بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک
 

گفت و گویی پیرامون شناخت مسلک بهاییت

به گزارش خبرنگار سایت شهید آوینی؛ شناخت کلی از فرقه ها و روشهای نفوذ آنها در جامعه مسلمان ایرانی به عنوان یکی از ابزارهای جنگ نرم از ضرورتهای است که  افراد و بخصوص نخبگان جامعه باید در پی آن باشند ، بالطبع در جامعه ایرانی که به دلیل داشتن اهداف عالیه ای که برای خود تعریف کرده است و همچنین هویت ملی و مذهبی و از سوی دیگر تهاجماتی که مغرضان با تمام کینه و عدوات خود بر علیه هویت آن وارد می سازند ضرورت این امر را بیشتر می کند. در مصاحبه دوساعته با  جناب آقای سید کاظم موسوی رئیس موسسه مطالعاتی روشنگر و مدیر مسئول نشریه شفافیت اولین نشریه تخصصی حامی قربانیان فرقه در ایران به بررسی تاریخچه و شناخت و مباحث پیرامون نفوذ فرقه ضاله بهاییت در حوزه های مختلف جامعه ایرانی می پردازیم. شناخت بهاییت به عنوان یکی از فرق مذهبی از آن جهت بحث را ضروری تر می کند که این مسلک صهیونیستی در راستای خدشه وارد کردن بر مهمترین و کلیدی ترین مفاهیم جامعه مسلمان شیعه چون انتظار موعود، خاتمیت ، نیوت ، معاد و حتی هویت ملی ایرانی می باشد .

تاریخچه مختصری ازنحوه ایجاد و شکل گیری بهاییت و وضعیت کنونی آن را بیان کنید.

بهائیت در حدود 170 سال پیش با عنوان بابیت و با سردمداری شخصی به نام سید علی محمد شیرازی بود که بعدها به باب معروف شد. علی محمد در واقع شاگرد مکتب شیخیه بود او در یک پروسه، توسط سید میرزا حسین بشرویه ای ترغیب به ادعای بابی گری می شود. علی محمد شیرازی از زمان ادعای بابیت تا زمان مرگش که هشت سال طول کشید، شش بار توبه کرد و بعد از هر بار توبه کردن، در مسیر ادعا یک مرحله جلوتر رفت.
ابتدا ادعای ذکریت داشت توبه کرد و بعد مدعی باب امام زمان(عج) شد، بعد از نیابت امام زمان بودن توبه کرد و مدعی خود امام زمان (عج) شد، بار دیگر توبه کرد و مدعی پیامبری شد،بعد از آخرین توبه هم ادعای خدایی کرد.
البته ناگفته نماند که وی در بعضی از متونی که از او به جا مانده، در مورد امام زمان می گوید که امام زمان کس دیگری هستند و تشریف می آورند و بحث ظهورش را مطرح می کند که اینجا بعد از علی محمد باب، میرزا حسینعلی نوری یکی از شاگردان باب از این موضوع سوء استفاده می کند و ادعای من یظهر الهی می کند و می گوید من همان کسی هستم که باب بشارت داده است.
این ادعای من یظهر الهی جریانی است که بحث بهائیت را پایه گذاری می کند. بهائیت در واقع بر اساس یک دستور العمل از بیرون کشور شکل گرفته است. همانطور که اشاره شد جریان بابیت هم توسط تلقینات میرزا حسین بشرویه ای به باب شکل گرفت. که شخص میرزا حسین بشرویه ای، طبق گفته آقای آرتور کلنینگ، یکی از جاسوسان سرویس اطلاعاتی انگلستان است که با هم دستی روسیه جریان بابی گری شکل می گیرد.

از انقلاب اکتبر 1919 مدیریت و چتر حمایتی روسیه تزاری از سر بابی گری و بهائیت برداشته می شود و چتر حمایتی انگلیس بر سر بهائیت کشیده می شود.
این جریان که در واقع ایجاد یک بازوی درونی برای اعمال سیاست های غربی و شرقی به اسم مذهب و دین در ایران تاسیس شد، در طول این 160- 170سال به هیچ عنوان جایگاهی پیدا نکرد و حتی در بهترین و طلایی ترین زمانی که داشتند یعنی دروه پهلوی به خصوص پهلوی دوم، تمام تلاش و سعی خود را به کار بستند تا جایگاهی پیدا کنند که به لطف و فضل الهی نتوانستند. اکنون نیز برای به رسمیت شناخته شدن در ایران و کشورهای اسلامی بسیار تلاش می کنند که تا امروز چنین اتفاقی نیافتاده است.

 چرا این فرقه از سوی جامعه اسلامی طرد شده است و چرا باید با فعالیت این فرقه برخورد جدی شود و این نگاه غیر قانونی بودن به این گروه به خاطر چیست؟

ما بر اساس نص صریح قرآن این اجازه را نداریم که به سراغ باور فرد برویم و با او مبارزه کنیم حالا چرا در این میان این همه باور جریان بهائیت مطرود است؟ علتش بر می گردد به باورها و عقایدی که این تشکیلات دارد.
از انجا که این تشکیلات ساخته و پرداخته کشورهای استعماری به خصوص صهیونیسم جهانی است و باورهایشان هم هویت ملی و هم امنیت ملی کشورها را تهدید می کند بنابراین باید با ان مبارزه کرد.
زیرا این تشکیلات در هر کشوری که باشد خواه کشور جمهوری اسلامی یا کشور های عربی و یا حتی خارج از جهان اسلام در هر جای جهان، کاملاً ضد امنیت ملی آن کشور است.

ضد امنیت ملی و هویت ملی که مطرح می کنید به چه معنی است؟

تشکیلات بهائیت، در اصول دوازده گانه خود، اصلی به نام جهان وطنی دارد. حال با توجه به این اصل، زمانی که کشور مادر را قبول نداشته باشند و توجه شان به یک جهان بیرون از کشور مادر باشد چه اتفاقی می افتد، آیا این غیر از این است که هویت ملی را از بین می برد؟ شما در طول 160-170 سالی که از عمر نکبت بار این تشکیلات گذشته نگاه کنید هیچ جایی شما سراغ ندارید که حداقل نیم نگاهی به هویت ملی یک کشور داشته باشد. به هیچ عنوان در هیچ جای تاریخ سراغ نداریم که اینها به نفع هویت ملی عمل کرده باشند. مگر هویت ملی ما خارج از بحث هویت ایرانی و هویت اسلامی ما است. هویت ایرانیت ما و هویت اسلامیت ما، که هر دو را به گونه ای اینها زدند. اینها اساسا جاسوس هستند و از آنجا که عامل فشار کشورهای غربی و به خصوص صهیونیست ها هستند و جاسوسی هم برایشان می کنند.
حالا شما حساب کنید که این گروه در کدام کشور جهان می توانند حضور داشته باشند و امنیت ملی آنها را تهدید نکنند. طبق دستور تشکیلاتی اعضا موظف به گزارش نویسی هستند. اعضا در هر نوزده یکبار در نشستی که به عنوان ضیافت برگزار می شود، جمع می شوند و گزارش می دهند که یکی از این گزارش ها این است که اعضا هر چه را که در پیرامونشان در اجتماع دیدند باید گزارش بدهند. این اطلاعات وقتی به سرکرده ملی کشور می رسد اگر ذی قیمت باشد برای اسرائیل ارسال می شود. از آنجا که ایران با اسرائیل رابطه ندارد در گذشته اطلاعات ابتدا به انگلستان می رفت و از آنجا برای اسرائیل فرستاده می شد و امروز اطلاعات از ایران به کانادا می رود و از آنجا به اسرائیل فرستاده می شود.
پس می توان اینها را بالفطره جاسوس نامید به همین خاطر که مطرود جامعه مسلمین هستند.

