بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram
 
شیخ محمد تقی شوشتــــری

شوق به مطالعه و نوشتن

يكي از خصوصيات بارز علامه شوق به قلم و نوشتن مي باشد. براي ايشان هيچ چيز به اندازه تأليف و تصنيف اهميت نداشت. لذا موفق به نوشتن كتابهايي ارزشمند و پرمايه در زمينه هاي مختلف شده اند. دراين باره خود ايشان فرموده اند: «من هميشه با كتاب خواب مي رفتم و با كتاب بيدار مي شدم حتي مي رفتم داخل يك اتاقي، در را مي بستم كه كسي نيايد تا مطالعه كنم»

-شوق به عبادت

در اين باره ايشان گوي سبقت را از ديگران ربوده بودند. بجهت اينكه نماز خود را سر وقت و به جماعت در مسجد مي خواندند و شبها بعد از نماز براي مردم مسئله مي گفتند و مقيد به نوافل روزانه بودند و علاوه براينها صبح ها تا طلوع آفتاب در محراب مسجد، قرآن و دعا مي خواندند. در ايام نقاهت و كهولت سن نيز كه نمي توانستند به مسجد بروند، قسمت زيادي ازوقت خود را  صرف تلاوت قرآن مي نمودند.

-بي توجهي به مظاهر دنيوي

شخصي مي گفت: در مجلس ختم شهداي تبريز كه در مسجد رسول شوشتر برگذار شده بود درخدمت ايشان بودم و متوجه شدم كه عباي ايشان وارونه است. عرض كردم، آقا عباي شما اين طور است اجازه دهيد كه آن را درست كنم، ايشان با متانت خاصي لبخند زدند و فرمودند: «كارش نداشته باش، چه كسي به من نگاه مي كند!»

-حسن برخورد

به گفته يكي از مريدان: يكي از مؤمنين به بنده گفته بود از حاج آقا برايش دعاي تقويت حافظه بگيرد، بنده مطلب را به حاج آقا گفتم، ايشان فرمودند مي نويسم ومي آورم. روز بعد كه حاج آقا به مسجد آمدند عرض كردم آقا دعا را آورديد؟  ايشان تبسمي كردند و گفتند: حاجي انشاء ا... دوتا مي نويسم، يكي براي خودم و يكي هم براي آن بنده خدا! ( معلوم شد كه آقا فراموش كرده اند)

-محبوبيت عمومي

در حال حاضر كمتر خانه اي پيدا مي شود كه مزّين به تمثال شريف معظم له نباشد و در اكثر مغازه ها و اتومبيل ها عكس ايشان را به عنوان تبرك قرار مي دهند. چنانچه از حضرت علي (ع) روايت است كه «اگر كسي رابطه بين خود و خدايش را درست كند خداوند نيز رابطه اين شخص را با مردم درست كند»

در شوشتر در زمان حيات ايشان بيشتر عقدهاي ازدواج جهت تبرك توسط ايشان جاري مي شد.

-نمونه اي از تأثير قلم وصفاي باطن ايشان

شخصي مي گفت: «در زندگي برايم مشكلي پيش آمده بود، خدمت آقا شرفياب شدم و خواسته ام را عرض كردم و گفتم: آقا خواهشمندم بعد از نوشتن عريضه آن را با دست مبارك خودتان به آب بيندازيد. ايشان نيز پذيرفتند. شب همان روز حضرت حجت(ع) را در خواب ديدم كه عريضه ام  به دست مبارك اوست، و بعد از مطالعه آن را امضاء نمودند، در اين وقت از خواب بيدار شدم. سه روز از اين قضيه گذشت كه حاجتم برآورده شد.»

-اطلاع از امور مخفي

شخصي تعريف مي كند: يكبار در بازار پول خود را گم كردم و مستاصل شدم با خود گفتم خوب است خدمت حاج شيخ بروم و جريان را بازگو كنم، شايد برايم فكري كردند. رفتم خانه حاج آقا و در زدم، آقا آمدند دم در، نگاهي به من كردند و به داخل خانه تشريف بردند، بعد از چند دقيقه، مجدداً آمدند و درست همان مقدار پول را كه گم كرده بودم را به من دادند و گفتند: اين…تومان پول را كه در بازار گم كرده اي  بگير و صرف مسجد كن.

-اجتناب ازتعريف

گفته اند كه شخصي خدمت شيخ شرفياب شد، شروع به تعريف و تمجيد از كتابها و شخصيت ايشان نمود. بلافاصله آقا فرمودند: «اين حرفها را نزنيد، بنده خود را مي شناسم.»

 

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved