مردم منطقه كه با حضور رزمآوران اسلام اطمینان و امنیتی دوباره
احساس ميكنند، رفته رفته به خانههایشان باز ميگردند. بهراستی
منافقین بر این توهم بودند كه خلق با آنها هستند؟ مگر انسان تا كجا
ميتواند گمگشتهی سراب وهم باشد كه اینچنین بیندیشد؟ كدام خلق؟...
منافقین بهمراتب از كفار بدترند و سیرهی رسول اكرم و امیرالمؤمنین
در نبرد با یهودیان بنيقریظه و خوارج نهروان مؤید شدتی است كه باید
با آنان روا داشت...
863
2
شنبه، هشتم مرداد. سرابگرم، جادهی قصر شیرین
رزمندهای تعریف ميكند كه بعد از آزادسازی سرپلذهاب، نه نفر از
مادران شهدا به قلعهدشت رفتند و هشتاد هزار مین منافقین را جمعآوری
كردند.
آن آشنای دیرینهی ما سخن از سالهای آغاز جنگ
ميگفت و آن یادگارهایی كه به جاودانگی پیوسته است و آن میثاقی كه مردم
با اسلام بستهاند...
شش روز بعد در باختران، هجدهم ذیحجه، روز عید غدیر خم
مردم یك بار دیگر آن میثاق دیرینه را تازه
كردهاند و هویت تاریخی خویش را در بیعتی دیگرباره با امامشان باز
یافتهاند و...
727
برگرفته از فیلم "آقا سعید"
ردیف
نام
پخش
کلیپ
اجرا
حجم
(KB)
1
هواپیماهای عراقی برای پشتیبانی نیروهای منافقین مرتباً منطقهی
حسنآباد و ارتفاعات مشرف به جادهی اسلامآباد را بمباران ميكنند،
اما منافقین كه در منطقهی حسنآباد محاصره و زمینگیر شدهاند، یك بار
دیگر چشم در سراب توهم تحلیلهای خودپرستانهی سركردگان خود گشودهاند.
اما این بار بیداری به بهایی بس گران به دست آمده است...
آیا اتحاد صدام و منافقین فينفسه برای آنكه پرده از باطن پلید وابستگی
منافقین بردارد كافی نیست؟ بهراستی این صدها تانك و نفربر و خودروهای
سفارشی از كجا آمده است؟ آیا اگر انسان مسحور فتنهی شیطان نباشد، باز
هم برای جست و جوی حق به سراغ غربزدگان وابستهای چون سركردگان
منافقین خواهد رفت؟...
1,282
2
آقا سعید، فرمانده این محور عملیاتی، همان كسی بود كه ما در جست و
جوی او بودیم. او مظهر همان روحی است كه حزب الله را از انسانهای دیگر
جدا ميكند و البته در میان رزمآوران ما دلاورانی چون سعید كم نیستند.
118
3
با یكی از وسایلی كه اتومبیلی غنیمتی را نیز یدك ميكشید به سمت
اسلامآباد رفتیم و بار دیگر آقا سعید را در میان رزمآوران لشكر ٢٧
یافتیم...
آقا سعید كه لحظهای فراغت یافته است تا استراحت كند دوربین را متوجه
خویش ميبیند و ميگوید: «نگیر، بگذار خستگی در كنم!» فیلمبردار ما هم
ميگوید: «خستگی شما هم دیدنی است!» و بهراستی هم كه این صحنه بیش از
هزار سخن گویاست.
باز هم بالاخره مصاحبهی ما با آقا سعید ناتمام ميماند و حسرت ادامهی
صحبتهای او بر دل ما. او یكی از پروردههای میدان رزم و جهاد فی سبیل
الله است و اگر انقلاب اسلامی هیچ دستاوردی جز پرورش انسانهایی
اینچنین نداشت، باز هم ميارزید تا حزب الله جان و سر خویش را فدای حفظ
آن كند.
802
برگرفته از فیلم "در اطراف پل"
ردیف
نام
پخش
کلیپ
اجرا
حجم
(KB)
1
میان ظاهر و باطن عالم نسبتی است كه جز اهل
حق در نميیابند. او ميداند كه اندیشهی علوی با زندگی عبدالرحمن عوفی
جمع نميشود. او ميداند كه عاشورا و عافیت با هم جمع نميشود. او
ميداند كه نميتوان «یا لیتنی كنت معكم» خواند و در خانه ماند و خود
را دیندار دانست...
روی سخن، پیش از همه با دینداران است، آنان كه فریاد هل من ناصر حسین
بن علی را از كربلا شنیدهاند، اما در میان ضعفا و قاعدین در خانه
ماندهاند و اخبار جنگ را تنها از رادیوها گوش كردهاند و پنداشتهاند
كه در ثواب مجاهدین راه خدا نیز شریك هستند. آیا ميتوان در خانه خفت و
در ثواب مجاهدین راه خدا شریك بود؟...
873
2
نماز را باید به جانب قبله گزارد و اكنون قبله نیز در كف حرامیان
است و آنان كه اهل نماز نیستند، نماز را بهانهی حاكمیت خویش كردهاند.
پس تا آن روز كه قبله از سیطرهی اهل باطل خارج شود، باید نماز را در
جبهه خواند و این نماز حقیقی است.
147
برگرفته از فیلم "در راه باز گشت"
ردیف
نام
پخش
کلیپ
اجرا
حجم
(KB)
1
دشمن متجاوز ما خوب ميدانست كه بشر امروز در چه جهان بيعدالتی
زندگی ميكند و همین معنا بود كه او را برای آغاز تجاوز و اشغال شهرهای
جنوب و غرب كشور ما جرأت بخشید. عدالت در جهان امروز مفهومی از یاد
رفته است و ارباب كفر آن را متناسب با منافع تجاوزگرانهی خویش، هر
آنگونه كه ميخواستهاند معنا كردهاند...
486
2
جای این پرسش وجود دارد كه چیست آنچه ما را به راهی اینچنین دشوار
كشانده است؛ صدها كیلومتر پیادهروی در راهی كه هر قدمش دشواری و بلا و
خطری در كمین است. آنان، بر خلاف ارتشهای دیگر
جهان، با پای اختیار قدم در این طریق نهادهاند، چرا كه بركات خفیهی
جنگ را ميشناسند. در رأس بركات خفیهی جنگ باید از تعالی و تكاملی نام
برد كه رزمآوران ما در سایهی مقابله با دشواريها و آمادگی برای
شهادت بدان دست ميیابند؛ گذشته از آنكه شهادت در راه خدا مقامی است كه
خداوند جز به برگزیدگان خویش عطا نميكند...
586
3
مردان حق اهل شهرت نیستند و از دوربین ميگریزند و اگر هم
بپذیرند، دشوار سفرهی دل خود را در برابر چشمان نامحرم دوربین
ميگشایند. سینهی آنان تماشاگه رازهای نهفتهی خداست و اگر سخن
بگویند، نه از رودخانهی «زاب» كویر مينالند، نه از ارتفاعات پربهمن
هوار، نه از خستگی صدها كیلومتر راهپیمایی و نه از زندگی مداوم در
هجرت؛ نه از برف و نه از باران. اما دنیاگرایی اهل دنیا باری است گران
كه كمرشان را خم ميكند و پشتشان را ميشكند. كجا دانند حال ما
سبكباران ساحلها؟
این راه به پایان ميرسد، اما راه حق آنگاه پایان خواهد گرفت كه جهان
از سیطرهی ظلم و شر و فساد رهایی یافته باشد و اهل نماز بر جهان حاكم
شوند.
454
برگرفته از فیلم "حلبچه در آتش"
ردیف
نام
پخش
کلیپ
اجرا
حجم
(KB)
1
عافیتطلبان ميگویند كه اگر شما نميآمدید صدام با مردم حلبچه
اینچنین نميكرد، و گوش ما با این سخن ناآشنا نیست. ما خونخواهان مسلم
بن عقیل هستیم و او نیز از ابن زیاد همین سخن را شنیده بود...
ورود به آن شهری كه از فراز دشت در زیر آتش دیده بودیم پای توكل
ميخواهد و دل آشنا با مرگ؛ یقین ميخواهد. تهور ماجراجویانه شاید
بتواند تو را به كام ماجرا بكشاند، اما ماندن و دیر ماندن و پایدار
ماندن، جز با توكل و یقین به معاد میسر نیست...
اهل حق همواره در مظلومیت زیستهاند. در عصر جاهلیت، عدالت مفهوم
ازیادرفتهای است. اهل دنیا را خواب مستی در ربوده است و دزد و شحنه
نیز دست در دست هم دارند. آیا چشمی بیدار نمانده است؟ همه چیز در كف
نمرود و نمرودیان است. آنها مهلت یافتهاند تا جهان را میان خویش قسمت
كنند و شحنه و قاضی را نیز خود بر گزینند. حكومت ظاهر در كف نمرود است،
اما كعبهی عشق را ابراهیم بنا كرده است. ای ابراهیمیان، فریب ظاهر را
نخورید! گلستان عدالت در باطن آتشی است كه نمرود بر افروخته است.
