|
100 سخن
گرانبها از ثامن الائمّه (علیهم السلام) |
1. مؤمن
، مؤمن واقعى نيست ، مگر آن كه سه خصلت در او باشد : سنتى از
پروردگارش و سنتى از پيامبرش و سنتى از امامش . اما سنت پروردگارش ،
پوشاندن راز خود است ، اما سنت پيغمبرش ، مدارا و نرم رفتارى با
مردم است ،
اما سنت امامش صبر كردن در زمان تنگدستى و پريشان حالى است
(اصول كافى ، ج 3 ، ص 339)
2.
پنهان كننده كار نيك ( پاداشش ) برابر هفتاد حسنه است و آشكار كنندهكار بد سرافكنده است ، و پنهان كننده كار بد آمرزيده است
(اصول كافى ، ج 4 ، ص 160)
3.
از اخلاق پيامبران ، نظافت و پاكيزگى است
(تحف العقول ، ص 466)
4.
امين به تو خيانت نكرده ( و نمىكند ) و ليكن ( تو ) خائن را امين
تصورنمودى
(تحف العقول ، ص 466)
5.
برادر بزرگتر به منزله پدر است
(تحف العقول ، ص 466)
6.
دوست هركس عقل او ، و دشمنش جهل اوست
(تحف العقول ، ص 467)
7.
دوستى با مردم ، نيمى از عقل است
(تحف العقول ، ص 467)
8.
به درستى كه خداوند ، سر و صدا و تلف كردن مال و پر خواهشى را دوستندارد
(تحف العقول ، ص 467)
9.
عقل شخص مسلمان تمام نيست ، مگر اين كه ده خصلت را دارا باشد : از
اواميد خير باشد ، از بدى او در امان باشند ، خير اندك ديگرى را بسيار
شمارد ،
خير بسيار خود را اندك شمارد ، هرچه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود ، در
عمر
خود از دانشطلبى خسته نشود ، فقر در راه خدايش از توانگرى محبوبتر
باشد ،
خوارى در راه خدايش از عزت با دشمنش محبوبتر باشد ، گمنامى را از
پرنامى
خواهانتر باشد . سپس فرمود : دهمى چيست و چيست دهمى ! به او گفته شد
:
چيست ؟ فرمود : احدى را ننگرد جز اين كه بگويد او از من بهتر و
پرهيزگارتر
است
(تحف العقول ، ص 467)
10.
از امام رضا ( ع ) سؤال شد : سفله كيست ؟ فرمود : آن كه چيزى دارد
كهاز ( ياد ) خدا بازش دارد
(تحف العقول ، ص 466)
11.
ايمان يك درجه بالاتر از اسلام است ، و تقوا يك درجه بالاتر از
ايماناست ، و به فرزند آدم چيزى بالاتر از يقين داده نشده است
(تحف العقول ، ص 469)
12.
اطعام و ميهمانى كردن براى ازدواج از سنت است
(تحف العقول ، ص 469)
13.
پيوند خويشاوندى را برقرار كنيد گرچه با جرعه آبى باشد ، و بهترين
پيوندخويشاوندى ، خوددارى از آزار خويشاوندان است
(تحف العقول ، ص 469)
14.
حضرت رضا ( ع ) هميشه به اصحاب خود مىفرمود : بر شما باد به اسلحهپيامبران ، گفته شد : اسلحه پيامبران چيست ؟ فرمود : دعا
(اصول كافى ، ج 4 ، ص 214)
15.
از نشانههاى دين فهمى ، حلم و علم است ، و خاموشى درى از درهاى
حكمتاست . خاموشى و سكوت ، دوستى آور و راهنماى هر كار خيرى است
(تحف العقول ، ص 469)
16.
زمانى بر مردم خواهد آمد كه در آن عافيت ده جزء است ، كه نه جزء
آن دركنارهگيرى از مردم ، و يك جزء آن در خاموشى است
(تحف العقول ، ص 470)
17.
از امام رضا ( ع ) از حقيقت توكل سؤال شد . فرمود : اين كه جز خدا ازكسى نترسى
(تحف العقول ، ص 469)
18.
به راستى كه بدترين مردم كسى است كه يارىاش را ( از مردم ) باز
دارد وتنها بخورد و زير دستش را بزند
(تحف العقول ، ص 472)
19.
بخيل را آسايشى نيست ، و حسود را خوشى و لذتى نيست ، و زمامدار را
وفايى نيست ، و دروغگو را مروت و مردانگى نيست
(تحف العقول ، ص 473)
20.
كسى دست كسى را نمىبوسد ، زيرا بوسيدن دست او مانند نماز خواندن
براىاوست
(تحف العقول ، ص 473)
21.
به خداوند خوشبين باش ، زيرا هركه به خدا خوشبين باشد ، خدا با گمانخوش او همراه است ، و هركه به رزق و روزى اندك خشنود باشد ، خداوند به
كردار
اندك او خشنود باشد ، و هركه به اندك از روزى حلال خشنود باشد ،
بارش سبك و
خانوادهاش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنيا و دوايش بينا سازد
و او
را از دنيا به سلامت به دار السلام بهشت رساند
(تحف العقول ، ص 472)
22.
ايمان چهار ركن است : توكل بر خدا ، رضا به قضاى خدا ، تسليم به امرخدا ، واگذاشتن كار به خدا
(تحف العقول ، ص 469)
23.
از امام رضا درباره بهترين بندگان سؤال شد . فرمود : آنان هرگاه
نيكىكنند خوشحال شوند ، و هرگاه بدى كنند آمرزش خواهند ، و هرگاه عطا
شوند شكر
گزارند ، و هرگاه بلا بينند صبر كنند ، و هرگاه خشم كنند . درگذرند
(تحف العقول ، ص 469)
24.
كسى كه فقير مسلمانى را ملاقات نمايد و بر خلاف سلام كردنش بر اغنيا
براو سلام كند ، در روز قيامت در حالى خدا را ملاقات نمايد كه بر او
خشمگين
باشد
(عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 52)
25.
از حضرت امام رضا ( ع ) درباره خوشى دنيا سؤال شد . فرمود : وسعت
منزلو زيادى دوستان
(بحار الانوار ، ج 76 ، ص 152)
26.
زمانى كه حاكمان دروغ بگويند ، باران نبارد و چون زمامدار ستم ورزد ،دولت ، خوار گردد ، و اگر زكات اموال داده نشود چهار پاپان از بين روند
(بحار الانوار ، ج 73 ، ص 373)
27.
هر كس اندوه و مشكلى را از مؤمنى برطرف نمايد ، خداوند در روز قيامتاندوه را از قلبش برطرف سازد
(اصول كافى ، ج 3 ، ص 268)
28.
بعد از انجام واجبات ، كارى بهتر از ايجاد خوشحالى براى مؤمن ، نزدخداوند بزرگ نيست
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 347)
29.
بر شما باد به ميانهروى در فقر و ثروت ، و نيكى كردن چه كم و چه
زياد ،زيرا خداوند متعال در روز قيامت يك نصفه خرما را چنان بزرگ
نمايد كه مانند
كوه احد باشد
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 346)
30.
به ديدن يكديگر رويد تا يكديگر را دوست داشته باشيد و دست يكديگر رابفشاريد و به هم خشم نگيريد
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 347)
31.
بر شما باد راز پوشى در كارهاتان در امور دين و دنيا . روايت شده كه" افشاگرى كفر است " و روايت شده " كسى كه افشاى اسرار مىكند با قاتل
شريك
است " و روايت شده كه " هرچه از دشمن پنهان مىدارى ، دوست تو هم
بر آن آگاهى
نيابد "
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 347)
32.
آدمى نمىتواند از گردابهاى گرفتارى با پيمانشكنى رهايى يابد ، و ازچنگال عقوبت رهايى ندارد كسى كه با حيله به ستمگرى مىپردازد
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 349)
33.
با سلطان و زمامدار با ترس و احتياط همراهى كن ، و با دوست با تواضع ،و با دشمن با احتياط ، و با مردم با روى خوش
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 356)
34.
هر كس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد ، خداوند از عمل كم او
راضىباشد
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 356)
35.
