دلم برای صیادم تنگ شده!
دو راه داری: یا می توانی مثل همه ای باشی که می ریزند و می
پاشند و دغدغه نان ندارند. در این صورت می توانی به خودت بگویی
حالا که من فرمانده ام و همه گوش به فرمان من هستند، اصلاً گم
نامی یعنی چی؟ یا این که می توانی خودت را بیندازی وسط میدان،
تن به بلا بسپاری، غم دیگران را گوشه دلت قاب کنی و بدون گلایه
از مشکلات، عزم کنی با آنها بجنگی.
داستان «علی صیاد شیرازی»، می دانی که از نوع اول نیست. علی،
متولد 1323، در کبود گنبد(درگز)، جانشین ستاد کل نیروهای مسلح،
کاری کرد که من و تو بعد از سال ها باور کنیم که «درِ باغ
شهادت باز، باز است».*
می رفت آن طرف خط، وسط عراقی ها، هر چی بهش می گفتند که آخر
مرد حسابی! کجای دنیا، فرمانده نیروی زمینی می رود وسط دشمن؟
می خندید و می گفت که من باید خودم به یقین برسم که آن طرف چه
خبر است، بعد نیروهایم را بفرستم.
وقتی پشت بی سیم می گویند که
فلان کار باید بشود، باید بدانم که شدنی است. پنج کیلومتری
دشمن، صدای همه درآمده بود که چرا صیاد آمده اینجا که احتمال
هر خطری هست. او را بغل می کنند و به زور می اندازند توی قایق.
با همان لباس نظامی و تجهیزات، می پرد بیرون و شناکنان برمی
گردد پیش بچه ها.*

مراقب تک تک هزینه هایی که در ارتش خرج می شد، بود. یک وقت
می آمد و می گفت که فلان جلسه، همه اش اداری نبود، حرف شخصی هم
مطرح شد؛ هزینه جلسه را بنویسید به حساب من. لیست تمام تلفن
های شخصی خودش را هم داشت.*
نماز شبش را که می خواند، تا صبح بیدار می ماند، ما را هم
برای نماز بیدار می کرد. بعد از نماز با بچه ها ورزش می کردیم
و نهایتاً می رفت سراغ کار. هر روز صبح نیم ساعت تا سه ربع،
وقت می گذاشت تا بچه ها درباره هر چه که دوست دارند، حرف
بزنند. روزهای جمعه هم می آمد و می گفت که امروز می خواهم یک
کار خیر انجام بدهم. بعد وضو می گرفت می رفت داخل آشپزخانه، در
را می بست و شروع می کرد به شستن.*
به ما می گفت: «خجالت می کشم. خیلی در حق شما کوتاهی کرده
ام. کمتر پدری کرده ام. فرصتم کم بوده و گرنه خیلی دلم می
خواست.» یک روز در زدند، پیک نامه آورده بود. قلبم ریخت که
نکند شهید شده باشد. پاکت را باز کردم دیدم یک انگشتر عقیق
برای من فرستاده و نوشته: «به پاس صبرها و تحمل های تو.»*
یک شب خواب دیده بود که اما به او می گوید: «شما کارتان درست
می شود، نگران نباشید.» 21 فروردین 78 بود، کارش درست شد.*
فردای روزی که به خاک سپرده بودندش، می روند سر خاک، «آقا» هم
آنجا بود. زودتر از بقیه آمده بود. می گفت:
«دلم برای صیادم تنگ شده!»
پيام مقام معظم رهبري به مناسبت شهادت شهيد صياد
شيرازي
بسم الله الرحمن الرحيم
«من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي
نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا »
امير سرافراز ارتش اسلام و سرباز صادق و فداكار دين و قرآن،
نظامي مؤمن و پارسا و پرهيزكار، سپهبد علي صيادشيرازي امروز به
دست منافقين مجرم و خونخوار و روسياه به شهادت رسيد.
اين نه اولين و نه آخرين باري است كه دلي نوراني و سرشار از
عشق و ايمان و وفاداري به آرمانهاي بلند الهي، هدف تير خشم و
عناد و عصبيت از سوي زمره جنايتكار و فاسدي كه ادامه حيات خود
را در خدمتگزاري به دشمنان اسلام دانستهاست، قرار ميگيرد و
دستخائن خودفروختهاي، نهال ثمربخش انسان والايي را قطع
ميكند. او مانند ديگر مردان حق از روزي كه قدم در راه انقلاب
نهادند، همواره سر و جان خود را براي نثار در راه خدا بر روي
دست داشتند.

سرزمينهاي داغ خوزستان و گردنههاي برافراشته كردستان
سالها شاهد آمادگي و فداكاري اين انسان پاك نهاد و مصمم و
شجاع بوده و جبهههاي دفاع مقدس صدها خاطره از رشادت و از خود
گذشتگي او حفظ كرده است. خطر مرگ كوچكتر از آن است كه بندگان
صالح خدا را از راه او بازگرداند و عشق به منال دنيوي حقيرتر
از آن است كه در دل نوراني شايستگان جايي بيابد، كوردلان منافق
بدانند كه با اين جنايتها روز به روز نفرت ملت ايران از آنان
بيشتر خواهد شد و خون مردان پاكدامن و پارسا هم چون صياد
شيرازي و شهيد لاجوردي بدنامي و سياهرويي آنان را در تاريخ و
در دل اين ملت هميشگي خواهد كرد.
و سردمداران استكبار كه با وجود لاف زنيهاي ضدتروريستي
خود، به اميد آن نشسته اند كه تروريستهاي مزدورشان در ايران
اسلامي با شهيدكردن مردان استوار و مقاوم انقلاب، راه تسلط بر
ايران اسلامي را هموار كنند. بدانند كه خون شهيدان راه حق، ملت
مؤمن ما را راسختر و آشتي ناپذيرتر و مقاوم تر ميسازد. رحمت و
فضل بيكران الهي بر روح شهيد عزيزمان علي صيادشيرازي و لعنت و
نفرين خدا و فرشتگان و بندگان صالحش بر ايادي منفور و مطرود
استكبار.
اينجانب شهادت اين بنده برگزيده خدا را به ملت ايران به
خصوص به ياران دفاع مقدس و ايثارگران جبهه هاي نور و حقيقت و
به خانواده گرامي و فداكار و بازماندگان محترمش تبريك و تسليت
ميگويم و صميميترين درود خود را بر روح پاك او و خون بناحق
ريخته او نثار ميكنم.
و
السلام علي عباد الله الصالحين
سيد علي خامنه اي