شهيد سيد باقر طباطبايي نژاد – فرمانده قرارگاه تاكتيكي نصر

شهيد طباطبايي نژاد :لحظه اي غفلت نكنيد كه دشمنان اسلام در كمينند، به تبعيت از فرمان امام در صحنه بوده و هميشه تابع و مطيع فرمان ولايت فقيه باشيد تا از لغزشها و ضربات و لطمات مصون بمانيد.
... واي بر ما اگر اين نعمت الهي (جمهوري اسلامي) را شكرگزار نبوده و لياقت استقرار حكومت جهاني اسلام را نيابيم.
شما در برابر خون پرجوش و خروش شهيدان مديون و مسئوليد. واي بر ما! چگونه مي خواهيم فرداي قيامت در جلو رسول الله(ص) حاضر شويم.
... بكوشيد قلم و قدم و تلاش و كلام و همه اعمالمان در جهت رضاي خدا و استحكام جمهوري اسلامي و پيشرفت انقلاب اسلامي باشد.

تولد و كودكي
به سال 1341 ه.ش در يكي از محله هاي جنوب شهر تهران در خانواده اي روحاني متولد شد. پدرش حاج سيد عباس طباطبايي نژاد و اجداد بزرگوارش از طرف پدر، مرحوم حجت الاسلام حاج ميرزا علي طباطبايي و از طرف مادر مرحوم حجت الاسلام حاج شيخ علي مهدوي ظفرقندي، هر دو از علما و فضلاي بنام منطقه اردستان و زواره مي باشند.
او كه الفباي عشق حسين(ع) و ائمه اطهار(ع) را از كودكي در چنين مدرسي آموخته بود و ترنم اين درس با گوشت و خونش قرين و آميخته بود، تحصيل علوم را آغاز كرد. سنين نوجواني او مقارن با اوج فساد در ايران بود، ولي تقوا وترس از گناه و اصالت خانوادگيش عواملي بودند كه باعث شد از اين پيكار اخلاقي روسفيد بيرون آيد. در كنار كوششي كه در فراگيري علم در مدرسه داشت با شركت و عضويت در مجامع تعليم و تفسير قرآن – كه در حوالي ميدان خراسان داير بود – با مفاهيم اين كتاب آسماني و احاديث ائمه اطهار(ع) و مباحث اعتقادي و فلسفي آشنا شد. هفت يا هشت سال اين كلاسها ادامه داشت. او كه از بينش عميق سياسي – اعتقادي و قدرت بيان و قلم بالايي برخوردار بود، به دليل برخورداري از غناي فكري و فرهنگي، به سهم خود در بسط ارزشهاي اسلامي كوشش مي كرد.

شهيد و پيروزي انقلاب اسلامي
سيد باقر در سال آخر دبيرستان با اوج گيري نهضت، درس خود را رها كرد و همپاي امت اسلامي در صحنه هاي مختلف انقلاب حضور يافت.
او كه در اين زمان به سن تكليف رسيده بود، در كنار فعاليتهاي مذهبي و پخش اعلاميه، نوار، عكس و رساله حضرت امام خميني(ره) در نبردهاي مسلحانه خياباني شركت مي كرد و در اين راه از هيچ خطر و رنجي نمي هراسيد.
پدرش نقل مي نمايد: در سال 1357، نيمه شبي كه سيد باقر خسته و كوفته از تظاهرات برگشته و از فرط خستگي تاب نداشت، دراز كشيد و همان طور خوابش برد. مدتي بعد به آرامي بلند شدم و خواستم زير سرش بالش بگذارم كه يك مرتبه بلند شد و بالش را به كنار گذاشت. وقتي دليل آن را پرسيدم گفت: اين راهي كه ما آن را شروع كردهايم از اين سختيها زياد دارد بايد از حالا به اين چيزها عادت كنيم.
شهيد طباطبايي نژاد كه خود را وقف انقلاب اسلامي كرده بود، با پيروزي انقلاب و تاسيس كميته انقلاب اسلامي، عضو اين نهاد شد. ايشان در كنار كارهاي نظامي، كلاسهاي عقيدتي و تفسير قرآن برگزار مي كرد. وجود او در بين شيفتگان انقلاب و پاسداران جان بر كف كه براي حفظ و حراست انقلاب شب و روز در تلاش و فعاليت بودند غنيمتي بود كه علاوه بر بعد نظامي، باعث ترويج معنويات و اشاعه و روحيه برادري، محبت و صفا و صميميت مي شد.

حركت به سوي كردستان
با صداي اولين گلوله هاي دشمن بعثي كه سكوت مرزها را در هم شكست و ضدانقلاب كوردل جدي تر از هميشه در خاك مقدس كردستان، نداي هل من مبارز سر مي داد، آن بزرگوار (كه يك ماه پيش از اين حادثه، به عضويت سپاه در آمده بود)، پس از گذشت يك هفته از جنگ تحميلي، همراه با عهده اي دلاورمردان سپاه عازم كرسدتان شدند تا به وظيفه خود عمل نموده و كردستان مظلوم را از لوث وجود اين ياغيان پليد، پاك سازند.
به راستي قلم و زبان از بيان ايثارها و مبارزات ايشان ناتوان است. سزاوار است تا صخره هاي هولناك، دره هاي مرگبار كردستان و ارتفاعات سر به فلك كشيد ه و صعب العبور غرب، زبان گشوده، روايت شيرين سردار سرفراز و همرزمان ديگرش را نقل نمايند و سرود حماسه ها و ايثارشان را بسرايند.
ايشان در مدت هشت سال مبارزه خستگي ناپذير در محورهاي غرب كشور، با مسئوليتهاي متفاوت مانند مسئوليت پرسنلي ستاد غرب، فرماندهي سپاه سقز، فرماندهي سپاه باختران، فرماندهي سپاه پاوه و فرماندهي قرارگاه نصر رمضان، به دفاع از آرمانهاي والاي جمهوري اسلامي ايران پرداخت.

