لاجوردی: سرباز دیرین اسلام و افتخار امروز انقلاب
سید اسدالله لاجوردی در سال 1314 در جنوب
تهران در محله ی پایین بازار متولد شد. پدر او سید علی اکبر چوب فروش و مادرش قمر
قائم الصباح از زنان نیکوکار بود. سید علی اکبر خانواده ای پر جمعیت، شامل 4 دختر و
چهار پسر را داشت.
سید اسدالله تحصیلات ابتدایی خود را با شروع جنگ جهانی دوم شروع کرد و در دومین سال
تحصیلی دبیرستان برای کمک امرار معاش خانواده، ترک تحصیل کرد و با کمک پدر به عمده
فروشی چوب پرداخت. با این همه، درس را در بعد علوم دینی و حوزوی ادامه داد. علاوه
بر این ادبیات عرب و علوم حوزوی را در حد کفایه در حضور استاد شاهچراقی – شهید
لاجوردی شناخت خود را از امام خمینی مدیون مرحوم شاهچراقی می داند- ، حاج صادق
امانی ،گیلانی و سید مرتضی لنگرودی فراگرفت. شهید از همین دوره در جلسات تفسیر قرآن
هم شرکتی فعال داشت.
لاجوردی در سال 1339 تصمیم به ازدواج گرفت و از خانم زهرا گل گل خواستگاری کردند،
همسری که در سخت ترین سالهای عمر سید اسدالله بهترین یاور ایشان در تمام رنج ها و
محنت های ایشان بودند. بدون تردید ربع قرن زندان شهید لاجوردی نه برای او سخت بلکه
برای همسرش بیشتر طاقت فرسا بوده است. مهریه ایشان در آن زمان هشت هزار تومان بود.
اسدالله لاجوردی از شاگردان شهید بهشتی و مطهری بود و در شکلگیری جمعیت مؤتلفه
اسلامی نقش اساسی داشت. هیئت موتلفه متشکل از سه گروه پایه گذار بود :
1- گروه مسجد امین الدوله
2- گروه اصفهانی ها
3- گروه مسجد شیخ علی (شهید اسد الله لاجوردی عضو کمیته مرکزی هیئت موتلفه و منتخب
از مسجد شیخ علی با هدایت شهید صادق امانی بود.)
این سه گروه در جلسه ای با توصیه امام ادغام شدند و یک کمیته ی دوازده نفره را
تشکیل دادند. هیئت موتلفه دارای شورای روحانیت نیز بود که به نحوی مهمترین بخش این
جمعیت را تشکیل می داد زیرا جمعیت انجام هر عملی را منوط به اجازه ی حاکم شرع یا
نماینده ی ایشان می دانستند.
پس از ترور حسنعلی منصور ـ نخستوزیر وقت ـ در بهمن ۱۳۴۳ توسط شاخه ی نظامی جمعیت
(محمد بخارایی، رضا صفار هرندی، مرتضی نیک نژاد و سید علی اندرزگو) در عملیات بدر،
بسیاری از اعضای این جمعیت از جمله اسدالله لاجوردی دستگیر و برخی شهید شدند. او پس
از محاکمه به ۱۸ ماه حبس تادیبی در زندان قزل قلعه محکوم شد . در این مدت کمرش در
شکنجههایی که متحمل شد شکست وچشمش نیز آسیب دید. و این آسیب را تا آخر عمر به
عنوان نشانه ای از مبارزه با مزدوران آمریکایی به همراه داشت.
لاجوردی پس از آزادی، جلسات تفسیر قرآن را از سر گرفت. براساس گزارش ساواک «سید
که در بازار جعفری به دستمالفروشی و روسریفروشی اشتغال داشت، منزل خود را به محل
گردهمایی افراد مذهبی، مبارز و آشنا به مبانی دینی تبدیل کرده بود.» لاجوردی در
اردیبهشت ۱۳۴۹ به اتهام حمله به شرکت هواپیمایی الآل متعلق به رژیم صهیونیستی پس
از برگزاری مسابقه فوتبال میان دو تیم ایران و اسرائیل بازداشت و مجدداً شکنجه شد.
او که به ۴ سال حبس مجرد محکوم شده بود در داخل زندان نیز به آموزش مبانی دینی به
زندانیان پرداخت و به همین علت نیز به زندان مشهد انتقال داده شد و بخشی از
محکومیت خود را در آن شهر گذراند.
لاجوردی در فروردین ۱۳۵۳ از زندان آزاد شد و در اسفند همان سال مجدداً بازداشت شد.
اتهام او «فعالیتهای زیرزمینی و همچنین خودداری از پاسخگویی راجع به اقدامات
خرابکارانه خود» بود و به ۱۸ سال حبس جنایی محکوم شد.
سرانجام لاجوردی در آستانه انقلاب اسلامی به همراه بسیاری از زندانیان در مرداد
۱۳۵۶ آزاد شد. لاجوردی در کنار شهید مهدی عراقی و شهید اسلامی از مسئولان انتظامات
کمیته استقبال از امام خمینی(ره) بودند. او از ۲۰ شهریور ۱۳۵۹ با نظر مساعد امام
خمینی و آیت الله بهشتی دادستان انقلاب تهران شد و در این سمت به مبارزه جدی با
عوامل منافقین که ترور مسؤلان و مردم را در دستور کار خود قرار داده بودند.آشنایی
شهید لاجوردی با تمام گروه های حاضر در انقلاب و سلطنت طلبان به او قدرتی را در
ردیابی ترورهای بسیار اوایل انقلاب داده بود به نحوی که هیچ تروریستی نمی توانست از
ردیابی های سید اسدالله لاجوردی در امان بماند و بعد از انجام عملیات تروریستی فرار
کند. در نتیجه شهید به عنوان «دیده بان انقلاب» هم معروف شدند. این آشنایی به واسطه
ی بحث ها و مذاکرات شهید لاجوردی با رهبران و طرفداران این گروه ها – مخصوصا
منافقین سازمان مجاهدین- بیشتر تقویت شده بود.
لاجوردی سرانجام اول شهریور ۱۳۷۷ درمحل کسب خود ـ بازار تهران ـ توسط دونفر از
اعضای منافقین ترور شد و به شهادت رسید.
پس از ترور وی بر سر اینکه از عملکرد وی تجلیل شود و یا انتقاد، بحثهای زیادی در
ایران مطرح شد. عباس امیرانتظام که در سال 1997 تحت عنوان مرخصی نامحدود از زندان
آزاد شد در تابستان 1998 طی مصاحبه ای با صدای فارسی آمریکا اتهاماتی به اسدالله
لاجوردی، رئیس پیشین زندان اوین در تهران وارد کرد که باعث شکایت خانواده ی لاجوردی
و بازگردانده شدن امیرانتظام به زندان شد. خانواده ی لاجوردی در نهایت از شکایت خود
صرف نظر کرد.
اسدالله لاجوردی در اشاره به سیاست تواب سازی، زندانهای جمهوری اسلامی را
"دانشگاههای انسان سازی" مینامید. سیاست تواب سازی توسط بازجویان و مدیران زندان
ها، بویژه در نیمه اول دهه ۶۰، رایج شد و هدفش در درجه اول تواب سازی اعضا و
هواداران گروه هایی بود که طرفدار مبارزه مسلحانه بودند. بیشترین تعداد توابان این
دوره از میان هواداران سازمان مجاهدین خلق بودند.
پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای به مناسبت شهادت لاجوردی
بسم الله الرحمن الرحیم
من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر وما
بد لوا تبدیلا
شهادت سیدبزرگوار و مجاهد فی سبیل الله مرحوم آقا حاج سید اسد الله لاجوردی که از
چهره های منور انقلاب و پیش روان جهاد فی سبیل الله بود،بار دیگر ارج و قدر سربازان
دیرین اسلام و مبارزان سخت کوش راه آزادی را در خاطر ها زنده ساخت.
منافقان کور دل و خیانت پیشه با این جنایت،عمق کینه خود را نسبت به یاران صادق امام
امت و خدمت گزاران حقیقی مردم آشکار کردند و چهره منفور خود را تیره تر و منفور تر
ساختند. این شهید عزیز در تمام دوران مبارزات اسلامی،به اخلاص و صبر و مقاومت و
روشن بینی شناخته شده بود.در راه خدا،بلاهای بزرگ را به جان می خرید و در میدان های
سخت حاضر بود.پس از پیروزی انقلاب در همه مسئولیت هایی که در راه خدمت گزاری به
مردم و کشور به او تحویل شد،با قدرت و ایثار و به دور از اغراض و مطامع مادی ،ادای
وظیفه کرد و هیچ گاه ،خستگی به خود راه نداد،شهادت در راه خدا ،اجر بزرگی است که
خدای شاکر علیم به این انسان مومن و با اخلاص ،مرحمت فرمود،خداوند روح مطهر او را
با اجداد طیبین و طاهرینش محشور فرماید.
اینجانب ،شهادت این برادر ارجمند را به خانواده گرامی و دوستان همرزم و همسنگرش و
به همه ملت ایران تبریک و تسلیت عرض می کنم.
و السلام علی عباد الله الصالحین
سید علی خامنه ای2/6/1377