برای بهاییت چه واژه ای را می توان به کار برد واژه فرقه دینی بهاییت ، فرقه سیاسی بهاییت ، کیش بهاییت، دین بهاییت ، مسلک بهاییت و یا ... که بتواند ساختارکلی بهاییت را در این واژه دریافت؟

بهائیت یک جریان سیاسی است و چون در حوزه فرقه قرا می گیرد، یک فرقه سیاسی است.جریان بهائیت از دوره ای که علی محمدباب مدعی شد و میرزا حسین علی نوری پایه گذار جریان بهائیت شد تا اواخر دوره عبد البهاء این جریان یک sect بود پس از مرگ عبدالبها در دوره شوقی است که این فرقه تغییر حالت می دهد و از sect به cult (مسلک) تبدیل می شود. مسلکی که نه می توان در گروه مذهبی قرار داد و نه چیز دیگری. اینها یک مسلک سیاسی هستند که درون خود تمام ویژگی های یک (cult) را دارند. از واژه های اغنا بگیریم تا نحوه چگونگی شستشوی مغری و بعد نگهداری اعضا درون فرقه و فاصله ایجاد کردن بین فرد و گذشته فرد و دوستان و اقوامش همه و همه که درون یک (cult) اتفاق می افتد دقیقاً در فرقه بهائیت اتفاق می افتد که این ثابت کننده این است بهائیت یک مسلک است و هیچ چیز دیگری نمی توان به آن اطلاق کرد.

اتاق فکر این مسلک کجاست وبرنامه های کلی آن کجا پیاده سازی می شود؟

مرکزیت این مسلک در حیفای اسرائیل است، آنجا مرکز کنترل تشکیلات بهائیت درسراسر جهان است، بهائیت اینجا تغذیه می شود و به تک تک اعضا امر و نهی صورت می گیرد. این مرکزیت تحت عنوان بیت العدل فعالیت می کند. از بیت العدل به تناسب هر کشوری برای اعضا، دستور صادر می شود. این دستورات تا جزیی ترین و خصوصی ترین مسئله فرد را نیز در بر می گیرد تا آنجا که در مورد ازدواج نیز دستورات تشکیلاتی بسیاری وجود دارد.

منابع مالی این فرقه توسط بیت العدل را تامین می شود یا نه صورتهای دیگری را در تامین هزینه های مسلک شاهد هستیم ؟

بخش اصلی منابع مالی فرقه طبق دستور میرزا حسینعلی نوری، توسط هر یک از اعضا، تحت عنوان کمک کردن به حقوق الله و ... تامین می شود. این پول ها در دوره میرزا حسینعلی نوری بسیار زیاد بود. بعدها هم در بعضی موارد نیز افرادی برای ثایت کردن اینکه سر سپرده هستند و سرسپردگی آنها هم خیلی جدی است خیلی از اموالشان را در اختیار سر کرده قرار می دادند. در دوره عبدالبها وضعیت تبرئات و کمک هایی که اعضا به فرقه می کنند بیشتر می شود و در دوره شوقی می بینیم که بدلیل اینکه قرار است بهائیت از فرقه تبدیل به cult شود، منابع مالی بسیاری نیاز بود.
تا قبل از جنگ جهانی دوم بهائیت در واقع به عنوان جاده صاف کن کشور اسرائیل بود که در اسنادشان نیز این
قضیه ذکر شده است به خصوص در کتاب "گلگشتی در قرآن" به صراحت مطرح کردند که اسرائیل را ما ساختیم و ما ایجاد اسرائیل کردیم به همین خاطر می بینیم که موقع تشکیل اسرائیل در سرزمین فلسطین اشغالی، اولین گروهی که توسط اسرائیل به رسمیت شناخته می شود، فرقه بهائیت است.
با شکل گیری کشور جعلی اسرائیل استکبار الگوی خوبی را پیدا می کند و بعد از جنگ جهانی دوم به سراغ سرکرده این تشکیلات می آید، تا این جریان را در سرتاسر جهان گسترش بدهد و فضا سازی کند تا هر زمانی خواست بتواند اعمال نظری کند.
این جریان برای جهانی شدن نیاز به سرمایه داشت در اینجاست که شوقی دستور اکید می دهد که بهائیان جهان به خصوص بهائیان ایران شرکت نونهالان و شرکت امنا را تشکیل دهند. این شرکت قبل از انقلاب سرمایه عظیمی را در ایران جمع آوری می کند تا قبل از انقلاب وضعیت به همین شکل ادامه پیدا می کند، پس از وقوع انقلاب به دستور قاضی شرع، برخی از اموال مصادره می شود.
وضعیت اقتصادی بهائیان به گونه ای شد که راه حل دیگری در پیش گرفتند و با سرمایه گذاری هایی در داخل کشور، این قضیه ادامه پیدا کرد.