771
2
خداوند شیطان را آفریده است تا انسان در مبارزهی درونی و بیرونی
با او و اذنابش به كمال رسد و كرهی زمین، سراسر، عرصهی مبارزهی
انسان با شیاطین است. خداوند شیطان و یارانش را مهلت داده است تا جهان
را در كف خویش گیرند و كار را بر مؤمنین دشوار كنند، و كمالات انسان،
سراسر، در كشاكش این دشواريها و ابتلائات ظاهر ميشود.
724
برگرفته از فیلم "کهف گمنامی"
ردیف
نام
پخش
کلیپ
اجرا
حجم
(KB)
1
تا آنگاه كه عدالت بر جهان حاكم شود،
ای چشم بیاموز كه گلهای سفید را اینگونه بنگری. میدان مین عارضهای
نیست كه خواب بامدادی من و تو را پریشان كرده باشد، اگرچه آنها كه مین
كاشتهاند گلها را دوست ندارند. سختی دنیا شیرینی آخرت است...
تقدیر حقیقی جهان در كف مردانی است كه پروای نام ندارند. آنان از
گمنامی خویش كهفی ساختهاند و در آن پناه گرفتهاند، كهفی كه آنان را
از تطاول دهر مصون خواهد داشت. اصحاب كهف، خود را از تعلقات رهاندهاند
و اینچنین، ننگ تعلقات نیز دامان آنان را رها كرده است...
438
برگرفته از فیلم "شیخان"
ردیف
نام
پخش
کلیپ
اجرا
حجم
(KB)
1
ایران در سراسر تاریخ اسلام مأمن علمداران قیام علوی بوده است.
قبههای سبز مدفن امامزادههای شهید گواهان صادق این مدعایند...
جوهر حقیقی كمال انسان در مقابله با دشواريها ظاهر ميگردد و اگر جز
این بود، خداوند هرگز مؤمنین را به ابتلائاتی اینچنین دچار نميكرد.
جنگ عرصهی ظهور و پرورش كمالات الهی انسان است. كمال در آزادی است و
آزادی، در نفی تعلقات و رهایی از عادات. خانه، خانهی تعلقات است و
شهر، مهبط عادات، و اگر نبود دشواريها و ابتلائاتی كه خداوند انسان را
بدان ميآزماید، جوهر حقیقی وجود انسان همواره پنهان ميماند. آیا هیچ
چیز خواهد توانست ما را از راهی كه فطرت الهی راهبر آن است باز دارد؟
رودخانه راه خویش را به سوی دریا خوب ميشناسد.
1,037
2
انسان كافر روح را در خدمت اهوای تن ميخواهد، اما مؤمن تن خویش
را به مثابه مركَبی برای تعالی روح ميبیند و اینچنین، با پاهای بریده
نیز از راه باز نميماند؛ ميرود و پاهای بریدهاش را نیز عصاكشان به
دنبال خود تا قلههای فتح ميكشاند. ای كاش ميشد تا تو را در مأمن
گمناميات رها كنیم و بگذریم، كه تو اینچنین ميخواستی. اما ای عزیز،
اجر تو در كتمان كردن است و اجر ما در افشا كردن، تا تاریخ در افق وجود
تو قلههای بلند تكامل انسانی را ببیند...
ميگفت: «اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم»(١)، و این دعا پیش از آنكه او
بگوید به استجابت رسیده بود. اما گرفتاران ظلمات وهم، دلبستگان حیات
دنیا، خود از گرفتاری خویش بيخبرند. ظلمات وهم برهوتی است كه از شرق
تا غرب زمین را گرفته است و طلیعهی سحر از اینجا كه نه شرقی است و نه
غربی ظاهر ميشود. آنان را كه اهل تذكرند همین یك سخن كافی است.
611
3
آنگاه كه زندگی جز با قبول بندگی یزید
میسر نیست چه باید كرد؟ و مگر یزیدیان راه دیگری نیز باقی ميگذارند؟
آنها جهان را در حاكمیت خویش ميخواهند و اگر ما نیز سر در آخور خواب و
خور و شهوت فرو بریم، صلح بر جهان حاكم ميگردد، كه صلح در قاموس
ائمهی كفر معنایی جز این ندارد. اگر كسی سر در آخور حیوانیت خویش
نداشته باشد، حیات دنیا را بدین بهای سنگین نخواهد خرید...
در وسط میدان اصلی شهر پارچهای نصب شده بود كه روی آن نوشته بودند:
«بازگشت پیروزمندانهی دلاورمردان گردان خیبر را گرامی ميداریم.» از
غروب روز بیست و پنجم اسفند ماه تا غروب روز بیست و ششم، یك شبانه روز
بیشتر نگذشته بود، اما عمق تأثیر آن در درون ما آنهمه بود كه هرگز
فراموش نخواهد شد.