنام،اوهم قصدداشت
بادخترمسلماني ازدواج کندکه يکديگرراهم خيلي دوست داشتند،خودمن هم
اين طوربودم،اماتشکيلات دختران بهائي رابراي مادرنظرمي گرفت
وانهاراسرراه ماقرارمي دادوازطرفي تهديدخانواده مبني براينکه
اگربافلاني ازدواج نکني بايدازخانه بيرونه بروي باعث مي شدتن به
اين ازدواجهابدهيم بعدهافهميديم همه اينهاسياست تشکيلاتي است ومن
که فکرمي کردم زن دائي پدرم واسطه ازدواج مابود،ديدم تشکيلات ايشان
رابراي من درنظرگرفته بود انهاباتشکيلات سنندج تماس داشتندومي
گوينداياخانمي داريدکه دوست داردازدواج کند؟انهاهم مي گويندبله
درهمدان هم مي گويندماهم چنين فردي به نام بهزادجهانگيري داريم پس
کاري کنيم اين دوبه هم برسند وخلاصه عرض کنم هدف تشکيلات نگهداري
ازبهائيان مخصوصا کساني که داراي روحيه انتقادوسوال
هستندوقصددارندازچنبره وحصارتشکيلات خارج شوند
68-اياازدواج
شمابه صورت دستوري ازجانب تشکيلات بود؟
* بله من گفتم اين دختررانمي
خواهم،اوهم همين راگفت ولي انهاگفتند(نمي خواهيم)نداريم وبه
زورمدتي باهم زندگي کرديم
69-شمابافردديگري
مي خواستيدازدواج کنيدولي نگذاشتندوفردديگري رامطرح کردند اشنائي
شمابايکديگررابه چه شکل ترتيب دادند؟
*توسط پدرم وقتي انسان مي بيندمي
خواهدکاري بکندولي خانواده مخالفت مي کند،لجبازمي شودوخودش رادست
بادهوامي سپاردکه هرچه شد،شد هرکاري دوست داريدانجام دهيد0من اين
کارراکردم وخانمم هم همين کارراکردومي گفت من نمي گذارم اين زندگي
سربگيردواگر سرگرفت بعداجداخواهم شد من هم
درذهنم همين بود گفتندبافلاتني ازدواج کن گفتم برايم ديگرفرقي نمي
کند حالاکه نمي گذاريدمن کاري راکه دوست دارم رابکنم هرچه شمامي
گوئيد ازهمان اول نامزدي هم باخانمم مشکل داشتم،مي خواستيم نامزدي
رابه هم بزنيم که تشکيلات اجازه نداد،ماان موقع عقدنکرده بوديم
دردوران نامزدي مي شدجلوازدواج راگرفت ولي به ماکه رسيداصلااجازه
ندادند باتهديدوکتک وبيرون کردن ازخانه مجبوربه ازدواج شديم
70-ازدواجهاي
تشکيلاتي درجامعه بهائي چنددرصداست؟
*کل ازدواجهاي
بهائيان تشکيلاتي است تعدادافرادجامعه بهائي کم است وبالاخره بهائي
ها،خصوصاجوانان بامسلمانهاارتباط دارندورفتارمسلمانها رويشان اثرمي
گذاردوخيلي ازجوانهاي بهائي دوست ندارندباکسي ازدواج کنندکه
هرروزخداباچندجوان ديگرهم ارتباط دارد اين تعصب ذاتي ايرانيان است
علاوه براينکه درمسلمانهامضاعف هم هست جوان هابيشترراغبند بامسلمان
ازدواج کنندکه حجابي داشته باشنديالااقل باجوانهائي مثل خودشان
رابطه نداشته باشدولي اين اجازه رابه آنها نمي دهند وبه
زوربافردديگري ازدواج مي کنند
71-اين
سوال براي خوانندگان مامطرح مي شودکه چطورشمازماني به همراه
همسرتان تصميم مي گيريدمسلمان شويدوباهم قدم درراه مي گذاريدولي
بعدازموفقيت دراين کارودرحالي که انتظارمي رفت زندگي تان محکم
ترازگذشته شود،اين طورنشدوکارشمابه متارکه کشيد اگر جوابتان براي
اين سوال خانوادگي ياخصوصي است که ازطرح آن منصرف مي شويم ولي
