به كسى كه بر او برترى داده شده اى بسيار بنگر، زيرا
اين كار يكى از انگيزه هاى شكرگزارى است.(به ضعیف تر از خودت بسیار نگاه کن که موجب
شکرگزاری ات از خداوند می گردد)
حدیث (5)
قال الصادق عليه السلام :
ما مِن عَبدٍ أنعَمَ اللّه عَلَيهِ نِعمَةً
فَعَرَفَ أنَّها مِن عِندِ اللّه إلاّ غَفَرَ اللّه لَهُ قَبلَ أن
يَحمَدَهُ؛
هيچ بنده اى نيست كه خداوند به او نعمتى دهد و او آن
را از جانب خدا بداند مگر آن كه، پيش از سپاسگويى او، خداوند بيامرزدش.
نهج الفصاحه، ح 781
حدیث (6)
قال الصادق عليه السلام :
أدنَى الشُّكرِ رُؤيَةُ النِّعمَةِ مِنَ اللّه
مِن غَيرِ عِلَّةٍ يَتَعَلَّقُ القَلبُ بِها دُونَ اللّه عَزَّوَجَلَّ
والرِّضا بِما اُعطىَ وألاّ تَعصيَهُ بِنِعمَتِهِ و تُخالِفَهُ بِشَى ءٍ مِن أمرِهِ
ونَهيِهِ بِسَبَبِ نِعمَتِهِ؛
كم ترين سپاسگزارى، اين است كه انسان نعمت را
(مستقيما) از خدا بداند و جز او علتى براى آن نداند و نيز به آنچه خداوند عطايش
كرده، خرسند باشد و با نعمت او مرتكب گناه وى نشود و نعمت خدا را وسيله مخالفت با
امر و نهى او قرار ندهد.
التوحيد، ص 127
حدیث (7)
قال رسول الله صلى الله عليه و آله :
إنَّ اللّه لَيَرضى عَنِ العَبدِ أن يَكُلَ
الكلَةَ فَيَحمَدَهُ عَلَيها أو يَشرَبَ الشَّربَةَ فَيَحمَدَهُ عَلَيها؛
خداوند از بنده اى كه پس از خوردن لقمه اى غذا و يا
آشاميدن جرعه اى او را سپاس مى گويد، خشنود مى گردد.
نهج البلاغه، خطبه 178
حدیث (8)
قال الصادق عليه السلام :
أوحَى اللّه تَعالى إلى موسى عليه السلام يا
موسى اُشكُرنى حَقَّ شُكرى فَقالَ : يا رَبِّ وَكَيفَ أشكُرُكَ حَقَّ شُكرِكَ،
ولَيسَ مِن شُكرٍ أشكُرُكَ بِهِ إلاّ وأنتَ أنعَمتَ بِهِ عَلَىَّ؟! فَقالَ : يا
موسى اَلنَ شَكَرتَنى حينَ عَلِمتَ أنَّ ذلِكَ مِنّى؛
خداى تعالى به موسى عليه السلام وحى فرمود كه : اى
موسى مرا چنان كه بايد شكر كن . موسى عرض كرد : پروردگارا چگونه تو را چنان كه بايد
شكر گويم حال آن كه هر شكرى كه تو را مى گويم خود نعمتى است كه تو به من ارزانى
داشته اى؟ فرمود : اى موسى حال كه دانستى توفيق آن شكر را هم من به تو داده ام ،
شكر مرا ادا كرده اى .
نهج البلاغه، خطبه 91
حدیث (9)
قال الرضا عليه السلام :
اِعلَمُوا أ نَّكُم لا تَشكُرونَ اللّه تَعالى
بِشَى ءٍ بَعدَ إيمانٍ بِاللّه وبَعدَ الاِعتِرافِ بِحُقوقِ أولياءِ اللّه
مِن آلِ مُحمّدٍ رَسولِ اللّه صلى الله عليه و آله أحَبَّ إلَيهِ مِن
مُعاوَنَتِكُم لاِءخوانِكُمُ المُؤمِنينَ عَلى دُنياهُم؛
بدانيد كه بعد از ايمان به خدا و بعد از اعتراف به
حقوق اولياء اللّه از آل محمد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هيچ شكرى نزد
خدا خوشايندتر از اين نيست كه برادران مؤمن خود را در امور دنيايشان يارى رسانيد .
غررالحكم، ج2، ص451، ح3260
حدیث (10)
قال الجواد عليه السلام :
نِعمَةٌ لاتُشكَرُ كَسَيِّئَةٍ لاتُغفَرُ؛
نعمتى كه سپاسگزارى نشود مانند گناهى است كه آمرزيده
نشود.
غررالحكم، ج6، ص441، ح10926
حدیث (11)
امام سجاد عليه السلام :
و اَمّا حَقُّ ذِى المَعروفِ
عَلَيكَ فَان تَشـكُرَهُ وَ تَذكُرَ مَعروفَهُ وَ تَـكسِبَهُ
المَقالَةَ الحَسَنَةَ وَ تُخلِصُ لَهُ الدُّعاءَ فيما بَينَكَ وَ
بَينَ اللّه عَزَّوَجَلَّ، فَاِذا فَعَلتَ ذلِكَ كُنتَ قَد
شَكَرتَهُ سِرّا وَ عَلانيَةً ثُمَّ اِن قَدَرتَ عَلى مُكافاتِهِ
يَوما كافَيتَهُ؛
حق كسى كه به تو نيكى كرده ، اين است كه
از او تشكر كنى و نيكى اش را به زبان آورى و از او به خوبى ياد كنى و
ميان خود و خداى عزّوجلّ برايش خالصانه دعا كنى ، هرگاه چنين كردى
بى گمان در پنهان و آشكار از او تشكر كرده اى . سپس اگر روزى توانستى
نيكى او را جبران كنى ، جبران كن .
خصال، ص 568
حدیث (12)
امام على علیه السلام:
زيادَةُ
الشُّكرِ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ تَزيدُ فِى العُمرِ وَ تَفسَحُ
فِى الجَلِ ؛
شكرگزارى فراوان و صله رحم، عمر را زياد
مى كنند و بر مُهلت زندگى مى افزايند.
عيون الحكم والمواعظ،
ص 275، ح 4999
حدیث (13)
امام على علیه السلام:
اَلعَفافُ زِینَهُ الفَقرِ، وَ الشُّکرُ زِینَهُ الغِنَی.
خویشتن داری، زینت فقر است و سپاس گزاری زینت
غنا و توانگری.
تحف العقول، ص
75
حدیث (14) امام على عليهالسلام :
شُكرُ المُؤمِنِ يَظهَرُ في عَمَلِهِ، شُكرُ المُنافِقِ لا
يَتَجاوَزُ لِسانَهُ؛
سپاسگزارى مؤمن در كردارش آشكار مىشود، [امّا] سپاسگزارى منافق از
زبانش فراتر نمىرود.
غررالحكم، ح 5661 و 5662
حدیث (15) امام
حسن علیه السلام:
اَلخَیرُ الَّذِی لا شَرَّ فِیهِ، اَلشُّکرُ مَعَ النِّعمَة وَ الصَّبرُ عَلَی
النّازِلَة؛
خیری که هیچ شری در آن نیست ، شکر بر نعمت و صبر بر مصیبت ناگوار است
.
تحف العقول، ص 237