عقل ، عطيه و بخششى است از جانب خدا ، و ادب داشتن ، تحمل يك مشقتاست ، و هر كس با زحمت ادب را نگهدارد ، قادر بر آن مىشود ، اما هر كه
به
زحمت بخواهد عقل را به دست آورد جز بر جهل او افزوده نمىشود
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 342)
36.
به راستى كسى كه در پى افزايش رزق و روزى است تا با آن خانواده
خود را اداره كند ، پاداشش از مجاهد در راه خدا بيشتر است
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 339)
37.
پنج چيز است كه در هر كس نباشد اميد چيزى از دنيا و آخرت به او
نداشته باش : كسى كه در نهادش اعتماد نبينى ، و كسى كه در سرشتش كرم
نيابى ،
و كسى كه در خلق و خوىاش استوارى نبينى ، و كسى كه در نفسش
نجابت نيابى ، و)
كسى كه از خدايش ترسناك نباشد
(تحف العقول ، ص 470)
38.
هرگز دو گروه با هم روبهرو نمىشوند ، مگر اينكه نصرت و پيروزى با
گروهىاست كه عفو و بخشش بيشترى داشته باشد
(تحف العقول ، ص 470)
39.
مبادا اعمال نيك و تلاش در عبادت را به اتكاى دوستى آل محمد ( ع )
رهاكنيد ، و مبادا دوستى آل محمد ( ع ) و تسليم براى آنان را به
اتكاى عبادت از
دست بدهيد ، زيرا هيچ كدام از ايندو به تنهايى پذيرفته نمىشود
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 347)
40.
عبادت پر روزه داشتن و نماز خواندن نيست ، و همانا عبادت پر انديشهكردن در امر خداست
(تحف العقول ، ص 466)
41.
كسى كه نعمت دارد بايد كه بر عيالش در هزينه وسعت بخشد
(تحف العقول ، ص 466)
42.
هرچه زيادى است نياز به سخن زيادى هم دارد
(تحف العقول ، ص 466)
43.
كمك تو به ناتوان بهتر از صدقه دادن است
(تحف العقول ، ص 470)
44.
به آن حضرت گفته شد : چگونه صبح كردى ؟ فرمود : با عمر كاسته ، و
كردارثبت شده ، و مرگ بر گردن ما و دوزخ دنبال ما است ، و ندانيم
با ما چه شود
(تحف العقول ، ص 470)
45.
سخاوتمند از طعام مردم بخورد تا از طعامش بخورند ، و بخيل از طعام
مردمنخورد تا از طعامش نخورند
(تحف العقول ، ص 470)
46.
ما خاندانى باشيم كه وعده خود را وام دانيم چنانچه رسول خدا ( ص )كرد
(تحف العقول ، ص 470)
47.
هيچ بنده به حقيقت كمال ايمان نرسد تا سه خصلتش باشد : بينايى در
دين ، و اندازهدارى در معيشت ، و صبر بر بلاها
(تحف العقول ، ص 471)
48.
به ابى هاشم داود بن قاسم جعفرى فرمود : اى داود ما را بر شما به
خاطر رسول خدا ( ص ) حقى است ، و شما را هم بر ما حقى است ، هر كه
حق ما را
شناخت رعايت او بايد ، و هر كه حق ما را نشناخت حقى ندارد
(تحف العقول ، ص 471)
49.
با نعمتها خوش همسايه باشيد ، كه گريز پايند ، و از مردمى دور نشوند كه
باز آيند
(تحف العقول ، ص 472)
50.
ابن سكيت به آن حضرت گفت : امروزه حجت بر مردم چيست ؟ در پاسخفرمود : همان عقل است كه به وسيله آن شناخته مىشود آن كه راستگو
است از طرف
خدا و از او باور مىكند ، و آن كه دروغگو است و او را دروغ مىشمارد ،
ابن
سكيت گفت : به خدا اين است پاسخ
(تحف العقول ، ص 473)
51.
هركس آفريدگار را به آفريدههايش تشبيه كند ، مشرك است و هركس بهخداوند چيزى نسبت دهد كه خدا خود از آن نهى كرده است كافر است
(وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 557)
52.
ايمان انجام واجبات و دورى از محرمات است ، ايمان عقيده به دل واقرار به زبان و كردار با اعضاء تن است
(تحف العقول ، ص 444)
53.
ريان از امام رضا عليه السلام پرسيد : نظرتان راجع به قرآن چيست ؟
امامفرمود : قرآن سخن خداست ، فقط از قرآن هدايت بجوييد و سراغ چيز
ديگر نرويد كه
گمراه مىشويد
(بحار الانوار ، ج 92 ، ص 117)
54.
امام رضا ( ع ) در ضمن تجليل از قرآن و اعجاز آن فرمودند : قرآن
ريسمانمحكم و بهترين راه به بهشت است ، قرآن انسان را از دوزخ
نجات مىدهد ، قرآن
به مرور زمان كهنه نمىشود ، سخنى هميشه تازه است زيرا براى زمان
خاصى تنظيم
نشده است ، قرآن راهنماى همه انسانها و حجت بر آنهاست ، هيچ اشكال
و ايرادى
به قرآن راه پيدا نمىكند ، قرآن از جانب خداوند حكيم فرود آمده
است
(بحار الانوار ، ج 92 ، ص 14)
55.
سليمان جعفرى از امام رضا ( ع ) پرسيد : نظرتان درباره كار كردن
براىدولت چيست ؟ امام فرمود : اى سليمان هرگونه همكارى با حكومت (
ظالم و غاصب )به منزله كفر به خداست . نگاه كردن به چنين دولتمردانى گناه
كبيره است و آدمى
را مستحق دوزخ مىنمايد
(بحار الانوار ، ج 75 ، ص 374)
56.
عبدالسلام هروى مىگويد : از امام رضا ( ع ) شنيدم مىفرمود : خدا
رحمتكند كسى را كه آرمان ما را زنده كند . گفتم : چگونه اين كار را
بكند ؟ فرمود :
آموزشهاى ما را ياد بگيرد و به مردم بياموزد
(وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 102)
57.
هركس از خود حساب بكشد سود مىبرد و هركس از خود غافل شود زيانمىبيند ، و هركس ( از آيندهاش ) بيم داشته باشد به ايمنى دست مىيابد
، و
هركس از حوادث دنيا عبرت بگيرد بينش پيدا مىكند ، و هركس بينش پيدا
كند
مسائل را مىفهمد و هركس مسائل را بفهمد عالم است
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 352)
58.
عجب درجاتى دارد : يكى اين كه كردار بد بنده در نظرش خوش جلوه كند
وآن را خوب بداند و پندارد كار خوبى كرده . يكى اين كه بندهاى به
خدا ايمان
آورد و منت بر خدا نهد با اين كه خدا را به او منت است در اين باره
(تحف العقول ، ص 468)
59.
اگر بهشت و جهنمى هم در كار نبود باز لازم بود به خاطر لطف و احسانخداوند مردم مظيع او باشند و نافرمانى نكنند
(بحار الانوار ، ج 71 ، ص 174)
60.
خداوند سه چيز را به سه چيز ديگر مربوط كرده است و به طور جداگانهنمىپذيرد . نماز را با زكات ذكر كرده است ، هركس نماز بخواند و زكات ندهد
نمازش پذيرفته نيست . نيز شكر خود و شكر از والدين را با هم ذكر كرده
است .
از اين رو هركس از والدين خود قدردانى نكند از خدا قدردانى نكرده
است . نيز
در قرآن سفارش به تقوا و سفارش به ارحام در كنار هم آمده است .
بنابراين اگر
كسى به خويشاوندانش رسيدگى و احسان ننمايد ، با تقوا محسوب نمىشود
(عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 258)
61.
از حرص و حسادت بپرهيز كه اين دو ، امتهاى گذشته را نابود كرد ، وبخيل نباش كه هيچ مؤمن و آزادهاى به آفت بخل مبتلا نمىشود . بخل
مغاير با
ايمان است
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 346)
62.