یعنی هم اکنون  درون کشور بهاییان در حال انجام فعالیت اقتصادی هستند؟

بله همین الان هم در کشور ما مشغول سرمایه گزاری هستند و می توان به عنوان مثال به شرکت نوشیدنی "رانی" و یا شرکت "آچیلان در" که خبر آنها هم بر روی خبر گزاری ها قرار گرفته بود، اشاره کرد.
حتی الان در قضیه بورس نیز به صورت جدی وارد شده اند.

آیا ممکن است این ها از لحاظ اقتصادی کشوررا دچار مشکل کنند؟

بله صد در صد. شما اگر توجه کنید بحث احتکار در هفته های پیشین در دو سوله بزرگ که توسط بهائیان صورت گرفت، نمونه ای از این ضربه اقتصادی است.
بحث کالاهای احتکاری و یا قاچاق کالا که در سال های گذشته خبرهایی از آنها رسید تنها در راستای ضربه زدن به اقتصاد این مملکت بود که جزء اهداف اصلی آنها است که به صورت دستور از بیت العدل یا به عبارتی صهیونیسم جهانی برای آنها صادر می شود.
بیت العدل و صهیونیسم جهانی در این راستا با یکدیگر، هم سو عمل می کنند. بهائیانی که در کشور فعالیت می کنند به عنوان بازوهای اجرایی و ستون پنجم دشمن عمل می کنند.

شما بحث فعالیت های اقتصادی بهاییت در کشور  را مطرح کردید که اینها علاوه بر اینکه در پی تامین اقتصاد فردی خود هستند همچنین در راستای اهداف فرقه در پی ضربه زدن به اقتصاد کشور هستند آیا در حوزه های دیگری چون فرهنگی وسیاست و اجتماعی و....کشور  فعالیت هایی مخربی انجام می دهند؟

در حوزه سیاست یک شعاری دارند که بزرگ ترین دروغ آنها است. عدم مداخله در سیاست را به عنوان شعارخود دارند ولیکن داستان اصلی این است که آنها با پس زدن از حوزه سیاست با ورود به حوزه فرهنگ فعالیت های خود را اجرایی کنند. همین الآن نمودهایش را می توان دید. جریان بهائیت تجربه های قبل از انقلاب را به شکل دیگری در جریان انداخت. گزارشات آن وجود دارد که بهائیان در طول این سی سال به ویژه در این دو دهه اخیر در حوزه فرهنگ ما به صورت جدی ورود کردند. و این خواب زدگی برخی از مسئولان فرهنگی ما است که باعث شده این فرقه و سایر فرقه ها، در حوزه فرهنگ وارد شوند.
برای تغییر دادن باورهای مردم به ویژه جوان ها، بهائیت که نمی آید، آرمش را همه جا بزند و یا داد بزند که من بهائیم.