ويژگيهاي اخلاقي
شهيد طباطبايي نژاد تواضع و فروتني خاصي در كنار اخلاص و ايثارش داشت. شهامت و شجاعت، به كار بستن عقل سليم و تجارب به دست آمده در انجام امور، علاقه شديد همسنگران و همرزمانش به ايشان و برخورد خوب و مردم داري او باعث شده بود كه مردم منطقه نيز شيفته و شيداي او شوند. چيزي كه آن شهيد بزرگوار را به كارش دلگرم و علاقمند كرده بود،‌ عشق و ايماني بود كه نسبت به كار در كردستان داشت. هميشه از مظلوميت اكراد و فقر فرهنگي كه به آنان روا داشته اند، سخن مي گفت و بر احوال ايشان خون دل مي خورد. هنوز خاطره زيباي آن تبسمهاي شيرين و دلنشين كه نشان از قلب رئوف و مهربانش داشت، در اذهان همكاران و آشنايانش باقي است.
او با قرآن مانوس بود و علاقه فراواني به مطالعه كتابهاي اعتقادي، بويژه نهج البلاغه داشت و در گفتار و كردارش،‌از احاديث و آيات، بسيار بهره مي برد.
التزام عملي و تقيد او به احكام اسلام باعث شده بود كه كلامش بر دلها بنشيند و در نصايح خود ارزشهاي متعالي اسلام را گوشزد كند. او با حساس تعهد و مسئوليتي كه داشت در جهت خالص كردن نيتها براي خدا و تبعيت از حضرت امام(ره) و ولايت فقيه و دوري از مظاهر فريبنده دنيوي برادران پاسدار را سفارش مي كرد.
دائماً به نيروها تاكيد و توصيه داشت كه آموزش نظامي را خوب بياموزيند، زيرا كه جنگ ما با دشمنان اسلام هر روز پيچيده تر مي شود. بنابراين تقويت بنيه دفاعي كشور اسلامي براي پاسداري از ارزشهاي انقلاب، را عاملي مهم مي دانست.
او كلامي شيرين داشت. ديده يا شنيده نشد كه كسي را برنجاند و بيازارد.
هرگز ديده نشد كه غيبت كند، يا دروغ گويد و يا حرف لغوي بزند.
شهيد طباطبايي نژاد عشق و علاقه عجيبي به حضرت امام (ره) داشت و براي روحانيت احترام ويژه اي قايل بود. با وجود اين كه مقداري از دروس طلبگي را خوانده بود، به خاطر نياز سپاه به نيروهاي متعهد و مخلص، ناچار موفق به ادامه تحصيل علوم حوزوي نشد،لذا وصيت اكيد نمود كه پسر بزرگش، آرزوي او را جامه عمل پوشانده و به لباس مقدس روحانيت درآيد.
او در طول مسئوليتهايش همواره بر حفظ بيت المال كه از حاصل تلاش اين ملت محروم و ايثارگر فراهم مي گرديد، تاكيد داشت و در هر فرصتي همكاران را به پرهيز از تجملات و تشريفات توصيه مي كرد و به مسئولين نيز وصيت داشت كه عهدنامه مالك اشتر را دقيقاً مورد مطالعه قرار داده و به كار بندند.
از روحيه شجاعت و شهامت بالايي برخوردار بود. در بيان حق زمان و مكان را نمي شناخت و خيلي صريح و قاطع برخورد مي كرد.

تشرف به خانه خدا
در سال 1361 كه جهت زيارت خانه خدا به مكه مشرف شده بود، با وجود برخورد شديد رژيم منحوس آل سعود با راهپيماييها و تظاهرات، اكثر شبها تا صبح، بر روي ديوار و كف خيابانها شعارهاي انقلابي و ضدآمريكايي مي نوشت.
نقل مي كنند: او تمثال بزرگي از حضرت امام خميني(ره) بالاي ساختماني كه كاروان آنها در آنجا اسكان داشتند نصب كرده بود. تعدادي از عوامل مزدور رژيم سعودي سرزده وارد ساختمان شدند. افسر سعودي در حين عبور، چنگ انداخت و پوستري از حضرت امام خميني(ره) را از روي ديوار كند. آن بزرگوار بي درنگ عكس را از مشت او در آورد و يقه اش را گرفت و او را وادار كرد كه عكس را چندبار ببوسد.
نحوه شهادت
سيد باقر با وجود آن همه مجاهدت خالصانه و مستمر، دلش در عالم ديگري بود و ناراحت از اينكه چرا پس از هشت سال حضور در صحنه هاي ايثار و شهادت و مصاحبت با ابرار، هنوز در اين دنياي خاكي باقي و به فيض شهادت نايل نيامده است،‌ لذا با ابتهال و تضرع به آستان ربوبي طالب شهادت بود، تا اينكه لطف حق شامل حالض شد و در پنجم مرداد 1367 در حالي كه عازم عمق خاك عراق بود، با عده اي ديگر از همرزمانش، در كمين بعثيان ملحد گرفتار و پس از نبردي سخت به درجه رفيع شهادت نايل آمد و در جوار حق ماوا گزيد.


پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس
منبع: پايگاه اطلاع رساني جنگ ايران و عراق

 
 
http://www.aviny.com/Rahiyan_Noor/revaiat-eshgh/khatere/39.aspx?&mode=print
Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved