غزه با خون شهیدان نورانی شده است
امروز غزه دیگر آن قبیله 16 قرن پیش نیست که عده ای خود را به آن منتسب
بدانند و به آن افتخار بکنند . غزه امروز عضو زنده و فعال امت است و از عمق
وجود قضیه و مردمی برخاسته است که دیگر برای نشان دادن هویت والای آن خون و
نژاد و جغرافیای سیاسی و ایدئولوژی تاثیری ندارد . غزه تصغیر و تحقیر شدنی نیست
. هیچ انسان عاقلی نمی تواند؛ بپذیرد که چگونه امروز تمامی عرب ها از گشودن راز
این معمای فلسطینی عاجز مانده اند.
چرا باید غزه در مقابل انبوه دشمنان سنگدل و بیرحم تنها رها شود ؟ آیا غزه
باید به تنهایی در مقابل دشمنان ایستادگی و از حریم و مقدسات و ارزش های امت
دفاع کند؟ آیا شرم آور نیست که ما هر روز نظاره گر سریال زنده و غمبار باشیم و
از کنار آن به طور عادی بگذریم ؟ حجاج با تابوت های سفید به غزه باز می گردند
وکودکان در کوچه وخیابان می میرند و قتل و کشتار ادامه می یابد و دشمن به شیوه
نازی های آلمان به کشتار و نسل کشی به عنوان بهترین گزینه می پردازد تا به صلح
و آرامش خیالی برسد . آن وقت عرب ها و مسلمانان نه تنها به جهاد و مبارزه و
دفاع نمی پردازند بلکه گویی اصلا زنده نیستند.
این گونه مرگ و خاموشی که ما به آن عادت کرده ایم؛ سطر اول کتاب خاکستر شدن
است و از قتل و آواره کردن و محاصره از پنچ جهت نیز دردناکتر است و این فرهنگ
سیاسی و شیوه جدیدی است که این گونه القا می کند که هرکس که زیر سم اسبان و
زنجیر تانک ها قرار بگیرد؛ فقط باید خودش از خود دفاع کند و سرنوشت محتوم خود
را بپذیرد و دیگر انسان غیور و شرافتمندی نیست که دست عرق شدگان در دریای خون
را بگیرد. اکنون این گونه می نماید که میان کسانی که محکوم به سرنوشت سراسر
محنت هستند و کسانی که حاضر به درگیری و مقابله با دشمنان تاریخی خود نیستند و
حاضرند این دشمنان را در کنار خود جای دهند؛ هیچ گونه ارتباط و سنخیتی وجود
ندارد.
آن چه که امروز در غزه می گذرد؛ به همه ما مربوط است و تنها یک مسئله و
موضوع صرفا فلسطینی نیست و ما نباید از تحمل بار مسئولیت و مشارکت در درد و رنج
آنان شانه خالی کنیم و خون های به ناحق ریخته شده آنان را نادیده بگیریم . ما
راه گریزی نداریم و داستان ما ادامه خواهد داشت و دفاع از حق ما را در معرض مرگ
قرار داده است ولی با این حال کناره گیری و بی تفاوتی نسبت به امور مسلمانان
گرفتار، اکنون به صورت قاعده کلی در آمده است .
غزه اکنون غرق در خون و تاریکی است و دود های تیره و تار فضای این منطقه را فرا
گرفته است و هیچ نور امیدی به چشم نمی خورد و صرفا جغدهای شوم بر خرابه های آن
آواز می خوانند.
ما می دانیم که ادامه نواختن ساز مرگ و خونریزی و به صدا در آوردن ناقوس مرگ
تمامی تلاش ها را ناکام خواهد گذاشت و زندگی برای کسانی که در محیط های وحشتناک
و بسیار سرد و تاریک به سر می برند؛ مفهوم خود را از دست داده است . یک و نیم
میلیون انسان فلسطینی به جرایمی محکوم شده اند که هیچ گاه مرتکب نشده اند .
مرتکبان این جنایات اختاپوس های سفیدی هستند که شعار دمکراسی سر می دهند و خود
را متولیان اصلی و انحصاری آن می دانند. دمکراسی زیر یوغ اشغالگری و تحت ائتلاف
ژنرال و خاخام و شب و تاریکی و اشغالگری چه معنی دارد؟
این امت نباید تنگ نظر باشد و صرفا پیش پای خود را بنگرد و نباید طرح های
موقت را تحت هر شرایطی بپذیرد و به اجبار و از روی سرخوردگی و ناامیدی به راه
حل های غیر اصولی تن در دهد . صلح با جنگ ویرانگر در تضاد و تعارض است؛ اگر چه
در جهان کنونی همه چیز معنای عکس می دهد و وارونه شده است.
تاریکی غزه باید آن قدر ادامه یابد تا دیگر هیچ روزنه امیدی باقی نماند .
کسانی که برق بیمارستان ها و مساجد و مدارس و پروشگاه ها را قطع می کنند؛ اگر
بتوانند خورشید و ماه و ستارگان را نیز از آسمان عرب ها محو می کنند و این
اتفاق نیز به وقوع خواهد پیوست اگر این سکوت مرگبار فراگیر ادامه یابد.
نویسنده : خیری منصور