اگرنکته ديگري هست بفرمائيد؟
-ببينيدازدواج ماتشکيلاتي
بودولذافلسفه ايجادوبقاءزندگي تحميلي مااعتقادبه فرقه سياسي بهائيت
بوده حال که ازبهائيت خارج شديم وازحصرتشکيلات وقيدوبندهاي فرقه اي
خلاص شديم مي توانستيم براي بقيه عمرخودمان آزدانه تصميم بگيريم
لذاباهمفکري وتوافق ازهم جداشديم تاهيچ اثري ازتشکيلات بهائيت
دربقيه عمرمان و درزندگيمان وجودنداشته باشد
72-عامل
ديگراين جدائي راچه مي دانيد؟
*علت ديگري نمي بينم
73-امکامن
رجوعي به همسرقبلتان رانمي بينيد؟
* نه،ضرورتي دراين کارنمي بينيم چون
من ازدواج کرده ام وبچه هم دارم وايشان نيزدنبال زندگي خودش است
74-
توزيع جمعيتي بهائيان چگونه است وتعدادشان درجاهاي مختلف به چه شکل
است؟
* درتهران زيادهستند،البته نسبت به
امارپايتخت خيلي کم هستندولي به نسبت جمعيت خودشان اکثرشان
درتهرانندوبه نظرمن نصف بيشتربهائي هادرتهرانند
75-شماتعدادبهائيان
ايران راچقدرتخمين مي زنيد؟
* خيلي باشدصدهزارنفردرکل ايران
ودرتهران پنجاه هزارنفر،خصوصادرفرديس کرج که اصلاحالت شهرک بهائيان
راپيداکرده است
76-اين
تعدادي که شماتخمين مي زنيدبابهائي هاي خارج کشورحساب کرديد؟
* بهائيان خارج کشورهم نهايتابيست
هزارنفرند درفرديس کرج بهائي هابيشترازخودتهران هستند دراصفهان
وشيرازهم زيادند همين طوردرتبريزوکمي هم دريزد
درمشهدخيلي کمند درزابل واهوازوبندعباس خيلي کم هستند قم هم
اصلابهائي ندارد درهمدان هم تعدادشان زياداست سنندج هم نسبت به
بعضي شهرهابهائي کم دارد،کرمانشاه هم دراين موردباسنندج رقابت مي
کند درشهرهائي که مردم متعصب تري دارندياسني نشين است تعدادبهائي
خيلي کم است
77-شمامتولدچه
سالي هستيد؟وزماني که انقلاب شدچندساله بوديد؟
* متولد1346هستم وزماني که انقلاب
شدمن يازده سال داشتم
98-درچه
سالي اين جريان بود؟
* درسال1378
99-بعدازچاپ پاورقي سايه شوم،استقبال هاوتماس هاي مختلفي
درباره ان ازطرف خوانندگان صورت گرفت ازجمله پسرجواني بودکه مي گفت
مسلمان است ومي خواهدبايک دختربهائي ازدواج کندواين
دختربخاطرازدواج بامن مي خواهدمسلمان شود شمافکرمي کنيداين
پسرباچنين ازدواجي ايامشکلاتي خواهدداشت؟وچه مسائلي ممکن است
سرراهش قراربگيرد؟
* باتوجه به اينکه ان
دختربهائي علاقمندبه ازدواج باپسرمسلمان عنصروابسته به تشکيلات
بهائيت بوده وبراساس تعاليم فرقه اي داراي اراده قوي درجهت خروج
ازبهائيت نمي باشد لذا تاکيدمي کنم ان اقاپسرمسلمان اولادرتقويت
بنيه ديني اسلامي دختربهائي وايجادفاصله بين اووتشکيلات کوشش کند
اولين گام دراين مسيردرخواست ازان دختربراي اعلام تبري
وانزجارازبهائيت وگرايش به دين مبين اسلام مي باشدکه دراثران ولايت
پدربهائي نسبت به دخترمسلمانش سلب شده وايشان بااذن حاکم شرع مي
تواندبه اساني به عقدپسرمسلمان درامده وزندگي خودراشروع نمايد
باتوجه به اينکه جداشدن عنصرسرسپرده ازبهائيت اثارجانبي ازجمله
روحي ورواني براي خودفردوتقابل تشکيلات بهائيت وديگربهائيان
باانهارادرپي خواهدداشت ،قطعااين پسر مسلمان درجهت ادامه زندگي
بااين دست مسائل مواجه خواهدشدکه بااندکي هوشياري وتعمق در
رفتارهاي خانواده هاي بهائي متاثرازتشکيلات بهائيت مي شودونيت
انهاراکشف وخنثي نمود وسفارش اکيد من اين است فريب ظاهر ارام
ومهربان بهائيان را نخورد چون انها دستور به اينگونه برخورددارند
100-اصلاشماچنين ازدواجي راصحيح مي دانيدکه طرف بخاطرعشقش ازبهائيت
جداشودنه ازروي شناخت ومنطق؟
*اگرفقط موضوع عشق باشدبه نظرمن
کاردرستي نيست بخاطرعشق اگرازبهائيت جداشود فرداکه مشکلاتي برايش
پيش آمد خيلي راحت زندگيش رارهامي کندوبرمي گردد
101-پس
چه توصيه اي براي اوداريد؟
* اولاتوصيه مي کنم اين
اقااگردراعتقادخودنسبت به دين اسلام ودين شناسي داراي معلومات کافي
نيست واعتقادات محکمي خداي ناکرده ندارد
بهتراست قيداين ازدواج رابزند،چراکه طرف ازدواج اويک فرد نيست بلکه
يک فرقه است وايشان قطعابااين وضعيت ازعهده وظيفه هدايتي
خودبرنخواهد آمد،ولي اگرايشان داراي اعتقادات محکم وراسخي است مي
توانداولادرهدايت آن دختربهائي سعي کندوپس ازاصلاح اعتقادات
او،اورابه دين مبين اسلام دعوت ورسمامشرف نمايدو بين او وتشکيلات
بهائيت فاصله ايجاد کند تا از تشعشعات رفتار زيانبار فرقه بهائيت
در امان باشد ودرکنارآن شرط ضمن عقدعدم ارتباط گيري باتشکيلات
بهائيت وگرايش مجددبه بهائيت را از او مطالبه
کنددرغيراينصورت انجام نگرفتن اين وصلت به
نظرمن بهتراست
102-يعني
بعدازپذيرش اعتقادي دختربااوازدواج کند؟
*بله،گرچه اگرفقط عشق باشدراحت ازبين
مي رود،يعني خوددختربراثرفشارهاي فرقه اي وتشکيلاتي زندگي
اش رابه هم مي زندهرچندپسراين رانخواهد،خوددخترباعث جدائي مي شود
103-شمامسلخ
عشق راخوانده ايد؟واگرخوانده اي آن راچطورارزيابي مي کنيد؟
* بله،خوانده ام،آن راباهمفکري من
نوشتند جريانات آن واقعي بودواين کتاب رامن در شناخت فرقه بهائيت
فوق العاده مي دانم ومطالعه آن راتوصيه مي کنم در اين کتاب رفتار
هاي فرقه گرائي به زبان رمان بيان شده است .
104-درآن
داستان فرهمنددرجايگاه محفل ملي است؟
* خير، شناختي که از بهائيت داشت فقط
براي رسيدن به راس تشکيلات مي انديشيد ولذا به مروربا حقه بازي
هائي که به خرج داد به عضويت بيت العدل درآمدکه مافوق محفل ملي است
105-کتاب سايه
شوم درطول ده پانزده روزي که ازچاپش مي گذردبه چاپ سوم رسيده است؟
*اين براي من خيلي جالب است شنيده ام که اين کتاب حتي در بين
بهائيان نيز علي رغم ميل تشکيلات بهائيت بازار سياه پيدا کرده است
.به همين خاطر است وقتي که به سايتهاي
اينترنتي مراجعه کردم عصبانيت تشکيلات بهائيت رامشاهده نمودم
آنهااراجيفي نوشته وارائه کرده بودندکه مرامصمم کردکه خاطراتم
رادرتائيدکتاب سايه شوم نوشته وارائه کنم .توصيه مي کنم کتابهاي
نامه اي براي برادرم ،چرا مسلمان شدم ومسلخ عشق وي نيز تجديد چاپ
شده وبه علاقمندان عرضه شود .ورود کيهان در روشنگري اذهان ملت
مسلمان نسبت به فرقه سياسي بهائيت بسيار موثر خواهد بود .