احسان و اطعام به مردم ، و دادرسى از ستمديده ، و رسيدگى به
حاجتمنداناز بالاترين صفات پسنديده است
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 357)
63.
با مشروب خوار همنشينى و سلام و عليك نكن
(بحار الانوار ، ج 66 ، ص 491)
64.
صدقه بده هرچند كم باشد ، زيرا هر كار كوچكى كه صادقانه براى خدا
انجامشود بزرگ است
(وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 87)
65.
توبه كار به منزله كسى است كه گناهى نكرده است
(بحار الانوار ، ج 6 ، ص 21)
66.
بهترين مال آن است كه صرف حفظ آبرو شود
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 352)
67.
بهترين تعقل خودشناسى است
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 352)
68.
راستى امامت زمام دين و نظام مسلمين و صلاح دنيا و عزت مؤمنان است
،امام بنياد اسلام نامى ( افزون شو ) و فرع برازنده آن است ،
بوسيله امام نماز و
زكات و روزه و حج و جهاد درست مىشوند و خراج و صدقات فراوان
مىگردند و حدود
و احكام اجراء مىشوند و مرز و نواحى محفوظ مىماند
(تحف العقول ، ص 462)
69.
به خدا خوش گمان باشيد ، زيرا خداى عزوجل مىفرمايد : من نزد گمان
بنده مؤمن خويشم ، اگر گمان او خوب است ، رفتار من خوب و اگر بد
است ، رفتار من
هم بد باشد
(اصول كافى ، ج 3 ، ص 116)
70.
مرد عابد نباشد ، جز آن كه خويشتن دار باشد ، و چون مردى كه در بنىاسرائيل خود را به عبادت وامىداشت ، تا پيش از آن ده سال خاموشى
نمىگزيد ،
عابد محسوب نمىشد
(اصول كافى ، ج 3 ، ص 172)
71.
تواضع اين است كه به مردم دهى آنچه را مىخواهى به تو دهند
(اصول كافى ، ج 3 ، ص 189)
72.
عيسى بن مريم صلوات الله عليه به حواريين گفت : اى بنى اسرائيل
! برآنچه از دنيا از دست شما رفت افسوس مخوريد ، چنانكه اهل دنيا
چون به دنياى
خود رسند ، بر دين از دست داده خود افسوس نخورند
(اصول كافى ، ج 3 ، ص 205)
73.
كسى كه جز به روزى زياد قناعت نكند ، جز عمل بسيار بسش نباشد ، و
هركهروزى اندك كفايتش كند ، عمل كند هم كافيش باشد
(اصول كافى ، ج 3 ، ص 207)
74.
گاهى ، مردى كه سه سال از عمرش باقى مانده صله رحم مىكند و خدا
عمرشرا 30 سال قرار مىدهد و خدا هرچه خواهد مىكند
(اصول كافى ، ج 3 ، ص 221)
75.
معمر بن خلاد گويد : به امام رضا ( ع ) عرض كردم : هرگاه پدر و
مادرممذهب حق را نشناسند دعايشان كنم ؟ فرمود : براى آنها دعا كن و
از جانب آنها
صدقه بده ، و اگر زنده باشند و مذهب حق را نشناسند با آنها مدارا كن
، زيرا
رسول خدا ( ص ) فرمود : خدا مرا به رحمت فرستاده نه به بىمهرى و
نافرمانى
(اصول كافى ، ج 3 ، ص 232)
76.
هركس به مؤمنى گشايشى دهد ، خدا روز قيامت دلش را گشايش دهد . .
(اصول كافى ، ج 3 ، ص 286)
77.
خداى عزوجل به يكى از پيغمبران وحى فرمود كه : هرگاه اطاعت شوم
راضىگردم و چون راضى شوم بركت دهم و بركت من بىپايان است ،
هرگاه نافرمانى شوم
خشم گيرم و چون خشم گيرم لعنت كنم و لعنت من تا هفت پشت برسد
(اصول كافى ، ج 3 ، ص 377)
78.
هرگاه مردم به گناهان بىسابقه روى آورند به بلاهاى بىسابقه
گرفتارمىشوند
(اصول كافى ، ج 3 ، ص 377)
79.