به عنوان مثال در دوره ای میر حسین موسوی ساختمانی را طراحی کرده که کاملا نمادی از بهائیت است. ساختمانی که نوزده ستون دارد که در پایه های این ستون ها اسم اعظم بهائی "ابها" آمده است.

نمایی از ساختمان فرهنگستان هنر تهران - خیابان ولی عصر بالاتر از بزرگمهر
در ابتدای ورودی فرهنگستان نوزده ستون (عدد مقدس بهاییان) را خواهیم  دید که در پایه های این ستونها اسم اعظم بهاییان «ابها» نقش بسته است.

______________________________________________________________________________

البته این یک نمونه از ورود اینها در حوزه فرهنگ است که متعلق به این چند روزه نیست بلکه در 160-170 سالی که از عمر این فرقه می گذرد در حوزه فرهنگی فعالیت می کنند. درجریان کشف حجاب رضاخان در مرحله دوم بود که این کار را انجام داده بود و در حقیقت کشف حجاب را اینها راه می انداختند، درقضیه بدشت کشف حجاب را در واقع طاهره قرة العین شروع می کند .

شما گریزی زدید در بحث سیاست و شعار عدم مداخله در سیاست را مطرح کردید ولی ما در سال پیش وفتنه سال 88 حضور اینها را به صورت جدی حس کردیم اگر امکان دارد در این باره هم توضیحاتی را بفرمایید؟

جریان تشکیلات بهاییت از آنجایی که ایران خواستگاه این فرقه است بالاجبار برای اینکه بتواند جایگاه جهانی برای خود ایجاد کند باید اینجا یک رسمیت بگیرد و همچنان در تلاش این است که یک رسمیت برای خود پیدا کند.
در دوره پهلوی خصوصا در دوره 13 ساله نخست وزیری هویدای بهایی زاده تلاش هایی در این زمینه انجام داد اما نشد. بعد از انقلاب اسلامی ایران کلا ناامید شد. در دوره اصلاحات به گونه ای شد که احساس کرد که شاید بتواند با این گروه به نتایجی برسد که اواخر دوره اصلاحات باورش شده بود که کسی شده ولی پس از انتخابات دولت نهم و به ویژه انتخابات دولت دهم اینها یک به مرزی رسیدند که متوجه شدند که دیگر امکان پذیر نیست. البته در قبل از انتخابات دولت دهم با توجه با برنامه ریزی هایی که شده بود و همانطور که می دانیم سرویسهای بیگانه چقدر فعال بودند که بلکه بتوانند عنصر خودشان را به مردم تحمیل کنند و انقلاب رنگین را در جامعه پیاده سازی کنند؛ می بینیم که عناصری مثل بهاییت،منافقین،سلطنت طلب ها، وارد عرصه شدند. در روز عاشورا بعید به نظر می رسد که بچه مسلمونی که دغدغه دین و باور به روز عاشورا دارد به آن صورت هلهله وشادی را داشته باشد. این هلهله وشادی برای کسانی است که خارج از این جمع هستند و در واقع در این روز پیوند منافقین، بهاییان وسلطنت طلب ها به عنوان عناصر پیاده نظام صهیونیسم جهانی برای جا انداختن انقلاب رنگینی که آنها مد نظر خود داشتند وارد عرصه شدند و در بین این گروه ها، بهاییت پر رنگ در عرصه حضور یافت. در مصاحبه ای که یکی از این عناصر بهایی با من داشت دقیقاً اشاره کرد که از چند ماه قبل تشکیلات ما را تهییج می کرد و برای چنین ایامی آماده کرد. بلکه عنصر نامطلوب خود را راس کار بگذارند که بتوانند رسمیتی برای خود ایجاد کنند که  به لطف و فضل الهی و رهبری امام گونه مقام معظم رهبری در کشور چنین اتفاقی نیافتاد.

 
 Copyright © 2003-2014 - AVINY.COM - All Rights Reserved