106-آياايشان
به شماتوصيه کرده که خاطراتتان رابنويسيد؟
* نه،چون من قلمم مثل ايشان خوب نيست
واگربنويسم سه ماهي هم بايدبنشينم وآن رااصلاح کنم درحال حاضرمشغول
نوشتن خاطرات زندگي خودم اعم ازدوران بهائيگري، علل تبري ازبهائيت
وگرايش به اسلام درحدتوانم مي باشم که اميدوارم باچاپ ونشرآن تمام
اميدهاي تشکيلات بهائيت به نااميدي تبديل وموجب هدايت خانواده هاي
بهائي به سوي روشنائي شود
107-درمدتي
که فعاليت هاي نوشتاري بامجلات يامطبوعات محلي داشته
ايد،اياازبازخوردهاي مطالبتان درجامعه چيزي به خاطرداريد؟ديدم
درهگمتانه همدان مطلب نوشته بوديد؟
*بله،جديدابانشريه هگمتانه مصاحبه
کرده وتظلم خواهي کرده ام ازخانواده ام وازتشکيلات،قبل ازآن هم
بامجله زائروآواي الوندوبامجله بسيج دانشجوئي مصاحبه کرده ام
برخوردخانواده ام رادرقبال اين موضوع نمي دانم چون با آنهابه مدت
هفت سال حتي سلام وعليک وکوچکترين رابطه اي نداشتم من رادرخيابان
مي ديدند رويشان رابرمي گرداندندوبعدهافهميدم ازاين نوع فعاليت هاي
من خيلي عصباني وناراحت شده اند يکي ازبازخوردهاي مثبت اينگونه
اقدامات پاگذاشتن روي اعتقادات خرافي وساختگي بهائيت دربين بهائيان
بود
108-آياشماباسايت هادرتماس هستيدوبازخورداين خاطرات رادراينترنت
ديده ايد؟
* باسايت هاارتباط دارم،ازوقتي شروع
به چاپ اين پاورقي کرديدعکس العمل تشکيلات بهائيت برايم جالب
بود،آنهاواقعااحمقند
109-يکي
ازتبليغاتي که مخالفان مي کننداين است که مي گوينداين مطلب ازقبل
براي اين خانم نوشته شده؟
*من خيلي راحت به انهامي گويم
اگراينطورفکرمي کنيدخيلي ابله هستيد!چون قبلانوشته هاي خانم رئوفي
رابين خودتان ديده ايد ببينيداين قلم باان طرزنوشتن فرق کرده
يانه؟مي بينيدهيچ فرقي نداردوخودبهائي هاقبلامي خواستندازقلم وتوان
خانم رئوفي درجهت تدوين زندگينامه معدومين بهائيت وبرعليه اسلام
استفاده کنند نمي دانم چراالان خودرابه بي راهه مي زنند مي خواهم
اين رابگويم که بنابه دستورتشکيلات بهائيت قبل ازمسلمان شدن مي
خواست قلم برداردوعليه اسلام وبه نفع بهائيان بنويسدولي خداخواست
تابامطالعه عليه خودبهائي هانوشت .در خصوص برنامه گفتاري وسخنراني
خانم رئوفي چه توجيهي دارند ايشان در مجامع ومراکز متخلفي حاضر شده
وسخنراني خوبي بر عليه بهائيت داشته اند.