مردم از كسى كه با صراحت و صادقانه با آنها رفتار كند خوششان نمىآيد
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 357)
80.
عدهاى به دنبال ثروت هستند ولى به آن نمىرسند و عدهاى به آن
رسيدهاند ولى قرار نمىگيرند و بيشتر مىطلبند
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 349)
81.
وقتى آشكارا حرف حق مىشنويد خشمگين نشويد
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 347)
82.
حريصانه به دنبال قضاى حاجت حاجتمندان باشيد ، هيچ عملى بعد از
واجباتبالاتر از شاد كردن مسلمان نيست
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 347)
83.
نادان ، دوستانش را به زحمت مىاندازد
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 352)
84.
مسلمان اگر شاد يا خشمگين شود از مسير حق منحرف نمىشود ، و اگر بر
دشمنمسلط شود بيشتر از حقش مطالبه نمىكند
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 352)
85.
فقط دو گروه راه قناعت پيش مىگيرند : عبادت كنندگانى كه در پى
پاداشآخرتند يا بزرگ منشانى كه تحمل درخواست از مردمان پست را
ندارند
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 357)
86.
مرگ ، آفت آمال و آرزوهاست ، و لطف و احسان به مردم تا ابد براىانسان باقى مىماند
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 357)
87.
عاقل ، احسان به مردم را غنيمت مىشمارد ، و شخص توانا بايد فرصت راغنيمت شمارد و الا موقعيت از دست مىرود
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 357)
88.
خسيس بودن آبروى انسان را از بين مىبرد
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 357)
89.
قلب انسان حالت خستگى و نشاط دارد ، وقتى در حال نشاط است مسائل راخوب مىفهمد و وقتى خسته است كند ذهن مىشود ، بنابراين وقتى نشاط دارد
آنرا
به كار بگيريد و وقتى خسته است آن را به حال خود بگذاريد
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 357)
90.
هر هدفى را از راه آن تعقيب كنيد . هركس اهدافش را از راه طبيعىتعقيب كند به لغزش دچار نمىشود و بر فرض كه بلغزد چارهجويى برايش
ممكن
است
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 356)
91.
بهترين مال آن است كه خرج آبرو و حيثيت انسان شود
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 355)
92.
خود را با كار مداوم خسته نكنيد و براى خود تفريح و تنوع قرار دهيد
ولىاز كارى كه در آن اسراف باشد يا شما را در اجتماع سبك كند پرهيز
كنيد
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 346)
93. تواضع و فروتنى مراتبى دارد ، مرتبهاى از آن اين است كه انسان
موقعيتخود را بشناسد و بيش از آنچه شايستگى آن را دارد از كسى متوقع
نباشد و با مردم
به گونهاى معاشرت و رفتار نمايد كه دوست دارد با او آنگونه رفتار
شود و اگر
كسى به او بدى نمود در مقابل خوبى كند ، خشم خود را فرو خورد و گذشت
پيشه كند
و اهل احسان و نيكى باشد
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 355)
94.
بايد لطف و احسان قابل اعتنا باشد . نبايد چيز كم ارزشى را صدقه دهيم .
( در زمانى كه عموم مردم تمكن نسبى دارند نبايد به خرما دادن
بسنده كرد . )
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 354)
95.
كسى كه محاسن و امتيازات زيادى داشته باشد مردم از او تعريف مىكنند
،و به تعريف خود نياز پيدا نمىكند
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 353)
96.
هركس به راهنمايى تو اعتنايى نكرد نگران مباش حوادث روزگار او را
ادب خواهد كرد
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 353)
97.
كسى كه در پوشش نصيحت به تو از ديگرى بدگويى مىكند ، به عاقبت
بدىگرفتار خواهد شد
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 353)
98.
هيچ چيزى زيانبارتر از خودپسندى نيست
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 348)
99.
برنامه آموزش دين داشته باشيد در غير اين صورت باديه نشين و نادانمحسوب مىشويد
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 346)
100.
از فقر انديشه مكن كه خسيس خواهى شد ، و در فكر عمر دراز
مباش كه باعث حرص به ماديات است .