110-يعني
براي اين کارهابرنامه ريزي هم دارند؟کارهائي نظيرنوشتن رمان وغيره؟
* البته!خانم
رئوفي اصرارداشت که مي خواهم رمان بنويسم وخانم نعيمي گفت حالاکه
مي خواهي بنويسي عليه مسلمانان بنويس رمان عشقي ننويس
111-دراين
رابطه آياآموزش هم ديده بودند؟
*فکرکنم باعناصري ازتشکيلات بهائيت
مخصوصاهيئت جوانان جلساتي داشته است اشاره کنم به تائيدنوشته هاي
خانم رئوفي توسط پرويزسيفي وتائيدمهران شناساازبزرگان بهائي همدان
112-انگورانداختندکه
سرکه بشود،شراب شد؟
* بله،يک چيزديگري شد
113-آياجايگاه
خانواده خانم رئوفي درتشکيلات بهائيت بالاست؟چون ايشان درخاطراتش
ادعامي کندبرادرهايش درالمان وافريقاجايگاه بالائي دارند؟
* بله،جايگاه بالائي درتشکيلات
بهائيت دارند،البته درست نيست بگوئيم جايگاه بالائي دارند، بلکه
سرسپرده ترهستند
114-اساساجايگاه
خانواده ميان بهائيان چگونه است؟اهميت تعليم وتربيت اعضاي خانواده
راچقدرمي دانند؟
* اولا اينکه فرقه وتشکيلات بهائيت
خوديک خانواده محسوب مي شودکه توسط يک مرکزيت
واحداداره مي شودودراين جريان مهم خانواده خودفرقه مي باشدنه
خانواده وابستگان براين اساس اگرخانواده همسوي بانيات واهداف
وسياستهاي مرکزيت فرقه باشداهميت
دارددرغيراينصورت ان خانواده پشيزي درنزدسران فرقه ارزش
ندارد تعليم وتربيت اعضاي خانواده نيزبايد سمت وسوئي همراه باسياست
ونيات مرکزيت فرقه داشته باشد هيچ چيزخارج ازساختارفرقه اي
وتشکيلاتي بهائيت به وابستگان اموزش داده نمي شود خلاصه بگويم
اموزش دربهائيت کاناليزه شده،هدفمندوکاملايک سويه است تاخروجي ان
به عنوان يک انسان رباطيک درجهت اهداف تشکيلات قراربگيرد
115-نه،ببينيد،الان
غرب دربحران هويت به سرمي برد،بحران معنويت هست چون خانواده
درانجاجايگاهي ندارد مدت طولاني درکنارهم زندگي کردن اصالتي
برايشان ندارد0دربهائيت اين موردچگونه است؟
* همانطورکه درسوال قبلي گفتم
خانواده تازماني که درراستاي نيات فرقه ومرکزيت ان باشدمهم است
درغيراينصورت ارزشي ندارد به عنوان مثال کسي که طردروحاني مي شودو
نگاه بهائيهابه او مثل نگاه مردم سالم به فردي جزامي است
وتاکيدمطلق به بي مهري وقطع ارتباط است چگونه خانواده
اي که طردروحاني شده اندمي تواننددربهائيت ارزش داشته باشند يعني
تمامي ارزشهابستگي به نيات واهداف وسياستهاي سران فرقه دارد
116-دراحکامشان
ازدواج بامحارم دارند؟
*اين يکي ازهمان سوالاتي بودکه من
ازسران تشکيلات ياازدائي ام وکسان ديگري پرسيدم،چه قبل ازمسلمان
شدن وچه بعدازان من پرسيدم:فرضا من به عنوان فردي افريقائي که هيچ
ديني ندارم وشمامرابه بهائيت دعوت کرده ايدومن هم بهائي شدم،حالامي
خواهم باخاله خودم ازدواج کنم،حکم شماچيست؟جواب دادندحکم ماحکمي
هرکشوري هست طبق همان بايدعمل کند اينجا(درايران)بايدبه حکم اسلام
نگاه کنيدواسلام مي گويدچنين ازدواجي حرام است پرسيدم پس حکم من
افريقائي چه مي شود؟درجواب گفتندهمان حکم اسلام است پرسيدم ان
افريقائي که نمي تواندبه حکم اسلام عمل کند؟جواب دادندبايدبه قانون
کشورخودش نگاه کندومن گفتم پس حکمي که باقانون هرکشوري عوض شودحکم
نيست،گرچه دراحکام شماامده است مردفقط نمي تواندبازن باباي خودش
ازدواج کندوحکمي نسبت به ازدواج باسايرمحارم نيامده است،پس
مسلمانان حق دارندبگويندبهائي باخواهرخودش هم ازدواج مي کندچون
دراين زمينه هيچ حکمي ندارد
117-پس
به اين سوال تابه حال جواب درست وحسابي نداده اند؟
* خودشان هم نمي دانندومي گويندمگرمي شودانسان باخاله خودش ازدواج
کند؟بله ازديدمن که بامسلمانهازندگي مي کنم چنين عملي هرگزاتفاق
نمي افتدولي ازديدکسي که ان سوي کره زمين درامريکامي باشدوپسرهم
باپسرازدواج مي کندچنين امري اتفاق مي افتد،شمابايدبه اوبفهمانيد
نه به فردي که درجامعه مسلمين است وبه اين امراعتقاددارد
118-خواهي نشوي
رسواهمرنگ جماعت شو!باهمجنس بازهاهم جنس بازي!
*بله،واقعيت استدلالشان همين شعارغلط
است،مثلامن پرسيدم که ذبح چگونه بايدباشد؟حکم غذاهائي که مي خوريم
چگونه است؟مي گفتندمعيارمسلمانها گفتم اگرمن امريکارفتم دران صورت
حکم چگونه خواهدبود؟جواب دادندبرمعيارامريکائيها
119-
ازوقتي مسلمان شديدآيابرنامه مطالعاتي منظمي داريد؟
بله صدصد در حال مطالعه مي باشم
120-نام
چندکتابي راکه بهترتوانسته سوالات شماراجواب دهدومفيدوجامعه بوده
برايمان بفرمائيد براي بهائياني که مي خواهنداسلام رابشناسند؟
*اول ازهمه ازديدخودم کتابهاي حضرت
امام(ره)خيلي خوبندمنتهاازديدگاه عمومي ترکتابهائي که همه
پسندباشندوفلسفي نيزنباشدوهمانطورقابل فهم براي همه باشدکتابهاي
شهيدمطهري مي باشد من انهاراخيلي مطالعه کرده ام ونيزکتابهاي اقاي
قرائتي راتوصيه مي نمايم
121-حضرت
امام(ره)خودشالن بيش ازهمه عمومي تروساده تروعوام فهم صحبت مي
کردنداگرممکن است مصداقي نام ببريد؟
*من خودنيزقبول مي نمايم که کتابهاي
حضرت امام ساده ترمي باشدامامطالبي که درکتابهاي شهيدمطهري نوشته
شده دران مي توان جواب بيشترسوالات فرقه بهائيت راپيدانمود
مثلااگريک بهائي بخواهددرموردامام حسين(ع)چيزي بفهمدمي بايست کتاب
حماسه حسيني شهيد مطهري رامطالعه نمايد درموردکتابهاي ديگربه
بهائيان توصيه اکيدمي کنم کتابهاي اقاي مطهري راباعناوين انسان
کامل،وحي ونبوت،اخلاق حسنه و ...راحتمابخوانند،مخصوصا کتاب اسلام
ومقتضيات زمان راچون بهائيان معتقدنداسلام به مرورزمان کهنه شده
واقاي مطهري بسيارجالب به اين موضوع پرداخته وخواننده فهمانيده که
اسلام مي تواندطبق زمان پيش برود ساکن زمان خودش نيست وبازمان خودش
جلومي رودباپيشرفت علم حرکت مي نمايد،اگريک بهائي همين يک کتاب
رابخواندجواب خيلي ازسوالاتش رامي گيرد
122-درپايان
اگرصحبتي داريدبفرمائيد؟
* من اولااز ورود روزنامه وزين
وارزشي کيهان به عرصه افشاگري برعليه بهائيت سپاسگزاري مي کنم واز
اينکه زمينه اي فراهم گرديدتامن هم قدري
ازحرفهاي دلم راگفته باشم تشکر مي کنم
واميدوارم هم جوانهاي مسلمان وهم جوانان بهائي باخواندن کتابهائي
مثل کتاب سايه شوم ياهمين مصاحبه ها اولابهائيان به خودشان بيايند
ثانيامسلمانهاهم قدرمسلماني خودرابدانندو وانشاءا... ديگرمتبريان
نيزبراي ورودبه اين عرصه فعال شوند .
123-مابه
خوانندگاه نويدچاپ خاطرات شماراهم بدهيم؟
* بله،انشاءا ... کارتحريران به
اتمام رسيده ودرمرحله ويراستاري وبازنويسي مي باشدکه اميدوارم
باهمت شماعزيزان منتشرودراختيارخوانندگاه محترم قراربگيردوالسلام
.
پايان